امروز : دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 19
۰۱:۴۴
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 151788
تاریخ انتشار: ۱۴ مرداد ۱۳۹۴ - ساعت ۲۲:۵۸
تعداد بازدید: 379
به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، با وزیدن بادهای موسمی فصل انتخابات، پرچم گروه ها و جریان های سیاسی نیز به مرور در حال اهتزار است تا مشخص شود در ...

به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، با وزیدن بادهای موسمی فصل انتخابات، پرچم گروه ها و جریان های سیاسی نیز به مرور در حال اهتزار است تا مشخص شود در بهار 95، پرچم چه جریانی در مجلس دهم، بالاتر از دیگران قرار می گیرد.

اما گروه ها برای موفقیت در مبارزات انتخاباتی به برنامه و رهبر قوی نیاز دارند تا نیروهای واگرا، بتوانند در اطراف برنامه مشترک تدوین شده، جمع شوند و از تکثر و بی برنامگی بپرهیزند. بهترین شخص برای پشبرد اهداف گروه ها، کسی است که مقبولیت و مشروعیت داشته باشد. 

اصلاح طلبان پس از پایان انتخابات 92 و پیروزی فرد مورد حمایت نسبی آنان، همواره پیاده سازی این مدل را برای سال 94 نیز مورد تاکید قرار داده اند و از تمامی گروه ها و احزاب اصلاح طلب خواسته اند تا براساس این برنامه عمل کنند. اما چه کسی باید سکان هدایت این مدل را برعهده بگیرد؟ این سوالی است که شخصیت ها و رسانه های اصلاح طلب با برجسته کردن اسامی افرادی چون ناطق نوری و حتی علی لاریجانی، در پی گمشده این جریان می گردند. 

زمانی که نام شخصیتی اصولگرا به میان می آید، حساسیت ها در  اردوگاه اصلاح طلبان بالا می رود که چرا باید برای اوج گرفتن در عرصه قدرت سیاسی، به عبای یک اصولگرا چنگ زد؟! از سوی دیگر برخی از فعالین این جریان نیز معتقدند که باید در پی تقویت درونی بود تا اینکه دنباله رو شخصیت های جریان رقیب رفت. با این حال، محمدرضا عارف کسی است که می خواهد نقش پررنگ تری در انتخابات مجلس دهم ایفا کند که با افزایش فعالیت ها، پالس های منفی نیز دریافت کرده است.

یکی از موانعی که پیش روی عارف قرار دارد، عدم اجماع بر روی شانیت رهبری و حتی پیشبرد اهداف اصلاح طلبان است. آنها معتقدند که عارف حتی قادر نیست خواسته های حداقلی جریان اصلاح طلب را به جلو ببرد و تنها ویژگی عارف، یدک کشیدن برند اصلاح طلبی است. در جریان انتخابات ریاست جمهوری نیز با وجود آنکه عارف اعلام کرده بود به عنوان نامزد اصلاح طلب در مبارزات حضور پیدا کرده، اما ستاد وی از بسیاری از شخصیت های اصلاح طلب خالی بود و آنها بیشتر به دنبال معرفی یا حمایت از شخصیت دیگری بودند. در نهایت نیز عارف قربانی زدوبندهایی شد که به نام روحانی رقم خورد. روزنامه تهران امروز در تاریخ 29 تیر92 به نقل از محمد رسولی، سخنگوی ستاد انتخاباتی عارف در انتخابات 92 در همین زمینه نوشته بود بود: 

" عارف ناراحت و دلخور بود اما نه به این دلیل که به نفع روحانی کنار رفت بلکه به دلیل برخوردها و عملکردی که در شورای مشورتی صورت گرفت. به این دلیل که بر خلاف وعده هایشان عمل کردند. برخی از دوستان از بیم اینکه آقای عارف کناره گیری را نپذیرد، بر خلاف نظر شورای مشاوران و نمایندگان نامزدها اقدام به مصاحبه و اعلام خبر اجماع به نفع آقای روحانی کردند."

انتخابات 92 هر چند یک پیروزی نسبی برای اصلاح طلبان بود اما بدون شک بازنده اصلی کسی بود که حتی هم طیف‌هایش او نیز او را جدی نگرفتند. محمدرضا عارف شخصیتی است که پتانسیل خود را برای جذب نیروهای اجتماعی، فرهنگی و علمی بسیار بالا می بیند و به نظر می رسد به خاطر اینکه از سوی اصلاح طلبان دست کم گرفته می شود، آزرده خاطر باشد. او با کناره گیری از انتخابات 92، پاداشی دریافت نکرد ولی ردای ریاست مجلس دهم را طلب کرده است. اینکه آیا شورای راهبردی اصلاح طلبان، سکان هدایت این جریان را در انتخابات 94 به وی خواهد سپرد، با معرفی اسامی ناطق و لاریجانی، بعید به نظر می آید. 

ضعف هایی که به زخم تبدیل شدند

عدم وجود کادر رهبری قوی در جریان اصلاحات پس از سال ها فعالیت در عرصه سیاسی، به زخمی تبدیل شده که توسل جستن به شخصیت هایی چون ناطق نوری و علی لاریجانی برای عبور آنها از گردنه انتخابات، به نمک ریختن بر روی زخم می ماند. اصلاح طلبان پس از بحران آفرینی ها در سال 88 و به حاشیه رفتن کادرهای آن، دیگر نتوانستند همچون سال های 76 و 78 و حتی سال 88، منسجم عمل کنند. عدم وجود شخصیتی که هم مقبولیت و هم مشروعیت داشته باشد، آنها را به سمت نیروهایی می کشاند که تا پیش از این جزء رقبا محسوب می شدند. عاقلان اصلاح طلب نام این دوران را دوران گذار گذاشته اند. دوران گذاری که از سال 76 شروع شده و مشخص نیست تا کی قرار است در گذار باشند.

اما در بین نیروهای اصلاح طلب هستند کسانی که خود را داری قدرت جذب آراء می بینند اما جدی گرفته نمی شوند. شرایط کنونی برای اصلاح طلبان، شرایط حداکثری نیست که بتوانند بر روی یکی از خود، توافق کنند. با عبور از تیر 92، سیاست صبر و انتظار آنها به پایان رسید و وارد دوران کنش گری محدود در آستانه تحمل نظام شده اند. اما برای اینکه کنش های تند آنها با واکنش های متناسب مواجه نشود، مجبور شده اند تا از نیروهای اصولگرای معتدل بیتشرین بهره را ببرند. از دید آنها دولت نخست روحانی، بهترین شرایط برای بازتولید اصلاح طلبی است و دوران دوم نیز خیز نهایی برای به دست گرفتن اصلاح طلبانه قدرت در مجلس و ریاست جمهوری خواهد بود.

برای پیشبرد کشتی اصلاح طلبان، ناخدایی باید باشد که آنها را از مسیر تندبادها و گرداب هایی پیش بینی شده و ناخواسته عبور دهد. صادق زیباکلام در یادداشتی صراحتا از اصلاح طلبان خواست تا از ناطق نوری بخواهند رهبری جریان اصلاحات را در انتخابات مجلس برعهده بگیرد و حتی سرلیست انتخاباتی شود. او در مصاحبه با روزنامه دنیای اقتصاد در تاریخ 11 مرداد 94 این تاکتیک را اینگونه عنوان داشت:

"قطعا اگر به انتخاب خود من باشد آقای عارف را سرلیست تهران می‌کنم و دوست دارم که آقای عارف رئیس مجلس دهم بشود اما واقعیت‌ها به من می‌گوید که چشم‌هایم را بیشتر  و بهتر بازکنم و ببینم که در شرایط فعلی مملکت اگر فردی مثل علی اکبر ناطق نوری در رأس مجلس باشد، آن مجلس بسیار توان‌مند تر از مجلسی خواهد بود که آقای محمدرضا عارف در رأس آن باشد. بنابراین از این بابت من بدون تردید می‌گویم که آقای ناطق نوری باید سکان کشتی اصلاح‌طلبان و میانه‌رو‌ها را در مجلس دهم به دست بگیرند."

با وجود مطرح شدن نام ناطق نوری در کنار محمدرضا عارف، نام سومی نیز رونمایی شد. علی لاریجانی، رئیس کنونی مجلس، کسی که از قم به مجلس راه یافته و کمکان نیز قصد دارد در فضای مجلس باقی بماند. شاید اگر در سال های پیش از این از کنار هم قرار گرفتن اصلاح طلبان و لاریجانی سخنی به میان می آمد با واکنش تند این طیف مواجه می شد اما در دنیای سیاست هیچ چیز بعید نیست. اما علی لاریجانی خود را با دولت هماهنگ تر می داند تا اصلاح طلبان. در خبرهایی که نیز در این رابطه منتشر شده، خبر ائتلاف نیروهای مورد وثوق دولت و لاریجانی است. این موضوع با واکنش محمدرضا عارف مواجه شد و وی در گفتگوی کوتاهی که با خبرگزاری فارس در 12 مرداد 94 داشت، خواسته بود تا دو جبهه بزرگ اصلاح طلب و اصولگرا هرچه سریعتر راهبردهای خود را اعلام کنند و خاطر نشان ساخت:

"باید این را پذیرفت که هیچکس یک جبهه خاص را نمایندگی نمی‌کند به همین دلیل صداهای مختلفی در جبهه اصلاح‌طلبان و اصولگرایان شنیده می‌شود، امیدواریم این دو جبهه بزرگ و ارزشمند راهبردهای نهایی خود را هرچه سریع‌تر اعلام کنند."

اینکه عارف از دو جریان اصلی رقابت های انتخاباتی می خواهد تا راهبردهای خود را مشخص کنند، نشان از آن دارد که کادرهای تصمیم ساز در جریان اصلاح طلب، نیروهای حامی لاریجانی و نیز حامیان دولت، در حال سبک و سنگین کردن وزن لیست های احتمالی و سرلیست ها هستند که می تواند بیشترین ائتلاف بر روی آنها صورت گیرد. تا زمان مشخص شدن لیست های انتخاباتی برای معرفی به عنوان نامزد ائتلافی یا جناحی، تردیدها نسبت به بازی دادن یا ندادن برخی از نیروها ادامه خواهد یافت. در این میان محمدضا عارف، حاضر نیست از انتخابات مجلس کناره گیری کنندو به همین خاطر خواسته تا دو جریان مطرح، راهبرد خود را مشخص کنند تا او نیز به وضعیت خود در این بین آگاهی پیدا کند. 

باد به سمت کدامیک خواهد وزید؟ ناطق نوری، علی لاریجانی یا محمدرضا عارف

تا به امروز هر آنچه درباره ائتلاف ناطق نوری با اصلاح طلبان و ائتلاف حامیان دولت با علی لاریجانی اظهار نظری صورت گرفته در حد اظهار موضع یا حدس و گمان بوده است. ولی بدون شک ائتلافی میان سه گانه لاریجانی، ناطق و عارف مطرح نشده است. چرا که احتمال اینکه این سه نیرو در کنار هم قرار گیرند بسیار دور از ذهن است و در صورت شرکت در رقابت انتخاباتی، آنها نه تنها به ورود به مجلس شورای اسلامی بلکه تنها به ریاست مجلس چشم خواهند دوخت. 

هر چند ناطق نوری در آخرین اظهاراتی که داشت به طور مشخصی بر نقش هدایتگری خود تاکید کرد تا حضور در انتخابات اما تاکید وی بر روی نیروهای معتدلی بود که باید هر چه سریعتر برنامه خود را روشن سازند. مدیریت نیروها می تواند نقشی باشدکه به نظر می رسد به ناطق نوری واگذار خواهد شد. محافظه کاری  او برای عدم  شرکت مستقیم در انتخابات، پیام های خاصی را برای جریان اصولگرا و اصلاح طلب دارد. او خود را دیگر به صورت مستقیم وارد بازی های انتخاباتی نخواهد کرد اما خواهان نقش هدایت گری و ائتلاف سازی است. 

با کنار رفتن احتمالی ناطق نوری از جریان مستقیم انتخابات، حامیان دولت، به سوی علی لاریجانی چرخش پیدا می کنند. رئیس مجلس فعلی در دو سال اخیر همراهی بی نظیری با دولت داشته است. او حتی در جریان جلسات علنی و غیر علنی مجلس، نیروهای منتقد و مخالف دولت را به حاشیه برده و با نقل برخی اظهارات، آنها را جریانی بی اخلاق جلوه داده است. پالس های مستقیمی که وی به دولت ارسال کرده، به هدف خورده و نام او به عنوان سرلیست نیروهای معتدل مطرح شده است. ابراهیم امینی عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی در گفت‌و‌گو با فارس در 2 مرداد 94 این موضوع را به روشنی مطرح کرد. وی خاطر نشان کرد که نوعی ائتلاف از سوی دولت و طیف آقای لاریجانی برای انتخابات آینده مجلس در حال شکل‌گیری است و این تحرکات بیشتر از سوی محمدباقر نوبخت دنبال می‌شود به گونه‌ای که بنا دارند برای انتخابات با طیف آقای لاریجانی نوعی ائتلاف ایجاد کنند.

اما اصلاح طلبان در بازی ائتلاف دولت و لاریجانی کجا قرار خواهند گرفت؟ آیا آنها در مجلسی که لاریجانی رئیس اش باشد، جایگاهی خواهند داشت؟ شاید اصلاح طلبان با نیروهای حامی دولت مانند کارگزاران که جهانگیری نماینده آنها در دولت است، راحتر کنار بیایند اما آنها نمی توانند در کل با لاریجانی کنار بیایند. 

اصلاح طلبان برای عبور از دوران عزلت خود نیازمند، نیروهای قدرتمند هستند. اگر زمانی روحانی برای پیروزی در انتخابات 92 به پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان نیاز داشت، در حال حاضر این جریان اگر معکوس نشده باشد، حداقل دو سویه شده است. روحانی با عملکرد خود در برخی از سیاست ها مانند پایان مذاکرات هسته ای، مقبولیت بیشتری کسب کرده و پایگاه اجتماعی او نیز درحال تقویت است. او دیگر به صورت مطلق به جریان خاصی نیاز ندارد و می تواند کنشگر قوی در عرصه سیاسی و انتخابات باشد. حامیان وی نیز با درک این موقعیت است که به جای تاکید بر نقش اصلاح طلبان، به سمت نیروهای معتدلی چون لاریجانی گرایش پیدا کرده اند. اما اصلاح طلبان نمی خواهند بازنده این جریان باشند و آنها خود نیز، در حال تقویت راهبردهای دولت برای ائتلاف سازی هستند تا بتوانند در حد امکان، اقلیت قوی در مجلس دهم تشکیل دهند.

محمدرضا عارف تنها نیروی اصلاح طلبی است که تمایل خود را برای محور قرار گرفتن در انتخابات مجلس اعلام کرده است. به همان نسبتی که او کنش خود را در این رابطه زودتر از همه آغاز کرده، به همان نسبت نیز تردیدها برای محور قرار دادن وی نیز افزایش یافته است. آیا اگر شورای راهبردی یا مصلحت اصلاح طلبان ایجاب کند که عارف از انتخابات کنار زده شود، او این بار زیر بار چنین خواسته ای خواهد رفت؟ به نظر می رسد او خواهان نقش فعالانه تری در عرصه سیاسی کشور است و قصد ندارد همچون گذشته اهداف خود را قربانی دیگران کند.

انتخابات ریاست جمهوری با انتخابات مجلس که مبارزه برای به دست آوردن صدها کرسی آن است، قدرت انتخاب بیشتری به مردم می دهد و عارف نیز می تواند حداقل هایی را حتی بدون کمک کادرهای اصلاح طلب به دست آورد. او با توجه به موقعیت متزلزلی که در جریان اصلاحات دارد، می تواند جریان سومی را راه بیاندازد تا در لوای اصلاح طلبان، در حاشیه قرار گیرد و اسیر ائتلاف های مصلحت اندیشانه آنان شود. از این رو و با توجه به تک روی های احتمالی محمدرضا عارف، ممکن است با وعده تکه ای از کیک انتخابات به وی، از او عبور کنند تا به این ترتیب از مانع تراشی های وی و بخشی دیگر از اصلاح طلبان جلوگیری کنند. 

منبع:فرهنگ

برچسب ها:
آخرین اخبار