امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۳:۱۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 151467
تاریخ انتشار: ۱ مرداد ۱۳۹۴ - ساعت ۱۳:۱۷
تعداد بازدید: 313
به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، رئیس جمهور در سخنانی گفته که ایران در مذاکرات هسته ای 3 بر 2 بر حریف پیروز شده و مطبوعات نیز این بخش از سخنان ...

به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، رئیس جمهور در سخنانی گفته که ایران در مذاکرات هسته ای 3 بر 2 بر حریف پیروز شده و مطبوعات نیز این بخش از سخنان وی را برد فوتبالی یا ورزشی هسته ای تعبیر کرده اند. برخی از روزنامه ها نیز واکنش های آمریکا را به مذاکرات پوشش داده اند.

رقص تحريم‌كنندگان در بازار پساتحريم/ بنفش‌خواري بي‌بي‌سي به سلامتي توافق!/ تحديد قدرت بازدارندگي ايران را جدي بگيريد

روزنامه جوان، در گزارشی به اوضاع اقتصادی ایران پس از رفع تحریم ها پرداخته و درباره عواقب و پیامدهای حضور شرکت های غربی و واردات کالاهای مصرفی هشدار داده است. جوان تیتر گزارش خود را "رقص تحريم‌كنندگان در بازار پساتحريم"، برگزیده:هنوز زيگمار گابريل با هيئتي 60 نفره از دست‌اندركاران امور اقتصادي و تجاري از ايران نرفته خبرها از صف‌آرايي براي سفر هيئت 100 نفره پليس بد مذاكرات – فرانسه – و هيئت تجاري ايتاليايي و طمع‌هاي انگليسي و امريكايي حكايت دارد. آيا تحريم‌كنندگان در صف ورود به بازار ايران هستند و براي ما در اولويتند؟ به گزارش «جوان»، تحريم‌كنندگان ديروز كه كشورها رااز همكاري با ايران منع كرده بودند، ‌اكنون به همپيمانانشان هم فرصت نمي‌دهند و با پشت سر گذاشتن آنها مي‌خواهند بازار پرظرفيت ايران را انحصاري در اختيار بگيرند، البته ظاهراً ميان اعضاي گروه1+5 نوعي رقابت و نگراني هم وجود دارد زيرا « لوران فابيوس» وزيرامور خارجه فرانسه آنقدر نگران بازار ايران است كه چندي پيش گفته بود: « با وجود مواضع فرانسه در جريان مذاكرات هسته‌اي، اطمينان دارم شركت‌هاي فرانسوي سهم منصفانه‌اي از بازار پس از تحريم ايران به دست خواهند آورد!» البته منظور او مواضع فرانسه در وين است زيرا در ژنو و لوزان فرانسه بيشتر يك پليس بد بوده است...اين روزها كشورهايي سراسيمه راهي ايران مي‌شوند كه در 12 سال گذشته به هر نحو به دنبال تحريم و ضربه زدن به اقتصاد ايران بودند، از تحريم خودرووتحريم‌هاي نفتي و بيمه‌اي گرفته تا خالي كردن منطقه گازي پارس جنوبي. ...تركيب هيئت‌هاي تجاري همراه با آلماني‌ها و احتمالاً فرانسوي‌ها نشان از سرمايه گذاري شركت‌هايي ندارد كه به توسعه اشتغال كمك كنند چراكه آنها بيشتر تمايل به همكاري در حوزه‌هاي پتروشيمي، خودرو، گاز ونيروگاهي دارند، به نحوي كه اين صنايع باسرمايه‌هاي سنگين و اشتغال بسيار كم فعال خواهند شد. 

در ادامه می خوانیم: در همين حال برخي از اعضاي اتاق بازرگاني درباره نحوه برنامه‌ريزي ديدارهاي هيئت آلماني گلايه كرده و گفته‌اند: «ديدارها بدون حضور بخش‌هاي خصوصي بوده وتنها چند تن از اعضاي اتاق ايران در آنجا حضور داشته‌اند.» يك عضو اتاق بازرگاني كه نخواست نامش برده شود، در گفت‌وگو با «جوان» مي‌گويد: «طراحي ديدارهاي هيئت‌هاي خارجي به گونه‌اي است كه نقش دولتي‌ها بسيار پر رنگ است وسطوح مذاكرات بيشتر درباره صنايع سنگين و دولتي است.» يك كارشناس اقتصادي درباره نگراني نگاه غربي‌ها به بازارايران به عنوان يك بازار مصرفي مي‌گويد: «بعيد است كالاهاي مصرفي خرد و قابل لمس در بازار ايران مد نظر غربي‌ها باشد زيرا آنها بهتر مي‌دانند طي سال‌هاي اخير توان خريدمردم وتقاضاي خُرد با كاهش ارزش پول ملي كاهش يافته، لذا آنها به دنبال تقاضاهاي بزرگتري كه فقط دربخش اقتصاد دولتي ديده مي‌شود، هستند. آنها به خوبي مي‌دانند پول‌هاي سريع الوصول دست كيست و دولت چه عطشي براي خرج كردن دلارهاي بلوكه شده دارد!»

"بنفش‌خواري بي‌بي‌سي به سلامتي توافق!"، عنوان گزارشی از جوان است که به سیاست مزورانه شبکه بریتانیایی بی بی سی فارسی در قبال توافق هسته ای و همراهی با دولت اشاره دارد: بي‌بي‌سي فارسي در يك هفته‌اي كه از توافق هسته‌اي مي‌گذرد، تمام قد پشت دولت ايران ايستاده و از طرفي با همان شدت به انتقاد از منتقدان هسته‌اي پرداخته است؛ نشانه‌اي كه كاملاً نگران‌كننده است. چه چيزي در توافق با ايران هست كه بي‌بي‌سي را اينچنين خوشحال و حامي دولت كرده است؟! و چرا بي‌بي‌سي، منتقدان هسته‌اي و به‌زعم او «عاملان تأخير در توافق» را مورد هجمه رسانه‌اي قرار مي‌دهد؟چرا مجريان بي‌بي‌سي در 23تيرماه روز اعلام جمع‌بندي مذاكرات يكسره بنفش‌پوش مي‌شوند و منتقدان هسته‌اي داخلي را در كنار كساني كه به ادعاي اين رسانه مانع زودتر تمام شدن جنگ تحميلي مي‌شوند، عاملان بدبختي مردم ايران معرفي مي‌كند. عكس‌هاي بنفش‌پوشي كه يك هفته پس از توافق هنوز در شبكه‌هاي اجتماعي دست به دست مي‌شود.‌ مي‌توان استنباط كرد توافق حتي جداي از محتواي آن، در ماهيت خود يك دستاورد براي غرب است؛ توافقي كه فقط با نام بدون صفتش هم مي‌تواند نظام سلطه را در ميان افكار عمومي جهان به يك پيروزي نزديك كرده باشد.  بي‌بي‌سي فارسي در يك هفته گذشته علاوه بر حمايت از توافق هسته‌اي، خود را در شمايل يك حامي دولت درآورده است. اين شبكه رسانه‌اي حتي تلاش كرده از واژگان معمول حاميان دولت استفاده كند تا همرنگي را حفظ كرده باشد: «دلواپسان منطقه‌اي توافق هسته‌اي با ايران»! واژه دلواپسان از واژه‌هاي مورد علاقه حاميان دولت يازدهم است. گويي كه چيز عجيبي كشف كرده باشند كه نشانه حقانيت آنان باشد! معلوم نيست چگونه از يك واژه متداول و با مفهوم مشخص براي اثبات حقانيت خود بهره مي‌برند؟!

