امروز : شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 28
۰۳:۳۰
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 144165
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۱۵:۲۲
تعداد بازدید: 6
در واقع نیروهای آمریکایی حاضر در اروپا در بحرانهای روی داده بر سر برلین در 1948 و 1961، انقلاب مجارستان در سال 1956 و حمله پیمان ورشو به پراگ در سال ...

در واقع نیروهای آمریکایی حاضر در اروپا در بحرانهای روی داده بر سر برلین در 1948 و 1961، انقلاب مجارستان در سال 1956 و حمله پیمان ورشو به پراگ در سال 1968، با عقلانیت در پادگانهای خود ماندند.

ریگان سلاحهایی را برای شورشیان ضد کمونیستی در آنگولا، نیکاراگوئه و افغانستان و لهستانی‌ها فرستاد اما این سلاحها از کاربرد چندانی برخوردار نبودند اما به نظر می رسد در عصر حاضر با وجود شخصیتهای تندرو در ارکان قدرت آمریکا، دیگر از صبوری و تدبیر دوران جنگ سرد خبری نیست.

اکنون باراک اوباما رییس جمهوری آمریکا خود را در محاصره کنگره و لیبرال‌های جنگ طلبی در حزب دمکرات می بیند که وی را برای ارسال سلاحهای مرگبار به کی‌اف در جنگ داخلی با نیروهای طرفدار روسیه در دونتسک و لوهانسک، تحت فشار قرار داده اند.

درگیری‌های داخلی اوکراین تا به حال جان 5 هزار تن اعم از سرباز، شورشی و غیر نظامیان را گرفته است و در این میان آتش بسی که در ماه دسامبر در میسنک میان طرفین حاصل شد نیز از میان رفت. نیروهای طرفدار روسیه تاکنون 200 مایل مربع را به تسخیر خود در آورده و با توپخانه سنگین، شهر "ماریوپول"، بندری در دریای سیاه مابین دونتسک، لوهانسک و کریمه را زیر آتش گرفته اند.

اواخر سال گذشته میلادی بود که کنگره با ارسال لایحه‌ای به اوباما مجوز ارسال سلاحهای مرگبار به کی‌اف را صادر کرد که به امضای رییس جمهوری آمریکا رسید. اکنون نیویورک تایمز گزارش می دهد که ژنرال "فیلیپ بریدلاو" فرمانده ناتو خواستار ارسال کمکهای نظامی به اوکراین است همانگونه که چاگ هیگل وزیر دفاع پیشین آمریکا نیز از این اقدام حمایت می کرد.به نظر می رسد جان کری وزیر امور خارجه و ژنرال مارتین دمپسی رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز نسبت به این موضوع نیز نظر مثبتی دارند.

این در حالی است که گروهی متشکل از هشت مقام پیشین امنیت ملی آمریکا به ریاست مایکل فلورنوی که از وی به عنوان وزیر دفاع احتمالی در دولت آینده آمریکا به رهبری هیلاری کلینتون یاد می شود، خواستار ارسال سه میلیارد دلار کمکهای نظامی به اوکراین شامل موشکهای ضدتانک، هواپیماهای شناسایی بدون سرنشین، خودروهای "هوموی" و رادار به منظور شناسایی مکانهای استقرار توپخانه و موشکهای نیروهای طرفدار روسیه شده‌اند.

مشخص است که ارسال چنین حجمی از کمکهای تسلیحاتی به اوکراین، نتیجه‌ای جز تشدید جنگ نخواهد داشت و آمریکا را درگیر نبردی خواهد ساخت که قطعا واکنش ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه را به دنبال خواهد داشت؛ پوتینی که تا کنون هم اثبات کرده در حفظ منافع حیاتی کشورش در حوزه نفوذش از هیچ اقدامی حتی درگیری‌های نظامی نیز فروگذار نیست.

تا به حال به رغم شواهد حضور مشاوران روسی در اوکراین و ادعای حضور تانکهای روسی، پوتین هرگونه مداخله در جنگ داخلی اوکراین را منکر شده است اما در صورتی که هواپیماهای ترابری آمریکا با محموله‌های موشکهای ضدتانک خود وارد فرودگاه کی‌اف شوند، پوتین خود را در برابر چند گزینه خواهد یافت:

وی می تواند عقب نشینی کرده و نیروهای طرفدار روسیه را در صحنه تنها بگذارد و خود را مردی به تصویر بکشد که دیگر به دنبال دفاع از منافع روسیه نخواهد بود.

با توجه به شناختی که از شخصیت پوتین وجود دارد، وی ممکن است مداخله آمریکا را چالشی فرض کرده و با ارسال خودروهای زرهی و توپخانه، نیروهای طرفدار روسیه را در دستیابی به دستاوردهای جدید خود یاری سازد و آنگاه به کی‌اف هشدار دهد که روسیه در صورت مداخله آمریکا مداخله نظامی خواهد کرد.

و گام سوم این خواهد بود که پوتین قبل از ورود سلاحهای آمریکایی به اوکراین دستور اعزام ارتش روسیه و اشغال ماریوپول را صادر و پلی زمینی به کریمه ایجاد کند و آنگاه به کی اف اعلام کند که آماده مذاکره است.

اما سوال این است در این صورت آمریکا دست به چه اقدامی خواهد زد؟آیا "مشاوران" آمریکایی را برای مبارزه در کنار  نیروهای اوکراینی اعزام خواهد کرد در حالی که جنگ تشدید شده و شمار تلفات افزایش می یابند؟یا کشتی‌های جنگی را به دریای سیاه اعزام خواهد کرد؟

آمریکا هرگز منافع حیاتی در کریمه نداشته و "دونباس" ارزش به جان خریدن خطر درگیری نظامی با روسیه را ندارد و البته آمریکا از توانایی نظامی لازم برای مداخله و بیرون راندن نیروهای روسی از اوکراین را ندارد مگر آنکه به آمادگی برای حضور در جنگی طولانی و پذیرش نابودی احتمالی اوکراین دست یابد.

حال اگر جای اوباما روسای جمهوری چون آیزنهاور، کندی،‌نیکسون یا ریگان بودند آیا حاضر به پذیرش خطر درگیری نظامی به یک روسیه هسته‌ای بر سر دو استان در جنوب شرقی اوکراین می شدند که مسکو از دوران کاترین کبیر، آنها را تحت سیطره خود می دانسته است؟

آنچه که در اوکراین در حال روی دادن است، نتیجه بی مسئولیتی آمریکا به دلیل زمینه سازی تحولاتی است که به سرنگونی دولت منتخب و قانونی طرفدار روسیه منجر شد.

اما فاجع بزرگتر درگیر شدن آمریکا در جنگ داخلی اوکراین است  که به نظر می رسد پیامدهای آن غیر قابل پیش‌بینی است. آمریکا با مداخله نظامی اگر نگوییم شکست خود، احتمال شکست قریب به یقیین متحدان خود را رقم خواهد زد و در عین حال روسیه را مجبور خواهد ساخت که از اروپا و غرب فراتر رفته و هیچ چاره‌ای جز تعمیق روابط با چین در حال ظهور نداشته باشد.

مخالفان هشدار می دهند که آمریکا نباید در مقابل الحاق کریمه به روسیه دست روی دست بگذارد و نباید در قبال تبدیل شدن لوهانسک و دونتسک به سرزمینهای طرفدار روسیه در اوکراین  نظیر آبخازیا، اوستیای جنوبی یا جمهوری "تراندنیستر" از خود کوتاهی نشان دهد اما هیچ فردی به این واقعیت نیندیشیده است که این مناطق از جدایی قومی اتحاد شوروی ظهور کردند که اگر درگیری با روسیه را ارزشمند می دیدند دست به این اقدام می زدند حال چرا لوهانسک و دونتسک دست به چنین اقدامی بزنند؟

به نظر می رسد منطقی‌ترین اقدام برای سران کاخ سفید و کنگره این است که به جای درگیر کردن نیروهای آمریکایی در جنگ داخلی و دمیدن بر آتش جنگ، از تحریک و حمایت نیروهای اوکراینی برای ماجراجویی علیه روسیه دست بردارند و به عنوان میانجی صادق ایفای نقش کند. اینگونه است که جایزه صلح نوبلی که اوباما دریافت کرد معنا خواهد یافت. باید دید عقلانیت پیروز خواهد شد یا طبل جنگ بار دیگر به صدا درخواهد آمد.

انتهای پیام/.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار