امروز : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 25
۲۰:۰۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 141778
تاریخ انتشار: ۴ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۰۴
تعداد بازدید: 107
گشایشی در روابط با تهران؛ که به شکست انجامید پایان جنگ ایران و عراق و درگذشت آیت‌الله خمینی، به گسترده‌ترین تغییرات سیاسی از زمان ...

گشایشی در روابط با تهران؛ که به شکست انجامید

پایان جنگ ایران و عراق و درگذشت آیت‌الله خمینی، به گسترده‌ترین تغییرات سیاسی از زمان شکل‌گیری جمهوری اسلامی در سال 1979 منجر شد. آیت‌الله خامنه& zwnj;ای رئیس‌جمهور وقت از سوی مجلس خبرگان به عنوان رهبر جدید انتخاب و هاشمی رفسنجانی رئیس‌ مجلس وقت نیز در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1989 جایگزین [آیت‌الله] خامنه‌ای شد. پیروزی رفسنجانی در انتخابات به معنای روی کار آمدن فردی محافظه‌کار و عملگرا بود که خود را متعهد به پیوند دادن ایران به نظام اقتصاد جهانی می‌دانست. رفسنجانی حتی از برادرش که در دانشگاه «برکلی» تحصیل کرده، روان‌تر انگلیسی حرف می‌زد و معتقد بود باید کشورهای غربی را متقاعد کرد که در ایران سرمایه‌گذاری کنند.[1]

همزمان با پایان جنگ ایران و عراق در اواخر سال 1988، قدرت گرفتن رفسنجانی اولین فرصت برای تغییر سیاست‌های آمریکا از دشمنی آشکار با ایران به سمت نوعی رابطه همکاری‌جویانه، بود. «جرج بوش» پدر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا این موقعیت را درک کرده و در مراسم تحلیف خود (20 ژانویه 1989) اظهار داشت: «کمک» ایران در آزادسازی گروگان‌های آمریکایی که در بازداشت شبه‌نظامیان لبنانی بودند، «برای مدت‌های مدید در یادها باقی خواهد ماند» و افزود: «حسن‌نیت، حسن‌نیت می‌آورد.» بوش سپس از «خاویر پرز دکوئیار»[2] دبیر‌کل وقت سازمان ملل خواست این پیام را به رفسنجانی منتقل کند: اگر ایران از نفوذ خود در لبنان برای آزادی گروگان‌های آمریکایی استفاده کند، بوش آماده ارتقای روابط آمریکا با ایران است. «برنت اسکوکرافت»[3] مشاور وقت امنیت ملی آمریکا بعدها عنوان کرد که بوش نمی‌خواست بر سر گروگان‌ها وارد مذاکره مستقیم با ایران شود، اما قصد داشت با استفاده از آن ادبیات «به نحوی ظریف به ایران نزدیک شود». اسکوکرافت ادامه می‌دهد: «آن یک علامت بود. یک اشاره، به این معنا که شما اقدام مثبتی به نفع ما انجام دهید و ما نیز در مقابل جبران می‌کنیم.»[4]

اکتبر 1989، دولت بوش یک بخشنامه‌ فوق سری امنیت ملی در ارتباط با سیاست آمریکا در قبال خلیج فارس صادر و طی آن اعلام کرد آمریکا باید «همچنان برای ایجاد روابط عادی با ایران بر اساس یک رویه دقیق معامله به مثل، آماده باشد.» در این بخشنامه آمده بود عادی‌سازی روابط با ایران باید با پایان «حمایت این کشور از تروریسم بین‌المللی» و آزادی گروگان‌ها در لبنان، آغاز شود. بخشنامه همچنین چندین شرط دیگر برای عادی‌سازی کامل روابط با تهران برشمرده بود، از جمله «بهبود روابط با همسایگان» و «ارتقای وضعیت حقوق بشر»، اما در عین حال تلویحاً اشاره کرده بود که اگر عادی‌سازی کامل روابط نیز میسر نباشد، بدون این شروط هم می‌توان دست‌کم به بهبود روابط دست یافت.[5] این سیاست در مواضع «جیمز بیکر»[6] وزیر وقت خارجه آمریکا نیز انعکاس پیدا کرد. وی دریافته بود که موضع خصمانه ایران نسبت به اسرائیل، در مقایسه با عراق به مراتب کمتر خصمانه است و لذا می‌تواند منافع مشترکی با آمریکا در منطقه داشته باشد.[7] سند «راهبرد امنیت ملی ایالات متحده» به تاریخ آگوست 1991 نیز یک بار دیگر راه را برای «بهبود روابط با ایران» باز گذاشت، مشروط بر اینکه ایران «به صراحت نشان دهد از گروگان‌گیری یا اشکال دیگر تروریسم، پشتیبانی نمی‌کند.»[8]

«جیاندومنیکو پیکو»[9] که به عنوان مذاکره‌کننده سازمان ملل برای ملاقات با رفسنجانی به تهران اعزام شده بود نیز وعده بوش برای جبران کمک ایران به آزادسازی گروگان‌ها را تکرار کرد. سال 1991، رفسنجانی تصمیم گرفت فعالانه برای آزادی گروگان‌هایی که در بازداشت شبه‌نظامیان شیعی نزدیک به ایران بودند، تلاش کند. وی برای این منظور، رابط‌های محرمانه را فعال و همچنین شخص «علی‌اکبر ولایتی» وزیر وقت خارجه را به لبنان فرستاد. پیرو آن سفر، آخرین گروگان آمریکایی نیز در 4 دسامبر 1991 آزاد شد.[10]

پس از آن، بوش و اسکوکرافت پیشنهاداتی برای انجام اقدامات متقابل و عمل به وعده‌هایی که رئیس‌جمهور سه سال پیش از آن در مراسم تحلیف داده بود، ارائه کردند. اسکوکرافت در ملاقاتی که اواسط ژانویه 1992 با پیکو میانجی سازمان ملل داشت، عنوان کرد امکان خروج ایران از لیست تروریسم، کاهش تحریم‌های اقتصادی علیه این کشور و همچنین پرداخت غرامت بابت هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران در جولای 1988 توسط ناو آمریکایی -که به کشته شدن تمام 290 مسافر و خدمه هواپیما منجر شد- وجود دارد. اسکوکرافت به پیکو گفت تصور می‌کند در اوایل ماه مارس، تصمیمی در این رابطه اتخاذ شود. پیکو همچنان یادداشت‌های شخصی خود از آن دیدار را نگه داشته و در مصاحبه با نویسنده این کتاب مطالب فوق را بر اساس همین یادداشت‌‌ها، نقل کرد.[11]

25 فوریه 1992 وقتی پیکو یک بار دیگر با اسکوکرافت ملاقات کرد، وزیر خارجه آمریکا به وی گفت دولت همچنان در حال بررسی صدور مجوز فروش تعدادی هواپیما و قطعات هواپیما و همچنین کاهش برخی تحریم‌های اقتصادی دیگر است. اما دوم آوریل، اسکوکرافت در تماس تلفنی با پیکو، عنوان کرد فعلاً بعید است تحریم‌های اقتصادی کاهش یابد، چراکه ایران در خارج از کشور مرتکب اقدامات تروریستی شده است.[12] وقتی پیکو روز 10 آوریل با اسکوکرافت دیدار کرد، از او شنید که در رابطه با ایران کلاً «هیچ حسن نیتی در مقابل حسن نیت» در کار نخواهد بود.[13]

چه بر سر رویکرد معامله به مثل بوش آمد؟ سال‌ها بعد، اسکوکرافت نشستی را که با حضور او، بوش و دیگر «بزرگان» دولت (وزیران خارجه، دفاع و رئیس سازمان سیا) درباره اقدامات پیشنهادی در قبال ایران برگزار شد، تشریح کرد. به گفته اسکوکرافت، بوش در آن جلسه گفت با معامله به مثل «موافق است»، اما «همه افراد دیگری که آنجا بودند، گفتند ایران در زمینه‌های مختلف آنقدر عملکرد نامناسبی داشته که دادن پاداش به آن‌ از طریق برداشتن تحریم‌ها... برای ما غیرممکن است». «بروس ریدل»[14] مقام ارشد شورای امنیت ملی در حوزه خلیج فارس می‌گوید: «همانطور که در آن دیدار به ژنرال اسکوکرافت هم گفتم، مسئله این بود که ایران عمیقاً درگیر اقدامات تروریستی شده بود و این امر هر اقدامی برای بهبود روابط با این کشور را بسیار بسیار دشوار می‌کرد.» توضیح اسکوکرافت در این رابطه بسیار ساده بود: «من در این بحث مغلوب شدم.»[15]

اسکوکرافت در دیدار آوریل 1992 خود با پیکو، شرح دقیق‌تری در این مورد ارائه می‌کند که نشان می‌دهد مجموعه سازوکارهای سیاسی پیچیده‌تری برای ممانعت از انجام هرگونه معامله به مثل با ایران، وجود داشته است. اسکوکرافت می‌گوید این تصمیم براساس «اطلاعات جدیدی» گرفته شد که نشان می‌داد ایران احتمالاً در حال آغاز دور جدیدی از تروریسم و اقدامات خصومت‌آمیز نظامی است. اسکوکرافت به پیکو گفت اطلاعات جدید نشان می‌دهد ایران تصمیم به ورود به «مسیری متفاوت» از آنچه برای بهبود روابط با واشنگتن لازم است، گرفته است. وی به ترور ادعایی یک فرد با تابعیت ایرانی در کنکتیکت[16] توسط عوامل ایران و همچنین یک‌سری گزارش‌های جاسوسی اشاره داشت که در آن‌ها ادعا شده بود ایران ممکن است از گروه‌های «شبه حزب‌الله» در اروپا یا مناطق دیگر، برای پاسخگویی به ترور ماه فوریه «سید عباس موسوی» (دبیرکل حزب‌الله لبنان) در جنوب لبنان توسط اسرائیل، استفاده کند. اسکوکرافت همچنین گفت این گزارش‌ها نشان می‌داد ایران قصد «احیای توان تسلیحاتی» خود را دارد و تلاش می‌کند به تسلیحات هسته‌ای دست یابد.

اما اسکوکرافت به هیچ گزارش اطلاعاتی که نشان دهد ایران واقعاً دست به اقدامات تروریستی زده، اشاره نکرد، مگر ادعای ترور یک فرد ناشناس در کنکتیکت. آن ادعا نیز یا یک اشتباه و یا فریبی عامدانه از سوی کسی بوده که قصد داشته خودداری آمریکا از انجام معامله به مثل ایران را توجیه کند؛ چرا که آن حادثه ادعایی هیچ‌گاه در بانک اطلاعاتی مرکزی اف.بی.آی (پلیس فدرال آمریکا) ثبت نشده است.[17] حتی اسکوکرافت که احتمال می‌داد ایران در آینده دست به اقدامات تروریستی بزند، مدعی نشد بمب‌گذاری 17 مارس 1992 سفارت اسرائیل در بوینوس آیرس کار ایران بوده است.

اتفاقی نبود که بلافاصله پس از انتصاب «رابرت گیتس» (که از آگوست 1989 معاون اسکوکرافت بود)، به عنوان رئیس سازمان سیا، تلاش برای تصویرسازی از ایران به عنوان یک کشور حامی تروریسم و اشاعه‌دهنده تسلیحات کشتار جمعی ملموس‌تر شد. 23 نوامبر 1991، تنها دو هفته پس از آنکه گیتس به ریاست سازمان سیا رسید، لس‌آنجلس تایمز از قول «یک مقام بلندپایه دولتی» نوشت: روابط با ایران به دلیل «ادامه حمایت از تروریسم بین‌الملل» و تلاش برای دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی، در «انجماد کامل»[18] می‌ماند. این مقام همچنین افزود: اگر آمریکا در ازای آزادسازی گروگان‌ها به ایران امتیازی می‌داد، رفسنجانی «تحت فشار شدیدی قرار می‌گرفت تا هرگونه بهبود روابط با آمریکا را پس بزند.»[19]

این اظهارات در مورد رفسنجانی و اقدامات احتمالی درباره ایران تنها می‌توانست از جانب فردی باشد که در حلقه داخلی دولت و از افراد مطلع نسبت به طرح بوش - اسکوکرافت بوده باشد. آنطور که نیویورک‌تایمز سه ماه پیش از آن گزارش داده بود، در آن زمان هیچ نشست بین‌سازمانی یا سطح بالایی در رابطه با مسئله گروگان‌ها برگزار نشده بود و تنها افراد مطلع در این رابطه، بوش، بیکر وزیر خارجه، اسکوکرافت و گیتس معاون وی بودند.[20]

علاوه بر این، گیتس در جلسات استماع کنگره در اوایل سال 1992، جمهوری اسلامی را تهدیدی برای امنیت خلیج فارس و منافع ایالات متحده، توصیف کرد. گیتس در جلسه استماع کمیته نیروهای مسلح سنا در ماه ژانویه، مجموعه‌ای از اتهامات را علیه ایران مطرح کرد که تلویحاً نشان از مخالفت وی با هرگونه تلاشی برای بهبود روابط با این کشور داشت.

وی در آن نشست گفت: «با وجود عملگرایی آشکار رفسنجانی»، ایران «همچنان تهدیدی بالقوه برای همسایگان کوچکتر خود و جریان آزاد انتقال نفت از طریق خلیج فارس» به شمار می‌آید. گیتس اینطور ادامه داد که تهران «با وجود ایفای نقش در آزادی گروگان‌ها، به حمایت از تروریسم به عنوان یکی از ابزارهای سیاست حاکمیتی خود» ادامه داده و «تلاشی بلندپروازانه را برای توسعه صنایع نظامی و دفاعی خود از جمله برنامه‌ تسلیحات کشتار جمعی، آغاز کرده است.»[21]

گیتس در اظهارات اواخر مارس خود در کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا نیز همان دو موضوع (اقدامات تروریستی و تسلیحات کشتار جمعی) را مطرح نمود، با این تفاوت که این بار، مشخصاً به موضوع تسلیحات هسته‌ای اشاره کرد. وی عنوان کرد ایران «در حال توسعه توانمندی تسلیحات کشتار جمعی است» و «می‌خواهد به توانمندی تولید تسلیحات هسته‌ای دست یابد.» گیتس تأکید کرد که جامعه اطلاعاتی حدس می‌زند ایران «احتمالاً با گسترش تروریسم و دیگر تمهیدات فعال روند آشتی اسرائیل-فلسطین را تضعیف کند.» با وجود آنکه این جلسه استماع حدود دو هفته پس از بمب گذاری در سفارت اسرائیل در بوینوس‌آیرس برگزار شد، گیتس درباره نقش ایران در آن حادثه سخنی به میان نیاورد. گیتس برای آنکه تصویر مورد نظر خود از ایران را کامل کند، به اعضای کمیته خاطرنشان کرد «ایران از هدف خود برای رسیدن به رهبری جهان اسلام و پایان دادن به حاکمیت جهانی فرهنگ و فن‌آوری غربی دست نکشیده است.»[22]

آنچه اعضای کنگره و رسانه‌ها نمی‌دانستند، این بود که تصویرسازی گیتس از ایران به عنوان یک کشور تروریستی متخاصم که به دنبال تسلیحات هسته‌ای است، درست در نقطه مقابل ارزیابی‌های جامعه اطلاعاتی قرار داشت. یک برآورد اطلاعات ملی[23] در مورد ایران که روز 17 اکتبر 1991، یعنی سه هفته پیش از بازگشت گیتس به سمت ریاست سازمان سیا، کامل شد و اکنون از طبقه‌بندی خارج شده، نشان می‌داد سیاست خارجی رئیس‌جمهور رفسنجانی نمایانگر غلبه «عمل‌گرایی» بر «ایدئولوژی صرف» است و ایران «به مرور از افراط‌گرایی انقلابی یک دهه گذشته فاصله گرفته... و به سمت رفتاری متعارف‌تر حرکت کرده است.»[24]

بر خلاف اظهارات گیتس که ایران را تهدیدی برای امنیت و ثبات خلیج فارس معرفی کرده بود، برآورد اطلاعات ملی به این جمع‌بندی رسیده بود که ایران طی دوره دو ساله‌ مربوط به این گزارش، تهدیدی جدی برای منافع آمریکا نخواهد بود. در این گزارش به «ضعف شدید» اقتصاد ایران و این واقعیت اشاره شده بود که نیروهای نظامی ایران در مقایسه با گذشته، «توانمندی‌های محدودی» داشته و «توان کمتری برای ضربه زدن به منافع حیاتی ایالات متحده» دارند. این برآورد همچنین عنوان کرده بود هم رئیس‌جمهور رفسنجانی و هم [آیت‌الله] خامنه‌ای، معتقدند منافع ایران، در روابط بهتر با غرب نهفته است.[25]

با وجود آنکه بخش مربوط به برنامه هسته‌ای ایران در نسخه خارج از طبقه‌بندی پاک شده، اما موضع اصلی ارزیابی در مطلبی که اندکی بعد از پخش این گزارش در دولت، در روزنامه نیویورک‌تایمز منتشر شد، کاملا روشن است: برآورد اطلاعات ملی، برنامه هسته‌ای ایران را سازماندهی‌نشده و در مراحل ابتدایی، توصیف کرده بود. گزارش نیویورک‌تایمز همچنین فاش کرد «برخی مقامات دولتی» معتقدند ارزیابی اطلاعات ملی «گستره نیات ایران را دست‌کم گرفته است.»[26] احتمالاً اشاره گزارش به گیتس بوده که در آن زمان همچنان هماهنگ‌کننده دوفاکتوی شورای امنیت ملی در حوزه موضوعات جاسوسی بود و منافعش ایجاب می‌کرد گزارش چنین جمع‌بندی شود که ایران برنامه تسلیحات هسته‌ای خود را آغاز کرده است.

گیتس در مسأله تروریسم نیز دیدگاه‌های شخصی خود را جایگزین ارزیابی‌های جامعه اطلاعاتی کرده بود. بر خلاف اظهارات وی که گفته بود جامعه اطلاعاتی به این نتیجه رسیده که دولت رفسنجانی «احتمالاً تروریسم را گسترش» خواهد داد، گزارش برآورد اطلاعات ملی در واقع اینطور نتیجه گرفته بود که «بعید است ایران در طول دو سال آینده مستقیماً دست به اقدامات تروریستی علیه منافع آمریکا یا غرب بزند، اما از گروه‌هایی افراط‌گرا حمایت می‌کند که ممکن است مرتکب چنین اقدامی شوند.»

این احتمال را که کاخ سفید به گیتس اجازه داده بود اطلاعات جاسوسی مربوط به ایران را فاش کند، تا از این طریق امکان هرگونه عمل معامله به مثل، منتفی شود، می‌توان رد کرد؛ چرا که گیتس تلاش‌های خود برای تخریب وجهه ایران را پیش از آزادی آخرین گروگان آمریکایی در لبنان در اوایل دسامبر، آغاز کرده بود -رفتاری که نمی‌توانست مورد تأیید کاخ سفید باشد - روشن بود که هدف از این کار، بستن دست رئیس‌جمهور در تدوین سیاست‌هایش در قبال ایران بود.
 پی نوشت:

[1] . Elaine Sciolino, “Rafsanjani Sketches Vision of a Moderate, Modern Iran,” New York Times, April 19, 1992, 1.

[2] . Perez de Cuellar

[3] . Brent Scowcroft

[4] . “Iran and the West: The Pariah State,” BBC documentary, February 2009, http:// www.youtube.com/watch?v=wLjRkrTxkzY.

[5] . National Security Directive 26, “U.S. Policy toward the Persian Gulf,” October 2, 1989, http://www.fas.org/irp/offdocs/nsd/nsd26.pdf.

[6] . James Baker

[7] . Flynt Leverett and Hillary Mann Leverett, Going to Tehran (New York: Metropolitan Books, 2013), 339–40.

[8] . “National Security Strategy of the United States,” August 1991, http://nssarchive. us/?page_id=52.

[9] . Giandomenico Picco

[10] . Author’s interview with Giandomenico Picco, the UN diplomat who worked with Iran to help free the hostages, December 8, 2006.

[11] . This account of the initial meeting and subsequent meetings between Picco and Scowcroft is based on these notes, as read to the author by Picco in a telephone interview January 25, 2009. See also Gareth Porter, “Is Gates Undermining Another Opening to Iran?” Inter Press Service, January 28, 2009.

[12] . Giandomenico Picco, Man Without a Gun (New York: Times Books, 1999), 285.

[13] . Author’s interview with Picco, January 25, 2009.

[14] . Bruce Riedel

[15] . “Iran and the West: The Pariah State.”

[16] . Connecticut

[17] . Personal communication to the author from an FBI source who could not be identified, because he was not authorized to speak to the press, October 24, 2013. The source looked in the FBI’s main database, which would have included any political assassination in the United States, for any record of an assassination of any kind in Connecticut during 1991 or 1992, and found nothing that could have been the basis of Scowcroft reference.

[18] . Deep-freeze

[19] . Norman Kempster, “U.S. Bent on Keeping Iran Ties in Deep-Freeze Diplomacy,” Los Angeles Times, November 23, 1991, 18.

[20] . Patrick E. Tyler, “Iran Taking Lead in the Bargaining to Free Hostages,” New York Times, August 18, 1991, 1.

[21] . Threat Assessment, Military Strategy and Defense Planning: Hearings on January 22, 1992, before the Senate Armed Services Comm., 102nd Cong., 2nd sess., statement by CIA Director Robert M. Gates, 12–14, at http://www.loc.gov/law/find/nominations/ gates/00059133123_excerpt.pdf.

[22] . “CIA Warns of Chemical Threat by Iran,” Houston Chronicle, March 28, 1992, 1.

[23] . National Intelligence Estimate (NIE)

[24] . National Intelligence Estimate 34–91, “Iran under Rafsanjani: Seeking a New Role in the World Community?” October 1991, http://www.foia.cia.gov/sites/default/files/ document_conversions/89801/DOC_0000602664.pdf.

[25] . Kempster, “U.S. Bent on Keeping.”

[26] . Elaine Sciolino, “Report Says Iran Seeks Atomic Arms,” New York Times, October 31, 1991, A7.

- بخشی از کتاب بحران ساختگی اثر گرت پورتر

انتهای متن/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها