امروز : دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 24
۱۹:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 143993
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 16
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، یکی از مهمترین مسائلی که این روزها مورد گفت‌وگوی آینده‌پژوهان قرار ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، یکی از مهمترین مسائلی که این روزها مورد گفت‌وگوی آینده‌پژوهان قرار گرفته، بحث آینده انقلاب اسلامی ایران است. سؤالاتی نظیر «آینده انقلاب چه خواهد شد» مورد بحث و گفت‌وگوی کارشناسان این حوزه است. در این زمینه بین صاحب‌نظران مختلف اختلافات و تشابهات عقیدتی وجود دارد. عبدالوهاب فراتی عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی نیز نظراتی دارد که در ادامه می‌خوانیم.

 





 

*به نظر شما ویژگی مهم گفتمان انقلاب اسلامی ایران چه بود؟

-انقلاب اسلامی ایران تنها یک رخداد سیاسی با گفتمان سیاسی خاص نبود، که اگر اینطور بود در طور تاریخ فراموش می‌شد بلکه به تعبیر خود بنیانگذار راحل انقلاب اسلامی یک هدیه الهی بود که براساس اراده تکوینی خداوند در دوران نسیان آخرالزمانی صورت گرفت. بنابراین ویژگی مهم این انقلاب تاریخی صرف نبودن و تلاش برای بسط یافتن در کلیت تاریخ بود، انقلاب ایران تلاش کرد تا تجسم‌بخش حقایق باشد.

*در باب آینده انقلاب اسلامی ایران اگر بخواهیم صحبت کنیم چه نکاتی را باید مدنظر قرار دهیم و اینکه شما به عقیده خودتان آینده این انقلاب چگونه خواهد بود؟

-مقدمتاً عرض کنم یادم می‌آید این سؤال را سه دهه پیش از شهید مطهری پرسیدند و حتی دیگر بزرگان و نظریه‌پردازان ما از جمله دکتر شریعتی در برابر این پرسش واقع شدند. البته این پرسش در سال‌های ابتدایی انقلاب با همه مشکلاتی که وجود داشت عده‌ای را به این نتیجه می‌رساند که انقلاب ایران به فروپاشی می‌رسد درحالی که اینگونه نشد و اکنون نخست باید به این پرسش پاسخ دهیم که دیدگاه ما نسبت به سرشت انقلاب اسلامی چگونه است؟

3 دسته نظریات درباره سرشت انقلاب اسلامی

در این باره باید نظریات را به سه دسته تقسیم کرد؛ نخست گروهی که انقلاب اسلامی را یک پدیده سیاسی و تاریخی صرف می‌دانند و معتقد است که انقلابی که متعلق به سی و اندی سال پیش است دیگر به پایان خود نزدیک شده، بنابراین تاریخ در بین نظریه پردازان این دسته مهم است، اینها دیگر به آینده انقلاب توجه ندارند و معتقدند که پایان آن و آغاز عصر جدید جمهوری اسلامی رسیده است.

گروه دوم معتقد است که انقلاب ایران استحاله شده و دیگر به زانو درآمده است و نمونه آن نیز پیروز نشدن در جنگ با عراق است بنابراین معتقدند که این انقلاب محکوم به شکست است اما گروه سوم معتقد است که انقلاب نه یک امر واقع بلکه یک واقعیت در حال شدن است بنابراین این انقلاب راه ناپیموده زیاد دارد و آینده انقلاب اسلامی از آینده جمهوری اسلامی قابل تفکیک نیست بنابراین این دسته معتقد هستند که جمهوری اسلامی کالبدی است که در آن روح انقلاب حلول کرده و ظرف تحقق آن در سال‌های پیش از ظهور شده است. بنابراین اینجاست که اینها می‌گویند روح انقلاب مقید به بهمن سال 57 نیست بلکه روح آن از خیلی قبل‌تر دمیده شده بوده است.

بنابراین از دوران حضرت محمد (ع) تا عصر ظهور این روح در کالبد خود نامتعین وجود داشته که می‌بایست در عصر ظهور حضرت حجت (عج) تحقق می‌یافت غایت انقلاب حضرت مهدی و انقلاب اسلامی نیز هر دو اجتماع شریعت و ملک و ابتنای هر دو بر فضائل اخلاقی و انسانی است. بنابراین دولت مطلوب شیعی در آخرالزمان مقدمه‌ای بر دولت امام زمان (عج) است.

در بین حوادثی که برای سال‌های عصر غیبت مطرح می‌شود و در روایات وجود دارد انقلاب اسلامی ایران یکی از محکم‌ترین این حوادث است بنابراین جز امام خمینی (ره) نیز کسی نمی‌توانست راهبری این انقلاب را برعهده داشته باشد امام راحل نیز به دنبال حقیقتی گم شده در دنیا سیر می‌کرد و انسان ره به همان حقیقت دعوت کردوی تلاش کرد تا انسان‌ها را برای ظهور مهدی موعود (عج) آماده کند. البته در بین روایات از امام کاظم (ع) نیز نقل شده که ایوب فرزند یحیى بن جندل نقل کرده «مردی از اهل قم برمی‌خیزد و مردم را به سوی خود فرا می‌خواند، گروهی گرد او جمع می‌شوند که قلوبشان همانند پاره‌های آهن است. هیچ باد و طوفانی آنها را نمی‌لرزاند و از مبارزه روی گردان و منصرف نمی‌شوند. آنها بر خدا توکل دارند و عاقبت کار برای پرهیزکاران است».

بنابراین باید این را مطرح کرد که هرگز آینده چنین انقلاب به شکست نمی‌انجامد و به باطن روح محمدی در دولت مهدی (عج) به فرجام می‌رسد. البته این را باید گفت که تا زمانی جمهوری اسلامی تبلور بخش حقیقت جاوید باشد استمرار می‌یابد و به محض غفلت یا ناتوانی مورد بی مهری آن حقیقت قرار می‌گیرد و به پایان می‌رسد.

ایده‌های مختلف درباره تداوم یا انسداد انقلاب

*حال این سؤال مطرح است در ورای آن سرشت انقلابی اکنون اگر بپرسیم که آینده انقلاب چطور می‌شود و تداوم و انسداد آن به چه عواملی مرتبط می‌شود،‌ چه می‌توان مطرح کرد؟

-خب یکی از ایده‌ها این است که فروپاشی انقلاب برای کسانی است که از منظری بیرونی به تحلیل انقلاب پرداخته‌اند. به طور مثال عده‌ای از صاحب نظران این حوزه معتقدند که انقلاب در یک مرحله‌ای به پیروزی و در مرحله دیگر به شکست می‌رسد این نظر را افرادی چون «کرین برینتون» دارند البته خود برینتون ایده خود را یازده سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در کتاب «کالبد شکافی چهار انقلاب» منتشر کرد و مطمین نبود که این ایده برای همه انقلاب‌ها قابل تعمیم است، اما برخی صاحب نظران ایرانی بر این اقتباس کرده‌اند چرا که مطمین هستند دیدگاه‌های لیبرالیستی در برخی مواقع بر انقلاب اسلامی تأثیر گذاشته است.

آقای هاشمی رفسنجانی رییس دولت سازندگی انقلاب اسلامی ایران دراین باره صحبت کرده بود که هر انقلابی تاریخ خود را دارد و ممکن است با انقلاب دیگری تحت حکمی کلی مستقر نشود. وی معتقد بود که انقلاب در حال رسیدن به عقلانیت است و آسیب‌های فراروی آن دراین مرحله به معنای شرایط غیرعادی و آسیب یافتگی انقلاب نیست بلکه به مفهوم بالندگی انقلاب است.

البته عده دیگری از نظریه‌پردازان پیرو عقیده ماکس وبر هستند که انقلاب‌ها در کشاکش تحولات فرآیندی را پشت سر می‌گذارند به نام عادی‌سازی. دراین دگرگونی جامعه با دگرگونی مشروعیت سیاسی مواجه است که اگر جنبش مردمی هویت مذهبی داشته باشد عادی سازی یک معنای دیگری دارد چرا که جامعه به سمت عرفی شدن می‌رود و نیازهای مادی و دنیوی را مدنظر قرار می‌دهد.

بنابراین تبدیل شدن انقلاب به حالت عادی پروژه‌ای نرم افزاری از سوی روشنفکران سکولار به منظور انسداد ماهیت ضد غربی انقلاب اسلامی است مهدوی زادگان معتقد است که هدف روشنفکران سکولار خنثی سازی تفکر انقلابی و آلوده کردن انقلابیون به نیازهای مادی است این اتفاق نمی‌افتد مگر به رخنه تفکرات دگراندیش به ذات انقلاب و ... بنابراین براین اساس نیز بازهم فرجام روشنی برای انقلاب وجود ندارد.

*تفکر دکتر شریعتی درباره انقلاب‌ها چگونه بود؟

-ایشان معتقد بود احتمال فروپاشی یک انقلاب هنگامی رواست که جنبش انقلابی به نهاد تبدیل شود چرا که با وارد شدن انقلاب به مرحله تشکیل نظام، روحیه انقلابی گری و عدم رضایت از وضع موجود به روحیه نخوت و سکون تبدیل می‌شود و ایمان متحجر جایگزین ایمان انقلابی می‌شود. رمز بقای نهضت به اعتقاد او حفظ ایمان متحرک است و عامل از بین رفتن احتمالی نهضت انقلابی اسلام نیز ایمان متحجر است.

گروه دیگر صاحب نظران معتقد هستند که با استناد به بحران در نظام جمهوری اسلامی و ظهور مشکلات سیاسی و اقتصادی در آن، انسداد و شکست جمهوری اسلامی حتمی است اینها اغلب رابطه خوبی با جمهوری اسلامی ایران ندارند و بحران‌ها را بزرگ جلوه می‌کنند.اما گروه نهایی که معتقد به تداوم بی قید و شرط انقلاب اسلامی ایران است معتقد است که بخشی از هویت انقلاب اسلامی در تقابل با مدرنیته ایجاد می‌شود تا زمانی که غرب حامل بحران‌های متعدد در خود است انقلاب ما به حیات خود ادامه می‌دهد. بنابراین غرب با افولش تداوم بخش تفکر انقلاب اسلامی می‌شود این نظر را افرادی چون شهریار زرشناس نیز دارند که البته اما و اگرهایی نیز بران وارد است، چرا که درست است که اکنون غرب در بحران به سر می‌برد اما این به معنای افول غرب نیست چرا که ممکن است سریع به تکاپو بیافتد ازاین رو وابسته سازی انقلاب به تدوام بحران در غرب خود نشانه‌ای بر ناپایداری این تحلیل است. بنابراین انقلاب ایران بیش از هر چیز با غرب گرایی مخالفت دارد و نه با مدرن شدن.

برخی دیگر تحلیل‌گران به تداوم مقید انقلاب اسلامی معتقد هستند که انقلاب به شرط حفظ ماهیت حقیقی خود به مسیر و روش خویش ادامه می‌یابد و موفق می‌شود بنابراین براین اساس همه اتفاقاتی که فراروی انقلاب رخ می‌دهد نگران‌کننده نیستند بلکه جریانات طبیعی‌اند که باید بر پایه اصول و مبانی درست تصحیح شود.

ظریه دیگر نیز به تدوام مطلق انقلاب و تدوام مقید جمهوری اسلامی می‌گوید انقلاب پدیده‌ای در حال تداوم است و تا به حقیقت کامل خویش نرسد به فرجام نمی‌رسد. این انقلاب بر ولایت خدا تکیه دارد و تا به دولت آرمانی شیعه در پایان تاریخ متصل نشود به فرجام نمی‌رسد.

در نتیجه انقلاب، حقیقتی ساری در کلیت تاریخ است و تا به باطن خویش دین دست نیابد، آرام نمی‌شود.

انتهای پیام/ک

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار