امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۷:۰۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 145274
تاریخ انتشار: ۲۰ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۱
تعداد بازدید: 17
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، حجت‌الاسلام رضا غلامی رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا به ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، حجت‌الاسلام رضا غلامی رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا به مناسبت ایام& zwnj;الله دهه فجر در مسجد حضرت ولی‌عصر(عج) شهرک شهید محلاتی با موضوع «رمز ماندگاری انقلاب اسلامی» سخنرانی کرد که متن مکتوب آن در پی می‌آید:





 

گفتمان واقع بینی، روشی منصفانه برای ارزیابی انقلاب اسلامی

عنوان سخنرانی بنده، آینده انقلاب اسلامی است. البته من در این سخنرانی قصد ندارم درباره آینده انقلاب اسلامی گمانه زنی علمی کنم؛ این کار در جای خودش ممکن است ولی بحث امشب حقیر، آینده‌نگری به روش تجربی نیست. هدف من در این سخنرانی، بررسی رمز ماندگاری  انقلاب اسلامی است.

در اینگونه بحث‌ها، قبل از هر چیز این پرسش مطرح است که شما چه ارزیابی ای از کارنامه 35 ساله انقلاب اسلامی دارید؟ به بیان دیگر، آیا به انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن در ایران، نمره قبولی می دهید؟

برای پاسخگویی به این پرسش، ما نیازمند یک روش درست هستیم. بهترین روشی که می توانیم مورد استفاده قرار دهیم، «گفتمان واقع بینی» است که همواره مورد تاکید رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است.

گفتمان واقع بینی یعنی چه؟ گفتمان واقع بینی یعنی اینکه: به عملکرد انقلاب و نظام سیاه و سفید نگاه نکنیم؛ نه منکر نقاط ضعف باشیم و نه منکر نقاط قوت، و به بیان دیگر،نقاط ضعف را در کنار نقاط قوت ببینیم.

فراموش نکنیم که سیاه نمایی و یأس پراکنی، یکی از برنامه های اصلی دشمن طی دهه های گذشته بوده است. آنها با به راه انداختن ماشین دروغ سازی و شایعه پراکنی، در 35 سال گذشته، از هر تلاشی برای ارائه تصویری غیر واقعی و مخدوش از انقلاب و نظام اسلامی دریغ نکرده اند. بنابراین، مراقب باشیم در ارزیابی انقلاب اسلامی تحت تأثیر فضاسازی دشمن قرار نگیریم و در پازل آنها بازی نکنیم.

تأمین منافع ملی تنها در گرو تحقق اصول و آرمان های انقلاب است

قدم نخست برای ارزیابی انقلاب اسلامی، این است که اصول و آرمان های ناب انقلاب را به درستی بشناسیم و از بطن آنها شاخص استخراج کنیم. در پرانتز عرض کنم که هر ملت اصیلی دارای یک یکسری اصول و آرمان هاست. برای ملت های اصیل، بین این اصول و آرمان ها نه تنها هیچ تضادی وجود ندارد، بلکه بدون تحقق آنها امکان تأمین منافع بنیادین ملت وجود ندارد؛ لذا اینکه امروز عده ای می آیند و بین اصول و آرمان ها و منافع ملی القاء دوگانگی می کنند، یا ناشی از بی سوادی آنها، یا ناشی از مخالفتشان با بخشی از اصول و آرمان های انقلاب اسلامی است؛ البته این ها جرأت هم ندارند مخالفت خود را ابراز کنند بنابراین،می آیند و بین منافع ملی و اصول و آرمان های انقلاب تقابل بوجود می آورند این در حالی است که از رهگذر نادیده گرفتن اصول و آرمان ها، تأمین هیچ منافعی برای ملت ما متصور نیست.

دوران سرسپردگی به عمال خارجی برای همیشه سپری شده است

خوب، ما در عرصه سیاسی چه اصول و آرمان های داریم؟ آیا ما به دنبال دست یابی به عالی‌ترین سطح از استقلال سیاسی نبوده و نیستیم؟ یعنی نمی خواهیم کشور را از اسارت و بردگی نظام استکبار جهانی و مزدوران آن آزاد کنیم؟ حال پرسش من این است که وضع فعلی ما در زمینه استقلال سیاسی نسبت به دوران قبل از انقلاب اسلامی چگونه است؟ آیا ما امروز به برکت انقلاب، مجاهدت مردم و خون شهداء استقلال سیاسی نداریم؟ یقیناً می توانیم بگوییم، امروز هیچ کشوری به اندازه ایران اسلامی و انقلابی از استقلال سیاسی برخوردار نیست. دیگر گذشت آن دورانی که سفارتخانه ها و آدم های درجه دو و سه غربی برای ایران تعیین تکلیف کنند؛ و برای کشور ما رئیس انتخاب کنند.

نظارت شورای نگهبان ضامن مردم سالاری در ایران است

آیا ما با انقلاب اسلامی، به دنبال برچیده شدن بساط استبداد و خودکامگی و برقراری نظام مردم سالاری دینی نبودیم؟ آیا نمی خواستیم مردممان در چارچوب احکام مترقی و سعادت بخش اسلام و با آزادی کامل برای سرنوشت خودشان تصمیم بگیرند و مسؤلان کشور را انتخاب کنند؟ حال پرسش من این است که وضع امروز ایران با گذشته چگونه است؟ در این 35 سالی که از عمر انقلاب سپری شده، تقریباً به طور میانگین، هر یک سال یک انتخابات آزاد در ایران برگزار شده و مردم ایران مسؤلان مختلف با سلایق و افکاری متفاوت را بر سر کار آورده اند. کدام کشور را سراغ دارید که میزان مشارکت مردم در انتخاباتش در حد ایران باشد؟ مردم در کشورهای غربی که خود را کانون و سرچشمه دموکراسی در جهان معرفی می کنند، در چه حدی در انتخابات شرکت می کنند؟ عده ای متأثر از دشمنان انقلاب می گویند با وجود نظارت استصوابی شورای نگهبان و تأیید صلاحیت ها از طرف این شورا، انتخابات در ایران آزاد نیست! سؤال من از این افراد این است که اولاً،  کدام کشور را سراغ دارید که در خصوص تأیید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی مکانیزمی نداشته باشد؟ ثانیاً، چگونه می توان قبول کرد که به اسم آزادی، افراد فاسد با پشتیبانی ثروتمندان یا قدرتهای خارجی وارد انتخابات شوند و کرسی های مسؤلیت را در کشور ما غصب کنند؟ آیا در چنین شرایطی، ملت ایران به اهداف مقدس خود خواهد رسید؟

امروز هیچ قدرتی جرأت تعرض به خاک ایران را ندارد

و اما در عرصه امنیتی، شرایط ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی کاملاً ممتاز است. آنهایی که با تاریخ ایران خصوصاً  تاریخ معاصر آشنایی دارند، تأیید  می کنند که هر گاه در ایران جنگی رخ داده و به خاک کشورمان تعرضی صورت گرفته است، ملت ما در اثر بی لیاقتی شاهان و وزراء، بخشی از خاک خود را از دست داده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ما جنگ 8 ساله را پشت سر گذاشتیم و در این جنگ تحمیلی،همه قدرت های عالم پشت سر رژیم مفلوک بعث قرار گرفتند و از همه طرف ایران را تحت هجمه قرار دادند اما حتی یک وجب از خاک کشور هم به دشمن واگذار نشد. امروز جمهوری اسلامی ایران به برکت انقلاب اسلامی از جهت دفاعی، در بهترین شرایط قرار دارد. نیروهای  مسلح ما با وجود تحریم های مختلف، به خوداتکایی رسیده‌اند و از حیث قدرت نظامی، از ارتش های بزرگ دنیا چیزی کم ندارند. دقت داشته باشید، اگر اینگونه نبود، بعد از جنگ 8 ساله، دشمن یعنی خود امریکا، بارها به خاک ما تجاوز کرده بود. اینکه دائماً  می گویند درباره ایران، گزینه نظامی هم روی میز است، درست است لکن آنها جرأت حمله نظامی علیه ایران را ندارند. البته این را هم تأکید کنم که قدرت دفاعی ما، بیش از آنکه ناشی از سلاح و تجهیزات پیشرفته نظامی باشد، ناشی از روحیه شهادت طلبی جوانان ماست؛ محصول غیرت و مردانگی و محصول فرهنگ عمیق ایثار و شهادت جوانان ماست. دشمن از این ها می ترسد.

شرایط فرهنگی کشور به مراتب از گذشته بهتر است

در حوزه فرهنگی، مگر ملت ایران به دنبال جاری و ساری شدن فرهنگ اسلامی و گرایش انبوه جوانان به اسلام عزیز نبوده و نیست؟ آیا ما به دنبال منهدم شدن بسترهای علنی فحشا در کشور نبودیم؟ در طول 35 سال گذشته، دشمن در عرصه فرهنگ، دائماً ما را بمباران کرده است. قبلاً  کجا این شبکه های ماهواره ای بود؟ کجا فضای مجازی به این گستردگی وجود داشت؟ خوب، از شما سئوال می کنم، وضع امروز ما از جهت فرهنگی با پیش از انقلاب اسلامی  چگونه است؟ صدها برابر بهتر است. هم اکنون، عده ای یا تحت تاثیر سیاه نمایی دشمن، یا برداشت های سطحی یا قطعه ای خود از وضع فرهنگی جامعه و تعمیم این برداشت به کل جامعه، می گویند در گذشته وضع بهتر بود! پس انصاف و واقع بینی کجا رفته است؟ بله، کسی نمی تواند منکر معضلات فرهنگی در کشور یا آسیب های اجتماعی که یا ناشی از هجمه فرهنگی غرب، و یا ناشی از کم کاری های دولت ها در عرصه فرهنگ است، باشد؛ نیروهای انقلابی بیش از همه از مشاهده معضلات رنج می کشند ولیکن واقعیت این است که امروز شرایط فرهنگی کشور یعنی دلبستگی مردم به شعائر و ارزش های دینی به مراتب و به مراتب بهتر از گذشته است و تحقیقات میدانی نیز این واقعیت را کاملاً  تایید می کند.

پیام انقلاب پشت هیچ دیواری متوقف نخواهد شد

از سوی دیگر، و در عرصه جهانی، انقلاب اسلامی در زمینه نشر فرهنگ ناب اسلامی و بیدار کردن مسلمانان از خواب غفلت موفق عمل کرده است. به چهره امروز جهان نگاه کنید! چه تفاوت هایی با گذشته دیده می شود؟ پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، غربی ها می گفتند نظام کمونیستی را به سرعت شکست می دهند و اسلام سیاسی نیز که به کلی به حاشیه رفته و استحاله شده است، پس، به زودی جهان در قبضه ما خواهد بود! در واقع، غربی ها اساسا تصور نمی کردند یک انقلاب عظیم با زعامت یک مرجع عالی دینی آن هم شیعه، در ایران که کانون غربگرایی در خاورمیانه است شکل بگیرد و اسلام سیاسی را احیاء کند.

وقوع انقلاب اسلامی، در حقیقت به مثابه یک سکته مغزی برای نظام سلطه‌گر غرب بود و تداوم انقلاب و روشنگری‌های وسیعی که کرد، موانعی جدی و مستحکم در برابر حرکت ظالمانه غرب برای تسخیر جهان و استعمار نوین ملت ها به وجود آورد. البته پیام انقلاب اسلامی با پول و قدرت رسانه‌ای جهانی نشد؛ ما نه پولی برای این کار داشتیم و نه از مشابه بوق های رسانه ای غرب برخوردار بودیم لکن خاصیت حرف حق این است که به سرعت منتشر می شود و پشت هیچ دیواری متوقف نمی شود.

انقلاب اسلامی خودباوری را به جوانان ما برگرداند

و اما در عرصه علمی، وضع ما پیش از انقلاب اسلامی  چگونه بود؟ چه تعداد دانشگاه و مرکز تحقیقاتی داشتیم؟ چه تعداد دانشجو به ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی داشتیم؟ کشور ما در عرصه علم و نوآوری علمی چه رتبه ای داشت؟ اصلا رژیم غربگرای پهلوی، اجازه می داد که جوانان ایرانی توانایی ها و استعدادهای خود را باور کنند؟ خودباختگی را در دانشگاه های کشور رواج دادند و به دانشجویان و استادان اینگونه القاء کردند که ما بدون غرب هیچ چیز نیستیم و باید صبح و شب به طرف غرب سجده کنیم تا تکه نانی به طرف ما پرت کنند! ما حتی باور نداشتیم که از عهده تولید یک سوزن خیاطی هم بر می آییم. حالا چطور؟ امروز به برکت انقلاب اسلامی جوانان ایرانی به خودباوری رسیده اند. صدها دانشگاه و مرکز پژوهشی بزرگ داریم. بیش از چهار و نیم میلیون دانشجو داریم که 35% آنها در مقطع تحصیلات تکمیلی تحصیل می کنند. از جهت علمی، رتبه ایران در بعضی عرصه های کلیدی نظیر دانش و فناوری هسته ای، نانو یا پزشکی و غیره زیر 20 و حتی در مواردی  زیر 10 ارزیابی شده است.

انقلاب اسلامی تاکنون با بخش مهمی از محرومیت‌ها مقابله کرده است

در عرصه اقتصادی، امروز همچنان مشکلات زیاد است. اما میزان فقر و محرومیت در دوران سیاه پهلوی چقدر بود؟ چند درصد از جامعه از امکانات زیربنایی برای زندگی نظیر جاده، برق، آب آشامیدنی یا مخابرات برخوردار بود؟ با روستاها که آن زمان بیش از 40% جمعیت کشور در روستاها متمرکز بود چه برخوردی می شد؟ معادلات خانی و اشرافی چه بر سر روستایی آورده بود؟ قبل از انقلاب اسلامی، زندگی مرفه مخصوص عده ای خاص از مرتبطین به شاه و درباریان و امثالهم بود و اما امروز به برکت انقلاب و به برکت حرکت هایی نظیر جهاد سازندگی، بنیاد مسکن، کمیته امداد و غیره، بخش عمده ای از محرومین جامعه از یک زندگی عادی برخوردارند. حقیقتا نظام اسلامی در جهت محرومیت زدایی کارهایی بزرگی کرده است هرچند فاصله ما با نقطه مطلوب زیاد است. در تحلیل شرایط اقتصادی نباید تاثیر فشارها و تحریم های ظالمانه غرب طی 35 سال گذشته را نادیده گرفت. البته ما به لطف الهی بخشی از تهدیدات ناشی از تحریم ها را به فرصت تبدیل کرده ایم اما کسی نمی تواند تأثیرات سوء تحریم ها بر اقتصاد ایران را منکر شود. البته بی برنامگی‌ها، بی‌عرضگی‌ها و غلط کاری بعضی مدیران هم هست. دولت ها طی 35 سال سپری شده، به مراتب بهتر از این می توانستند کار کنند لکن یقینا اگر این تحریم های ظالمانه نبود، وضع اقتصادی کشور اینگونه نبود.

نیروهای انقلابی از وجود برخی محرومیت‌ها رنج می‌کشند

نیروهای انقلابی امروز از وجود برخی محرومیت ها در کشور رنج می کشند. کسی تصور نکند ماها نسبت به مشکلات مردم در بعضی شهرها، نسبت به معضل بی کاری بخشی از جوان ها درد نمی کشیم. هنوز خیلی از امکانات، عادلانه در کشور توزیع  نشده و کارهای نشده فراوان است با این وجود، عرض من این است که باید در تحلیل شرایط اقتصادی کشور منصف بود و بلندگوی دشمن نشد.

شکل گیری و تداوم انقلاب اسلامی در دوران حیات خود را قدر بدانیم

پس جمع‌بندی ما از کارنامه انقلاب این است که بله، با وجود ضعف‌ها و کمبودهایی که در عرصه های گوناگون داریم، و باید برای رفع آنها مجاهدت کنیم، و با وجود مانع تراشی های مداوم دشمن، انقلاب اسلامی و نظام برآمده از آن در این 35 سال، توفیقات بزرگی داشته است. این را تأکید می کنم که ما باید برای توفیق انقلاب اسلامی با همه وجود مجاهدت کنیم. این انقلاب امانت الهی دست ماست؛ یکی از بزرگ‌ترین آرزوهای تاریخی مسلمانان، شیعیان و پیروان اهل بیت (ع)، علماء و بزرگان این بود که روزی حاکمیت اسلامی با محوریت ولایت فقیه برقرار گردد. خوب، این اتفاق عظیم در دوران حیات ما افتاده است. مبادا نسبت به این انقلاب بی مهری کنیم و در انجام تکلیف الهی خودمان سستی کنیم.

البته نقش امداد الهی را هم نباید نادیده گرفت. توفیقات را به خودمان نسبت ندهیم. منبع همه موفقیت ها خداست. اگر نبود لطف و فضل الهی، و اگر نبود دعای حضرت ولی عصر (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء)، هر یک از این هجمات برای از دست رفتن انقلاب و بازگشت به دوران سیاه قبل یعنی عصر استبداد و بی دینی کافی بود. خداوند بر ملت مؤمن ایران منت نهاد و آنان را بر دشمنان انقلاب پیروز کرد چراکه مردم ایران برای خدا قیام کردند و بنا به وعده قطعی الهی، ان تنصروا الله ینصرکم و یثبّت اقدامکم.

پایایی انقلاب منوط به تحقق اصول و آرمان های انقلاب اسلامی است

حال وقتی می خواهیم درباره آینده انقلاب اسلامی صحبت کنیم، پرسش نخست این است که پایایی و مانایی این انقلاب به چه چیزهایی است؟ به ظاهر و صورت انقلاب یا به سیرت و جوهر انقلاب؟ آیا ما باید به همین که جمهوری اسلامی به شکل تشریفاتی استمرار داشته باشد دل خوش کنیم یا نه، ما به دنبال حیات حقیقی انقلاب و نظام اسلامی هستیم؟ البته صورت انقلاب هم در جای خود مهم است لکن وظیفه اصلی آن حراست از گوهر و مغز انقلاب است. خوب، جوهر انقلاب را در چه عناصری می بایست جستجو کرد؟ همانطور که اشاره کردم، این عناصر همان اصول و آرمان های ناب انقلاب است.

انقلاب اسلامی با آزادی فحشا و بی‌دینی مخالف است

در اینصورت باید دید، آیا ملت و نظام ما می تواند در آینده استقلال سیاسی خود را حفظ کند؟ آیا می تواند از مردم سالاری دینی پاسداری کند؟ آیا می تواند از نعمت عظیم ولایت فقیه حراست کند؟ آیا می تواند همچنان در جهت استقرار فرهنگ اسلامی در زندگی فردی و جمعی خودش پافشاری کند؟ در این 35 سال، خیلی ها تلاش کردند فرهنگ اسلامی را از ما بگیرند و فضای جامعه را آلوده کنند. حتی عده ای از امکانات نظام علیه فرهنگ اسلامی بهره بردند. مجوز به فلان فیلم کثیف، مجوز به فلان کتاب مبتذل یا به فلان خواننده و غیره. می خواهند حساسیت ها را از بین ببرند و منکر را در جامعه عادی کنند. ملت ما اگر در مقابل این خباثت های به ظاهر فرهنگی بایستد، انقلاب ماندگار خواهد شد و الا بدون رودربایستی باید گفت، انقلاب شکست خواهد خورد. در اینجا کسی تصور نکند انقلاب اسلامی با آزادی فرهنگی مخالف است! خیر، ما طالب آزادی هستیم و حاضریم جان خود را هم برای آزادی بدهیم اما آزادی فضائل انسانی نه آزادی فساد؛ نه آزادی زدن ریشه های دین و اخلاق؛ نه آزادی توطئه علیه ملت.

ملت ایران هیچگاه به امریکا دست دوستی نخواهد داد

از طرف دیگر، این سؤال مطرح است که آیا ملت و نظام ما در آینده می تواند همچنان در برابر نظام سلطه و ظلم در دنیا ایستادگی کند و آن را به سمت اضمحلال پیش ببرد؟ توجه داشته باشید که حیات انقلاب به این است که هیچوقت با امریکای جنایت کار دست دوستی ندهیم. حتی مسؤلان ما حق ندارند ادای دوستی با امریکا را هم در آورند. به همین خاطر ملت ما قدم زدن مسؤول ایرانی با وزیر خارجه دولت ستمگر امریکا را هم تحمل نخواهد کرد و فرد خاطی را به دلیل این حرکت مضحک و خلاف منافع ملی توبیخ می کند. بعضی ساده‌لوحانه می گویند شما با آمریکایی ها چه کار دارید؟ بگذارید خصومت ها پایان بپذیرد. پاسخ ما این است که این آمریکایی ها هستند که دست از سر ما و ملت های مستقل بر نمی دارند؛ این ها هستند که هر روز برای تحصیل منافع نامشروعشان دست به جنایت می زنند. آمریکایی ها هستند که از پهلوی دوم به بعد، هر روز علیه ملت ایران دسیسه کرده‌اند. ذات رژیم ایالات متحده  هم خراب است لذا هیچ تضمینی وجود ندارد تا زمانی که بخواهیم اصول و آرمان های انقلابی خود را حفظ کنیم، دست از سر ما بر دارند. به همین دلیل است که می گوییم قضیه انرژی هسته ای بهانه ای بیش نیست. این قضیه تمام شود، قضیه جدیدی شروع می شود. آنها به چیزی جز تسلیم ملت ایران راضی نخواهند شد.

امروز سخنان شبه روشنفکران عهد قجری از سوی بعضی تکرار می‌شود

از سوی دیگر، باید دید، آیا ملت ایران در آینده می تواند با اتکاء به توانایی ها و ظرفیت‌های منحصر به فرد خود، کشورش را به پیشرفت برساند؟ آیا می‌تواند با پلمب کردن چاه‌های نفت خود، که مانع تحرک اساسی کشور شده، اهدافش را محقق کند؟ ما دنبال پیشرفت برون‌زا و تشریفاتی نیستیم. این معنای پیشرفت نیست که مانند بعضی از کشورهای حاشیه خلیج فارس،منابع و سرنوشت خودمان را به دست غربی ها بدهیم و آنها لعاب توسعه را به کشورمان بزنند! ما می خواهیم با دست خودمان کشورمان را به عالی‌ترین سطح از پیشرفت برسانیم هر چند از فرصت عادلانه برای تعامل با دیگران نیز صرف نظر نمی کنیم. امروز بعضی ها سخن روشنفکران عهد قجری را تکرار می کنند که برای پیشرفته شدن باید از فرق سر تا نوک پا غربی شد! اتفاقا ما بر عکس این سخن مرتجعانه، می گوییم غربی شدن یعنی عقب ماندگی، یعنی درجا زدن. ما زمانی به پیشرفت حقیقی دست پیدا می کنیم که از غرب عبور کنیم.

در گفتمان انقلاب اسلامی، پابرهنه ها ولی نعمت ما هستند

موضوع دیگری که پایایی انقلاب در گرو آن است، موضوع عدالت گستری و فقر زدایی است. باید توجه داشت، هرگاه دغدغه عدالت و محرومیت زدایی از بین رفت، آن روز انقلاب به آخر خط رسیده است. ما باید بدون وقفه برای پایان دادن به بی عدالتی ها تلاش کنیم. این سزاوار نیست که عده ای در کشور از همه نوع امکاناتی برخوردار باشند و عده ای دیگر در تأمین نان شب خود مشکل داشته باشند. این یک مساله حیاتی است. نظام اسلامی به مثابه یک اصل، پابرهنه ها را ولی نعمت خود می داند و هیچ چیز نباید بین نظام و قشر مستضعف فاصله بیندازد.

به هر حال، اگر پاسخ ما به سؤالاتی که طرح کردم مثبت باشد؛ یعنی حاضر باشیم پای اصول و آرمان های انقلاب بایستیم، شک نکنیم که هیچ عاملی نمی تواند به انقلاب ضربه بزند و آن را شکست بدهد. در غیر اینصورت، روشن است که شانسی برای ماندگاری انقلاب نیست هرچند ممکن است شکل و ظاهر آن حفظ شود.

اگر ولی فقیه نبود، بارها استبداد را در لباس‌های گوناگون به کشور بر می‌گرداندند

علاوه بر این ها، ما برای آینده، به دو عنصر کلیدی نیاز مبرم داریم: یکی از این عناصر ولایت فقیه است. دقت داشته باشید که ضامن استقلال کشور، ضامن جمهوریت و مردم سالاری و از همه مهم تر، ضامن اسلامیت نظام، ولایت فقیه است. اگر ولایت فقیه نباشد، ظرف چند ماه استبداد را در لباس های گوناگون به کشور بر می گردانند.  مقام معظم رهبری در چهارمین نشست اندیشه راهبردی که با موضوع آزادی برگزار شد، فرمودند اگر امام (ره) نبود، عده ای همان سالهای نخست انقلاب استبداد را به کشور بر می گرداندند. مگر در فتنه 88 می خواستند چه کار کنند؟ می خواستند جلوی رأی مردم و جلوی جمهوریت و مردم سالاری بایستند و با تحمیل میرحسین موسوی از طریق فشار و خشونت، ایران را دوباره استبداد زده کنند لکن ولی فقیه این اجازه را به آنان نداد.

کشور ما با مدل‌های غربی به پیشرفت نخواهد رسید

عنصر دوم، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت است. نباید از نظر دور داشت که با مدل های غربی نمی توان کشور را به پیشرفت رساند. مدل های غربی، جدای از مشکل مشروعیت، با مشکل کارآمدی نیز روبروست. امروز دلیل شکل گیری جنبش وال استریت در امریکا و اروپا چیست؟ شعار مردم در غرب جز این است که شر نظام سرمایه داری را از سرمان کم کنید؟ آنها دارند با صدایی بلند از مظالم نظام سرمایه داری و حاکمیت 1 درصد بر 99 درصد سخن می گویند؛ حال با چه منطقی باید در موضوع پیشرفت پای خود را جای پای غربی ها بگذاریم؟!

در آخر عرایض قصد دارم توجه شما را به یک موضوع فوق مهم جلب کنم و آن، رمز اصلی پیروزی انقلاب اسلامی در آینده است. رمز اصلی موفقیت، اعتماد و اتکاء تام به خداوند متعال و فهم و درک حرکت توحیدی و اقتصادات آن است. رمز اصلی توفیق این است که باور کنیم حق ماندنی و باطل رفتنی است و تا زمانیکه در مسیر حق باشیم موفقیم. باید بدانیم که نهایتا جریان مؤمنین در این دنیا پیروزند و خداوند این حق را بر خود مسلم ساخته است که این اتفاق بیفتد. و کان حقا علینا نصر المؤمنین.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.

انتهای پیام/ک

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار