امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۳:۱۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 147475
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۵۷
تعداد بازدید: 61
بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته ...

بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.

 

***

 

پس از کدخدا نوبت عقلای جهانی رسید

هاشمی در جستجوی «عقلای جهانی»!

ایسنا گزارش داد که آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، طی دیدار با مسئولان صندوق ذخیره فرهنگیان در سخنانی گفته است: تجربیات مثبت و منفی گذشته و اوضاع کنونی که شاهد رشد قارچ‌گونه گروه‌های تروریستی در منطقه و بعضی از کشورهای اسلامی هستیم، ایجاب می‌نماید که با عقلای جهانی برای کم کردن آلام جامعه‌ی انسانی تعامل داشته باشیم.

 

*سؤالی که بصورت موجز می‌توان از آقای هاشمی پرسید این است که ایشان غیر از نظام مقدس جمهوری اسلامی؛ کدام کشورها و حکومت آنها را با عنوان «عقلای جهانی»! می‌شناسند؟!

و اگر آقای هاشمی کسانی را بعنوان عقلای جهانی، می‌شناسند و قبول دارند آیا حاضرند که در پیشگاه افکار عمومی مردم ایران به صراحت از این آقایان عقلا! نام هم ببرند؟!

شایان ذکر است که منظور آقای هاشمی از عقلای جهانی؛ علی‌الرویه قدرت‌هایی هستند که مثل جمهوری اسلامی ایران از مختصات هژمونیک و قدرت تأثیرگذاری برخوردارند.

و لذا دایره عقلای مورد اشاره رئیس مجمع تشخیص مصلحت، علی‌القاعده منوط می‌شود به کشورها و حکومت‌هایی مثل آلمان، فرانسه، چین، آمریکا، روسیه، انگلیس و چند کشور دیگر.

گفتنیست که آقای هاشمی قبل از این نیز چندین مرتبه از ضرورت گفت‌وگو با پادشاه متوفی عربستان برای حل مشاکل جهان اسلام سخن گفته بود.

این در حالی است که در ایام تبلیغات انتخاباتی سال 92، در یک محفل سخنرانی و توسط یکی از کاندیداها؛ از آمریکا با عنوان «کدخدا» یاد شده بود که با وصف اخیر و دلایل اشاره شده؛ به نظر می‌رسد کدخدا هم‌اکنون در مظان قوه عاقله‌ی جهانی هم قرار گرفته است!

مجدداً تأکید می‌شود که خوب است ریاست محترم مجمع تشخیص مصلحت نسبت به بیان دقیق منظور خود از وجوب تعامل با عقلای جهانی اقدام کنند و صریحاً مشخص کنند که کدام حکومت‌های امروز دنیا را با عنوان عاقله‌ی جهانی قبول دارند.

بیان شفاف این مسئله به زدودن شبهات و نجات افکار عمومی از ساحت مفاهیم مشکّک، کمک فراوانی خواهد کرد.

 

***

 

روشی مطلوب برای دفاع جانانه از نظام اسلامی

حسن خجسته رئیس پژوهشکده فرهنگ، هنر و ارتباطات در بخشی از گفت‌وگوی خود با خبرنگار سایت جماران که به تازگی منتشر شده، در پاسخ به پرسش او مبنی بر اینکه «چرا ما نتوانستیم دستاوردهای نظام را به قدری ملموس برای مردم بیان کنیم که روایت ضدیّت با انقلاب را باور نکنند؟» ضمن نفی مفهوم سؤال گفته است:

«ما دستاوردهای نظام را به قدری خوب نشان داده‌ایم که فرح پهلوی می‌گوید ما برخلاف جمهوری اسلامی نتوانستیم از رسانه‌ها و قدرت تبلیغاتی آنها استفاده کنیم»

او تصریح کرده است:

«در 2 سال گذشته روایت بی.بی.سی و العربیه از سوریه روایت مسلط بود اما ما توانستیم آن روایت دروغین را بشکنیم و روایت خودمان را در دنیا مسلط کنیم. اخیراً گفته می‌شود که ایران در حال ساخت یک امپراطوری است، در حالی که این تفکر ماست که به مرور از مرزهای کشورمان می‌گذرد و یک امپراطوری می‌سازد»

خجسته همچنین با اشاره به اقدامات انجام شده توسط جمهوری اسلامی در حیطه فرهنگ و اطلاعات گفته است:

ما در طول 36 سالی که از انقلاب اسلامی می‌گذرد هزاران کار انجام داده‌ایم و یکی از آنها مستند تاریخ شفاهی پهلوی است که 3 سال برای ساخت آن زحمت کشیده شده و در حال حاضر از تلویزیون پخش می‌شود.

 

*باید اعتراف کرد که صحبت‌های مدلّل، غیرتمدانه و از روی اسلوب این مدیر فرهنگی و رسانه‌ای، نیاز امروز جامعه‌ی ما در عرصه مقابله با دسایسی همچون القای فساد نظام اسلامی و تلقین وضعیت بد معیشتی در ایران! است.

روش این مدیر فرهیخته در مقابله با مبنای غلطی که در قالب سؤال به وی عرضه شده است؛ هرچند که در روش عموم چهره‌ها و رسانه‌های کشورمان نیز وجود دارد اما می‌طلبد تا توسط همه‌ی فعالان جبهه دفاع از نظام اسلامی مورد تأمل، مداقّه و تکرار قرار گیرد تا به مصداق آیه شریفه «فذکر اِن نفعت الذکری»(پس تذکر بده، باشد که تذکر دادن سودمند باشد)؛ راه ورود شبهات و القائات سمّی به ساحت افکار عمومی جامعه بسته شده و پاسخ‌های صحیحی در ردّ آنها ارائه شود.

متأسفانه با آنکه دسایسی همچون القای استبداد و مفسدنمایی از نظام اسلامی در کلام عددی از خواص کشور نیز هشدار داده شده است اما این دروغ‌ها همچنان در حال پمپاژ هستند و عده‌ای از روی دانستگی و گاه از روی سهو؛ به آنها دامن می‌زنند.

دامن زدنی که کار را به آنجا رسانده است که یک مقام دولتی از وقوع بزرگترین فسادهای قرن! در ایران سخن رانده و برخی تریبون‌ها نیز شروع به الحاح در زمینه وجود مشاکل فراوان در زندگی مردم و اقتصاد خانواده‌ها کرده‌اند.

باید دانست که کمبود همین دفاع‌های عقلایی از نظام اسلامی و بیان‌های روش‌مند پیرامون دستاوردهای انقلاب است که سبب می‌شود عده‌ای از متعلقین یک جریان سیاسی خاص به تحلیل «ناراضی بودن مردم از نظام»! برسند و سپس به مرحله عملیات علیه نظام بیاندیشند.

پر واضح است که اگر یک چهره خاص به تازگی از این می‌گوید که مردم باید همانند تجمعات درگذشت پاشایی، باز هم فشار اجتماعی ایجاد کنند! و چهره‌ای دیگر از دوستان همین فرد بر ضرورت رخ‌نمایی بدنه اجتماعی جریان متبوعش (به معنای ضرورت به خیابان کشاندن مردم!) سخن می‌راند؛ هر دو تلاش کرده‌اند تا فضا را خالی از این دفاع‌های جانانه و عمّارگونه از نظام اسلامی و دستاوردهایش برای اقتصاد و امنیت و پیشرفت مردم جلوه دهند.

 

***

 

ایران اسلامی؛ از روایت جریان خاص تا روایت جک استراو

محمدحسین شریف‌زادگان، وزیر رفاه دولت اصلاحات، با شماره روز سه‌شنبه گذشته روزنامه اعتماد، گفت‌وگویی انتقادی پیرامون شرایط اقتصادی مردم در جمهوری اسلامی ایران انجام داده و دریافت‌های خود را از فضای اقتصاد ایران و زندگی مردم بیان کرده است.

روزنامه اعتماد نیز با درج این مصاحبه در صفحه اول خود؛ برای آن تیتر «خانوارهای زیر خط فقر سه برابر شدند» را برگزیده است.

آنچه که در ادامه می‌خوانید، جملاتی است انتخاب شده از لابه‌لای همین گفت‌وگوی تفصیلی:

_سبد کالاهای مصرفی کل جامعه کاهش یافته و رفاه آنها نیز تحت تاثیر قرار گرفته است

_توزیع خط فقر در استان‌ها نیز نگران کننده شده است

_خط فقر و خانوارهای فقیر افزایش یافته‌اند

_درآمد ملی کمتری تولید شده است

_رشد اقتصادی منفی شده است

_فقر به شدت گسترش یافته است

_رکود تورمی و رشد اقتصادی منفی و بسیار کم (را) مشاهده می‌کنیم

_مصرف واقعی گروه میانی که دارای درآمد متوسط است کاهش یافته و این مورد به منزله کاهش سبد مصرفی خانوارها یا کوچک‌تر شدن سفره آنهاست

 

*غرض اصلی از انتشار بندهای فوق صرفاً این است که مخاطبان، خود قضاوت کنند با خوانش این مطالب و تیتر مذکور؛ چه فضایی از انقلاب اسلامی، نظام اسلامی و کشور ایران در ذهن آنها ترسیم می‌شود؟!

اکنون شاید ماجرای عمدی یا سهوی «القای ناکارآمدی نظام» که برخی چهره‌ها و خواص کشور علی‌الدوام آنرا هشدار داده‌اند و مشخصاً بخشی از آن با ایستادن در مقابل واقعیت‌های پیشرفت انقلاب اسلامی اجرایی می‌شود بیشتر قابل لمس باشد.

فرد مصاحبه شونده در خلال مصاحبه خود این جمله را هم ذکر می‌کند که «دولت (اصلاحات) توانست تا حدی عدالت اجتماعی را در بستر واقعی خود قرار دهد و 3 سال رشد اقتصادی بالای ٥/٦ درصد را تجربه کند»!

گفتنیست، جک استراو، وزیر خارجه انگلیس که چندی قبل به ایران سفر کرده بود؛ پس از بازگشت به کشور خود، طی یادداشتی در روزنامه ایندیپندنت نوشته بود که نمی‌شود ایران را یک کشور بحرانی و تحریم‌شده تصور کرد و تهران، بیشتر شبیه پایتخت‌های اروپایی است.

 

***

 

تکرار «22 بهمن» در صنعا

این تصاویر را شبکه خبری راشاتودی، از راهپیمایی حامیان حوثی‌ها و خیزش‌های اخیر در یمن منتشر کرده است.









رؤیت شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل در دستان راهپیمایان و تصویر وارونه رئیس‌جمهور آمریکا در میان مردم یمن، شاید واضح‌ترین دلیل برای آنهایی باشد که هنوز صدور انقلاب اسلامی ایران که منبعث از پیشرفت‌های داخلیست را باور ندارند.

این مفاهیم همچنین به روشنی توضیح می‌دهد که چرا کاخ سفید در حال دشمنی‌ورزیدن با خیزش شیعی مردم یمن است و چرا مقامات آمریکا با کنایه گفته‌اند که هم‌اکنون 4 پایتخت عربی (دمشق، بیروت، بغداد، صنعا) از ایران فرمان می‌گیرند؟!

در همین حال اما نباید فراموش کرد که دشمن دست از دشمنی برنمی‌دارد و انقلاب دزدی و مصادره انقلاب، نقشه‌ای است که در صورت نبود عمل مطلوب در کنار شعارهای یک ملت؛ اجرایی خواهد شد.

جنبش حوثی‌ها بعنوان نمایندگی اکثریت مردم یمن در خیزش اخیر، هم‌اکنون با توطئه‌های مختلفی همچون ناامنی داخلی، تهدید نظامی خارجی، خطر تجزیه، تحریم‌های بین‌المللی و ترور مواجه است که صد البته در صورت عملکرد ناصحیح و غلطیدن به آغوشی غیر از جمهوری اسلامی ایران؛ اثری از آثار خیزش انقلابی و شیعی مردم یمن بر جای نخواهند گذاشت(همانطور که انقلاب مصر را دچار آسیب کرد)

از مواضع و فعالیت‌های سیاسی برخی مقامات انقلابی یمن این قضیه استنباط می‌شود که آنها برای انطباق با سیاست‌های ایران و نزدیک شدن به راهبردهای منطقه‌ای جمهوری اسلامی احساس تعارف و تعلل می‌کنند.

 

***

 

نظر سازمان اسناد و کتابخانه ملی درباره یک تحلیل + توضیح فارس

سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در واکنش به 2 تحلیل منتشر شده در بسته گزارش تحلیلی فارس پیرامون صحبت‌های سیاسی آقای رضا صالحی امیری، رئیس این سازمان؛ نظری را با امضای روابط عمومی این سازمان برای پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ارسال کرده است که متن کامل آن به‌همراه توضیح فارس در ادامه منتشر می‌شود:

***

بازگشت به بسته گزارشی مورخه 93/11/15 آن خبرگزاری محترم در خصوص سخنان جناب آقای دکتر صالحی امیری در نشست سقوط پهلوی نقدی از درون نکات ذیل جهت تنویر افکار عمومی و تحلیل‌نویس آن خبرگزاری عنوان می‌شود.

1 _  از آنجا که وظیفه همه ما در این ایام کمک به برگزاری باشکوه‌تر جشن‌های دهه مبارک فجر و روشن نمودن علل انقلاب و دلایل سقوط رژیم پهلوی برای نسل جوان است، نیت نداشتیم تا با پاسخگویی هر چند اندک از هدف اصلی خود غفلت کنیم اما یادداشت مجدد آن خبرگزاری در مورخ 93/11/21 حکایت از آن داشت که پریشانی این سلسله را پایانی نیست. از آن جهت که مبادا سکوت حمل بر بی‌سخنی باشد یا تاملی آن را به بعد از ایام الله دهه فجر موکول کردیم.

 

2 _  انقلاب ما، انقلابی فرهنگی است و ریشه در آموزه‌های پیامبر رحمتی دارد که تکمیل مکارم اخلاقی را هدف بعثت خود می‌داند. آیا بدبینی به برادر دینی می‌تواند سنخیتی با سیره انقلابی که انفجار نور است داشته باشد که تحلیل‌نویس محترم سخن از برداشت خوشبینانه و بدبینانه می‌کند؟ آیا گمان می‌کنید برای انسانی که دچار مشکل بدبینی است می‌توان از سر دلیل و حجت سخن گفت؟ گاه این گرفتاری چنان انسان را اسیر می‌کند که حتی دست به تحریف سخن می‌زند تا گفته خود را اثبات کند. صدالبته روشن است که برای انسان بدبین این کلام‌ها نیز گونه‌ای دیگر شنیده خواهد شد که مولانا گفت:

هر درونی که خیال اندیش شد   چون دلیل آری خیالش پیش شد

 

3 _ متاسفانه خود را سفید و دیگران را سیاه دیدن چنان بر قلم، ذهن و ضمیر نویسنده حاکم شده که هر اختلافی را دوگانه و پارادوکس می‌بینند. این هیچ نیست مگر سلطه تفکر بدبینانه، چه کسی گفته است که اختلاف نگاه در نظام مقدس جمهوری اسلامی همان معنای پارادوکس نظام پهلوی می‌دهد؟ باید به این برادر تذکر داد که هر اختلاف و شکافی هر چند عمیق به هیچ وجه به معنای پارادوکس نیست. پارادوکس در یک نظام حکومتی به مفهوم عدم امکان اصلاح است که پیامد آن انقلاب است اما اختلاف نظر اسباب رشد جامعه است. پارادوکس تناقضات غیر قابل حل حکومت و مردم است اما اختلاف میان همان است که پیامبر آن را رحمت می‌داند. به نظر می‌رسد تنها انحصارگرایان هستند که حق را فقط نزد خود می‌داند و صاحب هر نگاه دیگر را خصم می‌خوانند. تصمیم به محکوم کردن که ریشه آن پوشیده است چنان اسبابی را فراهم کرده که نسبت به کلمه استبداد حساس شده‌اند. آیا نباید به دلیل آن که این کلمه با طبع ایشان نمی‌خواند راجع به استعداد دوران ستم‌شاهی سخن گفت؟ این چه حکایتی است که برخی از دوستان ناخواسته به دام دشمنان افتاده‌اند و حرف‌های آنان را تکرار کرده و هر کجا که واژه استبداد شنیده می‌شود به خود می‌گیرند. به نظر می‌رسد اگر بخواهیم مبنای سخن را بر اساس برداشت‌های غلط این و آن قرار دهیم باید از هراس آن که کسی هم‌صدا با رادیوهای بیگانه پس و پیش سخن را با درک نادرست آن قضاوت می‌کند سخنی نگوییم و این همان خواسته مخالفان جمهوری اسلامی است که سکوت اصحاب امام و انقلاب و عدم تبیین آنچه که در دوران پهلوی گذشته است را خواستار هستند.

 

4 _ وقتی نویسنده محترم تفاوت میان پارادوکس و تفاوت نوع نگاه در ساختار رسمی و غیررسمی را نمی‌داند بدیهی است که دست به یک شبیه‌سازی غریب زده و هر دو را یکی دانسته و نتیجه بگیرد که آن تحلیل شامل شرایط امروز هم می‌شود.

سخنی که انتظار داشتیم از رسانه‌های بیگانه شنیده شود و نه از یک رسانه ارزشی نظام. آیا واقعا هیچ تفاوت نگاهی میان مردم و مسئولان با یکدیگر وجود ندارد. پس این همه اختلافات نشانه چیست؟ آیا همه این‌ها نوعی پارادوکس است و امکان هیچ اصلاحی وجود ندارد! پس این همه دعوت به وحدت از سوی امام راحل و مقام معظم رهبری برای چیست؟ گویا با این نوشته‌ها معلوم می‌شود که چه کسانی بر طبل افتراق می‌کوبند و مانع از تحقق خواسته مقام معظم رهبری مبنی بر جذب حداکثری می‌شوند. ایشان را حوالت می‌دهیم که قدری مطالعه کنند تا تفاوت اختلاف را با توافقض و پارادوکس درک نمایند.

 

5 _ نویسنده برای نوشتن و محکوم کردن چنان تعجیل داشته‌اند که کلام مشهود پیامبر مبنی بر حکومت یا کفر باقی می‌ماند ولی ظلم نه به امام علی (ع) نسبت داده‌اند تا میزان دقت خود را روشن نمایند.

 

6 _ در پایان فایل صوتی سخنان جناب آقای صالحی‌امیری جهت استماع جنابعالی ارسال می‌شود.

از آنجا که کتابخانه ملی نهادی فرهنگی است و در اجرای دغدغه مقام معظم رهبری مبنی بر ایجاد کرسی‌های آزاداندیشی از هر نقد و پیشنهاد منصفانه استقبال می‌کند آماده شنیدن نظرات دوستان در فضای صمیمانه هستیم.

محسن قمصری

روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی

 

**توضیح**

اشاره سازمان اسناد و کتابخانه ملی به دو بسته گزارش تحلیلی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در تواریخ اشاره شده است که طی آنها با استناد به صحبت‌های سیاسی آقای صالحی امیری(رئیس سازمان) تحلیل‌هایی ارائه شده است.

مخاطبان محترم می‌توانند دو تحلیل اشاره شده را در اینجا و اینجا مطالعه کنند.

برای 6 بند ارسال شده از سوی سازمان مذکور، بیان 6 توضیح نیز در جهت تنویر افکار ناظران و مخاطبان، ضروری به نظر می‌رسد:

 

یکم: بند اول متن، بیشتر به توضیحی برای ریاست سازمان اسناد از سوی روابط عمومی این سازمان شبیه است تا به پاسخی برای تحلیل‌های فارس.

ضمن اینکه نامه ارسالی به امضای روابط عمومی سازمان اسناد است نه به امضای شخص آقای صالحی امیری. و این در حالی است که تحلیل فارس درباره صحبت‌های آقای صالحی امیری بعنوان شخصیت حقیقی ایشان بود نه شخصیت حقوقی ایشان.

لذا بایسته بود که اگر هم کذبی در تحلیل فارس وجود می‌داشت؛ مسئله توسط خود ایشان مورد توجه قرار می‌گرفت.

 

دوم: سازمان متبوع آقای صالحی امیری، کسانی که نظرات و تحلیل‌های آنها در بسته گزارش تحلیلی فارس منتشر می‌شود را به مکارم اخلاقی و بدبین نبودن توصیه کرده است.

از بابت این توصیه باید مراتب تشکر و امتنان را به‌عمل آورد.

 

سوم: کتابخانه ملی مدعی شده است که مفهوم پارادوکس، با اختلاف و این هر دو در نظام جمهوری اسلامی و نظام پهلوی با یکدیگر متفاوتند و ایضاً چرا تحلیلگران به کلمه «استبداد» حساس‌اند؟!

تعریف مشکوک و من‌درآوردی سازمان اسناد از لغاتی مثل پارادوکس، تناقض، شکاف و اختلاف و ... را در کنار این دو سخن آقای صالحی امیری در دو مقطع مختلف اشاره شده قرار می‌دهیم و قضاوت را به مخاطبان وا می‌گذاریم:

*صالحی امیری در بنیاد باران: من از پدیده پاشایی به عنوان یک تحول جدید اجتماعی نام می‌برم. یک طبقه جدید اجتماعی در جامعه ایران با مطالبات جدید شکل گرفته است که ورای جریان روشنفکری در ایران، یک زیست اجتماعی را تجربه می‌کند. مجموعه تحولات نشان می‌دهد که زیر پوست جامعه اتفاقاتی جدی در حال شکل‌گیری است. سنجش‌های آماری در این مورد نشان می‌دهد که نوع نگاه ساختار رسمی و ساختار غیر رسمی دارای شکافی عمیق است.

*صالحی امیری در نشست کتابخانه ملی: سقوط پهلوی محصول دوگانه‌ها و پارادوکس ها است... تخت مشروعیت پهلوی با یک تکان از حرکت های خیابانی فرو ریخت چرا که فربگی استبداد در مقابل قدرت اجتماعی ناچیز است.

سازمان کتابخانه ملی همچنین از چرایی حساسیت نسبت به کلمه «استبداد» سخن گفته است.

این سخن بجاست و دلیل آن هم این است که محمد خاتمی به گواه ویژه‌نامه روزنامه اعتماد به وجود «استبداد داخلی»! در ایران معتقد است و هم اوست که به گواه یک مقام بلندپایه سپاه پاسداران، اذعان کرده است که ولایت فقیه را «دیکتاتوری مؤمنین» می‌داند.

و همچنین کسانی همچون آقایان صالحی امیری، زیباکلام، یونسی، الویری و دیگران بصورت معناداری کلمه استبداد را بویژه در روزهای اخیر مورد اشاره قرار داده‌اند.

و ایضاً اینکه توطئه «استبداد نمایی از نظام اسلامی» اخیراً مورد هشدار وزیر سابق اطلاعات نیز قرار گرفته است.

آیا اکنون نباید به این واژه در کلام افراد مذکور که سلسله‌جنبان آنها یعنی سعید حجاریان به تازگی و به صراحت مردم را به حضور در خیابان‌ها دعوت کرده است، حساس بود یا اینکه به توضیحات مدلل بیشتری هم نیاز است؟!

 

چهارم: سازمان اسناد در بند چهارم نامه خود از این گفته است که آیا واقعاً هیچ اختلافی وجود ندارد؟! و مگر این اختلافات قابل رفع و اصلاح نیست؟!

نکته و اشکال وارد بر آقای صالحی‌امیری در همینجاست که اتفاقاً ما هم با سازمان هم‌نظریم و اگر هم اختلافاتی هست، قابل رفع است.

اما چرا عده‌ای مثل خود آقای صالحی امیری در صحبت‌های خود با اشاره به همین اختلافات، پای تجمعات خیابانی مربوط به درگذشت مرحوم پاشایی را پیش می‌کشند و چرا در ادامه صحبت‌های خود از خفته بودن جنبش‌های قومی در ایران! سخن می‌رانند؟! و چرا در یک سخنرانی دیگر هم از این می‌گویند که آنچه شاه را بر زمین زد، همین حرکت‌های خیابانی بود؟!

 

پنجم: در متن ارسالی آمده است که حدیث ذکر شده در یکی از تحلیل‌های فارس، نقل شده از پیامبر اکرم(ص) است نه از امیرالمؤمنین علی(ع). و ایضاً با کنایه ذکر شده است که این مسئله دقت تحلیلگر را روشن می‌کند!

سلّمنا. از کتابخانه ملی متشکریم و از ساحت گرامی رسول اکرم و امیرالمؤمنین(س) و همچنین از مخاطبان محترم، بواسطه اشتباه رخ داده، عذرخواهی می‌کنیم.

ولی اگر بناست این مسئله بیانگر غلط بودن جان کلام تحلیل و یا کذب بودن مستندات ارائه شده از سخنان آقای صالحی امیری باشد. حتماً دستاویز ناصحیحی خواهد بود.

 

و ششم: سازمان محترم اسناد و کتابخانه ملی در پایان متن ارسالی از ایجاد کرسی‌های آزاداندیشی و هر نقد و پیشنهاد منصفانه‌ای هم استقبال کرده است!

از باب کنایه اینکه این سازمان محترم فقط درباره یک تحلیل که البته توانی هم بر اثبات غلط بودن آن پیدا نکرده است؛ تحلیلگران را بدبین، کم‌دقت، به دام دشمن افتاده، نادان، کم‌مطالعه و عجول خطاب کرده و برای این تحلیل نه چندان غامض؛ 6 بند حرف و سخن ارسال کرده است.

و اکنون باید گفت سالی که نکوست از بهارش پیداست... لذا به هیچ وجه به سازمان مذکور توصیه نمی‌شود که میزبان مناظره و احیاناً کرسی‌های آزاداندیشی باشد!

قسمت‌های زیادی از نامه سازمان اسناد و کتابخانه ملی را نیز به دلیل جلوگیری از اطاله کلام، بی‌پاسخ می‌گذاریم و می‌گذریم...

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار