امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۴:۱۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 150242
تاریخ انتشار: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۴ - ساعت ۱۱:۰۳
تعداد بازدید: 468
برو ای گدای مسكين در خانه علی زن
روزی در كنار چاه زمزم نشسته بودم و برای مردم از پيامبر صلی الله عليه و آله حديث نقل می كردم. در آن حال، ابوذر غفاری به نزد ما آمد و با صدای رسايی ...

برو ای گدای مسكين در خانه علی زن

روزی در كنار چاه زمزم نشسته بودم و برای مردم از پيامبر صلی الله عليه و آله حديث نقل می كردم. در آن حال، ابوذر غفاری به نزد ما آمد و با صدای رسايی گفت: ای مردم! من از پيامبر صلی الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: «عَلِی قائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخُذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ؛ علی عليه السلام رهبر نيكوكاران است و كشنده كافران. هر كس او را ياری كند، ياری خواهد شد و هر كس به او اهانت كند، خوار خواهد گشت.»

 

برو ای گدای مسكين در خانه علی زن // كه نگين پادشاهی دهد از كرم گدا را
روز 24 ذی الحجه يكی از زيباترين خاطرات را در فرهنگ شيعه به ياد می آورد؛ روزی كه اميرمؤمنان علی عليه السلام با ايثار انگشتر خويش در حال نماز به يك نيازمند، گوی سبقت را از مسلمانان حاضر در مسجد ربود و شايسته تجليل و تقدير حضرت حق قرار گرفت و به دريافت مدال آيه ولايت از سوی پيك وحی مفتخر گرديد.
عبداللّه بن عباس ماجرا را اين گونه روايت كرده است:
روزی در كنار چاه زمزم نشسته بودم و برای مردم از پيامبر صلی الله عليه و آله حديث نقل می كردم. در آن حال، ابوذر غفاری به نزد ما آمد و با صدای رسايی گفت: ای مردم! من از پيامبر صلی الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: «عَلِی قائِدُ الْبَرَرَةِ وَ قاتِلُ الْكَفَرَةِ مَنْصُورٌ مَنْ نَصَرَهُ مَخُذُولٌ مَنْ خَذَلَهُ؛ علی عليه السلام رهبر نيكوكاران است و كشنده كافران. هر كس او را ياری كند، ياری خواهد شد و هر كس به او اهانت كند، خوار خواهد گشت.»
آن گاه ابوذر سخنانش را چنين ادامه داد: ای مردم! روزی از روزها با رسول خدا صلی الله عليه و آله در مسجد نماز ظهر را خواندم. بعد از نماز، نيازمندی بلند شد و از مردم ياری خواست، كسی به او چيزی نداد. او دستانش را به سوی آسمان بلند كرد و عرضه داشت: خدايا! تو خود گواه باش در مسجد رسول اللّه صلی الله عليه و آله از مسلمانان ياری خواستم، امّا كسی به من پاسخ مثبت نداد. در اين موقع، علی عليه السلام در گوشه ای از مسجد در حالِ ركوعِ نماز بود كه با انگشت كوچكِ دست خود كه انگشتری در آن بود به سائل اشاره كرد و سائل نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد. رسول خدا صلی الله عليه و آله كه در حال نماز شاهد اين ماجرا بود، وقتی نمازش را تمام كرد، رو به سوی آسمان نمود و عرضه داشت: خداوندا! برادرم موسی از تو درخواست نمود كه: پروردگارا! به من سعه صدر عنايت كن و كارهايم را سهل و آسان نما و گره از زبانم بگشا و سخنانم را روان و راحت گردان! و همچنين موسی عليه السلام تقاضا كرد كه: خدايا! برادرم هارون را وزير و ياور من قرار بده! و به وسيله برادرم مرا نيرومند گردان و او را در كارهايم شريك فرما!
آن گاه پيامبر صلی الله عليه و آله فرمود: خداوندا! من نيز محمد پيامبر و برگزيده تو هستم. خدايا! از تو درخواست می كنم كه سينه ام را گشاده گردانی و كارهايم را آسان كنی و از ميان خانواده ام، علی را به عنوان وزير و پشتيبان من قرار دهي!
ابوذر در ادامه گفت: هنوز دعای پيامبر صلی الله عليه و آله تمام نشده بود كه حضرت جبرئيل نازل شد و گفت: يا محمد! بخوان! پيامبر صلی الله عليه و آله پرسيد: چه بخوانم؟ گفت بخوان: «اِنَّما وَ لِيُّكُمُ اللّه ُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»؛(1) «همانا رهبر و سرپرست شما خداست و رسول او و كسانی كه ايمان آورده اند؛ آنان كه نماز اقامه می كنند و در حال ركوع زكات می پردازند.» (2)
اين روايت را گذشته از منابع شيعه بسياری از اهل تسنن نيز نقل كرده اند و آيه شريفه را درباره اميرمؤمنان علی عليه السلام می دانند. علامه فرزانه مرحوم سيد عبدالحسين شرف الدين در كتاب ارزشمند المراجعات می نويسد: صاحب كنزالعمال نزول اين آيه در مورد خاتم بخشی علی عليه السلام را به اتفاق مفسران نسبت می دهد و بر اين باور است كه در اين زمينه كسی به غير از علی عليه السلام مورد نزول اين آيه نيست. علامه سيد شرف الدين ادامه می دهد كه اين اجماعِ تفسيری را به غير از صاحب كنزالعمال، عده ای ديگر از دانشمندان اهل سنت نقل كرده اند كه از جمله آنها امام قوشجی در بحث امامت شرح تجريد است.
سيد شرف الدين در توضيح سخن می گويد: اگر اين حقيقت (نزول آيه ولايت در شأن علی عليه السلام) يك مسئله بديهی و روشن نبود، ما به نقل تمام اقوال و آراء در اين زمينه اقدام می كرديم؛ امّا به لطف الهی در اين سخن شك و ترديدی نيست و خوشبختانه تمام دانشمندان مسلمان به آن اعتراف دارند. (3)

برای تكميل و روشن شدن بيشتر اذهان، ما فقط به نقل يك روايت از طريق اهل تسنن اكتفا می كنيم:
حاكم حسكانی از اساتيد علم حديث و از دانشمندان برجسته حنفی مذهب در قرن پنجم در كتاب «شواهد التنزيل»، با نقل روايتی از عبداللّه بن عباس، ماجرای خاتم بخشی علی عليه السلام را اين گونه گزارش كرده است: آن روز بلال برای نماز اذان گفت. با شنيدن صدای اذان، رسول خدا صلی الله عليه و آله از منزل بيرون آمد. مردم در مسجد مشغول نماز بودند؛ بعضی ايستاده، برخی در حال ركوع، و عده ای ديگر در حال سجده بودند. در اين هنگام، فقير بی چاره ای در مسجد می گرديد و از مردم درخواست كمك می كرد. پيامبر صلی الله عليه و آله با ديدن اين صحنه او را صدا كرد و با او چنين گفتگو نمود:
- آيا كسی چيزی به تو داده است؟
- بلي!
- چه چيزی به تو داده اند؟
- يك انگشتر نقره اي.
- چه كسی آن را به تو داد؟
- آن مردی كه ايستاده و نماز می خواند.
پيامبر هنگامی كه با اشاره سائل به فرد مورد نظر نگاه كرد، متوجه شد كه او علی بن ابی طالب عليه السلام می باشد. دوباره پرسيد:
- او در چه حالی انگشتر را به تو بخشيد؟
- او در حال ركوع آن را به من داد.
در اين هنگام، پيامبر اين آيه شريفه را تلاوت كرد: «اِنَّما وَ ليُّكُمُ اللّه ُوَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ ءامَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَ هُمْ راكِعُونَ»(4)
علامه شيخ عبدالحسين امينی شصت و شش نفر از دانشمندان اهل حديث و استوانه های روايی اهل سنت را با نام و نشانی دقيق كتابهايشان فهرست كرده و متن حديثی را كه حاوی انطباق آيه مذكور با شخص علی عليه السلام است از انس بن مالك نقل می كند و در آخر می افزايد: «مضمون اين حديث در اين كتابها موجود است و همه آنها تصريح دارند كه اين آيه در مورد خاتم بخشی حضرت اميرمؤمنان علی عليه السلام در مسجد نبوی نازل گرديده است. »(5)
اين مسئله آن قدر معروف و مشهور می باشد كه بسياری از شعرای فارس و عرب در مورد آن شعرها سروده و قصيده ها گفته اند. حسان بن ثابت قصيده معروف خود را اين گونه سرود و به محضر علی عليه السلام تقديم داشت:
اَبا حَسَنٍ تَفْديكَ نَفْسی وَ مُهْجَتِی // وُ كُلُّ بَطيی ءٍ فِی الْهُدی وَ مُسارِعُ
«ای اباالحسن! جانم و قلبم فدای تو باد! و جان و دل هر كس كه در راه هدايت تند يا كند گام بر می دارد، فدايت باد!»
اَيَذْهَبُ مَدْحی وَ الْمُحِبّينَ ضائِعا // وَ مَا الْمَدْحُ فی ذاتِ الاِْلهِ بِضائِعٍ
«آيا مدح من و دوستانت تباه خواهد شد؟ نه، هرگز مدحی كه در راه خدا انجام شود، تباه و ضايع نمی گردد.»
فَاَنْتَ الَّذی اَعْطَيْتَ اِذْ اَنْتَ راكِعٌ // فَدَتْكَ نُفُوسُ الْقَوْمِ يا خَيْرَ راكِعٍ
«تويی آن كس كه در هنگام ركوع بخشيدي! جان همه مسلمانان به فدايت ای بهترين ركوع كننده!»
بِخاتَمِكَ الْمَيْمونِ يا خَيْرَ سيِّدٍ و يا خَيْر شارٍ ثُمَّ يا خَيْرَ بائِعٍ
«انگشتری مباركت را [تو در راه خدا بخشيدي] ای بهترين آقا و ای بهترين خريدار و بهترين فروشنده.»
فَاَنْزَلَ فيكَ اللّه ُ خَيْرَ وِلايَةٍ وَ بَيَّنَها فی مُحْكَماتِ الشَّرائِعِ(6)
«خداوند متعال نيز در حق تو بهترين [آيه را كه] آيه ولايت [است[فرستاد و در محكمات شرائع آن را بيان نمود.»
شعرای فارسی زبان نيز شعرها سروده و خطابه ها ايراد كرده اند كه دو بيت را می آوريم:
ناصر خسرو:
آنچه علی داد در ركوع فزون بود // زآن كه به عمری بداد حاتم طائی
ابن يمين:
مرتضی را دان ولی اهل ايمان تا ابد // چون ز ديوان ابد دارد مثال «اِنّما»

آخرين حكم الهي
امام باقر عليه السلام در اين زمينه می فرمايد: «خدای متعال طبق آيه ولايت [انّما وليكم اللّه...] اطاعت از رهبری و سرپرستی اولوالامر را بر مردم واجب ساخت. مسلمانان متوجه نشدند كه مقصود از ولايت چيست؟ خداوند [در روز غدير] به پيامبر اكرم صلی الله عليه و آله امر كرد كه ولايت را برای مردم تفسير كند؛ همچنان كه نماز و روزه و زكات و حج را برايشان توضيح داده است؛ امّا رسول خدا صلی الله عليه و آله مدتها صبر كرد؛ زيرا آن حضرت همانند ساير واجبات نمی توانست مسئله ولايت و جانشينی خويش را به مردم اعلان كند و می ترسيد اگر مسئله رهبری و رياست بر مسلمانان را مطرح نمايد، مردم سخن او را نپذيرند و از دين برگردند. به همين جهت، دلتنگ شد و به حضرت پروردگار عرض حال نمود.
خداوند متعال به پيامبر وحی كرد كه: «ای رسول ما! آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، بر مردم ابلاغ كن و اگر اين پيام را نرساني، رسالت خود را انجام نداده ای و خداوند تو را از گزند مردم حفظ می كند. »(7) پيامبر صلی الله عليه و آله با نزول اين آيه، با كمال اطمينان مسلمانان را گرد آورد و در روز غدير خم به اعلان ولايت و رهبری علی عليه السلام اقدام نمود و تأكيد كرد كه حاضرين به غائبين اطلاع دهند.»
امام باقر عليه السلام در ادامه فرمود: «واجبات خدا يكی پس از ديگری نازل می شد و مسئله ولايت آخرين آنها بود كه بعد از اعلان ولايت، آيه اكمال دين(8) نازل گرديد. و خداوند متعال فرمود: با اين پيام ديگر واجبی را بر شما نازل نخواهم كرد؛ زيرا واجبات شريعت اسلام با مسئله ولايت كامل شد.» (9)


پاسخ يك شبهه
گاهی می پرسند: از سويی مشهور است كه علی عليه السلام در حال نماز آن چنان غرق در عبادت می شد كه وقتی در يكی از جنگها به پايش تير رفته بود و از شدت درد و ناراحتی جسمي، امكان جرّاحی و بيرون كشيدن آن نبود، گفتند: آن را در حال نماز از بدن مباركش خارج كنيد؛ چون او در حال عبادت آن چنان مشغول راز و نياز با پروردگار خويش است كه احساس درد نخواهد كرد. (10) و از سويی امام در حال نماز انگشتر به سائل می دهد و اين نشانگر توجه به اطراف و ديگران است. آيا اين دو حال، در نماز با هم سازگاری دارد يا نه؟
علاوه بر اينكه برخی از محققين در صحت حكايت اول ترديد دارند، در پاسخ اين پرسش جوابهای متعددی گفته شده كه ما به چند مورد اشاره می كنيم:
اول: مشتاقان حضرت حق و تشنگان كوثر معرفت در حالات عرفانی و مناجات با معشوق و معبود خويش، آن چنان از فيض حضور و لقای يار و مشاهده تجليات دلدار سرمست می شوند كه تمام دردها و رنجهای خويشتن را به عنوان لذت بخش ترین جرعه های حيات بخش معنوی سر می كشند. آنان همواره زمزمه می كنند كه:
مشنو ای دوست كه غير از تو مرا ياری هست // يا شب و روز به جز فكر توام كاری هست
آنان در آن حال، نه اينكه دردها و رنجهای جسمی خويش را احساس نمی كنند و بی اختيار احساس خود را از دست می دهند، بلكه با اراده خويش توجه خود را از آنچه در راه خدا نيست، برمی گردانند. به عبارت ديگر، لذت حضور و شوق وصال آن چنان آنان را به وجد و شعف می آورد كه رنجها و دردهای شخصی تحت الشعاع آن قرار می گيرد و در پرتو فضای معنوی دركِ حضور محو می شوند و از شوق اينكه رضايت حق را به دست آورده اند، تمام ناملايمات در منظر آنان زيبا و دوست داشتنی جلوه می كند و آوای «ما رَأَيْتُ اِلاّ جَميلاً»(11) سر می دهند؛ حتی آنان تحمل مصائب را اولين منزل عشق می دانند و بر اين باورند كه:
ترك مال و ترك جان و ترك سر // در طريق عشق اول منزل است
چنان كه درباره بعضی از ياران امام حسين عليه السلام در روايات آمده است كه «لايَجِدُونَ اَلَمَ مَسِّ الْحَديدِ؛(12) آنان درد برخورد نيزه ها و شمشيرهای آهنين را احساس نمی كردند.» نه اينكه آنان تيرها و شمشيرها و نيزه ها را نمی ديدند يا توجه نداشتند، بلكه درد و رنج آنها در مقابل شوق شهادت و كسب رضای پروردگار متعال هيچ بود.
بنابراين، در حالی كه ياران و مريدانِ آنان چنان هستند، پس خود ايشان چگونه خواهند بود. بی ترديد مقام اولياء الهی به مراتب بالاتر از اينهاست. اگر در يك زمان علی عليه السلام هنگام نماز متوجه درد پای خود نمی شود، عملی كاملاً درست و خداپسندانه می باشد؛ چرا كه معنای مناجات عاشقانه و عبادت عارفانه همين است و اگر در زمانی ديگر، در هنگام نماز صدای سائل او را متوجه خود می سازد و او با از خودگذشتگی و ايثار مال در راه رضای خداوند، نياز يك انسان بی چاره را برطرف می كند، باز هم عملی كاملاً منطقی و خداپسندانه می باشد. علی عليه السلام در هر دو مورد از خود گذشتگی و ايثار نموده است؛ آنجا از جان خويش و اينجا از مال خويش. و در هر دو حال، مشغول عبادت مخلصانه بوده است و نتيجه هر دو عمل يكی است و آن كسب رضای پروردگار و خالق جهان هستی می باشد.

تكميل عبادت
دوم: اين ايراد را می توان ناشی از يك غفلت دانست و آن اينكه شنيدن صدای سائل و كمك به او، پرداختن به غير خدا و توجه به خويشتن يا امور دنيوی نيست، بلكه آن هم در واقع، توجه به خدا و در جهت اخلاص می باشد. علی عليه السلام گر چه در حال نماز، غرق در عبادت الهی بود و با حضور قلب و توجه كامل با خداوند مناجات می نمود، امّا قلب پاك او در برابر فرياد استمداد و استغاثه و آه و ناله مستمندان و بی چارگان جامعه حساس بود و قلب او در مقابل ندای محرومان و برای گره گشايی از كار آنان می تپيد.توجّه او به سائل نه تنها در جهت غيرحق نبود، بلكه دقيقا در راستای اخلاص و توجه به مبدأ هستی و پروردگار خويش بود. او با پاسخ به كمك خواهی و ندای مظلومانه يك فقير كه آه و ناله اش از دردهای جانكاه وی خبر می داد، عبادت خويش را با اطاعت ديگری در آميخته و با هر دو عمل خويش، در جهت رضای الهی قدم برداشته، ثواب عبادت خويش را مضاعف گردانيد. و به همين علت هم بود كه عمل زيبا و خداپسندانه او مورد ستايش وحيانی قرار گرفت؛ چرا كه او عبادتی را مكمّل عبادت ديگر قرار داد. (13)

پی نوشت:

1)- مائده/55.
2)- مجمع البيان، ج3، ص210.
3)- المراجعات، ص231.
4)- شواهد التنزيل، ج1، ص233.
5)- الغدير، ج3، ص162.
6)- همان.
7)- مائده/67.
8)- مائده/3.
9)- اصول كافي، كتاب الحجه، باب مانص اللّه عزوجل و رسوله علی الائمه عليهم السلام.
10)- المحجة البيضاء، ج1، ص398.
11)- لهوف، سيد بن طاووس، ص292. اين كلام حضرت زينب در مجلس ابن زياد بود، هنگامی كه ابن زياد گفت: ای دختر علي! اين همه مصيبتها را چگونه ديدي؟ زينب عليهاالسلام پاسخ داد: «من همه مصائب و مشكلات را در راه خدا زيبا می بينم.»
12)- بحارالانوار، ج45، ص80؛ مدينة المعاجز، ج3، ص504؛ العوالم، الامام الحسين عليه السلام، ص344.
پرسمان ولايت، از نگارنده.
منبع : ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره 62.

برچسب ها:
آخرین اخبار