امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۱۱:۳۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 14563
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۶:۰۷
تعداد بازدید: 155
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «ما آخرین طرفی بودیم که در سوریه دخالت کردیم و قبل از ما جریان المستقبل و جریانهای دیگر ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس، «ما آخرین طرفی بودیم که در سوریه دخالت کردیم و قبل از ما جریان المستقبل و جریانهای دیگر لبنانی که نمی‌خواهم نام آنها را ببرم دخالت کرده بودند. اگر ما به نفع مخالفان وارد عمل می‌شدیم آنگاه حزب الله واقعی بودیم و این دخالت ما مبارک بود.»

نیروهای ارتش سوریه در مناطق مختلف سوریه می‌جنگند و ما بخشی از مسئولیت در مقابله با این طرح آمریکایی-اسرائیلی و تکفیری هستیم که خواستار ویرانی کل منطقه و نه فقط سوریه است. ما در سوریه دخالت کردیم و آن را به صراحت نیز بیان کردیم و آن را پنهان نکردیم. ما جوانانمان را به سوریه نفرستادیم و بگوییم پتو و شیر توزیع می‌کنیم و اگر کشته شدند آنها را در سوریه دفن کنیم و خانواده آنها را در لبنان ساکت کنیم.»

این بخشی از سخنرانی سید حسن نصرالله در 23 خرداد ماه بود که طی آن ضمن اشاره صریح به حضور حزب الله در معرکه سوریه، بخشی از دلایل خود را نیز ذکر کرده است.

طی هفته‌های گذشته و با پررنگ شدن موضوع حضور حزب الله در سوریه، بخشی از کشورهای عربی و نیز غرب به این موضوع واکنش نشان داده و این حضور را محکوم کردند.

نصر الله پیش از این نیز به حضور نیروهای حزب الله در سوریه و مشخصاً نبرد القصیر اشاره کرده و دلیل خود را حضور شهروندان لبنانی در این منطقه خوانده بود.

القصیر منطقه استراتژیک استان حمص است که بدلیل نزدیکی به مرز لبنان معبر مهمی برای عبور جنگجو و سلاح به شمار می‌رفت. این منطقه به اندازه‌ای برای 2 طرف اهمیت داشت که از سوی تحلیلگران سیاسی و نظامی بخش اعظم پیروزی حکومت سوریه در عرصه میدانی و نیز بین‌المللی به باز پس گیری این منطقه وابسته بود که البته محقق شد.

نبرد القصیر را می‌توان نقطه عطف تحولات و نا آرامی‌های 2 ساله این کشور دانست که در کنار آن وجود شهروندان لبنانی در این منطقه دو علت مهمی هستند که حزب الله را وادار به ورود به جنگ سوریه کرد.

علاوه بر آن، سوریه حلقه‌ای از زنجیره مقاومت در منطقه است که امروز بیش از پیش نیازمند کشورها، جریانات و گروه‌هایی است که پیش از این در نبرد با رژیم صهیونیستی به آنها یاری رسانده است.

بر کسی پوشیده نیست که اگر این حلقه مقاومت گسسته شود، جبهه منطقه‌ای مقاومت دچار اختلال خواهد شد که اولین ضربه آن نصیب حزب الله می‌شود، زیرا رژیم اسرائیل برای چنین فرصتی لحظه شماری می‌کند.

باید به خاطر داشت که ناآرامی در سوریه قطعاً بر لبنان نیز اثر منفی گذاشته و این کشور موزائیکی که با توافقنامه طائف در سال 1989 پس از 15 سال به آرامش نسبی رسید را دچار آشوب و نا امنی می‌کند.

اگر از این زاویه به ورود حزب الله نگاه کنیم، خواهیم دید که علاوه بر دلایل حزبی و ایدئولوژیکی، حفظ منافع ملی نیز در نظر گرفته شده است.

ارتش سوریه به کمک حزب الله توانست بر القصیر مسلط شود و حالا به جانب حلب که در نزدیکی ترکیه است متمایل شده تا دومین ضربه کاری را به معارضان وارد کند که البته این مهم نیز با کمک حزب الله صورت می‌گیرد.

فراموش نکنیم که سوریه اگر از این بحران با موفقت عبور کند (که از شواهد امر چنین استنباطی می‌شود)،  علاوه بر تثبیت قدرت خود، منطقه را وارد مرحله جدیدی خواهد کرد که با گذشته تفاوت دارد.

تمکین به قدرت مقاومت در منطقه و به رسمیت شناختن آن از سوی قدرت‌های جهانی(امروز چین و روسیه این محور را به رسمیت می‌شناسند) از جمله مهمترین این دستاوردهاست که حزب الله نیز از آن بهره‌مند خواهد شد زیرا علاوه بر دفع خطر حمله احتمالی اسرائیل در صورت فروپاشی حکومت سوریه، می‌تواند ضمن جلوگیری از ورود لبنان به بحران، قدرت ملی و منطقه‌ای خود را نیز افزایش دهد. 
زنجیره پیروزی‌های مقاومت در حال تکمیل است که اولین نشانه‌های آن عصبانیت شدید کشورهای مرتجع عرب و برخی کشورهای غربی نظیر فرانسه است که تمام تلاش خود را به کار گرفته‌اند تا معرکه حلب را به محور مقاومت واگذار نکنند.
زمانیکه عربستان، قطر، ترکیه، تونس و لیبی در منطقه و نیز برخی کشورهای غربی نظیر فرانسه، انگلیس و آلمان به همراهی آمریکا از هزاران کیلومتر دورتر، با صرف میلیاردها دلار هزینه و ارسال تسلیحات، تلاش دارند تا تحولات سوریه را مدیریت کنند، چرا حزب الله که در «همسایگی آتش قرار» گرفته برای تثبیت امنیت آینده خود دست به اقدامی نزند.
یادداشت: علی حیدری
انتهای پیام/ر
برچسب ها:
آخرین اخبار