امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۰۰:۰۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 145699
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۹:۳۱
تعداد بازدید: 33
حوزه احزاب پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ؛ امین صبحی: سی و ششمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک است. انقلابی که جنسی متفات از انقلاب‌های ...

حوزه احزاب پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ؛ امین صبحی: سی و ششمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک است. انقلابی که جنسی متفات از انقلاب‌های هم عصر خود داشت و به تعبیر میشل فوکو «روحی تازه بود در یک جهان بی‌روح» تا باری دیگر دین را به عرصه اجتماع و سیاست بازگرداند و روند سکولاریزه کردن جهان را متوقف و معکوس سازد. اما به نظر اکنون و باگذشت انقلاب از سال‌های اولیه پر تنش و عبور موفق از چالش‌های بزرگ سیاسی ، نظامی و اقتصادی بیش از گذشته می‌بایست به ضرورت نهادمندی و سامان‌دهی انقلاب اسلامی توجه داشت. اگر دوران اولیه شور انقلابی تجلی بیشتر می‌یافت اکنون زمان تمرکز بر نظام‌سازی فراهم شده است.
دانشگاه نیز یکی از نهادهای موثر در پیروزی و بسط انقلاب اسلامی بوده و پس از انقلاب نیز این نهاد آبستن تحولات مختلفی شده است تا خود را به تراز مطلوب با آرمان انقلابی نزدیک سازد. در این راه دانشگاه موفقیت‌ها و شکست‌هایی را تجربه کرده است.
خبرنگار فارس به همین بهانه مصاحبه‌ای را با یکی از چهره‌های دانشگاهی کشور که در دولت گذشته تصدی پست معاونت اجتماعی و فرهنگی وزارت علوم را نیز برعهده داشته تهیه کرده که در آن به فراز و فرودهای دانشگاه در مسیر «انقلابی‌شدن» پرداخته شده است. هرچند غلامرضا خواجه سروی اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی است اما بیشتر در فضای رسانه‌ای وی را «امام صادقی» می‌دانند.
مشروح این مصاحبه در ذیل از مدنظرتان می‌گذرد.



فارس: اجازه بدهید بحث را از یک مفهوم آغاز کنیم. انقلاب اسلامی از سوی بسیاری از صاحب‌نظران یک «انقلاب فرهنگی» قلمداد شده است. فکر می‌کنید اطلاق این مفهوم بر انقلاب اسلامی مبتنی بر چه شاخص‌ها و ویژگی‌هایی است؟
ببینید انقلاب اسلامی به چند جهت «انقلاب فرهنگی» نام گرفته است. اصل و اساس این انقلاب از پایگاه‌های فرهنگی یعنی مسجد و دانشگاه آغاز شده است. همچنین اغلب رهبران انقلاب اسلامی از روحانیت و نیروهای مذهبی و همچنین چهره‌های فرهنگی و دانشگاهی بوده است. وجه سوم قضیه به ابزارهای مباره باز می‌گردد. گفتار، نوشتار و ارتباطات از جمله ابزارهای فرهنگی است که در مبارازت انقلاب اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است. به عنوان مثال اعلامیه‌ها، تریبون‌های مساجد و دانشگاه‌ها و شبکه‌های ارتباطی آن زمان مانند شبکه‌های دانشجویی و همچنین استفاده از نوار کاست و پرهیز از کاربرد خشونت از جمله ویژگی‌هایی بوده که انقلاب اسلامی را دارای یک سیمای فرهنگی کرده است. جالب است استفاده از نوارهای کاست به حدی بوده که برخی انقلاب اسلامی را cassette revolution نامیده‌اند.
خوب شما می‌بینید در سال 44 نیز برخی به حضرت امام پیشنهاد مبارزه مسلحانه دادند اما ایشان نپذیرفتند. بنیاد سبک رهبری ایشان بر این بود که ما اگر بتوانیم مردم را از خواب بیدار کنیم خودشان تلاش می‌کنند سرنوشتشان را در دست بگیرند. امام خمینی(ره) به دنبال آن بودند که با ابزار فرهنگی فطرت انسانی مردم ایران را بیدار کنند.
تغییر نگرش عمده در جغرافیای ملی و منطقه‌ای از جمله موفقیت‌‌های انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگی
فارس: اگر بخواهیم همین مفهوم انقلاب فرهنگی را مقداری گسترده تر کنیم به نظر می‌توان به هویت انقلاب اسلامی هم اشاره کنیم. به هر حال انقلاب اسلامی یک تحول برآمده از متن دین بود و تقریبا قاطبه شعارهای انقلاب نیز از همین هویت نشات می‌گرفت. فکر می‌کنید انقلاب اسلامی پس از پیروزی تا چه حدی توانست به این آرمان تحول فرهنگی دست یابد؟
ببینید بنده معتقدم کارهای بسیاری زیادی صورت گرفته است. هویت انقلاب اسلامی تحول در حوزه نگرش بود و می‌توان گفت در حوزه فرهنگی انقلاب اسلامی توانست بهترین عملکرد خود را رقم بزند.
فارس: یعنی فکر می‌کنید این تغییر نرم حتی از تحول در ساختارهای سیاسی بیشتر و موفق‌تر بوده است؟
بله همین طور است. در حوزه فرهنگی برای سنجش تغییرات و تحولات فرهنگی شاخصی به عنوان «سنجش نگرش» مطرح است. صاحب نظران معتقدند اساس هر تغییری تحول در حوزه نگرشی است و امروز به قطع و با اطمینان می‌توانیم اذعان کنیم انقلاب اسلامی در جغرافیای ملی و حتی منطقه‌ای توانسته‌ است در تغییر نگرش‌ها و باورها تاثیرات چشم‌گیری داشته باشد. البته این تحول در حوزه سیاسی آشکارتر است اما می توان اساس تحول در حوزه سیاسی را هم تغیر در نگرش‌های سیاسی است.
فارس: یعنی این تغییر فرهنگی منجر به تغییر در فرهنگ سیاسی کشور شد؟
بله به نظرم این سمت گیری خیلی معقول و درست شده است و ما به حدی از بلوغ در فرهنگ سیاسی دست یافته‌ایم. البته اینکه بگوئیم به حد آرمانی این تغییر رسیدیم واقعی نیست اما اینکه برخی معتقدند انقلاب هیچ تغییر در حوزه فرهنگی نداشته است نوعی اجحاف به انقلاب اسلامی است.
فارس:‌ اجازه دهید از همین نکته به سراغ بحث اصلی خودمان یعنی «دانشگاه در تراز انقلاب» برویم. برخی مفهوم توسعه و پیشرفت در حوزه های فرهنگی را به بسط نهادمندی معطوف می سازند. به واقع فرهنگی توسعه یافته است که بتواند بایدها و نبایدها خود را در قالب نهادگرایی تضمین کند. در حوزه فرهنگی و اجتماعی نیز به نظر می رسد دانشگاه یکی از اصلی‌ترین نهادها محسوب می‌شود. فکر می کنید نسبت دانشگاه به عنوان یک نهاد موثر در فرهنگ با انقلاب اسلامی چه گونه بوده است؟
ببینید اگر بخواهیم به مساله وقوع و پیدایش انقلاب اسلامی نظر کنیم باید بگوئیم دانشجویان طیف بسیار موثری از نهضت امام در شکستن و سقوط رژیم پهلوی بوده‌اند. البته در آن زمان گفتمان غالب متعلق به مارکسیست‌ها بود اما در عمل نیروهای مذهبی مانند جنبش دانشجویی مسلمان در داخل و خارج نقش اصلی در مقابله با شاه را داشتند. به عنوان نمونه کتاب ولایت فقیه و حکومت اسلامی امام را دانشجویان آن زمان تدوین و در اروپا پخش کردند. در سالهای پس از انقلاب اسلامی نیز کلیت دانشگاه حامی انقلاب اسلامی بوده است و خصوصا در دروه اخیر 10 - 15 ساله اخیر  دانشگاه نشان داده است حامی جدی انقلاب و به دنبال حل مشکلات جامعه و علم نافع است.
استمرار بخشی از میراث شوم لائیسیته‌ پهلوی اول در سطح دانشگاه‌های کشور
فارس:‌ جناب دکتر! بحث این بود که بالاخره برخی دانشگاه را یک نهاد غربی و وارداتی می دانند که قرابت چندانی با انقلاب اسلامی نداشته است  چرا که دانشگاه  ماهیتا غربی است و ورود آن به ایران نیز به نوعی در جهت مدرنیزاسیون و سکولاره کردن ایران روی داده است.حال چگونه چنین نهادی می‌تواند با انقلاب اسلامی که کاملا مغایر اهداف غربی است مطابقت داشته باشد ؟
به طور کلی سه نوع برخورد در مواجه با دستاوردهای غربی در ایران ظهور و بروز داشته است. از یک سو برخی قایل به حرمت این استفاده هستند و معتقدند ابزار در هدف تاثیر گذار است و نمی‌توان با دستاوردهای بشری که در غرب تکوین یافته است به اهداف الهی نایل آمد. از سوی دیگر برخی نیز کاملا معتقد به دربهای باز هستند و غرب را تمام و کمال و دربست می‌پذیرند. اما نوع نگاه انقلاب به دستاوردهای غربی در تمامی حوزه‌ها گزینشی و پالایشی است که نوعی نگاه معتدلانه نیز می‌باشد. البته این ابداع انقلابیون ایران نیست بلکه ما در سیره نبوی مثال‌هایی از این دست را داریم. به عنوان مثال برخی از آداب و رسوم و دستاوردهای بشری که قبل از اسلام وجود داشت پیامبر اکرم (ص) با زدودن مضرات آن تائید و به نوعی امضا کرده اند. برای مثال در خصوص تجارت اسلام بسیاری از اصول اعراب را می‌پذیرد و بخشی از آن را نیز حرام می‌کند و این پالایش در آیه «أَحَلَّ اللّهُ الْبَیْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبا» نمود یافته است.
در مورد دانشگاه نیز باید پذیرفت که اصل دانشگاه فعلی به دوران پهلوی اول بازمی‌گردد و  قرار بود دانشگاه تا تمام حوزه های اعتقادی، فرهنگی، سیاسی و فنی و مهندسی را بر اساس تجدد غربی و باستان گرایی بنا نهد. اما انقلاب اسلامی دانشگاه را به نفع خود مصادره کرد و با اصلاح برخی از نقص‌ها این نهاد را در راستای اهداف خود مورد استفاده قرار داد. امروز همین علم هسته‌ای از دل دانشگاه ما جوشیده و دانشگاه شهدای بسیاری را اعطا کرده است.
البته هنوز هم برخی از میراث روح سکولاریزیشن در دانشگاه‌ها وجود دارد که در حال اصلاح است و زیاد نمی‌توان در این زمینه انتظار سرعت عمل را داشت. البته این ضعف ها فقط به دانشگاه باز نمی‌گردد بلکه حتی در حوزه که یک نهاد بومی است نیز ما مشکل داریم.مرحوم ‌آیت‌الله مهدوی کنی می‌فرمودند آن کس که می گوید ما دانشگاه نمی‌خواهیم عقل ندارد، آنکس که می گوید حوزه نمی‌خواهیم دین ندارد و آن که می گویند نه حوزه می خواهیم و نه دانشگاه نه دین دارد و نه عقل.
پالایش دانشگاه‌ها از تنش‌های سیاسی و کاربردی کردن محتوای درسی دو هدف اصلی انقلاب فرهنگی
فارس: در اوان انقلاب اسلامی در سال‌های 1359-1362 مجموعه تغییراتی در دانشگاه‌ها با عنوان انقلاب فرهنگی رقم خورد. فکر می‌کنید این تغییر به چه میزان توانست دانشگاه را در مسیر انقلاب اسلامی قرار دهد؟
ببینید در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب اسلامی دانشگاه به نوعی دچار تنش‌ها و برخوردهای بسیار شدیدی بود و عملا این نهاد به  خانه احزاب و گروه های سیاسی و محل سنگربندی تبدیل شده بود و کارکرد خود را از دست داد. بنابراین طیفی از نیروهای انقلابی به دنبال اصلاح دانشگاه بر آمدند و در نهایت تصمم آن شد که دانشگاه‌ها برای مدتی تعطیل شده و پالایش‌های لازم صورت گیرد.
البته من معتقدم این اقدام و اصلاحاتی که بعد در خصوص محتواهای آموزشی صورت گرفت در آن مقطع کار درستی بود اما موفقیت کامل آن در گروی استمرار این تحولات بود که متاسفانه پیگیری نشد.
فارس: به نظر می‌رسد هدف اصلی انقلاب فرهنگی درس‌های علوم انسانی بوده است که در آن مقطع تدریس می‌شده است. علت تغایر و تضاد انقلاب اسلامی با این دروس در چه بود؟
البته اینکه مدعی شویم انقلاب فرهنگی رشته های فنی و مهندسی یا پزشکی و ... را مد نظر نداشته است زیاد درست نیست. در همین رشته ها هم تحولاتی صورت گرفت و درس های معارف اسلامی به دروس آنها اضافه شد. اما خوب علوم انسانی به صورت بارز و آشکار تفاوت چشم گیری با مفاهیم و بنیان‌های نظری انقلاب اسلامی داشت. علوم انسانی با هویت هر جامعه در ارتباط است و به این لحاظ تلاش شد تا حداقل علوم انسانی تدوین گردد که تناسبی حداقلی با ماهیت انقلاب اسلامی و فرهنگ بومی ایران اسلامی داشته باشد. البته صرفا این موضوع مد نظر نبود بلکه یک مشکل دیگر دروس علوم انسانی فقدان امکان کاربرد آنها در جامعه و دوری با چالش های کشور بود.



فارس: آنطور که از شواهد و قران برمی‌آید هنوز بر سر امکان و یا عدم امکان تولید علوم انسانی بومی در فضای دانشگاهی کشور توافق و اجماع به دست نیامده است. نظر شما در این خصوص چیست؟
خوب باید این نکته را مدنظر داشت که تحول در علوم انسانی کار یک شب و دو شب نیست. بهترین روش هم در این حوزه استفاده از راهکار مهندسی معکوس است و ما گام به گام باید برای بومی کردن این علوم تلاش کنیم. از سوی دیگر انقلاب اسلامی دارای یک چارچوب مشخص مفهومی است و اساس دانشگاه باید بر اساس همین چارچوب رشد کند. البته این به معنای عدم استفاده از تجارب بشری در سایر جوامع نیست اما مهم آن است که این علوم به خدمت حل مشکلات جامعه ما در آیند.
ضرورت استقلال دانشگاه از جریان‌ها و مشارکت مستقلانه در فضای سیاسی
فارس:‌ تقریباً در تمامی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی نسبت میان «دانشگاه» و «امر سیاسی» یک مقوله چالش بر‌انگیز بوده است. فکر می‌کنید این نسبت چگونه باید تعریف شود؟
تقریبا یک تفاهم در نظام جمهوری اسلامی وجود دارد که دانشگاه باید سیاسی باشد. اما در خصوص نحوه سیاسی بودن برداشت‌های مختلفی وجود دارد.یک نگاه این سیاسی بودن را در انفعال دانشگاه و تبدیل این نهاد به یکی از اجزای حکومت می‌پندارند. نقش دانشگاه در این برداشت صرفا رویه حمایتی از نظام سیاسی و دولت‌ها ست. برداشت دیگری نیز سیاسی بودن دانشگاه را به مثابه تبدیل دانشگاه به عرصه فعالیت‌های سیاسی و جناحی می‌داند که نهایت این امر نیز تنش‌ها، درگیری‌ها و حتی خشونت‌هایی است که در دورانی ما شواهد آن را در کشور خودمان دیدیم.
اما انقلاب اسلامی خواهان استقلال دانشگاه از عرصه سیاسی هستند اما این استقلال به معنای عدم درک سیاسی نیست. دانشگاه در تراز انقلاب اسلامی سواد سیاسی لازم برای تحلیل و موضع‌گیری را دارد و در عین حال فضای علمی را آغشته به درگیری‌های بی‌جهت نمی‌کند. البته شان دانشگاه در حدی است که می‌تواند علیه یک دولت موضع بگیرد اما مهم آن است که به نوعی جیره‌خوار جریان‌های سیاسی نشود.
فارس: همانطور که شما اشاره کردید در برهه‌ای از تاریخ انقلاب اسلامی دانشگاه عملاً تبدیل به پاتوق جریان‌های سیاسی و حتی اپوزیسیون نظام شده بود. علت اصلی  افول دانشگاه در این مقطع چه بود؟
 در حوزه های سیاسی و اجتماعی شاید فردی آغاز کننده یک کنش باشد اما ادامه و پایان آن ضرورتا با وی نیست. در مورد اتفاقات تلخ دانشگاه‌ها در دوران اصلاحات نیز به نظر شروع و ادامه کار با افراد متفاوتی بود. طیف اصلاح‌طلب در آن مقطع درصدد بود از دانشگاه برای به زانو درآوردن رقبای خود استفاده کند اما در نهایت این رقابت‌ها وارد مسایل بنیادین شد و دانشگاه‌ها به عرصه تضادهای بنادین در مفاهیم اصلی انقلاب بدل گشت.همین مساله نیز منجر شد تا دشمن وارد عمل شود و سعی کند تا از این فضا بیشترین بهره‌برداری را سامان دهد.
در اواخر دولت خاتمی تحلیل آمریکایی‌ها این بود که صرفا از طریق دانشگاه است که می‌توانند نظام را سرنگون کنند
فارس:‌ یعنی بیشتر مولفه مدیریت خارجی در برهم زدن نظم و آرامش دانشگاه و شورش علیه آرمان‌های انقلاب اسلامی موثر بوده است؟
معتقدم که هم عوامل داخلی و هم عوامل خارجی در این حوادث نقش داشته‌اند. همین موضوع رفراندم و این مسایل  در آن زمان توسط برخی انجمن‌ها پیگیری می شد و حتی کار به جایی رسید که از جنایت‌های اسرائیل در دانشگاه‌های کشور حمایت می‌شد. البته خیلی از این افراد باور نمی کردند وارد فاز براندازی شدند ولی طیف های رادیکال که سوابق قبل از انقلاب نداشتند دانسته وارد این اقدامات شده بودند به طوری که در اواخر دولت خاتمی تحلیل آمریکایی‌ها این بود که صرفا از طریق دانشگاه است که می‌توانند نظام را سرنگون کنند.
نباید درب دانشگاه به سمت محافل علمی جهانی بسته باشد
به نظر می‌رسد در دوره کنونی نیز دانشگاه‌‌ها دچار نوعی چالش در بعد مدیریتی شده‌‌اند. به ویژه با روی کار آمدن دولت جدید نوعی تغییرات گسترده در فضای مدیریت دانشگاهی کشور پدید آمد. فکر می‌کنید به طور کلی مدیریت آموزش عالی تا چه حد توانسته است در راستای پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی موفق باشد؟
به طور کلی می‌توانم بگویم در مدیرت آموزش عالی وضع مطلوبی نداریم و می‌توانیم در این زمینه از تجارب سایر کشورها خیلی درسها بیاموزیم. متاسفانه مدیریت آموزش عالی ما دچار نوعی واگرایی در اهداف و مسیرها شده است و این واگرایی نیز به دلیل حرکت‌های پرنوسان در رئوس مدیریتی آموزش عالی بوده است.در بسیاری از کشورهای غربی عمر فعالیت مدیران آموزشی و فرهنگی 10 تا 20 سال است . کار فرهنگی یک فرایند زمان بر است و نمی‌توان در مقاطع 4 ساله این فضا را مدیریت کرد و به ثمر رساند.اینکه با هر دولتی روسای دانشگاه‌ها تغییر یابد و حتی وزیر علوم عوض شود از نظر من امر پسندیده‌ای نیست و یک خبط برزگ محسوب می‌شود. در دانشگاه ها مهم دنیا مدیر دانشگاه به سختی انتخاب می‌شود و تقریبا نمی شود وی را عزل کرد. ما باید در انتخاب مدیران آموزشی و دانشگاهی خود بسیار سخت‌گیری کنیم اما به راحتی نیز نباید آنها را برکنار کرد و باید اجازه داد تا آنها کار خود را به سرانجام برسانند.
فارس:‌ فکر می‌کنید مهمترین اصلاحی که در دانشگاه‌ها با توجه به شرایط دهه چهارم از انقلاب اسلامی باید صورت بگیرد چه می‌تواند باشد؟
ای کاش یک اصلاحاتی در مدیریت دانشگاه صورت می گرفت و واقعا شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم بعد از گذشت سی و چند سال به سمت شکل دهی چارچوب هویتی در زیربنای آموزش عالی حرکت می‌کردند. در بحث مدیریت باید یک اسلام‌شناس دانشمند و مدیر، سکان آموزش عالی را به دست گیرد و بدون نگرش‌های سیاسی و جناحی آموزش عالی را به پیش ببرد و بر اساس اسناد بالادستی دانشگاه‌ها را در طراز انقلاب اسلامی هدایت کند.از سوی دیگر ما نیازمند تعامل بیشتر با فضاهای دانشگاهی جهانی هستیم. البته غربی‌ها برخوردهای سخیفی در این زمینه‌ها داشته و دارند اما نباید درب دانشگاه به سمت محافل علمی جهانی بسته باشد.
نمره 12 دانشگاه در تولید علم بومی
فارس: به عنوان یک استاد دانشگاه در رشته علوم سیاسی؛ نمره دانشگاه‌های ایران در پایبندی به انقلاب اسلامی و تحقق آرمان‌های آن را چند می‌دانید؟
برای اینکه نمره دهیمان مقداری دقیق‌تر باشد بهتر است در چند شاخه این آزمون را تقسیم‌بندی کنیم.در اینکه دانشگاه تا چه حد پای نظام اسلامی ایستاده است به نظرم نمره 19 است. در تطابق میان ماهیت انقلاب اسلامی با دانشگاه نیز نمی‌توان نمره‌ای بیش از 15 تصور کرد. در حوزه تولید علوم بومی نمره دانشگاه 12 است و در اینکه بتواند مشکلات مهم را حل کند مانند بحث هسته‌ای و داروهای کم یاب و... دانشگاه 20 می‌گیرد. من سرجمع نمره دانشگاه را 16-17 می‌دانم که به نوعی نمره الف محسوب می‌شود.
فارس:‌با تشکر از شما که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.
من هم از شما سپاسگذارم
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار