امروز : پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 23
۰۵:۴۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 145719
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۵۱
تعداد بازدید: 95
به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، آئین رونمایی از کتاب «پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» با حضور ...

به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، آئین رونمایی از کتاب «پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» با حضور غلامرضا کافی نویسنده اثر، مصطفی محدثی خراسانی، رضا اسماعیلی، فیروز زنوزی جلالی، قادر طراوت‌پور، محمدقاسم فروغی جهرمی و ربیعی از روابط عمومی سپاه پاسداران در محل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; برگزار شد.

 در ابتدای این مراسم رضا اسماعیلی شاعر ادبیات انقلاب اسلامی با بیان اینکه هر ادبیات از زمان تکوین و تثبیت شود سه مرحله را پشت سر می‌گذارد، بیان داشت: هر ادبیاتی از زمان تکوین و زمانی که تثبیت شود، تبدیل به یک سبک ادبی می‌شود که سه مرحله پیدایش و تکوین، بالندگی،  بلوغ و تثبیت را پشت سر می‌گذارد.





 

وی با بیان اینکه تولد ادبیات انقلاب اسلامی به تاریخ 15 خرداد سال 42 باز می گردد، اضافه کرد: همزمان با قیام تاریخی 15 خرداد در واقع ادبیات انقلاب اسلامی متولد شد به همین منظور معتقدم این مقطع تاریخی را باید به عنوان تاریخ تولد ادبیات انقلاب اسلامی، ثبت کنیم.

* اسماعیلی: راه ادبیات انقلاب اسلامی توسط مردم هموار شد

اسماعیلی معتقد است، اولین نسل از شاعران انقلاب اسلامی، توده‌های انقلابی و مردم کوچه و بازار بودند، مردمی که با شعارهای حماسی و انقلابی خودشان و به صورت خودجوش که از بطن ملت برخاسته بود، بنیان ادبیات انقلاب اسلامی را گذاشتند که از جمله آن می‌توان به شعار انقلابی نظیر «با خون خود نوشتم از جان خود گذشتم یا مرگ یا خمینی»، «سکوت هر مسلمان اهانت است به قرآن»، «نصر من الله و فتح القریب، مرگ بر آن سلطنت پرفریب» و «می‌جنگیم، می‌میریم، سازش نمی‌پذیریم» اشاره کرد.

به گفته وی، در واقع این مردم بودند که راه ادبیات انقلاب اسلامی را هموار کردند و در ادامه شاعران بزرگی چون طاهره صفارزاده، موسوی گرمارودی، قیصر امین‌پور و نصر‌الله مردانی و دیگران از این شعارها، مضامین ارزنده را کسب کردند و به نمونه‌سازی در حوزه ادبیات انقلاب اسلامی پرداختند.

* دهه هفتاد، دهه بالندگی و بلوغ ادبیات انقلاب اسلامی بود

اسماعیلی با بیان اینکه مردم شاعران نسل اول انقلاب هستند، افزود: در دهه شصت به صورت جدی‌تر شاعران نسل دوم انقلاب، پس از مردم در حوزه اندیشه و هنر اسلامی ادبیاتی را پایه‌گذاری کردند که در دهه شصت معنا محور و مضمون محور بود، همچنین  این ادبیات، ادبیات اعتراض و فریاد بود و در واقع همت شاعران در دهه شصت این بود که شعارهای انقلاب، اهداف و آرمان‌های حضرت امام (ره) را در اشعار خود تبیین و بیان کنند.

این شاعر پیشکسوت ادبیات انقلاب اسلامی گفت: شاعران در این دهه بیشتر به دنبال معنا بودند؛ یعنی فرم‌گرایی و ساختار خیلی مدنظر شاعران نبود بلکه به عنوان یک رسالت انقلابی و اسلامی به آن نگاه می‌کردند که طبیعتاً این شعرها قابل ارزیابی و بررسی است.





وی  اضافه کرد: مرحله دوم، مرحله بالندگی و بلوغ ادبیات و برآمدن ادبیات انقلاب اسلامی است که در دهه هفتاد اتفاق افتاد. ادبیات انقلاب اسلامی در این دهه به بلوغ رسید و شاعران انقلاب با آن اشرافی که نسبت به حوزه ادبیات پیدا کردند، با تلفیق فرم و محتوا آثار فاخر و درخشانی در حوزه شعر اسلامی پدید آوردند که به نوعی ادبیات انقلاب اسلامی به یک تعادل شاعران و هنرمندانه رسید.

اسماعیلی ادامه داد: در این دوره شاعران از تعصبات ادبی بی‌منطق و کور فاصله گرفتند. حتی بدبینی و تعصباتی که نسبت به شعر نیما وجود داشت، کنار گذاشته شد و شاعران انقلاب با مطالعه دستاوردهای شعر و قالب‌های نیمایی اشرافی به حوزه شعر مدرن و نو پیدا کرده‌اند تا جایی که از قابلیت‌ها، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های قالب‌های نیمایی برای بیان مضامین انقلابی و اسلامی استفاده کردند.





 

* ادبیات انقلاب اسلامی در دهه 90 دارای هویت و شناسنامه شد

وی افزود: مرحله سوم، مرحله تثبیت و تحکیم است یعنی مرحله ساختاربندی از دهه 80 اتفاق افتاد و تا  نیمه اول دهه 90 را نیز در بر می‌گیرد و ما امروز تا حدودی در جریان تثبیت قرار داریم به گونه‌ای که در این دهه ادبیات انقلاب اسلامی دارای هویت، شناسنامه و تعریف شد. در این مرحله، باید به تدوین مؤلفه‌های انقلاب، ادبیات آن، مؤلفه‌ها و ویژگی‌ها  بپردازیم چراکه در این مرحله ادبیات به یک برند تبدیل شده و هویت پیدا می‌کند.

اسماعیلی عنوان کرد: در این مرحله در حال استانداردسازی هستیم که بزرگوارانی همانند دکتر کافی و سنگری این رسالت بزرگ و خطیر را دراین مرحله به دوش می‌کشند و این برخلاف مراحل قبلی است که فقط به تولید صرف پرداخته شده و البته ناگفته نماند که آثار فاخری نیز تولید شده است.

وی بیان کرد: در مرحله سوم باید به نقاط ضعف و قوت آثار تولید شده بپردازیم؛ زیرا در غیر این صورت دیگران این ادبیات را به نام خود تثبیت کرده و مصادره به مطلوب خواهند کرد، چراکه ما در مقطع زمانی بسیار حساسی به سر می‌بریم که اگر تعلل و کوتاهی صورت پذیرد، جبران آن سخت خواهد بود و دستاوردهای 36 ساله انقلاب اسلامی که شاعران با خون جگر ان را حفظ کرده‌اند، از دست خواهد رفت.

* در حوزه ادبیات انقلاب با خلاء نظریه‌پردازی و فقر نقد علمی و فنی مواجه هستیم

این شاعر با اشاره به ادبیات انقلاب اسلامی، افزود: در این عرصه با دو خلاء نظریه‌پردازی و فقر نقد علمی و فنی مواجه هستیم. این اثر دکتر کافی با تاکید بر حوزه نظریه پردازی ادبیات انقلاب اسلامی سعی بر جبران این کاستی دارد.

وی اضافه کرد: پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی، دستی بر آتش و دیگر آثار غلامرضا کافی، به نوعی مانیفست و مرام‌نامه ادبیات انقلاب اسلامی است، همچنین امروز رسالت همه شاعران  این است که این کاستی را جبران کنند.

اسماعیلی ادامه داد: کسانی که دغدغه تدوین نظریات انقلاب اسلامی را دارند، انگشت شمار هستند که می‌توان به حمیدرضا شکارسری، اسماعیل امینی، محمدرضا سنگری، یوسفعلی میرشکاک و غلامرضا کافی اشاره کرد.

این منتقد ادبی گفت: در حوزه نقد و نظریه‌پردازی پیش از انقلاب چهره‌های خیلی شاخصی نداریم. آنهایی که به صورت پیوسته در این حوزه کار می‌کردند چهره‌هایی همانند رضا برآهنی، محمدعلی دستغیب، ضیاء موحد و شفیع کدکنی، کارنامه نسبتاً درخشان‌تر و پربارتری در آن دوران داشتند که  البته کارهایشان فراز و نشیب‌هایی هم داشته است و گاهی چالش‌هایی را در جامعه ایجاد کرده است و تا به امروز هم ادامه پیدا کرده است.

وی با اشاره به ویژگی‌های غلامرضا کافی، اضافه کرد: سه ویژگی برجسته غلامرضا کافی که بر کارهای او مهر تأیید می‌زند، خودباوری، اعتماد بنفس، باورمندی، موضع‌بندی و واقع گرایی است.





 

* غلامرضا کافی در آثارش دچار تعصب کور نیست و به یک نوع واقع‌گرایی پایبند است

اسماعیلی افزود: غلامرضا کافی خودباوری و اعتماد به نفس علمی و پژوهشی را دارا است و به فرهنگ و اصالت‌های ملی خود و هویت‌های بومی و اسلامی پشت پا نزده‌ است و با اتکا و به پشتوانه این اصالت‌های ملی و اسلامی تربیت شده و کار کرده است.

وی بیان کرد: غلامرضا کافی نسبت به کاری که انجام می‌دهد، اعتقاد قلبی دارد و با باورمندی در این حوزه قلم می‌زند. از اصول اسلامی خود کوتاه نمی‌آید، اما در عین حال آن ویژگی سوم که یک پژوهشگر باید داشته باشد را برخوردار است و آن سعه صدر علمی و واقع‌گرایی است.

به گفته اسماعیلی، با مطالعه آثار کافی پی می‌بریم که مطالب محدود به شاعران انقلاب نشده بلکه او سعی کرده است همه شاعرانی که به نوعی در ادبیات انقلاب خدمت کرده و اثری در این حوزه دارند، دیده شوند که این امر اثبات می‌کند وی در آثارش دچار تعصب کور نیست و به یک نوع واقع‌گرایی پایبند است که این بی‌طرفی محقق را نشان می‌دهد.

* در جامعه امروز در حوزه ادبیات انقلاب با توطئه سکوت مواجه هستیم

وی ادامه داد: متأسفانه در جامعه ما از آغاز تا به امروز در حوزه ادبیات انقلاب با یک توطئه سکوت مواجه هستیم، این یک واقعیتی است که ما آن را با پوست، گوشت و استخوان‌مان حس می‌کنیم؛ یعنی آثاری که بعد از انقلاب اسلامی هم در حوزه ادبیات داستانی و هم در حوزه شعر خلق شده آثاری هستند که با آثار بزرگانی همانند سنایی، عطار، مولانا، حافظ، فردوسی، سعدی پهلو می‌زنند، ولی متأسفانه دانشگاه‌های ما نسبت به ادبیات بی‌مهری دارند، اما امروز خوشحالم که از نسل انقلاب، شاعرانی تربیت شده است که در کسوت نظریه پرداز و ادیب و نظریه پرداز فعالیت می کنند.

* محدثی خراسانی: شعر انقلاب در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است

در ادامه این مراسم مصطفی محدثی خراسانی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه «جهان امروز در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است»، بیان داشت: امروز، این تعبیر برای شعر انقلاب نیز مصداق دارد به گونه‌ای که شعر انقلاب در یک پیچ تاریخی قرار گرفته است.

وی اضافه کرد: پیروزی انقلاب اسلامی در برهه‌ای اتفاق افتاد، که شعر فارسی از دهه‌های قبل دچار تحول بنیادی شده بود. تحول بنیادی با ظهور نیما و شعر نمایی آغاز شد و تمام دستاوردهای شعر فارسی پس از نیما، قوام یافته و قابل مصرف شد و به شکل ایده آل در این برهه زمانی توانست، تجربه کند.





 

محدثی خراسانی ادامه داد: تمام تجربیاتی که پس از نیما اتفاق افتاد، زمینه انقلاب اسلامی و تجدید حیاتی که شعر فارسی پیدا کرد و ترمیم گسست‌هایی که با پیشینه پیدا کرده بود، را توانستیم در این پیج تاریخی به دستاورهای فرمی که شعر فارسی توانسته است از این میان پیدا کند، اضافه کنیم.

به گفته وی، از گذشته شعر فارسی بیشتر از ادبیات مشروطه و انقلاب اسلامی، سروده‌ایم و به تولید اثر پرداخته‌ایم اما به نقد آن کمتر توجه داشته‌ایم.

وی بیان کرد: در نقد ادبی کهن کتابی با عنوان «چهار مقاله عروضی» داریم که امروز نیز در دانشگاه‌ها و در نقد ادبی به این کتاب استناد می‌شود. پس از انقلاب نیز نسبت به تولید آثاری که در این حوزه داشتیم، کم کار شده است.

محدثی خراسانی ادامه داد: یکی از دلایل این است که در افراد کمی روحیه‌ نقد و پژوهش و ذوق ادبی یکجا جمع می‌شود و تا وقتی که این ویژگی‌ها در یک فرد نباشد، کار شایسته‌ای صورت نخواهد گرفت.

به گفته وی، یکی از کسانی که دارای این دو وجه بوده، استاد شفیعی کدکنی است که کار نقد را نیز به خوبی انجام می‌دهد. از دیگر افراد نیز می‌توانیم به قیصر امین‌پور، سیدحسن حسینی و امروز نیز به آقای کافی اشاره کنیم.

وی با اشاره به کتاب نقد پژوهش انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، افزود: غلامرضا کافی در این کتاب، در واقع کار چند کتاب را انجام داده است که در نهایت دارای حسن و نقایصی است.

محدثی خراسانی معتقد است، بحث شعر انقلاب و دفاع مقدس، با وجود یگانه بودن، می‌تواند موضوع بحث یک تحقیق قرار گیرد. اما کار بزرگی که کافی در این کتاب انجام داده، این است که کل ادبیات انقلاب اسلامی را به طور یکجا مورد تحقیق قرار داده که ترسیم کننده یک افق و دادن انگیزه و توان به جوان‌ترها است.

وی با بیان اینکه منتقد برای نقد ادبیات و شعر فارسی باید بر موضوع اشراف کامل داشته باشد، افزود: آقای کافی خود شاعر است و همنشین شاعران انقلاب اسلامی نیز بوده است، همین امر باعث شده که بر موضوع تسلط کافی را داشته باشد.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار