امروز : جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 May 26
۱۶:۳۹
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 145729
تاریخ انتشار: ۲۱ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۵۱
تعداد بازدید: 9
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، آئین رونمایی از کتاب «ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» با حضور ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، آئین رونمایی از کتاب «ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» با حضور غلامرضا کافی نویسنده اثر، مصطفی محدثی خراسانی، رضا اسماعیلی، فیروز زنوزی جلالی، قادر طراوت‌پور، محمدقاسم فروغی جهرمی و ربیعی از روابط عمومی سپاه پاسداران در محل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; برگزار شد.

در این مراسم، فیروز زنوزی جلالی نویسنده و منتقد ادبی بیان داشت: آنچه که در ارتباط با کتاب «پژوهشنامه، ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» وجود دارد، یک حجمی نزدیک به 2 هزار صفحه است که برای من بسیار جالب بود، چرا که پژوهشی در ارتباط با ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس است.

* روایت «فیروز زنوزی جلالی» از ارسال نخستین کتابش به حوزه هنری

وی اضافه کرد: بنده از دهه اول انقلاب در خاطرم است که وقتی انقلاب شد آن شور و شوق‌ها و نوشتن داستان‌نویسی به وجود آمد، به نوعی یاد دورانی افتادم که در نیروی دریایی بودم. وقتی در خرمشهر به صورت جنگ‌زده منتقل شدیم، با لباس نیروی دریایی بودم. در آن زمان داستانی را با نام «لک‌ لک‌ها» برای حوزه هنری فرستادم که آقای عموزاده خلیلی نامه‌ای برای من نوشتند که ما این کار شما را خوانده‌ایم و یاد چرند و پرند دهخدا افتادیم، از شما دعوت می‌کنیم که به حوزه هنری بیایید.





 

زنوزی جلالی ادامه داد: در نیروی دریایی خدمت می‌کردم و پرسان پرسان به زیر پل حافظ آمده و حوزه هنری را پیدا کردم، حوزه‌ای که اولین گروه داستان‌نویسان انقلاب در آنجا جلسه داشتند، من با لباس فرم به آنجا می‌آمدم.

وی افزود: آن زمان مصادف بود با درگیری‌هایی که محسن مخملباف داشت و یادداشت‌هایی که بر روی تابلوها نصب می‌شد، در آن دهه بود که نویسندگان بعد از انقلاب را می‌دیدیم که چقدر پرشوق و با چه شور و حال عجیبی شروع به داستان‌نویسی می‌کردند.

این منتقد ادبی گفت: مطلبی که آقای اسماعیلی در ارتباط با ادبیات داستانی گفتند، صادق است؛ یعنی یک موج احساسی صرف که کارها بیشتر سر به شعار می‌زند، وجود دارد. طبیعی هم است آن هم به چند دلیل، نخست اینکه این نسل پازل آن بود و دوم اینکه شور و شوق زیاد داشتند و زیاد آموخته نبودند، اما بعد از آن بلافاصله ادبیات داستانی انقلاب ما هم در ادبیات دفاع مقدس جوش خورد و جنگ شروع شد که این ادبیات را نیز ادامه ادبیات انقلاب می‌بینیم.

وی اضافه کرد: از لحاظ زیرساخت اجتماعی نیز شاید بتوان گفت که اگر انقلابی نبود جنگ هم نبود، همچنین به هر حال کارها تهیجی بود. لزوم یک سری آثار نه در کشور بلکه در هر کشوری از دنیا هم ایجاب می‌کند، یعنی اگر به کشورهایی که درگیر جنگ هستند نگاه کنید می‌بینید که آهنگ‌ها و سرودها هیجان‌انگیز است به گونه‌ای که همه ملت می‌خواهند شور انقلابی و جنگ را ایجاد کنند که طبیعتاً ادبیات آن دوره هم ملهم از همین احساسات، مسائل و خودباوری در بین بچه‌ها بود.

زنوزی جلالی ادامه داد: گروه دیگری از نویسندگانی که آن سو بودند و در برابر این ادبیات سکوت کرده بودند، حال با یک لبخند و پوزخندی نگاه به این قضیه نگاه می‌کردند، به گونه‌ای که حرف خیلی از بچه‌های ما این بود که واقعاً آن طرفی‌ها ما را قبول دارند یا خیر، اما ما کار خودمان را می‌کردیم.





 

* جوابیه‌ای که زنوزی جلالی برای هوشنگ گلشیری نوشت چه بود؟

وی افزود: وقتی ما وارد دهه دوم شدیم، شاهد معرفی 20 اثر برتر از انقلاب بودیم، در آنجا گروه گلشیری و خیلی از نویسندگان آن سو این جوایز را دریافت کردند که از جمله آثار می‌توان به اثر «مردی با کفش‌های قهوه‌ای من»، اشاره کرد که یکی از کارهای منتخب 20 اثر بعد از انقلاب بود.

زنوزی جلالی بیان کرد: یادم می‌آید که هوشنگ گلشیری حال که جوایز نیز به این حضرات رسیده بود در مصاحبه‌ای گفته بود؛ اگر آنها دوست دارند کنار ما بایستند و عکس بگیرند، خب بیایند بایستند که به آقایان به خصوص بنده خیلی بر خورده بود و یک جوابیه‌ای بسیار تند برای او نوشتم و برای یکی از روزنامه‌ها فرستادم و گفتم در صورتی جوابیه را می‌دهم که حرف‌هایم چاپ شود و او هم وفا به عهد کرد.

به گفته وی، در جوابیه گلشیری نوشته بودم، استاد! شما فکر می‌کنید که واقعاً پدرخوانده ادبیات داستانی ایران هستید؟ آقا! خیلی‌ها هستند که در اینجا بدون اینکه شما را قبول داشته باشند، دست‌شان را روی قلب‌شان گذاشته و درد را از زیر تبسم فاطمه‌ها بیرون می‌کشند، شما بعداً به آثارشان نگاه کنید.

زنوزی جلالی اضافه کرد: بسیار خوشحال شدم بلافاصله آنها متوجه شدند که این اتفاق افتاده است، یعنی آثاری نوشته شد که اگر ما سیر آن را مخصوصاً در اواخر دهه دوم نگاه کنیم، واقعاً لاف برابری می‌زند و دیگر از آن مسائل تهیجی و احساسی خبری نبود.

وی ادامه داد: قبل از انقلاب، افسر ناخدای نیروی دریایی بودم، آن زمان روی ناوهای قبل از انقلاب که می‌رفتیم کمیسر دریایی قطعات ناو را می‌بیند، ما یک میکروفیلم‌هایی داشتیم که به وسیله آن قطعات ناو را که از هزاران قطعه تشکیل می‌شد را به کمک میکروفیلم زیر دستگاه گذاشته و بسیار استاندارد عنوان می‌کرد که این قطعه در کدام کشور ساخته و شماره سریال و نام اموال چیست، که برای بنده نیز بسیار عجیب بود که در دنیا همه چیز استاندارد و سرجای خودش است.

* روایت نویسنده «برج 110» از پدیدآورنده‌ای که وزنه یکصد ساله ادبیات داستانی ایران را بلند کرد!

زنوزی جلالی افزود: الحق، ادبیات داستانی ما واقعاً نیازمند پژوهش‌هایی نظیر ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نظیر کتاب غلامرضا کافی است. بنده این را بدون تعارف می‌گویم، چرا که من به گواه بسیاری از نوشته‌هایی که در ارتباط با ادبیات به ویژه بعد از انقلاب است، دیده‌ام. به گونه‌ای که در این عرصه برای بچه‌های ما کار نشده و دیگران این کارها را کرده‌اند و در مورد ما نیز بی‌انصافی صورت گرفته است.

وی بیان کرد: همیشه می‌گفتیم چرا نباید یک فرد و یا شخصی بیاید و با یک نگاه خودی و بی‌طرفانه به این مطلب نگاه کند، باز هم شاهد می‌آورم، یعنی اگر به کتاب «صد سال داستان‌نویسی» حسن میرعابدینی دقت کنیم، به خوبی متوجه حرف‌های بنده خواهید شد. در اوایل انقلاب، آقای میرعابدینی به حوزه هنری آمد، به او گفتم شما که وزنه یکصد ساله ادبیات داستانی ایران را بلند کردید، این چه بی‌انصافی است که شما در این کار به خرج داده‌اید، یعنی برای یک نویسنده خودی که 10 صفحه کار ندارد، 6 صفحه مطلب نوشته‌اید، اما برای نویسنده‌ای که 30 اثر دارد، 6 خط هم ننوشته‌اید و اگر هم نوشته‌اید، فقط گذرا بوده که این نهایت بی‌انصافی است.

به گفته زنوزی جلالی، به آقای میرعابدینی گفتم مگر شما می‌توانید نسل بعد از ما را جراحی کنید؟ و واقعاً کرده‌اند. باید با کمال تأسف عرض کنم که متأسفانه این سری مسائل سخت در بین نسل جوان ما تأثیر دارد. من شاهد دارم نسل جوان که نسلی شتاب‌زده هستند، زود می‌خواهند تصمیم‌گیری کنند و نگاه‌شان به دهان آدم‌های بیرونی است.

وی افزود: وقتی به برخی از جوانان می‌گوییم که بهترین رمان چیست؟ می‌گویند «صادق هدایت» برای رمان «بوف کور»، برای اینکه آنچه این جوان شنیده، بر روی او تأثیر گذاشته که این جای تأسف است. حتی این جای تأسف است که این موارد نیز در بسیاری از نویسندگان ما وجود دارد، یعنی آنچه که خوانده و محفوظات آنها است، بیان می‌شود، نه در حقیقت نتیجه تحقیق، بلکه نتیجه بازخورد آن چیزهایی که گفته‌اند.

* نقد منصفانه «فیروز زنوزی جلالی» بر کتاب «باران بر زمین سوخته»

این نویسنده گفت: وقتی نقد رمان احمد محمود با عنوان «باران بر زمین سوخته» که دربردارنده 600 صفحه است را خواندم، برایم جالب بود که آقای کافی آن را ندیده و در کتابش به آن اشاره نکرده است، چرا که بر روی این کتاب بحث‌های مختلفی وجود دارد؛ یعنی در برخی از جاها گفته‌اند که یکی از نویسندگان مسلمان، منصفانه در ارتباط با این نویسنده نقد کرده است و برخلاف بقیه فحش نداده که آن زنوزی جلالی بوده است. در آن اثر کوشیده بودند که شاهد خوب و یا بد بودن کتاب را از خود متن کتاب بیاورند.

وی اضافه کرد: درباره رمان «همسایه‌ها» یک تعریفی در ادبیات داستانی ما جا افتاده است که خالد یک نوجوان شانزده‌ساله‌ای است که در دام یک گروه کمونیستی قرار می‌گیرد و به تحول می‌رسد. این جمله در هر کجایی که تعریفی از ادبیات داستانی و رمان «همسایه» است، وجود دارد و اکثراً این کلمه را تکرار کرده‌اند؛ من رسیدم به اینجا و دیدم که این تعریف غلط است؛ وسط نوشتن کار خودم متوجه شدم که هیچ کجا این خالد به تحول نمی‌رسید این چه تعریفی است که به غلط همه آن طرفی‌ها می‌گویند.





 

* سفارش «احمد محمود» به «عبدالعلی دستغیب»

این منتقد ادبی گفت: عبدالعلی دستغیب منتقد که به طرف بچه‌های ما آمده است، زنگ زدم و گفتم استاد چنین قصه‌ای است، گفت؛ زنوزی تو به همچین قصه‌ای رسیده‌ای. گفت؛ بگذار یک خاطره‌ای برات بگم، خدا شاهده که وقتی این اثر منتشر شد من به محمود گفتم که اینکه (منظور خالد شخصیت داستان است) متحول نمی‌شود. آن گفت؛ عبدالعلی اگر این حرف رو بزنی نه من، نه تو، زبانت را می‌بندی. جالب اینجاست که این غلط را بعد از سال‌ها پیدا کردیم.

وی اضافه کرد: آنچه که ما می‌شنویم و می‌گوئیم بازخورد حرف‌های دیگران است این نسل جوان آمده و بر روی نویسندگان ما و از کتاب حسن میرعابدینی قضاوت  می‌کند یعنی وقتی می‌خواهند بفهمند که زنوزی جلالی و سرشار کیست می‌روند «صد سال داستان‌نویسی» را باز می‌کنند، تا ببینند که میرعابدینی چه گفته است. مثلاً تنها چیزی که درباره من نوشته بود، زنوزی در یک مصاحبه‌ای گفته است که من یک حرف‌های کلی دارم که باید در داستان‌هایم بزنم و بعد نتیجه گرفته بود آقای میرعابدینی، چون اینطوری صحبت می‌کند مشخص است که تمام کارهای او شعاری است.

زنوزی جلالی ادامه داد: به دلیل فقدان آثاری از قبیل کاری که غلامرضا کافی زحمت آن را کشیدند، این اتفاق درباره نویسندگان ما افتاده است و من خوشحالم امروز که کاری چنین وزین و سنگین صورت گرفته است و می‌تواند مبنای کار ما قرار بگیرد.

به گفته وی، اگر بخواهیم مروری بر کتاب «پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» داشته باشیم، باید گفت، آن چیزی که این نویسنده در این اثر اشاره کرده‌اند از ادبیات عصر مشروطه شروع می‌شود و از اولین رمان ما و رمان‌های تاریخی و اجتماعی صحبت می‌کند.

* ادبیات قبل از انقلاب، ادبیات تک‌صدا و در گوشه‌ای از انزوا است

این منتقد ادبی گفت: ویژگی‌ ادبیات قبل و بعد از انقلاب را آقای کافی در کتاب‌شان برشمرده‌اند و همچنین آمده به نقاط اشتراک نیز اشاره کرده است که در کجا آثار چند صدایی شده که بنده نیز همین بحث‌ها و نقدها را داشته‌ام؛ یعنی معتقدم یکی از اتفاقاتی که بعد از انقلاب در ادبیات داستانی ما افتاده، این بوده که ادبیات قبل از انقلاب ادبیات تک‌صدایی است و شخصیت‌ها هم در گوشه‌ای انزوا دارند و تک افتاده‌اند.

 وی ادامه داد: آنجا اشاره کرده‌ام که یکی از دلایل آن این است که نویسندگان نمی‌توانند چند شخصیت را در یکجا جمع و گردآوری کنند، برای اینکه گردآوری چند شخصیت و یک فضا که هر کسی روحیات خاص خودش را دارد بسیار دشوار است. بعد از انقلاب این اتفاق افتاد و اتفاق کمی هم نیست، یعنی یک جمعیتی وارد ادبیات شد به گونه‌ای که یکی از نقطه‌های افتراق ادبیات، قبل و بعد از انقلاب همین چندصدایی شدن است.

 زنوزی جلالی افزود: مهمترین چیزی که آقای کافی به آن اشاره کردند، حضور نویسندگان زن در داستان است، به گونه‌ای که هم‌اکنون شاهد آن هستیم که نویسندگان زن زن جوایز کتاب سال را به خود اختصاص می‌دهند.

این نویسنده درباره رمان برج 110، گفت: در این رمان تلاش داشتم که درباره حضرت علی علیه‌السلام مطالبی را بنویسم که روح مذهبی در آن جاری باشد، اما حتی یک کلام نیز نام حضرت علی در این رمان نوشته نشده است.

وی با اشاره به جایزه جلال و لزوم منصف بودن در داوری‌ها و نقدها، بیان کرد: جایزه اخیر جلال به چه کسانی تعلق گرفت، ما نمی‌خواهیم بگوییم چرا، بلکه می‌گوییم انصاف باید رعایت شود.

زنوزی جلالی عنوان کرد: به قدری مواد خام برای نوشتن رمان وجود دارد که میزان و حد آن مشخص نیست، به گونه‌ای که می‌توان تاریخ جنگ را مکتوب کرد، حتی می‌توان درباره نیروی دریایی نیز کتاب‌های بسیاری نوشت و فیلم‌های بسیاری ساخت، چرا که حوادث عظیم دنیا زمانی ماندگار خواهند شد که قلمی آمده و لحظه‌پردازی کند و در آن زمان است که پایدار می‌شود، اما متأسفانه بسیاری از مسئولان ما در باغ نیستند و اکثراً آنها انتصابی هستند.

* طراوت‌پور: غلامرضا کافی شاعر ترکیب‌ساز است

در ادامه این مراسم قادر طراوت‌پور، شاعر بیان داشت: آشنایی‌ام با غلامرضا کافی به سال 76 و قبولی من در دانشگاه بر می گردد. آن زمان در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در حال تحصیل بود. استاد کافی در همان زمان محفل شعری را در جهاد دانشگاهی برپا می کرد که طیف‌های گوناگون اندیشه‌ای در آن حضور می‌یافتند.

وی اضافه کرد: شخصیت آقای کافی به گونه‌ای بود که همه را به خود جذب می‌کرد و این محفل که بعد از آن به انجمن تبدیل شد، شاعران بسیاری را تربیت کرد.

طراوت‌پور با اشاره به پروانه نجاتی، همسر غلامرضا کافی گفت: همسر استاد کافی از شاعران بزرگ انقلابی است که با خواندن آثار وی می‌توان گفت، گویی وی هیچ وقت آثار کافی را نخوانده و از تازگی برخوردار است.

وی با بیان اینکه غلامرضا کافی شاعر ترکیب‌ساز است، افزود: هیچ کدام از این ترکیب‌سازی‌ها در شعر همسر آقای کافی مشاهده نمی‌شود.





 

* رونمایی از تازه‌ترین اثر «غلامرضا کافی» و تجلیل از وی در این مراسم

بعد از شعرخوانی طراوت‌پور در مدح حضرت محمد (ص)، ربعی از روابط عمومی سپاه پاسداران از زحمات استاد کافی برای چاپ و انتشار کتاب «پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»، تشکر و قدردانی کرد.

در پایان مراسم نیز، از کتاب «پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» غلامرضا کافی رونمایی و نهاد و سازمان‌هایی همانند پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; و سپاه پاسداران با اهدای لوح و هدایایی از این نویسنده و پژوهشگر قدردانی کردند.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار