امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۹:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 140950
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۹۳ - ساعت ۱۵:۵۴
تعداد بازدید: 23
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

با آمریکا صمیمی‌تر شده‌ایم...

مذاکره برای مسائل هسته‌ای یا «صمیمیت» بیشتر؟!

علی خرّم، دیپلمات سابق و از چهره‌های نزدیک به دولت به تازگی در بخشی از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری ایلنا با بیان اینکه ظریف و کری خواستند (در مذاکرات اخیر)! بگویند درصدد رفع اختلافات هستند، گفت: نوع مذاکرات دستگاه دیپلماسی نشان می‌دهد که روابط ایران و آمریکا وارد فاز جدیدی می‌شود که در آن رسمیت روابط کمتر و «صمیمیت»! دو طرف بیشتر می‌شود.

وی تصریح کرده است: ایران و آمریکا تمایل دارند با برداشتن مرزهای رسمی در روابط‌شان٬ مشکلات دوجانبه خود را بیشتر از طرق غیر رسمی حل‌وفصل کنند.

 

*چند ماه پیش و قبل از خرّم نیز یکی از مشاوران رئیس‌جمهور در گفت‌وگو با رسانه‌ها اظهار کرده بود که «مقامات کشورهای غربی اکنون می‌گویند چگونه به ایران کمک کنیم»!

همچنین مدتی پس از صحبت‌های اشاره شده از خرّم، روزنامه آرمان‌امروز یادداشتی را با عنوان «ظریف و صمیمیت دیپلماتیک»! نوشته داوود هرمیداس باوند، منتشر کرد که در آن پیاده‌روی ظریف با وزیر خارجه آمریکا «صمیمی» توصیف شده و نویسنده همچنین گفته بود:

«می‌توان درباره اینکه این صمیمیت‌ها تا چه اندازه می‌تواند در حل و فصل مسائل دیپلماتیک کارگشا باشند، گمانه‌هایی مطرح کرد... روابط ایشان(ظریف) با جان کری - با توجه به آشنایی‌اش با خصوصیات اخلاقی آمریکایی‌ها- می‌تواند بسیار صمیمانه‌تر و دوستانه‌تر هم باشد»!

این قبیل صحبت‌ها متأسفانه از سر محاسبه غلط و ابراز خوشبینی صریح عده‌ای نسبت به آمریکا نشأت می‌گیرد.

خوشبینی و اظهار مسرّتی از یک پیاده‌روی کوتاه! و از یک‌ونیم سال مذاکره که البته هنوز معلوم نیست چه خیرات و برکاتی برای ایران و مردم ایران غیر از تحریم‌های بیشتر، زبان‌گشایی‌های متجاوزانه و ابراز اینکه «همه گزینه‌ها روی میز است»! داشته است؟!

البته چهره‌های طرفدار مذاکره، در مقاطعی نسبت به این بی‌دستاوردی نیز اظهار نظر کرده‌اند...

علی خرّم، زمانی طی یک یادداشت در نشریه صدا نوشته بود: ظرف 10 ماه آثار موفقیت‌های سیاست‌های خارجی در اقتصاد، صنعت و اوضاع اجتماعی پدید آمد و اگرچه با «اعمال نفوذ برخی تفکرات» دامنه این موفقیت‌ها نتوانست وسعت یابد!

این چهره نزدیک به دولت همچنین در یادداشت دیگری در همین نشریه خواستار «کمی تدبیر و البته پایین آمدن از مواضع سفت و سخت از سوی طرفین»! شده بود و اخیراً نیز مجدداً همین درخواست را با الفاظ «انعطاف حداکثری... مد نظر همه طرفین باشد»! در سرمقاله روزنامه شرق تکرار کرده است.

و هم او بود که زمان دیگری در روزنامه آرمان‌امروز از این نوشت که در صورتی که ایران و آمریکا به توافق نرسند «تروریسم» گسترش خواهد یافت!

شایان ذکر است مقام معظم رهبری مدتی قبل درباره کم‌دستاوردی مذاکرات هسته‌ای و بی‌نتیجگی محرز گفت‌وگو با آمریکا ضمن تصریح به مسئله «بی‌دستاوردی مذاکرات اخیر با آمریکایی‌ها» در مقطعی نیز فرمودند:

«نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی‌ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است»

با توجه به خوانش مواضع طرفداران داخلی مذاکره با آمریکا و رؤیت انرژی بیش ‌از اندازه‌ای که صرف این مسئله می‌شود؛ به نظر می‌رسد تلاش عده‌ای برای تشویق مذاکره با آمریکا، اهدافی غیر از مسائل اعلامی (از قبیل رفع تحریم‌ها و تنش‌زدایی!) نیز دارد و بیشتر نوعی «کرنش هژمونیک» و اعلام عضویت خودخوان این عده در دهکده جهانی به کدخداگری آمریکا مد نظر است.

 

***

 

آژیر ممتد «تسویه سازمانی» در جبهه اصلاحات!

انتخابات مجلس دهم و زنان اصلاح‌طلب

آذر منصوری، فعال سیاسی اصلاح‌طلب، در شماره روز شنبه گذشته روزنامه اعتماد، در لابه‌لای یک یادداشت نوشته است:

«نمی‌توان مجلسی را در رأس امور دانست اما به الزامات این در رأس امور بودن توجهی نداشت. اصلی‌ترین الزام نیز میزان قرار گرفتن رأی مردم است که در یک انتخابات آزاد، عادلانه و قانونی قابلیت جریان‌سازی دارد. ذکر این نکته نیز حائز اهمیت است که اصلاح‌طلبان از یک سو باید به سازوکار اساسی برای انسجام بخشی بیندیشند و از سوی دیگر نیز به اصل مساله یعنی الزامات یک انتخابات با مولفه‌هایی که گفته شد توجه داشته باشند. به طور قطع و یقین رعایت این گفتمان ارتباط مستقیم با کنش جریان اصلاح‌طلب خواهد داشت و هر گروه و جریانی بخواهد خارج از مدار بر سازی ناکوک بدمد به دست خود از ریل قطار اصلاحات خارج خواهد شد»

 

*تأکید بر چیزی به نام «انتخابات آزاد»! در جریان انتخابات مجلس نهم بعنوان یک توطئه، کشف شد و حتی مورد هشدار رهبری نظام نیز قرار گرفت.

ماجرای اشاره‌های یک جریان سیاسی خاص بر «قانونی بودن انتخابات» نیز نوستالژی تلخ انتخابات سال 88 را در اذهان زنده می‌کند که چگونه متعلقین زن و مرد این جریان به بهانه قانون! ادعای قانونی نبودن انتخابات را علم کردند و فتنه‌ای بزرگ رخ داد.

همچنین جریان اصلاحات نیز بر خلاف نظر خانم منصوری، بیشتر از آنکه دغدغه قانونی برگزار شدن انتخابات مجلس دهم را داشته باشد؛ بر اساس گفته‌های اخیر محمد خاتمی باید به فکر رفع بدبینی‌ها و تردیدهای نظام نسبت به خود باشد که مشخصاً تأکید بر امری واهی به نام «دغدغه قانونی بودن انتخابات» بر عمق به حق بدبینی‌های اعتراف شده توسط خاتمی خواهد افزود.

صحبت‌های خانم منصوری در اشاره به «جریانی که بخواهد ساز ناکوک بزند از ریل اصلاحات خارج می‌شود» نیز بازتکرار صحبت‌های عبدالواحد موسوی لاری در همایش اخیر اصلاح‌طلبان است که گفته بود: «جریان اصلاحات با آن‌ها که به فکر سوء استفاده هستند و یا در راه عوضی حرکت می‌کنند تسویه قلمی، قدمی و اندیشه‌ای می‌کند»

شایان ذکر است، خانم اشرف بروجردی، دیگر فعال زن اصلاح‌طلب، چند ماه قبل در بخشی از یک یادداشت انتخاباتی در روزنامه آرمان‌امروز نوشته بود: «دولت باید یک استراتژی را برای برگزاری انتخابات تعیین کند که اساسا فارغ از ترکیب آینده مجلس، مبنای حمایت و اصل کار دولت باید حفظ و صیانت از آرای مردم باشد! اگر واقعا این استراتژی در جنبه عمل هم خودش را نشان دهد، ترکیب آینده مجلس می‌تواند متفاوت از ‌آن چیزی باشد که امروز شاهدش هستیم»!

یک جریان سیاسی خاص، از 2 سال قبل، مشغول فعالیت زودهنگام برای انتخابات مجلس دهم است.

 

***

 

«ماجرای پاشایی یک تست بود»

مشکل جوانان دهه‌هفتادی چیست؟!

محمود گلزاری، معاون ساماندهی امور جوانان در وزارت ورزش و جوانان، اخیراً در بخشی از مصاحبه با روزنامه اعتماد به صحبت‌های خود با یک دانشجوی متولد دهه 70! اشاره کرده و به نقل از وی گفته است:

«نه سیاسیون و نه مذهبیون و نه ورزشکاران دیگر مرجع ما دهه هفتادی‌ها نیستند...ما آدم‌های بی تکیه‌گاه و سرگردانی هستیم...افرادی مثل مرتضی پاشایی انگار به این سرگردانی و سرگشتگی ما نزدیک‌ترند و خود او هم همین گونه بود و برای همین می‌تواند برای ما نه اینکه مرجع باشد بلکه نشانه‌ای از همذات پنداری ما باشد تا در پشت جنازه‌اش فریاد غربت و سرگشتگی سر دهیم...ما بچه‌های بدی نیستیم اما شماها را قبول نداریم. به خودمان هم فشار آوردیم که شما را باور کنیم اما نمی‌شود»!

گلزاری پس از تأیید تلویحی این صحبت‌ها به مسئله تشییع مرحوم پاشایی اشاره و تصریح می‌کند:

«به نظرم مرتضی پاشایی نماد یک نسل است نه شخص مرتضی پاشایی بلکه پدیده پاشایی که نمایانگر و نشانگر سرگشتی است... پدیده مرتضی پاشایی باعث شد تا ما متوجه شویم مثل اینکه میلیون‌ها جوان ما این گونه‌اند! این جمعیت نه طغیانگرند و نه پدیده سیاسی‌اند بلکه تک‌تک اینها سرگشتگی دارند و در عین حال بچه‌های خوبی هستند. خیلی از این بچه‌ها ظاهر عصیانگری دارند اما درونشان دنیایی پر از غم است...پاشایی، درون جوانان ما را نشان داده است و کمکی به ما است و می‌تواند مثل یک تست باشد...به نظر من مرتضی پاشایی یک ابزار تشخیصی فرافکن است که ما متوجه شویم درون جوان‌ها چه می‌گذرد»

 

*متأسفانه مشکل استدلال‌های امثال آقای گلزاری و سایرینی که این روزها به چند دلیل دست از سر نسل‌های جدید و همینطور، تشییع‌کنندگان مرحوم پاشایی بر نمی‌دارند این است که نظراتی شخصی را در کنار حقایق قرار می‌دهند و نتیجه دلخواه خود را نیز به عنوان واقعیت جلوه می‌دهند.

باید اشاره کرد که مشکل جوانان دهه هفتادی نه محتوای دیالوگ فوق بین گلزاری و یک دانشجوی دهه هفتادی که وجود پیرمردها و سنّ و سال‌دارهای خسته‌ای است که نه تنها به گفته چندی قبل فیّاض زاهد «خاطره خوشی از انقلاب 57 ندارند» و به گفته‌ی عیسی سحرخیز «دیگر به امام علاقه ندارند»؛ بلکه به همراه چند طرفدارشان در این روزهای میانه و آخر عمر، قصد قربت کرده‌اند که به هر لطایف‌الحیل ممکن؛ انقلاب و نظام اسلامی را به مسیری خاص! بکشانند.

و برای همین قصد قربت است که تلاش می‌کنند تا هر نوع نظری را به جوانان ایرانی و نسل‌های نوین انقلاب اسلامی مرتبط کنند تا بدین سان از آتش «معترض‌سازی»، برای علاقه‌مندان همیشگی به «تجمع خیابانی» و نقّاشان حوادث سال 88 و سال 78! آبی گرم شود.

در نقض صحبت‌ها و ادعاهای آقای گلزاری و آن دانشجوی محترم دهه هفتادی پیرامون جوانان، همین بس که اتفاقا مرجعیت‌های اجتماعی در دوران کنونی بروز و ظهور بهتری نیز یافته‌اند و همچنین جامعه جوان ایرانی نیز در مقابل کج‌فکری‌های ناشی از تسلیم عده‌ای منورالفکر در مقابل آمریکا دچار یک «کَژتابی خوش‌یُمن» شده و از برکات همین کژتابی خوش‌یُمن است که این جامعه جوان، در قامت خود سبب‌ساز رخدادهایی بی‌سابقه در تاریخ انقلاب و البته برای دفاع از انقلاب اسلامی همچون «9 دی» می‌شود.

همین جمعیت به قول آقای گلزاری و آن دانشجوی محترم دهه هفتادی «سرگردان و سرگشته» که به دنبال همذات پنداری و همزاد پنداری است! اتفاقا همذات‌پنداری‌های بزرگی با قافله اباعبدالله الحسین(ع) از خود بروز داده که فقط نمونه کوچکی از آن در اربعین میلیونی امسال در کربلای معلی به چشم آمد.

و نمونه دیگر این همذات پنداری را نیز آن تحلیلگر غربی به چشم دیده است که اذعان می‌کند حضور گسترده جوانان ایرانی در مراسم تشییع شهدای گمنام نشان از آن دارد که عکس‌العمل نسل‌های جدید ایرانی نسبت به تعرض به نظام و کشورشان دور از ذهن است.

آقای گلزاری و آن دانشجوی مورد اشاره ایشان مدعی باور نداشتن مراجع فکری کنونی توسط نسل‌های جدید شده‌اند...

این در حالی است که مگر همین نسل‌های جدید نیستند که به تبعیت از مراجع اجتماعی منزّه و خوشفکر امروز ایران اسلامی، قوانین کشور را برتافته‌اند، در انتخابات‌ها و راهپیمایی‌های هر ساله شرکت می‌کنند، گاهی در منصه‌هایی از نبرد در داخل و خارج به شهادت می‌رسند و در لابه‌لای همین جامعه، با نجابت در حال زیست هستند.

معاون وزیر ورزش همچنین در بخش دوم صحبت‌های خود به تشییع‌کنندگان مرحوم پاشایی اشاره کرده و از این گفته است که آن ماجرا یک تست بود!

در اقتفای همین موضع و تحلیل عجیب، توجه به صحبت‌های زیر که در روزهای پسین درگذشت مرحوم پاشایی و از جانب پیرمردهای خسته‌ی اشاره شده و طرفداران آنها درباره تشییع‌کنندگان مرحوم پاشایی بیان شده نیز ضروریست:

_ این نمایش، نمایش پاشایی نبود. نمایش چیز دیگری است.

_ این جمعیت هر چیزی را برای بروز دادن خود بهانه می‌کند.

_ جوانان دهه شصتی خودشان را در پاشایی می‌بینند، کسی که به آرزوها و خواسته‌هایش نرسید...

_ تجمعات تشییع پاشایی بخاطر فقدان عدالت و جامعه مدنی بود.

_ این تجمع یک جنبش بود.

_ مشایعت‌کنندگان منتقد حکومت بودند.

_ این رخداد باز هم تکرار می‌شود.

_ واکنش‌های بزرگتری هم در راه است.

اکنون آقای گلزاری، تحلیلش درباره تشییع‌کنندگان سوگوار مرحوم پاشایی و احمد پورنجاتی که چندی قبل گفته بود: «بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان باید رخ‌نمایی کند»!

گفتنیست، محمد خاتمی، چندی قبل در یک دیدار رسمی از وجود بدبینی‌های نظام نسبت به اصلاح‌طلبان سخن گفته و تأکید کرده بود که اصلاح‌طلبان باید در راستای حذف این بدبینی‌ها تلاش کنند...

 

***

 

تصاویری که بر ابهامات ماجرای شارلی‌اِبدو افزود!

این دو تصویر به تازگی در خبرگزاری رویترز و با موضوع اعتراض مسلمانان به توهین‌های نشریه فرانسوی شارلی‌اِبدو به ساحت پیامبر گرامی اسلام(ص) منتشر شده‌اند.









تصویر اول مربوط به تظاهرات فلسطینیان در قدس اشغالی و در مقابل قبة‌الصخره است و در تصویر دوم نیز یمنی‌ها نشان داده شده‌اند که پس از ماجرای حمله به دفتر شارلی‌اِبدو و در تعاقب آن؛ توهین‌های بیشتر این نشریه به ساحت گرامی پیامبر اسلام به خیابان‌ها آمده‌اند.

 نکته این دو تصویر «تظاهرات بی‌ممانعت فلسطینی‌ها در مقابل قبة‌الصخره»! در تصویر اول و «نمایش پرچم داعش» در عکس دوم است.

سؤال اینجاست که اگرچه اعتراض به اقدامات نشریه شارلی‌اِبدو و توهین به ساحت گرامی پیامبر اسلام(ص) امری ممدوح و حتی واجب است اما در اعتراضی که با استارت ماجرای مشکوک حمله به دفتر شارلی‌اِبدو شروع شده باشد و طی آن ضمن اینکه پلیس رژیم صهیونیستی، ممانعت خاصی برای معترضین فلسطینی ایجاد نمی‌کند؛ بالا رفتن پرچم داعش نیز مورد توجه رسانه‌های غربی قرار می‌گیرد؛ چه اهدافی می‌تواند قابل صید توسط دشمن باشد؟!

سؤالی که صد البته پاسخ آنها را باید در علل مشکوک بودن ماجرای حمله به دفتر نشریه هتّاک شارلی‌اِبدو، نقش سرویس‌های جاسوسی غرب، اسرائیل و آمریکا در این رخداد و هماهنگی‌های همیشگی شبکه‌صهیونیستی رسانه‌های جهانی در قِبال این ماجرا جستجو کرد...

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار