امروز : یکشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 20
۰۹:۲۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 151038
تاریخ انتشار: ۵ تیر ۱۳۹۴ - ساعت ۱۰:۵۵
تعداد بازدید: 415
هر شبکه اجتماعی فرهنگ ارتباطاتی خاص خود را دارد، یعنی منش و گفتار مخصوص و منحصر به فردي را برای خود برگزیده است. البته می‌توان شبکه هایی را یافت ...

هر شبکه اجتماعی فرهنگ ارتباطاتی خاص خود را دارد، یعنی منش و گفتار مخصوص و منحصر به فردي را برای خود برگزیده است. البته می‌توان شبکه هایی را یافت که فرهنگ ارتباطاتی تقلیدی برای خود برگزیده اند. فرد با عضویت در هر شبکه اجتماعی درگیر نوع خاصی از فرهنگ ارتباطاتی می‌شود که شامل: برخورد، تکيه کلام، اصطلاحات مخصوص، رفتار، تیپ شخصیتی و ظاهری و... است. بدون تردید، میزان تأثیرپذیری فرد از این محیط، صفر مطلق نخواهد بود. پس هر شبکه اجتماعی، هویت مطلوب خود را ترویج می‌کند.

در این میان روایات آخرالزمانی نیز هشداری در این زمینه است و توجه به این روایات نقشه راهی را برای ما ترسیم می کند. به همین مناسبت سخنرانی اسماعیل شفیعی سروستانی در مورد "شبکه های مجازی و هجمه جنگ نرم" که بر مومنان در حال هجوم است، جایگاهی که مومنان در آخرالزمان دارند و وظایفی که به عهده شان است را با مرور می کنیم.

در جهان کنونی با حرکت جدی و موذیانه و زیرک و مجربی روبرو هستیم که اگر در موردش اندیشه نکنیم، در مورد ما اندیشه می کند. ما با ۴ گونه دشمنی ورزیدن روبروییم، مرتبه اول که آشکارترین و مشهورترین آن است؛ در میدانی وارد می شویم که دشمن را می بینیم، او ما را می بیند، ما دشمن را می شناسیم و او هم ما را می شناسد، این دشمنی در طول تاریخ بوده است، در جایی که دشمن آشکار است، سلاح او هم آشکار است، خیلی هنر نیست در این میدان جنگیدن، این میدان، میدان تجربه شده ای است و 8 سال هم این سرزمین این نوع جنگ را تجربه کرده است.

در مرتبه دیگر جنگ پیچیده تری وجود دارد، اگر چه دشمن در این جنگ آشکار است اما سلاحش پنهان است. من از این نوع جنگ برای نمونه جنگ سیاسی می گویم، جنگ میدان هایی که سیاستمداران در آن وارد می شوند، می دانیم که دشمن است اما سیاستمداران بی آنکه به سلاح اشکاری متوسل شوند، ناگزیر به مقابله هستند. مانند جنگ عمروعاص و مالک اشتر نخعی.

الزاما کسانی که وارد جنگ اولی می شوند، نمی توانند وارد جنگ دومی بشوند، سلاح و ادبیات در این جنگ فرق می کند. مبارز میدان دوم به شرط آنکه ادبیات و سلاح لازم برای میدان دوم را بشناسد، می تواند وارد این جنگ شود را هم ما تجربه کردیم و 35 سال است که این جنگ را داریم تجربه می کنیم.

جنگ سوم جنگی است که سلاح عوض می شود، زمین بازی عوض می شود، دشمن را نمی شناسیم. ادبیاتش را نمی شناسیم و سلاحش هم پنهان است که به آن جنگ فرهنگی می گوییم. مبارزه در میدان فرهنگی که ما دشمن را نمی شناسیم، این جنگ، جنگ سختی است و در این میدان حاضر شدن، سخت است.

برای مثال فیلم سازانی باید داشته باشیم که بتوانند در این میدان وارد شوند و باید نقاشانی داشته باشیم که در این میدان وارد شوند. از ادبیات و ابزار لطیف استفاده کنند. ابزاری که خوش خط و خال و زیبا اما کشنده است.

جنگ چهارم جنگی است که مانند شب تار در میدانی وارد می شوی که نه دشمن را می بینی، نه دشمن را می شناسی، نه سلاحش را می بینی و نه تشخیص می دهی. هنوز در این میدان ندیدم کسی در کشورهای اسلامی وارد شود، جنگ بسیار پیچیده ای است. جنگی است که ادبیاتش کاملا متفاوت است، نه رزمندگان و سیاستمداران می توانند در آن وارد شوند و نه هنرمندان.

جنگی است که سال هاست میدان دار آن فرماسونرهای پیچیده مجرب هستند و لایه های ژرف حیات تمدنی و فرهنگی را نشانه می گیرند و تجربه نشان داده که اقوام درست در زمانی که در این میدان قرار گرفته اند و کشته می دهند، از میدانش از جنگش غافل هستند.

میدانی که خط و مشی های اصلی فرهنگی ترسیم می شود، میدانی که رویکردهای کلان فردی و اجتماعی ترسیم می شود، جایی که تعریف می شود بودن و ماندن از مبدا هستی، جایی که بنیادهای فکری و اندیشه ای را نشانه گرفته، جایی است که رویکردهای کلان فکری را نشانه می گیرد و از آنجا می آید به لایه های بعدی فرهنگی، سیاسی و نظامی، ما در این لایه ها درگیریم ما یعنی مستضعفان و مظلومان و یتیمان آل محمد(ص).

امام فرمودند: یتیم ترین یتیمان کسانی هستند که پدر آنان از میانشان رفته است و پدر خود را نمی شناسند، امام آنان در میانشان نیست، آنان یتیم هستند و پدر خود را نمی بینند و رد و نشانی از آن پدر هم پیدا نمی کنند و در ادامه روایت تبریک می گویند خوشا به حال کسانی که دست این یتیمان را بگیرند و در دست پدرانشان بگذارند.

در جایی که کسی یتیم باشد، هر کس در کوی و برزن به آن لگدی می زند. اگر پدر باشد که کسی به او لگد نمی زند و لگد خوردن کودک در کوچه نشان می دهد که پدر نیست، مردم مظلوم و ستم دیده عالم سنگ تبپا خورده کوچه و بازارند. به دلیل اینکه پدرشان بالای سرشان نیست. یا به دنبال پدرشان نرفته اند و کسانی نیستند که دست آنها را در دست پدرانشان بگذارند، یک وقت مصیبت بی پدری است و یک وقت مصیبت بالاتری که نمی دانیم بی پدریم و وضعی می شود که امروز شیعیان به آن مبتلا هستند.

برچسب ها:
آخرین اخبار