امروز : دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 27
۰۹:۱۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 151342
تاریخ انتشار: ۲۴ تیر ۱۳۹۴ - ساعت ۰۱:۱۶
تعداد بازدید: 336
به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، وین، پایتخت اتریش همچنان میزبان دیپلمات های 7 کشور جهان است. به نظر می رسد این حضور در این حجم و در این بازه ...

به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، وین، پایتخت اتریش همچنان میزبان دیپلمات های 7 کشور جهان است. به نظر می رسد این حضور در این حجم و در این بازه زمانی طولانی در تاریخ روابط مدرن بین الملل بی نظیر باشد. اما با وجود مذاکره طولانی تا به امروز هیچ توافقی حاصل نشده و روزنامه های کشور نیز با همین رویکرد، اخبار و تحلیل های خود را برای 24 ساعت آخر مذاکرات ارائه داده اند. 

رمزگشایی بازی شب آخر/ زوربای یونانی،آزاد از قید ارباب اروپایی/ عملیات آمریکایی در شرق خنثی شد

روزنامه  وطن امروز با تیتر " رمزگشایی بازی شب آخر"، به آخرین تحولات مذاکرات هسته ای پرداخته است:  چطور آمریکایی که با تاکید بر حفظ چارچوب توافق لوزان توسط ایران به واپسین دور مذاکرات وین آمده بود، مطالبه‌ای جدید و فراتر از چارچوب توافق لوزان طلب می‌کند؟  این سوال برای ورود به ماجرای «بازی شب آخر» که چهارشنبه‌شب (17 تیر) کلید خورد و پنجشنبه هفته گذشته در مقیاس گسترده‌ای مطرح شد، می‌تواند یک محور ارزیابی مناسب باشد. آن جمله معروف جان کری درست در آستانه سفر به وین همچنان در اذهان مانده است. او در واکنش به تاکید مجدد مقامات ارشد نظام مبنی بر رعایت خطوط قرمز در مذاکرات هسته‌ای، تصریح کرد تیم مذاکره‌کننده ایرانی باید در چارچوب توافق لوزان به تعهدات خود پایبند باشد در غیر این صورت توافق حاصل نخواهد شد. طی روزهای گذشته نیز اخبار و گزارشات به طور کلی حول نهایی شدن توافق گذشت و تنها اتفاقی که مغایر مسیر مذاکرات بود، همان خبر ناگهانی دبه درآوردن آمریکایی‌ها بود. جواد ظریف پس از آنکه اعلام شد آمریکایی‌ها مطالبات جدیدی مطرح کرده‌اند، در گفت‌وگویی تصریح کرد آمریکایی‌ها مواضع خود را تغییر داده‌ و زیاده‌خواهی می‌کنند.  این اظهارنظر تمام گمانه‌زنی‌ها را تایید کرد تا همه متفق‌القول شوند که آمریکایی‌ها زیر میز مذاکره زده‌اند. بر اساس همه اخبار و گزارشات، جلسه کری و اوباما از طریق ویدئوکنفرانس منشأ بروز این دبه آمریکایی بوده است و باز هم براساس همه گزارشات منتشر شده، اختلاف اصلی نیز بر سر بخشی از تحریم‌ها، یعنی تحریم‌های تسلیحاتی و مخالفت آمریکایی‌ها با برداشته شدن این تحریم‌هاست.

 

در ادامه می خوانیم: به هر حال این موارد اختلافی اصلی‌ترین موارد است و نظام همواره و بویژه طی هفته گذشته نشان داده است به هیچ عنوان از خطوط قرمز خود کوتاه نخواهد آمد.  بر همین اساس کارشناسان معتقدند آنچه چهارشنبه‌شب به‌عنوان دبه آمریکایی صورت گرفته است، تلاش برای پذیرش توافق لوزان به‌عنوان بستر و مبنای توافق برجام است. اکنون در فضای عمومی و رسانه‌ای این موضوع مطرح است که آمریکایی‌ها فراتر از لوزان مطالبه کرده‌اند. در واقع با این خط رسانه‌ای تلاش می‌شود، آنچه آمریکایی‌ها به‌عنوان جزئیات توافق لوزان منتشر کرده‌اند، به‌عنوان چارچوب توافق نهایی تثبیت شود. بر همین اساس می‌توان گفت هدف نهایی آمریکا از بازی چهارشنبه شب، تثبیت توافق لوزان به‌عنوان مبنای توافق برجام است. کما اینکه از بعدازظهر جمعه گویی روند تغییر کرد و جان کری از بهبود اوضاع گفت، روز گذشته نیز برخی از حصول برخی پیشرفت‌ها در ادامه مذاکرات گفتند!

"زوربای یونانی،آزاد از قید ارباب اروپایی"، عنوان مطلبی است از وطن درباره اوضاع آشفته یونان: وضعیت امروز یونان درست شبیه واپسین سکانس«زوربای یونانی» است؛ فیلمی که با قصه نیکوس تئودوراکیس ماندگار شد. تماشای شادی بی‌وصف مردم یونان پس از همه‌پرسی هفته گذشته، ما را درست به همان لحظه رقص و قهقهه زوربای پیر جلوی ارباب جوان انگلیسی‌اش می‌برد. اوضاع چه در آتن واقعی این روزها که «نه» به اتحادیه اروپا را به جشن نشسته و چه در آن صحنه پایانی داستان زوربا بر ساحل کرت- که دیرک‌های معدن فرو می‌ریزند - خراب‌تر از این نمی‌شود اما یونان در اوج مصایبش سرخوشانه چرخ می‌زند و در مقابل خارجی‌های طلبکار فریاد می‌زند: «باید قبول کنی که من هم یک انسانم. یعنی آزادم» و عجیب‌تر آنکه  یونان و زوربایش حتی بعد از از دست رفتن آخرین فرصت‌ها هم ناامید نمی‌شوند. ورشکستگی و فروریختگی را «یک شوخی بزرگ»  به حساب می‌آورند، بلند می‌شوند و طوری پایکوبی می‌کنند که انگار فقط فردایی روشن هست و دیروزی اندوهبار نبوده و نیست؛ طوری که ارباب اروپایی هم مال و منال بر باد رفته‌اش در آخرین ساحل غرب را به فراموشی می‌سپارد و به صرافت می‌افتد که از این قصه درسی بگیرد. اما این درس هر چه باشد به کار کله‌گنده‌های اتحادیه اروپا نمی‌آید چون آنها در اصل شرخرهای  نقد کردن طلب حدود 400 میلیارد یورویی اربابان بانکدار یهودی‌شان از یونان هستند. اگرهم کسانی مثل فرانسوا اولاند گاهی ژست خیرخواهانه می‌گیرند که «باید به هر قیمت یونان را در اتحادیه نگاه داریم» در اصل نگران بلایی هستند که با اخراج یونان از حوزه یورو بر سر واحد پول مشترک اروپایی می‌آید که تنها چسبی است که 28 عضو نامتجانس این اتحادیه زورکی ناتومحور را به هم پیوند زده است. نیم بیشتر این کشورها اعضای جدید دستگرمی شرق و حاشیه اروپا هستند که هیچ یورویی برای از دست دادن ندارند و دست خالی به میهمانی غربی‌ها آمده‌اند. حتی در آخرین انتخابات پارلمان اروپایی معلوم شد خیلی‌هایشان حاضرند همین عضویتی را هم که دارند بدهند و آنچه را پیش از این با خیال خوش داشتند پاس بدارند.

در ادامه آمده است: جالب اینکه او خواهان اروپایی متحد است اما سخت طرفدار آلکسیس تسیپراس، نخست‌وزیر  ضداروپایی همیشه خندان  و امیدواری نیز هست که در عین جوانی به هموطنانش شهامت داد به بانکدارهای لاشخور اروپا و آمریکا «نه» بگویند. می‌گوید: «احساساتم وقتی برانگیخته شد که به بروکسل رفت. همه ما از تلویزیون شاهد بودیم که چگونه در آن محل فوق‌العاده، درمقابل سردمداران سیاست و اقتصاد، سرش را بالا گرفت و گفت: نه! من این را نمی‌پذیرم». شاید تسیپراس همیشه خندان برای گاوراس همان زوربای یونانی  را تجسم می‌بخشد که تئودوراکیس خلقش کرد: آزاد و پرامید. با این همه او پیش‌بینی‌های تلخی درباره اخراج یونان از اتحادیه اروپا و حوزه یورو دارد و توصیفش از شرایط  حال حاضر اروپا  هم  به همان تلخی است و  به کمدی پهلو می‌زند. او پیش‌بینی می‌کند: «اروپا یونان را بیرون می‌کند» و اینکه «اگر تسیپراس توانسته در عرض ۵ ماه اروپا را تجزیه کند، پس اروپا هیچوقت متحد نبوده است». دست آخر پیشنهاد مصاحبه‌کننده برای ساختن فیلمی درباره روزگار فعلی اروپا را رد می‌کند و می‌گوید:«نه! درباره وضع کنونی اروپا فکر می‌کنم باید کسی مثل چارلی چاپلین فیلم بسازد».

انهدام باند تروریستی در شرق کشور مورد توجه وطن قرار گرفته و با تیتر "عملیات آمریکایی در شرق خنثی شد"، آن را کار می کند: عملیات تروریستی بزرگ آمریکا در شرق ایران خنثی شد. آمریکایی‌ها با طراحی یک عملیات گسترده تلاش داشتند از طریق تروریست‌های تحت حمایت خود، یک سلسله عملیات‌های تروریستی در ایران انجام دهند که با هوشیاری مرزبانان کشور، این عملیات بزرگ ناکام ماند. به گزارش «وطن امروز»، براساس توضیحات ارائه شده درباره جزئیات این عملیات، تیم‌های تروریستی وابسته به سعودی که تحت حمایت سرویس‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا در پاکستان آموزش دیده بودند، قرار بود زنجیره‌ای از اقدامات تروریستی را برای ایجاد ناامنی در شرق کشور انجام دهند. ترور مستقیم، آدم‌ربایی، بمب‌گذاری و انفجار در مراکز حساس و مهم از جمله برنامه‌های این گروه‌های تروریستی بوده است. فرمانده مرزبانی کشور می‌گوید این تروریست‌ها تلاش داشتند در شهرهای زاهدان، کرمان و بم مجموعه‌ای از عملیات‌های تروریستی را انجام دهند. به اعتقاد فرمانده مرزبانی کشور، حجم این عملیات‌های تروریستی به اندازه‌ای بوده است که 140 چاشنی انفجاری صوتی، زمانی و نوری از تروریست‌ها به‌دست آمده است.  سردار قاسم رضایی در توضیح جزئیات متلاشی کردن این تروریست‌ها گفت: در پی اشراف اطلاعاتی مرزبانی از قصد یک گروه تروریستی برای ورود به خاک ایران از مرز پاکستان، شامگاه جمعه در عملیات مرزبانی، تعدادی از تروریست‌ها به هلاکت رسیده و 3 نفر دستگیر شدند.

برخی‌قانون شكنی‌ها باادعای حمايت از نظام صورت می‌گيرد/ احضار فرماندهان به دادگاه مرتضوي/ رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ/ حداديان:من سابقه‌دارنيستم/ ممنوع التصويری‌ام در تلويزيون سوءتفاهم بود

روزنامه اصلاح طلب قانون، در شماره امروز خود مصاحبه ای را با علی یونسی ترتیب داده و وی مدعی شده؛ "برخی‌قانون شكنی‌ها باادعای حمايت از نظام صورت می‌گيرد": نداشتن تعريف مشخص براي جرم سياسي و نيز عدم تصويب يك قانون كافي براي اين جرم از انتقادهاي مطرح در اين روزهاست. دكترين حقوق  كشورهاي مختلف  جرم سياسي در قالب فعاليت‌هاي غيرتبهکارانه (نه از اين بابت كه جرائم سياسي جرم نيست بلكه از اين بابت كه يك جرم با هدف آسيب رساندن به فرد يا جامعه نيست)  مورد توجه قرار گرفته است، حتي اگر اين اقدام موجب توهين به شخص رئيس جمهور يا بخشي از ساختار كشور بشود. اما از آنجايي كه جرائم سياسي داراي انگيزه غير تبهكارانه هستند براي مثال يك خبرنگار به يك روند اجتماعي، سياسي، اقتصادي و حتي قضايي انتقادي داشته باشد اين خبرنگار هدفی برای كسب درآمد يا صدمه زدن به شخص ديگر مانند جرم كلاهبرداري یاخیانت درامانت و به طور خلاصه منافع شخصي را دنبال نمي‌كند بنابراين نحوه رسيدگي به تخلف او بايد جداي از جرائم امنيتي و مواردي از اين دست تلقي شود.  به همين دليل قانون اساسي در اصل 168خود به قانونگذار تكليف كرده است كه حدود و ثغور جرائم سياسي و مطبوعاتي را در قوانين عادي مشخص  و تبيين كند تا مشخص شود چه اعمال و رفتاري جرم سياسي يا مطبوعاتي است تا در نهايت تفكيكي ميان جرائم سياسي و امنيتي ايجاد شود. البته قرار بود يك ماه بعد از تصويب ماده 19 قانون احزاب، لايحه جرم سياسي تهيه و تدوين و به مجلس شوراي اسلامي ارسال شود اما ازتاريخ تصويب اين قانون يعني درهفتم شهريور1360  تا امروز، قانون جرائم سياسي مصوب نشده است و فقط لايحه اي نه‌چندان قوي و مملو از ابهام در مجلس شوراي اسلامي در حال خاك خوردن است.در همين راستا براي تبيين بيشتر اين نوع جرم به سراغ چهره‌اي رفتيم كه شايد بيشتر مردم اوراعنصر اجرایی و دولتي بشناسند، ولي يدطولايي در مديريت قضايي دارد.اراده نظام به برخورد با بي قانوني است ولي در نهايت با مقاومت‌هايي روبه‌رو مي شود كه قانون گريزان و خودسران سعي مي كنند قانون را زير پا بگذارند. اين اقداماتي كه صورت گرفت به دليل رسوب عميق فرهنگ قانون گريزي بود وبه نام دين و اسلام اين اقدامات را انجام دادند و فكر مي كردند قانون كافي نيست. اين افراد ادعا مي‌كردند براي حفظ اسلام و نظام بايد قانون را زير پا بگذارند، هرچند كه نيت‌ آنها شايدخير بود.

 

دادگاه سعید مرتضوی دیروز برگزار شد و این دادگاه مورد توجه روزنامه های اصلاح طلب قرار گرفته است. قانون با تیتر "احضار فرماندهان به دادگاه مرتضوي"، به این موضوع پرداخته: ديروز پنجمين جلسه رسيدگي به اتهامات سعيد مرتضوي برگزار شد و جلسه بعدی رسیدگی به اتهامات سعید مرتضوی به سوم مردادماه موكول شد. جلسه ديروز در شعبه 9 دادگاه کیفری یک در دو نوبت صبح و عصر برگزار شد . دادگاه ديروز يك خبربسيار مهم داشت و آن‌هم درخواست روح الاميني براي احضار فرماندهان سابق نيروي انتظامي  بود كه اگر قضات رسيدگي‌كننده به اتهامات مرتضوي با اين درخواست موافقت كنند گامي مهم در آشكار شدن زواياي گوناگون اين پرونده خواهد بود. دادستان وقت تهران بارها اظهار بي اطلاعي از وقايع كهريزك كرده و خود را اينگونه بي گناه و مبرا  از خطا دانسته بود اما افشاگري هاي احمدي مقدم در سال 92 تمامي ادعاهاي او را مبني بر بيگناهي زير سوال برده است. هرچند دادگاه ديروز  غير علني بود اما  سعيد مرتضوي  در پايان جلسه دادگاه مانند هميشه به بيان جزئيات دادگاه در جمع خبرنگاران پرداخت و خبر از درخواست احضار فرماندهان سابق نيروي انتظامي توسط روح‌الاميني داد. مرتضوی، با حضور در جمع خبرنگاران به توضيح اتفاقات دادگاه پرداخت و گفت: پنجمین جلسه رسیدگی به شکایات جدید آقای روح‌الامینی و شکایت سازمان تأمین اجتماعی صبح ديروز در شعبه 9 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. وی با بیان اینکه قانون جدید آیین دادرسی کیفری در حال حاضر لازم‌الاجرا شده است، بیان کرد: چهار جلسه گذشته در شعبه 79 دادگاه کیفری استان تهران و با ترکیب 5 قاضی برگزار شد، اما در حال حاضر با تغییر قانون آیین دادرسی کیفری جلسه پنجم دادگاه در شعبه 9 دادگاه کیفری یک با ترکیب 3 قاضی برگزار شد. دادستان سابق تهران خاطرنشان کرد: در ابتدای جلسه وکیل سازمان تأمین اجتماعی توضیحات خود را بیان کرد. دادگاه استعلامی از وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی کرده بود و همچنین استعلامی از سازمان تأمین اجتماعی انجام داده بود که هر دو سازمان از ارائه پاسخ کامل استنکاف کرده بودند، دادگاه از وکیل سازمان تأمین اجتماعی در رابطه با این استعلام توضیح خواست. مرتضوی ادامه داد: وکیل سازمان تأمین اجتماعی توضیح داد که پیگیری‌هایش منتهی به نتیجه نشده و پاسخی برای جواب استعلام ارائه نکردند و لذا تقاضای مهلت کردند تا در یکی دو هفته آینده با مراجعه به وزارت کار و تعاون اجتماعی و سازمان تأمین اجتماعی پیگیری صورت گیرد و جواب استعلام‌ها را بگیرد و ارائه کند.مرتضوی درباره شکایت آقای روح‌الامینی از خود نیز چنین توضیح داد: در رابطه با شکایت وی دفاعیات خود را در 51 صفحه لایحه تنظیم و تقدیم دادگاه کردم. مرتضوی افزود: آقای روح‌الامینی پس از پایان دفاعیات من از دادگاه تقاضاهایی را داشت که قرار شد تا جلسه بعدی دادگاه این تقاضاها را بررسی کند و ببیند که کدام یک از آنها قابل اجراست. یکی از تقاضاهای آقای روح‌الامینی این بود که چند تن از مسئولان سابق نیروی انتظامی به دادگاه بیایند و توضیحاتی را ارائه دهند. وي ادامه داد: براساس شكايت جديد، روح الاميني خواستار احضار سردار اسماعیل احمدی مقدم فرمانده سابق ناجا، سردار احمدرضا رادان جانشین سابق فرماندهی ناجا، سرتیپ دوم پاسدار علیرضا عليپور رئیس سابق پلیس امنیت عمومی فرماندهی تهران بزرگ و والدين دکتر رامین پوراندرجانی پزشک بازداشتگاه کهریزک در جلسه بعدی دادگاه شد.

در ادامه می خوانیم:   دليل احضار فرماندهان نيروي انتظامي روزهاي پاياني آبان 92 بود كه سردار اسماعیل احمدی مقدم در یک گفت وگو به افشاگري در رابطه با پرونده كهريزك پرداخت و ابعاد  تازه اي از اين پرونده روشن شد. حضور احمدي مقدم و ساير فرماندهان نيروي انتظامي كه شاهد ماجراي كهريزك بودند در دادگاه، مي‌تواند در نحوه رسيدگي به اتهامات سعيد مرتضوي دادستان وقت تاثير گذار باشد. احمدي مقدم توضيح داده بود كه کهریزک اساسا بازداشتگاه نبود، بلکه سوله‌ای بود که هنگامی که محله خاک سفید معروف به «جزیره» پاکسازی شد، اولین بار از کهریزک در آنجا استفاده شد. چرا که هر خانه ای را که در خاک سفید جمع می‌کردند، اسباب و اثاثیه شان را جمع‌آوری و اسم خانواده شان را رویشان می زدند و در کهریزک این اسباب را نگهداری می کردند تا این خانواده ها تعیین تکلیف شوند. در دوران سرداران طلایی و قالیباف که بعضا اراذل و اوباش جمع آوری می‌شدند، اراذل را به اینجا منتقل می کردند و قرار بود ناجا بازداشتگاه ویژه این کار – اراذل و اوباش – ایجاد کند. تا اینکه کلا این محل تعطیل شد تا زمان اجرای طرح امنیت اجتماعی که زندان ها عنوان کردند جا و امکانات کافی برای نگهداری اراذل و اوباش ندارند و در دوران سردار رادان نیز مدتی از این فضا استفاده شده و مقداری تجهیز و مرتب شده بود. سردار رادان بازداشتگاه كهريزك را درست کرده بودقرار نبود بازداشتگاه کهریزک جای خیلی راحتی برای اراذل و اوباش باشد، چرا که آدم های شرور و خطرناک آنجا می فرستادیم؛ اما فضا و ظرفیت کافی نداشت و یکسال قبل از حادثه کهریزک در‌صدد آن برآمدیم تا بازداشتگاه مدرن و مجهزی با ظرفیت 1000 تن ایجاد کنیم که در اردیبهشت ماه سال 88 پیش از اینکه حادثه کهریزک اتفاق بیفتد، سردار رادان و جمعی از مهندسان برای بازدید از روند ساخت این بازداشتگاه جدید، با بالگرد به این منطقه سفر کردند تا از نزدیک در جریان پیشرفت کار قرار بگیرند و این سفر زمینه ای شد تا شایعاتی مطرح شود که سردار رادان با بالگرد به کهریزک رفته و دستور داده که «همه را بزنید و بکشید» و از آنجایی که سردار رادان قبل تر نیز این بازداشتگاه را درست کرده بود و چون نماد اقتدارگرایی ناجا محسوب می‌شود، به راحتی نقش ایشان در افکار عمومی ثبت شد تا حتی این سخنان به درجه ای زیاد شد که مقام معظم رهبری عنوان کردند که من این طور شنیده‌ام و اگر سردار رادان هم قصور و تقصیری در این ماجرا دارد، مبرا  از رسیدگی قضایی نیست و باید اگر اتهامی دارد، پاسخگو باشد. من به ایشان توضیح دادم که چگونه بوده، اما ایشان فرمودند که من قاضی نیستم، پرونده‌ای مطرح شده و باید رسیدگی شود.

روزنامه قانون با تیتر "رقص و پایکوبی در هتل کوبورگ" به حاشیه های مذاکرات هسته ای پرداخته است: هتل کوبورگ درقلب اتریش این روزها همچنان مرکزتوجه رسانه ها و خبرگزاری های جهان است.کمپ سفیدرنگ خبرنگاران درمقابل هتل کوبورگ همچنان روزهای شلوغی رامی گذراند.دو هفته نفسگیر همچنان ادامه دارد.ازژنو 3 که منجربه قرارداد اول ما بین ایران و 1+5 شد تا وین 8 ،زمانی حدود  20 ماه می گذردو اکنون نهمین شهر بزرگ ازشهرهای عضو اتحادیه اروپا آبستن تحولی بزرگ است.درحالی که تا کنون مذاکره کنندگان ازسه ضرب الاجل 30 ژوئن ، 7 جولای و 9 جولای ردشده‌اند،گفته می شود مذاکرات تا دوشنبه صبح ادامه خواهد یافت.تاریخی که طبق آن همچنان تحریم‌های اتحادیه اروپا علیه ایران دروضعیت تعلیق باقی خواهد ماند.امادر 24 ساعت گذشته بیش از اصل اخبار حاشیه ها بوده که درمسیر مذاکرات پیشتاز است. جان کری عصر روز جمعه راهی اشتفان پلاتز در وین شد تا از یک جواهر فروشی برای همسر خود خرید کند. اهالی رسانه این حرکت او را در راستای عذرخواهی از بابت دوری دو هفته ای وی از خانه دانستند که باعث شوخی های بامزه ای در فضای مجازی شد. بسیاری از کاربران فضای مجازی  می خواستند که کری حداقل در علاقه به کانون خانواده سرمشق آقایان باشد. اشتفان مایز نیز جمعه شب شام را بیرون از هتل صرف کرد و به اهالی رسانه گفت از مذاکرات خبری نیست ، بروند و استراحت کنند. حاشیه مهم روز شنبه خبری بود که اورشلیم پست آن را گزارش کرد.به گزارش روزنامه اورشلیم پست، وندی شرمن، معاون امور سیاسی وزیر امور خارجه آمریکا که نقش  مذاکره کننده ارشد این کشور در مذاکرات هسته ای با ایران را ایفا می کند اخیرا با یوسی کوهن، مشاور امنیت دولت اسرائیل گفت‌وگو داشته است.به گزارش اورشلیم پست، وندی شرمن و یوسی کوهن، در دو هفته گذشته چند بار تلاش کردند تا برنامه های خود را هماهنگ کنند. این گزارش به صورت مستقیم به موردی اشاره نمی کرد اما موردی را که به ذهن متبادر می کرد این بود که شرمن اطلاعات مربوط به مذاکرات را به اسرائیل گزارش می کند. دیروز همزمان با روز شلوغ وین ، مراسم عروسی در هتل کوبورگ در جریان بود که با توجه به عدم اطلاع رسانی از پشت درهای بسته و توسط مذاکره کنندگان تمرکز خبرنگاران بیش از همه روی این مراسم بود. عروسی‌ای که در یکی از سالن ها برگزار شد دیروز شاید به یکی از رسانه ای ترین مراسم های عروسی در جهان تبدیل شد.

اظهارات سعید حدادیان، مداح اهل بیت مورد توجه قانون قرار گرفته و گزارش کاملی در این زمینه ارائه کرده است. تیتر این مطلب "حداديان:من سابقه‌دارنيستم"، است:  امسال شب‌هاي احيا بر خلاف سال‌هاي گذشته كه به ميتينگي براي صحبت هاي سياسي و انتقاد از مسئولان نظام مبدل مي‌شد، بيشتر به مراسم مذهبي و اصل خود بازگشت و بيشتر مداحان اهل البيت حال و هواي مردم را به سمت عبادت پروردگار بردند.ولي مانند همه موارد كه استثناهايي وجود دارد، در ميان مداحان نيز هستند افرادي كه در مورد همه چيز اظهار نظر مي‌كنند، جز وظيفه اصلي‌اي كه دارند.سعيد حداديان كه در هفته هاي گذشته به مقامات ارشد كشور حمله كرده بود، اين‌بار هم به گونه اي ديگر سخنان گذشته خود را تكرار كرد و خطاب به مديرمسئول يكي از روزنامه‌ها كه از اظهارات حداديان انتقاد كرده بود، گفت: اون آقایی که می‌گه جمهوری مداحی! شما واقعاً طرفدار آزادی بیان هستی؟! سؤال من را جواب بده. هنوز من نشنیدم حاج منصور سیاسی صحبت کرده باشد. یک سعید حدادیان صحبت کرده. این قدر این حرف‌ها برایتان گران شده است. استاد زیباکلام! درست گفتی، ما هم همان را می‌گوییم. آقای هاشمی علی‌الظاهر تغییر کرده اما یک تبصره داره آقای هاشمی رئیس جمهور بشود طرفدار آزادی بیان است؟ استاد زیباکلام جواب به شما می‌ گم: نه! چون ایشان رئیس جمهور شد، به دولتش گفت شما حق ندارید کار سیاسی کنید. سیاسی با خودم. شما برید کار کنید بچه که نبودیم ایشان رئیس‌جمهور بود. 

در ادامه می خوانیم: "حدادیان با اشاره مجدد به سخنان خود در اوایل ماه رمضان گفت: بنده اول ماه رمضان دو تا سؤال کردم که هنوز بی‌جواب مانده. این همه مطبوعات مختلف به ما حرف زدند ولی سؤال مرا جواب ندادند. با کمال احترام بنده به یکی از بزرگان این مملکت که سابقه مجاهدت دارد؛ در خبرگان سمت دارد، رئیس مجمع‌تشخیص مصلحت هستند عرض کردم: این تشییع جنازه را که نیامدی. وی اضافه کرد: این همه سال راهیان نور در نوروز برگزار می‌شود شما رفتی کیش. من نمی‌گویم کیش نرو اما جواب سؤال ماند. خاضعانه سؤال کردم یک بار شما به مناطق راهیان نور سر نزدی. شما در خاطرات، این جور نوشتی اگر غلط هست به ما بگو. نوشتی زلزله می‌خواست بیاد تهران. مردم را رها کردی رفتی سد لتیان. این درست است؟ (ظاهراً روز تاسوعا بوده).آن وقت مردم این را می‌بینند می‌گویند نکند در جنگ هم این طور بوده؟! خب شما که ما می‌دانیم این جوری نبودی، این چیه نوشتی؟ وی همچنین با اشاره به حوادث تیرماه سال ۷۸ گفت: آقای موسوی لاری! عمامه شما در جریان سال ۷۸ (که امشب سالگرد وقایع ۱۸ تیر است) که وزیر کشوری بودی از سرتان افتاد. طرفدارهایت عمامه از سرتان انداختند. من و امثال من سوختیم. من شاهرگم را می‌د‌هم که عمامه از سر یک روحانی نیفتد، حالا شما می‌گویید تریبون نداری! همان روزنامه که با او مصاحبه کردید، تریبون شما نیست؟! سعید حدادیان در خاتمه گفت: به کسانی که بنده را به عنوان «مداح سابقه‌دار» یاد کردند، می‌گویم جرم ما از لحاظ قوه قضاییه سابقه حساب نمی‌شود. البته من از این دوستان که این مطلب را نوشته‌اند شکایتی ندارم. به کسانی که بنده را با عنوان « خودعمارپندار» خطاب کردند می‌گویم، بنده خود را خاک پای عمار هم نمی‌دانم ... بلکه خاک پای این مردمی که اینجا نشسته‌اند هم نیست.

"ممنوع التصويری‌ام در تلويزيون سوءتفاهم بود"، عنوان مصاحبه قانون با مهرداد میناوند، فوتبالیست سابق تیم ملی است: مهرداد ميناوند بازيكن سابق پرسپوليس كه اين روزها در قالب تيم ستارگان 98 بازي‌هاي دوستانه‌اي براي كمك به كودكان سرطاني انجام مي‌دهند از اوضاع حاكم بر فوتبال ناراضي است. او خاطرات جالبي هم از اولين حضورش در تمرينات پرسپوليس تعريف كرده، گفت‌وگوي جالب مهرداد ميناوند با «قانون» را بخوانيد.ببينيد اگر من هميشه انتقادي از تيم كرده ام به اين دليل بوده كه اول طرفدار تيم بوده‌ام بعد بازيكن و پيشكسوت. بيشتر خودم را طرفدار مي دانم تا پيشكسوت. تيم هنوز زمان دارد كه يارگيري‌هاي لازم را انجام بدهد. اميدوارم كه اين اتفاق بيفتد و تا چند روز پيش انتقادات زيادي كردم اما چند روزي است كه تصميم گرفته ام ديگر انتقاد نكنم و حمايت كامل از تيم داشته باشم تا اتفاقات خوبي بيفتد. مي‌خواهم به تيم اعتماد كنم ولي اگر ضعفي هم ببينم قطعا خواهم گفت، چون اين وظيفه من است و مردم هم همين را مي خواهند. به هر حال اين تيم دلخوشي طرفداران است و هركسي كه مسئول است، بايد دغدغه مردم را داشته باشد.يك چيز را صريح به شما بگويم من كلا با آقاي سياسي موافق نيستم و الان هم مي دانم پشت پرده آقاي سياسي دارد براي تيم خرج مي كند. ايشان پارسال تيم ما را به هم ريخت و اصلا فوتبالي نيست. برايش پرسپوليس و تيم ديگر فرقي ندارد، ايشان فقط دنبال تجارت است. در حالي كه كار در چنين تيمي عشق مي خواهد . ايشان اگر مي خواهد برگردد بايد خودش را ثابت كند و نشان بدهد كه ما در مورد ايشان اشتباه كرديم. ولي اگر از من بپرسيد  حتي دوست ندارم اين شخص از كنار باشگاه رد شود. 

در ادامه آمده:در این مورد خیلی ها احسان علیخانی را مقصر می دانند درحالی‌که او دوست خوب من است. واقعا او را دوست دارم، در حال پیگیری هستم ببینم چه اتفاقی رخ داده که من ممنوع التصویر شده‌ام. نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده، من ارتباط خوبی با تلویزیون دارم و 4-3 روز قبل در برنامه زنده دیگری بودم. برنامه های شبکه های دیگر هم رفته ام. یک سوء‌تفاهمی از طرف یک نفر بود که حل شده و چیز خاصی نبود. من آن آدم را بخشیدم و اعلام می کنم که ممنوع التصویر نیستم. به نظر من به تیم 98 که کارهای خیر زیادی انجام داده، باید وقت بیشتری داده می شد. وقتی برنامه را دیدم و متوجه شدم فقط 10 دقیقه به بچه ها فرصت دادند، خدا را شکر کردم که به این برنامه نرفتم. شأن تیم 98 بیش از این است و باید وقت بیشتری به آن ها داده می شد. کاش موقع دیگری دعوت می کردند و این همه ایستادند تا فقط 10 دقیقه به برنامه بروند. بچه ها از 6:30 آن جا بودند، البته می دانم که چون برای بچه های سرطانی بود اگر یک ثانیه هم می رفتیم باعث افتخار بود.البته من تنها نبودم و آقای ناصر حجازی و حسین رضازاده هم بودند. مشکلی به وجود نیامد، یک اتفاقاتی افتاد و من صلاح دانستم دیگر تبلیغ نکنم. دیدم که یکسری رفته اند به سمت اینکه کلاهبرداری کنند بنابراین سریع در تلویزیون ایران اعلام کردم که من دیگر تبلیغ نمی کنم. حتی من گفتم که می ترسم به امارات بروم و پول تان را در مملکت خودتان نگه دارید. ارزتان را از ایران خارج نکنید. البته مقداری از پول مرا ندادند و من هم نخواستم دنبال این قضیه بروم. آدم هایی که آن جا زندگی می کردند هم اماراتی بودند و سر خیلی ها کلاه گذاشتند. 

در باغ سبز به كجا منتقل مي‌شود؟!/ اوضاع درام در نبود زمان و داستان/ دستور ویژه وزیر برای بازگشت دلالان/ كدام امتيازات گسترده؟!

روزنامه سیاست روز، در گزارش تحلیلی به موضوع مذاکرات و حواشی آن پرداخته است. تیتر این مطلب "در باغ سبز به كجا منتقل مي‌شود؟!" است: هفته گذشته وقتي با حميدرضا آصفي به گفت‌وگو نشستيم، در انتهاي مصاحبه‌ و درخصوص مذاكرات هسته‌اي به موضوع مهمي اشاره كرد. او معتقد بود كه پس از به نتيجه رسيدن احتمالي مذاكرات «اتفاقا از اين جا کار دولت سخت مي‌شود، چون دولت باید پاسخگو باشد.» اينكه «اتفاقا برنامه‌ريزي بايد از آن به بعد باشد، چون انتظارها زياد مي‌شود. تا الان مردم مي‌گفتند تحريم است و مشکلات داريم اما از الان بالاخره انتظار دارند.» استدلال سخنگوي اسبق كشورمان مبني براينكه «اگر ما در مذاکرات به نتیجه برسيم، تازه انتظارها بالا مي‌رود.» درست بود. متاسفانه طي دو سال اخير برخي مسئولان كشور براي توجيه تمركز بيش از حد خود بر روي مذاكره با طرف‌هاي غربي دچار خطاي محاسباتي بزرگي شدند و تمام تلاششان را كردند تا هر موضوع بي‌ربط و باربطي را به مذاكرات پيوند بدهند. تكرار مصداق‌ها در حوصله اين مجال نيست و همه به راحتي مي‌توانند «مثل آب خوردن» برخي از آنها را برشمارند. البته همين مسئولان تا قبل از سال 92 عمده مشكل كشور را در سوءمديريت دستگاه اجرايي مي‌دانستند و دليل فشار بر مردم را ضعف در ساختار اجرايي كشور مي‌دانستند. همين افراد تحريم‌ها را عامل دست چندم در بروز و شكل‌گيري مشكلات معرفي مي‌كردند، اما به محض روي كار آمدن خودشان با يك «تعويض طلايي» جاي سوء‌مديريت و تحريم را با هم عوض كردند و در مقابل هر انتقادي معتقد بودند كه «تحريميم مي‌فهمي!» اما در كنار مسئولان دولتي كه اتوپياي كشور را به پس از به نتيجه رساندن مذاكرات حواله مي‌دادند، عده‌اي هم بوده و هستند كه سعي مي‌كنند، از اين آب گل‌آلود ماهي خود را بگيرند و براي به نتيجه مطلوب خود رسيدن، از هر گفتار و رفتاري هم ابايي ندارند، حتي اگر در تضاد با گفته‌ها و عملكرد پيش از اين خودشان باشد. بر هيچ‌كس پوشيده نيست كه برخي از «دل‌آرام»ها اگر موشي هم مي‌گرفتند، محض رضاي خدا نبود و اگر از مذاكره با 1+5 حمايت مي‌كردند، نگاهشان به آينده ايران و موفقيت دولت اجاره‌اي نبود. آنها اهداف ديگري را دنبال كرده و مي‌كنند. آنها از يك‌سو تمايل دارند رفع مشكلات كشور را به نتيجه انتخابات مجلس پيش رو گره بزنند. همين چند وقت پيش در جلسه يكي از احزاب از سوي يك مقام دولتي عنوان شد كه «اگر مجلس خوبی شکل نگیرد، کار دولت ناتمام خواهد بود» درواقع اين شايد كليد ارتباط دادن رفع مشكلات و مديريت مديران اجرايي به مجلس دهم باشد. براي همين عده‌اي تلاش كرده‌اند همين خط را دنبال كنند و براي رفع مشكلات مردم پيش‌شرط تعيين كنند كه «اگر مي‌خواهيد مشكلات رفع شود، بايد به كانديداي ما راي بدهيد» از سوي ديگر يك حركت موازي ديگر هم در حال رخ دادن است. اينكه مذاكرات هسته‌اي نقطه شروع براي يك حركت بزرگ‌تر است. اين افراد معتقدند كه تنها راه‌حل مشكلات كشور، به نتيجه رسيدن مذاكرات و رفع تحريم‌ها نيست. آنها افق دورتري به نام «رابطه با امريكا» را در سر دارند و معتقدند آرمان‌شهر زماني شكل مي‌گيرد كه ما با امريكا دست دوستي بدهيم و بر گذشته پر از خيانت و جنايت امريكا نسبت به ملت ايران صلوات بفرستيم. درواقع آنهايي كه يك روز مذاكره را تنها عامل حل مشكلات كشور مي‌دانستند، درحال طراحي يك مسير انحرافي بودند. دور شدن از آرمان‌ها و رابطه با دشمنان ايران نسخه تخيلي آنها براي برطرف شدن مشكلات دروني كشور است. مشكلاتي كه بارها و بارها رهبر انقلاب بر راه حل رفع آنها تاكيد داشته‌اند. تكيه بر توان داخلي و ظرفيت‌هاي دروني راهي است كه برخي‌ها نمي‌خواهند آن را طي كنند.

 

در ادامه می خوانیم: يك فعال سیاسی اصلاح‌طلب اخیراً طی یادداشتی در يكي از روزنامه‌هاي هم‌طيف خود که با عنوان «ایران بعد از توافق تاریخی» منتشر شده، با اشاره به توافق نهایی میان دولت روحانی و کشورهای ۱+۵ نوشته است: «توافق هسته‌ای، عصای موسی کلیم‌الله نیست که به اقتصاد ایران خورده و معجزه کند! تورم را کاهش دهد، ارزانی به بار بیاورد، کسب و کار را از رکود به در آورد، برای شش میلیون بیکار شغل ایجاد کند، رشد اقتصادی را به عدد دست‌نیافتنی هشت درصد برساند، باران و رحمت الهی را بر دشت‌های از خشکی تاول‌زده آن جاری کند و بالاخره و بالاتر از همه، فساد مزمن ساختار اداری را برطرف کند. همچنین این توافق قرار نیست روابط ما با برخی همسایگان را بلافاصله دوستانه کند یا خاورمیانه‌ای عاری از تسلیحات هسته‌ای ایجاد کند»  وی همچنین تصریح کرده است: «اگرچه مخالفان توافق و تندروها، این نسبت نادرست را به دولت یازدهم و حامیان توافق هسته‌ای داده‌اند که آنها معتقدند، پس از توافق، ایران یک‌شبه گلستان خواهد شد، اما باید با تأکید و صدای بلند گفت: هیچ طرف‌دار توافقی دچار این تصور باطل، وهم و گمان نیست که اگر امروز توافق صورت بگیرد، از فردا همه‌چیز دگرگون شده و تغییر خواهد کرد. اصلاح اقتصاد، سیاست، جامعه، خاورمیانه، بهبود روابط با برخی همسایگان و دنیا، همه و همه به در پیش ‌گرفتن سیاست‌های عقلانی و بهینه نیاز دارد.»  او مدتی پس از این صحبت‌های خود طی یادداشت دیگری در شماره پنجشنبه يك روزنامه منتسب به يكي از شخصيت‌هاي نظام نوشت: «با این وجود شواهد و قرائن نشان می‌دهد توافق هسته‌ای فردا (جمعه) اعلام خواهد شد و با پشت سر گذاشتن شب‌های قدر می‌توانیم این توافق را جشن بگیریم!» به نوشته فارس، صحبت‌های اين فرد متأسفانه مصداق بهم ریختن کافه است. زیرا اولاً بدیهی است که توافقی که قرار بود تا آب خوردن مردم را هم حل کند، به قول برخی چهره‌های جریان خاص ما را از «باتلاق و فلج تحریم‌‌ها» نجات دهد و سطح معاش عمومی را ارتقا دهد؛ حکماً نمی‌بایست چیزی کم از عصای موسی کلیم‌الله که هیچ، که کم از ید بیضا داشته باشد. ماجرای توقعات عمومی از توافق نهایی و خوردن حلوای موعود نیز یقیناً توسط این جریان به گام‌های بعدی نظیر انتخابات مجلس دهم و دولت دوازدهم موکول خواهد شد.  همين افراد كه اين روزها بيش از گذشته دست به قلم شده‌اند در سال ۹۱ نیز علی‌الدوام بر عدم حضور آقای هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری تأکید داشتند و درباره حمایت اصلاح‌طلبان از کاندیداتوری کسانی مثل محمدباقر قالیباف و یا پیروزی قطعی مشایی! در صورت حضور سخن می‌گفتند، اما به محض اعلام کاندیداتوری آقای هاشمی؛ از این گفتند که بیشترین سخنرانی‌ها و مواضع را در حمایت از کاندیداتوری وی داشته است!  یادآور می‌شود که یک روزنامه نزدیک به دولت اخیراً در یادداشتی در صفحه نخست خود، معنای مورد اراده زیباکلام را با لسانی دیگر مورد اشاره قرار داده و با بیان اینکه نمی‌توان لزوماً به امید خیر یا شر یک توافق بود، نوشته است: نگاهی به تاریخچه مذاکرات غرب بالاخص ایالات متحده با رقبا یا دشمنان خود نشان می‌دهد که فرجام و تبعات یک توافق نه فقط در محتویات آن بلکه در میزان توانایی نهادها و گروه‌های ذی‌نفوذ آن کشور برای استفاده از فرصت‌های حاصل از توافق مذکور است! این سخنان با بهشت ترسیمی جریان خاص و برخی چهره‌های دولتی از دوران پساتحریم در تناقض است...

سیاست روز در یادداشت انتقادی به نقد سریال پایتخت 4 پرداخته و تیتر این یادداشت را "اوضاع درام در نبود زمان و داستان" برگزیده است: «مثل قبلی‌ها نیست» این شاید جمله‌اي باشد که مي‌توان از دهان اغلب مخاطبان پایتخت شنید. اینکه چهارمین نسخه از مجموعه تلویزیونی پایتخت نتوانسته انتظارات بینندگان تلویزیونی را برآورده کند، امری غیرقابل انکار است. اما چرا چنین اتفاقی رخ داده است؟  شاید بررسی برخی از دلایلی که نتوانسته محبوبیت نسخه‌هاي اول تا سوم پایتخت را تکرار کند، ضروری به نظر برسد. البته نگاه نقادانه به یک مجموعه تلویزیونی نیاز به یک بررسی همه‌جانبه و بررسی زوایای مختلف آن دارد. اینکه متاسفانه برخی‌ها به اسم انتقاد، بنای تخریب یک مجموعه نسبتا موفق تلویزیونی را داشته باشند، نه منصفانه است و نه اخلاق‌مدارانه. نکته دیگر آنکه هنوز سریال پایتخت به پایان نرسیده است و نمی‌شود یک تحلیل کامل یا به اصطلاح صد درصدی درباره آن ارائه داد، اما مي‌توان به برخی مواردی که این روزها بسیاری از مخاطبان به آن اشاره دارند، پرداخت. یکی از موضوعاتی که پایتخت ۴ را نسبت به نسخه‌هاي پیشین آن متمایز مي‌کند، فقدان یک داستان خوب و به اصطلاح شسته و رفته است. در پایتخت اول نقی معمولی به عنوان یک گچکار ساختمان، به هزار زحمت در پایتخت خانه‌اي را مي‌خرد و درگیر ماجراهای آن مي‌شود و دست آخر تصمیم مي‌گیرد به شهر خود برگردد. در این بین یک سری داستان‌هاي کوچک حاشیه‌اي هم رخ مي‌داد. در پایتخت دو هم شاهد یک داستان مشخص بودیم. حمل گلدسته از شمال ایران به یکی از جزایر جنوبی ایران. این بار هم داستان‌هاي کوچک، به خط سیر اصلی فیلمنامه کمک مي‌کرد. پایتخت ۳ شاید پخته ترین بخش سه‌گانه‌هاي پایتخت تا آن زمان بود. چند داستان مهم با هم روایت مي‌شدند. از خانه خراب شده نقی، کشتی پیشکسوتان، مجروحیت بهبود گرفته تا ازدواج ارسطو، همه و همه اتفاقاتی بود که به تنهایی یا تعدادی از آنها هم مي‌شد داستان را به پیش برد. ضمن اینکه داستان‌ها و ماجراهای کوچک همچنان با پایتختی‌ها همراه بود. 

این یادداشت می افزاید: اينكه برخي سكانس‌ها يا پلان‌هاي پايتخت چهارم آنقدر كش‌دار است كه كشش خود را از دست مي‌دهد، يا اينكه بخش قابل توجهي از داستان به شوخي‌هاي كلامي يا جدل‌هاي لفظي ارسطو و نقي خلاصه مي‌شود، اينكه ذهن مخاطب مدام در حال پرش از اين شاخه به آن شاخه است، همه و همه به خاطر آن است كه تيم سازنده پايتخت كه پيش از اين امتحان خود را به خوبي پس داده‌اند، نتوانسته‌اند انرژي كافي و لازم را براي اين كار بگذارند. بحث كم‌كاري نيست. بحث بر سر فرصتي است كه از اين عوامل گرفته شد. البته اشتباه سيروس مقدم و محسن تنابنده در پذيرفتن چنين مسئوليت سنگيني هم قابل اغماض نيست. هم كارگردان اين اثر مخاطب تلويزيون را به خوبي مي‌شناسد و پيش از اين بارها توانسته با سريال‌سازي، رگ خواب خانواده‌ها را به دست بگيرد، هم طراح داستان و سرپرست نويسندگان پيش از اين اثبات كرده كه به خوبي از عهده ساخت داستاني كه همه شقوق طنز و درام را رعايت كند برمي‌آيد. اما در كنار همه اين مباحثي كه به عنوان نقطه ضعف بزرگ پايتخت ۴ عنوان مي‌شود، نمي‌توان از كنار ارزش‌ها و نقاط مثبت آن هم به سادگي عبور كرد. پايتخت چهار همچنان بر ارزش‌هاي خانواده ايراني استوار است. همچنان به نكات خوبي اشاره مي‌كند. احترام به بزرگ‌تر، رعايت آداب مسلماني، نمازهاي اول وقت در مسجد، آموزش برخورد والدين با مسئله حجاب، تذكر به مسئولان براي حل مشكلات مردم، حفظ محيط‌زيست، تكريم سالمندان و... تنها بخش‌هايي از ويژگي‌هاي مثبت اين مجموعه تلويزيوني است كه همچنان به عنوان پرمخاطب‌ترين برنامه تلويزيوني، گوي سبقت را از ساير رقباي خود ربوده و همچنان مردم براي تماشاي زندگي يك خانواده معمولي هر شب پاي تلويزيون مي‌نشينند. برخي نقدها را هم نبايد جدي گرفت. عده‌اي به بي‌ربط‌ترين موضوعات اشاره دارند و مشخص است كه حتي يك قسمت از سريال را نديده‌اند. افرادي كه تنها نيمه خالي ليوان (اگر وجود داشته باشد) را مي‌بينند و عده‌اي ديگر هم سعي در شهره شدن با برند معتبري به نام «پايتخت» دارند. افرادي كه خودشان براي رسيدن عقربه‌ها به ساعت ۱۰ شب لحظه‌شماري مي‌كنند تا پايتخت را تماشا كنند، اما ژست روشنفكري‌شان نمي‌گذارد با واقعيت كنار بيايند.

"دستور ویژه وزیر برای بازگشت دلالان"، عنوان گزارش اقتصادی سیاست از اوضاع صنعت پتروشیمی ایران است: در هفته‌های اخیر بحث خروج معاملات محصولات پتروشیمی از بورس کالای ایران در حالی مطرح شده است که ستاد تنظیم بازار و ستاد هدفمندی یارانه‌ها متشکل از مسئولان عالی‌رتبه اقتصادی و حوزه پتروشیمی کشور، با این تصمیم به طور جدی مخالفت کرده‌اند؛ اما برخی شواهد و اخبار حاکی از آن است که همچنان تحرکاتی در این زمینه با وجود مخالفت قاطع بدنه دولت در جریان است.  این اقدام در شرایطی صورت گرفته که عملکرد بورس کالا در حوزه معاملات پتروشیمی و فرآورده‌هاي نفتی بر خلاف بسیاری از بازارهای موجود از شفافیت لازم برخوردار بوده و آمار معاملات ثبت شده در این تالار این موضوع را گواهی مي‌دهد.  هرچند آمار و ارقام و عملکرد چند ساله بورس کالا در حوزه محصولات پتروشیمی حکایت از عملکرد خوب این بازار و شفافیت آن دارد اما وزارت صنعت، معدن و تجارت بر این اعتقاد است که خروج این محصولات مي‌تواند دست دلالان و سوءاستفاده‌کنندگان از این بازار را کوتاه کند.  این ادعای وزارت صنعت، معدن و تجارت در حالی مطرح مي‌شود که تا پیش از این ورود این کالاها در بورس با این هدف قرار گرفت که دست سودجویان و دلالان به واسطه ایجاد بازاری شفاف که قیمت‌گذاری آن متناسب با عرضه و تقاضا است کوتاه شود و در همین راستا رینگ پتروشیمی بورس کالا شکل گرفت.  با وجود این که کارشناسان و تحلیلگران بازار سرمایه در طول چند سال اخیر این بازار را بازاری شفاف و به دوراز رانت معرفی مي‌کنند اما این ادعای وزارت صنعت، معدن و تجارت سوالات زیادی را در ذهن متبادر مي‌کند که این اقدام نفع یا منفعت چه کسانی را تامین مي‌کند که عده‌ای کمر همت برای آن بسته‌اند و هر از چندگاهی آن را مطرح می‌کنند و دیگر اینکه چه تضمینی وجود دارد که اگر این محصولات از بورس کالا خارج شدند مجددا در گرداب واسطه‌گران و دلالان نیفتند. این سوالات و ده‌ها سوال دیگر مواردی هستند که همواره از سوی کارشناسان مطرح مي‌شوند اما تاکنون هیچ متولی حاضر به پاسخگویی شفاف در مورد آن نشده است. 

در ادامه می خوانیم: در همین راستا موید حسینی‌صدر با بیان اینکه اقتصاد م

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها