امروز : دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 24
۰۷:۳۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 149004
تاریخ انتشار: ۴ فروردین ۱۳۹۴ - ساعت ۰۰:۳۳
تعداد بازدید: 195
آیت الله جوادی آملی
با فرارسیدن سال جدید و تقارن آن با ایام شهادت حضرت فاطمۀ زهرا(س)، لزوم بسط و گسترش آموزه های فاطمی، می تواند در نوع خود منجر به تقویت آموزه های معنوی در سطح جامعه گردد

آیت الله جوادی آملی

با فرارسیدن سال جدید و تقارن آن با ایام شهادت حضرت فاطمۀ زهرا(س)، لزوم بسط و گسترش آموزه های فاطمی، می تواند در نوع خود منجر به تقویت آموزه های معنوی در سطح جامعه گردد، لذا ضرورت این مسأله ما را بر آن داشت تا با انتشار دل نگاشتۀ حضرت آیت الله جوادی آملی که دغدغه های دل و جان خود را در وصف شاخصه های حضرت فاطمۀ زهرا(س)به رشتۀ تحریر درآورد، گامی در جهت شناخت هر چه بیشتر حضرت صدیقۀ کبری(س) برداریم، که تحقق این شناخت می تواند بهار فاطمی را با آموزه های فاطمی پیوند زند و به طور روز افزون جامعۀ اسلامی را به سوی سبک زندگی فاطمی رهنمون سازد.

۱. با تحليل کتاب و سنّت معصومين(عليهم‌السلام) و ترسیم گوشه‌ای از کمال وجودي اين سيده زنان جهان، مي‌توان به راز نامگذاری آن حضرت به «فاطمه» توجه نمود که حضرت امام باقر(ع) فرمود: هنگام تولد آن بانوٍّ خداوند فرشته‌ای را با وحی سبب قرار داد که پيامبراکرم‏(ص) آن حضرت را به نام «فاطمه» بنامد.

سپس فرمود: من تو را به علم، «فطم» نمودم و امام باقر(ع) فرمود: سوگند به خدا! خداوند او را با علم، فطم نمود؛ يعنی از هر جهل و غفلتی جدا نمود؛ چنان‌که رضاع او نيز با علم و معرفت شروع شد. و السلام عليها يوم ولدت و يوم استشهدت و يوم تبعث حياً؛ اللّهم اهل بيت الوحي کما نحب فاجعلنا کما يحبون!

وقتي سخن از موجودی است که زهره سماء و زهرای زمين است، وجودی که عرش و فرش، فرش هستی اوست و چهره ای که ثمره نتيجه هستی است، قلم سرافکنده و از ناوک او عرق خجلت بر صفحه کاغذ می نشيند و زبان، الکن و تنها شيون و ناله اَخرس را دارد.

۲. بياييم به مقدار توان، کوثر وجودش را در طرف هستی خود مالامال گردانيم؛ زهرايی که در سير عشق به پروردگارش سبقت گرفته؛ بلکه الگوی همه عاشقان شده. او که هيچ چيز جز ذکر محبوب و ياد معشوق نمي تواند وَقود عشقش و شعله حُبّش را سرد و خنک کند: «يا ربّ ليست من أحد غيرک تثلج بها صدري»، او که شادي قلبش و سرور نفسش در شعاع فيض ربوبي است و «تسرّ بها نفسي» او که قرّه عينش و اشک شوقش در پرتو نگاه رحماني است و «تقرّ بها عيني» و بالاخره، او که آرامش قلبش و آسايش جانش در توجه به اوست و «يطمئنّ بها قلبي»، او زهراست.

۳. اگر در صحنه سلامت نفس و صيانت روح او را بنگري، طائر طاهر وجودش سبکبال از هرچه بدي و پرتو آن از هرچه نيکي در آسمان پر ستاره فضيلت به پرواز درآمده و ندا در مي دهد: «اللّهمّ انزع العجب و الرياءِ و الکبر و البغي و الحسد و الضعف و الشکّ و الوهن و الضرّ و الأسقام و الخذلان و المکر و الخديعة و البلية و الفساد من سمعي و بصري و جميع جوارحي و خذ بناصيتي إلي ما تحبّ و ترضي»، او از آفريدگارش مسئلت مي کند تا همه ارجاس نفساني و ارجاز جسماني را از او دور دارد و زمام هستي و ناصيه وجودش را به سمتي بکشاند که رضاي او در آن است.
«فإنّها تعدل عنّي حسناً وحسيناً».

۴. او در مقام تعليم و آموزش علوم الهی و حقايق دينی، هرگز خستگی به خود راه نمي داد؛ بلکه شوق پاداش تعليم و صواب آموزش آن‌چنان او را به خود مشغول مي داشت که ضربات خستگی و لطمات رنج و ناراحتی، کمترين آسيبي به پيکره روح راسخ او وارد نمي ساخت: «فقالت: إکتريت أنا لکلّ مسألة بأکثر من مل‏ء ما بين الثري إلي العرش لؤلؤاً فأحري أن لا يثقل عليّ».

۵. وقتی او را در سيمای علی(ع) مي يافتی، بهترين مددکار و يار علی در مسير طاعت الهی بود. از ديدگاه علی بهترين همسر کسی است که نه تنها اجازه ندهد که شوهر در جهت خلاف گام بردارد و از ميدان اطاعت الهی بگريزد و نه تنها مانع کمال و عبوديت در مسير الهی شوهرش نگردد، بلکه او را در اين مسير سختْ يار و مساعد باشد. قال(ع): «الزهراء نعم العون علي طاعة الله».

۶. چون يکی از راههاي شناخت امور، شناسايی معادل و همسان است، براي بازيافت حقيقت و دريافت نفاست زهرا، تابلوی رسا و آية کبرای وجود اميرالمؤمنين بهترين راهنماست و لذا رسول اکرم (ص) فرمود: اگر علي(ع) نبود، زهراءٍّ کفو و همتايی نداشت: «لولا أنّ أميرالمؤمنين تزوّجها لما کان لها کفواً علي وجه الأرض إلي يوم القيامة مِنْ آدم فَمِنْ دونه».

۷. اگر او را در يکی از عالیترين چهره ها و برجسته ترين صورتهايش که همانا دفاع از حريم ولايت استْ بنگری، مشاهده مي کنی درياي وجودش به جوش آمده و موج هستی اش به اوج رسيده، همه و همه را فدای راه علی و نثار مقام علی(ع) می نمايد و مي گويد: يا علی! جانم فدای جان تو و نفس من نگاهبان نفس تو باد!: «قالت: روحي لروحک الفداء و نفسي لنفسک الوقاء». او وقتی مي بيند همسرش را با اکراه به مسجد می برند و به راحتي مقام خلافت را تعدّی مي نمايند، فرياد بر می آورد: دست از پسر عمويم برداريد و در غير اين صورت با همه وجودم از خدا دادرسی می طلبم و بدون شک، ناقه صالح از من در نزد پروردگار کريم‌تر نيست و بچه هاي من از بچه شتر کمتر نيستند: «خلّو عن ابن عمّي فوالذي بعث محمّداً بالحقّ! لئن لم تخلّوا عنه لأنشرن شعري و لأضعنّ قميص رسول الله علي رأسي و لأصرخنّ إلي الله تبارک وتعالي فما ناقة صالح بأکرم علي الله منّي و لا الفصيل بأکرم علي الله من ولدي».

۸. چهره زهرا که مظهر عطوفت رحماني و رأفت يزداني است، نسبت به شيعيان و پيروان ولايت که گرد عصيان و غبار طغيان بر سيماي جانشان نشسته است، همانند باران رحمتي شست‌وشوگر ذنوب و رافع کدور است. او همه انبياء را مشفوع به بکاء طفلان نموده و به عنوان زمينه دريافت غفران، پروردگارش را بدانها سوگند مي دهد: «إلهي وسيّدي! أسئلک بالذين اصْطفيتهم وببکاء ولديَّ في مفارقتي أن تغفر لعصاة شيعتي و شيعة ذرّيتي» ، و آنگاه که در صحراي محشر، عده اي زفير آتش و نفير نار را مي شنوند و فرياد ﴿هل من مزيد﴾ جهنّم نيز بلند است، اجنحه نجات و بال شفاعت از طرف حضرت زهراءٍّ بر سر آنها گسترده مي شود که: «إذا حشرت يوم القيامة أشفع عصاة النبي».

۹. وقتی زهرا را در نقش پرهيز از دنيا و ميل عقبا می نگري، شهد شيرين رضوان او را از مرداب عَفِن طغيان باز مي دارد و هرگز رغبتی حتی در حد نظر به دنيا ندارد و گاه که رسول اکرم (ص) وارد منزل شد، فاطمه دستي بر آسياب و دستی به آفتاب سيمای حسن داشت. وقتي او را به شوق آخرت دعوت و از ميل به دنيا منع می نمود، او با تمام خرسندي حامد نعم و شاکر آلاء الهي بود: «يا بنتاه! تعجّلي مرارة الدنيا بحلاوة الآخرة؛ فقالت: يا رسول الله! الحمد لله علي نعمائه و الشکر لله علي آلائه».

وقتی سلمان به لباس کهنه و مندرس زهرا نظر می کند و انگشت عجب بر دهان و ديدگان شگفتی باز مي کند؛ حضرت به وی مي فرمايد: ما از نصيب مادی خود در اين دنيا گذشتيم و به بهره عقبا می نگريم: «يا سلمان إنّ الله ذخر لنا الثياب و الکراسي ليوم آخر».

گاه که ياد معاد با دشواري راه و تهيدستی جان به خاطرش مي آمد، ابر اضطراب و غمام غصّه بر چهره اش مي نشست و روزی که چشم رسول اکرم به اين چهره نگران و روی اندوهگين افتاده، فلسفه آن را پرسيد، حضرتش عرض کرد: ياد قيامت و عريان بودن مردم در پيشگاه ربوبي، اينگونه مرا پريشان نموده است: «يا أبة ذکرتُ المحشر و وقوف الناس عراة يوم القيامة».

گاه ديگری که رسول الله(ص) او را اينچنين سرآسيمه و آشفته ديد، فرمود: دخترم چگونه ای؟ او در جواب از شدّت خوف و زيادتی فاقه و طول اسف نسبت به معاد حکايت کرد: «والله! لقد اشتدّ حزنی و اشتدّت فاقتی و طال سقمی».

۱۰. آنگاه که در مقام تربيت فرزند قرار مي گيرد و مي خواهد همانند باغباني دلسوز، لاله هاي باغ هستي را آن سان بپروراند که شميم عطر وجودشان جامعه بشري را در اوج عبوديت و نيز معيار عدالت را در ميان اجتماع گسترده سازد، آنها را امر به اطاعت الهي و بندگي ربوبي نموده و توصيه مي کند همانند پدرشان علي(ع) بوده که تنها در مقابل پروردگاري که مبدأ قدرت و منشأ عزّت است، سر فرود آورده و هر قدرت غير الهي را به هيچ انگاشته و با انسانهاي کينه توز و دشمن، هرگز طرح دوستي و زمينه رفاقت در نياندازد: أشبه أباک يا حسن! واخْلع عن الحقّ الرسن ٭٭٭٭ و اعبد إله‌ ذا منن و لا توال ذا الإحن

۱۱. چهره تابناک زهرا در تحمّل مشکلات و پذيرش مصائب، به حدّی پرصلابت است که گويا کوه وجودش را با بنيانی سُرب پی ريزي نموده و هيچ مصيبتي نمي تواند آن‌ را متزلزل و دگرگون سازد؛ بلکه هرچه اين مصائب بر او ببارد، آن ممتحنه الهي شکوفاتر و درجات قرب الهي او افزون‌تر مي گردد: «يا ممتحنة امتحنک الله الذي خلقک قبل أن يخلقک فوجدک لما امتحنک صابرة».
اعتقاد به کوثر بودن زهراٍّ و الگو بودن دختر بطحاء است. او نه تنها اسوه زنان و رهبر نسوان است، بلکه امام مردان و زعيم قاطبه نيکان است.

و چون رضا و غضب دو وصف نيست، بلکه جامع همه اوصاف انساني است، زيرا کار انساني يا مورد رضاي الهي است و يا جاي غضب پروردگاري؛ و چون فاطمه مظهر رضاي الهي و غضب ربوبي است، بنابر اين تمام اوصاف انساني با معيار رضا و غضب فاطمه بررسي مي شود که اگر عملي از ديدگاه فاطمه، مظهر رحمانيت الهي، پسنديده و نيکو بود، خدا از عمل و صاحب آن راضي و اگر پذيرفته نبود، خداوند نيز از آن کار و صاحب آن غضبْ آلوده است.

از اين جهت، او معيار صحت و قبولي و ارزش و بي اعتباري همه عقايد اعمال و کردار است و اگر در روايت آمده است که آنها در قيامت ميزان اعمال هستند، يعني معيار بودن آنها در صحراي محشر ظاهر مي شود؛ وگرنه آنها هم اکنون معيارند و رضاي آنها ملاک حقّانيت و غضب آنها ميزان بطلان است.

برچسب ها:
آخرین اخبار