امروز : جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 23
۱۲:۴۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 146106
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 12
همزمان با سی و ششمین سالگرد انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی با حسین یوسفی کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه مشخصات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ...

همزمان با سی و ششمین سالگرد انقلاب اسلامی در گفت‌وگویی با حسین یوسفی کارشناس مسائل سیاسی و استاد دانشگاه مشخصات سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در این سال‌ها را مورد بررسی قرار دادیم که مشروح گفت‌ وگوی خبرنگار گروه سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; با این استاد دانشگاه از نظر خوانندگان می‌گذرد.

****

فارس: سیاست خارجی دارای چه ویژگی‌هایی است و مشخصه‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران چیست؟

یوسفی: سیاست خصوصا سیاست خارجی یکی از عرصه‌های بحث‌برانگیز و چالشی است و ورود به بحث سیاست خارجی انقلابی چالشی‌تر از دیگر مباحث است.

ساحت سیاست مبتنی بر نظر و اندیشه است و آنچه به عنوان رفتار سیاسی مشاهده می‌شود، تنها ظهور و بروز اندیشه سیاسی و تجلی‌گاه آن محسوب می‌شود. عرصه سیاست خارجی برآیند فرآیندهای پیچیده و خاص چندوجهی است.

برای فهم سیاست خارجی و مواضع رهبران کشورها لازم است مبانی فکری آنها و نظام حاکم بر چارچوب‌های فکری آنها مورد شناسایی قرار گیرد که اگر در بنیان‌ها و مفاهیم شناخته شده آن دقت لازم صورت گیرد، می‌توان سیاست اتخاذ شده آنان را درک کرد، به همین خاطر این مسئله در مطالعات سیاسی اهمیت زیادی دارد.

در ساختار سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران رهبری از جایگاه ویژه و خاصی برخوردار است و ایشان عالی‌ترین مقام و مرجع در کشور طبق اصل 107 قانون اساسی محسوب می‌شوند.

* دکترین سیاست خارجی رهبر معظم انقلاب

مقام معظم رهبری ویژگی‌های فردی، تجربه سیاسی و اجرایی بالایی را در اداره کشور در طی سالیان متمادی دارند که این موضوع بسیار ارزشمند و منحصر به فرد محسوب می‌شود، ضمن اینکه ایشان دارای دکترین نظام‌مند خاصی در سیاست خارجی هستند.





در دکترین مقام معظم رهبری هسته مرکزی به راحتی تشخیص داده می‌شود که این هسته، ضدیت با نظام سلطه است و مسائل دیگر در پیرامون و حاشیه این موضوع قرار می‌گیرد.

نظام سلطه با توجه به اینکه زیاده‌خواه و زیاده طلب و همچنین خواهان حاکمیت بر کل جهان است، با روح نظام انقلاب اسلامی و سیاست خارجی انقلابی در تعارض قرار دارد.

«ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه درباره شخصیت مقام معظم رهبری می‌گوید: من مسیح را اصلا ندیده‌ام و فقط درباره او چیزهایی شنیده‌ام، ولی شنیده‌ها و خوانده‌های من در انجیل همگی متجلی شده در شخصیت و سیمای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای است.

همچنین «خاویر پرز دکوئیار» دبیرکل اسبق سازمان ملل متحد درباره رهبر انقلاب عنوان می‌کند: من تحصیلکرده علوم سیاسی و صاحب قلم و نظر هستم و در صحنه سیاسی و بین‌المللی پست‌ها و مناصب زیادی داشته‌ام، اما تاکنون شخصیتی به سیاستمداری و هوشمندی رهبری ایران ندیده‌ام.

«کوفی عنان» دبیرکل سابق سازمان ملل نیز در این باره می‌گوید: شخصیت معنوی آقای خامنه‌ای چنان مرا مورد تاثیر قرار داده که از خود پرسیدم چرا شخصی مثل من باید دبیر کل سازمان ملل باشد؟ البته ما به خوبی می‌دانیم و به آن اعتقاد داریم که ولایت و رهبری پرتویی دارد که مانند میدان مغناطیسی است که هر چیزی که در شعاع آن قرار می‌گیرد را به خود جذب می‌کند.

«کاندولیزا رایس» وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز درباره شخصیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای عنوان کرده «نقشه‌‌هایی که در بهترین ذهن‌ها با صرف بیشترین هزینه‌ها در زمان بسیار طولانی کشیده شده و اجرای آن بر عهده افراد ماهر قرار گرفته، با سخنرانی یک ساعته رهبری ایران خنثی می‌شود.»

همچنین «سید حسن نصر‌الله» دبیر کل حزب‌الله لبنان درباره شخصیت رهبری گرانقدر انقلاب اسلامی گفته است که با شخصیت عظیم و استثنایی (مقام معظم رهبری) روبرو هستیم که بسیاری در امت چیزی درباره ایشان نمی‌دانند.

*ضدیت با نظام سلطه، نقطه کانونی دکترین رهبری

نقطه کانونی در دکترین نظام‌مند سیاست خارجی انقلابی مقام معظم رهبری ضدیت با نظام سلطه است که این نظام سلطه ویژگی‌ها و شاخص‌هایی دارد که از دید رهبری انقلاب عبارت است از اینکه در دنیا و در نظام بین‌الملل، نظام سلطه حاکم است که این همه ظلم، جنایت، قتل، کشتار و خونریزی به دلیل کارکردهای ناصحیح و ناصواب نظام سلطه است.

مقام معظم رهبری در خصوص نظام سلطه اعلام کردند که نظام سلطه با اتکای به زور و سرنیزه، قلدری و شر می‌کند و انتظار دارد که دیگران این قلدری و زور را بپذیرند.همچنین ایشان در بخش دیگری فرموده‌اند که نظام سلطه مانند اختاپوس و سرطان دنیا را گرفته و به دنبال تسخیر آن است.





مقام معظم رهبری 2 رکن اساسی را برای نظام سلطه بیان کرده‌اند که سلطه‌گری و سلطه‌پذیری این دو بخش اساسی هستند.سلطه‌گر مربوط به ابرقدرت‌های زورگو است و سلطه‌پذیر هم کشورهایی هستند که اجازه می‌دهند نظام سلطه با زور و دخالت‌های وقیحانه در کشورهایشان اقداماتی را انجام دهند و متأسفانه این کشورها هم به راحتی این زور اعمال شده را می‌پذیرند.

انقلاب اسلامی بدون شک مرهون دو عنصر شجاعت و خلاقیت رهبری در عرصه عمل و نظر و یا در سطوح کلان و میدان عمل است.

ریشه اصلی آرمانگرایی در بستر سیاست خارجی ایران هم دارای دو دیدگاه کلی است که شعارهای اصلی آرمانگرایی و همچنین دیدگاه و نظرات ظلم‌ستیزی حضرت امام خمینی (ره) دیدگاه کلی آن به حساب می‌آیند.

آرمانگرایی در سیاست خارجی ایران به گونه‌ای ترسیم شده که ذاتا مذموم نیست، بلکه آنچه مذموم شده به دلیل ایجاد بدفهمی‌هایی است که باعث توصیف و تجویزهایی شده که بستر اجرای آن را ناصحیح کرده است. برای مثال تصور ماهی شکم‌پر سرخ‌ و تزئین شده‌ای را داشته باشید که در درون ظرفی کثیف قرار دارد که به هیچ وجه همخوانی ندارد.

سیاست خارجی انقلاب اسلامی مذموم نیست، ولی برخی اوقات کج‌فهمی‌هایی پیش می‌آید و برخی مواقع هم بستر اجرای آن به خوبی مهیا نمی‌شود که به سیاست خارجی ضربه می‌زند. سیاست خارجی ایران صرفا ساخته و پرداخته مسائل ژئوپلتیکی نیست، بلکه روح و اعتباری که در انقلاب اسلامی وجود دارد به این سیاست خارجی هویت بخشیده است.

*ساختار شکنی ویژگی سیاست خارجی انقلاب اسلامی ایران

سیاست خارجی ایران ترکیبی از مفاهیم انتزاعی و مفاهیم عینی است که مفاهیم انتزاعی آن، اصول، ارزش‌ها، باورها، اهداف، تعاریف خاص از منافع ملی، استقلال و جهت‌گیری‌های سیاست خارجی را در بر می‌گیرد، ضمن اینکه واقعیت‌های عینی هم در تحولات میدانی در عرصه بین‌الملل وجود دارد.

سیاست خارجی از لحاظ واقعیت‌های دینی متأثر از 3 پارامتر و حوزه است که حوزه داخلی، حوزه پیرامونی و حوزه بین‌الملل را شامل می‌شود.

سیاست خارجی انقلاب اسلامی به دلیل داشتن روح و ماهیت انقلابی دارای دو بخش آرمان‌گرایانه و بخش واقع‌گرایانه است، ولی در مجموع این سیاست خارجی ذاتاً ساختارشکن است، زیرا اصول و ارزش‌هایی بر سیاست خارجی نهفته است که این موضوع به زعم سردمداران نظام سلطه در عرصه بین‌الملل مناسب به نظر نمی‌آید، لذا آنها سیاست خارجی ایران را ساختارشکن معرفی می‌کنند و تضادها و واکنش‌هایی به وجود آمده در مورد آن هم بخشی از این ناراحتی آنها از سیاست خارجی ایران محسوب می‌شود.

سه دلیل وجود دارد که سیاست خارجی انقلابی، نظام جهانی فعلی را ناعادلانه تلقی می‌کند و آن را نمی‌پذیرد. در نظام بین‌الملل فعلی همکاری، رقابت، منازعه یا مناقشه وجود دارد. همکاری زمانی انجام می‌شود که ارزش‌ها محترم شمرده شود و رقابت هم زمانی به وجود می‌آید که ارزش‌ها در تضاد با هم قرار گیرند و منازعه، مناقشه یا جنگ هم زمانی ایجاد می‌شود که ارزش‌ها زیر پا و نادیده گرفته شود، لذا نظام سلطه نمی‌تواند بپذیرد که ارزش‌هایش توسط یک مشی انقلابی نادیده گرفته و در تضاد با آن قرار ‌گیرد.

*سیاست خارجی انقلاب مخالف نظام تک قطبی

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در پی ایجاد گفتمان متفاوت، قطب‌بندی‌ و مناسبات جدید قدرت است. سیاست خارجی انقلاب اسلامی ایران قطب‌بندی فعلی در دنیا را قبول ندارد و با تک قطبی شدن دنیا مخالف و معتقد است که نظام چند قطبی باید به وجود آید تا شاید در این نظام چند قطبی کشورهای دارای سیاست خارجی مستقل مانند ایران بهتر بتوانند تنفس و بازیگری کنند.





سیاست خارجی ایران مثل سایر انقلاب‌های جهان برای خودش رسالتی مقدس و اندیشه‌ای جهانی قائل است و این در حالی است که انقلاب‌های بزرگی که در جهان رخ داده هم برای خود رسالتی جهانی داشتند اما خیلی زود از انقلاب خود فاصله گرفتند، اما دکترین مدنظر حضرت امام خمینی (ره) در انقلاب اسلامی و حرکت ایشان به سمت ایجاد حکومت جهانی و مقدمه‌سازی برای حکومت امام زمان و تلاش ایران با پشتوانه دینی و مذهبی و ایجاد چشم‌اندازی روشن برای زمینه سازی حکومت حضرت صاحب‌الزمان نشان‌دهنده اندیشه جهانی و والای ایشان در زمینه سیاست خارجی انقلابی به حساب می‌آید.

اندیشه جهانی و انقلابی در حاکمیت انقلاب اسلامی ایران با نظم نوین جهانی و اندیشه نظام ناعادلانه بین‌المللی در تعارض است. سیاست خارجی به لحاظ ماهیتی از مناقشه‌‌انگیزترین مسائل در سیاست به حساب می‌آید، ضمن اینکه در سیاست داخلی هم نظام‌ها با جامعه خودشان طرف حساب هستند، لذا کشوری که می‌خواهد در حوزه سیاست‌گذاری بین‌المللی فعال باشد باید در حوزه مناقشه‌انگیز سیاست خارجی ورود پیدا کند.

سرنوشت یک ملت و کشور در سیاست خارجی رقم می‌خورد، لذا یک تصمیم درست یا نادرست می‌تواند یک کشور یا یک ملت را به نابودی بکشاند. به عنوان نمونه تصمیمات اشتباه صدام در عراق ملت و این کشور را به سمت نابودی سوق داد.

اهمیت سیاست خارجی در این است که دکترین‌های موجود در آن می‌تواند به ابزاری برای تأمین و تضمین یکپارچه‌سازی ارضی کشور به کار می‌آید. اگر دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشور درست حرکت کند تمامیت ارزی کشور حفظ خواهد شد و اگر رفتاری اشتباه صورت گیرد، کشور دچار مشکل می‌شود.سیاست خارجی ابزاری برای تأمین امنیت و آسایش سرزمینی کشور به حساب می‌آید.

سیاست خارجی چالشی و مناقشه‌ای موفقیتی را برای کشور به همراه ندارد، پس باید متناسب با چارچوب‌های تعیین شده، هوشمندانه حرکت کرد، ضمن اینکه سیاست خارجی ابزاری برای تأمین اعتبار و پرستیژ بین‌المللی کشورها محسوب می‌شود و آن چیزی که به کشورها اعتبار می‌دهد سیاست خارجی قوی محسوب می‌شود و اگر در این موضوع اشتباهی صورت گیرد، اعتبار قبلی کشور نیز از دست می‌رود.

اهمیت سیاست خارجی به این دلیل است که پیشرفت و پیشبرد اهداف و برنامه‌های ملی، سیاسی، اقتصادی، صنعتی، بهداشتی، فرهنگی و ... کشور را رقم می‌زند و برای اینکه بتوانیم پیشرفت‌های مدنظر صورت گیرد، باید در تعامل با نظام جهانی و دیگر کشورها حرکتی صحیح صورت گیرد.

* اعتدال‌گرایی و آرمانگرایی واقع‌بینانه شاه‌ بیت سیاست خارجی انقلابی

سیاست خارجی انقلابی جز در کلام حضرت امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری در هیچ جای دیگری وجود ندارد. شاه‌ بیت سیاست خارجی انقلابی طبق فرموده مقام معظم رهبری در مرداد ماه سال 1390 اعتدال‌گرایی و آرمانگرایی واقع‌بینانه است. رهبری نظام اعتدال‌گرایی را حرکت نه در مسیر افراط و نه در مسیر تفریط می‌داند، در حالی که در یک دولت ممکن است ما دچار تفریط شویم و در دولت دیگر دچار افراط، ولی اگر اعتدال در سیاست خارجی یک کشور رعایت شود دستاوردهای ایران خیلی بالاتر از وضعیت فعلی خواهد بود.

آرمانگرایی واقع‌بینانه طبق نظر مقام معظم رهبری جمع بین شور و شعور و همچنین عقل و ایمان است، یعنی اینکه نباید آرمان‌های کشور را گم و فراموش کنیم، ولی باید در اجرا و عمل با واقعیت‌ها جلو برویم.

ترکیب آرمان‌گرایی با واقع‌بینی و واقع‌گرایی منتج به تدبیر با مجاهدت می‌شود، پس حرکت مجاهدانه در سیاست خارجی در چارچوب تدبیر حاصل خواهد شد.

*آرمانگرایی لزوماً پرخاشگری نیست

رهبری گرانقدر انقلاب آرمانگرایی را با پرخاشگری دو مقوله مجزا از هم می‌دانند؛ لذا نمی‌توانیم بگوییم که آن فردی که آرمانگراتر است، پرخاشگرتر هم به حساب می‌آید یا بالعکس.

انقلاب اسلامی با گفتمان خاصی شروع شده که مبتنی بر چارچوب‌های دینی، اسلامی و مذهبی بود که همگی آنها برگرفته از قرآن، روایات و احادیث بوده است.

در سیاست خارجی گفتمان عبارت است از ساختار معنایی حاکم بر سیاست خارجی کشورها که به رفتار آنها در عرصه بین‌المللی هویت می‌بخشد و هر کشوری دارای گفتمان خاصی در سیاست خارجی است. در آمریکا دو حزب و جریان داریم که حزب جمهوریخواه دارای ویترین، گفتمان و تابلوی جنگ‌طلبی، خشونت‌طلبی و محافظه‌کاری است و حزب دموکرات هم دارای گفتمان توسعه سیاسی است و به دنبال انجام اقدامات خود با مشی لیبرال است که این گفتمان‌های سیاست خارجی آمریکا به حساب می‌آید.

سیاست خارجی ایران پس از پیروزی انقلاب دارای گفتمان‌های متعددی بوده که در بیشتر اصول با هم مشترک بوده‌اند، ولی دولت‌های بعد از انقلاب برای تعیین گفتمان خود روش‌های خاصی را به کار برده‌اند.

*سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی/ مشروعیت پشتوانه موفقیت دولت‌ها در عرصه سیاست خارجی

با اینکه گفتمان انقلابی در سیاست خارجی کشورمان وجود دارد، اما دولت‌ها در تعیین این گفتمان در عرصه سیاست خارجی مؤثر بوده‌اند. سیاست خارجی امتداد سیاست داخلی به حساب می‌آید.

حاکمیت وظیفه ایجاد نظم در داخل و استقلال در خارج را برعهده دارد. در عرصه سیاست داخلی دولت‌ها وظیفه برقراری نظم و حاکمیت قانون و یکپارچگی بین احزاب، گروه‌ها و دسته‌جات و مردم و همچنین حفظ اقتدار و پشتیبانی از دولت را بر عهده دارند، اما باید بدانیم که تنها چیزی که پشتوانه موفقیت برای دولت‌ها در عرصه سیاست خارجی به حساب می‌آید، مشروعیت است. پس سیاست خارجی زیرسازی برای ایجاد بنا به حساب می‌آید و آن بنا سیاست خارجی است.





دو ابر گفتمان اصلی و اساسی بعد از انقلاب اسلامی معرفی شده که گفتمان لیبرالی مخصوص دولت‌های موقت و بنی‌صدر و همچنین گفتمان اسلام‌گرا و ایدئولوژی‌ محور مربوط به دولت‌های بعد از بنی‌صدر هستند.

*دولت‌های موقت و بنی صدر مشی لیبرالی داشتند

گفتمان لیبرالی با مشی همکاری‌جویی در نظام بین‌الملل دارای ویژگی‌هایی است که به هیچ وجه جایگاهی برای اصول انقلابی در دولت موقت و بنی‌صدر قائل نشده است. ضمن اینکه اتخاذ مشی لیبرالی و پیگیری سیاست‌های همکاری‌جویانه با تأکید بر اصل نه شرقی نه غربی نیز از دیگر بخش‌های این گفتمان لیبرالی بوده است. همچنین اندیشه جهانی که در سیاست خارجی مدنظر حضرت امام خمینی (ره) که مقدمه‌ای برای استقرار حکومت حضرت صالح به حساب می‌آید، در این دولت‌ها وجود نداشت.

نبود اندیشه مبارزه با نظام سلطه در دولت‌های موقت و بنی‌صدر با توجه به اینکه نظام سلطه آسیب‌ فراوانی را به ملت‌های جهان و ایران وارد کرده بود، در سیاست خارجی دولت‌های موقت و بنی‌صدر وجود نداشت.

دولت‌های موقت و بنی‌صدر به راحتی پذیرفته بودند آنچه در روح انقلاب اسلامی ایران وجود دارد ناسازگاری با نظام حاکم است، پس به راحتی نظام حاکم بر عرصه بین‌الملل را قبول و با آن سازش پیدا کرده بودند.

* خدمت به اسلام از طریق ایران جزو گفتمان اسلام‌گرایی است

 گفتمان اسلام‌گرایی که پس از عزل و برکناری بنی‌صدر و شروع ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای شروع شد باعث چرخش 180 درجه‌ای در سیاست خارجی انقلاب اسلامی ایران شد و از آن زمان تاکنون سیاست خارجی انقلابی پا به عرصه ظهور گذاشته و اهداف آرمانی در آن مطرح شد.

محدود ندانستن گفتمان انقلاب به مرزهای جغرافیایی و اندیشه‌ صدور انقلاب و مطرح کردن اندیشه مبارزه با نظام سلطه و ساختار حاکم بر آن تا فروپاشی این نظام و همچنین ارجح‌ دانستن مصالح اسلامی و رفتار ملی بخشی از این گفتمان اسلام گرایی است.

 حضرت امام خمینی (ره) افرادی را که مطرح می‌کردند و می‌گفتند می‌خواهیم از طریق اسلام به ایران خدمت کنیم مورد انتقاد شدید قرار می‌دادند و فرمودند باید به اسلام از طریق ایران خدمت کرد، ضمن اینکه گفتمان خدمت از طریق ایران به اسلام تنها در گفتمان لیبرالی دولت‌های موقت و بنی‌صدر وجود داشت.

 مطرح شدن حفظ نظام جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین مصلحت هم جزو گفتمان اسلام‌گرا و آرمانگرا به حساب می‌آید که در همین زمینه حضرت امام خمینی (ره) فرموده‌اند که حفظ نظام از اوجب واجبات است، یعنی اینکه نگاه به آرمان‌ها و حرکت با واقعیت‌ها باید معنا پیدا ‌کند و با اینکه مشی و سیاست خارجی وجود دارد، اما اساس این سیاست باید حفظ انقلاب اسلامی باشد و اگر جایی انقلاب اسلامی قرار است آسیب ببیند و از بین برود نباید به دنبال مشی و سیاست خاصی بود، بلکه باید تمام تلاش خود را برای دفاع از کلیت نظام انجام داد.

* دولت سازندگی باعث فاصله گرفتن از ارزش‌ها و گفتمان انقلابی شد

گام بعدی گفتمان اسلام‌گرایی در دوران دولت سازندگی آغاز شد که گفتمان و سیاست اقتصاد محور، عمل‌گرایانه و همکاری‌جویانه را برای خود انتخاب کردند. در آن زمان پس از جنگ تحمیلی مشکلات و خرابی‌های ناشی از آن در کشور موجود بود و به این دلیل که زیر ساخت‌ها آسیب دیده بودند، دولت سازندگی ترمیم و اصلاح کشور را مدنظر خود قرار داده بود و برای همین به دنبال همکاری‌های اقتصادی با جلب نظر کشورهای دیگر برای بازسازی بود، ولی متأسفانه در دولت سازندگی منافع سازندگی بر اصول و منافع ایدئولوژیک ارجح دانسته شد، لذا برای این موضوع تغییراتی به وجود آمد.

فاصله گرفتن از گفتمان انقلاب و ارزش‌ محور از دولت سازندگی شروع شد و در حالی که این موضوعات فقط در دولت‌های موقت و بنی‌صدر مشاهده می‌شد، اما مجدداً این موضوع در دولت سازندگی نیز تکرار شد.

در این مقطع شرایطی خاص در جهان مانند فروپاشی شوروی سابق و بلوک شرق به وجود آمد، ضمن اینکه تغییر ژئوپولتیک اروپا و آسیا و پایان جنگ سرد که تحولات ساختاری را در نظام بین‌الملل ایجاد کرده بود، نیز بخشی از وقایع دیگر دنیا بود. همچنین دکترین نظم جهانی و تک قطبی شدن و یکجانبه‌گرایی آمریکا نیز در این مرحله معرفی شد.

دولت سازندگی در شرایط گذار در داخل نظام و عرصه جهانی گفتمان و رویکرد چندجانبه‌گرایی را دنبال می‌کرد و بخشی از افراد در دولت به دنبال ارتباط با روسیه، بخشی به دنبال ارتباط با هند و بخشی هم به دنبال ارتباط با چین و افرادی هم به سمت اروپا و اقتصاد تمایل پیدا کرده بودند، ولی در مجموع در دولت سازندگی فاصله گرفتن از ارزش‌ها بسیار مشهود بود.

*فاصله گرفتن از گفتمان اصولگرایی و انقلابی در دولت اصلاحات

گفتمان تنش‌زدایی نیز در دولت اصلاحات پیگیری و مشی خود را تنش‌زدایی در جهان اعلام کرد. گفتمان سیاست خارجی دولت اصلاحات امتداد گفتمان دولت سازندگی و در همان راستا بود، ضمن اینکه فاصله گرفتن از گفتمان اصولگرایی و انقلابی در این دولت نیز همچنان پیگیری می‌شد.

توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی در دولت اصلاحات ارجح دانسته ‌شد که تنها موضوع متفاوت گفتمانی بین دولت اصلاحات و دولت سازندگی همین ارجحیت توسعه سیاسی بر توسعه اقتصادی بود.

پیگیری تعامل و گفت‌وگو با نظام آنارشی بین‌المللی به جای تعارض و پیگیری تئوری گفت‌وگوی تمدن‌های ماهاتیر محمد مالزی که در برابر برخورد تمدن‌های هانتینگتون مطرح شده بود، نیز در این دولت پیگیری می‌شد.

دولت اصلاحات و گفتمان تنش‌زدایی به دنبال این بود که منافع ملی را از طریق تقویت و توسعه، تأمین و تثبیت کند، اما بعد از واقعه 11 سپتامبر پروسه تنش‌زدایی و گفت‌وگوی تمدن‌ها و تعاملی که دولت اصلاحات دنبال می‌کرد، همگی بر باد رفت. زیرا علیرغم اینکه دولت اصلاحات رویکرد غرب‌ محور و حرکت به سمت اروپا و آمریکا را در برنامه‌های خود داشت و به دنبال تنش‌زدایی و اجرای خواسته‌های آنها بود، اما پاسخ بدی را از سوی غرب دریافت کرد.

کشورهای غربی، دولت اصلاحات و کشور ایران را در زمره 3 کشور محور شرارت در جهان قرار دادند که عملا پاسخ تعاملات دولت اصلاحات با این حرکت عجیب نشان داده شد.

دولت اصلاحات خیلی چیزها را در کشور تعطیل کرد و کشور را از گفتمان، اصول و آرمان‌های انقلابی دور کرد، ضمن اینکه با اقدامات سیاسی خود و محور شرارت خوانده شدن ایران نیز چالشی را در داخل و خارج ایجاد کرد.

*بازگشت به شعارهای اصلی انقلاب با شروع دولت اصولگرا

پس از دولت اصلاحات چرخش در سیاست خارجی ایران ایجاد و دولت اصولگرا بر روی کار آمد که گفتمان خود را گفتمان انقلابی و ایدئولوژیک قرار داد.

 دولت اصلاحات وقتی روی کار آمد برخی‌ها تصور می‌کردند که اگر در برابر نظام انقلاب اسلامی موضعی تند نشان دهند رأی بالاتری از مردم می‌گیرند، اما انتخابات بعدی ریاست جمهوری در سال 84 نشان داد که مردم انقلابی که پای اصل و اساس جمهوری اسلامی ایستاده‌اند وقتی دیدند که کسی مرد و مردانه در میدان حضور داشته باشد و حاضر است شعارهای اصلی انقلاب را بیان کند، از او حمایت کردند. ضمن اینکه در همین راستا مقام معظم رهبری هم بارها از شعارهای داده شده توسط دولت اصولگرا حمایت می‌کردند و فرمودند که این دولت شعارهای اصلی انقلاب را بیان کرده است.

دولت اصولگرایی که بر سر کار آمد به دنبال آرمانگرایی در سیاست خارجی بود و در همین راستا مصالح اسلامی را بر منافع اقتصادی و سیاسی ارجح دانست که همگی اینها در تضاد با دو دولت قبلی به حساب می‌آمد.

پیگیری عدالت‌خواهی و تعارض نظام بین‌الملل و قدرت‌های بزرگ و استکباری و همچنین پرسشگری به جای پاسخ به پرسش‌ها و ابهامات قدرت‌ها در نظام بین‌الملل نیز بخشی دیگر از برنامه‌های دولت اصولگرایی بود که سیاست خارجی خود را آرمانگرایی و بازگشت به ارزش‌ها قرار داده بود که تا قبل از این غربی‌ها مرتب طرح سؤال و ابهام از جمهوری اسلامی ایران داشتند، ولی دولت اصولگرا این روند را برعکس کرد.

*حمایت از ملل اسلامی و مستضعف از برنامه‌های دولت اصولگرا

پیگیری مطالبات جدی هسته‌ای و شکستن تعلیق و ادامه پیشرفت فناوری هسته‌ای که در دولت اصلاحات متوقف و تعطیل شده بود نیز در دولت اصولگرا پیگیری شد.

محوریت یافتن سیاست خارجی ایران در بین ملت‌‌های مسلمان و آزادیخواه جهان و حضور ایران در بین ملت‌های اسلامی، مستضعف و ستمدیده که با مشی انقلاب اسلامی ایران همخوانی داشت، نیز در زمره برنامه‌های دولت اصولگرا قرار داشت.

انقلاب اسلامی ایران همواره در مقابل قدرت‌ها ایستادگی و رابطه عاطفی و احساسی گرمی نیز با آنها برقرار می‌کرد که در دولت اصولگرا با پافشاری بر اصول سیاست خارجی انقلابی و جدی دانستن مبارزه با نظام سلطه این موضوع به صورت ویژه پیگیری شد.

سیاست خارجی انقلابی جمهوری اسلامی ایران با فلسفه وجودی و برنامه‌های سازمان ملل نظیر حفظ صلح و ثبات بین‌الملل و توسعه روابط دوستانه بین ملت‌ها و دولت‌ها و همکاری بین‌المللی به منظور حل مشکلات جهان به هیچ وجه تعارضی ندارد، پس نتیجه می‌گیریم که سیاست خارجی انقلابی لزوما مذموم نیست. حضور ایران با سیاست خارجی انقلابی خود در سازمان ملل و اقمار آن موجب عدم انزوای کشورمان می‌شود، ضمن اینکه موجب رفع سوء تفاهمات نیز خواهد شد.

*سازمان ملل ابزاری برای موفقیت سیاست خارجی ایران

سازمان ملل ابزاری است که اگر جمهوری اسلامی به دنبال موفقیت در سیاست خارجی انقلابی است باید از آن بهره فراوانی ببرد و با توجه به اینکه سالی یک بار نشست مجمع ملی با حضور سران کشورها در سازمان ملل برگزار می‌شود و رئیس دولت جمهوری اسلامی ایران می‌تواند نظرات خود را به صورت علنی و مستقیم به گوش میلیاردها نفر در سراسر جهان برساند، بهره‌مندی از آن می‌تواند برای کشورمان مفید واقع شود، ضمن اینکه جمهوری اسلامی می‌تواند با استفاده از حضور خود در سازمان ملل و اقمار آن از امکانات صنعتی، فنی، آموزشی، بهداشتی و ... در راه پیشبرد اهداف سیاست خارجی انقلابی استفاده کند.

در سیاست خارجی انقلابی اهداف آرمانی وجود دارد که اصل نه شرقی نه غربی از ابتدای انقلاب تاکنون که موجب صدور انقلاب اسلامی فراتر از مرزها و ایجاد نگرانی نظام سلطه شده است بخشی از این اهداف آرمانی به حساب می‌آید.

ایالات متحده حاضر است که دولت و ملت ایران را به عنوان یک کشور بپذیرد، اما آنها با وقاحت تمام اعلام کرده‌اند در صورتی که جمهوری اسلامی ایران منشأ الهام نباشد و مانند دیگر کشورها نباشد می‌توانند با این کشور رابطه خوبی داشته باشند.

*ایستادگی در برابر قدرت‌های استکباری از اهداف سیاست خارجی انقلابی

 مبارزه با نظام طاغوتی و ایستادگی در برابر ابرقدرت‌های استکباری و مبارزه با آنها و حضور قوی جمهوری اسلامی در منطقه و بیداری ملل مستضعف جهان علیه دولت‌های دست‌نشانده و استکباری بخشی از اهداف سیاست خارجی انقلابی به حساب می‌آید.

وقتی بستر لازم در سیاست خارجی انقلابی ایجاد نشود و ظرافت‌های لازم را برای اجرای سیاست خارجی انقلابی در نظر نگیرند پیامدهایی را برای کشورمان در پی خواهد داشت که یکی از این پیامدها می‌تواند تلقی اشتباه بازیگران و کشورهای بزرگ از ایران باشد، زیرا آنها اعلام می‌کنند جمهوری اسلامی به دنبال بر هم زدن نظم موجود در جهان است و به همین دلیل بیشتر قدرت‌ها در برابر اهداف آرمانی سیاست خارجی انقلابی کشورمان موضع‌گیری می‌کنند، پس باید ظرافت‌ها و بسترها را به خوبی رعایت و آن را فراهم کنیم تا مانع از موضعگیری‌های اشتباه آنها شویم.

همچنین کشورهای منطقه و همسایگان، ایران را خطری بالقوه تلقی کرده‌ که می‌خواهد امنیت ملی آنها را برهم بزند و در همین زمینه برخی از کشورهای منطقه به دلیل وجود ایران‌ هراسی در پس ذهنی‌شان منطقه خاورمیانه را به انبار اسلحه و مهمات تبدیل کرده‌اند.

برخی شاخص‌ها از جهت‌گیری سیاست خارجی انقلابی از بین فرامین، دیدگاه‌ها، نظرات و سخنرانی‌های مقام معظم رهبری از سال 1368 تاکنون جمع‌‌آوری شده است.

خط مد نظر مقام معظم رهبری در سیاست خارجی انقلابی باید در کل دولت‌ها دنبال شود که این خط روابط سالم و منطقی همراه با شناسایی حرمت انقلابی ملت ایران با کشورهایی که با آنها تنازعی نداریم، خصوصا کشورهای مسلمان جهان سوم و همسایه را در بر می‌گیرد.

عدم معامله‌گری با رژیم صهیونیستی فصل‌ الخطاب سیاست خارجی انقلابی است. دفاع از هویت نظام به عنوان یک وظیفه به حساب می‌آید، زیرا نظام و انقلاب اسلامی دارای هویت خدشه‌ناپذیر است که این وظیفه اصلی دیپلمات‌های کشورمان در دفاع از هویت نظام به حساب می‌آید.

سیاست نه شرقی نه غربی، بیت‌الغزل سیاست خارجی انقلاب اسلامی است که نباید این سیاست تحت تأثیر هیچ ابرقدرتی قرار گیرد، اما این موضوع باعث نمی‌شود که ما با برخی کشورها تعاملی نداشته باشیم.

شوکت و اقتدار نظام به دیگر کشورها باید به وسیله ابتکار ایمان منتقل شود و آنچه انقلاب اسلامی را به دنیا معرفی می‌کند، همین اقتداری است که هم اکنون وجود دارد.

با توجه به اینکه دیپلماسی یکی از ابزارهای اجرای سیاست خارجی است باید دیپلماسی جهادی و هوشمندانه به منظور استیفای حقوق مردم و منافع ملی مدنظر مسئولان قرار گیرد. ایران به منظور جلوگیری از انزوا و ضربه خوردن لازم است تا دوستان قابل اطمینانی پیدا کند، هر چند که باید از مسئولان این سؤال را پرسید که ما در دنیا چند کشور و دولت متحد داریم که اگر لازم باشد به نفع ما وارد عمل شوند.

مجموعه‌سازی و پیمان‌های منطقه‌ای مانند اکو با ابتکار عمل و خلاقیت و نوآوری باید ایجاد و بسط یابد که این حضور قوی در این پیمان‌ها می‌تواند باعث بازیگری و در اختیار داشتن ابتکار عمل برای کشورمان شود، ضمن اینکه با امضای پیمان با کشورهای عربی و مسلمان و فارسی‌ زبان منطقه مصونیتی را در برابر ضربات جهانی علیه ایران به وجود خواهیم آورد، ضمن اینکه این موضوع باعث می‌شود ایران کمربند خود را در منطقه محکم‌تر ببندد.

*عمق بخشی به جبهه سیاسی برای عدم آسیب‌پذیری

عمق‌بخشی به جبهه سیاسی باید صورت گیرد چون اگر تنها باشیم حتما آسیب خواهیم دید پس نیازمند رابطه با ملت‌ها هستیم، زیرا ملت‌های منطقه عمق جبهه سیاسی ایران محسوب می‌شوند و ما را آسیب‌ناپذیر می‌کنند.

 لازم است با حضور فعال در مجامع و سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی با بهره‌گیری از مؤلفه‌های قدرت خودمان باعث تقویت سیاست خارجی انقلابی شویم که تکیه بر ساخت داخلی و نگاه به درون هم در همین راستا به حساب می‌آید. تلاش به منظور استفاده از ظرفیت‌های جهان اسلام و نقش‌آفرینی در جهان اسلام و نه فقط ایران مد نظر مقام معظم رهبری است و در همین جهت باید تابلوی حمایت از اسلام و فلسطین را بالا برد که همین عامل مصونیتی برای انقلاب اسلامی ایران به حساب می‌آید.

اعلام مواضع اسلامی در دنیای اسلام هم باعث افزایش عمق استراتژیک و هم اعتبار ایران می‌شود که موضع‌گیری در خصوص افغانستان، عراق، سوریه، فلسطین و لبنان وقتی پیش می‌آید اعتبار ایران نیز افزایش خواهد یافت.

به واسطه دست بلند جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه از طریق حزب‌الله لبنان، کشورمان تعیین‌ کننده اصلی و نهایی مسائل منطقه معرفی شده است و آن موقع است که می‌توانیم مقابل زیاده‌خواهی مستکبران عالم ایستادگی کنیم.

همچنین جدی گرفتن آسیا به جای اروپا به عنوان یک فصل مهم در سیاست خارجی انقلابی باید مد نظر مسئولان قرار گیرد.

تهیه و تنظیم: وحید ونایی

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها