امروز : پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ - 2017 November 23
۰۵:۲۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 147145
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 26
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه موسیقی: رستاک بسان گذشته با استفاده از موسیقی نواحی ایران و بهره‌گیری ازقابلیت‌ها و عناصر ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه موسیقی: رستاک بسان گذشته با استفاده از موسیقی نواحی ایران و بهره‌گیری ازقابلیت‌ها و عناصر موسیقایی و آوایی این نوع موسیقی قطعاتی از آواهای مناطقی چون لرستان، کرمانشاه، کردستان، خراسان، مازندران و آذربایجان را به اجرا درآورد.  قطعاتی که در بسیار از مواقع با سکته‌هایی در ادای شعرها یا درک درست از مضمون در آن‌ها دیده می‌شد.

قطعا نوع موسیقی که رستاک ارایه می‌دهد را نمی‌توان موسیقی نواحی صرف تلقی کرد. این گروه در واقع گلچینی از نغمه‌های شادمانه که اغلب برگرفته از آیین‌های اقوام مختلف ایران است، را ارایه می‌دهد. اما این گروه از بدو تاسیسش تا به اکنون در این دایره محدود باقی مانده و ترجیح داده پا را از این حد فراتر نگذارد و در راستای سلیقه مخاطبان خاصش که می‌خواهند ساعاتی خوش و شاد را در کنسرت‌های این گروه بگذرانند، حرکت کند.





شاید همین موضوع بزرگترین ضربه را به این گروه زده و آن‌ها را در یک سکون خنثی قرار داده است و آن‌ها را وادار به درجا زدن می‌کند. قطعا بخش‌های شادمانه در موسیقی نواحی و بومی، بخش کوچکی از دایره وسیع این گونه موسیقایی است که رستاک تمام تمرکزش را معطوف آن کرده و در ورطه‌های دیگر قدم نمی‌گذارد. قطعا شادی و شور چیز بدی نیست کما اینکه بسیاری از مردم به این کنسرت می‌آیند تا اندکی شادمانی را جستجو کنند اما در نبود غم و حزن مخصوص موسیقی محلی، شادی اندکی کسالت‌آور و بیمارگونه جلوه می‌کند.

بخش مهمی از کار رستاک را اجرای نمایش‌گونه نوازندگانش تشکیل می‌دهد که قطعا جذابیت‌های زیادی از لحاظ بصری برای مخاطبان دارد اما قطعا به لحاظ صوتی مشکلاتی عدیده را ایجاد می‌کند. در ضمن بر کسی هم پوشیده نیست که سریع ساز زدن نشانه نوازندگی خوب و با کیفیت نیست که هیچ، حتی در پاره‌ای از مواقع این جنون سرعت، آرامش درونی مخاطب را به هم می‌ریزد و حالتی عصیان گونه به آن می‌دهد.

نکته دیگری که در این اجرا به چشم می‌آمد، نقش کمرنگ برخی از سازها بودند. به عنوان نمونه در قطعه‌های آذربایجانی ساز قوپوز وارد رنگ بندی‌صدایی گروه می‌شود، بدون این که صدای پررنگی از آن شنیده شود و این در حالی است که در ارکستراسیون موسیقی نواحی و مقامی آذربایجان این ساز در کنار بالابان نقش اساسی را ایفا می‌کند و اساسا این ساز شناسنامه موسیقی آذربایجانی است. اما اساسا سازهای این چنینی نقش کمرنگی در اجرای گروه رستاک دارند و مانند همیشه صدای تنظیم‌نشده و گاها ویرانگر سازهای کوبه‌ای اجازه نفس کشیدن به دیگر سازها را نمی‌دهد.





متاسفانه طی سالیان اخیر و به ویژه در یک دهه گذشته سلیقه شنیداری موسیقی بسیاری از عموم مردم سیر نزولی را طی کرده است. شاید به همین دلیل هم باید وجود گروه این چنینی را در فضای نه چندان سالم موسیقی غنیمت شمرد. قطعا شنیدن چیزی شبیه به موسیقی‌های محلی، بهتر از گوش سپردن به موسیقی‌های عصبی و بی‌هویتی که امروز از همه جا صدایشان شنیده می‌شود. بله! رستاک گوش کردن برای مخاطب عام که خوراک موسیقایی سالمی در اختیارش قرار نمی‌گیرد، می‌تواند مثبت باشد؛ هر چند که رستاک هم با ارایه آثاری تکراری در دام دایره ویرانگر تکرار افتاده است.  

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار