امروز : یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 26
۱۶:۳۸
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 151966
تاریخ انتشار: ۲۴ مرداد ۱۳۹۴ - ساعت ۱۱:۱۹
تعداد بازدید: 449
به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، به نظر می رسد افشای تنها بخشی از خیانت های سران جنبش سبز، پرده از اقدامات این گروه برضد منافع ملی برداشت و ...

به گزارش گروه سیاسی پیروان مــوعــود، به نظر می رسد افشای تنها بخشی از خیانت های سران جنبش سبز، پرده از اقدامات این گروه برضد منافع ملی برداشت و اصلاح طلبانی که تاکنون خود را مبرا از این جنبش ندانسته اند دیگر بهانه ای برای کتمان حقیقت تلخ خیانت فتنه گران نخواهند داشت. موضوعی که در برخی از روزنامه ها به آن پرداخته شده است. 

زندگی سیاسی فائزه از مجلس پنجم تا بازداشت مهدی/ زمین‏‌خواری خانوادگی/ هاشمی، محافظه‌کار انقلابی

روزنامه اصلاح طلب شرق در مصاحبه مفصل به مصاحبه فائزه هاشمی پرداخته و تیتر آن را نیز "زندگی سیاسی فائزه از مجلس پنجم تا بازداشت مهدی"، برگزیده است. وی در این مصاحبه از دوران نمایندگی مجلس پنجم، روزنامه زن، حضور در اغتشاشات و زندگی در انگلیس می گوید:  جریان این بود که بازدید ما از مسجد رفاعی چند روز قبل از یکی از مراسم‌هایی که مربوط به شاه می‌شد؛ حالا یا تولد یا فوت او بود. یکی از افراد سلطنت‌طلب هم آمده بود تا آنجا را برای مراسم آماده کند. ظاهرا فردا یا پس‌فردای آن روز قرار بود جمعیتی به آنجا بروند. او دید که ما چادری هستیم و از ایران آمده‌ایم، شروع کرد به انتقادکردن از شرایط ایران و ما هم شروع کردیم به دفاع‌کردن. شاید یک ساعت تمام ما آنجا بحث کردیم، ولی ما را نشناخت. بعد از خروج‌مان شناخته بود و موضوع را رسانه‌ای کرده بود...دیگر بنا نداشتم که فعالیت دوباره را شروع کنم، ولی به این دلیل دوباره وارد صحنه شدم که دوره اول آقای احمدی‌نژاد تمام شده بود. مملکت به سمت ویرانی می‌رفت. آقای موسوی کاندیدا شده بود و فکر کردم هرکسی بتواند کوچک‌ترین تأثیری بگذارد که به پیروزی آقای موسوی منجر شود و آقای احمدی‌نژاد دوباره بر سر کار نیاید، نباید دریغ کند. احساس وظیفه و تکلیف بود. فکر کردم که دیگر جای قهرکردن و دل‌شکستگی نیست.

در ادامه می خوانیم: من در انگلیس جایی ندارم. جریان این بود؛ هنگامی که من در انتخابات مجلس ششم رأی نیاوردم و از بسیاری فعالیت‌ها کناره گرفتم. فرصت خوبی بود تا به خودم برسم. مسئولیتی نداشتم و فعالیت‌هایم کم شده بود. یکی از نیازهایی که همیشه احساس می‌کردم، یادگیری خوب زبان انگلیسی بود. به دلیل فعالیت‌هایم در فدراسیون اسلامی ورزش زنان که یک تشکیلات بین‌المللی بود خیلی نیاز داشتم. در ایران هم خیلی معلم خصوصی و کلاس زبان داشتم، ولی مفید نبود. فکر کردم فرصت خوبی است که به انگلیس بروم تا زبانم تقویت شود. علاوه بر این خواستم تا خارج از کشور در یک مقطع تحصیلی درس بخوانم و تجربه جدیدی کسب کنم. به این دلایل رفتم. هیچ جایی هم نداشتم. چهارسال‌ونیم بیرمنگام بودم. شش ماه کلاس زبان رفتم و بعد هم یک سال، فوق‌لیسانس حقوق‌بشر خواندم. خانه هم اجاره‌ای بود. دو سال اول خانه‌ای داشتم که بعد از تصمیم صاحبخانه برای فروش آن، خانه‌ای دیگر اجاره کردم. یک آپارتمان٧٠ متری دوخوابه.

"زمین‏‌خواری خانوادگی" عنوان گزارشی است از ساخت و سازهای غیرقانونی در گردنه حیران:  در حالی نماینده مردم اردبیل در مجلس از اعزام بازرس ویژه معاون‌اول رئیس‏ جمهور برای بررسی زمین‌خواری و ویلاسازی‏های صورت‌گرفته در منطقه گردنه حیران خبر می‏دهد که دادستان کل کشور نیز اخبار جدیدی از ابعاد این زمین‏ خواری افشا کرد. پیرمؤذن، یکی از نمایندگان مجلس با اشاره به نقش برخی مقامات محلی در تسهیل صدور مجوز ساخت ویلا در این منطقه تأکید کرد که این موضوع از سوی معاون‌اول رئیس‏جمهور در دست بررسی است و آیت‏ الله عاملی، امام جمعه اردبیل نیز پیگیر جدی موضوع تخریب گسترده طبیعت گردنه حیران و ویلاسازی‌های غیرمجاز است.

احمد غلامی در سرمقاله امروز شرق با عنوان "هاشمی، محافظه‌کار انقلابی"، به شخصیت شناسی کوتاهی از هاشمی رفسنجانی پرداخته است: هاشمی در نهان، انقلابی است و در انظار محافظه‌کار. کلی‌نگری بخشی از خصلت انقلابی او است که با رفتارها و رویکردهای دموکراتیک‌اش ناهمساز به نظر می‌رسد. اما اهمیت هاشمی، نه در روان‌شناسی شخصیت سیاسی او، که در ایجاد شکاف بین دو دوره نهفته است. هاشمی هیچ‌گاه از الفاظ و تعابیری دال بر «ما و دیگری» استفاده نمی‌کند، اما عملکرد و کارنامه سیاسی‌اش بر دورانی گواهی می‌دهد که تمایز میان «ما» و «آنها»، نیروهای انقلاب را به دو طیف متفاوت تقسیم کرد. و در این میان اگر سهمی به مخالفان داد، برای همراه‌کردن آنها بود که کارساز نیفتاد. دولت هشت‌ساله سازندگی، گرچه زمینه‌ساز تعارض بین انقلابیون شد اما دولت اصلاحات را شکل داد. بسیار گفته‌اند که عاقلانه‌تر این بود که پس از دولت هاشمی، ناطق‌نوری بر مسند کار می‌نشست. اما دولتی که رفاه نسبی آورده بود، ادامه منطقی‌اش باید دولت اصلاحات می‌‌بود. ماجرا همین‌جا ختم نمی‌شود. دامنه این تحول به دولت‌های اصلاحات و اعتدال نیز سرایت کرده است، که در هفته‌های بعد به آن خواهیم پرداخت.

وزیر نفت مفت/ برای کجای این برجام جشن بگیریم؟!/ استارت انتخابات با طعم رشوه؟!

روزنامه وطن امروز، تیتر نخست خود را به گزارش اقتصادی با عنوان "وزیر نفت مفت"، اختصاص داده است و از فروش نفت ایران با قیمت پایین گزارشی تهیه کرده:  نفت در بازارهای جهانی باز هم ارزان شد تا بتوان به راحتی صفت «مفت» بودن را به آن اطلاق کرد. قیمت نفت برنت دریای شمال که با کیفیت‌ترین و گران‌ترین نفت جهان به شمار می‌رود در جریان معاملات دیروز ۲۲ سنت کاهش یافت و هر بشکه نفت 49 دلار معامله شد.  در حالی که افزایش حجم ذخایر نفت خام آمریکا موجب افزایش عرضه شده و نگرانی‌ها از کاهش تقاضا در آسیا ادامه دارد، قیمت نفت دیروز در نزدیکی پایین‌ترین ارقام خود در بیش از 6 سال گذشته باقی ماند. همچنین روز گذشته نرخ نفت اوپک با 38 سنت کاهش به28/47 دلار در هر بشکه رسید. در حالی که آمارها حکایت از افزایش قابل توجه در حجم ذخایر نفت خام آمریکا دارد، قیمت نفت خام آمریکا روز پنجشنبه بیش از 3 درصد کاهش یافت و به زیر 42 دلار رسید که پایین‌ترین رقم6 سال و نیم اخیر بود.عملکرد ضعیف زنگنه در برابر بحران‌ها و چالش‌های نفتی موجب شده وی در میان صنعت نفتی‌ها به «وزیر نفت ارزان» معروف شود. زنگنه هر زمان که وزیر نفت بوده سقوط شدید نرخ نفت را تجربه کرده و جالب اینکه رفتاری منفعلانه از خود نشان داده است. قیمت نفت در دولت اصلاحات به پایین‌ترین حد ممکن خود رسید اما حالا موضوع کمی فرق می‌کند. 

"برای کجای این برجام جشن بگیریم؟!" عنوان یادداشتی است که به موضوع وجود نقاط ضعف بسیار در برجام اشاره دارد: این روزها بسیاری از منتقدان برجام با این پیش‌فرض صحیح که به‌رغم تمام نقاط ضعف برجام، اولاً در حال حاضر با یک متن نهایی مذاکراتی روبه‌رو هستیم که هزینه رد آن از منظر حقوق بین‌الملل پایین نیست و ثانیاً انتقاد از چنین متنی که احتمال پذیرش آن بنا به شرایط وجود دارد، نه تنها سودی به حال متن ندارد بلکه شاید موجبات یأس افکار عمومی را فراهم ‌آورد، از حجم انتقادات بشدت کاسته و حتی برخی منتقدان نام‌آشنا و مطرح نیز 3-2 هفته‌ای است سکوت مطلق پیشه کرده‌اند. همین امر موجب شده امر بر برخی مشتبه شود و متعجبانه شاهد آن هستیم که یکی از اعضای تیم ‌مذاکره‌کننده که پیش از این و در مواجهه با انتقادات وارد بر برجام، بخش مهمی از نقدها را پذیرفته و با این وجود آن را حداکثر قابل حصول (با توجه به توان تیم مذاکره‌کننده و فاکتورهای دیگر) توصیف کرده بود، هفته گذشته در نشستی که در مرکز دیپلماسی ایرانی برای بررسی برجام برگزار شده بود با مشاهده میدان خالی از نقادی، در سخنانی حماسی(!) تاکید کرده است اندک اندک به این نتیجه رسیده که باید برای برجام «جشن ملی» هم برگزار کنیم!

وطن امروز در گزارشی به ماجرای زندان رفتن مهدی هاشمی و برداشت های انتخاباتی از آن پرداخته است. "استارت انتخابات با طعم رشوه؟!"، عنوان این گزارش است: پروژه آقای هاشمی برای انتخابات آینده مجلسین شورا و خبرگان با سیاسی کردن مجازات مهدی هاشمی کلید خورد. هاشمی‌رفسنجانی که سیاست همیشگی او در برهه انتخابات «می‌آیم، نمی‌آیم» بود این بار چند ماه قبل از انتخابات مجلس خبرگان رهبری و در حالی که کاندیداهای گمنام نیز فرصت را برای اعلام کاندیداتوری فراهم نمی‌دیدند، بدعت نهاد و اعلام کاندیداتوری کرد! البته این اعلام کاندیداتوری همزمان با آغاز اجرای حکم فرزند او بود! در واقع کارناوال خداحافظی خاندان با مهدی، 5 روز پس از اعلام کاندیداتوری پدر رونمایی شد! البته در این میان یک اتفاق جالب هم رخ داد. همزمان با اعلام کاندیداتوری هاشمی برای مجلس خبرگان، مهدی هاشمی که پس از اعلام نظر دادگاه تجدیدنظر باید سریعا خود را به زندان معرفی می‌کرد، در یکی از صفحات اجتماعی خود نوشت به خانه پدرش رفته و به او گفته است کاندیداتوری شما برای خبرگان به قیمت زندانی شدن من تمام خواهد شد! به هر حال کاملا مشخص است که خاندان از زندانی شدن مهدی، آن هم به جرم اختلاس به دنبال بهره‌برداری سیاسی است.

امضای خاص آقای خاص/ بازار نگران طبقه احمديی نژادی ها/ هشدار نارنجي زلزله به‌پايتخت ناآماده

روزنامه اصلاح طلب اعتماد در گزارشی به ابعاد جدید فساد سه هزار میلیاردی می پردازد که سرکرده آن امر منصور آریا، بنا بر حکم دادگاه، اعدام شده است. تیتر این گزارش "امضاي خاص آقاي خاص" است: «م. غ از وزراي دولت سابق» مرد آرام محمود احمدي‌نژاد كه با همه آرامش‌اش اما اسنادي كه روزهاي پس از كشف فساد سه هزار ميلياردي دست به دست مي‌شد از نقش او هم خبر مي‌داد. توصيه نامه‌هاي بسيار در بحث واردات كالا و يك توصيه نامه خاص براي گروه اميرمنصور آريا كه خود به تنهايي حالا نزديك به همان سه هزار ميليارد تومان رقم فساد ارزش دارد. با اين حال دولت محمود احمدي‌نژاد كه تمام شد «م. غ» هم تمام شد. نه خبري از او بود و نه زمزمه‌اي. حالا هم نه در جلسات محمود احمدي‌نژاد ديده مي‌شود و نه در نشست‌هايي كه هرازگاهي احمدي‌نژادي‌ها ظاهر مي‌شوند. با اين حال توصيه‌نامه‌هاي چند سال پيش او هنوز هم موجود است. بر اساس اسنادي كه سايت بولتن‌نيوز روز گذشته منتشر كرده است، در مهرماه ١٣٩٠ سايت رجانيوز در گزارشي با عنوان «توصيه‌نامه يك ميليارد دلاري وزير بازرگاني براي اختلاسگر بزرگ + سند» به بررسي توصيه «م. غ» پرداخت. ..اسفنديار رحيم مشايي در بحث فساد سه‌هزار ميلياردي دخيل بود و جلساتي با آنها داشت. مسوولان ارشد بانك مركزي هم در اين مورد جلسات بسياري داشتند. آقاي مشايي از مدت‌ها پيش جلسه‌اي برقرار كرده و روساي همه بانك‌ها را دعوت كرده بودند و به آنان توصيه كرده بودند كه در مجموعه بانك‌ها همه نوع همكاري لازم با گروه اميرمنصور آريا را داشته باشند.

اعتماد در مصاحبه با مسعود خوانساری، رئیس اتاق بازرگانی ایران، شرایط جدید پس از مذاکرات هسته ای را برای ورود بازرگانان ایرانی و تعامل آنها با طرف های خارجی را بررسی کرده است. عنوان این مصاحبه "بازارنگران طبقه احمدي‌نژادي‌ها"، است :  خوانساري كه بيست و هشت سالي را در دولت سپري كرده است اين روزها در حالي رييس فعالان خصوصي ايران است كه از جنجال‌آفريني و جوسازي طبقه‌اي كه آنها را مولود دوران احمدي‌نژاد مي‌داند، نگران است. وي هشدار مي‌دهد كه بايد مراقب آنهايي بود كه يك‌روزه و يك شبه ره صدساله رفتند و حالا در فضايي زندگي مي‌كنند كه ثروتمندان قديمي و استخوان‌دار آن را تجربه نكرده‌اند. ..بايد قيمت ارز واقعي باشد چرا كه اگر اين طور نباشد خطر بزرگي در كمين ما است. اگر قيمت ارز واقعي نباشد، اتفاق بدي كه در دولت قبلي افتاد و منجر به از بين رفتن صنايع و توليد شد، تكرار مي‌شود اما اگر قيمت ارز واقعي باشد، صنايع مزيت‌دار ايران خود را نشان مي‌دهد و آن وقت مي‌شود به دوران جديد اميدوار بود.

در ادامه می خوانیم: در اين طبقه جديد يك‌سري جوان ٢٥ تا ٣٥ ساله هستند بدون هيچ سابقه فعاليت اقتصادي موفق شخصي و خانوادگي. اين گروه با پول‌هاي باد‌آورده‌اي كه معلوم نبود از كدام محل صاحب آن شده‌اند، زندگي خاصي به دست آوردند. آنچه مشخص است اينكه ثروت‌شان از راه عادي به دست نيامده است. شما مي‌بينيد يك جوان ساده مانند همين بابك زنجاني، زندگي‌اي دارد كه صاحبان صنايع قديمي و فعالان شناخته شده اقتصادي ندارند. اينها مي‌توانند مشكل‌ساز شوند. به هر حال پولي كه با زحمت دربيايد متفاوت از پول يك شبه است. پولي كه از راه زحمت دربيايد سخت خرج مي‌شود اما شكل خرج كردن پول‌هاي يك شبه خطرناك است. 

"هشدار نارنجي زلزله به‌پايتخت ناآماده"، عنوان گزارش اعتماد از وقوع چندین زلزله و پس لرزه در اطراف تهران است که هشدارها را در زمینه وقوع زلزله بزرگ و ویران گر در تهران به دنبال داشته است:  ناصر چرخساز، رييس سازمان امداد و نجات هلال احمر با اعلام اين خبر در تشريح جزييات زلزله گفت: «ساعت ٢٣:١٢ پنجشنبه زمين‌لرزه‌اي به بزرگي ١/٤ ريشتر در عمق ١٣ كيلومتري زمين در مرز استان‌هاي تهران و سمنان حوالي جوادآباد رخ داد كه بر همين اساس وضعيت نارنجي براي استان تهران اعلام شد»؛ وضعيتي كه روز جمعه به دليل آنچه مرتضي مرادي‌پور، مدير مركز هماهنگي و كنترل عمليات سازمان امداد و نجات«خوابيدن گسل‌هاي فعال شده» و «برگشت شرايط به حالت عادي» اعلام كرد، پس از ١٦ ساعت لغو شد. محمد حيدري، بخشدار جوادآباد نيز با اشاره به اعزام نيروهاي امدادي، دقايقي بعد از زمين‌لرزه به محل‌هاي حادثه ديده، از سالم بودن همه ساكنان و عدم تخريب خانه‌هاي روستايي و تاسيسات شهري خبر داد. زمين‌لرزه‌هاي اخير در خطرناك‌ترين گسل پايتخت در گسل جنوب تهران رخ داده است كه به گفته پدر علم زلزله‌شناسي ايران، از قرن‌ها پيش فعال بوده و همچنان فعال خواهد بود. بهرام عكاشه زمين‌لرزه‌هاي اخير را «هشدار زمين به تهراني‌ها» توصيف مي‌كند و در تحليل اين حادثه به «اعتماد» مي‌گويد: «زمين‌لرزه‌هاي جوادآباد نشان مي‌دهد كه گسل پايتخت فعال است. موضوعي كه دهه‌هاست از آن خبر داريم. منطقه ري كه زمين‌لرزه‌هاي اخير در آنجا به وقوع پيوسته در طول تاريخ، دست‌كم ١٠ بار به بزرگي ٧ ريشتر لرزيده است و اين موضوع عجيبي نيست.»

در ادامه آمده: عكاشه معتقد است كه نمي‌توان زمين‌لرزه‌هاي اخير را پيش زمينه‌اي براي اثبات وقوع زلزله‌اي بزرگ در تهران دانست. او مي‌گويد: «هم مي‌توان گفت كه اين زلزله‌ها پيش‌درآمدي بر يك زلزله بزرگ است و هم مي‌توان گفت كه تنها پس‌لرزه‌اي بيش نبوده است.» به گفته پدر علم زلزله‌شناسي ايران، ٨٣ درصد شهرهاي ايران در گسل‌هاي شديدا آسيب‌پذير قرار دارند كه تهران در زمره اين شهرها محسوب مي‌شود و در معرض خطر خيلي بالا است. او مي‌گويد: «اين‌طور نيست كه پس‌لرزه‌هاي اخير موجب فعال شدن گسل‌هاي جنوب تهران شده باشد چرا كه گسل‌هاي جنوب تهران قرن‌هاست فعالند.»عكاشه مي‌گويد: «چه زلزله اخير آمده بود و چه در دل زمين باقي مي‌ماند، بايد هميشه به ياد داشت كه تهران هميشه در معرض خطر زلزله قرار دارد و خواهد داشت، به عبارت ديگر يك روز فاجعه اصلي مي‌آيد و پايتخت تعطيل مي‌شود. اين زمين‌لرزه‌ها اخطاري است كه فراموش نكنيم تهران زلزله‌خيز است. علم زلزله‌شناسي نمي‌تواند بگويد كه آيا اين زمين‌لرزه‌ها پيش لرزه‌اي براي زلزله‌اي بزرگ است يا پس‌لرزه بوده.» روزانه ٤٥ تا ٥٠ زمين‌لرزه با بزرگي متفاوت در كشور رخ مي‌دهد كه سهم استان تهران از آنها به سه تا چهار مورد مي‌رسد. دماوند و فيروزكوه در صدر زمين‌لرزه‌هاي استان تهران قرار دارند، زمين‌لرزه‌هايي كه هركدام مي‌تواند دلهره زلزله بزرگ را در دل ساكنان پايتخت بنشاند، همان زلزله‌اي كه استاد زلزله‌شناسي ايران معتقد است تا ١٥ سال آينده تهران را خواهد لرزاند. او تاكيد مي‌كند كه «هرگز نبايد مردم را از وقوع زلزله ويرانگر نگران كرد، بلكه بايد به آنها هشدار داد». عكاشه با تاكيد چندباره بر احتمال وجود خطا در محاسبات رياضي در اين خصوص مي‌گويد: «از آخرين زلزله بزرگ تهران ١٨٤ سال مي‌گذرد. محدوده زماني براي وقوع زلزله ويران‌كننده در تهران ٢٠٠ سال است كه ١٥ سال ديگر به انتهاي خود مي‌رسد. براساس محاسبات من كه به آن ايمان ندارم، پس از اين مدت، زمين‌لرزه بزرگ در تهران خواهد آمد كه حتي اگر ٥ ريشتري هم باشد به علت بافت فرسوده، تهران را تخريب مي‌كند.»

ساکتین فتنه اجازه ورود به خبرگان ندارند/ تنها گزینه پیش روی

روزنامه کیهان در تیتر نخست خود با عنوان "ساکتین فتنه اجازه ورود به خبرگان ندارند"، اظهارات آیت الله جنتی را در نماز جمعه تهران مورد بررسی قرار داده است: دبیر شورای نگهبان در خطبه‌های نماز جمعه تهران با اشاره به معیار بودن موضوع فتنه تاکید کرد کسانی که در این مورد موضع‌گیری نکرده‌اند نمی‌توانند ادعای ولایتمداری کنند و به مجلس خبرگان راهی نخواهند داشت.دبیر شورای نگهبان در بخش دیگری از سخنانش به موضوع انتخابات خبرگان رهبری و مجلس دهم شورای اسلامی که قرار است در روز 7 اسفند امسال برگزار شود، اشاره و تأکید کرد: مسائل زیادی در این‌باره وجود دارد. خبرگان قطعاً اهمیتش از مجلس بیشتر است؛ اگر افراد صالح و همان‌هایی که باید بروند در این مجلس بروند و مجتهد، عادل، زمان‌شناس باشند و ولایت فقیه را نیز قبول داشته باشند و در قول و عمل و عقیده نیز ملتزم به ولایت فقیه و قانون اساسی باشند، هیچ مشکلی برای مملکت پیش نمی‌آید و بهتر از گذشته هم خواهد شد اما اگر احیاناً افرادی در خبرگان بروند که این شرایط را ندارند و بخواهند به ضرب و زور و هرجوری که هست آنها را وارد کنند، چه عددشان کم یا زیاد باشد، آنجا وضعیت نابابی پیدا می‌کند. آیت‌الله جنتی در همین زمینه ادامه داد: بنده به اینها می‌گویم که خبرگان هیچ رنگ سیاسی نباید داشته باشد. مجتهدین و درس‌خوانده‌های حوزه می‌خواهند به این مجلس بروند، اینها افرادی هستند که واردند و همه چیز از جمله رهبر را قبول دارند که باید وظیفه مخصوصی که قانون اساسی برعهده آنها گذاشته است را قبول کنند البته تا الان نیز خداوند حفظ کرده و مجلس خبرگان رنگ سیاسی نداشته اما از این به بعد این نگرانی هست که عده‌ای در تلاشند که به مجلس خبرگان رنگ سیاسی بدهند و بعد وقتی به آنجا رفتند هر چه دلشان می‌خواهد بگویند، بنده نمی‌خواهم بگویم که چه کارهایی می‌خواهند بکنند. کارهایی می‌خواهند بکنند که اگر موفق شوند، ان‌شاءالله که موفق نخواهند شد، مشکلاتی برای کل نظام، مملکت و انقلاب به‌وجود می‌آورند. اینها را اجمالاً بنده می‌گویم و باید حواسمان جمع باشد.

"تنها گزینه پیش روی"، عنوان یادداشت روز کیهان است که به موضوع پایان مذاکرات هسته ای و تصویب آن در ایران با توجه به بیانات مقام معظم رهبری پرداخته است: برخی از مسئولان و دست‌اندرکاران محترم ضمن آن که وجود «بندها» و «پیوست»های مغایر با اصول و مبانی نظام را در برجام و ملحقات آن انکار نمی‌کنند و این بخش‌ها را خطرآفرین می‌دانند ولی از «اعلام تحفظ» یا «حق شرط» -RESERVATION- به عنوان چاره‌کار و راه مقابله با بخش‌های مورد اشاره یاد می‌کنند که ‌ باید گفت، ارائه این پیشنهاد از سوی برخی مسئولان که انتظار می‌رود از حقوق معاهدات با خبر باشند، تعجب‌آور است. توضیح آن که؛ حق شرط یا تحفظ به مفهوم خودداری از پذیرش یک یا چند بخش یک معاهده است (کنوانسیون 1969- حقوق معاهدات). اما، مطابق همان کنوانسیون، حق تحفظ فقط در معاهدات چندجانبه بین‌المللی قابل پذیرش است که در آن یکی از امضاءکنندگان معاهده می‌تواند نسبت به بخشی از آن اعلام تحفظ کرده و خود را ملزم به اجرای آن نداند، ولی حق شرط یا تحفظ در معاهدات دو جانبه ممنوع و غیرقابل پذیرش است و برجام یک معاهده دوجانبه است که یک طرف آن جمهوری اسلامی ایران و طرف دیگر آن مجموعه کشورهای 5+1 هستند و دقیقا به همین علت اعلام شده است که در مواجهه با توافق وین فقط دو راه وجود دارد، پذیرش کامل آن (آری) و یا رد کامل آن (نه) و هیچ راه دیگری قابل تصور نیست. و بالاخره، اگر باور داریم که توافق وین و اسناد پیرامونی آن- قطعنامه 2231 و نقشه‌راه آژانس- شامل «بندها» و «موادی» است که برای اصول و مبانی انقلاب فاجعه‌آفرین است و همین بندها و مواد است که دغدغه رهبر معظم انقلاب و همه دلسوزان را در پی داشته است، تنها راه عبور از آن، پاسخ «نه» به کلیت برجام و رد کامل آن است. آیا‌راه‌دیگری هست؟!

منبع:فرهنگ

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها