امروز : شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 May 27
۲۰:۴۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 144769
تاریخ انتشار: ۱۷ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 17
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه سینما: یکی از فیلم‌هایی که در روز سوم جشنواره برای اهالی رسانه به نمایش درآمد «تگرگ و ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه سینما: یکی از فیلم‌هایی که در روز سوم جشنواره برای اهالی رسانه به نمایش درآمد «تگرگ و آفتاب» اثر رضا کریمی بود. این فیلم در تعریف خط داستانی خود آورده بود که رزمنده‌ای بعد از پایان مرخصی خود در بازگشت به جبهه تردید می‌کند...

قرار بود این فیلم دفاع مقدسی باشد ولی آنچه در نهایت روی پرده دیده شد فیلمی بود که ظاهرا نویسنده از داستان داش آکل صادق هدایت وام گرفته بود. وام گرفتنی که به نظر می رسد حتی صادق هدایت را هم دچار حیرت کند که چگونه قرار است فیلمی با موضوع دفاع مقدس از داستان وی استخراج شود ولی این هنری بود که کارگردان فیلم از خود به خرج داد و اثرش را تبدیل کرد به فیلمی ضعیف و سطحی تا حتی کسانی که اصلا در وادی دفاع مقدس نیستند هم به آن بخندند.

یحیی شخصیت اصلی فیلم که ظاهرا از فرماندهان مهم جنگ است و بنا به گفته یکی از رزمندگان حتی شهید صیاد و محسن رضایی هم روی او حساب باز می‌کنند به مرخصی می‌آید. در این مدت خانواد‌ه‌اش در صدد هستند تا برای او زن بگیرند و از این رو دختری آشنا را با وی روبرو می‌کنند که با بی اعتنایی وی روبرو می‌شود. در ادامه حاج مرتضی که یحیی مدتی نزد او شاگردی می کرده فوت می کند وی  را وصی خود قرار می دهد. حاج مرتضی بر اثر بدهکاری خانه خود را از دست داده و اکنون یحیی باید بنا به وصیت کاری کند که خانه دوباره به همسر و فرزند وی بازگردد. این ماجرا باعث می‌شود که فرمانده از بازگشت به جبهه خودداری کند و حتی پیغام‌های متعدد فرماندهان ارشد نیز برای بازگشت وی کارساز نیست.

حاج مرتضی دختری دارد که حدود ده سال از مرتضی کوچک تر است ولی بر اثر رفت ‌و آمدهای مکرر به خانه عاشق دختر حاج مرتضی می‌شود ولی بعد از پایان یافتن امور مربوط به وصیت حاج مرتضی در می یابد که دخترش خواستگار دارد. این مسئله باعث می شود وی بدون مقدمه به جبهه بازگردد و در نهایت به شهادت برسد.

شخصیت‌پردازی این  فیلم ساده و دم دستی صورت گرفته و کارگردان تصور کرده است با گذاشتن ریش بر چهره و انداختن پیراهن روی شلوار می‌توان کسی را به هیبت افراد مذهبی درآورد آن هم برای بازسازی دهه شصت و زمان جنگ.

رفتارهای کاریکاتوری یحیی طوری است که تناقض برانگیز است. هنگامی که مادرش دختری را به او معرفی می‌کند او چشم بر زمین می‌دوزد اما وقتی دختر حاج مرتضی را می‌بیند نگاه‌هایی متعدد به او دارد، حتی با او برای انجام امور حاج مرتضی در کوچه خیابان قدم می‌زدند و از آن عجیب تر هنگامی او برای رسیدگی به امور پدرش به خانه آنها رفته و  دختر در خانه تنهاست برخلاف عرف جامعه مومنین و حتی افراد کمتر مومن وی به داخل خانه می‌رود. مضحک‌تر این که به شیوه فیلم‌فارسی‌های قبل از انقلاب برای این که حاج یحیی بتواند بهتر دختر دلخواهش را ببیند چادر از سر دختر می‌افتد و .....

در سال‌های اخیر فیلم‌های زیادی از دفاع مقدس ساخته شده که توانسته است بخشی از فرهنگ جبهه را منتقل کند. حتی در سال‌های اخیر سریال‌هایی چون «وضعیت سفید» درباره زندگی مردم در دهه شصت به نمایش درآمد که به شدت مورد استقبال مردم قرار گرفت. کارگردان محترم اگر فقط یک با دور تند این سریال را می‌دید متوجه می‌شد که چگونه باید درباره آن دوره فیلم بسازد نه این که از یک داستان متعلق به چند دهه قبل وام بگیرد و فیلمی بسازد که فقط عنوان دفاع مقدس را بر خود دارد ولی هیچ مفهومی از آن زمانه را به مخاطبش منتقل نمی‌کند. امری که مخاطب را دچار تناقص می‌کند که این فرمانده جنگ به دلیل سرخوردگی ناشی از شکست عشقی به جبهه برگشت یا نیاز جنگ به وی؟

هر کارگردانی که در زمینه دفاع مقدس می‌خواهد فیلم بسازد باید بداند که بسیاری از امور در حافظه مردم ثبت و ضبط شده است و فیلمی که خارج از این تصورات ساخته شود هیچگاه مورد اعتنا قرار نمی‌گیرد که نمونه‌های آن را در جشنواره سال گذشته مشاهده کردیم. تفکراتی که دفاع مقدس را در امور شخصی و عشقی خلاصه می‌کند در تضاد کامل با دیدگاه مردم است و نشان از ضعف کارگردانی دارد که نمی‌تواند از گنجینه عظیم دفاع مقدس گوشه‌ای را برای ساخت فیلم انتخاب کند و ناچار از صادق هدایت کمک می‌گیرد.

یادداشت از: مصطفی وثوق کیا

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها