امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۰۶:۵۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 14830
تاریخ انتشار: ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۰۴:۲۹
تعداد بازدید: 59
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، برخی کارشناسان بر این باورند که قرقیزستان و تاجیکستان با توجه به خصوصیات منطقه‌ای خود، می‌توانند تنها ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، برخی کارشناسان بر این باورند که قرقیزستان و تاجیکستان با توجه به خصوصیات منطقه‌ای خود، می‌توانند تنها به عنوان یک عامل سیاست منطقه‌ای تلقی شده و قادر نیستند شرکت‌کننده تمام عیار اتحادهای اصلی منطقه نظیر: سازمان پیمان امنیت جمعی، اتحادیه گمرکی و یا اتحادهای سازمان‌ نیافته‌ای همچون محور تازه به وجود آمده «آستانه-تاشکند-مسکو» باشند.

روابط بین‌المللی در جهان و منطقه با شتاب در حال تغییر است و ارزیابی از جریانات پیش رو نباید از این تغییرات عقب بماند. پاسخ به سؤالاتی که در رابطه با روابط جمهوری ازبکستان به وجود می‌آید از سوی کارشناسانی در جریان تجزیه و تحلیل شرایط صورت گرفته است که در تاریخ 19 ماه می سال 2013 در مرکز «مطالعات سیاسی-اجتماعی استراتژیک» در «آلماتی» برگزار شد.

این گزارش از سوی آژانس خبری «رگنوم» به صورت خلاصه (به طور عمده به شکل توصیه‌ای) تحت عنوان (نظر کارشناسان: تقسیم افغانستان یا ایجاد شبکه مراکز نظامی در آسیای مرکزی و «شوک درمانی جدید» عضویت قرقیزستان در اتحادیه گمرکی)، منتشر شده است.

تعلیق عضویت جمهوری ازبکستان در سازمان پیمان امنیت جمعی باعث به وجود آمدن تعداد قابل‌توجهی ارزیابی‌های منفی، برخی مواقع جنجالی و حتی در مواردی هشداردهنده، شده که این مسأله بویژه در جامعه کارشناسان و در رسانه‌های گروهی تاجیکستان و قرقیزستان به روشنی آشکار بود.

در این رابطه برخی مفسران در پیش‌بینی‌های خود با متضاد دانستن عضویت ازبکستان در ناتو و سازمان پیمان امنیت جمعی و بخصوص شرکای بسیار توانمند آن بویژه روسیه و همچنین قزاقستان و بلاروس، به سمت‌وسوی پرداختن به خلاقیت‌های جبهه‌گیرانه خاصی روی آورده‌اند.

سفر رسمی «اسلام کریم‌اف» رئیس جمهور ازبکستان به مسکو در اواسط ماه آوریل سال جاری و پس از آن هم سفر «نورسلطان نظربایف» رئیس جمهور قزاقستان به «تاشکند» که در جریان آن اسناد مهمی بین ازبکستان و قزاقستان امضا شد، خودداری «السکاندر لوکاشنکو» رئیس جمهور بلاروس از شرکت در نشست غیررسمی سران سازمان پیمان امنیت جمعی در تاریخ 28 ماه می سال جاری در «بیشکک» و دیدار کاری آتی رؤسای جمهور قزاقستان و روسیه، گویای محتوای کاملا متفاوتی از جریانات منطقه‌ای است.

ارزیابی در مورد 2 جمهوری بزرگ منطقه یعنی قزاقستان و ازبکستان به عنوان 2 کشوری که به صورت دائم در حال رقابت بر سر رهبری منطقه هستند، یک ارزیابی کلیشه‌ای مصنوعی است و پایه و اساس عینی و واقع‌گرایانه ندارد.

ازبکستان با توجه به موقعیت جغرافیایی خود و توان بالقوه حمل‌ونقل و ارتباطات، امکانات اقتصادی و جمعیتی خود، وجود مؤسسات قدرتمند دولتی و برخی ویژگی‌های دیگر، ادعای چنین نقشی را دارد اما به طور همزمان برخی وابستگی‌های ازبکستان حتی به قزاقستان و سپس به روسیه، در زمینه برخی عرصه‌های اقتصادی و امکانات حمل‌ونقل وجود دارد.

به همین دلیل، بهترین گزینه برای تحقق سناریوهای مثبت روند اوضاع هم برای خود ازبکستان و هم برای کل منطقه، حفظ مکانیزم همکاری موجود و تهیه مدل جدیدی از آن است و هر نوع چالش جدی داخل منطقه‌ای و تقسیم منطقه به بلوک‌های مختلف تنها باعث بی‌ثباتی و ایجاد هرج‌ومرج در منطقه آسیای مرکزی و قزاقستان می‌شود که بدون تردید در روسیه نیز منفی تلقی خواهد شد.

در این راستا، ازبکستان و قزاقستان به طور اساسی عاملی مهم و توانمند در عرصه سیاست منطقه به شمار می‌روند و قادرند به طور مرتب با حمایت روسیه و با توجه به منافع سایر کشورهای منطقه و عوامل خارجی، مسؤلیت شکل‌گیری زیر سیستم‌های منطقه‌ای در روابط بین‌المللی را مطابق با چالش‌ها و تهدیدات جدید برعهده گیرند.

نقش ترکمنستان در جریانات منطقه‌ای باید به طور مجزا مورد بررسی قرار گیرد، هرچند به عنوان یک عامل جغرافیایی و همچنین وضعیت خاص سیاست خارجی، تأثیر این جمهوری بر روند کلی منطقه اهمیت چندانی ندارد.

به نظر می‌رسد سفر اخیر نورسلطان نظربایف رئیس جمهور قزاقستان به تاشکند و برقراری فعلا به صورت فرضی عرصه سه‌جانبه مذاکرات چه در سطح بالا و چه در سایر بخش‌ها برای حل‌وفصل همه مسائل راهبردی مربوط به توسعه منطقه، نقطه عطف مهمی در شکل‌گیری «اتحاد سه‌جانبه» برای آسیای مرکزی و قزاقستان شود.

ازبکستان در این راستا تلاش دارد تا اگر نه بخش غالب، بلکه بخش کلیدی اوضاع کلی ژئوپلیتیکی که در منطقه و پیرامون این کشور در حال شکل‌گیری است، شود و برای این منظور دارای همه زمینه‌های عینی می‌باشد.

از لحاظ امکانات و احتمال هر نوع تغییر شکلی در سیاست بین کشورها در سطح منطقه، بخش نظامی و سطح توسعه ساختارهای حمل‌ونقل اهمیت خاصی دارند.

ازبکستان توجه خاصی به سیستم ارتباطات حمل‌ونقلی چه از لحاظ بعد نظامی-راهبردی و چه از لحاظ اقتصاد ملی دارد و تنها ازبکستان و قزاقستان توانسته‌اند در سال‌های بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، مشکل راه‌های فرعی بخش‌های مرزی خود و هموار کردن بخش‌های ملی جاده‌های کشور را با وجود شکاف در روابط اقتصادی و توزیع مجدد تقاطع‌های ترانزیتی، حل‌وفصل کنند.

در عمل فقط قزاقستان توانسته با ایجاد یک گذرگاه مرزی خطوط راه‌آهن از سمت چین به سرحدات سواحل دریای خزر به سمت ترکمنستان و ایران و بر اساس سیستم جدید خط‌آهن جنوب، غرب، مرکز و شرق، به یک کشور واقعا ترانزیتی تبدیل شود.

ازبکستان هم با دستیابی به پیشرفت‌های عمده در توسعه خطوط راه‌آهن داخلی خود و شبکه حمل‌ونقل جاده‌ای توانسته «گسترش زیرساختاری» خارجی را تنها در سمت افغانستان توسعه ببخشد.

مشکلات در روابط دوجانبه ازبکستان با تاجیکستان و قرقیزستان امکان توسعه کریدوری در جهت شرق-غرب را به این کشور نداده و به طور همزمان هم تاجیکستان را در یک رژیم محاصره ترانزیتی قرار داده و هم برای قرقیزستان شرایط مشابهی را در مناطق جنوبی این جمهوری به وجود آورده است.

از سوی دیگر، افغانستان، تاجیکستان و قرقیزستان متحدین نزدیکی برای ازبکستان به شمار نمی‌روند. به همین دلیل، در اینجا حل‌وفصل مشکل حمل‌ونقل بلافاصله بر روی مسئله طرح‌های زیرساختاری ژئوپلتیکی متمرکز می‌شود و این مسئله ساده‌ای نیست.

بویژه در شرایط ضرورت همراه شدن این طرح‌ها به گونه‌ای که پاسخگوی منافع ملی ازبکستان همراه با طرح‌های نقش‌آفرینان راهبردی خارجی نظیر: آمریکا، روسیه، چین و دیگر کشورهای همجوار باشد که در میان آنها کشوری که کمتر دچار درگیری بوده و دارای امکانات و توان بالقوه مشارکتی است، قزاقستان بوده که با دسترسی به کشور چین و همچنین در جهت‌گیری به سمت روسیه می‌باشد.

تجزیه و تحلیل مطالب رسانه‌های منطقه از جمله تعداد زیاد ارزیابی‌های کارشناسانه، وجود ایدئولوژی‌های خطرناک فراوانی را نشان می‌دهد که غالبا در تضاد با یکدیگر بوده و ازبکستان را به عنوان کشوری با خصوصیات زیر معرفی می‌کنند:

الف- کشوری خودکامه که در زمان تغییر شکل حکومت می‌تواند در وضعیت بی‌ثباتی داخلی قرار گیرد که به اطراف آن نیز توسعه یافته و منبع خطری برای امنیت آنها تلقی شود.

ب- کشوری متجاوز که دارای بلندپروازی برای رسیدن به رهبری منطقه است و طرح‌های تجاوزکارانه‌ای در رابطه با دیگر کشورهای منطقه در سر دارد.

ث- کشوری که دیگر سیاست خارجی خود را به سمت آمریکا و ناتو و در مغایرت با منافع منطقه‌ای روسیه و تا حد کمتری چین جهت‌گیری کرده است.

با این حال، نظریه توصیف شده با واقعیات مطابقت نداشته، دور از ذهن است و به صورت ابزاری مورد استفاده بازیگران خارجی و نیروهای ملی‌گرای سایر کشورهای منطقه قرار می‌گیرد. 

در حقیقت در ازبکستان امکان ضعیفی برای دخالت خشونت‌بار ساختارهای نظامی در سیاست بویژه با توجه به اختلافات موجود بین آنها، همچنان حفظ شده است.

علاوه بر این، مدیران کشور دارای این امکان بوده و آمادگی خود را برای استفاده از ابزارهای خشونت‌آمیز برای حمایت از رژیم حاکم نشان می‌دهند (نمونه بارز آن، حوادث ماه می سال 2005 در «اندیجان» و اقدامات بعدی رهبران کشور در برخورد با این حادثه است).
ادامه دارد...

انتهای پیام/خ
برچسب ها:
آخرین اخبار