در ادامه این مطلب می خوانیم:ي‌بي‌سي همه كينه‌هاي قديمي و جديد خود را در تحليل‌هاي هسته‌اي كه گويا به دست يك يهودي صهيونيست نوشته شده رو مي‌كند: «بلندپروازي اتمي تئوكرات‌هاي ايران چيزي نبود مگر يك برنامه پر هزينه، بحران‌آفريني، ضدمردمي و ضدمحيط‌زيستي. اين خطر هنوز به تمامي رفع نشده و تنها با ديده‌باني مستمر و مقاومت مدني مردم و فعالان حقوق بشر مي‌تواند خنثي شود... توافق هسته‌اي نه بر اساس اعتماد ميان نظام اسلامي و غرب بلكه بر اساس سوءظن امضا شد؛ سوءظن به ايدئولوژي و ساختار قدرت در يك نظام نفتي بسيجي اسلامگرا، مدرنيته‌ستيز، يهودي‌ستيز و زن‌ستيز كه تنها با نظارت بين‌المللي و فشار جامعه مدني مي‌تواند مهار شود.» ..اين رسانه در گزارش «آيت‌الله خامنه‌اي و جواد ظريف؛ دو نگاه متفاوت به رابطه ايران و امريكا» سعي مي‌كند از اينكه به اعتقاد ظريف «رابطه با امريكا يا هر كشور ديگري ابزار است و بايد در جهت منافع ملي به كار گرفته شود... اصل پيگيري منافع و اهداف ملي است» و سخنان رهبر انقلاب كه «سياست‌هاي ما و امريكا در منطقه 180 درجه اختلاف دارد، بنابر اين چگونه مي‌توان با‌آنها گفت‌وگو و مذاكره كرد» و مقابل هم قرار دادن برخي ديگر از  اظهارنظر‌هاي ظريف و رهبر انقلاب نتيجه بگيرد كه ظريف (به زعم بي‌بي‌سي يك اسطوره ملي) يا رهبر انقلاب درباره رابطه با امريكا اختلاف نظر دارند و اين موضوع مهمي است (؟!) اگرچه همه آنچه در گزارش بي‌بي‌سي به ظريف نسبت داده مي‌شود، منش واقعي او نيست اما اين حقيقت در گزارش مخفي مي‌ماند كه اصولاً مقايسه يك مسئول دولتي كه در يك دوره خاص مسئوليت مي‌پذيرد با رهبرانقلاب مقايسه‌اي است كه محلي از اعراب ندارد. 

روزنامه جوان در یادداشتی با عنوان "تحديد قدرت بازدارندگي ايران را جدي بگيريد"، به اما و اگرهای فراوان قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل پرداخته که می تواند صنعت دفاعی و موشکی ایران را مورد محدودیت جدی قرار دهد: قطعنامه 2231 مصوبه دوشنبه گذشته شوراي امنيت سازمان ملل را مي‌توان يكي از مهم‌ترين اتفاقات پرونده 12 ساله هسته‌اي كشورمان به شمار آورد كه اثرات آن مي‌تواند تا سال‌ها گريبانگير كشور شود و آسيب‌هاي فراواني را با خود به همراه داشته باشد. حال در شرايطي كه جمع‌بندي مذاكرات وين هنوز به تأييد مجلس شوراي اسلامي و شوراي عالي امنيت ملي كشورمان و كنگره امريكا نرسيده، قطعنامه مورد اشاره به تصويب شوراي امنيت سازمان ملل رسيده؛ قطعنامه‌اي كه به گفته دولتمردان يازدهم نتيجه و ثمره مذاكرات وين حاوي نكات مبهم و چالش‌برانگيزي است كه در ادامه به مهم‌ترين آن اشاره مي‌شود.بر اساس متن قطعنامه، جمهوري اسلامي ايران به مدت هشت سال حتي اجازه تست و شليك آزمايشي موشك‎هاي بالستيك و راهبردي خود كه بخش مهمي از قدرت بازدارندگي كنوني كشور را تأمين مي‎كند، نخواهد داشت؛ مسئله‌اي كه با واكنش مقامات عالي نظامي و دفاعي كشور نيز مواجه شده است. در بند ۳ از بيانيه مستقل ضميمه قطعنامه مذكور آمده: «از ايران خواسته مي‌شود تا هيچ فعاليتي مرتبط با موشك‌هاي بالستيك طراحي شده با قابليت حمل تسليحات هسته‌اي صورت ندهد، از جمله شليك هرگونه موشك با استفاده از چنين فناوري‌هاي مربوط به موشك‌هاي بالستيك، تا زمان هشت سال پس از «روز پذيرش برجام» يا تا زماني كه آژانس بين‌المللي انرژي اتمي گزارشي ارائه دهد كه «جمع‌بندي مبسوط» را تأييد كند، بسته به اينكه كدام زودتر اتفاق افتد». اين عبارت به معناي گره خوردن پرونده هسته‌اي به مباحث نظامي و مسائل موشكي است. البته اين امر مستلزم يك مكانيزم نظارت است تا شوراي امنيت بتواند از انجام شدن اين بند اطمينان حاصل كند و اين يعني آزمايشات موشكي ايران هم تحت مكانيزم نظارت فوق باشد.

در بخش های دیگر یادداشت آمده: ايران به مدت پنج سال حق خريد يا فروش سلاح را نخواهد داشت و بر همين اساس از اين پس كشورهاي غربي در صورت سند‌سازي مبني بر فروش سلاح‌هاي ايران به كشورهايي نظير عراق و سوريه به راحتي مي‌توانند عليه ايران اقدامات تحريمي و حتي نظامي انجام دهند چراكه به زعم آنها ايران با چنين سندهاي دست‌سازي قطعنامه شوراي امنيت را نقض كرده است. نظارت‌هاي ويژه شوراي امنيت سازمان ملل مسئله ديگري است كه بر اساس آن تمامي فعاليت‌هاي هسته‌اي و نظامي متعارف ايران بايد تحت نظارت اين شورا قرار بگيرد. در بند ۵ بيانيه مستقل كه در پيوست B آمده است، تأكيد مي‌كند: «تمامي كشورها، مشروط به اينكه شوراي امنيت پيشاپيش بر مبنايي مورد به مورد، تصميم به تصويب بگيرد، بايد در اين فعاليت‌ها مشاركت داشته و اجازه آن را صادر كنند». به عبارت ديگر تمامي كشورها در تعاملات نظامي متعارف با ايران نيازمند تأييد شوراي امنيت به صورت مورد به مورد هستند. در بند ۱۱ و ۱۲ قطعنامه، سيستمي را پيش‌بيني كرده كه در متن برجام نيز به همين شكل وجود دارد و براي هر كدام از پنج عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل اين حق موسع را قائل شده است كه با دستاويز قرار دادن هر «بهانه‌اي» و بدون ارائه مدارك و مستندات كه نشان دهنده نارضايتي آنها از روند برجام باشد، از اجراي تعهدات سرباز زده و تحريم‌ها را به روال سابق بازگردانند. 

"تهديد «حمله به ايران» فقط در يك هفته پس از توافق!"، عنوان گزارشی است که به رجزخوانی مقامات آمریکایی پس از پایان مذاکرات هسته ای با ایران اشاره دارد: «تهديد نظامي» بعد از هر تفاهم و توافقي را بايد يكي از رويه‌هاي ثابت دولتمردان ايالات متحده طي دو سال اخير دانست به گونه‌اي كه در هر مرحله‌اي از مذاكرات ايران با 5+1 در آذر ماه 92، فروردين ماه 94 و تيرماه 94 طرف‌هاي غربي – به خصوص امريكايي‌ها – زبان به تهديد و تحقير جامعه ايراني گشوده و تأكيد كرده‌اند كه توافق با ايران هيچ گاه مانعي براي حمله نظامي به كشورمان نخواهد شد. در يكي از آخرين تهديدات باراك اوباما تنها چند روز پس از جمع‌بندي مذاكرات در وين در پاسخ به سؤال خبرنگار نيويورك تايمز كه پرسيد چرا ايراني‌ها بايد نگران پاسخ نظامي امريكا در صورت نقض توافق هسته‌اي باشند، ضمن تهديد نظامي ايران گفت: «چون ما مي‌توانيم اگر بخواهيم و انتخاب كنيم ارتش آنها را از بين ببريم و من فكر مي‌كنم آنها آمادگي و ميل من براي اتخاذ اقدام نظامي در جايي كه آن را براي امنيت ملي امريكا مهم بدانم، ديده‌اند.» پس از اوباما اين بار ارنست جاش سخنگوي كاخ سفيد در نشست خبري با تأكيد بر اينكه يكي از حسن‌هاي بازرسي از ايران، افزايش اطلاعات در مورد اهداف احتمالي و بالا رفتن دقت به هنگام اقدام نظامي در ايران خواهد بود تأكيد مي‌كند:«نكته كليدي اين است كه (پس از توافق) گزينه نظامي تقويت هم مي‌شود، چراكه طي اين سال‌ها ما جزئيات بيشتري از برنامه هسته‌اي ايران جمع‌آوري خواهيم كرد.»روند تهديدات امريكايي‌ها و متحدانش پس از لوزان تا به امروز ادامه داشته و طي روزهاي اخير هم استمرار داشته و همچنان به سير خود ادامه مي‌دهد. حال اگر بخواهيم سياست‌هاي ايالات متحده امريكا طي 23 ماه اخير را در گزاره‌اي خلاصه كنيم بايد اينگونه بيان كرد كه با تغيير رويكرد ديپلماسي كشورمان به واسطه روي كار آمدن دولت يازدهم، نوع مواجهه نظام سلطه با كشورمان هم دچار تغييراتي تاكتيكي شد با اين توضيح كه اگرچه راهبرد اصلي غرب همچنان حول مفاهيمي مانند «استحاله» و «براندازي» شكل مي‌گرفت اما طرح كوتاه مدت آنها در كليدواژه‌هايي مانند «توقف»، «تهديد»، «تحقير» و «مداخله‌» معنا پيدا كرد. بدون ترديد نوع مواجهه با چنين رويكردي بايد در مفاهيمي مانند «موضعگيري قاطع و انقلابي» با حفظ منافع و مصالح نظام و انقلاب و همچنين «كمك به افزايش توان نظامي و دفاعي كشور» و «اعتماد و اطمينان داشتن به آن» معنا پيدا ‌كند.

اینک گشایش سیاسی/منتقدان توافق در جنگ با عراق هم شتاب کردند/ اصلاح‌طلبان مقصر شكستِ اصولگرايان ميانه‌ هستند/ واکنش سردار سلیمانی به توافقنامه هسته ای: تغییری ایجاد نمی شود

روزنامه اصلاح طلب شرق، اظهارات روحانی را مورد توجه قرار داده و بخشی از سخنانی وی را که به آنانند که منتظر گشایش سیاسی و فرهنگی در دولت یازدهم بودند، نویدداده است، پررنگ کرده و در تیتری با عنوان "اینک گشایش سیاسی"، گزارشی پیرامون اظهارات روحانی منتشر کرده: «حسن روحانی» روز چهارشنبه در جلسه هیأت دولت با بیان اینکه «تا پیش از این سازمان ملل و شورای امنیت براساس نظر برخی منابع غیرموثق اعلام می‌کرد که جمهوری اسلامی ایران تخلف کرده و نمی‌تواند غنی‌سازی داشته باشد»، گفت: «اگرچه توافق ایران با کشورهای ١+٥ برای مدت‌زمانی مشخص محدودیت‌هایی ایجاد می‌کند، اما بنا به اظهارنظر متخصصان لطمه‌ای به ادامه و پیشرفت این فناوری در کشور ما نخواهد زد». رئیس‌جمهوری با تأکید بر اینکه تصویب قطع‌نامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد یک رویداد کم‌نظیر در تاریخ جمهوری اسلامی ایران است، گفت: «ایران به دنبال اثبات حق غنی‌سازی بود و امروز شورای امنیت سازمان ملل به‌صراحت حق غنی‌سازی کشور ما را پذیرفته است».  رئیس شورای‌عالی امنیت ملی افزود: «طرف مقابل مدعی است که براساس این توافق، ایران نخواهد توانست در کمتر از یک‌سال به بمب اتمی دست یابد، اما این ادعایی مضحک است. زیرا ملت ایران هیچ‌گاه به دنبال ساخت سلاح‌های کشتار جمعی نبوده و آن را خلاف اخلاق، فقه و فتوای رهبر معظم انقلاب می‌داند. رئیس‌جمهوری با بیان اینکه هم نقد منصفانه و هم بیان نقاط مثبت امری حائزاهمیت است، گفت: «ما در میدانی حضور داشتیم که یک طرف ایران و یک طرف دیپلمات‌های شش قدرت جهانی حضور داشتند. در این رقابت داور هم هم‌فکر و هم‌سوی با تیم رقیب بود و اگر می‌خواست سوت بزند به نفع آنها اقدام می‌کرد. در چنین مسابقه‌ای، تیم ایران پیروز شد». او افزود: «حتی در یک مسابقه و بازی فوتبال وقتی می‌گوییم برنده یا موفق شدیم، معنایش این است که سه گل زده و دو گل خورده‌ایم، حالا عده‌ای بگویند که می‌شد از فلان فرصت هم استفاده کرد و گل‌های بیشتری زد. باید دید در مقابل چه تیمی بازی کرده‌ایم والا اگر در کنار گود نشسته و تماشاچی باشیم، می‌توانیم درخواست‌های بیشتری هم مطرح کنیم». 

در ادامه این گزارش آمده: رئیس‌جمهوری با بیان اینکه در دنیای پیچیده امروز روشن است که نباید در عرصه‌های مختلف به هیچ‌ طرفی صددرصد اعتماد کرد، گفت: «امروز شرایط کشور باید شرایط امید، نشاط و فضای بهتر در آینده برای کار و رونق اقتصاد باشد. کسانی که دنبال تولید و صادرات هستند، باید آینده را بهتر ببینند، کسانی که دنبال گشایش سیاسی و فرهنگی هستند، باید امیدوارتر باشند و آنهایی که دنبال رابطه بهتر کشور با همسایگان و مسلمانان منطقه هستند نشانه‌های آن را می‌توانند ببینند. اکنون فصل تحول، نشاط و امیدآفرینی در عرصه کار و اقتصاد فرا رسیده است». او افزود: «کسانی نیز که به قدرتمندشدن کشور در حوزه نظامی و دفاعی فکر می‌کنند، باید امید را پیش‌رو ببینند؛ چون بدون تردید موضع ایران در منطقه تقویت خواهد شد. اما این رخداد به ضرر هیچ‌یک از همسایگان و کشورهای مسلمان نخواهد بود، این توهمی است که اگر ایران قدرتمند شود، پس در امور داخلی دیگران دخالت می‌کند، ما مداخله را ناصحیح و غلط می‌دانیم و معتقدیم امور هر کشور باید به دست مردم آن کشور سپرده شود. البته ما از مظلوم و ستم‌دیده دفاع خواهیم کرد و در مبارزه با تروریسم که خطری برای منطقه و جهان است، تمام توان خود را به‌کار خواهیم گرفت». روحانی از ملت ایران خواست تا با روحیه قوی‌تر و مصمم و امید و نشاط بیشتر وارد فضای کار و فعالیت شوند، چراکه بدون حضور و مشارکت مردم در همه عرصه‌ها دولت موفق به پیشبرد امور نخواهد شد و برای هر گامی نیازمند همراهی دولت و ملت است.

روزنامه شرق به سخنان رئیس جمهور آمریکا نیز گریزی داشته و بخش های از سخنان وی را پوشش داده است. اوباما در چند روز گذشته بار دیگر نیز از گزینه نظامی و نابود کردن ارتش ایران حرف زده بود اما مشخص نیست چرا روزنامه های اصلاح طلب زمانی اظهارات اوباما را به صورت جدی پوشش می دهند که بتوان سخنان مثبت را از آن بیرون کشید. شرق در گزارشی با عنوان "منتقدان توافق در جنگ با عراق هم شتاب کردند"، اظهارات اوباما را در دیدار با کهنه سربازان پوشش داده و به نظر می رسد به صورت تلویحی با انتخاب چنین تیتری خواسته یا ناخواسته قصد داشته تا منتقدان داخلی ایران نسبت به توافق را نیز با کسانی مقایسه کند که به ادامه جنگ با عراق در زمان جنگ تحمیلی اصرار داشتند: او در نطق خود برای گروه «سربازان جنگ‌های خارجی» گفت که منتقدان این موافقت‌نامه «برخی از همان نوع ذهنیت‌ها و سیاست‌هایی را منعکس می‌کنند که در گذشته ما را ناکام گذاشته است». اوباما اضافه کرد: «سیاست‌مداران و صاحب‌نظرانی که فورا امکان حل اختلاف بر سر برنامه هسته‌ای ایران با توسل به دیپلماسی را رد می‌کنند، همان کسانی هستند که برای رفتن به جنگ با عراق عجله داشتند و می‌گفتند فقط چند ماه وقت می‌برد». آمریکا به دنبال سیاست‌های جنگ‌طلبانه جورج بوش در سال ٢٠٠٣ وارد جنگ با عراق شد، این جنگ به بهانه نابودی سلاح‌های کشتار جمعی در عراق و رابطه صدام حسین با القاعده انجام شد. روزنامه گاردین بعد از پایان جنگ در سال ٢٠١١ نوشت که ایالات متحده در این جنگ حدود ۷۵۰ میلیارد دلار هزینه کرد، چهارهزارو ٥٠٠ کشته و ٣٢ هزار مجروح داد. این جنگ آنچنان بر افکار عمومی آمریکا تأثیر گذاشت که موضوع بازگرداندن سربازان جنگ عراق به کشور جزء وعده‌های انتخاباتی باراک اوباما، کاندیدای دموکرات‌ها در انتخابات ریاست‌جمهوری ٢٠٠٨ شد. اوباما در دوران انتخابات ریاست‌جمهوری گفته بود که نه برای شروع جنگ‌های تازه بلکه پایان جنگ‌های کنونی رئیس‌جمهور خواهد شد. باراک اوباما روز گذشته از کنگره خواست توافق با ایران را رد نکند و خواستار «یک مسیر مسئولانه‌تر و هوشمندانه‌تر برای حفاظت از منافع ملی» شد. او در واکنش به منتقدان گفت که بهترین راه برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای که خاورمیانه را تهدید می‌کند «نه کوفتن بر سینه‌ها» بلکه دنبال‌کردن «یک دیپلماسی قوی و منضبط» است. این در حالی است که ایران بارها تأکید کرده قصد دستیابی به سلاح هسته‌ای را ندارد و در مذاکرات به‌دنبال تعامل با جهان بوده است. بااین‌حال اوباما بارها گفته اگر کنگره توافق را تصویب نکند او آن را وتو خواهد کرد

شرق مصاحبه ای را با امیر محبیان، استاد دانشگاه و فعال اصولگرا، ترتیب داده است و از وی درباره موقعیت و مواضع راست سنتی یا اصولگرایان میانه رو، سوالاتی را پرسیده است. عنوان این مصاحبه "اصلاح‌طلبان مقصر شكستِ اصولگرايان ميانه‌ هستند" است: اصولگرایان میانه قافیه را باخته‌اند یا نه؟ عرصه را - به‌ویژه در انتخابات - به تندروانشان واگذار کرده‌اند و خود به‌دنبالشان می‌دوند؟ بدنه اجتماعی‌شان چطور؟ آن را هم به نواصولگرایان و امثال پایداری واگذار کرده‌اند؟ جناح راست سنتی که عقبه اصلی اصولگرایی است از سال ٧٦ که با ناطق‌نوری و ٨٤ که با لاریجانی جلو آمد و نتوانست کامیاب شود چندپاره شده. در انتخابات ٩٢ مشخص بود که هژمونی خاصی - نه بر بدنه اجتماعی و نه بر سایر جریان‌های اصولگرا- ندارد. در آن انتخابات، ولایتی نماینده اصلی این طیف تلقی می‌شد اما درعین‌حال رقیبی بود برای نامزدهای طیف‌های دیگر اصولگرایی؛ طیف‌هایی که مشخصا بدنه اجتماعی قوی‌تری از راست میانه دارند. راست میانه به کجا می‌رود؟ این سؤالی است که با امیر محبیان، تحلیلگر سیاسی جناح راست، در میان گذاشته‌ایم. محبیان خود در طبقه‌بندی جریان اصولگرایی در رده میانه می‌گنجد... یک مسئله‌ای در فلسفه رفتارشناسی جامعه سیاسی ما وجود دارد که جریانات موجود مثل اصولگرایان و اصلاح‌طلبان رفتارهایشان تا حدودی متناظر با همدیگر است. مقصر اینکه بخشی از جریان میانه‌رو اصولگرا تضعیف شد، جریان اصلاح‌طلب است. به‌دلیل اینکه زمان انتخابات سال ٧٦ وقتی می‌خواستند رقیب خود را یعنی ناطق را بزنند، براساس تئوری دیو و دلبر کنتراستی ایجاد کردند و یک نقاب زشت و تندرو و مرتجع را به صورت اصولگرایان چسباندند.

محبیان در بخش های دیگر مصاحبه گفته: اصلاح‌طلبان، چهره یک اقلیتی را نقاب کردند و به صورت اکثریت زدند و این باعث شکست اصولگرایان شد و جواب هم گرفتند. نتیجه این شد که وقتی شما می‌آیید و می‌گویید که کل این جریان دیدگاهش این است و تفکر یک اقلیت را به‌عنوان یک اکثریت مطرح می‌کنید، عملا دارید دیدگاه اقلیت را تعمیم می‌بخشید و تقویت می‌کنید. آقای ناطق شکست خورد. در ارزیابی شکست، برداشت‌های مختلفی صورت گرفته است. من معتقد هستم که جریان اصولگرا مسیر را غلط نرفته بود، اما اين درست است، در مارکتینگ سیاسی خود قوی عمل نکرد یعنی می‌توانست پیام‌های خود را خیلی به‌روزتر بگوید، حرف ناطق هم همین است. اصول آن غلط نبود من هنوز به آن اصول پایبند هستم و اعتقاد دارم، اما یک اشکال پیش آمد. سال ٧٦ که آن شوک به اصولگرایی وارد شد آنها آمدند بررسی کردند که اشکال چه بوده است و بعد به یک جمع‌بندی و دیدگاهی رسیدند که به نظر من اشتباه بود و اشتباه این نگاه بود که باعث شد رادیکال‌ها محوریت بگیرند و جایگاه پیدا کنند. تا پیش از آن اصولگرایان همیشه بر انتخاب اصلح تأکید می‌کردند... نه اصلاح‌طلبان و نه اصولگرایان به‌عنوان تشکل رأی قاطع را ندارند که برنده شوند. همان بدنه خاکستری تعيين‌كننده است. اينها براساس اولویت خودشان به یک سمتی می‌روند. باید دید که آنها به کدام سمت می‌روند. در یک زمانی گفتمان آزادی خاتمی آنها را جذب کرد و آنها به آن سمت رفتند. در یک مقطعی هم گفتمان احمدی‌نژاد انها را جذب کرد و به سمت او رفتند الان هم روحانی تا حدودی توانست آنها را جلب کند. نباید بگوییم اصلاح‌طلبان رأی دادند و روحانی رئیس‌جمهور شد؛ این مبنای طلبکاری بعدی می‌شود یا اصولگرایان این را بگویند. من معتقد هستم حرف اصولگرایان اگر درست زده شود، پذیرش دارد. به اندازه کافی و بیش از اصلاح‌طلبان ما گفتمان قابل‌عرضه داریم چون گفتمانمان متکی به دین است و دین هم خیلی چیزها را آماده کرده است که اینها باید تبدیل به برنامه، هویت و مأموریت مشخص شود.

شرق در بخش کوتاه دیپلماسی خود به ملاقات سردار سلیمانی و مسعود بارزانی اشاره می کند که سلیمانی در این ملاقات گفته که توافق هسته ای، در سیاست های منطقه ای ایران تغییری ایجاد نخواهد کرد. "مذاکره سردار سلیمانی با مسعود بارزانی": سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه، چندی پیش در اربیل با مسعود بارزانی، رئیس منطقه کردستان عراق، دیدار و تأکید کرده که توافق‌نامه هسته‌ای هیچ تغییری در مواضع پیشین ایران ایجاد نمی‌کند. ‎او کردها را به تعامل و گفت‌وگو با دولت مرکزی ترغیب کرده و گفته است: دو طرف هیچ گزینه‌ای جز گفت‌وگو و توافق ندارند. بارزانی نیز حمایت ایران در جنگ اخیر داعش را فراموش‌نشدنی توصیف کرده است. 

خون‌هايي كه فابيوس به ايران فرستاد هنوز قرباني مي‌گيرد/ مجوز كشتار بيشتر هديه اوباما به سعودي/ اسپانسرهاي لاكچري!/ اگر ایران به نقض عهد آمریکا اعتراض کند دوباره تحریم می‌شود!

روزنامه سیاست روز در گزارشی به سفر لوران فابیوس، وزیرخارجه فرانسه در هفته آینده پرداخته؛ و عنوان گزارش خود را " خون‌هايي كه فابيوس به ايران فرستاد هنوز قرباني مي‌گيرد" انتخاب کرده است: لوران فابیوس وزیرامور خارجه فرانسه قرار است در چند روز آينده به تهران بيايد اما شنيدن نام فابيوس به جز خاطراتي كه از طرفداري‌اش از سیاست‌های رژيم صهيونستي براي ما تداعي مي‌كند ياد نامردي و بيماري‌اي كه به ايران آورد را هم يادمان مي‌آورد و متهم به صادرات فرآورده‌های خونی به ایران است که باعث مرگ و شیوع ایدز در کشورمان شد و تاکنون نیز غرامتی پرداخته نشده است. در تقويم كشورمان یکم تا هفتم مرداد هر سال به عنوان هفته ملی هموفیلی‌ها نامگذاری شده است، و بيماري هموفيلي با دريافت خون زنده است و اين خون حيات بخش كه آلوده شده بود در سال ۶۵ تاكنون جان انسانهاي زيادي را گرفت و در آينده همچنان اين رويه ادامه خواهد داشت. اما در همين هفته يعني هفته هموفيلي قرار است مسبب اين اتفاق ناگوار به كشور سفر كند. کسی که در دوران نخست‌وزیری‌اش یکی از مطلعین و مسببین صادرات فرآورده‌های خون‌های آلوده به برخی کشورهای جهان از جمله ایران بوده است. در دوران نخست‌وزیری فابیوس فرانسوي فرآورده‌های خون‌های آلوده به ویروس‌های خطرناک در فرانسه توزیع شد و انستیتو مریو فرانسه فرآورده فاکتورهای انعقاد خونی آلوده به ویروسHIV و هپاتیت را به برخی از کشورها مانند آلمان غربی، ایتالیا، آرژانتین، عربستان، عراق و ایران و... صادر کرد. این فاکتور در کمک به انعقاد خون بیماران مبتلا به هموفیلی مصرف می‌شود و در نتیجه سبکسری انستیتوی فرانسوی تعدادی از بیماران هموفیلی کشورهای دریافت کننده به ویروس HIVو بیماری ایدز و هپاتیت مبتلا شدند. در همان زمان سازمان انتقال خون ایران با شرکت فرانسوی "مریو" قرارداد واردات فرآورده‌های خونی برای مصرف پالایشگاه‌های داخلی انتقال خون منعقد کرده بود. پس از مصرف نخستین فرآورده‌های خونی این شرکت، گروهی از بیماران هموفیلی به بیماری‌های هپاتیت C و ایدز مبتلا شدند و پس از آن بود که گروهی از مبتلایان به این بیماری‌های خونی، از سازمان انتقال خون ایران شکایت کردند. 

در ادامه این گزارش می خوانیم: آلوده بودن این فاکتورها بر اساس گزارش‌ها از سوی نماینده این شرکت در ایران در نامه‌ای به مقامات این کشور فاش شد. همین گزارش‌ها به نقل از منابعی که نخواستند نامشان فاش شود حاکی از این بود که برخی از مقامات بهداشتی وقت ایران در پاسخ به این نامه نوشتند که آلودگی در خون‌ها وجود ندارد و مشخص نیست چرا گفته شده این خون‌ها آلوده است. سپس به دنبال مشخص شدن این موضوع که منشا آلودگی فرآورده‌های خونی در پرونده هموفیلی‌ها خارجی بوده است سازمان انتقال خون ایران در سال ۱۳۸۷ نسبت به شرکت فرانسوی شکایت کرد اما از آن زمان تاکنون شکایت از این شرکت به نتیجه نرسیده است. در این رابطه علی صابری حقوقدان شورای شهر تهران و وکیل پرونده بیماران هموفیلی در واکنش به سفر لوران فابیوس وزیر امور خراجه فرانسه به تهران که در دوران نخست وزیری خود یکی از مطلعین و مسببین صادرات فرآورده‌های خون‌های آلوده به برخی کشورهای جهان از جمله ایران بوده است به تسنیم عنوان کرد: ما به دلیل اینکه اراده‌ای در دولت برای پیگیری این پرونده ملی وجود ندارد تاکنون برنامه خاصی درباره مواجه با فابیوس نداشتیم. صابری در ادامه با بیان اینکه تاکنون ۳۰۰ میلیارد ریال به برخی خانواده‌های بیماران هموفیلی ایرانی که بر اثر فرآورده‌های آلوده خونی فرانسه دچار HIV شدند دیه پرداخت شده است ولی این دیه از بیت‌المال کشور بوده است و فرانسه هیچ غرامتی به ایران نداده است، گفت: این در حالی است فرانسه به بیماران کشورهای دیگر بر اثر همین فرآورده‌های‌ آلوده خونی غرامت داده است و تنها به ایران غرامت نداده است و‌ آن نیز بر می‌گردد به مسئولان و نهادهای دولتی کشورمان که در دوران مختلف اراده‌ای برای دریافت این غرامت نداشتند. 

سفر اشتون کارتر وزیر دفاع آمریکا به عربستان سعودی همراه با تشدید حملات رژیم آل سعود به یمن شده است. سیاست روز با گزارشی تحت عنوان "مجوز كشتار بيشتر هديه اوباما به سعودي"، سیاست آمریکا را در قبال عربستان بررسی کرده است: اشتون کارتر در ادامه سفر دوره‌ای خود به کشورهای خاورمیانه، وارد جده شد تا با پادشاه عربستان سعودی دیدار کند در حالي كه نتيجه اين سفر تشديد حملات ائتلاف سعودي – آمريكايي به يمن بوده بگونه‌اي كه گويي پيام اشتون به عربستان مجوز كشتارهاي بيشتر بوده است. عربستان در طول ۴ ماه اخير به نيابت از آمريكا به كشتار مردم يمن مي‌پردازد در حالي كه آمريكا نيز با ارسال تسليحات و ايجاد فضاي امن بين‌المللي براي عربستان در اين كشتار مشاركت مي‌كند. در حالي كه عربستان و معدود متحدان باقي مانده براي آن از جمله امارات در جنگ يمن ناكام مانده‌اند بسياري از ناظران سياسي از طراحي امريكا براي تقويت و تشديد كمك‌ها به عربستان سخن مي‌گويند. رويكردي كه با سفر اشتون كارتر به عربستان و همزمان با آن تشديد حملات عربستان به يمن نمود بيشتري مي‌يابد.  همزمان با سفر كارتر به عربستان، هواپیماهای سعودی، در ادامه بمباران شهرهای یمن، ۵ حمله هوایی به مناطق مختلف «صنعاء» انجام دادند و در جنوب یمن نیز پشتیبانی هوایی گسترده‌ای از نیروهای طرفدار «منصورهادی» بعمل آوردند.

در ادامه می خوانیم: در حالی که درگیری شدید بین نیروهای ارتش و انصارالله یمن با طرفداران « منصور هادی» رئیس‌جمهور فراری یمن در شهر « عدن» به قوت جریان دارد؛ جنگنده‌های سعودی نیز حملات هوایی خود را برای پشتبانی از نیروهای وفادار به عربستان شدت بخشیده‌اند. در استان «عدن» در جنوب یمن نیز که درگیری بین نیروهای انصارالله و ارتش یمن با نیروهای وفادار به عربستان جریان دارد، هواپیماهای سعودی به دفعات در حال پشتیبانی هوایی علیه نیروهای یمنی هستند. ۱۱۹روز است که عربستان سعودی حمله هوایی خود علیه شهرها، مردم و زیرساخت‌های یمن را با هدف بازگرداندن «منصور هادی» به قدرت را شروع کرده‌اند؛ اما کماکان رئیس‌جمهوری فراری یمن در «ریاض» به سر می‌برد. همچنين بالگردهای رژیم آل‌سعود در پی‌سیطره جنبش معارض آزادگان نجران بر منطقه اخدود در جنوب نجران، چندین بشکه مواد منفجره را بر سر شهروندان آن فرو ریختند. روابط بین نجران و ریاض از زمان تجاوز رژیم آل‌سعود به یمن و به دلیل اعتراض نجرانی‌ها به این تجاوز بی‌رحمانه، رو به تیرگی رفته است، بنابراین آل‌سعود به دنبال انتقام گیری از شهروندان بی‌گناه نجران است. رزمندگان جنبش های معارض در نجران همچنین روز سه‌شنبه به یک پایگاه نظامی نزدیک مرز با یمن حمله کردند که با کشته و زخمی شدن چندین نظامی سعودی همراه بود. در همين حال رزمندگان جنبش‌های معارض در نجران عربستان با حمله به یک پایگاه نظامی ارتش عربستان در جنوب این منطقه نزدیک مرز با یمن یک نظامی اماراتی را به اسارت گرفته و چند نظامی سعودی را کشتند. از سوي ديگر منابع رسانه‌ای از پیوستن ۵ هزار جوان یمنی به انصارالله برای نبرد با شورشیان در جبهه‌های «عدن» و «تعز» خبر دادند. رهبران انقلابی یمن در نشست خبری آخرین تحولات یمن، با اشاره به آمادگی برای ورود به مرحله راهبردی در جنگ یمن گفتند که با اعلام بسیج عمومی و هدف‌گیری بنادر و مراکز اقتصادی عربستان، آل‌سعود را غافلگیر می‌کنند. لازم به ذكر است عربستان اين روزها با حمايت از القاعده و داعش در عدن به دنبال ايجاد جنگ داخلي گسترده در يمن است كه تاكنون به خاطر مقاومت يمني‌ها ناكام مانده است.

"اسپانسرهاي لاكچري!"، عنوان گزارشی از سیاست است که به موضوع تبلیغات غیرحرفه ای صداو سیما در سریال ها و برنامه های تلویزیونی اشاره دارد: كافي است به اتفاقات چند ماه اخير تلويزيون درحوزه برنامه‌سازي دقت كنيم. بودجه ناكافي! براي برنامه‌سازي سبب شده تا تهيه‌كنندگان به صرافت جذب اسپانسر يا حامي مالي بيفتند. در انواع و اقسام جنگ‌ها، سريال‌ها و برنامه‌ها رد پاي حداقل يك حامي مالي پيدا مي‌شود. حامياني كه گويي آنتن تلويزيون را خريده‌اند و بايد تبليغاتشان را هر چند دقيقه يك بار به رخ مخاطب بكشانند. تا اينجاي كار ظاهرا اشكالي وجود ندارد. اغلب صاحبان صنايع و مراكز توليد، به «مشاور تبليغاتي» اعتقادي ندارند و يا اگر چنين پستي در چارت سازماني‌شان تعريف شده، بيشتر جنبه تشريفاتي دارد. اما در مقابل به تلويزيون نمي‌توان به ديده اغماض نگريست. اول آنكه در رسانه ملي كارشناسان فراواني وجود دارند كه مي‌توانند در نقش مشاور قرار بگيرند و روش‌هاي درست تبليغات را به حاميان مالي گوشزد كنند. دوم و مهم‌تر آنكه رسالت تلويزيون و حتي راديو در برابر شعور مخاطب چه مي‌شود؟ رسانه ملي به عنوان تنها رسانه رسمي و قانوني كشور بايد از شعور و درك مردم دفاع كند. به صرف درآمد زايي، نبايد به مخاطب آزار رساند. به عنوان مثال، سريال پرمخاطب پايتخت كه نوروز سال گذشته با يك حامي مالي (توي چشم) به روي آنتن شبكه يك رفت، امسال نيز همين روند را پي گرفت. حامي مالي توليدكننده شوينده فلان، شايد يكي از نقش‌هاي اصلي اين اپيزود پايتخت بود. در برخي نماها حتي تنها بازيگر حاضر در قاب كارگردان، بيلبورد تبليغاتي مي‌شود. گويي در تمام شهر تنها همان محصول بهداشتي يافت مي‌شود و همه از آن استفاده مي‌كنند و... . 

در ادامه آمده: کمبود بودجه و فشارهای مالی برای بزرگترین رسانه صوتی و تصویری کشور که پسوند ملی بودن را یدک می‌کشد، هنگامی دردناک می‌شود که مخاطبان این رسانه، با تماشای حجم بالای پیام‌های بازرگانی، تصوری دیگر از درآمد این سازمان دارند. سازمان صداوسیما در سال۹۴، اندکی بیش از هزار میلیارد تومان از دولت بودجه می‌گیرد و مکلف است ۱۲۰۰میلیارد تومان دیگر نیز، خودش درآمدزایی داشته باشد؛ این بودجه نسبت به سال گذشته، کمتر از ۸درصد رشد داشته و ۸درصد درآمدزایی بیشتری بر صداوسیما تحمیل کرده است. این یعنی تأمین هزینه‌ها به روش‌ها جدید. پیش از این بینندگان تلویزیون، تنها از تبلیغات میان برنامه، رنج می‌بردند و یا از زیرنویس‌های تبلیغاتی؛ اما آنچه اکنون در برنامه‌های تولیدی صداوسیما به شدت به چشم می‌آید، حضور پررنگ حامیان مالی است تا جایی که مخاطب نسبت به محتوای ارائه شده در برنامه، موضع می‌گیرد.

به نظر می رسد قطعنامه 2231 به گونه ای تنظیم شده است که راه اعتراض ایران به نقض عهد طرف مقابل را در هر صورت می بندد. سیاست روز این نقیصه را در گزارشی با عنوان "اگر ایران به نقض عهد آمریکا اعتراض کند دوباره تحریم می‌شود!" بررسی کرده است: کی از موارد جالب در قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل که برای تایید برجام تصویب شد، آن است که اگر ایران به نقض عهد آمریکا یا کشورهای دیگر ۱+۵ اعتراض کرده و بر اعتراض خود اصرار کند، تنها اتفاقی که می‌افتد تحریم دوباره ایران است! موضوع بازگشت‌پذیری تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل که در متن جمع‌بندی مذاکرات و قطعنامه‌ اخیر شورای امنیت نیز بر آن تأکید و تصریح شده، به یکی از مهمترین موارد مورد اشاره منتقدان تبدیل شده است. در این میان نکته‌ای قابل تأمل و جالب در قطعنامه اخیر شورای امنیت وجود دارد. طبق بند ۱۱ اجرایی قطعنامه اخیر شورای امنیت، هر کدام از دولت‌های عضو برجام موضوعی را به عنوان عدم پایبندی به تعهدات وفق برجام مطرح کند، شورای امنیت باید ظرف ۳۰ روز قطعنامه‌ای جدید برای ادامه لغو ۶ قطعنامه قبلی صادر کند و در غیر این صورت طبق بند ۱۲ اجرایی قطعنامه اخیر تمام ۶ قطعنامه‌ قبلی و تحریم‌های مندرج در آن که طبق قطعنامه اخیر لغو شده بودند، به صورت خودکار و اتوماتیک دوباره اعمال می‌شوند. تاکنون در مباحث مطرح شده از سوی کارشناسان و منتقدان و مدافعان این دو بند اینگونه تفسیر شده است که این بازگشت‌پذیری فقط در صورت متهم کردن ایران به عدم پایبندی به تعهدات برجام از سوی کشورهای ۱+۵ اعمال می‌شود حال آنکه قطعنامه اخیر شورای امنیت اشاره‌ای به کشورهای ۱+۵ نداشته و بر عبارت دولت‌های عضو برجام تصریح دارد که ایران نیز به عنوان یکی از دولت‌های عضو برجام به شمار می‌آید.

در ادامه می خوانیم: با این تفاسیر، بندهای ۱۱ و ۱۲ اجرایی قطعنامه اخیر شورای امنیت گویای این است که اگر ایران نیز به عنوان یکی از دولت‌های عضو برجام موضوعی را به عنوان مصداق عدم پایبندی آمریکا و هر یک از کشورهای عضو ۱+۵ مطرح کند، شورای امنیت باید ظرف ۳۰ روز قطعنامه جدیدی را برای ادامه لغو ۶ قطعنامه قبلی تصویب کند و در غیر این صورت قطعنامه‌ها و تحریم‌های قبلی مجددا اعمال می‌شود. حال فرض کنید ایران به تمام تعهدات خود پایبند بوده و مورد به مورد آن‌را کامل و دقیق اجرا کرده است اما طرف مقابل از انجام تعهدات خود سر باز زند. در این صورت ایران اگر این عدم پایبندی طرف مقابل را مطرح کند و شورای امنیت نیز ظرف ۳۰ روز قطعنامه‌ جدیدی برای ادامه لغو قطعنامه‌های قبلی صادر نکند، تمام ۶ قطعنامه قبلی و تحریم‌های آن دوباره بازگشته و مجددا اعمال می‌شود، یعنی علیرغم پایبندی ایران به تعهدات و نقض تعهدات مندرج در برجام توسط طرف مقابل این ایران است که دوباره تحریم می‌شود و کوچکترین گزندی به طرف مقابل که تعهدات خود در برجام را نقض کرده است، وارد نمی‌شود و ایران باید هزینه بدعهدی طرف مقابل را بپردازد. در واقع این دو بند اجرایی که ذیل ماده ۴۱ فصل ۷ بوده و الزام‌آور نیز هستند، به‌گونه‌ای تدوین و نوشته شده‌اند که ایران اگر نقض عهدی از طرف مقابل دید، از ترس اعمال مجدد تحریم‌ها کوچکترین اعتراضی نکند!

آينده ارد‌وغان زير ضربات پيكارجويان/ مجسمه صند‌‌‌‌‌‌‌‌‌وق پست گم شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌!/ جمع‌آوری زباله جايگزين مجازات زند‌ان

روزنامه اصلاح طلب قانون، به اوضاع امنیتی ترکیه تحت زعامت اردوغان در قالب گزارشی تفصیلی- تحلیلی با عنوان "آينده ارد‌وغان زير ضربات پيكارجويان"، پرداخته است:  از روز سه شنبه، ترکیه د‌‌وباره کانون ناآرامی و حملات تروریستی شد‌‌ه است. ارد‌‌وغان که مجرای امنی را برای ورود‌‌ د‌‌اعشی ها به سوریه باز کرد‌‌ه حالا از خود‌‌ همان د‌‌اعشی ها رکب می خورد‌‌. د‌‌و روز پیش بود‌‌ که بیش از 30 د‌‌انشجو و فعال چپ گرا د‌‌ر شهر سوروچ و د‌‌ر یک مرکز فرهنگی طی یک حمله انتحاری جان خود‌‌ را د‌‌ر یک تراژد‌‌ی غمناک از د‌‌ست د‌‌اد‌‌ند‌‌. هنوز 24 ساعت از این ماجرا نگذشته بود‌‌ که روز چهارشنبه نیز د‌‌و پلیس ترک توسط عناصر نظامی گروه پ ک ک کشته شد‌‌ند‌‌
برچسب ها:
آخرین اخبار