امروز : سه شنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 17
۱۲:۲۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 149553
تاریخ انتشار: ۱۴ فروردین ۱۳۹۴ - ساعت ۱۲:۵۸
تعداد بازدید: 245
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پیروان مــوعـــود، محمدرضا وصفی به تازگی در سمت رایزن فرهنگی ایران در اتریش منصوب شده و کار خود را نیز پیش از شروع سال ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پیروان مــوعـــود، محمدرضا وصفی به تازگی در سمت رایزن فرهنگی ایران در اتریش منصوب شده و کار خود را نیز پیش از شروع سال جدید در محل خدمتش آغاز کرد. با وی درباره فعالیت‌های فرهنگی خود در لبنان و نیز فضای فعالیت‌هایش در کشور اتریش صحبت کردیم.

وی پیش از یکی از مدیران وزارت فرهنگ و ارشاد که می‌توانید  (اینجا و اینجا بخوانید) .

* با یک کارت خبرنگاری به لبنان رفتم

فارس: شما پیش از حضور در وزارت ارشاد هفت 7 سال در لبنان بودید، شرحی از فضای آن دوران بدهید.

وصفی:  شرح  آن بسیار است، اما می توانم بگویم ، یک زمان هست که شما با جدال بین شرق و غرب به شکل  تئوریک آشنا می شوید و آن را به صورت تئوری مطالعه کرده‌اید، ولی یک زمان هست که آن را کاملا در مسیر زندگی حس می‌کنید. بنده با چالش بین شرق و غرب که برای خود تاریخی طولانی پیش و پس از اسلام دارد در لبنان از نزدیک و به شکل ملموس آشنا شدم و با آن زندگی کردم و به نظرم این دستاورد بزرگی برایم بود.

در آنجا در رایزنی فرهنگی مشغول بودم، و تنها برگه رسمی ای که با خود داشتم یک کارت خبرنگاری بود. به خاطر اینکه اگر کشته شدم دست کم معلوم شود مسئولیتی داشته ام ، سال 72 به لبنان رفتم. آن دوران مصادف با دورانی بود که در بیروت  تنها 2 یا 3 ساعت در روز برق وجود داشت، بدین واسطه شب‌ها مجبور بودم با شمع و یا زیر نور چراغ قوه کارها را انجام دهم و یا کتاب بخوانم  و نیز به این دلیل که همسرم فرزند آخرم محمد هادی را باردار بود شش ماه اول اقامت نخست را تنها در لبنان بودم.  شرایط سختی بخاطر آثار جنگ های داخلی دربیروت بود و این شرایط سخت با رسیدن آنها دو چندان شد. حساب کنید از ساعت 5 بعد از ظهر تا 22 یا 23 باید با شمع و یا نور چراغ قوه سر می‌کردیم .

هنوز آثار درگیری‌های داخلی در بسیاری از مناطق لبنان وجود داشت و خیابان های این کشور هنوز خاکریزبندی بود که سال ها جبهه شرقی و غربی این کشور با یکدیگر جنگیده بودند و شهر خسته بود از جنگ . «رفیق حریری» تازه به عالم سیاست وارد شده بودو. پیش از آن زمان هنوز وی به اندازه آن سالها مشهور نبود و فضای لبنان هم آمیخته بود از شرایط بسیار برای کار کردن در عرصه فرهنگی . انواع رسانه ، تکثر فرهنگی و .... در یک محیط و یک دانشگاه ، فضایی کاملا اسلامی - عربی و در یک محیط و دانشگاه کاملا فضایی آمریکایی و در فضایی دیگر فرهنگ فرانکفونی و فرانسوی .... این تکثر در کشوری کوچک به نام لبنان  وجود داشت؛ و به قول خوش ذوقی می گفت ؛ گویا خداوند گل این کشور را یک بار ریخته است و پس از آن کوزه آن شکسته است و تکراری ندارد.

در آن زمان در بیروت، بی آبی نیز بود . در محله‌های شیعه نشین وزارت جهاد کشورمان بشکه هایی را ایجاد کرده بود که هر شب آنها را پر می کردند و مردم برای آب آشامیدن از آن آب ، با دبه  در صف می ایستادند و پر آنها را برای شرب روزانه پر می کردند. در کوچه‌های باریک برج‌هایی ساخته بودند که اگر تق کوچکی صدا می آمد، انعکاس آن در سرتاسر کوچه می پیچید. ما هم مثل بقیه مردم بودیم ، مثل بقیه ظرف‌های آب را پر کنیم و از پله ها 8 طبقه بالا بکشیم.

* فارس: جز لبنان کدام کشور را می خواستید انتخاب کنید؟

وصفی: آن زمان یکی دو کشور پیشنهاد شده بود، اما ترجیح دادم  با وضعیت پایین تری از نظر پرداختی و معیشت لبنان را انتخاب کنم. لبنان مدرسه‌ای برای آب دیده شدن بود. به فضایی بود که به آن علاقه مند بودم. لبنان را دوست داشتم. لبنانی که آن را  از طریق کتاب‌هایش می‌شناختم و نیز از طریق رسانه، نه بیشتر.

آن موقع هم اینترنت نبود و تصویری واضحی از این کشور نداشتم؛ آن زمان حتی از بیروت به تهران پروازی وجود نداشت و باید از دمشق پایتخت سوریه و از مرز زمینی وارد لبنان می شدیم.

پیش از آن چند سالی طلبگی کرده بودم. گمان می کردم که عربی خوب می دانم و می پنداشتم هر کس شبکه های عربی را گوش دهد و بفهمد تمام است، ولی وقتی به فرودگاه رسیدم و راننده جلویم آمد، تقریبا می توانم بگویم که کپ کردم .او کاملا با لهجه محلی لبنانی و شکسته خوش و بش کرد!

* حدود 10 یا 11 سال طلبه بودم

* فارس: چند سال طلبه بودید؟

وصفی: حدود 10 یا 11 سال در حوزه علمیه قم طلبگی کرده بودم . در لبنان نیز در کلاس درس خارج مرحوم آیت الله فضل الله و همچنین پای جلسات علمی مرحوم آقای شمس الدین حاضر می شدم . هنوز هم خود را یک طلبه می دانم چون به تمام معنا به سخن امروز دنیا یعنی - لایف لانگ لرنیک - یا همان سخن کهن خودمان - زگهواره تا گور دانش بجوی - ایمان دارم و این سنت را جزو ذات فرهنگ این سرزمین می دانم.

* فارس: در فضایی که عنوان کردید برای رایزنی فرهنگی ایران چه فعالیت هایی انجام می دادید؟ فضای انقلاب اسلامی در لبنان وجود داشت یا خیر؟

وصفی:  بله. لبنان از تاریخ انقلاب اسلامی جدا شدنی نیست. الان نیز همین طور است.  ما مراسم‌های خاصی را به مناسبت های مختلف انقلاب داشتیم و یکی از مراسم های بسیار خوب این بود که تمام رسانه های لبنان کنار هم جمع می شدند و به مناسبت  روز ملی کشورمان با اصحاب رسانه یک همزبانی و گفت و گوی بسیار خوب شکل می گرفت، تمام روزنامه های السفیر، الحیات، خبرنگاران ، سردبیران ، دبیران سرویس  و .... همگی جمع می شدند و مراسمی باشکوه و دیدنی برگزار می‌شد.  چالش‌هایی هم در افکار برخی از آنها وجود داشت و البته اتفاقاتی نیز درپیشینه لبنان اتفاق افتاده بود که کارهای ما را چالش برانگیز تر می کرد .

* نخستین کتاب هایی که ترجمه شد آثاری از «محمدجواد لاریجانی» بود

* فارس: مباحث چالشی که عنوان کردید چه بود؟

وصفی:  در لبنان گروه‌ها و افکار گوناگون از چپ و راست  زیاد وجود داشت . شاید برخی علاقه مند بودند که انقلاب اسلامی را صرفا با نگاه چپ خوانش کنند و یا بعضی می خواستند از انقلاب ما تصویری  لیبرال – دموکرات ترسیم کنند. در بین روشنفکران  کمتر کسی با ماهیت و چیستی انقلاب اسلامی آشنا بود و این آشنایی تنها به دایره شیعیان محدود می شد.  یکی از مشکلات آن دوران  این بود که متون با ارزش زیادی که چیستی انقلاب و اندیشه آن را معرفی کند نداشتیم و کتاب ترجمه شده از فارسی بسیار کم بود . آن زمان خیلی تلاش کردیم که کتاب‌های با ارزشی ترجمه شود. شاید از جمله نخستین آثاری که ترجمه شد کتابهایی از «محمدجواد لاریجانی» و دکتر ولایتی بود . به تعدادی از ناشران توصیه کردیم که کتاب ها را ترجمه کنند، چند ناشر به این حوزه علاقه مند بودند که تا الان کار را ادامه داده اند . بعد ها هم مرکز الحضارة للتنمیه شکل گرفت که کارهای ارزشمندی را تالیف و ترجمه کرده است و این خلاء را در خیلی از حوزه ها پر کرده است.

 لبنان و گذشته آن فضایی نبود که با انقلاب اسلامی گره نخورده باشد . پاره‌ای از انقلابی ها ، پیش از انقلاب اسلامی مثل چمران و یا امام موسی صدر به عنوان عالمی بزرگ و با گفتمانی جهانی در لبنان بودند و حتی مجاهدین  و چریک های فدایی در آنجا پایگاه داشتند.  درگیری ها و اختلاف هایی هم بین انقلابیون ایران پیش از انقلاب در لبنان وجود داشت که خودش یک کتاب تاریخ است و هنوز کار علمی و مستند نگاری روی آن نشده است .مرحوم «محمد منتظری» هم پیش از انقلاب در لبنان حضور پررنگی  داشت و از این دست سخن ها بسیار است .  حتی حضور «مرحوم سیداحمد خمینی» و انقلابی هایی همچون آقای «علی جنتی» که برای فرار از دستگاه های رژیم شاه به لبنان رفته بودند.

فارس: اینکه کسی که کارمند رایزن فرهنگی است، در جلسات خارج از درس هم شرکت کند، نکته جالبی است.

وصفی:  بله ، همین طور است. درسهای آقای فضل الله صبح های زود تشکیل می شد و جلساتی نیز در میان هفته پس از نماز در منزل داشتند. در آن زمان من در روز تا ساعت 10 یا 11 شب کار می کردم . بین مردم و اهل علم و اهل فرهنگ .به ندرت در لبنان می توانستم به خانواده‌ام که در محله شیعیان با مشکلات فراوان ساکن شده بودند، مانند دیگر ایرانیان رسیدگی کنم.

* در لبنان خودمان میهمان مجالس دینی آنان بودیم و نه مجلس گردان!

* فارس: شرح وظایف‌تان در لبنان چه بود؟

وصفی: هر خدمتی که  می‌شد فرهنگ ایران و انقلاب اسلامی را نشان داد انجام می دادیم.  برای فرهنگ اهل بیت البته کاری نمی کردیم، چون بخشی از جامعه لبنان منبع این افکار و فرهنگ بودند و معلم ما ایرانیان از دوران صفویه . لذا ما در لبنان خودمان میهمان مجالس دینی آنان بودیم و نه مجلس گردان!

* تنها ایرانی‌ای بودم که در روزنامه ها مقالات می نوشتم

* فارس: شما با متفکران لبنانی مذاکراتی را انجام داده بودید؟

وصفی: بله. شاید تنها ایرانی‌ای بودم که در روزنامه ها مقاله می نوشتم. پس از شش ماه که در لبنان بودم و خودم را پیدا کردم و محیط را شناختم در روزنامه های الحیات، السفیر، النهار ، المستقبل و البلاد  و .... شروع کردم به مقاله نوشتن و نشست های حضوری با ارباب رسانه. اولین یادداشتم بسیارکوتاه بود و پس از انفجار خبر درعربستان که همه به یکباره و بدون دلیل ایران را محکوم کردند . یک یادداشتی در روزنامه السفیر  نوشتم که پاسخی طنز گونه به اینگونه رفتار رسانه های دنیا داشت. خوشبختانه  در حال حاضر روش شده که بسیاری از آبشخور های گروه های تند رو خودشان هستند .

پس از مدتی هم وارد فضاهای دانشگاهی شدیم و دیدار و گفتو گو با اندیشمندان لبنانی و یا عرب که از دیگر کشور ها به مناسبت های مختلف به بیروت می آمدند. و بعد در دانشگاه‌های مسیحی وارد بحث های بین اسلام و مسیحیت شدیم . بعدها پای شیعیان لبنان نیز به آن دانشگاه ها و حوزه های فکری باز شد. تقریبا اولین تیم ایرانی بودیم که فعالیت فرهنگی را در محیط های مسیحی و سنی دنبال کردیم. آن زمان به طرابلس هم رفتیم، در حالی که در آن زمان ایرانی‌ها جرات حضور در آن شهر را نداشتند و هنوز از رفتن به آن مناطق پس از گروگان گیری دیپلمات های ایرانی نگرانی وجود داشت. اما ما توکل به خدا می کردیم و می رفتیم و نمی دانستیم هم که بر می گیردیم یا نه.

* فارس: چه نمایشگاهی در آن شهر برپا کردید؟

وصفی: ما در یکی از دانشگاه‌های طرابلس نمایشگاه فرهنگی زدیم، در آن زمان برخی از عالمان برجسته طرابلس طرفدار انقلاب اسلامی بود . اگر چه حضورمان مربوط به مخاطب هایی خاص نبود و سعی می کردم با بسیاری از مجامع اهل سنت و مسیحی ارتباط بگیریم. پس  از غیاب «امام موسی صدر» تقریبا پرونده این ارتباط ها بسته شد بود و بیشتر فضا ، فضای مبارزاتی بود . اما ما  فضای فرهنگی و سفره آن را باگستردگی هر چه تمام باز کردیم. بنابراین کار ما با فضای دانشگاهی و مجامع علمی و پژوهشی و فرهنگی و هنری بسیار گسترده بود و حتی یک سال نمایشگاه بزرگی از مطبوعات ایران برپا کردیم به گروه های علمی و دانشگاهی نیز که از دانشگاه های ایران به لبنان می آمدند و تعدادشان متنوع بود ، سرویس می دادیم .

*مسئله گروه‌های تکفیری را به شکل امنیتی و مسلحانه، نظامی و امنیتی نمی توان حل کرد

* فارس: شما دکترای خود را از لبنان گرفتید؟

وصفی:  بله . پیش از رفتن مشغول تحصیل در مقطع فوق لیسانس مدیریت فرهنگی در دانشگاه علامه طباطبایی بودم.  مرخصی 2 ساله گرفتم ولی اتفاق ها بگونه ای شد که حضور من در لبنان طولانی شد . از این رو شرط کردم که اگر می خواهید بمانم، نمی‌خواهم دانشگاهم را از دست بدهم. گفتم به شرطی می مانم که اجازه داشته باشم در روزهای تعطیل که برابر تقویم لبنان متفاوت بود ، درسم را هم ادامه دهم. البته از این فرصت بیشتر برای ارتباط گیری با دانشگاه استفاده کردم، یعنی حضورم بیشتر حضوری که یک دانشجوی معمولی باشم نبود و اساتید هم با این نگاه به من نگاه نمی کردند و بیشتر حضوری برای گفت و گو بود. آن زمان تعداد افراد ایرانی که در دانشگاه های لبنان حضور داشتند و می توانستند نمایندگی کنند افکار ایران را کمتر از عدد انگشتان یک دست بود.

متاسفاه حوادث تلخ اخیر فاصله ها را زیاد کرده است .  این مسئله نشان می دهند که اگر یک جمع فرهنگی در محیطی پر التهاب باشند می توانند در درمان مشکلات کمک کنند . این همان نکته ای است که آقای «سیدحسن نصرالله» نیز به آن اشاره کردند. مسئله گروه‌های تکفیری را به شکل امنیتی و مسلحانه، نظامی و امنیتی نمی توان حل کرد. این مسئله، وجه اعتقادی نیز دارد  و نیازمند کار فرهنگی و حضور اهل خرد است که ما در آن دوران خیلی تلاش می کردیم ، فاصله ها کم شده و آگاهی ها افزوده شود.

* فارس: بعد از بازگشت از لبنان به ایران، سمت خاصی در کشور گرفتید؟

وصفی: نه ، برای مدتی کارشناس سازمان فرهنگ و ارتباطات بودم. سال 81 زمانی که آقای مسجدجامعی سمت معاونت وزارت ارشاد و سپس وزارت را داشتند، طی دو بار حضور در لبنان ، گفت و گو هایی اولیه به منظور شناخت بیشتر بین ما و ایشان انجام شد و  پس از بازگشتم به ایران با پیشنهاد آقای مسجدجامعی به معاونت وقت فرهنگی، یعنی آقای رمضان‌پور، برای مسئولیت در اداره کل مجامع و فعالیت های فرهنگی  معرفی شدم و مدیر کل پیشین هم، آقای شعاعی نماینده ایران در اکو شدند.

* فارس: بهترین سفر خارجی که در دوران مسئولیت تان رفتید.

وصفی: افغانستان.

* سازمان فرهنگ و ارتباطات خواستگاری کرده است/ آشنایی‌ام از اتریش زیاد است/ با حوزه کاری آشنایم

 

* فارس: روند اعزام شما به اتریش چگونه صورت گرفت؟

وصفی: سازمان فرهنگ و ارتباطات خواستگاری کرد و مهمترین مسئله این بود که دانشگاه تهران موافقت کند. خیلی روی حوزه هایی که پیشنهاد کردند مطالعه کردم و با عزیزی از مدیران سازمان فرهنگ و ارتباطات شوخی کردم و گفتم که من را اتریش نفرستید چون این کشور دیگر چیزی برای من ندارد، تاریخ منطقه را کاملا خوانده‌ام و کتاب‌های مختلفی در این زمینه مطالعه کردم و با حوزه کاری آشنایم.

* فارس: کشور دیگری را پیشنهاد کردند که شما قبول نکنید.

وصفی: بله 2 تا پیشنهاد برای کشورهای عربی دادند که قبول نکردم.

* فارس: برای اتریش لابی نکردید.

وصفی: نه لابی نکردم. پیشنهاد خود دوستان بود، علت اینکه کشورهای عربی را نپذیرفتم این است که خیلی نمی توان الان کار فرهنگی در این کشورها انجام داد، با توجه به چالش های منطقه؛ یعنی زمان، زمان کار فرهنگی نیست، حوزه اروپا را هم از باب اینکه خیلی درگیر مسئله اسلام در اروپا و شرق شناسی یا اسلام شناسی در اروپا شدم به خاطر همین پذیرفتم.

* مقایسه نمایشگاه کتاب تهران با نمایشگاه کتاب فرانکفورت کار غلطی است

* فارس: نمایشگاه کتاب مهمی در اتریش است.

وصفی: در نیمه دوم آبان ماه نمایشگاه هایی مثل نمایشگاه سوئد و ... دارد؛ نه به مانند نمایشگاه لندن است و نه فرانکفورت، نمایشگاه کتاب فرانکفورت هدف صنعت نمایشگاهی دارد، چرخه اقتصادی به نام صنعت نمایشگاهی دارد، هر هفته 2 یا 3 نمایشگاه مهم در شهرهای مختلف دارد که یکی از آنها نمایشگاه کتاب است، صنعت نمایشگاهی خیلی از کشورها به این شکل نیست. از همین منظر هم اشاره کنم که اصلا مقایسه کردن نمایشگاه کتاب با نمایشگاه کتاب فرانکفورت کار غلطی است. چون ما اصلا صنعتی به نام صنعت نمایشگاهی نداریم.

دوبی تلاش می کند که از این دست کارها در منطقه خودش انجام دهد که اتفاقا یکی از چالش‌های ماست، کدام کشور فرهیخته‌تر، بزرگ‌تر، گردش جمعیتی بیشتر از ایران دارد، آیا ایران یا یک کمپانی که در حاشیه خلیج فارس قرار دارد و اسم کشور بر خود گذاشته!! حال این ها نیازمند ملزومات خاصی است و نیازمند همراهی وزارت خارجه است و نیازمند بخش گردشگری است که با صنعت نمایشگاهی همراهی کند.

انتهای پیام/و

منبع:فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها