امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۲۳:۵۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 144526
تاریخ انتشار: ۱۶ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۷
تعداد بازدید: 5
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

***

پس از خانیکی و یونسی؛ نوبت صالحی‌امیری شد

ادامه روایت‌های مرموز از انقلاب؛به دَر می‌گویند برای شنیدن دیوار!

رضا صالحی امیری، رئیس کتابخانه ملی اخیراً در نشست «سقوط پهلوی نقدی از درون» که گویا به مناسبت دهه فجر در محل کتابخانه ملی ایران برگزار می شود، پس از صحبت های علی یونسی، طی سخنانی با بیان اینکه سقوط پهلوی محصول دوگانه‌ها و پارادوکس ها است، اظهار کرده است: تجربه تاریخی نشان داده است که محصول استبداد فروپاشی است.

به گزارش جماران، او همچنین با برشمردن چند عامل دیگر بعنوان دلائل سقوط پهلوی تصریح کرده است: تخت مشروعیت پهلوی با یک تکان از حرکت های خیابانی فرو ریخت چرا که فربگی استبداد در مقابل قدرت اجتماعی ناچیز است.

 

*در حالت خوشبینانه می توان صحبت های صالحی امیری را نظرات یک عنصر سیاسی فرض کرد که در قبال بیان علل سقوط نظام شاهنشاهی اظهار شده‌اند.

اما این فروض هنگامی که با صحبت های قبلی صالحی امیری در کنار یکدیگر قرار می گیرند، معانی خاصی و البته ناخوبی را به ذهن هر بیننده و خواننده‌ای متبادر می‌کنند.

صالحی امیری، در صحبت های اشاره شده از این می گوید که «سقوط پهلوی محصول دوگانه‌ها و پارادوکس ها است».

این در حالی است که او چندی قبل در جلسه ماهانه بنیاد باران (وابسته به محمد خاتمی) با اشاره به شرایط کنونی جمهوری اسلامی ایران و با بیان اینکه مجموعه تحولات نشان می‌دهد که زیر پوست جامعه اتفاقاتی جدی در حال شکل‌گیری است! گفته بود: «نوع نگاه ساختار رسمی و ساختار غیر رسمی دارای شکافی عمیق است»

آیا نمی توان از این صحبت های نادرست صالحی امیری که مشخصاً بر وجود شکاف و پارادوکس، هم در نظام اسلامی و هم در رژیم پهلوی تأکید می کنند اینطور نتیجه گرفت که نظام اسلامی ما نیز به دلیل وجود شکاف ها و پارادوکس های ادعا شده از سوی امیری در معرض سرنوشتی مشابه است؟!

او همچنین گفته است: «محصول استبداد فروپاشی است»

سلّمنا. این سخن وی صحیح است و مولای ما امیرالمؤمنین نیز فرمود «حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم نه» اما نکته آنجاست که چرا همین کلمه، یعنی «استبداد» در صحبت های محمد خاتمی، علی یونسی و عددی دیگر از هم‌طیف های صالحی امیری نیز به کرّات مورد اشاره قرار می گیرد و حتی خاتمی صریحاً بیان می کند که با انقلاب اسلامی، استبداد داخلی در ایران از بین نرفت!

آیا این کلمه در ذهن صالحی امیری نهادینه شده یا او هم مثل خاتمی معتقد است که در ایران اسلامی همچنان استبداد وجود دارد؟!

رئیس کتابخانه ملی در ادامه صحبت های خود از مقولاتی مثل «خیابان»، «قدرت اجتماعی» و باز هم «استبداد» سخن گفته و اظهار کرده است که «تخت مشروعیت پهلوی با یک تکان از حرکت های خیابانی فرو ریخت چرا که فربگی استبداد در مقابل قدرت اجتماعی ناچیز است»

قبل از بیان جان کلام، باید اشاره کرد که حکومت پهلوی با یک تکان از حرکت های اجتماعی! فرو نریخت بلکه شاید نزدیک به 15 سال تلاش علنی و مجاهدت های فراوان برای شکل‌گیری آن انجام شد.

اما از این معنا که بگذریم سه کلیدواژه اشاره شده در صحبت های صالحی امیری شباهت فراوانی دارد با گفته ها و منش و ممشای یک جریان سیاسی خاص در اشاره به اوضاع کنونی کشور.

جریانی که در دوران کنونی صریحاً از «ضرورت رخ‌نمایی بدنه اجتماعی خود» سخن گفته، همانطور که اشاره شد بر وجود استبداد در ایران اسلامی و در نظام اسلامی تأکید و الحاح دارد و همچنین غیر از ابراز علاقه های محفلی و رسانه ای به تجمعات خیابانی (که شاهد مثالش، علاقه چهره های این جریان به ماجرای مرحوم پاشایی است) دو مرتبه تاکنون؛ مطالبات خود را در سالهای 78 و 88، به خیابان‌ها و ماجرای اغتشاش کشانده است.

جملات و کلمات اشاره شده وقتی در کنار هم قرار می گیرند؛ معادله‌ای عجیب و البته مرموز را ترسیم می کنند که حل آن چندان سخت نیست!

قبل از صالحی امیری، هادی خانیکی نیز در نشست مذکور به غلط از این گفته بود که بحران فرهنگی و اجتماعی سبب بروز انقلاب اسلامی شد!

و جالب آنکه هادی خانیکی هم بصورت خواسته یا ناخواسته در حالی این معنا را مورد اشاره قرار داده بود که یک جریان خاص علی‌الدوام بر وجود «بحران» در ایران اسلامی و سیاه نمایی از شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور تأکید دارد. (جریان خاصی که البته هادی خانیکی نیز از چهره های همان محسوب می شود)

آیا قرار است پروژه ای همانند یادداشت چند سال قبل روزنامه اطلاعات درباره تطابق دادن انقلاب اسلامی با رژیم ستمشاهی طی شود؟!

 

***

 

منظور یونسی از اقوام، نخبگان و استبداد چه بود؟

یونسی از «زمان شاه» می‌گوید؛ جریان سیاسی خاص از «امروز»!

علی یونسی، دستیار مذاهب و قومیت های رئیس جمهور روحانی در جلسه دوشنبه شب نشست «سقوط پهلوی نقدی از درون» که ظاهراً به مناسبت دهه فجر در محل کتابخانه ملی ایران برگزار می شود، طی سخنانی با اشاره به دلایل سقوط پهلوی گفته است:

«اگر چنانچه رژیم شاه به یک یا دو نکته توجه می کرد، هم انقلاب اتفاق نمی افتاد و هم رژیم شاه از بین نمی رفت. کافی بود شاه، نخبگان و خبرگان جامعه و کسانی را که به نوعی از مردم نمایندگی می کردند، در خوب و بد اداره کشور دخالت می داد. جریان های سیاسی، اجتماعی، مذهبی و قومی را مشارکت می‌داد»

به گزارش جماران، او همچنین گفته است: وقتی یک نظام همه خواص جامعه را کنار بزند؛ خطر این است که هیچکس برای دفاع از آن احساس مسئولیت نمی کند...هیچ یک از خواص به دلیل فشار، حاضر به کمک رژیم نبودند. نه مذهبی ها نه احزاب چپ و راست و نه انقلابیون هیچکدام کنار شاه نبودند...هیچکس برای شاه مویه نکرد. چون کسی را برای خودش باقی نگذاشته بود…اگر شاه حتی خواص را در استبدادش مشارکت می داد؛ این گونه نمی شد و همه با او همکاری می کردند. کسی باقی نمانده بود که از شاه دفاع کند...چنانچه حکومتی بخواهد همه را کنار بگذارد، قائم به شخص باشد و منافع خود را از خواص جدا کند؛ عوام هم دیر یا زود از دست می‌روند.

 

*در گام اول، این سؤال و اشکال باید در صحبت های یونسی مورد اشاره قرار گیرد که چرا عددی از وابستگان یک جریان سیاسی خاص، چندمدتیست که با طرح اما و اگرهایی اینطور بیان می کنند که اگر شاه پهلوی فلان کار را کرده و فلان کار را نکرده بود؛ سقوط نمی کرد! آیا قرار است خیرخواهی ویژه‌ای برای شاه صورت بگیرد یا اینکه پای قصد و غرض و یک تطابق‌دهی خاص در میان است؟!

قبل از صحبت های یونسی مبنی بر اینکه اگر شاه، نخبگان و قومیت ها را در خوب و بد اداره کشور سهیم می کرد، اساساً انقلابی رخ نمی داد، محمد قوچانی، سردبیر وقت هفته نامه صدا نیز در یکی از سرمقاله های خود از این نوشته بود که اگر شاه در قبل از انقلاب با جریان مهندس بازرگان و ملی گراها کار و تعامل کرده بود، سقوط نمی کرد!

این مسئله می تواند محل ابهامات بسیاری باشد و به عمق بدبینی ها نسبت به جریان سیاسی مذکور بیافزاید.

نکته قابل تأمل دیگر، اشاره یونسی به این مسئله است که اگر شاه جریان های مذهبی و قومی و نخبگان را در حکومت دخالت می داد، سقوط نمی کرد.

باید اشاره کرد که حضور علی یونسی در مقام دستیار اقوام رئیس جمهور روحانی نمی تواند دلیل خوب و درستی باشد مبنی بر اینکه او در تمام تحلیل هایش هر مسئله ای را به قومیت‌ها مرتبط کند و وهمی به نام «مشکلات اقوام در ایران» را علت العلل تمام مصائب عالم بداند. (چه اینکه اقوام ایرانی حتی قبل از انقلاب نیز با چیزی به نام مشکل قومیتی مواجه نبوده‌اند)

اشاره های یونسی مبنی بر پیش کشیدن ماجرای قومیت ها، وقتی بیشتر محل تأمل است که بدانیم افرادی از هم‌طیفان یونسی، علی‌الدوام بر وجود مشکل و نارضایتی در میان اقوام ایرانی و در دوران کنونی تأکید دارند و مثلاً رضا صالحی امیری، رئیس کتابخانه ملی اخیراً در جلسه بنیاد باران از وجود جنبش قومی خفته در ایران سخن رانده است!

اینکه به غلط طرح شود نبود قومیت ها در حاکمیت پهلوی سبب سقوط بوده و از سوی دیگر، یونسی در صحبت های رسانه ای روزمره خود بر معنای گنگی به نام نبود قومیت ها در حاکمیت نظام کنونی تأکید کند؛ معانی بدی را به ذهن متبادر می کند.

همچنین صحبت های یونسی مبنی بر اینکه شاه نخبگان را کنار زد و آنها را در استبدادش مشارکت نداد نیز حرف های درستی نیستند و بیشتر نوعی اشاره خاص به نظر می‌رسند.

تاریخ در این زمینه اینطور می گوید که اگرچه عددی از مذهبیون، روحانیون و روشنفکران متعهد علیرغم اصرار دربار پهلوی در موضع انقلابی و انتقادی بودند و رابطه ای با شاه نداشتند اما اولاً آغوش شوم دربار برای هر چهره ای که به سمت آن تمایلی داشت باز بود و ثانیاً کسانی مثل آیت الله شریعتمداری، برخی جریانات به ظاهر انقلابی سست عنصر و عددی از رجال تحصیلکرده و مراجع اجتماعی در آن دوران بوده اند که مورد عنایت دربار پهلوی بوده و عنصر خاص! محسوب می‌شده‌اند و حتی هم‌اکنون نیز در خارج از کشور بعنوان نخبه معرفی می‌شوند.

این سخن یونسی نیز که می گوید شاه کسی را برای خودش نگه نداشته بود و کسی برایش مویه نکرد نیز حرف صحیحی نیست.

اگر کسی برای شاه نمانده بود پس آنهمه شهید سال های انقلاب به دست چه کسانی به شهادت رسیدند، آنهمه تلخکامی ها و سختی های راه انقلاب توسط چه کسانی بر مردم و امام راحل تحمیل شد و آن چهره های حکومت پهلوی که به روایت محسن رفیقدوست، حتی در زندان های انقلابی و در هنگام اعدام نیز با سری افراشته از شاه خائن دفاع می کردند از کجا آمده بودند؟!

وانگهی از باب کنایه باید گفت که یونسی اگر در سمت وزیر اطلاعات خدمت کرده است لابد سابقه جریان های سلطنت‌طلب وفادار به پهلوی را می داند که چطور هنوز علیه نظام اسلامی و مردم ایران همچنان به دسیسه‌گری مشغولند!

دستیار رئیس جمهور روحانی همچنین از این گفته است که اگر حکومتی قائم به شخص، همه را کنار بگذارد و منافع خود را از خواص جدا کند؛ عوام نیز از دست می‌روند و آن نظام ظالم فرو می‌پاشد.

این سخن نیز صحیح نیست و تجربه 2500 سال تاریخ شاهنشاهی ایران در سلسله های مختلف اینطور می گوید که حکومت قائم به شخص و بدون خواص مورد اشاره یونسی نیز ممکن است به دلایلی استقرار یابد اما در صورت دیگر سخن احساس می شود که شباهت‌هایی میان این تحلیل یونسی و اشاره های یک جریان سیاسی خاص درباره زمان فعلی وجود دارد.

جریانی که دائماً بر نبود خود و چهره هایش در حاکمیت اشاره می کند، از کم بودن اختیارات برخی چهره های سابق ابراز نارضایتی دارد، همچون سخنان یونسی از کلیدواژه «استبداد» استفاده می کند و مدعی وجود آن در ایران فعلی است، از حصر چهره های قانون‌شکن مرتبط با خود ابراز نارضایتی دارد و همچنین گاهی طی نامه هایی مدعی «تنهایی نظام اسلامی» و چهره های آن شده است.

آیا این شباهت‌های غیر قابل انکار معانی خاصی دارند یا اینکه یونسی فقط نظر خود را درباره رخدادهای پیش از انقلاب بیان کرده است؟!

 

***

 

روحانی در حدّ انتظار اصلاح‌طلبان حرکت نکرد

عبدالله ناصری، فعال سیاسی اصلاح طلب در بخشی از گفت وگوی خود با روزنامه آرمان امروز گفته است: با یک بازبینی و تحلیل در مورد ادبیات انتخاباتی آقای روحانی، خواهیم فهمید محور سخنان ایشان پیرامون توسعه سیاسی و اجتماعی بود. آقای روحانی در این زمینه در حد انتظار اصلاح ‌طلبان حرکت نکرده است.

او می افزاید: وزارت کشور که در طول چند ماه معاون سیاسی نداشته، عملکردش نشان می‌دهد که توسعه‌ سیاسی مسئله و دغدغه نخست حداقل در ظاهر نیست و این یعنی اینکه توسعه نهادهای مدنی و سیاسی با کندی حرکت می‌کند... تعداد زیادی از اصلاح‌طلبان جوان تمایل دارند فعالیت سیاسی انجام دهند. سوالی که مطرح می‌شود اینکه چرا دولت آقای روحانی از این دسته اصلاح‌طلبان حمایت لازم را انجام نمی‌دهد.

 

*جریان سیاسی اصلاحات در عین آنکه تلاش می کند خود را بعنوان حامی و عامل رأی آوری رئیس جمهور روحانی معرفی کند؛ اما بویژه در یکسال اخیرا انتقاداتی را از عملکرد روحانی بعمل آورده است که با خوانش آنها نه تصور حمایت که تصور تلاش یک جریان سیاسی برای منزه نشان دادن خود از عملکرد روحانی ایجاد می‌شود.

«روحانی اصلاح طلب نیست، با دولت حسینقلی خانی طرفیم، دولت یک رحم اجاره ای و یک مستأجر 4 ساله است، حمایت ما از دولت کاهش پیدا کرده، محبوبیت روحانی کم شده، قطار دفاع از حقوق شهروندی در دولت روحانی سوت بلند می کشد اما سبک و خالی می رود، اقدامات دولت روحانی بی فایده است» و ... تنها بخشی از انتقادات درست و غلطی هستند که جریان مدعی رأی‌آوری رئیس جمهور روحانی طی ماه های اخیر علناً بر زبان آورده است.

برخی رفتارهای انتقادبرانگیز دولت در کنار چندبار ناکامی جریان اصلاحات در دعوت مردم به جشن هسته ای و وعده افزایش یک شبه سطح معیشت با مذاکرات هسته ای! سبب ساز افزایش تمایل معاریف جریان مذکور به تنزّه طلبیدن از رفتارهای دولت یازدهم شده است.

در کنار این مسئله، عدم تحقق برخی شعارهای انتخاباتی، عدم فکّ حصر از فتنه‌گران و محیا نشدن برخی فرصت های خاص برای اصلاح طلبان از دیگر دلایل سردی رابطه اصلاح طلبان با دولت است.

روش دولت همچنین سبب شده است تا صداهایی از جبهه اصلاحات در نقد عملکرد خدمتگذارانه برخی وزرای کابینه و اشاره به رقابت با روحانی در انتخابات دولت آینده به گوش برسد.

به نظر می رسد یکی از دلایل مهم تندتر شدن انتقادات اصلاح طلبان از دولت نیز عدم عملگری کارای دولت برای انتظارات اصلاح طلبان پیرامون انتخابات مجلس دهم است.

برخی چهره های این جریان صریحاً از دولت درخواست ورود به مسئله تأیید صلاحیت ها و عملگری به نفع اصلاح طلبان را مطرح کرده‌اند.

آنها حتی اعلام کرده اند که این رفتار دولت می تواند رخدادهای مجلس آینده را به نفع اصلاح طلبان رقم بزند...

 

***

 

اشاره‌هایی به سطح اطلاعاتی و عملیاتی کمین حزب‌الله

این تصویر را خبرگزاری آسوشیتد پرس به تازگی از حضور نظامیان صهیونیست در صحنه کمین مجاهدان حزب الله منتشر کرده است.





در توضیح عکس بالا آمده است که صهیونیست ها در حال انتقال خودروهای هدف قرار گرفته توسط موشک های حزب الله هستند.

حمله اخیر حزب الله به صهیونیست ها که برای انتقام از حادثه قنیطره و شهادت چند مجاهد لبنانی و ایرانی انجام گرفت، از لحاظ فنون نظامی و جنگ های چریکی در سطحی بسیار بالا ارزیابی می‌شود.

این در حالی است که اگرچه برخی منابع خبری وابسته به رژیم صهیونیستی تلاش دارند تا سطح این عملیات را نازل جلوه داده و موفقیت آنرا وابسته به سلاح های حزب الله معرفی کنند اما حقیقت آنست که انجام چنین عملیاتی که ترکیبی از شلیک موشک، مین گذاری و حضور کماندوهای پیاده حزب الله بوده است؛ آنهم در محل مزارع شبعا که صهیونیست ها حضوری آزاد در آن دارند؛ امری بسیار سطح بالا و حتی فراتر از شعور عملیاتی صهیونیست هاست.

برخی منابع خبری وابسته به صهیونیست ها اعلام کرده اند که حزب الله عملیات شناسایی خود برای این کمین بزرگ را از طریق دیده‌بانی زمینی انجام داده و اقدام به انجام عملیات فریب نیز کرده است.

این در حالی است که تطابق نمادین عملیات مذکور با حادثه قنیطره از لحاظ زمانی، تعداد تلفات صهیونیست ها، فرایند گرفتن اسیر از صهیونیست ها، آمادگی قطعی کاروان صهیونیست ها برای حملات تلافی جویانه و حضور کماندوهای پیاده حزب الله به همراه تجهیزات موشکی احتمالی در این کمین، نشان از آن دارد که عملیات حزب الله نشأت گرفته از یک کار نظامی پیشرفته بوده که قطعاً بخشی از آن را انجام یک عملیات اطلاعاتی در درون سیستمهای نظامی صهیونیست ها تشکیل داده است.

عملیات مذکور همچنین در یکی از بارزترین وجوه خود، افسانه اشباح حزب الله را نیز در میان صهیونیست ها زنده کرده است.

صهیونیست ها از زمان آغاز جنگ 33 روزه با پدیده ای به نام ظاهر و ناپدید شدن لحظه ای مجاهدان حزب الله در نقاط غیر قابل تصور صحنه نبرد مواجه بوده اند و هیچگاه نتوانسته اند برای این رخداد مهم دلیل متقنی پیدا و یا سدّی را در مقابلش ایجاد کنند.

آنها تا حدی از این توانمندی مجاهدان حزب الله شگفت زده شده که برای اشاره به آن از کلمه «اشباح» استفاده می‌کنند.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار