امروز : یکشنبه ۸ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 26
۰۸:۰۲
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 144907
تاریخ انتشار: ۱۸ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۹:۱۸
تعداد بازدید: 259
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

خرسندی هادی خانیکی از تهدید بنیاد خانواده در ایران

هادی خانیکی، فعال سیاسی اصلاح طلب و مشاور خاتمی در دولت اصلاحات اخیراً در بخشی از یک گفتگو با سایت جماران درباره زنان گفته است: "اریک رولو"  که زمانی سردبیر لوموند دیپلماتیک بود بعد از خرداد سال 1376 به ایران آمد و گزارشی تهیه کرد که تیترش این بود: "زن ایرانی دیگر به آشپزخانه بر نمی گردد" خب این جمله ایشان قطعا نمادین بود و منظورش این بود که زن ایرانی دیگر در خانه نمی ماند. چرا که او وارد حوزه اجتماع شده است و در سطوح دیگر هم این مساله را ما به وضوح می بینیم که مشارکت زنان در مجموع حرکتی رو به جلو دارد...در مطالعات اجتماعی هم بحث های زیادی وجود دارد که نشان می دهد فضاهای مختلفی از جامعه ما فضاهای زنانه تری شده اند.

او همچنین گفته است: از مهمترین عوامل حضور موثرتر زنان، رشد و توسعه شبکه های مجازی و اجتماعی است. امروز کدام زن حتی خانه دار را می‌شناسید که حضورش در عرصه اطلاعات کمتر از مردی است که سرکار می رود و با مسایل اجتماعی از نزدیک برخورد می کند. در کدام شبکه اجتماعی زنان را کمتر می بینید؟ این است که دیگر زن ایرانی حتی اگر در خانه هم باشد به واقع در خانه نیست.

 

*منظور اریک رولو و به پیوست آن منظور خانیکی از آشپرخانه! در واقع «خانواده» است. وگرنه هر ذهن آگاهی می داند که زن در حقوق اسلامی و تفکر شیعه، بصورت خاص وظیفه ای تکلیف گونه برای خانه داری و طبخ غذا ندارد بلکه آنچه درباره بانوان مورد سفارش اکید قرار گرفته و رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز بر آن تأکید دارند؛ بحث توجه زن به وظایف مادری و همسرداری و مفهوم خانواده است.

متأسفانه از زمان دولت اصلاحات، با ادبیاتی کادوپیچی شده تلاش شد تا توجه بانوان جامعه از محیط خانه و خانواده به بیرون جلب شود. این رخداد که بعدها توسط حلقه انحرافی نیز دنبال شد؛ نگاهی غلط به مسئله حقوق زنان، بحث حجاب و خانواده داشت.

همین انحرافات از مسئله اصلی درباره زنان بود که متأسفانه امروز آسیب‌هایی مثل بالارفتن سن ازدواج، افزایش طلاق، تمایل کمتر به فرزندآوری و بیکاری مردان سرپرست خانواده را رقم زده است.

شوربختانه باید گفت که نگاه اشاره شده، هم اکنون نیز در بخش هایی از مدیریت اجرایی دنبال می شود و حتی در مواردی به جایگزینی کلمه «خانواده» به جای «زن» در برنامه های دولتی از سوی یک مقام اجرایی نیز اعتراض شده است.

شهیندخت مولاوردی، معاون زنان و خانواده رئیس جمهور اخیراً در یک همایش دولتی با تأکید بر اشتغال زنان گفته است: برای ایفای نقش مؤثر در تحقق اعتدال زنان باید به نقطه تعادل در مناسبات خانوادگی و عملکرد اجتماعی خود دست پیدا کنند و بر سر دوراهی کار یا زندگی قرار نگیرند. چالش اساسی دولت اعتدال‌گرا ایجاد موازنه بین کار و زندگی زنان است!

صحبت های این مقام اجرایی در حالیست که رهبر معظم انقلاب در بیانات خود تصریح دارند که مسئله اصلی برای بانوان مسئله خانواده است.

معظم‌له در یکی از بیانات خود در همین رابطه می‌فرمایند: مسئله خانواده بخصوص سلامت، امنیت و آرامش زن در خانواده، مسئله‌ای اصلی است که باید به آن پرداخت.

ایشان همچنین می‌فرمایند: برخلاف برخی دیدگاهها، اشتغال از مسائل اصلی مربوط به زنان نیست البته اشتغال و مدیریت مادام که با مسئله اصلی یعنی خانواده منافاتی پیدا نکند، ایرادی ندارد.

ایشان در همین زمینه، زن و خانواده را دو مسئله غیر قابل تفکیک برمی‌شمرند و تصریح دارند: هرکس اگر مسئله زن را جدا از مسئله خانواده مورد بررسی قرار دهد در فهم مسئله و تشخیص علاج آن، دچار اختلال می شود.

در اشاره به قسمت دوم از صحبت های خانیکی و صحبت های او درباره حضور برخی از زنان در شبکه های اجتماعی نیز باید این سؤال را مطرح کرد که اساساً شبکه های اجتماعی در ایران و حتی در دنیا چه خدمتی در زمینه افزایش اطلاعات و برخوردارسازی افکار عمومی از دانش داشته‌اند که اکنون هادی خانیکی از بابت حضور برخی از بانوان در شبکه های اجتماعی ابراز خرسندی می‌کند؟!

روکش پیشنهادی خانیکی برای حضور در شبکه های اجتماعی که با عنوان «حضور در عرصه اطلاعات»! مورد اشاره قرار گرفته؛ همان بهانه کهنه ای است که زمانی برای ترویج ماهواره در ایران مورد استفاده قرار می گرفت و بعدها تبدیل به یک جوک شد.

در واقع باید دانست که کاربرد شبکه های اجتماعی برای عموم و چهره های غیر تخصصی که شبکه های اجتماعی کاربرد حرفه ای برای آنها ندارد؛ چیزی غیر از کاهش سطح تفکر، ازدیاد شبهات فکری، ترویج فساد، وقت‌سوزی، زندگی در حیات موازی و صوری و افزایش سطح توهم نیست.

همانطور که درباره ماهواره نیز همین گونه است و اکنون همه بعد از سال ها متوجه شده اند که ماهواره تنها کاربردی که ندارد در زمینه علم و فناوری است!

امروزه تمامی کارشناسان منصف و حتی مغرض، اذعان دارند که کاربرد شبکه های اجتماعی یک کاربرد نخبگانی و علمی نیست و استفاده از این شبکه ها نه تنها در ایران بلکه در اقصی نقاط دنیا موجب بروز آسیب های مختلفی شده که یکی از بزرگترین آنها دور کردن افکار عمومی از ساحت تفکر صحیح و نگاهی واقعی به زندگی و جوانب آن است.

 

***

 

ادامه روایت‌های مرموز از انقلاب؛انقلاب پابرهنگان یا انقلاب کفش‌دارها؟!

سعید معیدفر، از استادان اصلاح طلب که درباره جامعه صحبت می کند هفته گذشته در یک یادداشت با عنوان «طبقات متوسط اجتماعی پیشگامان انقلاب اسلامی ایران» در روزنامه اعتماد، از این نوشت که انقلاب سال 57 ثمره خیزش و خواست «طبقه متوسط» بوده است!

او در بخشی از مطلب خود می نویسد: در ایران و در انقلاب ٥٧ از نظر نقش طبقات مختلف اجتماعی در آن، تفاوت هایی با سایر انقلاب ها وجود داشت. در کشور ایران نه یک نظام سرمایه داری به آن معنا وجود داشت که امواج انقلاب بتوانند از طریق طبقات کارگر شکل بگیرند، نه یک نظام روستایی یا فئودالی حاکم بود که روستاییان نیروی اصلی آن باشند. بلکه در واقع به اجماع تحلیلگران، بیشتر افرادی که در جریان انقلاب شرکت داشتند از طبقات متوسط شهری برخاسته بودند.

معیدفر می افزاید: در مقطع انقلاب، زمانی که طبقه متوسط فعال شد فعالیت های جدی‌تری نیز صورت گرفت که در نهایت انقلاب اسلامی را رقم زد.

این چهره اصلاح طلب در خاتمه یادداشت خود نیز می نویسد: همانگونه که طبقه متوسط جامعه ایران در انقلاب اسلامی ٥٧ فعالانه نقش پیشرو را بر عهده گرفته بود در دنیای معاصر نیز، تقریبا محور اصلی تغییر و تحولات جامعه به حساب می‌آید!

 

*تحلیل مذکور از زمینه های وقوع انقلاب اسلامی با واقعیت متناقض است.

چه اینکه همه‌ی ما به گواه تاریخ، اسناد، نشانه ها و حتی گفته های بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی می دانیم انقلاب اسلامی ایران، انقلاب مستضعفین و پابرهنگان بود نه صرفاً انقلاب کفشدارها و قشرهای متوسط.

انقلاب اسلامی ایران بر خلاف مفاهیم متون علمی غربی که معتقدند خیزش کنندگان انقلابی یا کمونیسم را می خواهند یا لیبرالیسم را(مفهوم کُمون‌ها و سرمایه‌دارها بوضوح در یادداشت معیدفر مورد اشاره قرار گرفته است!)؛ یک قیام خداخواهانه، اسلام مدار و حق‌طلبانه به رهبری چهره‌ای دینی بود و بر همین اساس اگرچه همه قشرها در آن نقش داشتند اما ایفای نقش و شاکله اصلی انقلاب بر دوش مستضعفین و پابرهنگان بود.

تعریف ناصحیح معیدفر از زمینه بروز انقلاب اسلامی را باید در کنار این محتوا قرار دارد که یک جریان سیاسی خاص، چند سالی است با اهدافی خاص، بر ترویج مفهوم «قشر متوسط» در ساحت افکار عمومی ایران تأکید دارد.

به تعریف این جریان، قشر متوسط، کسانی هستند که از سطح درآمد معمولی برخوردارند و دغدغه های کمترِ معیشتی سبب توجه بیشتر آنها به مقولاتی مثل اقتصاد، فرهنگ، هنر و البته سیاست شده است.

جریان سیاسی اشاره شده بر همین مبنا و با توجه به رشد سطح معیشت و رفاه اقتصادی عمومی مردم؛ تمام مطالبات خود را خواسته های قشر متوسط! بیان و ضمن منتقد معرفی کردن قشر متوسط نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران، تأکید می کند که دولت و نظام باید به مطالبات این قشر پاسخ بدهند!

نکته قابل تأمل آنجاست که همانطور که از یادداشت معیدفر نیز به روشنی قابل استنباط است؛ جریان سیاسی مذکور تلاش دارد با رویکرد «این‌همانی» و تأکید بر اینکه قشر متوسط بود که انقلاب کرد و همان قشر متوسط نیز هم‌اکنون منتقد است! مفاهیم خاص و البته خطرناکی را به ذهن جامعه القا کند.

این‌همانی سازی، در صحبت های کسانی مثل هادی خانیکی و رضا صالحی امیری نیز بروز یافته که توضیح و توشیح آنها در بسته های قبلی گزارش تحلیلی قابل خوانش است.

جریان سیاسی مذکور به نوعی در حال القای وجود خیزش خفته در ایران اسلامی است و این معنا را صریحاً نیز مورد اشاره قرار داده است.

 

***

 

مشارکت در انتخابات مجلس بیش از 50 درصد باشد؛ ما پیروزیم!

سیدمحمود میرلوحی، معاون وزیر کشور دولت اصلاحات اخیراً در یک سخنرانی با اشاره به انتخابات مجلس دهم گفته است: اگر مردم در صحنه باشند و بیش از 50 درصد مشارکت کنند، ترکیب مجلس تغییر خواهد کرد و جریان اصلاح‌طلب پیروز خواهد بود.

به گزارش ایلنا، وی همچنین تصریح کرده است: مطالبه اصلاحات از دولت، برگزاری انتخابات سالم مبتنی بر قانون است تا مجلسی عاقل، صالح، کارآمد و ملی در آن شکل بگیرد. مجلسی که هم خیر ملت و خیر اصلاح طلبان در آن است.

 

*قبل از میرلوحی که شرط تغییر ترکیب مجلس آینده (یعنی در اکثریت نبودن اصولگرایان) را حضور بیش از 50 درصد از مردم در انتخابات عنوان کرده است؛ اشرف بروجردی، از فعالان زن اصلاح طلب نیز در یادداشتی که چند ماه قبل در روزنامه آرمان امروز منتشر کرد، نوشته بود: «دولت باید یک استراتژی را برای برگزاری انتخابات تعیین کند که اساسا فارغ از ترکیب آینده مجلس، مبنای حمایت و اصل کار دولت باید حفظ و صیانت از آرای مردم باشد.اگر واقعا این استراتژی در جنبه عمل هم خودش را نشان دهد، ترکیب آینده مجلس می‌تواند متفاوت از ‌آن چیزی باشد که امروز شاهدش هستیم»!

نکته واضح تأکیدات اشاره شده آن است که اساساً مشخص نیست عملگری همیشه قانونی دولت جمهوری اسلامی برای برگزاری انتخابات و همچنین حضور بیش از 50 درصدی مردم در انتخابات مجلس دهم؛ چه ربطی به پیروزی اصلاح طلبان دارد؟! به سخن دیگر اینکه مثلاً اگر بیش از 50 درصد مردم در انتخابات شرکت کنند و همچون 13 سال گذشته، اصلاح طلبان رأی نیاورند؛ آیا رخداد خاصی مثل «تقلب» اتفاق افتاده است؟!

پر واضح آنکه اساساً پای هیچ ربطی در میان نیست مگر اینکه با توجه به سوابق جریان سیاسی خاص! این گزینه به ذهن بیاید که باز هم پای القای تقلب و غیر قانونی بودن انتخابات در میان است.

در عین حال اما باید اشاره کرد که صحبت میرلوحی احتمالاً با توجه به فرضیه در اکثریت بودن اصلاح طلبان در میان افکار عمومی جامعه بیان شده است. ناصحیح بودن این فرضیه البته به اثبات رسیده زیرا اصلاح طلبان طی 13 سال گذشته با وجود مدعای در اکثریت بودن اما در هیچ انتخاباتی نتوانسته‌اند رأی اکثریت را بدست بیاورند.

یادداشت اشاره شده از اشرف بروجردی نیز اگر تلاشی برای القای غیر قانونی بودن انتخابات آتی نباشد؛ از ارزش معنایی چندانی بالایی برخوردار نیست.

در اینجا لازم به توضیح است که منظور یک جریان سیاسی خاص از برگزاری انتخابات قانونی! انتخاباتی است که همه چهره های مسئله‌دار این جریان که از قضا نقش های مهمی را نیز در حوادث سال 88 ایفا کرده اند؛ تأیید صلاحیت شوند و بتوانند در انتخابات شرکت کنند.(و البته برای جریان مذکور، انتخاباتی قانونی‌تر! است که کاندیداهای مورد نظر آنها نیز بتوانند حائز اکثریت آرا شوند)

برخی چهره های جریان مذکور، از ابتدای انقلاب اسلامی تاکنون در عمده انتخابات ها از مقوله تقلب! و اعمال غیر قانونی در انتخابات سخن گفته اند و این مسئله حتی مورد عتاب رهبر انقلاب در سال های قبل از فتنه 88 نیز قرار گرفته است.

همچنین درباره اشاره میرلوحی مبنی بر تشکیل مجلسی که خیر مردم و خیر اصلاح طلبان در آن باشد باید گفت که تجربه تاریخی نشان می دهد تندروهای اصلاح طلب هیچگاه اجازه نداده اند خیر مردم و اکثریت اصلاح طلبان در یک جا جمع شود. و از آنجا که تندروی های آنها با سکوت قاطبه اصلاح طلبان نیز همراه بوده؛ این تجربه به اثبات رسیده است که اکثریت اصلاح طلبان نه در شورای شهر دوره اول و نه در پارلمان ششم (که در اکثریت بودند) هیچگاه توان انطباق خیرات خود با خیرات مردم را نداشته اند.

اجماع سیاسی اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری نیز آخرین بار 13 سال قبل نتیجه داد و پس از آن یا به کنار کشیدن کاندیدای نمادین این جریان از صحنه انتخابات 92 منجر شد، یا به بیان تقلب و افراطی خواندن کاندیدای رقیب در سال 84 و یا به رخدادهای تلخ و فتنه سال 88.

 

***

 

آنچه کوبا از «توافق نهایی» با آمریکا به دست آورد

این تصویر را خبرگزاری فرانسه به تازگی از خیابان های هاوانا، پایتخت کوبا منتشر کرده است.





اِی‌اِف‌پی در توضیح این عکس نوشته است که یک جوان در خیابان های هاوانا، کلاهی را با علامت پرچم آمریکا به سر گذاشته است.

کشورهای کوبا و آمریکا، سال ها بعنوان دو دشمن دیرینه شناخته می شدند.

آمریکا نیز همانند همه کشورهای دیگری که با آنها دشمن است و نمی تواند در مقابل آنها عمل نظامی انجام دهد؛ کوبا را با ابزار «تحریم» مورد فشار قرار داد.

دشمنی های کوبا و آمریکا شهره عام و خاص بود تا اینکه چندی قبل، رائول کاسترو، رئیس جمهور کوبا و اوباما، رئیس جمهور آمریکا بر سر میز صلح نشستند. دو کشور پس از آن گفت‌وگوها در 17 دسامبر 2014، دشمنی را کنار گذاشتند و تحریم های کوبا کاهش یافت.

رسانه های غربی اکنون از این می گویند که حکومت کوبا در مقابل یک سوال بزرگ از جانب انقلابیون این کشور قرار گرفته و آن اینکه آیا در تمام طول سال های گذشته به اشتباه با آمریکا دشمنی کرده است یا خیر؟!

اما به نظر می رسد کوبایی ها(اعم از مردم و حاکمیت کوبا) در مقابل یک سؤال بزرگتر نیز قرار دارند و آن اینکه کوبا پس از لغو تحریم های آمریکا، دقیقاً چه چیزی بدست آورده و اقتصاد و معیشت کوبا چه تغییراتی کرده است؟!

شاید کلاه این جوان و تصویر دوخته شده روی آن، جوابی روشن به این سؤالات باشد.

رسانه های فارسی زبان ضد انقلاب، بلافاصله پس از توافق رائول کاسترو و باراک اوباما، از این نوشتند؛ که جمهوری اسلامی ایران نیز باید از کوبا الگو بگیرد...

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار