امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۰۴:۱۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 147448
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۰۹:۴۹
تعداد بازدید: 34
به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; از قائم‌شهر، در پشت چراغ‌های قرمز سمانه و دوستش با پوشش مدرسه با در دست داشتن تعدادی جعبه ...

به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; از قائم‌شهر، در پشت چراغ‌های قرمز سمانه و دوستش با پوشش مدرسه با در دست داشتن تعدادی جعبه دستمال کاغذی به دنبال ماشین‌ها می‌دویدند تا بتوانند دستمال‌ها را به فروش برسانند.

سمانه خسته از گذر روزها است و دوست دارد با هم‌سن و سال‌هایش بازی کند، از نگاه تحقیرآمیز مردم خسته است،  شمارش‌گر چراغ قرمز برایش حکم کابوس شبانه را دارد.

سمانه از کار در شب می‌ترسد؛ از اینکه باید تا نصفه‌های شب برای فروش دستمال کاغذی به دنبال ماشین بدود، او دوست دارد که با دوستانش "گرگم به هوا" بازی کند.

علی در گوشه‌ای از خیابان تنها نشسته بود، دستمال کاغذی‌ها را کنار خود ردیف می‌کرد و با یک نظم خاصی سعی داشت آنها را بر روی هم قرار دهد.

برای فروش دستمال‌ها، در کنار بساط سیگارفروشی قرار گرفت تا از رفت و آمد افراد استفاده کند و بتواند دستمال‌های بیشتری را به فروش برساند، به اطراف خود با حسرت خاصی نگاه می کرد، عابران پیاده‌ای که از کنارش گذر می‌کردند نگاه التماس‌آمیزش را از آنها دور نمی‌کرد، کمی جلوتر از جایی که قرار داشت؛ مدرسه پسرانه‌ای بود که علی فقط گوش‌هایش را به سمت خنده‌های هم سن و سال‌هایش تیز می‌کرد.





وقتی که زنگ تعطیل مدرسه به صدا درآمد، هادی از میان دود سیگار افرادی که در کنار سیگار فروشی مشغول کشیدن سیگار بودند به بچه‌های مدرسه با آه و حسرت  نگاه می‌کرد، دوست داشت او هم در کنار بچه‌های مدرسه بود و در کوچه و خیابان با همکلاسی‌هایش شوخی می‌کرد تا به کانون گرم خانواده برسد و در این آرامش زندگی کند.

هادی دوست داشت در آینده مهندس شود تا بتواند برای جامعه خود مفید باشد، او در آرزوهای کوچک خود غرق بود که ناگهان برادر بزرگش به سمتش آمد و از او پرسید چند تا دستمال فروختی؟ هادی سرش را به معنای هیچی تکان داد و برادرش از او خواست که هر جوری هست دستمال‌ها را تا شب به فروش برساند.

                      

مریم با نایلون سنگینی از جعبه‌های دستمال‌ کاغذی با خواهش و تمنا از مشتریان رستوران‌ها خواهش می‌کرد تا از او یک جعبه دستمال کاغذی بخرند، نگاهش پر از التماس و خواهش بود، مریم از شهر دیگری وارد قائم‌شهر شده و به همراه خانواده‌اش برای کار مهاجرت کرده است.

جعبه‌های دستمال‌ کاغذی را مادرش به او می‌داد و مریم از صبح تا پاسی از شب در رستوران‌ها به دنبال فروختن دستمال کاغذی به مشتریان بود.





امثال سمانه، مریم و هادی در مازندران فراوان هستند، کسانی که معصومیت، کودکی‌شان را به تباهی می‌کشد و در آینده پیامدهای منفی در جامعه ایجاد می‌کنند.

از دیرباز موضوع  کودکان کار همیشه سوژه رسانه‌های دنیا بوده است و کارشناسان بسیاری در رابطه با کودکان کار نظرات مختلفی ارائه کرده‌اند.

وجود کودکان کار در جامعه را نمی‌توان نادیده گرفت زیرا آنها در همه جا با دیگر افراد جامعه همراه هستند و همین کودکان بیشترین آسیب را در کودکی از جامعه دیده‌اند.

آنها با پیامدهای منفی جامعه روبه‌رو هستند و در اثر آسیب‌هایی که از جامعه دیده‌اند، در آینده بزرگ‌ترین افرادی هستند که به جامعه آسیب‌های جبران‌ناپذیری وارد می‌کنند.

هر ساله بر تعداد کودکان کار در گوشه‌گوشه دنیا و البته کشورمان اضافه می‌شود، هرگز برای جلوگیری از افزایش تعداد کودکان کار، تدابیری انجام نشد و یا حتی وجود مراکز فعالی که بتواند جامعه را از آسیب‌های کودکان کار پاک کند، شکل نگرفت.

در شهرستان‌هایی مانند قائم‌شهر که از ظرفیت جذب مهاجر برخوردار هستند می‌تواند بهترین بهانه برای وجود کودکان کار در این مناطق باشد و سودجویان به راحتی از این فرصت‌ها استفاده می‌کنند تا آن منطقه به یک پایلوت تبدیل شود.

شهرستان قائم‌شهر از دیرباز به دلیل وجود کارخانه نساجی، مهاجران بسیاری را به خود جذب کرده است، حتی اکنون که این کارخانه فعالیت کمی نسبت به گذشته دارد اما از ظرفیت جذب مهاجر در عذاب است.





وجود مهاجران و سکونت حاشیه نشین‌ها در قائم‌شهر سبب شد تا این منطقه به پایلوت کودکان کار تبدیل شود، همچنین پشت چراغ‌های قرمز خیابان‌های قائم‌شهر مملو از کودکانی است که با در دست داشتن جعبه دستمال کاغذی و با نگاه معصوم و کودکانه خود قربانی بازی سرنوشت می‌شوند، کودکانی که آرزوی نشستن بر کلاس درس را در قلب کوچک خود نهفته دارند و با پوشش مدارس، عقده‌های شادی و نشاط با همکلاسی‌های‌شان را در پشت چراغ‌های قرمز به یادگار می‌گذارند و کودکان معصومی که پاکی‌هایشان در ساعات پایانی شب برای فروختن یک جعبه دستمال کاغذی به فنا می‌رود.

فقر مالی و اعتیاد خانواده‌ها بزرگ‌ترین عامل وجود کودکان کار

معاون فرماندار شهرستان قائم‌شهر در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در قائم‌شهر در این باره اظهار کرد: موضوع کودکان خیابانی با جدیت پیگیری می‌شود و تاکنون توانسته‌ایم تعدادی از این کودکان را در سطح شهرستان شناسایی کنیم.

ایمان پویامهر گفت: پس از شناسایی کودکان کار، با همکاری مسئولان سد معبر شهرداری و فرماندهی انتظامی شهرستان، آنها را جمع‌آوری و به اداره بهزیستی تحویل می‌دهیم.

وی با بیان اینکه هفت نفر از کودکانی که پشت چراغ‌های قرمز، دستمال کاغذی می‌فروشند را شناسایی کرده و از وضعیت زندگی آن‌ها باخبر هستیم، تصریح کرد: این کودکان در سطح شهرستان با پوشش مدارس ظاهر می‌شوند تا با بازی گرفتن احساسات شهروندان بتوانند فروش خوبی داشته باشند.

پویامهر اضافه کرد: عامل اصلی صاحبان کودکان کار در قائمشهر شناسایی شد که این خانم میان‌سال با سوء استفاده از فقر مالی خانواده کودکان، آنها را برای فروش دستمال کاغذی در سطح شهر به اجاره می‌گیرد.

معاون فرماندار قائم‌شهر گفت: آمارها حاکی از آن است که کودکان کار به دلیل فقر مالی و اعتیاد خانواده‌های خود برای کار و به دست آوردن درآمد، به افراد دیگر اجاره داده می‌شوند.



آماری جدیدی از جمع‌آوری کودکان کار نداریم

رئیس اداره بهزیستی شهرستان قائم‌شهر به خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در قائم‌شهر گفت: کودکان کار بعد از جمع‌آوری، به اداره بهزیستی تحویل داده می‌شوند و این مرکز، ساماندهی و اقدامات لازم را انجام می‌دهد.

مریم اکبری ادامه داد: از سال 92 تاکنون آماری از جمع‌آوری کودکان کار در سطح شهرستان انجام نشد و این مرکز، آمار جدیدی از این کودکان را در اختیار ندارد.

وی با تاکید بر اینکه کودکان کار پس از جمع‌آوری توسط کارشناسان مربوطه آسیب‌شناسی می‌شوند، افزود: کودکان کار در جامعه، امکان دارد با مشکلات و پیامدهایی مواجه شوند که ریشه‌یابی آسیب‌ها توسط کارشناسان، مشکلات حاصل از پیامدهای اجتماعی از بین می‌رود.



کودکان کار، تهدید مهمی برای جامعه هستند

یکی از پزشکان جامعه‌شناس نیز در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در قائم‌شهر اظهار کرد: کودکان کار براساس چهار ملاک انگیزه و چگونگی کودکان کار در خیابان، وضعیت کودکان کار، مدت زمان حضور کودکان کار در خیابان و شیوه‌های سرپرستی، مراقبت و نظارت بر کودکان کار در خیابان‌ها، تعریف می‌شوند.

محمدرضا سلیمانی‌بشلی ادامه داد: کودکان خیابانی، بخشی از گروه کودکان در وضعیت دشوار و یا کودکان آسیب‌پذیر شهری هستند که ساعات طولانی از شبانه‌روز و گاه تمام آن را به صورت موقت و یا دائمی در خیابان‌ها  به سر می‌برند.

وی با بیان اینکه کودکان کار برای مدتی نامعلوم خارج از نهادهای اجتماعی، هستند خاطرنشان کرد: کودکان کار از  نهادهای اجتماعی و حمایتی مانند خانواده و مدرسه به قصد کار و یا دوری از خانواده در خیابان به‌سر می‌برند. کودکان کار در مقایسه با همسالان خود تماس کمتری با نهادهای خانواده و مدرسه دارند و این کودکان به دلیل روی آوردن به کار و زندگی در خیابان، با عوارض منفی و خطرات جبران‌ناپذیری مواجه هستند.



سلیمانی‌بشلی وجود کودکان کار در خیابان‌ها را تهدیدی برای جامعه دانست و تصریح کرد: کودکان کار به دلیل بهره‌کشی توسط عاملان و بزه‌دیدگی، در آینده به عواقبی مانند تبدیل شدن به یک مجرم، دچار می‌شوند.

این پزشک جامعه‌شناس ادامه داد: کودکان کار با انحرافات اجتماعی در سنین بالا، سوء استفاده‌های جنسی، از دست دادن موقعیت تحصیل، ازدواج، اشتغال به دلیل نداشتن مهارت‌های فنی و روابط اجتماعی بسیار ضعیف، مواجه هستند.

وی درباره پیشگیری از پیامدهای ناشی از کودکان کار در خیابان‌ها خاطرنشان کرد: عواملی مانند گرم بودن کانون خانواده، سرمایه‌گذاری اقتصادی و فرهنگی در شهرهای کوچک و متوسط به عنوان محورهای توسعه منطقه برای مانع شدن از مهاجرت به مرکز استان‌ها و پایتخت وجود دارد. راه‌اندازی مراکز مشاوره برای راهنمایی روابط نزدیک بین خانه و مدرسه و همچنین شناسایی خانواده‌ها و محله‌های ناسالم می‌تواند عامل خوبی برای پیشگیری از پیامدهای اجتماعی ناشی از کودکان کار در جامعه باشد.

-----------------------------------------------------------

گزارش از: فاطمه‌زهرا باباالهی و فرشته خلیلی پالندی

----------------------------------------------------------

انتهای پیام/86008/خ40

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار