امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۸:۰۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 150197
تاریخ انتشار: ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ساعت ۱۹:۵۴
تعداد بازدید: 360
مروری بر زندگی دیکتاتور بعثی عراق
نام دیکتاتور های هم چون صدام حسین، ژوزف استالین، آدولف هیتلر، موسیلینی و آریل شارون بابت قساوت و جنایات بی نظیرشان در قلب تاریخ برای همیشه ثبت خواهد ماند.

مروری بر زندگی دیکتاتور بعثی عراق

به گزارش پیروان مـوعــود؛«لَهُمْ مِنْ جَهَنَّمَ مِهادٌ وَ مِنْ فَوْقِهِمْ غَواشٍ وَ کذلِک نَجْزِی الظَّالِمینَ» برای آنان بستری از دوزخ و برفرازشان پوشش هایی از آتش است و ما این گونه ستمکاران را پاداش می دهیم. سوره اعراف آیه 46.

28 آوریل 1937 نوزادی در یکی از مناطق قبائلی عراق واقع در روستای العوجه تکریت در خانواده ای چوپان دیده به جهان گشود، نوزادی که در آینده نقش بی بدیلی در کشورش و منطقه خاورمیانه ایفا نموده و به یکی از دیکتاتورترین و خون خوار ترین جلادان تاریخ بدل شد. صدام الحسین عبدالمجید التکریتی در حد فاصل سال های 1979 تا 2003  به عنوان رئیس جمهور عراق به فعالیت پرداخته و به گونه ای مستقیم و غیر مستقیم در تمامی رخدادهای منطقه خاورمیانه موثر بوده است.

صدام حسین عبدالمجید در خانواده ای تهیدست در تکریت دیده به جهان گشود

صدام حسین نهایتا و پس سال ها انزوا به واسطه حمله اش به کویت در سال 2003 و به بهانه مقابله با سلاح های کشتار جمعی رژیم بعث در حمله ی ائتلاف آمریکایی-انگلیسی از قدرت ساقط شد. اکتشاف محل اختفای وی و سپس محاکمه پی در پی دیکتاتور مخلوع عراق نهایتا به اعدام وی در سی ام دسامبر 2006 منجر شد، مرگی که جهانی را از وجود لوث چنین جنایتکاری پاک نمود، اگرچه پیامدهای عاطفی، اقتصادی و امنیتی اقدامات این دیکتاتور هم چنان در مناطقی از خاورمیانه پابرجا مانده است.

سال های دشوار کودکی

صدام حسین در حالی در سال 1937 به دنیا آمد که از داشتن پدری در خانواده محروم بود. بنا بر داده های تاریخی پدر وی پنج ماه پیش از به دنیا آمدنش از روستای شان در جنوب تکریت متواری شده و به مکان نامعلومی مهاجرت نموده است. تکریت شهری آرام و غبارآلود در شمال غربی عراق و بر کناره دجله در دامنه جنوبی کوه پایه های کردستان مستقر است. تکریت هیچ ندارد، مگر یک سابقه پرافتخار، در سال ۱۱۳۸ صلاح الدین ایوبی در این شهر به دنیا آمده است. سردار گمنام و کرد تباری که سلطان مصر شد و بیت المقدس، قبله اول مسلمانان را از دست مسیحیان رهایی داد.

صدام حسین در کودکی از سوی اطرافیان به شدت مورد تحقیر و تمسخر واقع می شده است

فقر خانوادگی و مرگ برادرش در سال های بعد زندگی را بیش از پیش بر وی و مادرش صبحه تنگ نموده تا آنجا که مادرش تن به ازدواج با عربی بدوی به نام ابراهیم حسن می دهد. داشتن ناپدری عرصه را بیش از همیشه بر صدام تنگ می نماید. رجوع به خاطرات دیکتاتور پیشین عراق حکایت از موقعیت بغرنج وی در کودکی دارد، زمانی که به شدت از سوی ناپدری تحقیر شده و مدام به کارهای غیر اخلاقی نظیر دزدی مجبور می شده است. صدام با خشونت بزرگ شد و حس کينه جویی و انتقام گيری در نهاد او شعله می کشيد. او به سان بچه ای سرراهی و بی پناه بار آمد، فرزندی ناخواسته که خانواده از وجود او شرم داشت. از همه اذيت و آزار می ديد. هيچ همبازی ای نداشت. بچه های هم سن و سال اين پسربچه يتيم و فقير را تحقير و تمسخر می کردند. از اين حقارت بی کران بايد يک نکته را خوب آموخته باشد: در زندگی هرگز نبايد ضعيف بود. خانواده مادر نه تنها کمترين عطوفت و مهربانی را از پسرک دريغ می داشت، بلکه او را برای کسب روزی هم زير فشار می گذاشت. ناپدری او را به زور دگنک به شبانی می فرستاد. پدربزرگ او را وا می داشت که در ايستگاه قطار تکريت، بر سر راه آهن بغداد به موصل، هندوانه بفروشد.

صدام در ده سالگی به بغداد عزیمت می کند

صدام حسین متعلق به عشیره الطلفاح سرانجام و پس از اصرار های متعدد خانواده را ترک کرده و جهت تحصیل در ده سالگی به بغداد عظیمت می نماید. عدنان خیرالله پسر دایی صدام و یار نزدیکش در سال های صدارت، در کنار خیرالله طلفاح دایی اش نقش به سزایی در انتقال وی به بغداد ایفا می نمایند. دایی صدام به دلیل اخراج از ارتش سلطنتی مبادرت به تدریس می نمود که این امر موجب فراهم شدن تحصیل برای صدام گردید. کسب نمرات پایین در مدرسه و کارنامه اخلاقی نامناسب و توام با خشونت مانع از تحقق آرزوی وی جهت پیوستن به ارتش به مانند عدنان خیرالله گردید.

صدام حسین در جوانی با دختر دایی اش (ساجده) ازدواج نمود

بستگان تکریتی صدام که اکثر چوپان بودند، بعدها پرنفوذترین مشاوران و حامیان او شدند. بنابر اظهارات خود صدام، او چیزهای زیادی از دایی اش یاد گرفت، به ویژه این که هیچ‌گاه به دشمنانش پشت نکند حتی اگر تعداد و امکانات آنها بسیار بیشتر از امکانات او باشد.

مادر صدام در کنار عمویش

عضویت در حزب بعث و مشارکت در ترور ژنرال عبدالکریم قاسم

صدام حسین در 20 سالگی و پس از عدم موفقیت در پیوستن به ارتش به عضویت حزب بعث در می آید. گرايش حزب به کاربرد زور در پيشبرد مقاصد سياسی، بی گمان با طبع و خوی خشن او سازگار بود. او پيرو راستین حزب بود.

صدام در 20 سالگی به حزب بعث عراق می پیوندد و به سرعت مدارج ترقی را طی می نماید

ابتدای جوانی صدام مصادف است با پایان نظام سلطنتی در عراق به رهبری فیصل دوم در همین اثنا عبدالکریم قاسم به همراه شماری از افسران جوان مبادرت به کودتا بر علیه فیصل نموده و قدرت را قبضه می نمایند. همراهی بعثی ها با ژنرال قاسم زمان زیادی به طول نیانجامیده و طرفین به مقابله با یکدیگر می پردازند. برخی عناصر حزب که صدام نیز در آن ها حضور دارد در اقدامی ناموفق در ترور ژنرال قاسم مشاکرت می نمایند، بنابر برخی گزارش ها، صدام در عملیات فوق مجروح شده و به سوی سوریه می گریزد. از نظر صدام و هم فکرانش قاسم به «اهداف انقلاب و آرمان ملت عرب» خيانت کرده بود. از دید بعثی ها به خاطر عدم قاطعيت قاسم بود که کمونيست ها در همه جا نفوذ کرده و آشکارا از «برتری اهداف بين المللي بر منافع ملی» سخن مي گفتند.

صدام متاثر از اندیشه های ناسیونالیسم عربی و سوسیالیسم بوده است

حضور در سوریه و سپس رفتن به مصر زندگی نوینی را برای صدام رقم زده و موجب ازدواج وی با ساجده دختر دایی اش می گردد. صدام تحصیلات خود را در قاهره ادامه داده و دانشگاه می رود.

ژنرال عبدالکریم قاسم (سمت راست) رئیس جمهور وقت عراق در کنار معاونش عبدالسلام عارف مورد سوقصد صدام حسین و بعثی ها قرار می گیرند

حزب عربی سوسیالیستی بعث یک حزب سیاسی بود که توسط میشل عفلق، صلاح الدین البیطار و زکی ارسوزی در  سال 1947 در دمشق سوریه پایه گذاری شد. مرام حزب آمیزه ای از پان عربیسم و سوسیالیسم بوده که خواستار ایجاد اتحاد میان جهان عرب و رستاخیزی در این باره است. تا پیش از انشعاب در حزب تمامی تشکل های آن چه در عراق و چه در سوریه تحت رهبری جریان واحد در دمشق قرار داشتند.

اختلافات داخلی بین اعضا باعث شد تا در سال ۱۹۶۶ گروهی از این اعضا به رهبری صلاح حدید و حافظ اسد که در شاخه منطقه‌ای سوریه متمرکز شده بودند، علیه حکومت سوریه و شاخه ملی (فراکشوری) حزب بعث کودتا کرده و حکومت را به دست گیرند. از این زمان اختلاف بین شاخه سوریه و شاخه عراق حزب نیز اوج گرفت و دو سال بعد شاخه عراقی حزب هم به ایجاد سازمان مستقلی با نام حزب بعث اقدام کرد.

صدام حسین در کنار میشل عفلق بنیان گذار حزب پان عربیستی بعث

از آن پس دو حزب بعث در سوریه و عراق با نام و ایدئولوژی یکسان، فعالیتی موازی را در جهان عرب سازمان‌دهی می‌کردند و هر یک شاخه‌های طرفدار خود را در کشورهای عربی سازمان داده بودند. دشمنی این دو حزب در حدی بود که سوریه در جریان جنگ ایران و عراق تنها کشور عربی بود که به طور رسمی جانب ایران را گرفته بود و به ارسال کمک‌های نظامی به ایران اقدام می‌کرد.

صدام حسین رهبر حزب بعث عراق در کنار حافظ اسد رهبر حزب بعث سوریه

دکترین حزب بعث عمدتا توسط میشل عفلق مسیحی ارتدوکس که در خانواده در دمشق به دنیا آمده بود تدوین شده که به ویژه تحت تأثیر اندیشه‌های آندره ژید، رومن رولان، آناتول فرانس، مارکس و نیچه قرار داشت. میشل عفلق پس از کودتای شاخه سوریه حزب بعث از کشورش فرار کرده و پس از به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق به عنوان رهبر فکری جریان بعثی به مقام تشریقاتی دبیرکل حزب بعث عراقی‌ها انتخاب شد.

کودتای بعثی و قدرت گیری فزاینده صدام

کودتا بر علیه ژنرال عبدالکریم قاسم توسط بعثی ها و شماری از نظامیان ارتش عراق منجر به بازگشت صدام حسین به بغداد گردید. نقش بسزای ژنرال حسن البکر به عنوان دوست قدیمی صدام در کودتای فوق موجب ارتقای موقعیت صدام در حکومت تازه تشکیل شده گردید این در حالی است که صدام حسین در آن مقطع تنها بیست و نه سال داشت.

بر اساس ساختار تشکیل شده در عراق پس از کودتا، عبدالسلام عارف از فرماندهان ارتش به عنوان رئیس‌جمهور و حسن البکر از رهبران حزب بعث به عنوان نخست‌وزیر انتخاب شدند. کودتای خونین بعثی ها با تصویه های گسترده ای همراه بود که منجر به مرگ هزاران نظامی و غیر نظامی گردید. صدام حسین در ساختار فوق توانست به مقامات عالیه رژیم بعثی دست یابد.

جایگاه صدام در حزب بعث و هرم قدرت سیاسی عراق به مرور افزایش یافت

اختلاف های گسترده در میان رهبران حزب در زمینه ی اتحاد با مصر، سوریه و یا هر دو با اتکا به ملی گرایی عربی صرفا در داخل عراق موجب شکست زودهنگام حزب و خروج آن از قدرت گردید. خروج از قدرت موجب انسجام هر چه بیشتر بازماندگان حزب گردید و زمینه را برای بازگشت مجدد آن ها مهیا ساخت. بعثی ها این بار و بر علیه عبدالرحمن عارف رئیس جمهور وقت عراق (برادر عبدالسلام عارف) کودتا کرده و قدرت را به دست گرفتند.

قبضه قدرت، تصفیه خونین ، حذف رقبا و تبدیل به پدر ملت!

اگرچه صدام حسین نقش معاون ریاست جمهوری را در یازده سال ابتدایی حکومت بعث به رهبری احمد حسن البکر بر عهده داشت، اما در طول همین سال ها نیز بی گمان صدام قدرتمندترین شخصیت عراق محسوب می شود. ناامنی های موجود در سطح جامعه و وجود گروه های نظامی متعدد موجب عدم فرمانبرداری جریان های نظامی و غیر نظامی از دولت عراق شده بود. در این میان صدام حسین با تشکیل میلیشیایی قدرتمند و پس از گذشت مدت زمانی توانست با سیاست سرکوب خشونت بار و ایجاد رعب و وحشت زمینه تبعیت گروه های عراقی از دولت مرکزی را فراهم آورد، امری که بر قدرت او در هیات حاکمه یبش از پیش افزود.

صدام از ضعف مفرط حسن البکر (رئیس جمهور وقت) به بهترین نحو بهره برده و نهایتا وی را ساقط می نماید

صدام حسين در دنبال کردن اهداف بلند پروازانه خود جهت سیطره مطلق بر قدرت از حربه های کهن قبيله ای بهره جست. گردآوری جمعی از اطرافيان وفادار و مورد اعتماد، توطئه عليه رقبا و حذف يا دور کردن آنها از پيرامون قدرت، نزديک شدن به مرکز قدرت و وابسته کردن رئيس جمهور به خود. صدام موفق شده بود گروه بيشماری از جوانان خشن و ماجراجوی قبايل زادگاه خود، تکريت را تربيت و متشکل کند و به تدريج در رأس مهمترين پست های امنيتی قرار دهد. او به هواداران متعصب و خشن خود چنين تلقين کرده بود که مقامات اداری و مدنی هيچ اهميتی در اداره کشور ندارند، و زمامداران واقعی کشور، مقامات امنيتی آن هستند.

صدام حسین در حال اعطای مدال به عدنان خیرالله پسر دایی اش

شفیق کمالی، عدنان خیرالله، صالح مهدی عماش، عبدالکریم مصطفی نصرت و... تمامی رقبای صدام حسین در حزب بعث در طول دهه هفتاد میلادی کشته، حذف و یا از راس قدرت به کنار نهاده شدند. اوج اقدامات خشونت بار صدام را می توان در شامگاه هشتم اوت 1979 مشاهده کرد که وی تمامی رقبا را گردن زده و با خونسردی هر چه تمام تر و با عبور از اجساد به سوی بالکن ساختمان ریاست جمهوری رفته و برای هوادارانش دست تکان می داد. تمرکز بر نیروهای امنیتی و تبعیت نظامیان از صدام حسین روز به روز موقعیت حسن البکر را تضعیف می نمود تا آن که در سال 1979 با کنار زدن حسن البکر از قدرت در یک کودتای بدون خونریزی رسما حکومت رعب و وحشت را در عراق بنیان گذاشت. حکومتی که در طول 24 سال صدارت صدام حسین با مرگ میلیون های عراقی، ایرانی، کویتی و کرد به پایان رسید.

صدام حسین در سال های دهه هفتاد میلادی به شدت بر وزن خویش در معادلات عراق و منطقه افزود. صدام در کنار ملک فهد پادشاه وقت سعودی

صدام حسین با تهییج افکار پان عربی و جلب حمایت برخی توده های عراق و اتکا به در آمدهای هنگفت حاصل از فروش نفت مبادرت به ایجاد نوسازی در سطح عراق نمود. اقدامات صدام عملا تمامی قدرت های ذره ای قبیله گی، نژادی و قومی موجود در عراق را از میان برده و با تمرکز قدرت در دستان خویش به پیش برد اهدافش مبادرت می ورزید. وی در تاریخ ژوئیه 1979 دستور به برگزاری گردهمایی مجمع رهبران حزب بعث داد. او در این مراسم که بنابر سفارش وی فیلمبرداری هم می‌شد، نام چند تن از اعضا را که به زعم وی جاسوس و خیانت کار به‌شمار می‌آمدند خواندو به آنهادستور داد بیرون بروند. این اعضا که برچسب «خائن» به آنها زده شد، از جلسه بیرون برده شدند تا در مقابل جوخه ی آتش، تیرباران شوند. پس از اینکه فهرست به پایان رسید، صدام به همه کسانی که هنوز در جلسه حضور داشتند به خاطر وفاداری‌های گذشته و آینده‌شان تبریک گفت.

شمار زیادی از اعضای ارشد حزب بعث در چندین مرحله توسط صدام حسین به جوخه اعدام سپرده شدند

صدام حسین با بهره گیری از موج عربی و اقدام به کارهای عوامانه عناوین متعددی نظیر سوار کار فقیر،  سردار قادسیه، چابک سوارعرب، آفتاب ملت، رهبر حکیم توده های انقلابی، پدرملت و... را به خویش اختصاص داده بود. صدام برای تثبیت لقب رهبر حکیم توده های انقلابی تا  زمان حمله به کویت 312 جلد کتاب منتشر کرد. بیشترین مطالب این کتاب ها شامل دستورات و نصایح حکیمانه برای اطفال ونوجوانان دوره های ابتدایی ومتوسطه مکاتب بود. وی ظاهرا تلفن خاصی را بین خود و مردم برقرار نموده بود و هرکس می توانست از این طریق با صدام مکالمه و صحبت آزاد داشته باشد.

دیکتاتور عراق با حضور در میان توده های ملت خود را بر آمده از آن ها تلقی می کرد

صدام گاهی خودرا صلاح الدین ایوبی میخواند. گاهی متمایل بود که اورا استالین عرب بنامند. گاهی درصدد مقایسه خود با هارون الرشید خلیفه مشهور عباسی که تمدن اسلامی در دوران او به نقطه اوج رسیده بود، می برآمد.  و بدین مناسبت عکس های او در لباس ها و شکل های گوناگون  درسراسر عراق به چشم می خورد. سازمان جاسوسی عراق همیشه درصدد یافتن منازلی بودند که عکس صدام را نمیداشتند. عکس ها،  اورا درحالات مختلف نشان میداد: «درملاقات با مردم عادی، درصحبت با اطفال مکتب، درحین اندرز و نصیحت، دروقت ایراد بیانیه، درحالت تفکر، درحین مطالعه و نوشتن، درحالت سوار بر اسب، درلباس بدوی، درلباس رزمی و گاهی درلباس اروپایی. علاوه بر این، از شروع رهبری صدام در حزب بعث و دولت حزب مذکور تا یورش نظامی به کویت صدها هزار ساعت دستی درعراق توزیع گردید که بروی صفحه آنها عکس صدام منقوش بود.

صدام حسین جهت کسب محبوبیت مبادرت به پوشش های مختلف و اقدامات پوپولیستی می نمود

تاسیس سازمان های مخوف پلیسی و امنیتی

صدام حسین در قامت رهبری سکولار و ناسیونالیست جهت پیشبرد اهدافش در جامعه متکثر عراق ناگزیر به اتخاذ دو استراتژی می بود، وی می بایست یا زمینه مشارکت تمامی اقشار و اقوام عراقی را در ساختار قدرت مهیا می نمود و یا این که به مقابله خشونت آمیز با مخالفین می پرداخت. سیاست های سکولاری و تاسیس نهادها و انجمن های غربی تنها مورد حمایت 20 درصد از جامعه عراق بود. شیعیان عرب عراقی که اکثریت جمعیت این کشور را تشکیل می دادند عملا از قدرت خارج شده بودند، کردها نیز بدلیل سیاسی بعثی-عربی صدام حسین رسما فاقد کوچک ترین مشارکتی در سطح جامعه بودند.

صدام در حال عبادت!

صدام حسین جهت مقابله با خطرات احتمالی از سوی گروه ها و جریان های قبیلگی و مسلح مبادرت به تاسیس سازمان های مخوف پلیسی و امنیتی نمود. طه یاسین رمضان از دوستان نزدیک صدام و رئیس ارتش خلق این کشور به عنوان بازوی نظامی حزب بعث به فعالیت می پرداخت. در کنار ارتش خلق، سازمان اطلاعات کل عراق (استخبارات) قرار داشت که مشهورترین بازوی سیستم امنیتی دولت بود و از استفاده از هرگونه ترور و شکنجه ابایی نداشت. این سازمان توسط برزان ابراهیم التکریتی که برادر کوچک‌تر و ناتنی صدام بود اداره می‌شد. ناظران خارجی از سال 1982 به این سو به این باور بودند که این سازمان در عملیات‌های مختلف، مخالفان صدام حسین در داخل و خارج از کشور را نابود می‌کند.

صدام در حال بازی با دختر خردسالش

صدام، گرایش های میهن‌پرستی عراقی را با این ادعا که عراق نقش تعیین کننده‌ای در تاریخ جهان عرب ایفا نموده است مورد صحه می گذارد. او به عنوان عالی ترین مقام عراق همواره به دوره عباسیان که در آن بغداد مرکز فرهنگی-سیاسی جهان عرب بود اشاره می کرد. یکی از نشانه‌های تحکیم قدرت وی، پرستش شخصیت او بین بخشی از جامعه ی عراق بود. هزاران تصویر، پوستر، مجسمه و نقاشی دیواری در گوشه و کنار عراق نصب شده بودند. چهره وی را می‌شد روی ساختمان‌های اداری، مدارس، فرودگاه‌ها، مغازه‌ها و اسکناس عراق دید. پرستش شخصیت وی نمایان گر تلاش‌های او در جهت پاسخ گویی به عناصر گوناگون جامعه عراق بود. صدام گاهی در لباس اعراب بدوی، گاهی در لباس‌های سنتی کشاورزان عراقی (که خود در هنگام کودکی به تن می‌کرد) و حتی گاهی در لباس کردها ظاهر می‌شد. همچنین او گاهی در لباس‌های غربی نمایان می‌شد و با این کار می‌خواست تصویری از یک رهبر شهری و نوگرا را در اذهان تداعی کند. برخی اوقات خود را به شکل یک مسلمان مؤمن در می‌آورد و با عمامه و ردا به سوی قبله نماز می‌خواند و در مقابل، گاهی اوقات لباس‌های غربی به تن می‌کرد، عینک دودی به چشم می‌زد و تفنگی را روی شانه خود نگه می‌داشت.

تصاویر صدام حسین در جای جای عراق به وضوح قابل مشاهده است

قتل فجیع آیت الله محمد باقر صدر

روحانیت شیعه مستقر در جنوب عراق از بدو شکل گیری حکومت بعث در کشورشان به انحای مختلف نسبت به سیاست های این حزب و پیامدهای آن موضع گرفته اند. آیت الله سید محمد باقر صدر که پس از آیت الله حکیم به سان مرجعی بی همتا در عراق فعالیت می نمود بارها در برابر اقدامات ضد دینی و ضد اخلاقی سران بعثی کشورش موضع گیری می نمود. نیروهای وابسته به دستگاه های امنیتی عراق ایشان را چندین بار بازداشت نموده و تحت شکنجه های روحی و جسمی  شدید قرار می دادند، اما ارادت ایشان به اسلام و تلاش برای رهایی مردم کشورش از یوغ بعثی ها مانع از فعالیت شان نگردید.

صدام در حال زیارت از کربلا!

نزدیکی فکری آیت الله محمد باقر صدر به امام خمینی زمینه نگرانی فزاینده حزب بعث را به ویژه پس از وقوع انقلاب اسلامی فراهم نموده بود. موضع گیری های شهید صدر و حمایت های بی دریغ وی از نهضت امام خمینی در انتها به شهادت ایشان منجر گردید. نیروهای امنیتی عراق با انتقال ایشان به بغداد و پس از شکنجه های متعدد زمینه مرگ این مرجع اعظم را مهیا نمودند.

آیت الله محمد باقر صدر مرجع عالی شیعیان عراق و خواهر گرامی شان توسط دژخیمان حزب بعث به شهادت رسیدند

بعثی های تحت رهبری صدام حسین به مرگ ایشان اکتفا نکرده و بلافاصله و پس از انتقال بنت الهدی صدر موجبات مرگ خواهرش را تحت وحشیانه ترین اقدامات فراهم نمودند.

عزت ابراهیم الدوری در حال سان از ارتش بعثی

امام خمینی، در پیامی که به مناسبت شهادت مظلومانه آن دو شهید داد، سوگمندانه نوشت: «....مرحوم آیت الله شهید سید محمد باقر صدر و همشیره مکرمه مظلومه او که معلمین دانش و اخلاق و مفاخر علم و ادب بود، به دست رژیم منحط بعث عراق با وضع دلخراشی به درجه رفیعه شهادت رسیده اند. شهادت ارثی است که امثال این شخصیتهای عزیز از موالیان خود برده اند....»

قساوت نسبت به اطرافیان

نقل است که صدام حسین جهت تثبیت موقعیت خویش در کشور و ایجاد رعب و وحشت نزد اذهان عمومی بارها اقدام به تصفیه های خونینی در سطح کشور نموده است، تصفیه هایی که گاها حتی دامان نزدیک ترین اشخاص به شخص رهبر عراق را نیز گرفته است. هر گونه خطر و یا خیانت به شخص صدام حسین با مرگ طرف مقابل پاسخ داده می شد.

حسین کامل (داماد صدام) با وجود دریافت امان نامه پس از ورود به بغداد اعدام شد

حسین کامل داماد صدام حسین نمونه مناسبی در این باره است. وی که پیشتر و صرفا به جهت نسبت فامیلی با صدام از یک محافظ ساده به درجه سپهبدی رسیده و زمام امور سه وزارت خانه کلیدی نفت، دفاع و صنایع جنگی را بر عهده داشت پس از فرار به عمان (پایتخت اردن) با درخواست صدام مبنی بر بازگشت به بغداد و اعطای امان نامه مواجه شد اما بلافاصله پس از بازگشت به فجیع ترین شکل ممکن اعدام شد.

عزت ابراهیم الدوری که اخیرا کشته شده از مقامات بلند پایه حزب بعث عراق بود

خانواده ای قدرتمند

برآورد فضای حاکم بر 24 سال حکومت بعثی ها در عراق حکایت از آن دارد که علی رغم قدرت بی چون و چرای صدام حسین، شماری از اطرافیانش به ویژه عدی و قصی هر یک برای خویش دستگاه و سیستم مجزایی را تعبیه نموده بودند به گونه ای که عدی صدام حسین هم زمان چندین زندان، دادگاه، نیروی نظامی، شبه نظامی، شبکه تلوزیونی، روزنامه را به شکلی مجزا اداره نموده و حکومتی را برای خود تاسیس نموده بود.

دیکتاتور مخلوع عراق در کنار خانواده اش

دیکتاتور پیشین عراق سه بار در طول زندگی اش ازدواج کرد. ازدواج اول وی در سال 1963  با ساجده طلفاح دختردایی بزرگش که یک معلم بود انجام شد. نتیجه ی این ازدواج با دختر خیرالله طلفاح،  دو پسر به نام‌های «عدی حسین» و «قصی حسین» و سه دختر به نام‌های «رنا»، «رغد» و «حلا» بود. ساجده در اوایل سال ۱۹۹۷ به همراه رنا و رغد به گمان دست داشتن در ترور عدی در تاریخ ۱۲ دسامبر ۱۹۹۶ در خانه تحت نظر قرار گرفت. این طور گفته می‌شود که ژنرال عدنان خیرالله طلفاح برادر ساجده و دوست ایام کودکی صدام، به دلیل رشد محبوبیت بین مردم کشته شد.صدام همچنین دو ازدواج دیگر نیز انجام داد. او سمیرا شاه‌بندر را در سال  ۱۹۸۶ و پس از گرفتن طلاق اجباری از شوهرش به عقد خود درآورد. همسر سوم وی ندال الحمدانی مدیرکل مرکز تحقیقات انرژی خورشیدی در شورای تحقیقات علمی عراق بود که مانند سمیرا مجبور به ترک شوهرش شده بود.

تصاویر و مجسمه های صدام حسین در دوره بعثی ها در گوشه گوشه ی عراق به چشم می خورد

از مهمترین جرائم و اتهامات وارده به عدی پس از سقوط حکومت بعثی اين بود كه او وقتی رئيس كميته المپيک عراق بود، دست به شكنجه و زندانی کردن ورزشكاران بازنده می کرد و به عمد با چوب خيزران فوتباليست ها را ترکه و آنها را با الفاظی هم چون سگ و ميمون مورد خطاب قرار می داد. او بازيكنان فوتبال را پس از هربار شكست در مسابقات مجبور می كرد تا با توپ بتونی فوتبال بازی كنند. هاشم حسن، دروازه بان و قحطان شاطر را تنبیه کرد و دستور داد آنها را سه روز شلاق بزنند.

عدی صدام حسین به داشتن روابط گسترده ضد اخلاقی شهره بود. وی توامان ریاست کمیته ملی المپیک عراق را برعهده داشته و بارها ورزش کاران عراقی را به دلیل عدم کسب نتایج مناسب شکنجه و زندانی کرده است

راز شکنجه گاه های صدام و آنچه او بر سر مردم کشورش آورده بود تا مدت ها سر به مهر باقی ماند تا اينکه بعد از سرنگونی رژيم بعث، پرده از اين راز بزرگ برداشته شد. پس از انتقال دست نوشته های صدام به واشنگتن، در ميان آنها اسناد و مدارکي از جنگ تحميلی ايران و عراق و نامه صدام به فرماندهان ارتش خود بعد از آزادی خرمشهر توسط رزمندگان ايرانی وجود داشت که در آن نوشته بود:« به خاطر دردی که به من وارد کرديد، خانواده هايتان را خواهم کشت. کاش همه شما در خرمشهر کشته می شديد. خودم شخصا مسؤول اين افتضاح را خواهم کشت

قصی(راست) و عدی به عنوان پسران صدام حسین از قدرت بالایی در سطح جامعه برخوردار بودند. قصی پس از صدام دومین شخصیت پرنفوذ و قدرتمند این کشور محسوب می شد.

تنها برای یک نمونه گفته می شود که در يکی از دادگاه های صدام که برای رسيدگی به پرونده دجيل (بيشتر اهالی اين شهرک به اتهام تلاش برای ترور صدام قتل عام شدند) برگزار شد، در حالی که صدام و هفت نفر از مقام های ارشد نظامی اش که در اين واقعه مقصر بودند حضور داشتند، چند نفر اسراي قتل عام دجيل به دادگاه خوانده شدند تا عليه صدام شهادت بدهند، شرح وقايع و آن دوران و آنچه اين چند شاهد به زبان آورده بودند در روزنامه ساندی تايمز منتشر شد.شاهد اول زنی بود که به دستور قاضی دادگاه و به خاطر مسائل امنيتي هيچ وقت اسمش فاش نشد، او از پشت پرده صحبت مي کرد و صدايش هم بعد از تغيير داده شدن به کمک ابزارهای صوتی پخش مي شد. اين زن درباره روزی که اسير شده بود گفت:« وقتی که اسير شدم، 16 سال بيشتر نداشتم. چند سرباز عراقی به من حمله کردند و مرا به شدت کتک زدند. با شوک الکتريکی مرا شکنجه می دادند و هر روز تا سر حد مرگ کتک می زدند.» وقتی در دادگاه از اين زن سؤال شد که آيا مورد آزار و اذيت جنسی هم قرار گرفته يا نه، سرش را به نشانه تأييد تکان داد و شروع به گريه کرد. بعد از شنيدن اين صحبت ها وقتي قاضي دادگاه از او پرسيد که از کدام يک از متهمان شکايت دارد؟ زن فقط به صدام اشاره کرد و گفت:« وقتی هزاران نفر مثل من زندانی و شکنجه شدند چه کسی جز اين مرد مسبب همه اين هاست؟»

رویاپردازی های صدام به مرگ هزاران شهروند عراقی منجر شد

 عدی پسر بزرگ تر صدام نیز بارها و بارها متهم به آزار و اذيت جنسی و قتل زنان جوان شده بود. صاحب يکی از تالارهای عروسی در بغداد در مورد فساد اخلاقی عدی گفته است:« در اواخر دهه 1990 پس از اين که عدی مجلس عروسي ای را که به آن دعوت شده بود ترک کرد، همه متوجه شدند که عروس گم شده است. از آنجا که عروس از خانواده های سرشناس شهر بود تمام محافظان حاضر در عروسی، درها را بستند و به هيچ کس اجازه خروج ندادند. مهمان ها نمی دانستند که چه بلايی به سر عروس آمده اما داماد که به خوبی می دانست عدی عروسش را دزديده است به طرف يکی از محافظ ها رفت و با برداشتن اسلحه او خودکشی کرد

صدام در حال بازی با دخترش رغد

يکی از افسران نظامی محاکمه شده در عراق پس از صدام در رابطه با قصی پسر دیگر صدام در رابطه با اقدام وی در منطقه سویرا می گوید « وقتی که قصی به دستور پدر به منطقه سويرا که حدود 300 اسير شيعه را در آنجا نگهداری مي کردند رسيد، با هفت تيری که در دست داشت به چهار نفر نزديک شد و در حالی که فرياد می کشيد و حرف های رکيک به زبان می آورد با شليک گلوله به طرف شان آنها را کشت. بعد دستور داد همه اسيرها را قتل عام کنند. پس از آن سوار اتومبيلش شد و به سمت بغداد حرکت کرد

وفاداري بی قيد و شرط قصی به پدرش، باعث شد کم کم در مقام خود ارتقا پيدا کند و به فرماندهی گارد جمهوری  و سازمان امنيت خاص عراق دربيايد. تا جايی که تا قبل از براندازی حکومت صدام، قصی دومين مرد قدرتمند عراق و به عنوان اصلی ترين عنصر در زندانی کردن مخالفان سياسی و شکنجه خانواده های آن ها شناخته شده بود.

برچسب ها:
آخرین اخبار