امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۰۲:۱۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 150971
تاریخ انتشار: ۳ تیر ۱۳۹۴ - ساعت ۰۷:۵۳
تعداد بازدید: 341
به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، امروز یکشنبه، آخرین روز خرداد مصادف با شهادت چمران است، برخی از روزنامه ها به همین بهانه گزارش ها و یادداشت های ...

به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، امروز یکشنبه، آخرین روز خرداد مصادف با شهادت چمران است، برخی از روزنامه ها به همین بهانه گزارش ها و یادداشت های را به رشته تحریر درآورده اند. از سوی دیگر انتشار اسناد عربستان سعودی توسط سایت افشاگر ویکی لیکس، دشمنی آشکار این رژیم را با ایران در برخی از اسناد آن آشکار کرده است. حکم در دست اجرا/ شهدا نه بی رنگ بودند و نه بی رگروزنامه وطن امروز، با مدنظر قرار دادن مصاحبه دیروز سخنگوی قوه قضاییه و تشریح عملکرد یکساله قوه، موضوع پرونده مهدی هاشمی را که در مرحله اجرا قرار دارد به عنوان تیتر یک خود انتخاب کرده است: به گزارش «وطن‌امروز»، تشریح چرایی افزایش 10 ساله حبس مهدی هاشمی و وضعیت اجرای این حکم از جمله جزئیات مورد اشاره سخنگوی قوه‌قضائیه بود. محسنی‌اژه‌ای تصریح کرد که پرونده مهدی هاشمی در دادسرا و در مرحله اجرای حکم است. حجت‌الاسلام محسنی‌اژه‌ای در جمع خبرنگاران اظهار داشت: حکم مهدی هاشمی هنوز اجرا نشده اما در دادسرا و در مرحله اجرای احکام قرار دارد. محسنی‌اژه‌ای در پاسخ به این سوال که چرا ورود رسانه‌ای دستگاه قضایی در برخی مسائل از جمله حکم صادره برای مهدی هاشمی و مرخصی محمدرضا رحیمی از زندان ضعیف است، گفت: به طور قطع قوه‌قضائیه در مساله رسانه باید اهتمام بیشتری داشته باشد ولی چنانچه مسؤولی بخواهد از صبح تا شام گوش به صحبت روزنامه‌ها و سایت‌ها بویژه رسانه‌های ضدانقلاب فرا دهد از کار اصلی خود بازمی‌‌ماند. آنها نیز همین را می‌خواهند و قصد دارند ما را به خودمان سرگرم کنند. وی با بیان اینکه از رسانه‌ها درخواست دارم مسائل دستگاه قضا را درست تبیین کنند، افزود: به‌عنوان مثال می‌گویند فلان کس که زندان است چرا به خاطر فوت همسرش به مرخصی آمده است؟ در حالی که از این دست محکومان کسی را یاد ندارم به خاطر فوت پدر، مادر یا همسرش به مرخصی نیامده باشد. حتی شده به صورت تحت‌الحفظ آشکار یا پنهان در این دست موارد افراد به مرخصی می‌آیند. معاون اول قوه‌قضائیه به موضوع مهدی هاشمی و مجازات تعیین شده برای وی اشاره کرد و گفت: در این ارتباط قبلا توضیح مفصل دادم اما امروز هم به یک بخشی اشاره می‌کنم.وطن در ادامه آورده است: ما 2 قانون مجازات اسلامی داشتیم که قانون اول مربوط به قبل از سال 92 بود و قانون دوم نیز از اردیبهشت‌ماه سال 92 اجرایی شده است. در قانون قبلی اینگونه بود که برای هر جرم یک مجازات در نظر گرفته می‌شد و فرد محکوم نیز باید مجازات را تحمل می‌کرد اما در قانون جدید که از اردیبهشت‌ماه سال 92 اجرایی شده، اگر کسی تعدد جرم داشته باشد، مجازات متعدد صادر می‌شود ولی در مقام اجرا، اشد مجازات اجرا می‌شود. محسنی‌اژه‌ای یادآور شد: مهدی هاشمی در کیفرخواست 12 اتهام داشت که قاضی برخی از این اتهامات را در هم ادغام کرد و در نهایت وی را در ارتباط با 3 جرم مجازات کرد. جرم اول اختلاس توأم با جعل بود که از 7 تا 10 سال مجازات داشت و قاضی دادگاه بدوی براساس قانون قبلی به 7 سال حبس محکوم کرد. جرم دوم نیز ارتشا بود که 5 تا 7 سال حبس داشت و قاضی براساس قانون قبلی به 5 سال محکوم کرد. یک مورد نیز جرائم امنیتی بود که 2 تا 5 سال حبس داشت و قاضی 3 سال حبس را در نظر گرفت که مجموعا 15 سال حبس می‌شود. یعنی اگر قرار بود طبق قانون قبلی اجرا شود باید 15 سال حبس اجرا می‌شد. معاون اول قوه‌قضائیه با بیان اینکه بسیاری از حقوقدانان معتقدند قانون جدید مجازات اسلامی نسبت به قانون قبلی اخف است، گفت: در مرحله تجدیدنظر، قاضی در ارتباط با اختلاس که مجازاتش 7 تا 10 سال بود براساس قانون جدید، مجازات اشد یعنی 10 سال را در نظر گرفت. در ارتباط با ارتشا که 5 تا 10 سال بود 10 سال را در نظر گرفت و در ارتباط با جرائم امنیتی که 2 تا 5 سال بود، مجازات اشد یعنی 5 سال را اتخاذ کرد که مجموعا 25 سال می‌شد. وی توضیح داد: طبق قانون قبلی باید 15 سال حبس اجرا می‌شد اما الان اشد مجازات که 10 سال است اجرا می‌شود لذا می‌گویند قانون جدید نسبت به قانون قبلی خفیف‌تر است. بنابراین در حکم مهدی هاشمی دادگاه تخفیف قائل نشده است بلکه مجازاتش از 15 سال به 25 سال افزایش یافته اما در مقام اجرا طبق قانون، اشد مجازات اجرا خواهد شد."شهدا نه بی رنگ بودند و نه بی رگ"، تیتر یادداشت انتقادی وطن امروز درباره حواشی تشیع پیکر شهدا و همچنین اظهارات هاشمی رفسنجانی درباره تحریم هاست: شهدا نه بی‌رنگ بودند و نه بی‌رگ؛ این را از وصیتنامه‌هایشان می‌شود فهمید؛ این را از مقاومت با دست‌های بسته‌شان می‌شود فهمید؛ و البته این را خیلی‌ها نمی‌توانند بفهمند. کسی که اگر رویش بشود - که می‌شود - 2 روز دیگر هم بعید نیست بگوید مشکل کربلا، ضعف در دیپلماسی بود و باید به‌جای حرف‌های شعاری و اقدامات افراطی همچون پاره کردن امان‌نامه شمر خبیث روی سرش، در مقابل سپاه کفر از دیپلمات‌های کارآزموده استفاده می‌شد تا سرنوشت کربلا به طرز دیگری رقم می‌خورد، پیام شهیدان را هم بعید است دریابد...کسی که تا دیروز آقازاده‌اش برای شدت یافتن تحریم‌ها بر ملت تلاش می‌کرد و حالا امروز یکباره خواب‌نما شده، به میدان سخن می‌پرد و از درآمدن پدر مردم از تحریم‌ها سخن می‌گوید تا لابد به این بهانه بوی بد دست دوستی به سمت شیطان بزرگ دراز کردن کمتر شود، بعید است از پیام شهدا چیزی سر در بیاورد... این پیام را روزنامه خانوادگی فلان آقا که حاضر است شهیدان را عریان تصویر کند تا مبادا عکس امام روی پیراهن‌شان باشد نمی‌فهمد؛ عکس امام روی پیراهن یعنی راه امام؛ راه امام یعنی تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم؛ شرک و کفر یعنی آمریکای جهانخوار که امام تا آخرین روزها هم آن را شیطان بزرگ نامید؛ پس بهتر است شهدا را عریان و بی‌عکس امام تصویر کرد؛ چون در غیر این صورت مجبور می‌شوند برای این بخش دومش چاره‌ای بیندیشند و لابد خاطره‌ای تک نفره از پشت درهای بسته با امام بگویند که امام اصلا با آمریکا مشکلی نداشت و آمریکا را شیطان بزرگ نمی‌دانست و آن همه فیلم و صوت، همه فتوشاپ است!نویسنده در ادامه می افزاید: اما مردم چقدر خوب این پیام را درک کردند و به صحنه آمدند؛ چقدر خوب فریاد مظلومیت این شهیدان را در برابر جنایت آواکس‌های آمریکایی که عملیات را لو داده بودند، شنیدند و به صحنه آمدند و هر چه فریاد داشتند بر سر آمریکا کشیدند...این وسط روزنامه‌ای هم با عصبانیت از حماسه مردم تیتر زد که ‌ای شهیدان ما فقط برای بدرقه شما آمده بودیم‌ها! و یکی هم نیست که سوال کند شما اصلا مگر آمده بودی برادر؟! شمایی که تا قبل از این حماسه یک تیتر هم برای این شهدا نزدی که مبادا حماسه‌ای آفریده شود و کسی شعار هیهات منا الذله سر بدهد، روز تشییع کجا بودی برادر؟! نمی‌دانم شاید داشتی در مدح ضریب همبستگی آب خوردن مردم با تحریم‌ها آمارهای علمی از خود صادر می‌کردی یا شاید در حال سفارش مقاله درباره ارتباط نزدیک ازدواج جوانان و سوراخ لایه ازن با تحریم‌ها و تاثیر تشنگی ماه مبارک رمضان در شرایط تحریم، به سر می‌بردی؛ نمی‌دانم! فقط می‌دانم هر کسی پیام شهدا را درک نمی‌کند... شهدایی که فرق‌شان با تمام کشتگان تاریخ این بود که نه بی‌رنگ بودند و نه بی‌رگ!روزنامه وطن امروز به سراغ عبدالحمید فخیم جو، مبارز انقلابی رفته که در ماجرایی سیلی بر صورت بنی صدر نواخته بود: از همان پاسخی که به دکتر- بازجوی ساواک- داده بود، معلوم بود تا آخر پای حرفش می‌ماند. در پاسخ به پیشنهاد مدیریت کاخ جوانان شاه در شمال شهر و بی‌خیال شدن ادامه مبارزه گفته بود: «من اگر مدیر آنجا شوم، می‌توانم در آنجا برای امام حسین(ع) عزاداری کنم؟» این برخوردش باعث شد بازگردد زندان، بیشتر کتک بخورد و فحش بشنود از ماموران ساواک اما می‌گوید: به گره خوردن زلفش با امام حسین(ع) می‌ارزد. می‌گوید: هرکسی زلفش به امام حسین گره بخورد، هر جای عالم برود و پای هر میزی مثلا با 1+5 بنشیند، مطمئن است، چون پای اعتقاداتش خواهد ایستاد.  «عبدالحمید فخیم‌جو» مبارزی که از پیش از انقلاب تا امروز انقلابی زندگی کرده خاطرات فراوانی از زندان‌های شاه، کمیته استقبال حضرت امام، مدرسه علوی، دولت موقت، غائله کردستان، بنی‌صدر و حضور در دادستانی انقلاب و جنگ دارد. فخیم‌جو کسی است که در دوره ریاست‌جمهوری بنی‌صدر به خاطر اینکه وی به حضرت امام توهین کرده بود، با سیلی زیر گوشش نواخته بود. به‌ طوری که به نقلی تا پای اعدام هم پیش رفت.فخیم جو درباره سیلی زدن به بنی صدر گفته:  قرار بود بعدازظهر برود سالن فدراسیون سخنرانی داشته باشد. بعد ناهار من دیدم موقعیت خوبی است، حالا که آمده بروم و هلی‌کوپتر را بگیرم، چون لازم داشتیم برای اردوگاه و شرایط غیرمترقبه‌ای که پیش می‌آمد و هم به خاطر درگیری با اشرار؛ می‌خواستیم بتوانیم از بالا آنها را تعقیب کنیم، هم محلشان را بیابیم هم اگر حادثه‌ای پیش آمد سریع بتوانیم مرکز را خبر کنیم، چون وسایل ارتباطی نبود. جاده‌ها هم بشدت خراب بود. خلاصه! رفتم بنی‌صدر را ببینم، محافظ‌هایش منعی نکردند چون مرا می‌شناختند و می‌دانستند من فرماندارم. رفتیم تو، ناهارش را خورده بود و داشت گریپ‌فروت می‌خورد. رفتیم و نشستیم و سلام کردیم، گفت سلام علیکم، گفتم من فرماندار اینجا هستم. گفت من فکر کردم اینجا فرماندار ندارد. داستان را برایش گفتم. اردوگاه را و اینکه با اشرار هم درگیر هستیم و... اینکه تا حالا 5 شهید دادیم و گفتم: بر همین اساس می‌خواستم از شما درخواست کنم دستور بدهید یک هلی‌کوپتر اینجا آماده باشد اگر مشکلی پیش آمد، ما بتوانیم از هوا هدایت کنیم جریان و کار را. در همین حین که داشتم اینها را به بنی‌صدر می‌گفتم، منافقین هم داشتند دوربین‌ها را آماده می‌کردند برای فیلمبرداری. شروع کرد به صحبت، دقیق یادم نیست اما چرت و پرت گفت.دیدم به خانواده شهدا توهین کرد و به واژه شهید هم توهین کرد و می‌گفت این آخوند‌ها دارند سر شما کلاه می‌گذارند، شهید دیگر چیست، شما اشرار را انگولک می‌کنید، بعد به امام توهین کرد.بله! تازه بدتر از اینها را گفت. هی می‌گفت: من 11 میلیون رای دارم. رئیس‌جمهور باید استقلال داشته باشد. یعنی چه هر روز از من توضیح می‌خواهند و از این حرف‌ها. من گفتم این حرف‌ها چه ربطی به من دارد آقای رئیس‌جمهور؟! من فقط یک هلی‌کوپتر می‌خواهم. این ول‌کن نبود. آنقدر چرت و پرت‌ها را ادامه داد و گفت: کدام شهید؟! می‌فرستند جوان‌های مردم را به کشتن می‌دهند به اسم شهید. خلاصه امام(ره) را برد زیر سوال. من هم داشتم گوش می‌دادم، تعجب کرده بودم، پشیمان هم شده بودم. می‌گفتم عجب کاری کردیم‌ها. چرا همچین چیزی ما گفتیم، خیلی خودم را سرزنش کردم. دیدم خیلی دارد حرافی می‌کند، تا اینکه گفت: هرچه می‌کشیم از دست امام است. دیگر دست خودم نبود، نفهمیدم، گفتم گور پدر همه چیز چه می‌خواهد بشود مگر، ما که چیزی نداریم، یک دوچرخه داریم، صبح تا شب هم که داریم کار می‌کنیم، همین را هم نداشته باشیم؛ خواباندم در گوشش، اصلا تصورش را نمی‌کرد، گیج شده بود. آقای باهنر داشت از لای در نگاه می‌کرد تا دید آمد جلوی مرا بگیرد من یک لگد هم انداختم که خورد پشت ران بنی‌صدر که دیگر دست و پای مرا گرفتند و بردند. باهنر به من گفت چه کار داری می‌کنی... یک حرفی زد که ما شوکه شدیم؛ گفت امام تازه قلبش خوب شده، امام(ره) از دست همین فاسدان ناراحتی قلبی پیدا کرده بود دیگر، گفت اگر امام(ره) ماجرا را بفهمد خدای نکرده دوباره قلبش ناراحت شود شما چه خاکی بر سرت می‌ریزی، که من یکهو شوکه شدم.خلاصه! بنی‌صدر رفت و سخنرانی کرد، علیه ما حرف زد و برگشت تهران و در هیات دولت گفت: بگیرید دادگاهی‌اش کنید و طبق قانون با طرف(یعنی من) عمل کنید.  آن موقع هنوز یک قانونی بود که توهین به شخص اول مملکت مجازاتش اعدام بود. خدا بیامرز زواره‌ای زنگ زد به من گفت: پدر رجایی را درآوردی! گفتم چطور؟ گفت: در این جلسه این مرتیکه آنقدر اصرار داشت که رجایی به تعویق انداخت.رجایی خیلی سعی کرد این قانون زمان طاغوت را درباره شخص اول مملکت پیگیری بکند که در نهایت آقای هاشمی که آن موقع رئیس مجلس بود با دو فوریت این قانون را برداشتند.احمدی نژاد چرا راست‌راست راه می‌رود؟روزنامه اصلاح طلب آرمان امروز، در یادداشتی به بررسی عملکرد وزارت کشور در دوسال نخست دولت روحانی پرداخته و آن را با وزارت عبدالله نوری در دوران اصلاحات مقایسه کرده است. نویسنده شجاعت و جسارت نوری را یکی از شاخص های اصلی موفقیت وزارت کشور در دوره وی دانسته: در اکثر وزارتخانه‌های دولت یازدهم هماهنگی و همراهی در راستای تحقق وعده دولت به مردم محقق شده و کمتر کسی است که از ناهماهنگی‌های منجر به رفع مشکلات در وزارتخانه‌ها گلایه داشته باشد اما یک وزارتخانه است که هنوز در موردش اما و اگرهایی وجود دارد؛ وزارتخانه‌ای که زیرمجموعه‌هایش ارتباط مستقیم با مردم و امور اجرایی هر استان دارد که آن هم وزارت کشور است. زمانی که عبدالرضا رحمانی‌فضلی از سوی رئیس‌جمهور به‌عنوان وزیر کشور معرفی شد برخی این سوال را مطرح کردند که آیا مشی او با رویکرد سایر وزرای معرفی شده همخوانی دارد که رحمانی‌فضلی در مناسبت‌های مختلف این اطمینان را داد که همراستا با برنامه‌ها و اهداف دولت گام برخواهد داشت. یکی از مهم‌ترین وظایف وزارت کشور انتصاب استانداران است چرا که آنها نقش اصلی را در اجرای برنامه‌های دولت در هر استان بر عهده دارند و طبیعتا همسو بودنشان با برنامه‌های رئیس‌جمهور و وزیر از درجه بالای اهمیت برخوردار است. اما انتخاب استانداران از سوی رحمانی‌فضلی موجب گلایه‌هایی شد چراکه برخی از آنها منتسب به دولت قبل بودند و منتقدان با ذکر این موضوع که اگر قرار بود سیاست‌های دولت قبل در استان‌ها اجرا شود چه نیازی به خلق حماسه 24 خرداد بود، نارضایتی خود را نشان دادند.برخی گمانه‌ها درمورد حضور و فعالیت استانداران غیرهمسو با دولت یازدهم زمانی تقویت می‌شود که افرادی از انتصاب استانداران و فرمانداران با نظر نمایندگان مجلس خبر می‌دهند که البته وزیر کشور و معاونان وی بارها این موضوع را رد کرده‌اند اما سکوت نمایندگان درباره اتفاقات استان‌ها این تکذیب را زیر سوال می‌برد چراکه در اوایل آغاز به کار رحمانی‌فضلی انتقادات زیادی از سوی نمایندگان روانه این وزارتخانه کرد اما به یکباره فضا آرام و دیگر نماینده‌ای منتقد انتصابات وزیر کشور نشد. از سوی دیگر زمانی که بحث اصلاح کابینه مطرح شد، نخستین نامی که پیشنهاد شد رحمانی‌فضلی بود چراکه مشی او مورد انتقادات بسیاری به جز نمایندگان مجلس بود.آرمان در ادامه نوستالژی وزارت کشور نوری را یادآوری کرده است: شجاعت و صراحت از ویژگی‌های وزرای موفق است چنانکه وزرای دولت اصلاحات از این ویژگی‌ها برخوردار بودند ازجمله عبدا... نوری که در قامت وزیر کشور حاضر نشد در برابر فشار برخی نمایندگان برای انتصاب‌ها کوتاه بیاید و طبق میل آنها استانداران را منصوب کند. او در گفت‌وگو با «اندیشه پویا»، اینچنین از فشار برای دخالت‌ها در انتصاب‌ها و استیضاح و برکناری خود گفت: «‌آنچه در تغییر عملکرد من وجود داشته از نظر خود من بیشتر به خاطر تغییر دولت بوده است. اتفاق خاص دیگری در اندیشه من نیفتاده است. رویکرد رئیس دولت اصلاحات با رویکرد رئیس دولت سازندگی فرق داشت و من تحت‌تاثیر این رویکرد برنامه‌ام در وزارت کشور را پیش می‌بردم. به لحاظ فکری هم در نظر داشته باشید که در دولت آقای‌هاشمی هم تحمل نشدم و لذا بعد از پایان یک دوره به من گفتند التماس دعا! برای همین وقتی رئیس دولت با اصرار فراوان مرا مجبور کرد از مجلس پنجم بیرون آمده و به وزارت کشور بروم خودم و خیلی از دوستان با بیرون آمدن از مجلس مخالف بودیم و این تصمیم را صحیح نمی‌دانستیم. وقتی انتخاب من برای وزارت کشور نهایی شد، گفتم دوره وزارت کشور من شش ماه خواهد بود و من را در مجلس از دست می‌دهید. آنجا گفتم اگر این برنامه‌هایی را که در ذهن رئیس‌جمهور است، بخواهم جلو ببرم با این مجلس نمی‌شود. علتش این بود که اولین مساله وزارت کشور انتخاب استانداران بود متناسب با آنچه رئیس دولت می‌خواست. می‌توانستیم دو کار انجام دهیم؛ یکی اینکه بگوییم ما تغییر نمی‌دهیم و استانداران دوره قبل باقی بمانند. دیگر اینکه وزیر کشور جدید متناسب با توقعات مردمی که دوم خرداد رای داده بودند، استاندارانی متناسب با شرایط جدید انتخاب کند. اما این هم از طرف بسیاری از نمایندگان مجلس قابل پذیرش نبود. آنها به‌شدت فعال بودند که فعلا استاندار تغییر نکند و اگر قرار است تغییر کند، استانداری مطابق میل خودشان سر کار بیاید. برای من مهم این نبود که بیشتر از شش ماه سر کار بمانم برایم مهم این بود که به انتظارات مردم پاسخ مثبت داده شود.» وی درمورد تصمیم نهایی خود تصریح کرد: «فکر کردم باید خواسته‌های مردم را محقق کنم. نمی‌خواهم بگویم هر اقدامی که کردم درست بوده شاید امکان داشت برخی از استانداران را از افراد میانه‌روتر انتخاب کرد ولی بعید بود طرف مقابل با این میانه‌رو‌ها قانع شود. احساس می‌کرد اشتباه شده که در دوم خرداد این جریان رای آورده و همان مسیر قبلی باید ادامه پیدا کند در برخی موارد می‌شد حد وسطی را پیدا کرد به شرطی که طرف مقابل به حد وسط راضی می‌شد.» شایعه شده بود که نوری پس از نطق در مجلس به انتقادات و اظهارات نمایندگان بها نمی‌دهد و بلافاصله آنجا را ترک می‌کند که خودش این موضوع را قبول ندارد و گفت: «این را به یاد ندارم که به مجلس می‌رفتم و بلافاصله بیرون می‌آمدم و به حرف‌ها و انتقادات گوش نمی‌دادم موردی را مشخصا یادم هست که بعد از سوال یکی از نمایندگان نشستم و بین برخی نمایندگان موافق و مخالف مشاجره شدیدی صورت گرفت تا جایی که به درگیری فیزیکی کشیده شد و من همچنان نشسته بودم. راجع به ریاست مجلس هم از قبل به من گفته شده بود که کاندیدا نشوید و من هم کاندید نشدم ولی از قبل گفته بودم که اگر کاندیدا نشدم چون تمام دوستان ما در داخل و بیرون مجلس و خبرنگاران برایشان مسجل است که فردا در انتخابات ریاست مجلس من کاندیدا هستم هیچ راهی ندارم که اگر از من سوال شود بگویم به من گفته شده که کاندیدا نشوم.»آرمان در مصاحبه با حجت الاسلام سیدرضا اکرامی به انتقاد از سیاست دولت قبل و احمدی نژاد پرداخته و موضوع حواشی سخنرانی روحانی در حرم مطهر امام را نیز بررسی کرده است: حجت‌الاسلام سيدرضا اكرمي، رئيس شوراي فرهنگي نهاد رياست‌جمهوري، مشاور عالي وزير كشور، عبدالرضا رحماني‌فضلي در امور روحانيت و رئيس شوراي فرهنگي وزارت كشور است. وي عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز، دبير سابق جامعه وعاظ تهران و نماينده دوره‌هاي دوم، سوم، چهارم، پنجم و هشتم مجلس از شهرهاي سمنان و تهران است. اكرمي در گفت‌وگو با «آرمان» درباره بازداشت حميد بقايي، معاون اجرايي دولت محمود احمدي‌نژاد عنوان مي‌كند: «جزئيات اتهامات آقاي بقايي اعلام نشده و به همين دليل نمي‌توان با قاطعيت در اين زمينه اظهارنظر كرد. با اين وجود بنده ريشه اين مشكلات را در رفتارها و سياست‌هاي آقاي احمدي‌نژاد مي‌دانم كه با برخی قانون‌گريزي‌ها و تصميمات شتابزده در هشت سال گذشته زمينه را براي فعاليت برخي افراد مهيا كرد. بنده گاهي پيش خود فكر مي‌كنم چرا آقاي احمدي‌نژاد «راست راست» راه مي‌رود». وي همچنين درباره اتفاق رخ‌داده در حين سخنراني آقاي روحاني در حرم حضرت امام(ره) خاطرنشان مي‌كند: «به نظر من ما بايد به صورت ريشه‌اي با اين مساله برخورد كنيم.جزئيات اتهامات آقاي بقايي اعلام نشده و به همين دليل نمي‌توان با قاطعيت در اين زمينه اظهارنظر كرد. با اين وجود بنده ريشه اين مشكلات را در رفتارها و سياست‌هاي آقاي احمدي‌نژاد مي‌دانم كه با برخی‌ قانون‌گريزي‌ها و تصميمات شتابزده در هشت سال گذشته زمينه را براي فعاليت برخی افراد سودجو مهيا كرد. آقاي احمدي‌نژاد به‌عنوان رئيس‌جمهور ملت ايران و منتخب مردم به هرحال در طول هشت سال گذشته خدماتي را نيز انجام داده است. نبايد به اين شكل باشد كه در ارزيابي دولت گذشته فقط به نكات منفي آن توجه كنيم و از نكات مثبت غافل شويم. با اين حال آقاي احمدي‌نژاد«خودمحور» بود و با تصمیمات آنی گاها قانون را نادیده می‌گرفت. نكته دوم اينكه احمدي‌نژاد برخی حرمت‌ها را رعايت نمي‌كرد. نكته سوم اينكه احمدي‌نژاد به شكل‌هاي مختلف رویکردی پوپولیستی داشت و با شعارها و اقداماتش مردم را جذب مي‌كرد. بنده گاهي پيش خود فكر مي‌كنم چرا آقاي احمدي‌نژاد «راست راست» راه مي‌رود؟ اکرامی در ادامه گفته: مردم بايد نسبت به اتفاقاتي كه در هشت سال گذشته رخ داده آگاهي پيدا كنند. احمدي‌نژاد در طول هشت سال گذشته بارها عنوان مي‌كرد: «ليست اسامي مفسدان اقتصادي در جيب من است». وي اين شعارها را هيچ‌وقت عملي نكرد. در نهايت هم مشخص نشد احمدي‌نژاد ليست مفسدان اقتصادي را كجا برد؟ معلوم نشد چرا برخی مفسدان اقتصادي در دولت وي حضور داشتند؟ احمدي‌نژاد در زماني كه به‌تازگي به‌عنوان رئيس‌جمهور برگزيده شده بود با صداي بلند عنوان مي‌كرد كه با تمام مفسدان اقتصادي مبارزه خواهم كرد و ريشه فساد را خواهم كند. اين درحالي بود كه وي در عرصه عمل حتي با يك نانواي متخلف هم برخورد نكرد. احمدي‌نژاد «شخص‌محور» بود. دربست اوینروزنامه سیاست روز، با تیتر " دربست اوین"، به اظهارات اژه ای، سخنگوی قوه قضاییه درباره مهدی هاشمی واکنش نشان داده است: سخنگوي قوه قضائيه روز گذشته در نشست خبري با نمايندگان رسانه‌ها درباره پرونده مهدی هاشمی و همچنین روند اجرای این حکم گفت: «حکم آقای مهدی هاشمی قطعی شده است ولی هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.» حجت‌الاسلام غلامحسین محسنی‌اژه‌ای اضافه كرد كه «این حکم در مرحله ابلاغ در دادسرای تهران قرار دارد» به اين ترتيب بايد به همين زودي‌ها منتظر اجراي حكم و انتقال اين آقازاده به يكي از بندهاي زندان اوين باشيم. جايي كه همين چند وقت پيش ميزبان برخي مسئولان دولت قبل بود. به اين ترتيب آقازاده‌اي كه برخي‌ها معتقد بودند، هيچ جرمي مرتكب نشده و «بدون هیچ دلیلی تعداد زیادی اتهام درست کرده بودند» بايد كم‌كم چمدانش را براي يك سفر ۱۰ ساله ببندد و راهي زندان شود. هرچند زندان اوين هم در يكي از نقاط شمالي تهران قرار دارد، اما به قول معروف دانه فلفل سياه و... . حالا آقازاده‌اي كه در هرجلسه دادگاهش به همراه اعضاي خانواده مي‌آمد و «برخي‌ها» هم به دنبال شانتاژ بودند تا او را مبرا از جرم و خطايي نشان دهند، بايد آماده شود تا از اين پس برخي نزديكانش را توي اتاق ملاقات ببيند. پرونده مهدي هاشمي در حال بسته شدن است و براساس حكم دادگاه تجديد‌نظر و تائيد مسئولان قوه قضائيه وي بايد ۱۰ سال پيش‌رويش را در زندان سپري كند. اقدامي كه اگر ايده‌آل نباشد، قطعا گام بلندي براي برخورد با «دانه‌درشت‌ها» و «كله‌گنده‌ها» خواهد بود.سیاست روز با انتشار اسناد ویکی لیکس درباره فعالیت ها و اقدامات منطقه ای و بین المللی آل سعود، گزارشی را پیرامون آن تهیه کرده است: اسناد ويكي ليكس كه به تازگي درباره عربستان منتشر گرديده پرده از اين دروغ پردازي برداشته است. لازم به ذكر است كشورهاي غربي كه از افشاي اين اسناد هراس داشته‌اند براي اهميت زدايي از آن در طي هفته‌هاي گذشته در حوزه رسانه‌اي به ابعادي از نقش منفي عربستان در منطقه پرداخته‌اند تا چنان وانمود سازند كه اسناد ويكي ليكس اسناد جديدي نمي‌باشد و رسانه‌هاي غربي و حتي مقامات غربي پيش از اين درباره اقدامات عربستان هشدار داده بودند. اين جوسازي رسانه‌اي در حالي صورت مي‌گيرد كه اسناد ويكي ليكس شامل نيم ميليون سند است كه ابعاد بسيار وسيعي از بحران سازي سعودي و متحدانش را رقم خواهد زد. به عنوان نمونه طبق اسناد جدیدی که پایگاه افشاگر ویکی‌لیکس منتشر کرده است عربستان طرحی برای حمایت از تحریک گروه‌های سنی داخل عراق برای اقدام علیه دولت نوری مالکی داشته است. در این مورد عقیده کمیته بر آن است که در مرحله اول بر اساس دو محور حرکت شود:۱ ـ محور قبایل و عشیره‌ها، بر ما لازم است که با رهبران قبایل و شیوخ آنها تماس برقرار کنیم و با استفاده از مال و دیگر وسایل آنها را جذب و تایید آنها را برای عربستان وسیاست‌هایش کسب کنیم. سیاست در ادامه گزارش آورده: حرکت در محور شخصی و انتخاب افرادی که از معرفت و شناخت واقعی مسائل برخوردار هستند و قدرت تاثیر گذاری و قدرت اقناع دیگران را دارند؛ تا با ارسال آنها به مناطق شیعه‌نشین و دیگر مناطق آنها را قانع و حمایت آنها را جذب کنند.محور دوم: شامل دعوت از شخصیت‌های تاثیرگذار در زمینه دینی، علمی، سیاسی و فرهنگی برای حضور در مناسب‌های فرهنگی و علمی در عربستان است تا به این وسیله تماس‌ها ادامه پیدا کند و روابط محکم و دانش و تجارب منتقل شود.محور سوم: اهمیت هماهنگی بین وزارت خارجه و دستگاه اطلاعاتی در مورد گزارش‌ها از اوضاع عراق.همزمان با سومین سال پناهنده شدن جولیان آسانژ به سفارت اکوآدور در لندن، پایگاه اینترنتی ویکی لیکس، نیم میلیون سند سری وزارت امور خارجه عربستان سعودی را منتشر کرد.در سندي ديگر به درخواست دو نماینده جریان چهاردهم مارس لبنان برای برخوردار شدن از حمایت مستقیم عربستان اشاره می کند. هراس سعودي از اين اسناد زماني آشكارتر مي‌شود كه وزارت خارجه عربستان از شهروندان این کشور خواست که اسناد منتشر شده از سوی ویکی لیکس را مطالعه و منتشر نکنند. خبر ديگر از عربستان آنكه منابع رسانه‌ای از وقوع چندین انفجار مهیب در «أبها» واقع در جنوب عربستان خبر دادند.بر اساس این گزارش، این انفجارها موجب هراس شدید ساکنان این منطقه و آواره شدن چندین خانواده شد. در همين حال جنبش معارض عربستانی موسوم به «آزادگان نجران» اعلام کرد که موفق شده کنترل یک پایگاه نظامی سعودی در منطقه نجران را به دست گیرد.این جنبش همچنین اعلام کرد: در منطقه «خباش» که تقریبا در ۱۰ کیلومتری جنوب مرکز نجران واقع شده، با نظامیان سعودی درگیری‌های شدیدی داشته است. عربستان اكنون با موجي از بحران‌هاي داخلي و شكست‌هاي منطقه‌اي و جهاني مواجه شده است كه تحولات يمن نمودي از آن است."چارچوبی که باید رعایت شود"، تیتر یادداشت روزنامه سیاست روز درباره مذاکرات ژنو میان نیروهای انصارالله حزب الله و جامعه جهانی است که با کارشکنی عربستان سعودی بی نتیجه پایان یافت: مذاکرات ژنو درباره يافتن راهکار سياسي درباره يمن در حالي برگزار گرديد که محور اصلي آن را برقراري آتش‌بس در ماه مبارک رمضان تشکيل مي‌داد كه در نهايت نيز به دليل كارشكني عربستان بي نتيجه پايان يافت. سازمان ملل در حالي تلاش کرده تا به برقراري ثبات و امنيت در يمن بپردازد که براي تحقق اين مهم چند نکته اساسي مطرح مي‌باشد. بررسي کارنامه يمن نشان مي‌دهد که اين کشور در دو حوزه با تهديد امنيتي مواجه است. اولا حملات ائتلاف سعودي ـ آمريکايي است که در طول سه ماه اخير شديدترين جنايات را عليه يمن صورت داده‌اند چنانکه در ايام ماه مبارک رمضان نيز از بمب‌هاي خوشه‌اي براي کشتار يمني‌ها استفاده مي‌کنند آمارها نشان مي‌دهد در تجاوزات سعودي‌ها به يمن، صدها نفر شهيد و زخمي شده‌اند و زير ساختهاي اين کشور به کلي ويران شده است. ثانيا گروه‌هاي تروريستي از جمله القاعده در يمن فعاليت گسترده‌اي دارند به گونه‌اي که بخشي از جنايات و نابساماني‌هاي جاري در اين کشور برگرفته از گروه‌هاي تروريستي مي‌باشند چنانکه پنج‌شنبه چندين مسجد در حملات تروريستي تخريب و چندين نفر شهيد و زخمي شدند. با توجه به اين شرايط براي برقراري ثبات در يمن صرفا برقراري آتش‌بس کافي نمي‌باشد بلکه بايد اقداماتي موثر براي حل اين دو چالش برداشته شود. نویسنده در ادامه عنوان کرده: در باب عربستان فشار مجامع جهاني براي عقب‌نشيني اين کشور از ادامه تجاوزات به يمن امري ضروري است. کشورهاي غربي که به تسليح عربستان مي‌پردازند بايد به اين امر پايان داده و حتي از ظرفيت‌هاي خود براي اعمال فشار بر عربستان براي پايان دادن به حملاتش به يمن بهره گيرند. اما در باب گروه‌هاي تروريستي در يمن مولفه نخست خودداري کردن از تسليم اين گروه‌ها است گزارش‌ها نشان مي‌دهد که برخي کشورهاي عربي و غربي رسما به ارسال تسليحات براي اين گروه‌ها مي‌پردازند و حتي برخي از سران اين گروه‌ها که در زندان‌هاي آمريکا بوده‌اند آزاد گرديده‌اند. در مرحله دوم کارکرد جهاني در قالب حمايت از مبارزان با تروريست‌ها استوار گردد. کميته‌هاي مردمي با محوريت انصار‌ا... در کنار ارتش يمن تمام تلاش خود را براي مبارزه با تروريسم صورت داده‌اند که توانسته‌اند بسياري از مناطق را از تروريستها پاکسازي نمايند. آنچه در حوزه مبارزه با تروريسم بايد صورت گيرد حمايت از اين گروه‌هاي مردمي با محوريت انصار‌ا... است که کارنامه‌اي موفق از خود بر جاي گذاشته‌اند. اگر سازمان ملل در تحقق اين دو اصل يعني مقابله با حملات عربستان به عنوان عامل دروني بحران يمن اقدامي صورت ندهد برقراري آتش‌بس است که هيچ کمکي به يمن نخواهد کرد و صرفا سرپوشي بر بي‌کفايتي سازمان ملل در حل مسئله يمن است. بي‌کفايتي که ابعاد آن را در سوريه و عراق و بسياري ديگر از نقاط جهان مي‌توان مشاهده کرد به گونه‌اي که جمعيت آوارگان جهان به ۵۰ ميليون نفر رسيده است که بر اثر جنگ‌ها و درگيري در مناطق مختلف جهان خانه و کاشانه خود را از دست داده و آواره شده‌اند. دغدغه ماه عسل پول است نه مردمروزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد در گزارشی انتقادی به نقد برنامه ماه عسل در شبکه سه پرداخته که در آستانه افطار و در یک برنامه بیش از یک ساعتی به پمپاژ غصه برای مخاطبانی می پردازد که به مهمانی و جشنی رفته اند که خدا آنها را به آن دعوت کرده است:  برنامه ماه عسل که روزی به پمپاژ غم و غصه شهره بود در اولین قسمت از سری جدیدش (ماه رمضان 94) چنان گل کاشت که در همه سایت‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی حرف از این برنامه است؛ اقدام به خودکشی یک پسر جوان از بلندی برای اثبات عشق به همسرش و حالا او همراه با فرزند و همسرش به برنامه‌ای با مخاطبان بسیار آمده که بگوید... سوژه‌ای که تاکنون بنی بشری نتوانسته بفهمد هدف از آن چه بوده یا چه نبوده. اصلا این سوژه چه حرفی برای گفتن داشت جز یک سوژه آبکی و بی‌مفهوم. آن هم برنامه‌ای که در معنوی‌ترین ساعات ماه رمضان روی آنتن می‌رود و ظاهرا قصدش این است که الگو سازی کند و بر معنویت مخاطبان بیفزاید. یک جامعه‌شناس در گفتگو با شهروند با انتقاد از این برنامه معتقد است:« آسیب‌های این برنامه بیشتر از آن چیزی است که مدیران و مجری این برنامه تصورش را می‌کنند. در این برنامه نشان داده می‌شود که می‌توان از بلندی سقوط کرد و آسیب ندید و برای اثبات عشق به دیگری پرت کردن خود از بلندی راهی اصولی است. یعنی عقلانیت را در هر دو طرف زیر سوال می‌برد، هم کسی که قصد انجام این کار را دارد و هم کسی که جلو او را نگرفته است. بعد همه اینها از یک رسانه با مخاطب به قول خودشان چند میلیونی پخش می‌شود. این یک فاجعه به تمام معنا است.»یک جامعه‌شناس نیز در تحلیل این برنامه با بیان اینکه تحلیل‌های جامعه‌شناختی چندان به مذاق مسئولان صدا و سیما و مدیران برنامه ماه عسل خوش نمی‌آید، بیان می‌کند: به اعتقاد من پیش از برنامه ماه عسل باید رسانه ملی را مورد ارزیابی قرار داد چون مشکل را باید ریشه‌ای حل کرد. مشکلات صدا و سیما تنها در برنامه ماه عسل خلاصه نمی‌شود.ذوالفقاری افزود: اگر بخواهم یک ارزیابی از رسانه ملی به طور کلی داشته باشم به اعتقادات مکتب انتقادی تکیه می‌کنم که می‌گوید رسانه‌ها از جمله تلویزیون در کار غافل سازی مخاطبان هستند به جای آنکه به دنبال آگاه‌سازی باشند. آفتاب یزد در ادامه گزارش اجتماعی خود آورده است: وی در ادامه افزود: رسانه ملی نیز در جامعه ما در جهت فرهنگ غیرفاخر گام برداشته و آن را اشاعه می‌دهد. البته برخی از مخاطبان به دنبال فرهنگ غیرفاخر هستند و نباید انتظار داشت همه برنامه‌های صدا و سیما فاخر باشد اما اینکه بیشتر برنامه‌ها هم غیرفاخر باشد عاقلانه به‌نظر نمی‌رسد. این جامعه شناس با استناد به فرمایشات امام خمینی(ره) گفت: ایشان اوایل انقلاب اعلام کردند تلویزیون باید دانشگاه باشد. درحالی که نه تنها امروز تلویزیون ما دانشگاه نشده که لایه‌های زیرین‌اش لایه‌های معطوف به اقتصاد و پول است. نگاهی به حجم عظیم آگهی‌ها و پکیج‌های تبلیغاتی این گفته را اثبات می‌کند.برنامه‌هایی مثل ماه عسل که مخاطبان زیادی دارند در درجه اول به فکر آگاهی و افزایش فرهنگ فاخر مردم باشند به فکر سود هستند.ذوالفقاری ادامه داد: به همین دلیل هم هست که محتوا برای برنامه‌سازان مهم نیست آنها فقط به دنبال سوژه‌هایی هستند که ناب باشند تا مخاطب بیشتر و سود بیشتر را در پی داشته باشد حال این ناب بودن گاهی موضوعی منفی را شامل می‌شود. وی با اشاره به برنامه ماه عسل نیز گفت: به جز معدود سوژه‌های خوبی که این برنامه دارد از جمله بخشش جوانان اعدامی، مابقی آنها تنها جنبه استثنایی دارند ولاغیر. حتی گاهی استثنایی منفی. برای مثال در برنامه ماه عسل سال پیش بود که حدود یک ساعت از برنامه به زندگی یک انسان لات اختصاص داشت و به راستی این موضوع چه ارزشی برای مخاطب دارد. این جامعه شناس با انتقاد از سوژه دیگر این برنامه بیان کرد: این برنامه حتی از کودکان هم به صورت ابزاری استفاده کرد تا مخاطب جذب کند.مثلا سال‌های گذشته در این برنامه مجری کودکی را به زن و شوهری هدیه داد که این مسئله به لحاظ حقوق کودک و انسانی اشتباه است و برچسبی را تا آخر عمر بر پیشانی آن کودک می‌زند و باعث رنجش او خواهد شد. این جامعه‌شناس همچنین با اشاره به سوژه اخیر برنامه ماه عسل و خودکشی یک جوان برای اثبات عشقش گفت: واقعا این سوژه چه چیزی را می‌خواست به جوانان ما بگوید؟ چه گرهی از مشکلات آنان باز کرد و چه حرفی برای گفتن داشت؟ آن هم در زمانه‌ای که عشق‌ها همه سست و سیال است. وی همچنین پیشنهاد داد: برنامه‌سازان به جای سوژه‌های آبکی چه بهتر است به دنبال سوژه‌هایی باشند که در جهت استحکام و بهبود روابط اجتماعی، بالا بردن اعتماد اجتماعی و ... باشند. آفتاب یزد به سخنان چند روز پیش احمدی نژاد، رئیس جمهور سابق کشور که در مجلس ختم همسر رحیمی در پاسخ سوالی درباره انتخابات مجلس گفته بود که سوال کوچکی است، با رویکرد انتقادی به آن پرداخته است: مجلس نشینی تعریف و تحلیلی دیگرگونه دارد و شاید اگر خط به خط و سطر به سطر جملات رد و بدل شده بین مجلس و احمدی نژاد را یکجا گردهم آوریم  آن گاه بهتر و دقیق تر بتوانیم بنیان های ذهنی و فکری محمود احمدی نژاد، جایگاه مجلس در تفکرات احمدی نژاد و دیدگاه های جامعه محور او را بشناسیم و به چالش بکشیم. محمود احمدی نژاد شاید اولین و آخرین نفری باشد که این جمله تاریخی و استراتژیک امام راحل که فرموده بودند:«مجلس در راس همه امور است» را با ادبیاتی خاص یعنی با ادبیاتی مملو از تردید و ابهام بر زبان راند و مصاحبه دو سطری اخیر وی در مواجهه با خبرنگار سیاسی ایسنا نشان می دهد اگر دنیا هم عوض بشود و... اگر همه سیاستمداران تغییراتی در تفکرات خود بدهند محمود احمدی نژاد، حداقل در دیدگاه هایش نسبت به مجلس تغییری هرچند اندک هم ایجاد نکرده است حال آن که بخشی از همین مجلس که محمود احمدی نژاد حتی سوال پیرامون آن را«کوچک»می شمارد از جان نثاران و ارادتمندان خود وی هستند و چه بسا تعدادی از همین کسانی که معروف به احمدی نژادی های ساکن در بهارستان لقب گرفته اند به همین دلیل عجیب از ناکامان دوره دهم مجلس نیز نام بگیرند! حال در مرحله بررسی صلاحیت یا در مواجهه با رای مردمی که چندان از تفکرات احمدی نژاد و احمدی نژادی ها دل خوشی ندارند. این که محمود احمدی نژاد خدای ناکرده کینه عداوتی نسبتا به ذات و درونمایه اصلی مجلس داشته باشد چندان قابل قبول و پسندیده نمی تواند باشد یعنی اساسا نمی توان پذیرفت شخصی هشت سال در راس یکی از قوای سه گانه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بوده باشد اما عملا و ظاهرا حتی یکی از آن قوای سه گانه را قبول نداشته باشد مضافا این که اگر او چنین برداشت و اعتقادی نیز اگر داشت که خود را برای ورود به صف نمایندگان مجلس وارد نمی کرد تا با شکستی تلخ مواجه شود و شاید این روزها مردمی را که آن روز به او رای ندادند تا وارد مجلس شود به فکر فرو برده باشد که ای کاش به بهارستان نشینی وی رضایت داده بودند تا طعم تلخ پاستور نشینی او را نچشند! آفتاب یزد با دست مایه قرار دادن این بخش از سخنان احمدی نژاد سعی کرده از دل آن تحلیلی ساده انگارانه بیرون آورد و احمدی نژاد و کسانی را که به در راس بودن مجلس باور دارند رودروی یکدگر قرار دهد. حال جای سوال اینجاست کسانی که در دو سال اخیر به هر اقدام انتقادی و اعتراضی مجلس به دولت مطبوع خود واکنش نشان می دهند و آن را سنگ اندازی در مقابل دولت تدبیر می دانند چگونه از مزاح و حتی سخن جدی احمدی نژاد ناراحت می شوند. کسانی که بی صبرانه در انتظار اسفند نشسته اند تا به انتقام از نمایندگانی بپردازند که دغدغه منافع ملی دارند اما با عنوان های تمسخر آمیزی از سوی جریان اصلاح طلب و تجدیدنظرخواه زنجیره ای روبه رو می شوند: با تکیه بر این سخنان باید متذکر شد که در این وضعیت هم «دلواپسان» باید هوشمندانه تر قضایا را دنبال کنند و آن هایی که«نگران»و متفکر، هم راست و اصولگرا و موتلفه باید به فکر فرو رود هم چپ و اصلاحات و اعتدال زیرا«کوچک»شمردن سوال در حوزه«مجلس» یک تئوری مسموم و یک تفکر ریشه دار است آن قدر ریشه دار که شاید بتوان عقبه آن را تا تاریخ به توپ بسته شدن مجلس نیز کشانید زیرا«کوچک»شمردن سوال در حوزه«مجلس» تفسیر صریح کوچک و ناکارآمد دانستن مجلس است و نه چیزی دیگر و اما در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران رای دادن به جریانی که صاحب یکی از حوزه های فکری آن اشاعه دهنده ناکارآمدی و کوچک بودن مجلس است برای راه یافتن به ساختمان شکیل میدان بهارستان، عین بی تقوایی  و عدم درایت سیاسی و انقلابی است حال باید منتظر  ماند و دید کسانی که زیر سایه این تفکر رشد کرده اند،  نام آور شده اند، مدافع سرسخت بوده اند، به انواع طرق مختلف از اندیشه های خام آن تبعیت کرده اند و هم اکنون بر صندلی های سبز و«خوشرنگ»آن جا خوش  کرده اند چه واکنشی نسبت به«کوچک»شمردن سوال در حوزه«مجلس»نشان خواهند داد؛ آن را شوخی محسوب خواهند کرد، آن را قبول خواهند کرد یا آن را تقبیح؟ اعتراض به گوینده این سخن اساسا مد نظر نبوده و نیست اما اعتراض واقعی به آن جریانی است که در«انحرافی» بودن آن نمی توان ذره ای تردید داشت در هفته ها و ماه های اخیر بارها جدایی محمود احمدی نژاد از اسفندیار رحیم مشایی را از تریبون ها و رسانه های مختلف شنیده و خوانده ایم اما این جمله احمدی نژاد مبنی بر«کوچک»شمردن سوال در حوزه«مجلس» را می توان سندی محکم برای جدایی ناپذیر بودن این دو از هم دانست زیرا این حرف شبیه برخی از آن دست حرف هایی است که«چپ و راست»آن را بر نتافتند! و اما محمود احمدی نژاد در نیندیشده سخن گفتنی دوباره و درست در روزهایی خاص باز هوس شوخی با بنیان های ساختاری مجلس به سرش می زند که«جبهه یکتا»بعد از ناکامی های تمام ناشدنی«جبهه پایداری»آماده حضور در عرصه سیاسی برای تصاحب صندلی های مجلس بود و سخت در این موضع که هرگونه ارتباطی با احمدی نژاد و احمدی نژادی ها را از بیخ و بن کتمان کند اما این شوخی تلخ و این جمله تامل برانگیز باعث شد تا مردم و جامعه برای انتخابات مجلس به این نکته که یکتا چیزی به غیر از پایداری است اساسا فکر نیز نکنند و برای ما اما این که منادی«وحدت اصولگرایان»در برابر این جمله احمدی نژاد چه واکنشی نشان خواهد داد بسیار حائز اهمیت است. آنها که جامعه را در خواب می خواهند روزنامه کیهان در گزارش بین الملل خود تظاهرات مردم انگلیس در اعتراض به سیاست های داخلی و خارجی دولت را پوشش داده و با تیتر " مردم انگلیس: جنگ افروزی ممنوع به داد ما برسید"، به آن پرداخته است: صدها هزار نفر از مردم انگلیس با برگزاری بزرگترین تظاهرات سال، علیه سیاست‌های ریاضت اقتصادی شعار دادند و از دولت خواستند به جای جنگ‌افروزی در جهان، به فکر معیشت مردم این کشور باشد.دیروز انگلیس شاهد بزرگترین تظاهرات سال در لندن و سایر شهرهای این کشور بود. محور شعارهای معترضان که شمار آنها حدود 250 هزار نفر برآورد شد، پایان دادن فوری به سیاست‌های ریاضت اقتصادی بود. تظاهرکنندگان اقدامات ریاضتی دولت محافظه‌کار «دیوید کامرون» را محکوم کردند. بر روی پلاکارد راهپیمایان انگلیسی در شهرهای مختلف این شعارها به چشم می‌خورد: «دولت کامرون را نمی‌خواهیم»، «از بودجه عمومی نکاهید»، «مسکن یک حق است نه امتیاز»، «به جای مردم عادی، از یک درصد ثروتمندان مالیات بگیرید»، و «جنگ ممنوع، به داد ما برسید». برپا کنندگان تظاهرات شمار شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی سراسری را ابتدا 100 هزار نفر اعلام کرده بودند. ولی بعداً این تعداد از 250 هزار نفر هم فراتر رفت. این استقبال کم‌نظیر از یک تظاهرات ضد ریاضتی و ضد دولتی، علاوه بر اینکه مشکلات شدید معیشتی مردم را نش
برچسب ها:
آخرین اخبار