امروز : پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 22
۰۱:۴۲
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 143638
تاریخ انتشار: ۱۲ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۵۹
تعداد بازدید: 8
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

منظور جریان خاص از اشاره به نوکرصفتی و استبداد چیست؟

ناصر فکوهی، از جامعه‌شناسان اصلاح‌طلب که چندی است اقدام به انتشار ستون ثابت در روزنامه آرمان امروز می کند، در بخشی از یادداشت پانزدهم خود که با عنوان «نوکرصفتی»! منتشر شده، نوشته است:

بردگی و پذیرش استبداد و زورگویی، نتیجه عدم مقاومت در زندگی روزمره در برابر استبدادی است که از بالا بر فرد و در موقعیت‌های مختلف وارد می‌شود...مردم اگر عادت کنند که دائما بی‌آنکه از خود درباره کارهای روزمره‌ای که در حال انجامش هستند پرسشی بکنند و قدرت قضاوت خود را از خلال «اخلاق» در کنش و منش و رفتارهای خود به فراموشی بسپارند، دچار نوکرصفتی می‌شوند و این سبب می‌شد آنچه را انجام می‌دهند، صرفا «دستوراتی» به حساب بیاورند که «بهر حال باید انجام شوند»

فکوهی همچنین می نویسد: ایوان پاولوف واضع نظریه واکنش شرطی بود. بر اساس این نظریه، تکرار شرایطی خاص می‌تواند موجودات را به نشان دادن واکنش‌های یکسان و تکراری بکشاند. اگر این نظریه را که هر چند تحول یافته اما رد نشده است، به موقعیت‌های روزمره پیوند دهیم، در یک نظام اجتماعی که زورگویی در خرده‌رفتارهای جامعه به صورت دائم تکرار می‌شود، نوکرصفتی می‌تواند درونی شده و سبب پذیرش و خودکار شدن گروهی از کنش‌ها و واکنش‌ها در افراد شود.

فکوهی در نوشته خود تأکید می کند: افراد به شدت آمادگی دارند فرایند‌های دیکتاتورمنشانه را بپذیرند!

 

*عددی از جامعه شناسان و استادان وابسته به یک طیف سیاسی خاص، متأسفانه در رویکردهای خود به مفهوم «انسان»؛ فلسفه دینی و نگاه وحیانی که پاسخ دهنده به تمام سؤالات بشر است را به یکسو نهاده و نگاه اومانیستی لیبرال به انسان را برگزیده‌اند.

پر واضح آنکه در این طرز نگاه؛ همانطور که فکوهی هم اذعان دارد؛ واکنش های یک سگ! به یک آزمایش (اشاره به آزمایش ها و تئوری های پاولوف) به تمامی انسان ها تعمیم داده و پذیرفته می شود و حتی بر مبنای آن نیز نظراتی ارائه می‌شود!

فکوهی در حالی از این می گوید که انسان ها آمادگی پذیرفتن فرایندهای دیکتاتورمنشانه را دارند که دین الهی و به دیگر سخن، اسلام عزیز با این مفهوم مخالف است و انسان را آزاد می داند.

اسلام به آزادی انسان در ذیل ولایت الله معتقد است و ضمن یادآوری ناقص بودن عقل انسان در حالت خوداتکا؛ وحی و تعالیم دین را به او هدیه می دهد تا نه تنها عقل خود را در مسیری صحیح به کار گیرد بلکه در ساحت های ناشناخته نیز با نور حق به پیش برود و اگر هم مسیری را به کژی پیموده است؛ با قطب نمای دین بازگردد و راه را از بیراه بشناسد.

در اشاره به نظر فکوهی (و اینکه انسان مبهوت کاریزمای دیکتاتوریست!) باید گفت که بر اساس تعالیم اسلام اگرچه داشتن تقوای جمعی یا ارتکاب به فسق جمعی می تواند در سعادت یا شقاوت کلیت جامعه تأثیر داشته باشد اما رفتار جامعه و انسان ها منبعث از ژنتیک و یا خصلت های سرزمینی آنها نیست بلکه برآمده از باورها، میزان اهتمام آنها به دانستن و همچنین خواسته‌ی جمعی و فردی آنها است.

ملتی همانند ایران وجود دارد که در پرتو تعالیم دین، سال ها با دیکتاتوری می جنگد و پس از سرنگونی آن، ولایت دین را برمی‌گزیند و در مقابل، ملتی همانند مردم آلمان در دوران نازی ها هستند که بصورت خودخواسته دل به زمین گشایی و ادبیات دیکتاتورمآبانه هیتلر می بندند.

پر واضح آنکه هر دو طرف بر اساس عقول جمعی و البته خواسته های قلبی خود امری را پذیرفته اند که اولی مصداق حسن است و دومی مصداق قبح.

وانگهی اگرچه رفتار ملت ایران بیانگر نیل فطری بشر به سمت آزادیخواهی است اما رفتار ملت های آلمان و ایتالیا در عصر نازی ها و فاشیست ها بیانگر خصلت جمعی نوع بشر در تمام ازمنه تاریخ نبوده و منطقاً نمی تواند، باشد! زیرا با فرض پذیرش نظر فکوهی، بشر هیچگاه روی خوشی از مردمسالاری نخواهد دید و مثلاً اروپا باید منتظر بروز یک دیکتاتوری همیشگی و ظهور هیتلری دوباره باشد که در قاموس دیکتاتورخواه مردمان اروپا منتظر تولد است!

گفتنیست کلمه «استبداد» یکی از کلیدواژه های اصلی چهره های اصلاح طلب است که همواره به صورت معناداری به آن اشاره و به زعم خود برای مقابله با آن تئوری پردازی می کنند.

محمد خاتمی زمانی در گفتگو با یک ویژه نامه نوروزی از این گفت که با وقوع انقلاب اسلامی اگرچه استبداد خارجی از ایران رخت بربست؛ اما «استبداد داخلی»! ماند.

 

***

 

برای انتقاد از ظریف باید 35 سال سابقه داشته باشید!

ظریف و یک سؤال؛عباس(ع) را چرا «عباس» می‌نامیدند؟!

نماینده ولی فقیه در استان البرز در انتقاد از سفر وزیر خارجه به فرانسه در هنگامه توهین به ساحت گرامی پیامبر(ص) و پیاده روی ظریف با وزیر خارجه آمریکا گفته است: آقای وزیر! این عرف دیپلماتیک که شما از آن سخن می گویید مربوط به یک کشور آرمانگرای انقلابی اسلامی نیست.

 آیت الله سیدمحمدمهدی حسینی همدانی در گفت‌وگو با خبرگزاری رسا همچنین تصریح کرده است: می دانید عباس(ع) را چرا عباس می نامیدند؟ برای اینکه هرگز چهره خندان او را در مقابل دشمن ندیدند، همیشه عبوس بود در مقابل دشمن.

وی همچنین تأکید کرده است: سوال اینجاست که چرا وزیر امور خارجه باید با نماینده دولتی که دستش به خون مسلمانان آلوده است، صمیمانه در خیابان قدم بزند و زمانی که در کشور فرانسه چنین جسارتی به محضر رسول خدا و به یک و نیم میلیارد مسلمان انجام شده با وزیر خارجه‌اش سر یک میز بنشینند و لبخند بزنند؟

 

*در رابطه با دو اقدام اخیر محمدجواد ظریف؛ انتقادات فراوانی از وی بعمل آمده است.

این در حالی است که به نظر می رسد رئیس جمهور، سخنگوی دولت و شخص وزیر خارجه این انتقادات را قبول ندارند.

علی خرّم، از دیپلمات های سابق که چهره نزدیک به دولت نیز به‌شمار می رود درباره رفتارهای اخیر ظریف به خبرگزاری ایرنا گفته است «کسی که می خواهد درباره ظریف اظهار نظر کند باید 35 سال سابقه کار دیپلماتیک داشته باشد»!

محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت نیز در بخشی از پاسخ خود به نامه سرگشاده بسیج دانشجویی دانشگاه علامه در انتقاد از رفتارهای محمدجواد ظریف از این گفته است که «اگر اساتیدتان گفتند مذاکره در حال نشستن بلامانع است و در حال قدم ‌زدن نه، من در آن تامل می‌کنم»

گفتنیست روزنامه اعتماد روز چهارشنبه گذشته در مقدمه یک گفت‌وگوی کوتاه با ظریف اینطور نوشت که «ظریف قدم‌هایش را در راه خدا و برای رسیدن به توافق نهایی برمی‌دارد»

 

***

 

از درون دولت صدای پای «سیاه‌نمایی» می‌آید!

رضا صالحی امیری، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی به تازگی گفت‌وگوی کوتاهی را با خبرگزاری ایرنا انجام داده است که در ادامه چند فراز از صحبت های وی را می خوانید:

1_برخی آسیب های اجتماعی از جمله طلاق در سطح کشور افزایش نگران کننده ای دارد.

2_نرخ رشد آسیب های فرهنگی و اجتماعی در جامعه به شدت در حال افزایش است.

3_آمار مصرف مردم از جمله جوانان از فیلم ها و موسیقی های منفی به صورت نگران کننده ای در حال افزایش است.

4_روابط میان اعضای خانواده بسیار کمرنگ شده است.

5_میزان تعامل در بین افراد خانواده به 20 دقیقه در طول روز کاهش یافته به ویژه جوانان که تمایل به ارتباط گیری با هم سن و سالان خود دارند تا اعضای خانواده.

6_در حال حاضر تولیدات فرهنگی ما مصرف کننده ندارد.

 

*همانطور که واضح است، نمی توان علت و انگیزه اینهمه سیاه نمایی عموماً غیر مستدل درباره فضای جمهوری اسلامی ایران را؛ آنهم توسط یک مقام دولتی فهمید!

جامعه تصویر شده در صحبت های صالحی امیری، اساساً جامعه ای مضمحل شده است و ممکن نیست که بتوان با این مؤلفه ها؛ آن جامعه را حتی زنده و یا لااقل صاحب قانون فرض کرد.

در صحبت های صالحی امیری اگرچه مقولاتی مثل افزایش نسبی نرخ طلاق یک حقیقت واضح است که باید با آن مقابله شود اما سایر صحبت های وی مبنی بر اینکه تولیدات فرهنگی مصرف کننده ندارد، روابط اعضای خانواده کمرنگ شده، نرخ رشد آسیب های اجتماعی به شدت! در حال افزایش است و غیره تماماً مشتی نظرات شخصی وی هستند که آمارهای رسمی نه تنها آنها را تأیید نمی کنند بلکه در عمده موارد نقض آنها را بیان می‌کنند.

صالحی امیری چندی قبل هم در جلسه ماهیانه بنیاد باران مدعی «شکل‌گیری اتفاقات جدید در زیر پوست جامعه»، «وجود شکاف بین ساختار رسمی و ساختار غیر رسمی کشور» و «خفته بودن جنبش قومی در ایران»! شده بود.

این در حالی است که مقام معظم رهبری همواره تأکید دارند که مسئولان کشور به پیشرفت ها و ظرفیت های کشور در کنار وجود نقاط ضعف توجه کنند و آنها را مورد اشاره قرار دهند.

در اشاره به سخنان صالحی امیری؛ ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که هنگامی که از شاکله دولت اظهاراتی مثل «هنری ارزشی و غیر ارزشی نداریم»، «خزانه خالیست» و «باید جهانی سازی را باور کنیم» شنیده می شود و بر مقولاتی مثل ترویج ماهواره و شبکه های اینترنتی غیر مجاز، با تلمیح تأکید می شود! بدیهیست که برخی آسیب ها اگرچه به صورت محدود اما رخ‌نمایی خواهند کرد.

گفتنیست در دولت قبل و در جریانات مربوط به حلقه انحرافی نیز تفکری وجود داشت که با توجه به وجود برخی معضلات و مشکلات همیشگی؛ مسیر پیشرفت حرکت انقلاب اسلامی را در نقطه انتهایی فرض می کرد و مدعی بود که این مسیر هم اکنون وارد شیب پایینی خود شده است!

این تفکر بر همین مبنا وارد تحلیلهایی همچون دولت آخرالزمانی! بسته بودن سرنوشت کشور و انقلاب به سرنوشت دولت دهم و ضرورت ادامه راه توسط خود احمدی نژاد یا مشایی شده بود.

اخیراً عبدالواحد موسوی لاری، وزیر کشور دولت اصلاحات در یک سخنرانی با ذکر چند مثال عنوان کرده است که جامعه ما یقیناً از آرمان های شهدا فاصله گرفته است و نمی تواند داعیه دار حرکت در راه امام(ره) را داشته باشد!

احمد پورنجاتی، فعال سیاسی اصلاح طلب نیز در یک مصاحبه از «ضرورت رخ نمایی بدنه اجتماعی اصلاح طلبان»! سخن گفته است.  

 

***

 

درباره هلال شیعی که به دایره شیعی تبدیل شد...

چرا شعارهای ایران در خیابان‌های یمن به گوش می‌رسد؟!

این تصاویر را سایت روزنامه آمریکایی بوستون گلوب از تظاهرات گسترده حامیان حوثی‌ها و شیعیان یمنی منتشر کرده است.









همانطور که در تصویر اول بوضوح و در تصویر دوم در پس‌زمینه دیده می شود؛ تظاهر کنندگان این روزهای یمن که حمایت تمام عیاری را نیز از حوثی ها بعمل آورده اند؛ در تجمعات خود سه شعار «الله‌اکبر»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» را سر می‌دهند.

جالب آنکه طی روزهای اخیر، همین شعارها در جریان تشییع جنازه شهدای حادثه قنیطره، در خیابانهای کشور لبنان هم مجدداً سر داده شده و در رسانه های جهانی انعکاس یافته است.

نظیر همین شعارها در جریان بیداری اسلامی و در کشورهای مصر، لیبی و تونس نیز از میان تظاهرکنندگان به گوش رسید.

عمده تحلیلگران جهانی اعتراف کرده اند که این شعارها از دامان انقلاب اسلامی ایران نضج گرفته و به مدد کارآمدی 36 ساله نظام اسلامی در عرصه های مختلف علمی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و مبارزه با تحریم ها، نهادینه شده و به سایر کشورهای جهان در حال صدور است.

این شعارها بعنوان ترجمان خردورزی اسلام ناب، همچنین اثبات کننده این معنا هستند که «هلال شیعی» شکل گرفته در خاورمیانه هم اکنون به «دایره‌ی شیعی» تبدیل شده است بگونه ای که گفتمان انقلاب اسلامی و کارآمدی آن را در گستره ای از ایران اسلامی تا عراق و لبنان و سوریه و یمن می توان دید.

دایره ای که البته نامه سرگشاده رهبر انقلاب اسلامی ایران به جوانان اروپا و آمریکای شمالی نشان داد قصد دارد در جغرافیای اعتقادی وسیع تری و با تأثیرگذاری بیشتر به عملگری بپردازد.

عکس های فوق و شعارهای این روزهای مردم یمن و لبنان همچنین بعنوان برگی از هزاران، نشان می دهد که صحبت های چهره های یک جریان سیاسی خاص! در داخل ایران مبنی بر ناکارآمدی نظام، رو به تزاید گذاشتن آسیب های اجتماعی، بحرانی بودن شرایط کشور و همچنین دوری قطعی ما از آرمانهای شهدا و امام راحل! جملگی مهملات و دروغ است...

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها