امروز : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 24
۰۲:۵۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 149800
تاریخ انتشار: ۲۰ فروردین ۱۳۹۴ - ساعت ۱۳:۱۶
تعداد بازدید: 370
در این بین جادوگر می‌گوید خبر را به قیصر بده و برای جنگ آماده شو. اما با عده کمی برو تا شکست بخوری و من هم اینجا ترتیبی برای از بین رفتن قیصر و نواده‌اش می‌کنم تا قدرت به تو برسد.

تقابل خیر و شر، تاریکی و روشنی و حسادت جاهلان و نادانان به وارستگان برای مقابله و دشمنی با آنان و از میان برداشتن آنان برای رسیدن به مقصود خود در همان ابتدای فیلم به طور نمادین با نشان دادن پروانه ای که فرشته ای در عالم معنا و ماورای طبیعت بوده و از حضرت مریم مأموریتی یافته است اما در عالم عین و واقع  به شکل یک پروانه درآمده است و دنبال کردن فرشته توسط خفاش برای تسلط یافتن بر آن و از بین بردن او به نمایش در آمده است.
 
این فرشته در حال جستجو برای انجام مأموریت خود می‌باشد که از جاهای مختلفی در شهر قسطنطنیه عبور می‌کند و به اسقفی می‌رسد که در میدان اصلی شهر قرار دارد و از تعلیم انجیل متی برای مردم از موعود می‌گوید که بر اساس آن کسی را غیر از حضرت عیسی موعود معرفی می‌کند.
 
و سیر روایی داستان با گذر پروانه ادامه پیدا می‌کند تا به کلیسا می‌رسد و در آنجا شاهد دعا و راز و نیاز ملیکا هستیم تا آنکه اسقف به کلیسا می‌آید و در گفتگویی که میان اسقف و ملیکا صورت می‌گیرد، به برخی از عقاید و افکار ملیکا و شخصیت او آشنا می‌شویم و آن عدالت طلبی و نگرانی او از ظلم و جور زمانه است و در پرسشی اسقف از او می‌پرسد: آیا هنوز نگرانی ازدواج با هراکلیتوس هستی؟ و او در پاسخ می‌گوید: نمی‌دانم که آیا او می‌تواند مرا به آرزویم که برقراری عدالت و پایان دادن به ظلم و ستمی که جهان را فرا گرفته است برساند؟! و بالاخره پروانه به ملیکا می‌رسد. ولی خفاش به کلیسا نمی‌آید که خود می‌تواند حاوی پیامی باشد.
 
 
و در ادامه خلوت جبهه شر را می‌بینیم که هراکلیتوس با جادوگر و خفاش با هم در رابطه با به دست آوردن قدرت نقشه می‌کشند و در اینجا  هراکلیتوس هدف خود از ازدواج با ملیکا را آشکار می‌کند که همان رسیدن به قدرت و مسند امپراتوری است. اما همچنین از نقشه‌هایی که در برابر ملیکا کشیده است ابراز نگرانی و ترس می‌کند زیرا او را قدیسه می‌داند و ممکن است برای آن‌ها ایجاد مشکل کند.
 
ملیکا در هنگام خواب، انجیل را در آغوش گرفته است که پروانه هم در کنار اوست و در عالم خواب رؤیایی می‌بیند که به دنبال همان پروانه به خیمه ای راه می‌یابد که حضرت مریم را در آنجا زیارت  می‌کند و ایشان او را نواده حضرت عیسی به واسطه جناب شمعون معرفی می‌کند و در این هنگام حضرت عیسی بشارت ازدواج با مردی را به او می‌دهد که ثمره آن فرزندی خواهد شد که موعود است و عدل و داد را در زمین برقرار خواهد نمود. اما ناگهان ملیکا با صدای جارچیان که پیام ازدواج ملیکا و هراکلیتوس را جار می‌زدند. اما ملیکا با خوابی که دیده است بیش از پیش از ازدواج با هراکلیتوس مردد می‌شود و با استمداد الهی برای تأخیر ازدواج با قیصر به مذاکره می‌پردازد اما به علت گره خوردن ازدواج با مسائل سیاسی اجتماعی از دید پدربزرگش توفیقی به دست نمی‌آورد.
 
مراسم ازدواج برگزار می‌گردد نوعی از آداب و رسوم رومی را در فیلم شاهد هستیم. ملیکا گل نرگسی را که در اتاقش دارد می‌بوسد و برای رفتن سر سفره عقد با نگرانی و تشویش آماده می‌شود. در عقد که به سنت کلیسا برگزار می‌شود و اسقف به سلاله پاک جناب شمعون از نوادگان حضرت عیسی اشاره می‌کند  و هراکلیتوس را برای عقد و زندگی سوگند می‌دهد که او بی هیچ مقدمه ای سوگند می‌خورد و در ادامه نوبت به ملیکا می‌رسد او از این امر هم نگران است و تنها امید او به پروانه ای است که او را همراهی می‌کرد و با حضور او بشارتی که حضرت مسیح به او داده است را به یاد می‌آورد. اما  او پس دوبار تکرار حاضر به قسم خوردن نمی‌شود و برای بار سوم نیز نمی‌تواند بگوید و تردید دارد که ناگهان زلزله ای به وجود می‌آید و مراسم را به هم می زند.
 
 
خبر پیشروی دشمنان پیش از این به هراکلیتوس رسیده بود و  او برای به هم نخوردن مراسم ازدواج به قیصر نگفته بود.  اما اکنون سپاهیان اسلام به دروازه روم رسیده‌اند و هراکلیتوس نگران از این ماجرا به جادوگر پناه می‌برد که نقشه‌های به قدرت رسیدنشان را از راه دیگری دنبال کنند.
 
در این بین جادوگر می‌گوید خبر را به قیصر بده و برای جنگ آماده شو. اما با عده کمی برو تا شکست بخوری و من هم اینجا ترتیبی برای از بین رفتن قیصر و نواده‌اش می‌کنم تا قدرت به تو برسد. پیش خدمت ملیکا که نقشه را شنیده است در این حین توسط هراکلیتوس دیده می‌شود و تهدید می‌شود و دخترش را حبس می‌کنند. اما بالاخره داستان را به ملیکا می‌گوید.
 
قیصر از پیامی که دیر به او رسیده است آشفته می‌شود و در نهایت فرمان جنگ می‌دهد. جنگ شروع می‌شود و ملیکا و پیش خدمتش به دنبال دختر می‌روند که دختر پیدا می‌شود و بدون مقدمه ملیکا را با لباس بردگان می‌بینیم که از قصر در حال فرار است که مجروح می‌شود و در عالم رویا دوباره حضرت مریم را می‌بیند که به معرفی حضرت فاطمه می‌پردازد و در این حین با شهادتین گفتن توسط حضرت زهرا مسلمان می‌شوند  و سپس حضرت او را برای فرزند خود خواستگاری می‌کند و بشارت‌هایی را به او می‌دهند اما رنج و سختی را هم به او یادآور می‌شوند. میکا ناگهان خود را در گاری می‌بیند که به سمت بغداد در حرکت است. امام هادی که در حصر حکومت عباسی است به واسطه یکی از یارانش نامه ای را به ملیکا که در بازار بردگان است می‌رساند و او بهای امانت داری برده فروش را هم که به نظر آدم خوبی می‌رسد! می‌پردازد.
 
در ادامه شاهد مراسم عروسی به رسم و سنت عرب هستیم اما مشخص نیست این مراسم برای چه کسی است! و سپس داستان به یک سال بعد می‌رود و شب میلاد حضرت مهدی را توسط نرجس خاتون روایت می‌کند.
 
 
با توجه به آنکه مخاطب فیلم کودک و نوجوان هستند گاهی تکراری بودن گفتگوها و ریتم کند فیلم خسته کننده به نظر می‌رسد و شاید بهتر آن بود تا خرده روایت‌های بهتری در کنار روایت اصلی برای غنای بهتر و جذابیت بیشتر داستان به کار برده می‌شد. به لحاظ بهره گیری از احساسات و عواطف نسبتاً خوب بود اما بیش از این می‌توانست اثر گذار باشد. هر چند فیلم بیان یک رویداد به زر تاریخ است ولی شاید بتوان یک نتیجه گیری کلی هم از آن گرفت و آن اینکه در همه حوادثی که پیش می‌آید شاهد پیروزی خیر بر شر هستیم. در سیر منطقی در روایت داستان سوا لاتی برای بیننده ایجاد می‌شود که فیلم بدون توجه از آن‌ها عبور می‌کند مثلاً سرنوشت هراکلیتوس و قیصر و روم چه شد؟ و یا اینکه چطور ملیکا وارد خانه حضرت هادی که در حصر بودند شدند؟
 
فیلم به لحاظ روایی ظرفیت و پتانسیل لازم را دارد اما کمی به لحاظ فیلم نامه و دیالوگ ضعیف است. اما نقطه تمایز انیمیشن از سایر نمونه‌ها آن است که در آن به عالم ماورائ اشاره شده است و بر آن تاکید گردیده و استمداد طلبی در شرایط سختی توسط نقش اول داستان می‌تواند تصویر والگویی ذهنی در ذهن مخاطب ایجاد نماید. و نیز موضوع موعود و مبارزه با ظلم و ستم و تقابل میان خوبی و بدی از همان ابتدای داستان آغاز گردیده و به یکی از دغدغه‌های مهم نقش اول آن تبدیل گردیده. و همچنین  به جهت تاریخی اشاره به دو دین مهم و تأثیر گذار و همچنین دو دولت، حکومت و فرهنگ که پیوند تاریخی میان آن‌ها به وجود آمده است نیز فابل تأمل است.
 
 
منبع: فرهنگ نیوز
 
 
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها