امروز : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 25
۱۹:۵۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 142787
تاریخ انتشار: ۸ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۵۳
تعداد بازدید: 226
یکی از مشکلاتی که پس از پیامبر(ص) دامن‌گیر جامعه اسلامی، به ویژه در زمان عثمان شده بود، دنیاگرایی و رفاه‌طلبی مسلمانان، به ویژه در سطح ...

یکی از مشکلاتی که پس از پیامبر(ص) دامن‌گیر جامعه اسلامی، به ویژه در زمان عثمان شده بود، دنیاگرایی و رفاه‌طلبی مسلمانان، به ویژه در سطح والیان و حاکمان بود. این امر سبب گردید اختلاف طبقاتی شدیدی در جامعه ایجاد شود.


حضرت علی(ع) در یکی از خطبه‌هایشان، جامعه زمان خود را همانند جامعه جاهلی معرفی کرده و می‌فرمایند:
«آگاه باشید! که بلا به شما بازگشته است؛ مانند بلای روزی که خداوند متعال، پیامبر شما را برانگیخت. سوگند به آن کسی که پیامبر را برانگیخت! هر آینده آزمایش می‌شوید؛ مانند دانه‌ای که در غربال ریزند... .»1
ایشان برای از میان بردن فساد اجتماعی اقداماتی انجام دادند که عبارتند از:
1. امتیازهای طبقاتی را لغو کردند و میان سفید و سیاه، مولا و عبد، عرب و عجم، حقوقی مساوی وضع کردند. به عبارتی، حضرت علی(ع) با تبعیض‌های گوناگون نژادی، مذهبی و اداری مبارزه کردند؛
2. با نظارت اجتماعی، به کنترل مفاسد و بزهکاری می‌پرداختند. حضرت با هرگونه مفاسد اجتماعی مبارزه می‌کردند و جلوی هرگونه تخلّفی را می‌گرفتند و حدود الهی را در جامعه اجرا می‌کردند. حضرت مجرمانی را که در بیابان‌های دوردست مرتکب جنایت و قتل شده بودند و هیچ‌گونه آثار جرمی از خود به جای نگذاشته بودند، شناسایی می‌کردند و به کیفر می‌رساندند.2
در زمان حکومت حضرت علی(ع)، مردی نزد او آمد و به دزدی اقرار کرد. امام(ع) فرمودند: «آیا چیزی از آیات «قرآن» قرائت می‌کنی؟» گفت: بله. سوره بقره را. حضرت در اینجا او را عفو کردند و فرمودند: «دستت را به برکت سوره بقره بخشیدم.» آنگاه امام(ع) فرمودند:
«چنانچه برای گناهی بیّنه اقامه شد، امام، حقّ عفو و گذشت ندارد و باید حدّ الهی را جاری کند و اگر شخص، خودش به گناه اقرار کند، مثل همین مورد، اختیار با امام است. اگر خواست، مورد عفو و بخشش قرار می‌دهد و اگر خواست، حدّ سرقت را اجرا می‌کند.»3
حضرت علی(ع) نسبت به غُلات که می‌گفتند خدا در وجود علی(ع) حلول کرده است و پس از چندی یک‌باره گفتند: علی(ع) خود خداست و او خالق ماست، با اعتقادی راسخ و ایمانی محکم جنگید و تا ریشه‌کن ساختن آن گروه منحرف از پای ننشستند. نخستین غالی، عبدالله‌بن سبا بود. حضرت برای آنان چاهی از آتش برافروخت و از آنان خواست که توبه کنند. آنان قبول نکردند و همگی در آتش سوختند؛4
3. ایجاد وحدت و پرهیز از تفرقه‌ها و دورویی‌ها یکی دیگر از عملکردهای حضرت بود. ایشان با هرگونه اختلاف و تفرقه میان مسلمانان، مخالف بودند و بارها این نکته را به مسلمانان یادآوری می‌کردند.
امام علی(ع) در مورد علل تفرقه و انحطاط در جامعه می‌فرمایند:
«همانا شما برادران دینی یکدیگرید. چیزی جز درون پلید و نیّت زشت، شما را از هم جدا نساخته است.»5
حضرت حتّی نسبت به شعاردهندگان تفرقه، برخورد قاطعی داشتند. همچنان‌که می‌فرمایند:
«آگاه باشید! هرکس که مردم را به این شعار تفرقه و جدایی دعوت کند، او را بکشید؛ هرچند زیر عمّامه من باشد.»6
4. حلّ مشکلات اجتماعی به ویژه در امر خانواده، یکی دیگر از عملکردهای امیرالمؤمنین علی(ع) در عرصه اجتماعی بود. حضرت در زمان خلافتشان، خود با رسیدگی به شکایت‌ها، مشکلات خانوادگی مردم را حل می‌کردند. گاهی در کوچه‌ها و خیابان‌ها راه می‌افتادند و تجسّس می‌کردند و اوضاع عمومی را از نزدیک زیرنظر می‌گرفتند. روزی زنی پیش ایشان آمد و از همسرش شکایت کرد و گفت: او به من ستم می‌کند و قسم یاد کرده است که اگر بر من دست پیدا کند، مرا بزند. از شما می‌خواهم همراه من بیایید و سفارش مرا به او بکنید تا از آزار من صرف‌نظر کند.
حضرت علی(ع) همراه آن زن به در خانه‌اشان رفتند. همسر زن با زورگویی و بی‌ادبی گفت: تو کیستی و چه کاره‌ای که در زندگی من دخالت می‌کنی؟ حالا که تو را آورده است، او را آتش می‌زنم. حضرت از او خواستند توبه کند و او نپذیرفت. امام(ع) ناگهان صدایشان را بلند کردند و بر سر او بانگ زدند. همسایگان جمع شدند و به امام احترام کردند. او امام(ع) را شناخت و سریع اظهار پشیمانی و توبه کرد؛7
5. گسترش اندیشه عدالت اجتماعی جهت زدودن کاستی‌ها، یکی دیگر از اقدام‌های حضرت بود. امام درباره بیت‌المال، سفارش زیادی به کارگزاران خود می‌کردند. از جمله در نامه‌ای به یکی از کارگزاران خود سفارش فرمودند:
«اگر به من گزارش کنند که در اموال عمومی خیانت کردی، کم یا زیاد، چنان به تو سخت گیرم که کم‌بهره گردی و در هزینه عیال، درمانده و خوار و سرگردان شوی.»8
در جای دیگر خطاب به یکی از کارگزاران می‌فرمایند:
«به من خبر رسیده است که کشت زمین‌ها را برداشته، آنچه را می‌توانستی، گرفته‌ای و آنچه را در اختیار داشتی، به خیانت خورده‌ای. پس هرچه زودتر حساب اموال را برای من بفرست و بدان که حسابرسی خداوند از حسابرسی مردم سخت‌تر است.»9
6. قضاوت علنی میان مردم یکی دیگر از عملکردهای امیرالمؤمنین علی(ع) بود.
حضرت علی(ع) در «مسجد جامع کوفه» می‌نشستند و بین مردم قضاوت می‌کردند و هنگامی‌که به او خبر دادند شریح قاضی در خانه خود که جای خلوتی است، میان مردم قضاوت می‌کند، به او فرمان دادند:
«ای شریح! مسجد را برای قضاوت انتخاب کن؛ زیرا آنجا برای برقراری عدالت میان مردم آماده‌تر است. برای قاضی مایه خواری است که در خانه خود بنشیند و میان مردم قضاوت کند.»10

روش برخورد حضرت علی(ع) با مردم
حضرت علی(ع) برای مردم اهمّیت زیادی قائل بودند و کارگزارانش را سفارش می‌کردند با مردم رفتار مناسبی داشته باشند. امیرالمؤمنین، علی(ع) در این زمینه به محمّدبن ابی‌بکر می‌فرمایند:
«با مردم فروتن باش. نرم‌خو، مهربان، گشاده‌رو و خندان باش. در نگاه‌هایش و در نیم‌نگاه و خیره شدن به مردم، به تساوی رفتار کن تا بزرگان در درست‌کاری تو طمع نکنند و ناتوان‌ها از عدالت تو ناامید نگردند؛ زیرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان خواهد پرسید. اگر کیفر دهد، شما استحقاق بیش از آن را دارید و اگر ببخشد، از بزرگواری اوست.»11
حضرت(ع) در زمینه رعایت برابری در برخورد با مردم به مالک اشتر می‌فرمایند:
«در آنجا که مدارا کردن بهتر است، مدارا کن و در جایی که جز با درشتی، کار انجام نگیرد، درشتی کن. پر و بالت را برابر مردم بگستران. با مردم، گشاده‌روی و فروتن باش و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و اشاره کردن با همگان یکسان باش تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند و ناتوانان از عدالت تو ناامید نگردند.»12

ب) سیاست‌های فرهنگی
مهم‌ترین اقدام فرهنگی امام(ع) را باید تلاش در راه تهذیب جامعه از دنیاگرایی و رفاه‌طلبی دانست. چون جامعه زمان حضرت علی(ع) نزدیک به بیست و پنج سال از زمان پیامبر(ص) فاصله گرفته بود، برداشت‌های مختلفی از دین در میان آنها رسوخ پیدا کرده و شبهه‌های گوناگونی در جامعه رواج یافته بود. از این‌رو، آن حضرت بیشترین همّت خود را در سخن گفتن برای مردم جهت ترویج تقوا، نکوهش دنیا، توشه‌اندوزی برای آخرت و نشان دادن بی‌وفایی دنیا اختصاص می‌دادند. افزون بر این، می‌کوشیدند دین را به دقّت تبیین کنند تا سنّت نبوی را که با گذشت زمان متروک شده بود، احیا کنند. امام(ع) در یکی از خطبه‌هایشان می‌فرمایند:
«من پرچم ایمان شما را میان شما استوار ساختم. شما را بر حلال و حرام خدا آگاه کردم و با تحقّق عدالت، لباس عافیت را بر شما پوشاندم. گفتار و کردار درست را در میان شما ترویج کردم و ارزش‌های اخلاقی را با رفتارم بر شما آشکار ساختم.»13
از این سخنان در می‌یابیم که مهم‌ترین انحرافی که امام(ع) با آن روبه‌رو بودند، انحراف دینی و اخلاقی بود و ایشان می‌بایست به عنوان مبیّن معارف و حقایق دینی، برای حفظ جامعه از انحراف‌های موجود، تلاش گسترده‌ای انجام می‌دادند.

1. احیای سنّت‌های اسلامی و تلاش برای از میان بردن اندیشه‌های جاهلانه
امام(ع) می‌خواستند در دوران حکومت خود، مردم را به عصر رسول اکرم(ص) بازگردانند و سیره و روش ایشان را در امر رهبری، زنده کنند؛ زیرا پارسایی و پرهیزکاری دوران رسول خدا(ص) از میان مردم رخت بربسته، اخلاق عمومی، دگرگون و شیوه پیامبر اکرم(ص) فراموش شده بود. تبعیض‌های ناروا در میان مردم و ارکان جامعه رسوخ کرده و زمام امور به دست افراد ناصالح سپرده شده بود. اکنون که حکومت به دست امام رسیده بود، وقت آن بود که سنّت پیامبر(ص) را در تقسیم بیت‌المال احیا کنند. از این‌رو، میان عرب، عجم، سفید و سیاه فرق نمی‌گذاشتند.14
امیرالمؤمنین، علی(ع) در این باره می‌فرمایند:
«آگاه باشید! در سرکشی و ستم، زیاده‌روی کردید و در زمین در دشمنی با خداوند، فساد به راه انداختید و آشکارا با بندگان خدا به نبرد پرداختید. خدا را! خدا را! از تکبّر و خودپسندی و از تفاخر جاهلی برحذر باشید که جایگاه بغض و کینه و وسوسه‌های شیطانی است که امّت‌های پیشین را فریب داده است تا آنجا که در تاریکی‌های جهالت فرو رفتند و در پرتگاه هلاکت سقوط کردند.»14

2. تبیین فلسفه‌ای روشن از زندگی برای همگان
حضرت علی(ع) در جاهای مختلف «نهج البلاغه» درباره زندگی و فلسفه آن برای مردم سخنانی دارند که در اینجا به ذکر یک نمونه بسنده می‌کنیم. امام(ع) می‌فرمایند:
«در این چند روزه دنیا مهلت داده شده تا [مردم] در راه صحیح قدم بردارند. راه نجات، نشان داده شده تا رضایت خدا را بجویند. تاریکی‌های شکّ و تردید از آنها برداشته شد و آنها را آزاد گذاشته‌اند تا برای مسابقه در نیکوکاری‌ها، خود را آماه سازند تا فکر و اندیشه خود را به کار گیرند و در شناخت نور الهی در زندگانی دنیا تلاش کنند.»15

3. ترسیم بینشی روشن از دنیا، سرای آخرت و مرگ برای مردم
امام علی(ع) درباره شناخت دنیا خطاب به مردم می‌فرمایند:
«آگاه باشید! همانا این دنیا که آرزوی آن را می‌کنید و بدان روی می‌آورید و شما را گاهی به خشم می‌آورد و زمانی خشنود می‌سازد، خانه ماندگار شما نیست و منزلی نیست که برای آن آفریده و به آن دعوت شدید. آگاه باشید! نه دنیا برای شما جاودانه است و نه شما در آن جاودانه خواهید ماند. دنیا گرچه از جهتی شما را می‌فریبد، ولی از جهت دیگر شما را از بدی‌هایش می‌ترساند. پس برای هشدارهایش از آنچه مغرورتان می‌کند، چشم بپوشید و به خاطر ترساندنش از طمع‌ورزی در آن باز ایستید. به خانه‌ای که دعوت شدید، سبقت گیرید و دل از دنیا برگیرید و چونان کنیزکان برای آنچه از دنیا از دست می‌دهید، گریه نکنید و با صبر، استقامت و اطاعت پروردگار و حفظ و نگه‌داری فرمان‌های کتاب خدا، نعمت‌های پروردگار را نسبت به خویش کامل کنید.»15
همچنین در مورد سرای آخرت و مرگ می‌فرمایند:
«مردم! شما را به یادآوری مرگ سفارش می‌کنم. از مرگ کمتر غفلت کنید. چگونه مرگ را فراموش می‌کنید؛ در حالی‌که او شما را فراموش نمی‌کند و چگونه طمع می‌ورزید؛ در حالی‌که او به شما مهلت نمی‌دهد؟! مرگ گذشتگان برای عبرت شما کافی است. آنها را به گورشان حمل کردند، بی‌آنکه خود فرود آیند. چنان از یاد رفتند، گویا از آبادکنندگان دنیا نبودند و آخرت همواره خانه‌اشان بود ... .»16

4. ارتقای سطح فکری و فرهنگی مردم
حضرت علی(ع) در خطبه‌های مختلف می‌کوشیدند سطح فکری و فرهنگی مردم را بالا ببرند. در اینجا به آوردن یک نمونه بسنده می‌کنیم. امام(ع) می‌فرمایند:
«هرکس باید از کار خویش بهره گیرد و انسان بینا کسی است که به درستی شنید و اندیشه کرد. پس به درستی نگریست و آگاه شد و از عبرت پند گرفت. سپس راه روشنی را پیمود و از افتادن در پرتگاه‌ها و گم شدن در کوره‌راه‌ها دوری کرد و کوشید که عدالت را پاس دارد و برای گمراهان جای اعتراض باقی نگذارد که در حق، سخت‌گیری کند یا در سخن حق تحریف روا دارد یا از گفتن سخن راست بترسد.»17


پی‌نوشت‌ها:
1. «نهج البلاغه» فیض الاسلام، ج 1و 2، خطبه 16، ص 66.
2. «تجلّی امامت» (تحلیلی از حکومت علی(ع))، ص 217.
3. «استبصار»، ج 4، ص 252؛ «وسائل الشیعه»، ج 18، ص 488؛ «تجلّی امامت» (تحلیلی از حکومت حضرت علی(ع))، ص 241.
4. همان، ص 309.
5. «شرح نهج‌البلاغه» ابن‌میثم، ج 3، خطبه 110، ص 162.
6. همان، خطبه 125، ص 242.
7. «قضاوت‌ها و حکومت عدالت‌خواهی علیّ‌بن ابی‌طالب(ع)»، ص 385.
8. «نهج البلاغه» دشتی، نامه 20، ص 499.
9. همان، نامه 40، ص 546.
10. «قضاوت‌ها و حکومت عدالت‌خواهی علیّ‌بن ابی‌طالب(ع)»، ص 492.
11. همان، ج 4، نامه 27، ص 724.
12. «شرح نهج‌البلاغه» ابن ابی‌الحدید، ج 17، نامه 53، ص 30.
13. «نهج‌البلاغه» شهیدی، خطبه 87، ص 70.
14. «فروغ ولایت»، جعفر سبحانی، قم، انتشارات امام صادق(ع) 1376، چ 2، ص 374.
15. همان، خطبه 173، ص 248.
16. همان، خطبه 188، ص 278.
17. همان، خطبه 153، ص 213.

منبع:سایت موعود

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها