امروز : پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 September 20
۰۰:۴۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 151325
تاریخ انتشار: ۲۳ تیر ۱۳۹۴ - ساعت ۱۴:۳۱
تعداد بازدید: 425
ابن ابی الحدید گوید: روزی از روزهای صفین كه معاویه خویش را سخت در تنگنای جنگ گرفتار دید به عمرو عاص گفت: من به علی(ع) نامه‌ای می‌نویسم كه به وسیله این نامه، علی(ع) را در كار پیكار به تردید اندازم و خود را از این مخمصه نجات دهم. (شرح نهج‌البلاغه: ابن ابی الحدید معتزلی، ج3، ص224)


عمروعاص پوزخندی زد و گفت: «ای معاویه! تو كیستی كه بتوانی مردی چون علی(ع) را بفریبی؟ بی‌جهت خود را اذیت مكن. علی(ع) هرگز فریب تو را نخواهد خورد. معاویه نامه‌ای برای حضرت نوشت بدین مضمون: اگر ما می‌دانستیم، این جنگ چه بر سرمان خواهد آورد، هرگز داخلش نمی‌شدیم و اكنون هر دو پشیمان هستیم. تو می‌دانی كه لشکر عرب از هر دو سو (هم بواسطه من و هم بواسطه تو) رو به نابودی است. من و تو، هر دو فرزندان عبدمناف و در نَسَب با هم برابریم. اگر حكومت شام را به من واگذاری، من فرمانت را گردن خواهم نهاد.
هنگامی كه حضرت آن نامه را ملاحظه فرمودند پاسخ دادند: اما این‌كه فرمانروایی شام را از من می‌خواستی، بدان كه چیزی را كه من دیروز به تو ندادم، امروز نیز نخواهم داد. 
دیگر آن‌كه گفتی جنگ موجب از بین بردن عرب شد و از لشكریان من و تو جز اندكی باقی نمانده است، بدان كه هر صاحب حقی كه بدست باطل كشته شود زنده جاویدانه و روانه بهشت است و هر باطلی كه توسط حق از بین برود، مخلّد در آتش دوزخ است.
دیگر آن‌كه گفتی ما و تو در سپاهیان و جنگ و نابود شدن برابریم، پس بدان كه سخت در اشتباهی. زیرا نه تو در شك و تردیدت پایدارتر از من بر یقین می‌باشی و نه شامیان بر دنیا حریص‌تر از عراقیان در امر آخرت می‌باشند. دیگر این‌كه گفتی ما 

هر دو فرزندان عبدمنافیم. آری، لكن حرف اینجاست كه نه امیّه مانند هاشم و نه ابوسفیان مانند عبدالمطلب و نه مهاجر(یعنی من) مانند اسیر و آزاد كرده شده(یعنی تو و پدرت ابوسفیان در فتح مكه) می‌باشد. ای معاویه! كسی كه نسبش روشن است مانند كسی كه نسبش آلوده و ناپاك است نیست آن‌كه كمك‌كار حق است با دنبال‌كننده باطل یكسان نیست و مؤمن و منافق یكسان نیستند و چه ناخلف فرزندی است، فرزندی كه پیروی كند پدری را كه در آتش نگون‌سار است. حالا از تمام این‌ها كه بگذریم، در دست‌های ماست فضیلت نبوت و پیغمبری و تنها ما هستیم كه منتسب به رسول اكرم(ص) هستیم و بوسیله این منصب هر گردنكشی را خوار و هر ضعیف مسلمانی را سر بلند ساختیم. این را هم بدان كه در آن هنگام كه خداوند عرب را گروه گروه به دینش در آورد و این امّت خواه ناخواه دین اسلام را پذیرفتند، شما بنی‌امیّه از جمله كسانی بودید كه اسلام آوردنتان، بیرون از این دو راه نبود: یا از روی دنیاپرستی تا با تظاهر به اسلام به قدرت برسید و یا از ترس شمشیر مسلمانان. (نهج‌البلاغه نامه 17)
وقتی این پاسخ دندان‌شكن به معاویه رسید، تا چند روزی آن را از عمروعاص پنهان کرد تا این‌كه بالاخره عمروعاص از جریان مطلع شد و معاویه را به ریشخند گرفت.
معاویه بعد از دریافت جواب نامه‌اش و در مواجهه با تمسخر عمرو عاص به وی گفت: «تو خجالت نمی‌كشی كه مرا بواسطه این كارم سرزنش و مسخره می‌كنی در حالی‌كه از ترس علی بن ابیطالب عورت خود را نمایان ساختی؟!
عمروعاص لبخندی زد و گفت: بزرگواری و عظمت علی(ع) چیزی است كه تو خود آن را بهتر از من می‌دانی. اما در مورد رسوائی من باید بدانی كه در جنگ با علی(ع)، رسوا شدن رسوائی نیست.

منبع:موعود

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها