امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۰:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 145114
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 5
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - زهرا قزیلی: فیلم سینمایی «مزارشریف» تازه‌ترین ساخته حسن برزیده درباره شهدای دیپلمات ایرانی است.

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - زهرا قزیلی: فیلم سینمایی «مزارشریف» تازه‌ترین ساخته حسن برزیده درباره شهدای دیپلمات ایرانی است. این فیلم یکی از فرازهای مهم تاریخ جمهوری اسلامی ایران است که تاکنون در حوزه فیلم بلند داستانی هیچ فیلمسازی به آن ورود پیدا نکرده است. «مزار شریف» پس از نمایش فیلم ضعیف «آرگو» ساخته شد هر دو فیلم با موضوع دیپلمات‌ها و سفارت دو کشور در کشورهای غریبه است. اما اگر به دور از حب و بغض به قضاوت بنشینیم خواهیم دید «مزار شریف» فیلمی انسانی و به دور از هر گونه حب و بغض و جناح‌بندی‌های سیاسی تاریخی از کشور را ورق می‌زند. در گفت و گویی که با حسن برزیده (کارگردان) و منوچهر شاهسواری (تهیه کننده) ترتیب دادیم درباره چگونگی ورود به موضوع شهادت دیپلمات ها، نحوه تحقیقات، همراهی ارگان‌ها و نهادها صحبت کردیم که بخش اول آن از نظرتان می گذرد:

*نمایش روابط انسانی و عاطفی میان انسان‌ها

«مزار شریف» اولین فیلمی که با موضوعی ساخته شده که با مسائل امنیتی کشور گره می‌خورد و از این جهت به نوعی این کار حساسیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در این حوزه آقای برزیده  یکی از خط‌شکنان این عرصه در سینمای ایران به شمار می‌آیند . چگونه به سراغ یکی از موضوعات حساسیت برانگیز رفتید در حالی که هنوز پرونده‌ شهادت دیپلمات‌های ما مفتوح است.

شاهسواری : از نظر ما موضوع مزار شریف، یک موضوع امنیتی به معنای صرف نیست، یک تجربه در تاریخ معاصر ایران است که باید سینما بدان توجه می‌کرد و تکالیفش را نسبت به این موضوع انجام می‌داد. نگاه حاکم بر این فیلم روابط انسانی و روابط عاطفی بین آدم‌ها است. ما از اولین روزهای طرح ریزی ساخت فیلم مزار شریف ، به جز تصویری از یک مجموعه روابط اجتماعی و انسانی که منجر به یک فاجعه می شود، هیچ تصویر دیگری در ذهنمان نداشتیم. البته توجه کردن به روابط انسانی ممکن است با مسائل امنیتی، نظامی، اقتصادی و یا مسایلی از این دست نیز ارتباط پیدا کند. اما آن چیزی که هیچ گاه و در هیچ زمانی تغییر نخواهد کرد روابط انسانی است.





 

*مناسبات سیاسی و امنیتی تابع مکان و زمان هستند

گروهی از جوان‌های ما در نقطه ای به خاطر ماموریتی که داشته‌اند به شهادت می‌رسند و این موضوع هیچ ربطی به سایر مسائل ندارد .باید این نکته را متذکر شوم؛ مناسبات سیاسی و امنیتی تابع زمان و مکان هستند و روابط انسانی و مسئولیت‌های بشری شامل زمان و مکان نمی‌شوند و همیشگی هستند. از نظر ما مزار شریف فیلمی است که روابط انسانی را در یک مقطع تاریخی، نشان می دهد.

*برگ مهمی از تاریخ کشور که تعمداً به فراموشی سپرده می شود

در سینمای ما فیلمسازها کمتر به سراغ تاریخ معاصر می روند و یکی از دلایل آن هم می‌تواند هجمه‌هایی باشد که ممکن است شکل بگیرد سال گذشته آقای حاتمی‌کیا و امسال شما در حوزه تاریخ معاصر کار کردید. نگران هجمه‌ها نیستید؟

برزیده : البته ما منتظر تهاجمات به فیلم هستیم. از ابتدا که  کار را شروع کردیم مورد تهاجم بودیم و حالا نیز هستیم و خواهیم بود . واقعیت این است که قصد ما ساختن یک فیلم سیاسی و نقد سیاسی نبود. ما یک برگی از تاریخ کشورمان که احساس کردیم خیلی مهم است را به تصویر کشیدیم . به نظر ما این موضوع تعمداً به دست فراموشی سپرده می شود.

روند آغاز تحقیقات درباره ماجرای کشته شدن دیپلمات‌ها چگونه شکل گرفت؟

تنها شاهد ماجرای مزار شریف فردی بود به نام شاهسون است که من از طریقی برای اولین بار موفق شدم ایشان را ملاقات کنم. ایشان در آن مقطع در قرنطینه به سر می برند، با حضور یک نیروی امنیتی در مکانی که بودند حاضر شدم.

قرنطینه در واقع اصطلاحی است که من بر اساس تجربیات سینمایی ام به کار می برم و شاید سایر دوستان این اصطلاح را به کار نبرند. زمانی که فردی اطلاعات مهمی را در اختیار دارد، به او اجازه ملاقات و صحبت کردن در مکان‌های مختلف داده نمی شود. باید قبل از صحبت کردن، آن فرد تخلیه اطلاعاتی شود تا اطلاعات او طبقه بندی شده و مورد استفاده قرار گیرد. من در چنین فضایی با ایشان صحبت کردم و بعد از این گفت و گو ایشان به مدت یک سال قابل دسترس نبود و دیگر به هیچ وجه ایشان را ندیدم. من از همان زمان احساس کردم که گویی قرار است راجع به این موضوع هیچ گونه حرفی زده نشود.

*به صراحت گفتند راجع به شهادت دیپلمات ها فیلم نساز

در حوزه سینما شما اولین فردی بودید که باشاهسون در فضای قرنطینه صحبت کردید؟

برزیده: بله، چون وقتی بعدها با ایشان صحبت کردم، ایشان به من گفتند که این اولین باری است که برای فردی خارج از مجموعه صحبت می‌کنم. من بعد از یک سال ایشان را برای بار دوم دیدم و دوباره با یکدیگر صحبت هایی را انجام دادیم. بعد از گفت‌وگو با ایشان برای تکمیل کردن تحقیقاتم به سراغ بعضی از مسئولین رفتم و با آن ها نیز صحبت کردم. یکی از مسئولین آقای بروجردی بود – مسئول یکی  از معاونت‌های امور خارجه در قسمت آسیای مرکزی (افغانستان) -  هنگامی که با ایشان صحبت کردم شکّم به یقین تبدیل شد و ایشان رسماً و به صراحت به من گفتند که راجع به این موضوع اصلا هیچ کار سینمایی نباید انجام شود. دلیل‌شان این بود: «ما با طالبان ارتباط برقرار می‌کنیم و به‌گونه‌ای آن‌ها را به رسمیت می‌شناسیم و در این شرایط که ما حکومتی را به رسمیت می شناسیم اصلا خوب نیست که حالا بخواهیم آن را نقد کنیم.‌‌»

این گفت‌و‌گو ها در چه سالی انجام شد ؟

برزیده : در سال 1378. ما به طور گسترده تحقیقاتمان را شروع کردیم و در آن سال به سراغ آقای بروجردی رفتیم. خیلی تمایل داشتند که ما این کار را فراموش کنیم و اصلا ادامه ندهیم. منتها چند انگیزه باعث شد من این کار را به شدت پیگیری کنم. در نهایت هم فیلمنامه آن تهیه شد اما در ساخت آن دچار مشکل شدیم و به مقطعی رسیدیم که من دیگر تمایل به ساخت این فیلم در آن برهه از زمان نداشتم. ظاهراً امر در آن مقطع به گونه‌ای بود که کار به مشکل مواجه شود و ساخته نشود اما باطن آن این است که شاید خواست خدا بود که این فیلم در این زمان تهیه شود. ما نیز بیشتر از هر چیز به همین  باطن ماجرا اعتقاد داریم.  هدف ما ساخت این فیلم بود که الحمدلله این اتفاق رخ داد.

*طالبانیسم یک تفکر پیچیده است

*باید نزدیک به 16 سال از شهادت دیپلمات‌ها می گذشت تا این فیلم ساخته شود؟

برزیده : بله، شاید باید جریان تکفیری و داعش، به وجود می‌آمدند تا این فیلم ساخته شود. به نظر من طالبانیسم به عنوان یک تفکر است و ادامه خواهد داشت. به عقیده من تفکر طالبانیسم یک تفکر افراطی است که می تواند در کشور ما هم وجود داشته باشد، شکل بگیرد و رشد کند و روزی به چیزی که ما آنرا جریان طالبانیسم و یا داعش و... می نامیم تبدیل شود. به عقیده من افراطی‌گری در هر جایی می تواند اتفاق بیافتد. در رفتاری این افراد ببینید فردی که سینه سپر می کند و کشته می‌شود نشان از  اعتقادش است. جریان داعش نیز به همین دلیل تبدیل به یک جریان پیچیده‌ای شده است. این مطلب که در تحلیل‌ها گفته می‌شود، افرادی در میان آن‌ها وجود دارند که پول از اشخاص گرفته‌اند و تحریک شده و آلت دست دیگران هستند، کاملاً درست است ولی به نظر من آن افرادی که در خط مقدم می جنگند و کشته می شوند و جان خودشان را به نام خدا و پیامبر فدا می کنند باید اعتقاد شدیدی نسبت به این امر داشته باشند. نمی توان گفت آن‌ها صرفا  به خاطر پول مبارزه می‌کنند . بنابراین چون این طالبان و بعد داعش با پیچیدگی هایی همراه است، حرف زدن درباره آن لازم و ضروری بود، این انگیزه را به ما داد که راجع به آن صحبت کنیم.

*به رفتار غلط دیپلماسی به صراحت در فیلم اشاره نکردیم/ قصد تبرئه طالبان را نداشتیم

*در فیلم «مزارشریف» بدون این که پیش زمینه‌ای از طالبان بدهید به سراغ ماجرای شهادت دیپلمات می‌روید.

در واقعه کشته شدن دیپلمات‌ها تعدادی از شهروندان ما به شهادت می رسند. البته بخشی از این اتفاق به رفتار غلط دیپلماسی ما و تحلیل غلط مسئولین وقت بازمی گردد که ما در فیلم  صریح و دقیق سراغ این بخش نرفتیم و دلیل مان نیز این بود که نمی خواستیم جریان طالبان که جریانی خشن و بی رحم است، تبرئه شود.  ما تا حدی به سراغ این موضوع رفتیم و ایراد اصلی را به خودمان وارد کردیم که باعث تبرئه شدن طالبان نشود. بنابراین ما ناگزیر بیشتر بخش به شهادت رسیدن دیپلمات ها را بیان کردیم، ولی به هر حال در پایان فیلم حسی به ببیننده دست می دهد که قطعا یک حسرتی همراه با این سوال از خود خواهد داشت: چرا مسئولین ما در قبال این ماجرا کاری انجام ندادند؟

 دلیل دیگری که در نوشتن این فیلمنامه و ساخت آن وجود داشت؛ باید بدانیم که علاوه بر قیامت، در دنیا نیز باید پاسخگوی اعمالمان باشیم. ممکن است در همان مقطع این امر انجام نشود ولی در نهایت یک برزیده و  شاهسواری پیدا می شوند که دست به ساخت و تهیه فیلم «مزارشریف» می‌زنند و به نوعی بعضی از رفتارهای غلط را افشا می‌کنند. برای همین ما باید مراقبت کنیم و جوابگو باشیم.

*مظلوم‌تر از شهدای دیپلمات، خانواده‌هایشان هستند

عامل دیگری که انگیزه و علاقه من را برای ساخت و به سرانجام رساندن این کار بیشتر می‌کرد تماس‌هایی بود که از طرف خانواده شهدای مزار شریف با من گرفته می شد. به نظر من مظلوم‌تر از شهدای مزار شریف خانواده‌های آن ها هستند. یکی از همسران همین شهدا تعریف می کرد: «همیشه در استرس به سر می‌بردیم، مدت‌ها به ما گفتند که  دیپلمات‌ها زنده هستند و اسیر شده‌اند، بعد اعلام شد که شهید شده‌اند و در نهایت نیز جنازه‌های آن‌ها را آوردند.» ایشان می‌گفت: «من وقتی کمربند شوهرم را باز کردم، دقیقاً معلوم بود که یکی از همکارانش  وقتی شهید شده، سرش بر روی کمربند شوهر من افتاده بود. زیرا موهایش به کمربند خونی شوهرم چسبیده بود و من این موها را جدا کردم.»

اما به جای اینکه از این خانواده‌ها تجلیل شود،  حتی یک عذر خواهی ساده نیز از آن ها نشده و گاهاً مورد بی مهری نیز قرار گرفته اند. دلیلش این بود که نمی خواستند اصلاً راجع به این موضوع حرفی زده شود. به نظر من این یک ظلم مضاعف است. اولین ظلم را به این خانواده‌ها، طالبان کرد و ظلم بعدی نیز این بود که اصلاً حاضر نشدند این موضوع را باز کنند و اگر در این میان کسی مقصر است عذر خواهی کند.

به طور غیرمستقیم در فیلم بیان کردیم که بنا به دلایلی ایران تصمیم گرفت سفارت خانه و کنسولگری‌اش را باز نگه دارد و احساس می‌کرد طالبان هیچ تعرضی به سفارت ما نمی کند. ولی بعد از این که دیپلمات‌ها کشته شدند، ما می‌توانیم بگوییم که تحلیلی داشتیم که با شهادت دیپلمات‌ها، فهمیدیم تحلیل‌مان غلط است. علاوه بر آن که سبوعیت طالبان را به نمایش می گذاریم اما در خلال فیلم می بینیم که افراد دیگری وجود دارند که  از سرزمین  افغانستان و انسانیت در وجودشان است،  اگر طالبان یک بخشی از پاکستان و افغانستان را در بر گرفته، اما همان مردم افغانستان آنقدر به ما نزدیک هستند و ما با این مردم در بسیاری از زمینه ها - به خصوص زمینه های فرهنگی -نسبت داریم که  مهربانی و انسانیت مردم افغانستان  به اشکال مختلف در فیلم بروز پیدا می کند. در واقع به نوعی این رفتار ما را به آینده امیدوار می کند و فیلم به سمتی پیش می رود که جذابیت روابط انسانی، می تواند ما را مجذوب خود کند .

*«مزارشریف» فیلمی سیاسی است

با این شرایط در فیلم، روابط انسانی میان دو ملت پررنگ‌تر از به بیان مناقشات سیاسی است؟

برزیده : این فیلم قطعا یک فیلم سیاسی است و از آن نمی توانیم اجتناب کنیم وقتی درفیلم مستقیما و بدون رعایت کردن اصول دیپلماتیک نام کشور ثالثی آورده می شود و گفته می شود طالبانی که باعث شهادت دیپلمات ها بودند متعلق به پاکستان است و  افغانی نبودند. کشور سومی را متهم می کنیم.  البته در رفتار های دیپلماتیک، شکل دیپلماسی واقعه پیگیری می شود . ما با وزارت امور خارجه نیز صحبت کردیم آن‌ها بیان می‌کردند که پرونده شهادت دیپلمات‌ها باز است و این جریان هنوز جزو مطالبات ما از دولت پاکستان است. وزارت خارجه تصریح کرد که در جلساتی که وجود دارد هنوز راجع به این موضوع صحبت می شود و آن  فراموش نشده.





 

تحلیل شما به عنوان فیلمساز از شهادت دیپلمات ها چیست؟

 تحلیلم این است که دولت پاکستان رسما این جریان را هدایت نمی کرد، بلکه افراد تندرویی که در مکان های امنیتی و دولتی پاکستان حضور داشتند، در این ماجرا نقش مستقیم را ایفا کردند. به نظر می رسد نیروهای خود سر دست به چنین اقدامی زدند و به نحوی به قصد انتقام‌گیری این حرکت را انجام دادند. یک سال قبل از این ماجرا، مزار شریف سقوط می کند و طالبان به شهر حکومت می کند و رفتار های بدی از آن‌ها سر می زند. آن ها به مقدسات مردم مزار شریف - که غالباً هم شیعه هستند - توهین می کنند و مردم این اهانت ها را تحمل نمی کنند و شورش می کنند و طالبان را از شهر بیرون می کنند .

در سال 76 – یکسال قبل از واقعه -  کنسولگری ما دچار مشکل نمی شود؟

برزیده : در آن مقطع اصلا مشکل خاصی برای کنسولگری ما به وجود نمی آید ولی مردم به سفارتخانه پاکستان حمله می کنند و برای انتقام سرکنسول پاکستان را می کشند. زیرا مردم می دانستند که طالبان به وسیله حکومت پاکستان هدایت می شوند. به طور طبیعی یا غیر طبیعی، جریان تندرویی که در دولت پاکستان وجود داشت به احتمال قوی حمله مردم به سفارت پاکستان را تقصیر ایران انداخت و از همین رو به فکر انتقام از ما افتاد. در سال بعد آنها دوباره به مزار حمله می کنند و به قول خودشان انتقام می گیرند . در حالیکه طبق اطلاعاتی که در دست است به هیچ وجه ایران در حمله به کنسولگری پاکستان دخالتی نداشته است. جمهوری اسلامی ایران تلاش می کند تا این اتفاق صورت نگیرد.

*نیاز عامه مردم به دغدغه هنرمند تبدیل شود

با توجه به این مهم که در فضای تاریخ معاصر کار کردن بسیار سخت است، تا چه اندازه ارگان ها و نهاد ها که اطلاعاتی را راجع به این ماجرا در اختیار داشتند، برای نگارش هر چه بهتر فیلمنامه شما را یاری کردند و یا ممانعت کردند؟

شاهسواری: اگر بخواهم دقیق راجع به این سوال صحبت کنم، باید بگویم تنها حوزه هنری به عنوان نهاد حامی پروژه و در واقع مالک و سرمایه گذار، با مجموعه توانی که در اختیار داشت به میدان آمد و از فیلم حمایت کرد. خوشبختانه بین ما به عنوان سازندگان پروژه و مدیریت حوزه هنری هم یک رفتار و روابط معتمدانه وجود داشت. ما بر سر اینکه چه می خواهیم بسازیم و یا چگونه می خواهیم بسازیم و اینکه چه می خواهیم بگوییم با آن ها توافق داشتیم. ما از حوزه هنری شرایط دیگری را طلب نکردیم.

اعتقاد شخصی من است که اگر اراده هنرمندان دایر بر انجام امری باشد هیچ نیرویی نمی تواند جلوی آنرا بگیرد و هرنوع نیازی هم داشته باشند تامین خواهد کرد. اصلا این پیش فرض که ما از ارگان ها و نهاد ها برای تامین وجوه داریم، به نظر من پیش فرض نا مناسبی است، نمی‌گویم که پیش فرض غلط یا بدی است. اگر معتقدات ما بر سر یک ستون پایه قدرتمند بنا نهاده شده باشد، آن ستون پایه قدرتمند این است که ما به عنوان اهل فرهنگ وسینماگر نسبت به سینما یک وظایفی داریم. اولا آنچه که به روی پرده می آید باید کار پاکیزه، خوب و جذابی باشد و مردم از آنچه که می بینند احساس رضایت کنند. دوم ما باید چیزی را بسازیم که در دایره شمول منافع ملی ما قرار گیرد. این تفاهم و ستون پایه باید بین سینما گران و هنرمندان در همه رشته ها مانند خبرگزاری ها ، روزنامه ها ، موسیقی ، تئاتر و ... شکل بگیرد. فهم این موضوع نیز تنها با گفت وگو و با تبدیل نیازهای عامه مردم به دغدغه هنرمندان ممکن است.

*مزارشریف دغدغه است سفارش نیست/ ورود به مناقشات سیاسی برای فیلم سم است نه سازندگانش/ منافع ملی در فیلم لحاظ شده است

موضوع مزار شریف دغدغه آقای برزیده است  و یک موضوع سفارشی از جای خاصی نیست. آقای برزیده برای این که این اثر را بسازد از ارگانی سفارش نگرفته است. یک سری فرآیند هایی در این میان وجود دارد که باعث شده این فیلم را بسازد و ایشان ده سال پای این پروژه می ماند تا ساخته شود. آقای برزیده در بخشی از فرآیند ساخت پروژه صبر کرد و در بخشی اجازه ندادند که ساخته شود و بخشی از آن نیز شرایط ساختنش فراهم نشد، همه این عوامل ایشان را از ساخت این پروژه نا امید نکرد. اگر ما این را به عنوان یک نمونه فرض کنیم می توان گفت که ایشان فرد با مسئولیتی است که هم می خواهد حرف حق بزند و هم می خواهد تکالیفش را انجام دهد. دوست عزیزم آقای اکبر نبوی حرف بسیار زیبایی می‌زند. ایشان می گوید :« اشکال ما این است که بین حق و تکالیفمان نمی توانیم فاصله بگذاریم و نمی توانیم آن ها را جمع کنیم.» ما حقوقی داریم که باید در پی آن باشیم و آن را کسب کنیم و به همین میزان تکالیفی هم داریم که باید آن ها انجام دهیم. حق و تکلیف نیز امری مربوط به انسان است. نه حق را کسی می دهد و نه کسی می تواند تکلیف را اجبار کند. ما می‌گوییم احساس تکلیف می کنیم که این امری فردی است  . احساس تکلیف امری است که باید از درون بجوشد و تبدیل به یک ایده و عقل شود و پس از آن تبدیل به یک انتخاب رفتاری و بدان عمل شود . ما در مورد مزار شریف احساس مان این بود که باید فیلمی بسازیم که منافع ملی مان در آن لحاظ شود . هیچکس این احساس را به ما دیکته نکرد و از ما چنین امری را به معنای این که جزو تعهدات ما باشد، نخواست. اما احساس ما این است که ورود به برخی جزییات مناقشه برانگیز ما را از هدفی که داریم دور می کند . آقای برزیده نسبت به این افراد و خانواده‌ها احساس تکلیف می کرد. ایشان همچنین حقی نیز برای خودش قائل شده بود که به عنوان سینماگر باید فیلم می‌ساخت. او می‌خواست این دو کار را باهم جمع کند که در نهایت منجر به ساخت مزار شریف شد . من هم از زمانی که به پروژه پیوستم بر سر این احساس با ایشان هم رای و هم نظر بودم . ما از همان ابتدا تصمیمان را گرفتیم که وارد مناقشات سیاسی پیرامون مزار شریف نشویم و آن مناقشات فیلم دیگری را می طلبید . معنای این حرف این نیست که نباید وارد این جزئیات شویم، بلکه این فیلم مزار شریفی که ما می خواهیم بسازیم با این نیتی که در ذهن حسن برزیده است، ورود به جزئیات مناقشه برانگیز برای این فیلم سم بود؛ این مناقشات برای خود فیلم سم است نه برای سازندگان و یا مخاطبان . ما باید در این فیلم به چند موضوع می‌پرداختیم و به نظر من این اتفاق رخ داد . اول بچه های ما بودند که در عین مظلومیت سر پست هایشان باقی ماندند تا شهید شدند وگرنه هرکدام‌شان اگر از آن جا بیرون می‌آمدند کسی به آن‌ها کاری نداشت و این تصمیم خودشان بود تا بمانند .

*حاکمیت درمقابل شهادت دیپلمات ها خاموش نیست/ واقعه کنسولگری باید در داستانی انسانی ارایه می شد/ مطلقاً دروغ نگفتیم

همانطور که می‌بینیم آقای ناصری کنسولگری را ترک می کند اما دوباره بازمی‌گردد.

شاهسواری : آفرین ، ناصری دستور دارد تا برگردد ولی در اواسط راه بازمی گردد و در حقیقت تکلیف شخصی اش را انجام می دهد . اراده ای در کشور اتفاق افتاد تا درباره این واقعه سخن به میان بیاید که ما گفتیم . ما باید می گفتیم که حاکمیت در مقابل این اتفاق خاموش نیست . در گفت و گویی که ما با یکی از مدیران ارشد وزارت امور خارجه داشتیم به ما گفت: «در همه مذاکرات ما با پاکستان این پرونده از نظر ما باز است». یعنی وزارت امور خارجه ایران به عنوان یک پرونده دائمی این ماجرا را  پیگیری کرده است. اما ملاحظاتی که آن ها در برخورد با ماجرا دارند ملاحظاتی ویژه خودشان است و درست است  اما ملاحظات ما نیز به عنوان سازندگان فیلم موضوعات دیگری است. ما باید حرف دلمان را می زدیم که زدیم. اما اتفاق دیگری که در این جا رخ داد این بود که حاکمیت تصمیم گرفت طالبان را به خاطر شهادت دیپلمات‌ها تنبیه کند . به همین خاطر دو مانور بزرگ عاشورا و ذوالفقار را در آن منطقه پی ریزی می کنند که ما این‌ها را نیز در فیلم نشان می‌دهیم البته به زبان سینما و نه به زبان بیانیه ای و ... . واقعیت امر این است که همه این اتفاقات در دل یک داستان انسانی باید شکل می گرفت تا به زعم ما برای مخاطب جذاب می شد. شاید همه ماجرا را نگفته باشیم اما مطلقا دروغ نگفته ایم . در جاهایی آقای برزیده تخیل کرده اما تخیل ایشان حقیقت را نپوشانده ، بلکه حقیقت ر ا به شیوه دیگری - یعنی به روش مورد علاقه فیلم ساز - بیان کرده است . فکر می کنم ورود به این دو امر ملتهب،  نیازمند احساس مسئولیت است . یعنی اگر حوزه هنری پای کار آمده و بودجه این کار را فراهم کرده و آقای برزیده بیش از ده سال پای این فیلمنامه خون دل خورده و بالای سیصد نفر در ساخت این پروژه کمک کرده اند، همه این ها نشان دهنده این است که ما باید در مسیری حرکت کنیم و در مجرایی حرف بزنیم که حس حمایت ملی با یک رویکرد همگانی فیلم ساخته و نمایش داده شود. ما اساسا به نفوذ بحث های تفرقه برانگیزی که ممکن بود بر سر این موضوع وجود داشته باشد ، هیچ گونه اعتقادی نداشتیم . این یک تصمیم بود و هیچ گونه اجبار و الزامی در کار نبود . ما این هسته مرکزی را ستون پایه حیات عاطفی فیلم کردیم. به نظر من برای ساخت این کار، اول خدا به آقای برزیده کمک کرد و بعد هنر ایشان، تا این فیلم با این رویکرد از کار در آمد.

ادامه دارد...

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار