امروز : سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵ - 2017 January 23
۰۲:۵۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 150083
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردین ۱۳۹۴ - ساعت ۱۱:۱۳
تعداد بازدید: 464
حکومت نظامی دائم در آمریکا/
ایالات متحده آمریکا به ایالات متحده جاسوسی تبدیل شده است. جاسوسی بیست و چهار ساعته از شهروندان، اولین قدم در ایجاد یک دولت پلیسی و یک حکومت نظامی دائم در کشوری به بزرگی آمریکاست.همچنین شرکتهای خصوصی وجود دارند که اطلاعاتی در مورد فعالیتهای سیاسی و اعتراضی آمریکاییها در خیابانهای این کشور جمع آوری می‌کنند.

حکومت نظامی دائم در آمریکا/
به گزارش پیروان مــوعــود؛ایالات متحده آمریکا به ایالات متحده جاسوسی تبدیل شده است. مقامات دولت و نهادهای اطلاعاتی این کشور از ساده‌ترین اطلاعات نظیر این‌که یک شهروند آمریکایی با چه کسانی، چه وقت و از کجا تماس گرفته نیز نمی‌گذرند و از همین اطلاعات شاید به ظاهر بی‌ارزش، به جاسوسی از مردم کشورشان می‌پردازند. در این گزارش که برگرفته شده از یک مستند است به بررسی ابعاد پیچیده‌تر و پیامدهای وخیم‌تری از این جاسوسی در زندگی شهروندان آمریکایی می پردازیم. همچنین بررسی می‌کنیم که چگونه جاسوسی از شهروندان، اولین قدم در ایجاد یک دولت پلیسی و در حقیقت یک حکومت نظامی دائم در کشوری به بزرگی آمریکاست.

 

ظهور مطبوعات و آینده جاسوسی در آمریکا
ایالات متحده آمریکا به ایالات متحده جاسوسی تبدیل شده است

 

 

اگر به میان مردم آمریکا بروید و درباره جاسوسی آژانس امنیت ملی از مردم بپرسید، خیلی‌ها به شما چیزی نمی‌گویند، چون از ابراز عقیده در این مورد می ترسند. این در حالی است که برخی دیگر نیز راجع به مخالفتشان با این جاسوسی بسیار شفاف هستند. یکی از این افراد می‌گوید: "این کار غیرقانونی است. ما دارای حق حریم شخصی هستیم. چه وقتی در میان مردم هستیم، چه در کامپیوترها یا تلفنهایمان. دولت هیچ حقی برای جاسوسی از ما ندارد. این کار باید متوقف بشود، اما این کار را در اغلب اوقات میکنند. شما نمیتوانید از چراغ قرمز رد شوید؛ در این صورت 10 دوربین مشخصات شما را ثبت می کنند. شما حتی در اماکن عمومی دارای حریم شخصی نیستید. فکر میکنم دولت ما خیلی، خیلی چپگرا و سوسیالیست شده است."

 

از طرف دیگر، برخی افراد هم می‌گویند "اگر مرتکب کار اشتباه و خلافی نمیشوید پس نباید چیزی را هم مخفی کنید." یا "آیا اگر به مکالمات تلفنی ام گوش دهند ناراحت میشوم؟ نه. حتی یک ذره. چون چیزی برای پنهان کردن ندارم." اتفاقاً همین جمله "وقتی چیزی برای مخفی کردن ندارید، ترسی هم از چیزی ندارید." جمله ای است که مستقیماً به "جوزف گربل" وزیر پروپاگاندای دولت نازی آلمان نسبت داده شده است.

 

حقیقت نظام نظارتی آمریکا را نمی توان انکار کرد. این مسئله بسیار جدی و از نظر منتقدین برای آینده دموکراسی بسیار خطرناک است. در حالیکه برخی شهروندان علیه "تجاوز بیشتر به حریم خصوصی" مبارزه میکنند، آژانس امنیت ملی آمریکا و حامیان آن در کاخ سفید، کنگره و دادگاهها در حال بیشتر کردن دسترسی های خود در این امر هستند و اکنون تریلیون ها پیامک را پایش میکنند و حتی از نرم افزارهای بسیار پیشرفته "تشخیص و شناسایی صورت" استفاده میکنند. این آژانس حتی در حال ساخت تاسیسات جدید برای نگهداری از اطلاعات خود است، از جمله یک ساختمان فوق سری 1.7 میلیارد دلاری در ایالت یوتا. اندازه این ساختمان برابر با 17 زمین فوتبال است که واحد ذخیره اطلاعاتش "یتابایت" (2 به توان 80 یا 1024 زتابایت) است، معادل 500 کوینتیلیون (10 به توان 18) صفحه متن.

ظهور مطبوعات و آینده جاسوسی در آمریکا
دیتا سنتر آژانس امنیت ملی در ایالت یوتا

 

نظارت همه جانبه آمریکا، به جنگ فیلیپین در سال 1901 -یعنی زمانی که این روش برای شناسایی شورشیان و منتقدین به کار میرفت- بر میگردد. در آن زمان این نظارت بر مولفه "نژاد" نیز استوار بود و منتقدین بر این باورند که هنوز هم، در جاسوسی نمودن از جوامع مسلمانان، این امر پابرجاست.

 

برنامه نظارتی، 18 ماه پس از حملات تروریستی یازده سپتامبر ایجاد شد. ماموریت این سیستم این است که پلیس های مخفی را وادار به جمع آوری اطلاعات در خصوص جوامع مسلمان و جوامع مرتبط با خاورمیانه نماید و این کار را از طریق استراق سمع از مساجد، شرکتها و رستورانها انجام دهد. اگرچه طرفداران این برنامه، آن را برای "استراتژی ضد ترور"- برنامه ای که تحت سرپرستی و مدیریت"ری کلی" کمسیر عالی اسبق آمریکایی ایجاد شده بود- ضروری می‌دانستند، اما این جاسوسی‌ها باعث عصبانیت بسیاری از مسلمانان شده بود که معتقد بودند در این امر "نقض حقوق بشر" صورت گرفته است.

 

اما چه عاملی می تواند باعث توقف جاسوسی دولتی در آمریکا شود؟ آیا دادگاه ها می‌توانند این کار را متوقف کنند؟ "آدام لیپتاک" نویسنده ستون حقوقی مجله نیویورک‌تایمز معتقد است: "مطبوعات در دهه های 60 و 70 موفقیت های بزرگی داشتند که این موفقیت ها نیز اساسا در حال افول است. از بعد از حملات 11 سپتامبر که توجه مطبوعات به موضوعات امنیت ملی معطوف شد، تا کنون چشم انداز حقوقی آنها چندان خوب نبوده است."

ظهور مطبوعات و آینده جاسوسی در آمریکا
پس از حوادث 11 سپتامبر، جاسوسی از جوامع مسلمانان شدت بیشتری پیدا کرد

 

وی در پاسخ به این سؤال که روزنامه نگاران اگر بخواهند به صورت قانونی به اطلاعاتی دست یابند که دولت اجازه آن را نمیدهد، این روزها باید چه کار کنند؟ می‌گوید: "باید سرسخت و جسور باشند، اطلاعات را پیدا کنند و به چاپ برسانند... و متاسفانه حتی برخی اوقات با تبعات ناشی از آن نیز مواجه شوند." لیپتاک از نوعی تعادل بین تدابیر امنیتی و حفاظتی از یک سو و حق عموم مردم نسبت به دانستن اخبار از سوی دیگر صحبت و اعتراف میکند روزنامه وی همه آنچه را که می داند منتشر نمی‌کند: "در مورد طبقه بندی اخبار، بحثهای فراوانی وجود دارد. بعضی اوقات خطاهای دولت، یا بخشهایی از یک جریان که باعث تشویش میشوند منتشر نمیشود. از طرف دیگر، برخی از اخبار سری وجود دارند که ممکن است کشور را به خطر بیاندازند و رسیدن به تصمیم درست در این مواقع کار راحتی نیست."

 

ادوارد اسنودن افشاگر آژانس امنیت ملی، قبل از اینکه اسناد آژانس را به خبرنگاران ارسال کند، به آنها اصرار میکرد تا ایمیلهایشان را رمزگذاری نمایند تا نگذارند از آنها جاسوسی شود. حتی ویدیویی هم ساخت تا به آنها نشان دهد چگونه این کار را انجام دهند. "اندی گرینبرگ" نویسنده "مجله وایرد" در مورد رمزنگاری نمودن ایمیلها توسط خبرنگاران به دلیل ترس از جاسوسی مطالب بیشتری میگوید: "برخی موضوعات در حین بحث در مورد قابلیتهای باورنکردنی نظارتی آژانس امنیت ملی، فراموش میشوند. از جمله این که راهها و روشهایی برای اجتناب از این نظارت وجود دارند. همانطور که خود اسنودن گفته است رمزنگاری میتواند مانع از جاسوسی دولت و آژانس امنیت ملی در خصوص ارتباطات شما شود. و این یک انقلاب در حوزه ابزارها و برنامه های رمزنگاری به شمار میرود که میتواند باعث پنهان نمودن اطلاعات ما و یا ایجاد یک حباب حریم شخصی پیرامون فعالیتهای آنلاین ما شود. این امکان حتی در این دنیای پر از نظارت هم وجود دارد."

 

رمز نگاری ممکن است کمک خوبی باشد، اما این فعالیتهای برجسته اسنودن است که مورد توجه رسانه ها بوده است. در آن زمان اسنودن تنها 29 سال داشت و یک دبیرستانی ترک تحصیل کرده بود که توانست 122000 دلار به دست آورد. وی نام خودش را "وراکس" گذاشت؛ نامی لاتین به معنای "گوینده حقیقت". وی پس از استفاده از نام رمزی TheTrueHOOHA به مدت 8 ماه اقدام به جمع آوری اطلاعات سری آژانس امنیت ملی نمود.

ظهور مطبوعات و آینده جاسوسی در آمریکا
اسنودن با ساخت یک ویدیو، به خبرنگاران، شیوه مقابله با جاسوسی را یاد داد

 

هم اکنون رسانه های جمعی در متن این داستان قرار دارند. در بررسی به عمل آمده از پایگاه داده"لکسیس-نکسیس" مشخص شده که عبارت "آژانس امنیت ملی" تنها 675 بار در کل رسانه های آمریکا در سال 2012 استفاده شده است. تعداد تکرار این کلمه در رسانه های آمریکا در سال 2013، به 6955 بار رسیده است. امروز، انقلابی در استقلال خبرنگاران در مورد موضوعات مختلف به وجود آمده است. خبرنگارانی مانند "گلن گرینوالد" و "لورا پویتراس" که به اسنودن بسیار نزدیک بودند نشریه خودشان با نام "اینترسپت" را به راه انداختند تا از اقدامات جاسوسی دولت پرده بردارند.

 

در عین حال، "گروه آزادیهای مدنی" از احزاب چپگرا و همچنین "آزادیخواهان" از احزاب راستگرا مصرانه از کنگره میخواهند تا در این خصوص واکنش نشان دهد. بسیاری از اعضای اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا مانند "بن وایزنر"، نظارت امروز کنگره بر امر جاسوسی دولت را مانند یک جوک می پندارند.

 

وایزنر می‌گوید: "نگرانی اساسی ما اینست که در حالی که فناوریهای نظارتی به سرعت رشد کرده اند، کنترلهای دموکراتیک رشد بسیار کندی داشته اند. این امر اساسا در حقوق و قوانین ما نیز مصداق دارد. چیزی که ما از افشاگریهای اسنودن آموختیم اینست که آن بخش از دموکراسی که باید بر بخش اجرایی نظارت داشته باشد، متاسفانه نتوانسته کار خود را به خوبی انجام دهد، بلکه در واقع دست آنها را باز گذاشته و به صورت مخفی آنها را توانمندتر کرده است."

ظهور مطبوعات و آینده جاسوسی در آمریکا
خبرنگاران مستقل، انقلابی در افشای جاسوسی دولت آمریکا از مردم به وجود آورده‌اند

 

راند پل سناتور آزادیخواه، ایالات کنتاکی در این خصوص بیش‌تر توضیح می‌دهد: "اسنودن به هیچ کس دروغ نگفته، البته او سوگندی که در قبال شغلش خورده بود را شکسته است، ولی بخشی از این سوگند نیز به قانون اساسی مربوط می‌شود. اسنودن معتقد بود که وقتی "جیمز کلاپر" رئیس اطلاعات ملی، آمد و آن دروغ‌ها را گفت، اسنودن باید می آمد و به مردم میگفت که حکومت شما به شما دروغ میگوید. این مسئله خیلی مهم است، چراکه ما را نسبت به دولت و صحبتهایی که با ما میکنند بدگمان میکند. آنها اقرار کرده اند که چنانچه پای امنیت ملی در میان باشد، به مردم دروغ می گویند."

 

لوایح پیشنهادی جدید باعث ایجاد "برخی" تغییرات در "چند" قانون نظارتی میشوند، ولی اختیارات چشمگیر آژانس امنیت ملی را که توسط قوانین و دستورالعملهای ریاست جمهوری به آن تفویض شده، محدود نمی‌کنند. وایزنر در خصوص این اختیارات باورنکردنی می‌گوید: "در حال حاضر، آژانس امنیت ملی اطلاعات تمامی قضات فدرال، تمامی اعضای کنگره و همچنین تمامی اعضای بخش اجرایی را در اختیار دارد. ممکن است بگویند این اطلاعات تنها "اطلاعات رسانه ای" هستند، ولی این‌ها اطلاعاتی هستند که چنانچه به طور نادرست از آنها استفاده شود می توانند هر کسی را به نابودی بکشند. بنابراین، از نظر من نگران بودن مردم از این موضوع، منطقی است. نه اینکه توقع داشته باشیم روال قبلی یک شبه تغییر کند، اما چنانچه کنترلهای صحیحی در این روش اعمال نکنیم، زندگی همه ما با تهدید مواجه می‌شود."

 

در حالی که "جاسوسی حکومتی" چیزی است که در حال حاضر مورد بحث است، "جاسوسی خصوصی" نیز تهدیدی دیگر به شمار میرود. "مایک جرمن" مامور سابق اف‌بی‌آی به ابعاد دیگری از جاسوسی دولت آمریکا از مردم این کشور می‌پردازد: "شرکتهای خصوصی وجود دارند که اطلاعاتی در مورد فعالیتهای سیاسی و اعتراضی آمریکاییها در خیابانهای این کشور جمع آوری میکنند و تقریبا هیچ نظارتی بر این جاسوسی‌ها وجود ندارد."

ظهور مطبوعات و آینده جاسوسی در آمریکا
علاوه بر آژانس امنیت ملی، شرکت‌های خصوصی هم اکنون از مردم جاسوسی می‌کنند

 

خیابانهای آمریکا جولانگاه جاسوسی نه تنها از سوی دولت این کشور بلکه از طرف کشورهای دیگر و حتی شرکتهای اسرائیلی شده است. جرمن ضمن تأیید این مطلب ادامه می‌دهد: "برای این موضوع، زیرساختهای لازم نیز ایجاد شده است. پس از حملات 11 سپتامبر دولت ایالات متحده بودجه‌ای برای ایجاد مراکز تلفیقی ایالتی و محلی اطلاعاتی اختصاص داد. این مراکز تلفیقی، مراکز انتظامی ایالتی-محلی را با مراکز فدرال دیگر ایالات متحده، مانند خدمات آتش نشانی و حتی خدمات عمومی و نظامی، ادغام میکنند. همه این بخشها به اتفاق یکدیگر اطلاعاتی را جمع آوری میکنند که توسط پلیس محلی که در همسایگی شما قرار دارد- جمع آوری شده است؛ به طوریکه همه این اطلاعات به صورت کانالیزه به سمت جامعه اطلاعاتی هدایت میشوند. جامعه اطلاعاتی نیز برنامه های کامپیوتری دارند که به آنها "گزارش فعالیتهای مشکوک" می‌گویند. این برنامه ها اقدامات مشکوک را شناسایی میکنند. البته، جامعه اطلاعاتی ابتدا "مشکوک" را برای این برنامه ها تعریف می‌کنند: کارهایی مثل عکس برداری، فیلمبرداری، یادداشت برداری، ترسیم نمودار، و در برخی موارد، جانبداری از عقاید افراطی."

 

"جف ویلیامسون" فعال سیاسی آمریکایی در خصوص تجربه خودش از مورد جاسوسی قرار گرفتن می‌گوید: "به دلیل وبسایت سیاسی که داشتم، مامورین اف بی آی، سرویس مارشال‌های ایالات متحده، سرویس سری، وزارت امنیت داخلی، نیروی هوایی آمریکا و برخی افراد دیگر که نمی شناختم با من ملاقاتهایی داشتند. برخی اوقات نزد من می آمدند و میخواستند در مورد محتویات وبسایتم، منظورم از برخی نوشته هایم و موضوعات دیگر بدانند."

 

نظارت توسط شرکتهای خصوصی، با فناوریهای نظارتی که هم اکنون در بازار در دسترس همگان است، در حال رشد و افزایش است. یکی از آگهی های عجیب در این خصوص، متعلق به یک شرکت خصوصی نظارتی است که به بهانه "امنیت شخصی" محصولات خود را به فروش میرساند: "این خانواده شماست. وقتی که شما در دفتر کارتان نیستید، آیا میدانید کارمندانتان چه کار میکنند؟ آیا حس میکنید کنترل خود را نسبت به محیط کار و کارمندانتان از دست داده‌اید؟ به شما MSpy (ام‌جاسوس) را معرفی میکنیم. MSpy یک نرم افزار نظارتی پیشرفته تلفن هوشمند است که به شما در کاستن خطراتی که در خانه یا محل کارتان متوجه‌تان است، کمک میکند. بچه ها و افراد مورد علاقه تان را از خطرات آفلاین یا آنلاین محافظت میکند. مکان آنها را ردیابی میکند و دسترسی آنها به نرم افزارهای یا وبسایتهای خاص را محدود میکند، پیامکها و تماسهای تلفنی آنها را چک میکند. MSpy به شما امکان پیشگیری از تهدیدات، و کنترل کارمندان و بهره وری آنها در داخل و خارج از محل کار را می‌دهد."

ظهور مطبوعات و آینده جاسوسی در آمریکا
"ام‌جاسوس" به مشتریان قابلیت "نظارت" بر خانه و محل کار را می‌دهد

 

ابزارهای نظارتی در سراسر شرکتهای خصوصی به وفور یافت میشوند. برخی شرکتها نیز در مورد مشتریان، کارمندان و حتی رقبای خود جاسوسی میکنند. "سام آنتار" از افشاگران آمریکایی، برای شرکتی الکترونیکی با نام "کریزی ادی" کار میکرد که بدلیل فعالیتهای غیرقانونی، توسط دولت فدرال بسته شد. آنها از ابزارهای نظارتی به طوری استفاده میکردند که انگار خودشان آژانس امنیت ملی بودند.

 

آنتار در خصوص سرنوشت خود می‌گوید: "من مدیر مالی سابق شرکت بزهکاری هستم که به "کریزی ادی" معروف بود. سابقا یکی از حسابداران قسم خورده و مورد تایید نیز بودم. الان یک کلاهبردار مجرم هستم و به نهادهای انتظامی، کالج ها و دانشگاه ها در خصوص جرائم اداری و کارمندی مشاوره می‌دهم."

 

آنتار با تأیید این مطلب که موضوع نظارت بر مردم، تبدیل به یک موضوع بسیار بزرگ شده، اما موضوع تازه ای نیست، توضیح می‌دهد: "سازمانها چه سازمانهای قانونی و چه سازمانهای جنایی و جزایی- با یکدیگر رقیب هستند و برای در اختیار گرفتن قدرت بیشتر با یکدیگر در حال رقابت هستند. دسته ها و گروه های مختلفی در هر سازمان وجود دارند که به این کار می پردازند. در شرکت تبهکار ما که پسر عموی من، "ادی" از یک شرکت امنیتی اسرائیلی در جهت تحت نظر گرفتن رقبای خود استفاده میکرد. به قولی، "دزد سر دزد را کلاه میگذاشت." همه از یکدیگر جاسوسی می‌کردند."

برچسب ها: جاسوسی,آمریکا
آخرین اخبار