امروز : جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 18
۰۸:۰۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 141865
تاریخ انتشار: ۵ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۳
تعداد بازدید: 13
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

***

اشرار نمی‌خواهند معلم‌ها در سیستان باشند!

درباره جنگی نیابتی با استکبار که 36 سال ادامه دارد

فرمانده انتظامی سیستان و بلوچستان چندی قبل از دستگیری 18 نفر از اعضای یک گروهک تروریستی شرق کشور که چند عملیات خرابکارانه انجام داده بودند و موجب شهادت تعدادی از هموطنان، معلمان و پرسنل ناجا شده بودند، خبر داد.

سردار حسین رحیمی افزوده بود: اشرار مذکور اعتراف کردند که وجوهی را از طریق فردی که در یکی از کشورهای عربی فعالیت دارد دریافت می‌کنند؛ بدین ترتیب که آن فرد که در کشور عربی سکونت دارد به حساب یک نفر در استان مبالغی را واریز کرده و از آن طریق، این افراد حقوق خود را به تناسب هر اقدام خرابکارانه دریافت می‌کردند.

این مقام انتظامی همچنین در صحبت‌های خود گفته بود: وقتی از آنها (در بازجویی‌ها) سؤال شد که چرا معلمان را شهید کردید؟! گفتند دستور این بوده که باید تمام معلمان از اینجا بروند.

*حقیقت این است که طی بیش از 35 سال جهاد بی‌امان جمهوری اسلامی ایران با اشرار و قاچاقچیان مسلح در مرزهای شرقی ایران، کمتر به این مسئله توجه شده که در سوی مقابل ما، دشمنی در حال جنگ ایذائی است که تحقیقاً و اثباتاً از سوی برخی کشورهای مرتجع منطقه و آمریکا مورد حمایت مستقیم است.

علاوه بر اعترافات مذکور مبنی بر پول گرفتن اشرار از سوی یک کشور عربی، چند سال قبل نیز آیت‌الله درّی نجف‌آبادی (وزیر اسبق اطلاعات) در یک سخنرانی بیان کرد که واشنگتن زمانی با دعوت از چند تن از سران باندهای شرارت در شرق ایران، آنها را به آمریکا برده و فرامینی را خطاب به آنها درباره ایران صادر کرده است.

جمهوری اسلامی ایران در طول مدت حیات انقلاب اسلامی تاکنون، بیش از 5 هزار شهید در رده‌های ناجا، سپاه، بسیج و سایر نیروهای امنیتی را در راهی تقدیم کرده است که نباید این توطئه سیاسی و امنیتی خارجی را صرفاً به بحث «مبارزه با مواد مخدر» تقلیل داد.

روزگاری بر این کشور گذشته است که کاروان‌های 40 دستگاهی متعلق به اشرار همراه با توپ‌های نیمه سنگین 14.5 به داخل ایران گسیل می‌شدند، با حمایت برخی کشورهای عربی، گروهان‌های چریکی اشرار در مقیاس 80 و حتی 100 نفره تشکیل و به داخل کشور اعزام می‌شد و در مواقعی نیز گروه‌های اشرار به یک روستا حمله می‌کردند و پس از اشغال، غارت و تجاوز می‌گریختند.

همچنین حمایت لجستیکی از اشرار و برخوردار کردن آنها از برخی امکانات تسلیحاتی و ارتباطی توسط برخی کشورهای عربی و آمریکا نیز در طول این سال‌ها زبانزد خاص و عام است و کار به جایی رسید که حتی در برخی عملیات‌های خرابکارانه، مشاوره و راهبری آنها نیز توسط نظامیان آمریکایی حاضر در منطقه انجام می‌گرفت.

در کنار این رخدادها، عزم گروه‌های تروریستی و سران اشرار برای بی‌هویت کردن سیستان و بلوچستان، ترویج تفکرات سلفی و وهابی در این استان به قصد جداکردنش از آغوش نظام اسلامی و تلاش همه جانبه برای فراری دادن تفکر عقلایی و فرهنگی از این استان نیز قید مسجّل دیگری بود که فقط یک نمونه از آنرا در اعترافات گروهک اشاره شده در بالا مبنی بر فراری دادن معلمان از خطّه با کرامت سیستان می‌توان دید.

شایان ذکر است رهبر معظم‌ انقلاب‌ اسلامی، 13 سال قبل و در دیدار با خانواده‌های شهدای سیستان و بلوچستان طی سخنانی‌ با اشاره‌ به‌ تماس‌ عوامل‌ استکبار با اشرار مناطق‌ شرقی‌ و جنوب‌ شرقی‌ کشور، تحرکات‌ اشرار در این‌ مناطق‌ را دارای‌ ریشه‌ سیاسی‌ خواندند و افزودند: دشمن‌ از هر طریق‌ درصدد مانع‌تراشی‌ در راه‌ پیشرفت‌ و آبادانی‌ ایران‌ است‌، البته‌ این‌ تلاش‌ها همچنان‌ که‌ تا کنون‌ بی‌نتیجه‌ مانده‌، بعد از این‌ هم‌ به‌ نتیجه‌ خاصی‌ نخواهد رسید اما ما باید خود را قوی‌ کنیم‌.

***

احمدی‌نژاد در قواره «چگوارا» است و 30 میلیون هم رأی دارد!

«ع.د» از چهره‌های نزدیک به احمدی‌نژاد اخیراً در بخشی از مصاحبه خود با روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد با بیان اینکه آقای احمدی‌نژاد روندی را طی می‌کند که با توجه به تحولات جهانی مشغول مطالعه روی داعش و سیاست‌های آمریکا در منطقه است، گفته است: یکی از طرح‌های پیشنهادی (میان حامیان احمدی‌نژاد) این است که ما به جای اینکه اولویت‌مان را در حوزه داخل بگذاریم سراغ خارج از ایران برویم که ظرفیت‌های انسانی دارد...بخش قابل توجهی از کشورهای عربی و آمریکای لاتین احمدی نژاد (را) به عنوان یک چهره انقلابی قبول دارند. در آمریکای لاتین برخی به اندازه چگوارا روی آقای احمدی‌نژاد تعصب دارند.

او همچنین گفته است: همین الان ٧٠ درصد جامعه با احمدی نژاد همسو است. ما نظرسنجی کرده ایم...اینجا بالای ٥٠ درصد با احمدی‌نژاد هستند...در تهران بین ٣٥ تا ٥٠ و در کل کشور ٧٠ درصد همسو با احمدی‌نژاد هستند.

ع.د می‌افزاید: (احمدی‌نژاد اگر وارد انتخابات شود) با قدرت رییس‌جمهور می‌شود و حداقل ٣٠ میلیون رأی دارد!

*صحبت‌های فرد اشاره شده با شماره روز پنجشنبه روزنامه اعتماد در حالی است که در همین روز، صادق زیباکلام نیز طی یادداشتی در روزنامه اصلاح‌طلب آرمان امروز نوشت:

«آنچه مسلم است اینکه آقای احمدی‌نژاد رأیی بالقوه در حد 10 تا 15میلیون دارد...اصولگرایان به هیچ‌وجه حاضر نیستند احمدی‌نژاد را کنار بگذارند و از آن 10 یا 15میلیون رای وی چشم‌پوشی نمایند»!

زیباکلام همچنین تصریح کرده است: بنابراین آقای احمدی‌نژاد به طور حتم هم در انتخابات دوره دهم مجلس شورای اسلامی در سال94 حاضر می‌شود و هم در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 .

گفتنیست، برخی چهره‌های اصلاح‌طلب و حلقه نزدیک به رئیس‌جمهور سابق در حالی مشغول رایزنی پیرامون حضور دوباره «احمدی‌نژاد» در انتخابات‌های آتی هستند که این مسئله در حال حاضر قطعاً مسئله اصلی نیست و پرداخت به آن مشخصاً با اهدافی خاص صورت می‌گیرد.

وانگهی، خود آنها هم می‌دانند که این بازیگری دوباره محمود احمدی‌نژاد و جریان منتسب به وی در سپهر سیاسی ایران، منوط به مقولات فراوانی مثل تأیید یا ردّ صلاحیت او و یارانش از سوی شورای محترم نگهبان (در صورت عزم بر حضور در یک انتخابات بعنوان کاندیدا) است.

صحبت‌های مربوط به رأی‌آوری احمدی‌نژاد در حالی مطرح می‌شود که دوران کاری وی، جدای از نقاط مثبت و خدمتگذاری به مردم در عموم عرصه‌ها؛ اما در بحث «اعتقاد به برقراری رابطه با آمریکا»، «حلقه انحرافی»، «خانه‌نشینی» و «حمایت از اطرافیان مسئله‌دار» به شدت مورد انتقاد عوام و خواص قرار دارد.

شایان ذکر است که حلقه نزدیک به احمدی‌نژاد، قبل از انتخابات سال 92 نیز اعتقاد داشت که عموم جامعه با گفتمان رئیس‌جمهور وقت همراه هستند! و حتی حاضرند برای اینکه وی بر مسند بماند یا کاندیدای مورد حمایتش تأیید صلاحیت شود؛ به خیابان‌ها نیز بیایند اما این اتفاق هیچگاه رخ نداد.

خبر فوق در برخی نوشته‌های روزنامه ایران و صحبت‌های چهره‌های نزدیک به احمدی‌نژاد مشخصاً مورد اشاره قرار گرفته بود.

یکی از اعضای آن حلقه، در ایامی که اسفندیار رحیم‌مشایی از سوی شورای محترم نگهبان ردّ صلاحیت شد، به رسانه‌ها گفته بود:‌«از طریق مطالبه مردمی اقدام می‌کنیم»!

***

چرا یاران خاتمی از پاشایی، اعتراض و جنبش قومی حرف می‌زنند؟

رضا صالحی‌امیری، رئیس کتابخانه ملی اخیراً در نشست ماهیانه بنیاد باران (وابسته به محمد خاتمی) طی سخنانی با رویکرد بررسی فرهنگی و اجتماعی ایران! گفته است: چه کسی توانست پدیده ای مثل پدیده فوت مرحوم پاشایی را تحلیل کند؟ من از پدیده پاشایی به عنوان یک تحول جدید اجتماعی نام می‌برم. یک طبقه جدید اجتماعی در جامعه ایران با مطالبات جدید شکل گرفته است که ورای جریان روشنفکری در ایران، یک زیست اجتماعی را تجربه می‌کند. مجموعه تحولات نشان می‌دهد که زیر پوست جامعه اتفاقاتی جدی در حال شکل‌گیری است.  سنجش‌های آماری در این مورد نشان می‌دهد که نوع نگاه ساختار رسمی و ساختار غیر رسمی دارای شکافی عمیق است.

به گزارش جماران، او همچنین گفته است: جنبش قومی در ایران جنبشی خفته است...اگر  مجموعه تحولات 76 و 92 نبود در جامعه ایران فاقد سازگاری نظام سیاسی و جامعه قومی بودیم!

*همانطور که قبلاً هم اشاره شد، چهره‌های یک جریان سیاسی خاص قصد ندارند به دلایلی دست از «تجمع مربوط به تشییع مرحوم پاشایی» بردارند.

متأسفانه یکی از بارزترین این دلایل نیز، علاقه جریان مذکور به مفهومی به نام «تجمع» و سابقه آنها در پیگیری مطالبات از کف خیابان به نظر می‌رسد.

آنها درباره درگذشت خواننده جوان و تجمعات مربوط به تشییع او کار را به جایی رسانده‌اند که صریحاً بیان کرده‌اند «نمایش، نمایش پاشایی نبود» (طرح شده در روزنامه شرق) و «ماجرای پاشایی یک تست! بود» (طرح شده در روزنامه اعتماد)

در این زمینه از جانب آنها تأکید زیادی نیز بر قشر خاص بودن مشایعت‌کنندگان پاشایی و بی‌مهار بودن و معترض! بودن آنها می‌شود.

همچنین صحبت‌های آقای صالحی امیری درباره هشدار پیرامون «اتفاقات جدید»! و وجود شکاف میان نگاه ساختار رسمی (حکومت) و ساختار غیر رسمی (مردم)! اگرچه واضح است که چه سمتی را نشان می‌دهد اما فی‌الواقع نیز باید گفت که این معنا صحیح نیست و اتفاقاً حکومت و مردم ایران پس از 36 سال از انقلاب اسلامی، در ساحت‌های محکم‌تری از وحدت کلمه، استقرار و هم‌دوشی قرار گرفته‌اند، همانطور که در سال‌های 88 و 78 نیز دارای وحدت کلمه بودند و همین خصیصه بود که نگذاشت عده‌ای پروژه براندازی نظام را از طریق جنجال سیاسی و فشار خیابانی به پیش ببرند.

همچنین باید دانست که وجود شکاف میان مردم و حکومت نشانه‌هایی دارد که در ایران اسلامی مشاهده نمی‌شوند و به نظر می‌رسد صالحی امیری نیز در این زمینه صرفاً نظر شخصی و یا شاید خواسته خود را بر زبان رانده است.

درباره اشاره صالحی امیری مبنی بر اینکه جنبش قومی در ایران خفته است! و اگر خاتمی و روحانی نبودند شاهد ناسازگاری قومیتی بودیم! نیز در حالت خوشبینانه باید گفت تحلیل و حتی پژوهش احتمالی وی به هیچ وجه صحیح به نظر نمی‌رسند.

قومیت‌های ایران اگرچه در نژاد و در مذهب متفاوتند اما آنهایی که همواره به مقوله واهی «ناآرامی این قومیت‌ها»! توجه داشته‌اند هیچگاه ذکر نکرده‌اند که دلیل این ناآرامی مشخصاً چه باید باشد؟!

البته می‌توان در این زمینه ادعاهایی را مطرح کرد اما آنچه وضوح دارد این است که قومیت‌ها و مذاهب ایرانی نه تنها در دوران انقلاب اسلامی که حتی قبل از آن و در طول قرن‌ها با مسالمت به زیست ایرانی خود پرداخته‌اند و «اژدهای فروخفته» مورد اشاره صالحی امیری که قرار است از میان قومیت‌ها (یا از میان مطالبات طبقه جدید) سر برآورد! به هیچ وجه وجود خارجی ندارد.

چندی قبل یکی از نمایندگان مجلس نیز خطر تکرار حادثه موصل را در یکی از شهرهای ایران مطرح کرده بود که حرف وی اگرچه از سر دلسوزی ارزیابی می‌شود اما به هیچ وجه حرف صحیحی نبود.

قابل اشاره است که در دولت اصلاحات هم طرح نگاه جزیره‌ای به اقوام و مذاهب توسط برخی چهره‌های خاص پیگیری می‌شد که البته راه به جایی نیافت و اقوام ایرانی در اتحاد با یکدیگر و با اصل نظام اسلامی باقی ماندند.

شایان ذکر است که طی ماه‌ها و هفته‌های اخیر، تأکید یک جریان سیاسی خاص بر «سلامت انتخابات مجلس دهم» شدت گرفته است.

رفتاری که قصد القای ناسالم بودن این انتخابات را دارد، در سال 87 نیز تکرار شد و به بهانه تقلّب به فتنه انجامید و سبب ناآرامی و اغتشاش در کشور شد.

احمد پورنجاتی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب اخیراً گفته است: بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان باید رخ‌نمایی کند... به نظر من از مجال‌های مختلف باید نهایت بهره را برد. لازم نیست همه در قالب یک کمپین خاص عمل کنند بلکه از هر فرصتی که به هر عنوان فراهم می‌شود حتی اگر یک برنامه خیلی طبیعی و عادی در مناسبتی مذهبی، ملی، کشوری و غیره باشد...

***

تشییع شهید الله‌دادی و رسوایی یک جریان خاص

تصویر زیر را رسانه آمریکایی واشنگتن پست از مراسم بزرگ تشییع شهید الله‌دادی در تهران منتشر کرده است.





رسانه‌ها و تحلیلگران خارجی همواره به مراسم تشییع شهدا در ایران با دیده حیرت نگریسته‌اند.

یک تحلیلگر و نویسنده غربی در همین راستا گفته است که حضور پرشکوه جوانان ایرانی در مراسم تشییع شهدا، حکایت از آن دارد که نسل جدید ایرانی، آرمان گذشتگان خود را فراموش نکرده و در مقابل هر نوع تجاوزی به کشور و حکومتش، دست به واکنشی خواهد زد که در تصور کسی نمی‌گنجد.

نکته دیگری که با دیدن مشایعت کنندگان این مراسم بزرگ تشییع در 4 شهر تهران، کرمان، سیرجان و پاریز قابل تأمل به نظر می‌رسد این است که تشییع سردار شهید الله‌دادی و پیام بزرگ آن به میان رسانه‌ها و تحلیلگران غربی نیز راه یافته است و آنها در حالی مشغول بررسی این پیام و انتشار اخبار مربوط به آن هستند که یک جریان سیاسی خاص در داخل ایران، طی هفته‌های گذشته به بهانه درگذشت یک خواننده و حضور تعدادی سوگوار در مراسم تشییع وی، قصد القای ناآرامی فضای ایران و بروز اغتشاش و اعتراض در آینده نزدیک را دارند...

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار