امروز : شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 25
۱۳:۴۵
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 145227
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۱۷:۰۱
تعداد بازدید: 191
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - زهرا قزیلی: حسن برزیده در تازه‌ترین ساخته خود به سراغ سوژه بکر رفت. داستان حمله به کنسولگری ایران و شهادت ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - زهرا قزیلی: حسن برزیده در تازه‌ترین ساخته خود به سراغ سوژه بکر رفت. داستان حمله به کنسولگری ایران و شهادت تعدادی از دیپلمات های ایرانی که پس از نمایش فیلم علامت سوال های بسیاری برای مخاطب ایجاد می شود.  این فیلم یکی از فرازهای مهم تاریخ جمهوری اسلامی ایران است که تاکنون در حوزه فیلم بلند داستانی هیچ فیلمسازی به آن ورود پیدا نکرده است. «مزار شریف» پس از نمایش فیلم ضعیف «آرگو» ساخته شد هر دو فیلم با موضوع دیپلمات‌ها و سفارت دو کشور در کشورهای غریبه است. اما اگر به دور از حب و بغض به قضاوت بنشینیم خواهیم دید «مزار شریف» فیلمی انسانی و به دور از هر گونه حب و بغض و جناح‌بندی‌های سیاسی تاریخی از کشور را ورق می‌زند. در بخش دوم گفت و گویی که با حسن برزیده (کارگردان) و منوچهر شاهسواری (تهیه کننده) ترتیب دادیم درباره نحوه همکاری ارگان‌ها و نهادها ، چگونگی به تصویر کشیدن شهادت دیپلمات ها و نقد جریان سیاسی خاص در کشو و...  صحبت کردیم که از نظرتان می گذرد .

*فیلم بهانه‌ای برای کشف حقیقت

*برای نگارش فیلم نامه آیا سازمان ها و ارگان های مرتبط با ماجرا شما را جهت ارائه اطلاعات کمک و حمایت کردند؟

برزیده: در بخش فیلم نامه ما بیشتر به گفت و گوهایمان با آقای شاهسون متکی بودیم ،ایشان تنها شاهد ماجرا بودند همچنین با چند نفر از بچه‌هایی که از قبل در آنجا حضور داشتند گفت و گوهایی را انجام دادیم . شب قبل از شهادت بچه ها ، سر کنسول همه بچه ها را جمع می کند و برای آن ها صحبت می‌کند و به آن ها می گوید که امشب شب حساسی است و هر کس می خواهد برود ، برود . اگر کسی هم برود مواخذه نخواهد شد ،این دوستی که ما با او صحبت کردیم در آن جمع حضور داشته و خیلی هم شوخ و صمیمی است. ایشان دستش را بلند می کند و جالب است که  به همراه سرکنسول به ایران برمی گردند و فردای آن روز بچه ها به شهادت می رسند . شنیدم آقای خرازی به شدت سرکنسول را مواخذه کردند و ظاهرا بدون هماهنگی ایشان این کار را انجام داده بود . البته این مطالبی که بیان می کنم نقل قول است و نمی دانم تا چه حد واقعیت دارد . دوست دارم این فیلم بهانه شود تا دوستانی که علاقمندند به سراغ این ماجرا بروند و حقیقت را کشف کنند، این کار را انجام دهند ولی به هر حال این حواشی که در فیلم وجود دارد مهم و جذاب است. نکته مهم در این واقعه تلخ این است که شاهدی دیگری وجود نداشت و ما روی موضوع دیپلمات ها کار می کردیم به همین دلیل محدود به افراد شدیم. در بازنویسی دوستان دیگری به کار اضافه شدند و آقای شیرزاد و دوستان دیگر زحمت های زیادی کشیدند . ما حتی هنگامی که قرار شد کار را بسازیم با چند نفر از دوستان دیپلمات و یکی از مسئولین عالی رتبه وزارت امور خارجه نیز صحبت کردیم.

*تمام این افراد همکاری های لازم را با شما انجام دادند ؟

برزیده: همکاری به معنی این که کمک خاصی به ما بکنند خیر. ولی دست و پای ما را نیز برای ساخت این فیلم نبستند . به ما تاکید کردند که شما فیلم ساز هستید و حق دارید بر اساس تحقیقاتتان کارتان را انجام دهید و علیرغم اینکه کار شما ممکن است مشکلاتی را به لحاظ مناسبات سیاسی برای ما ایجاد کند، اما شما حق دارید فیلم تان را بسازید و اگر از ما پرسیدند ما می گوییم فیلمساز هستند و فیلم شان را ساختند . در تمام کشورهای آزاد جهان نیز همین گونه است ، فیلمساز فیلمش را می سازد و کاری به سیاستگذارها و سیاستمدارها ندارد . این همکاری بزرگی بود که آنها با ما انجام دادند، زیرا می توانستند دست و پای ما را ببندند و با یک تلفن اجازه ساخت این فیلم را از ما بگیرند.

*فیلم براساس موضوعی مستند ساختیم/ قصه جاهایی تغییر کرده ودراماتیزه شده

همانگونه که اشاره کردید برای نگارش فیلمنامه به تحقیقات از افراد بسنده کردید، چه مقدار از حجم این فیلم بر اساس مستندات واقعی ساخته شده است ؟

برزیده: آقای شاهسواری نکته درستی را بیان فرمودند ما در این فیلم هیچ دروغی را نگفتیم و هیچ چیزی را بیان نکردیم که اتفاق نیفتاده باشد . در واقع شکل قصه در جاهایی تغییر کرده و به نحوی دراماتیزه شده ولی چیزی به دروغ بیان نشده است. وقتی شما کاری را خلاصه می کنید این فرایند طبیعی است، چون اگر این فیلم قرار بود به آن شکلی که رخ داده ساخته شود حداقل سی یا چهل قسمت سریال بود و در یک فیلم سینمایی نمی توانستیم آن را جمع کنیم.

شاهسواری: اگر قصد داشتیم براساس مستندات فیلم بسازیم باید ماجرای این فیلم را از سال 76 آغاز می کردیم. چون بخشی از ریشه های حوادث سال 77 در اتفاقاتی است که در سال 76 در مزار شریف رخ می دهد،ضمن اینکه خود ماجرا هم خیلی وسعت دارد.

برزیده: شاهسون نوزده روز در راه است تا به ایران برسد و اتفاقات زیادی  برای او رخ می دهد که ما به دلیل زمان محدودی که داشتیم نتوانستیم آن را بیان کنیم . به طور مثال آقای شاهسون در یکی از این فرارهایی که انجام می دهد  دستگیر می شود و چیزی نمی ماند که لو برود و ما بخشی از این ها را در واقع فدای حقیقت کلی ماجرا کرده ایم. آقای شاهسون به همراه یک خانواده افغانی که به نحوی پوشش برای او به شمار می آید، به سمت مرز حرکت می کند و ما ممکن است این خانواده را به چند نفر محدود کرده باشیم تا بتوانیم کلیت آن آدم ها را با تجسم در یک یا دو نفر به بیننده ارائه دهیم که قصه فیلم نیز پراکنده نشود و شخصیت های اضافی نیز به فیلم اضافه نشوند .

ما تلاشمان را در ارایه یک فیلم جذاب زمینه انجام دادیم، البته ادعای قطعی ندارم که این فیلم، قطعا فیلم جذابی است ولی تمام سعی و تلاشمان را کردیم که برای مخاطب جذاب باشد. پس صرف این که ما یک حرف مهم و خوبی برای گفتن داریم، قطعا این خوب بودن برای تبدیل شدن به یک فیلم کافی نیست. بنابراین هر جا هم در این زمینه به ما خرده یا ایرادی بگیرند ما یک جواب بیشتر نداریم؛ ما یک فیلم سینمایی بر اساس یک موضوع مستند ساختیم، به هیچ وجه یک موضوع مستند یا یک فیلم مستند نیست.

*مستندی که آقای جعفریان درباره مزارشریف ساخته اند را دیدید؟

 برزیده: بنده علیرغم این که بسیار علاقمند بودم با آقای جعفریان دیداری داشته باشم و در این زمینه با هم گپ بزنیم و صحبت کنیم، ولی متاسفانه هیچ وقت فرصتی پیش نیامد. در مورد فیلمشان هم باید بگویم آن را کامل ندیدم و تنها بخشی از فیلم را از تلویزیون مشاهده کردم. حقیقت امر این است که دلم هم نمی خواست فیلم را ببینم، به دلیل این که از صحبت های آقای شاهسون تصوراتی داشتم و دلم می خواست تصورات خودم را به فیلم تبدیل کنم و احساس کردم که ممکن است بعد ازدیدن مستند ذهنیتی که از حرف های شاهسون دارم، مخدوش شود. من باید همان حسی که شاهسون در آن لحظه داشته است را به مخاطب منتقل کنم. این که به چه صورتی منتقل کنم، کار من است.

*فیلم به دلیل روایت روز واقعه ریتم خوبی دارد و محکم شروع می شود، داستان فیلم کنش مند است و پر از درگیری و اضطراب و... حضور مامور امنیت هم به ریتم کمک می کند اما در ادامه به سمت فرار شاهسون می رویم و حضور یک زن (کرامتی) در داستان نوع لحن قصه تغییر می کند.

یکی از دغدغه های من که مرتب هم با خودم تکرارش می کنم این است که نگرانم خانواده این عزیزان، فیلم را ببینند و اگر دست من بود اعلام می کردم که فیلم را نبینند، حداقل آن بخش های پر از هیجان ابتدای فیلم را نبینند.

*خانواده شهدای دیپلمات فیلم را نبینند/ نمایش حقیقت بسیار تلخ است

این را باید توصیه فیلم ساز به خانواده شهدای دیپلمات بدانیم؟

برزیده: بله، دقیقا. بنده به عنوان یک برادر کوچک از خانواده های معظم شهدا خواهش می کنم که فیلم را نبینند، چون بسیار دردناک است. همان موقع که فیلم را می ساختم تمام وجودم درگیر این مسئله بود و دائما با خودم می گفتم یک وقت با ساخت فیلم، این خانواده ها را اذیت نکنم. چون واقعیت مساله این بود که ما تصمیم داشتیم حقیقت را بگوییم و حقیقت هم بسیار تلخ است. حتما آن اتفاقی که در عالم واقع رخ داده بسیار بدتر و دردناک تر بوده است. در واقع آن حس را به این خاطر ایجاد نکردیم که بخواهیم مخاطب را دچار هیجان کنیم، بلکه ما تمام سعی و تلاشمان را کردیم که عین واقعیت را بگوییم.

*تلاش کردیم به حس و حال آن زمان دیپلمات ها نزدیک شویم

 این نگرانی که از فیلم به مخاطب القا می شود به این علت است که ما به عقبه این اتفاقات آگاه هستیم و می دانیم که چه روی داده است.

برزیده: آقای شاهسون جمله ای به من گفت، این که ما اصلا فکر نمی کردیم و غافلگیر شدیم. من باید غافلگیری را در فیلمم بیان می کردم، این یک حس است. به نظر من بخش عمده ای از این تاثیرات مدیون ماجرای رخ داده است. قصه ی تکان دهنده ای است. بنابراین اگر از این ضعیف تر هم می گفتیم باز هم تکان دهنده بود. ما تلاشمان را کردیم که به حس و حال آن آدم ها نزدیک شویم و بفهمیم چه لحظاتی بر آن ها گذشته است. ما معتقدیم که شهدای ما بعد از شهادت، جایی می روند که همه ی ما آرزویش را داریم، اما سعی کردیم لحظاتی که بر آن ها گذشته و بسیار هم دردناک بوده، به تصویر بکشیم؛ چون ظلم بسیار بزرگی است.

*نمی خواستم فیلمی با موضوع تعقیب و گریز بسازم/تلاش کردم مخاطب از فیلم خسته نشود

در مورد بخش دوم سوال شما باید عرض کنم که این موضوع یکی از چالش های فیلم بود. ما به این آگاه بودیم که با قصه ای روبرو هستیم که در یک مقطعی اتفاقات تکان دهنده ای در آن موجود است و بعد، ادامه آن به شکل دیگری باید جذاب باشد،  در واقعیت ماجرا شخصیتی داریم که برای دستگیری شاهسون به دنبال آن است می توانستیم یک کار تعقیب و گریز معمولی پلیسی بسازیم.اما تصمیم نداشتیم که این کار را انجام دهیم، نمی خواستیم جذب مخاطب را بهانه کنیم برای این که سطح فیلم را تنزل دهیم. فیلم باید در همان سطحی که هست بماند، که کار سختی بود. این سوالی که برای شما پیش آمده ما همان موقع از خودمان داشتیم. سعی کردیم چیزهایی جایگزین کنیم که جذاب شود. چیزی که قرار بود در فیلم بگوییم این است که شاهسون بعد از این ماجرا به چه شکلی خودش را به مرز می رساند، همان ابتدای قصه، شاهسون را دیده‌ایم که به مرز رسیده است پس این مسئله هم کار ما را سخت‌تر می‌کرد زیرا ما قصه مان را همان اول داستان لو داده ایم. اما از ابتدای ماجرا تا رسیدن او به مرز، نقشه هایی کشیدیم که فیلم جذاب تر شود و امیدواریم که موفق شده باشد. ما سعی کرده ایم  جذابیت را به یک شکل دیگری به بیننده القا کنیم و بیننده را با قصه همراه کنیم؛ به صورتی که مخاطب از فیلم خسته نشود، حسش از بین نرود و نگران شاهسون باشد.  حضور شخصیت های جدید در قصه، داستان را به سمت جدیدی می برد و از این نظر هم ترفندهایی به لحاظ بصری داشتیم.

بازی ها چقدر توانست نظر شما را جلب کند و به چه میزان از بازی ها رضایت مندی دارید؟ پیش از این با آقای یاری همکاری داشتید.

برزیده: فکر می کنم یکی از نقاط قوت فیلم، بازی ها است. که این نقطه قوت به من بر نمی گردد بلکه مربوط به دوستانی است که بسیار زحمت کشیده اند و نقش ها را به خوبی در آورده اند. البته در کل آقای شاهسواری خیلی به این فیلم کمک کرده اند.

به نظر من، آقای حسین یاری شبیه همان دیپلمات های ما است که زحمات ایشان و ایثاری که  کرده اند هنوز دیده نشده است. ایشان جزء بازیگرهای فوق العاده سینمای ما هستند اما خیلی دیده نمی شوند. واقعیت امر این است که آدم هایی مثل حسین یاری پایگاه های رسانه ای  ندارند. در خیلی از محافل و جلسات و عیش و نوش ها شرکت نمی کنند، آدم های سالمی هستند و کارشان را هم فوق العاده بلدند اما خودشان را تبلیغ نمی‌کنند . حسین یاری بازیگر باهوشی است و با دو جمله کوتاه می دانست بایدچگونه بازی را ارایه دهد.

به اقرار خیلی از دوستان که بخش هایی از بازی خانم کرامتی را دیده اند، معتقدند که یکی از بهترین بازی های ایشان در سال هایی است که کار کرده اند. خانم کرامتی به معنای واقعی کلمه بازیگر همراهی هستند. یک صحنه از ایشان بگویم که قدرانی من از ایشان بر اساس مستندات باشد. یک روز صحنه ای بود که باید از ارتفاعی بالا می رفتند که کوه و کمر و سنگ و کلوخ بود. خیلی شرایط سختی برای راه رفتن بود. آقای یاری و خانم کرامتی باید از ارتفاعی بالا می رفتند و آن سنگ و کلوخ ها باعث می شد که خیلی وقت ها زیر پایشان خالی می شد و زمین می خوردند. خانم کرامتی در جایی به زمین خورد.کات دادیم و به من گفتند که خانم کرامتی پایش صدمه دیده و درد اذیتش می کند. گفتم پس ادامه نمی دهیم. گفتند که خانم کرامتی تاکید داشته شما چیزی ندادید من کارم را ادامه دادم. بعد متوجه شدم که ایشان پایش را قبلا عمل کرده و همین پا صدمه دیده بوده است ولی به ما چیزی در این مورد نگفتند. پلان را گرفتیم و بعدا من به ایشان گفتم که چرا به من نگفتید پایتان آسیب دیده است؟ ایشان گفت که به هر حال این کار من است و من باید کارم را انجام بدهم واقعا کار سختی بود، بسیاری از حرف های فیلم، در قالب دیالوگ های کوتاه از طریق ایشان گفته می شود که به نظر من خیلی خوب ادا می شود،  آقای رایگان هم هنرمند برجسته و بازیگر خوبی اند و همچنین مجموعه ای از بازیگران دیگر که بعضی ها از بازیگران تئاتر بودند. تعدادی از آن ها بازیگران افغانی بودند که در تهران، تئاتر کار می کردند یا در بعضی فیلم های کوچک بازی کرده بودند و در کار ما فوق العاده خوب ظاهر شدند. این مطالبی که بیان می کنم بیشتر به این خاطر است که بگویم خود بازیگر ها با استعداد و توان خودشان و زحمتی که کشیدند، ایفای نقش کردند و...

شاهسواری: من به سهم خودم مطلبی را راجع به بازیگرها بگویم. واقعا این پروژه ها بدون وجود یک رفتار و اخلاق حرفه ای شکل نمی گیرد. در مورد آقای رایگان فقط این نکته را اضافه می کنم که ایشان لحظه ای به ما پیوست که به دلیل شرایط پیچیده ای که در آن قرار داشتیم، آمدن و نیامدنشان ممکن بود سرنوشت تولید ما را عوض کند.

در هنرمندی، بازیگری و خلق و خوی آقای رایگان هیچ تردیدی وجود ندارد و در این جا هم یک معرفت بزرگ به خرج داد و  بخشی از مشکل بزرگی که در آن قرار داشتیم را حل کرد و در خود فیلم هم که درخشان ظاهر شده است.

*مردم ما در واقعه مزار شریف قربانی شدند/منتسب به جریان اصلاحات هستم اما در نقد رفتارهای دوران اصلاحات فیلم ساختم

فیلم شما فیلم سیاسی است و ممکن است گروه های سیاسی از آن خوانش‌هایی داشته باشند ماجرای فیلم در مقطعی می گذرد که ممکن شما منتصب به جریان خاص سیاسی شوید.

برزیده: امیدوارم این اتفاق نیافتد چون سازنده های این اثر من ، آقای شاهسواری و حوزه هنری به دنبال این نبودیم . من به شخصه به این امر که مردم کشورم همدیگر را دوست داشته باشند و به یکدیگر نزدیک شوند برایم مهم است . محور این نگاه به این سو است که مردم ما در واقعه مزارشریف قربانی شدند. من متاسفانه به دلایلی که نام آن ها را ظلم و جفا می نامم - که بخشی از آن هم از سوی رسانه های مثل فارس صورت گرفت - منتسب می شوم به جریان اصلاح طلب. جالب است که واقعه ای که در فیلم روایت می شود در زمان دولت اصلاحات رخ داده است یعنی اگر من اعتقاد دارم که جزء جریان اصلاحات هستم و هوادار هستم موضوعی که به آن پرداختم نشان می دهد که مسئله ام این نبوده است.اگر در دوره آقای احمدی نژاد فیلم را می ساختم می گفتند قصد داشته به این دولت نزدیک شود. وقتی در ابتدای عرایضم گفتم بعضی چیزها دست ما نبود و خداوند گذاشت که امروز رخ دهد.

مطالبه شعارهای انقلاب را دارم/ فیلمسازحق ندارد به جناح خاص تعلق داشته باشد

من از آن دسته از نوجوانانی بودم که برای وقوع انقلاب در تظاهرات شرکت کردم و شعارهای انقلاب را قبول داشتیم و هنوز هم داریم هر جایی هم مشکل داریم آنجایی است که شعارهای انقلاب فراموش شده و تحقق نیافته است. مطالبه آن شعارها را داریم . من قطعا به لحاظ دیدگاه که ازدینم برگرفته ام و ایدئولوژی و اعتقاداتی که در آن اسلام است و عبایی ندارم که با سربلندی بگویم من یک مسلمان معتقدم و انقلاب را هم با همه جزئیاتی که برای ما گفتند قبول داشتم امروز معتقدم متاسفانه گاهی کلیات آن فراموش می شود. قطعاً به نگاه اصلاح طلب به دلیل بازتر فکر کردن نزدیک تر هستم. این فیلم در دوران اعتدال - که نزدیک به اصلاح طلب است –  می سازم و کمتر دچار مشکل می شوم این خصیصه خوبی است . خط قرمزها را بازتر کنیم به هم فشار نیاوریم. جریانات تند راست می گویند حسن برزیده از قطار انقلاب پیاده شده اما حسن برزیده در دوران وزارت عطاءالله مهاجرانی انتقاد می کند، در دوران احمدی‌نژاد هم انتقاداتش را می کند و در دوران اعتدل هم فیلمی می سازد که نقد رفتارهای دوران اصلاحات است. من معتقدم در امور بین الملل تنها وزیر خارجه تصمیم گیرنده نیست یک مجموعه ای از مسئولان کشور هستند که تصمیم می گیرند. علی بن ابی طالب اما معصوم خودش را در بوته نقد قرار می دهد و از مردم در خطبه نماز جمعه بعد از خلافت می گوید مردم اموال علی را محاسبه کنید پس همه قابل نقد هستند البته با احترام، با رعایت شئونات، اخلاق که به این نوع نقد پایبندم و اعتقاد دارم. یک فیلمساز باید بتواند جایی که کژی و مشکل می بیند حرفش را بزند فیلمساز حق ندارد به جناح خاص تعلق داشته باشد به این دلیل که حتماً منافع جناحی اجازه نقد به او نمی‌دهد. من در راهپیمایی هایی انقلاب - شاه رفته بود و پیروزی نزدیک بود – حضور داشتم به مردم نگاه کردم و فکر کردم اگر روزی این جریانی که برایش تلاش می کنی تا حاکم بشود خطا کند و همین مردم اعتراض کنند تو کجا می ایستی؟

*فیلم در تایید یا رد جناحی نیست

در آن شرایط سنی این سوال را از خودتان کردید؟

بله و این ها همه از اعتقاداتمان می آید و من مدیون دین اسلام هستم که به آن اعتقاد دارم پیامبرم این را به من آموخته که بگویم کجا می ایستی ؟ بین حق یا آنچه که حاکمیت است و منافعت در گرو آن است و پاسخ دادم من همیشه درهر شرایطی، کنار مردم می مانم. فکر می کنم در فیلمسازی هم قصدم این است. مردم معمولاً درست می گویند حتی اگر درست هم نگویند حق دارند مطالباتشان را مطرح کنند. ما باید اجازه بدهیم و کمک کنیم مردم مطالباتشان را بگویند و البته مسئولین هم می توانند پاسخ بدهند. اما این که اجازه ندهیم یا مخفی کنیم یا شاید فکر کنیم منافع ملی است و... در چند سال پیش همین موضوع فیلم را می خواستیم مطرح کنیم می گفتنند مملکت به هم می ریزد اما هیچ اتفاقی رخ نمی دهد. راجع به اشکالات و کاستی ها و مشکلات  هم حرف بزنیم و به هم اعتماد کنیم. به طور مثال وقتی فارس به من حمله کرده اما بعدش می آید و می گوید بیایید با هم صحبت کنیم چون این بچه ها هم مسلمان هستند . خیلی ها به من گفتند فارس نرو که متهم می شوی و.... من گفتم براساس اعتقاد حرکت می کنم با مردم باید خوب رفتار کرد این مردم در هرکجا هستند. مردمی که می آیند اگر قصوری بوده عذرخواهی می کنیم و حاضریم با هم صحبت کنیم من وظیفه دارم طبق اعتقادام، اعتماد کنم و رفاقت کنم . این فیلم هم برآن اساس ساخته شده هیچ ربطی به نقد و یا تایید جناحی ندارد. تلاش کردم آنچه که باید می گفتم را بگویم بدون این که منافعی را در نظر بگیرم یا بترسم از خطراتی که ممکن است پیش بیاید.

*سبوعیت طالبان را نمایش دادیم اما کینه ورزی نکردیم

شاهسواری: در فیلم مزارشریف ما تلاش جدی کردیم که جهان فارغ از کینه تصویر کنیم. وای بر ما که کینه توزی را ترویج کنیم . ما در این فیلم نسبت به طالبان واقعیت را گفتیم سبوعیت آن ها را به نمایش گذاشتیم اما کینه ورزی نکردیم. ما همسایه مان را که از یک جهان تمدنی مشترک می آییم یار خودمان فرض نکردیم، خودمان را یار او فرض کردیم و از موضع بالا برخورد نکردیم. هر دو را دو همسایه و همخانه و همسفره فرض کردیم . همسفرگی یعنی نان و نمک و احترام آن را باید نگه داریم وقتی نان و نمک کسی را خوریم نسبت به آن عهد دایم داریم. بعضی از عهدها الهی و آسمانی است آدم ها جز اینجا جای دیگر نمی توانند بایستند بقیه اش امورات دنیوی است که براثر عوامل مختلف مادی و قدرت طلبی تغییر می کند. انواع و اقسام خصایل انسانی ما را به یک سمت و سوی دیگری سوق می‌دهد ما به عنوان سینماگر باید  کمک کنیم خصایل خوب و انسانی خودمان را رشد بدهیم . جمله ای در فیلم وجود دارد که می گوید: هیچ جنگی به نفع هیچ مردمی نیست. این بدین معنا است که ما در فیلم نشان می دهیم که ایران آماده این است که کشور خاطی را تنبیه کند اما این کار را نمی کند.

*گمشده ای که به دنبال آن هستیم مهربانی از جنس حضرت رسول (ص) است

فیلم همدلی دو کشور همسایه را افزایش می‌دهد.

ما یکی از اهداف و وظایفمان به ذات و نه بر اساس سفارش همین بود. تصمیم روشن من و برزیده بود که تحت هیچ شرایطی هیچ افغانی را بد نشان ندهیم . ما درباره شمایل‌های انسانی صحبت کردیم، نقش مسعود رایگان بازی می کند نقش امنیتی نیست. او کارشناس شورای عالی امنیت ملی است و مسئولیت بالایی دارد  و از جنس همان شاهسون است . فقط با یکدیگر یک بار داستان را مرور می کنند وقتی ما به هم اجازه دهیم داستان های پیرامون را یکبار مرور کنیم بدون هیچ قصدی می فهمیم که به جز مهربانی قرار نیست با هم صحبت کنیم . گمشده ای که این فیلم به دنبال آن است مهربانی از جنس حضرت رسول (ص) است.

بودجه تولید فیلم چقدر بود ؟

فیلم به نسبت متوسط تولید در سینمای ایران فیلم پرهزینه تری بوده است. اما نسبت این اختلاف نسبت وحشتناکی نیست. یک فیلم متوسط با این حجم از بازیگر و فضای شهری و آپارتمان بین 1.5 میلیارد و به نسبت بازیگران شاید تا 2 میلیارد هزینه تولید دارد که فیلم ما نسبت به فیلم های متوسط تولید شده هزینه وحشتناکی نداشت. من از حوزه هنری اجازه ندارم اگر اجازه داشتم حتماً بودجه فیلم را اعلام می کردم.

ما در مزار شریف دست به یک تجربه گرانبها زدیم که به نفع کل سینمای ایران است هر هزینه ای که از این زوایه برای مزارشریف صورت بگیرد یک سرمایه گذاری است که توسط حوزه هنری برای کل سینمای ایران صورت گرفته است و همه از آن منتفع خواهند شد. آن سرمایه گذاری تبدیل یک دانش فنی بود که فقط در حد دانش بود عملیاتی نشده بود. ما این دانش موجود داخل کشور را با متخصصین و تجهیزات داخلی و همه جوان های درجه یک ایرانی عملیاتی کردیم. از حالا به بعد تجربه ای که ناشی از این سرمایه به دست آمده در دل سینمای ایران جای می گیرد و نگهداری می شود. استفاده از جلوه های بصری برای تعمیق درام یک داستان برای تعمیق احساس های درون فیلم و از همه مهمتر برای دستیابی به یک شکل بصری سینمایی متفاوت در این فیلم وجود دارد.

انتهای پیام/

 

 

 







 

 

 

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار