امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۸:۱۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 152178
تاریخ انتشار: ۷ شهریور ۱۳۹۴ - ساعت ۲۱:۳۰
تعداد بازدید: 334
نوحی که در فیلم دارن آرنوفسکی وجود دارد، نوحی است که به محیط زیست و به زندگی کبوترها علاقه بیشتری نشان می دهد یا نوع برخورد کریستین بیل که در فیلم موسی وجود دارد در مسئله معجزه، تفاوت های زیادی با ده فرمان در ساخته قبلی دارد.

به گزارش پیروان موعود به نقل از فرهنگ نیوز ، محمدرضا عابدی پژوهشگر دینی و نویسنده کتابهای متعددی دینی نویسندگی فیلمنامه مجموعه انیمیشنی پیامبران را بر عهده دارد. انیمشین موفقی که چند هفته ای است روزهای جمعه از شبکه دوم سیما پخش می شود و متاسفانه در شرایطی که قصه های انحرافی فراوانی با موضوع زندگی پیامبران در مجموعه هالیوود ساخته می شود، این اثر ارزشمند به صورت برجسته ای تبلیغ هم نمی شود. از سوی دیگر تولید محتوا و خلق فیلمنامه هایی از این دست بسیار دشوار است با نویسنده این مجموعه به گفت و گو نشستیم. روز جمعه همین هفته آخرین قسمت از فصل نخست مجموعه پیامبران به پایان می رسد و از هفته های آتی فصل دوم پخش خود را آغاز میکند

*ببینید وقتی به مدیران فرهنگی ما می گویید که می خواهم انیمیشنی با موضوع قصه پیامبران تولید کنم می گویند آقا ول کنید، یک چیزی بسازید که بچه های مردم بخندند ولی خودتان این ضرورتها را که به آن رسیده بودید و درک کرده بودید  اما می دانیم که همیشه برای چنین کارهایی که تولید می شود، مشکلاتی در حوزه مدیریتی فرهنگی ایجاد خواهد شد . 

خوشبختانه، حالا به لطف خدا و لطف پیامبر (ص)، حداقل در این پروژه،  به مشکل خاصی برخورد نکردم. غیر از اینکه در پخش تلویزیونی مواردی بوده که نظراتی برای اصلاح داشته اند، من فیلمنامه را قبل از تولید اصلاح کردم یا تغییرات جزئی در آن داده ام وگرنه خیلی مشکل خاصی وجود نداشت، حداقل تا جایی که من مطلع هستم و مربوط به کار من بوده است در کارهای قبلی و این کار مشکل خاصی برخورد نکرده است. یعنی من سالها مشغول تحقیق و پژوهش و نوشتن در مورد این مسئله هستم. هم به عنوان مجموعه داستان، هم به عنوان رمان و هم به عنوان پژوهش و تحقیق و هم به عنوان فیلمنامه انیمیشن.

*من دلیل رفتن به این سمت که قصه پیامبران را به صورت انیمشین ساختید را می فهمم اما چرا با توجه به اینکه چندین شکل مختلف از این انیمشین ها تولید شده دوباره سراغ ساخت چنین مجموعه ای رفتید. ؟ 
 

یک بخشی به این دلیل بود که خب تخصص کار من همین است، یعنی علوم دینی یا علوم حوزوی، بخش مهمی از آن، همین زندگی پیامبران و یا معصومین (ع) است اما از طرف دیگر چون خودم همیشه علاقه داشتم به زندگی پیامبران و معصومین (ع). طبیعتا در پژوهش های خودم، همیشه آنها را دنبال می کردم. غیر از آن هم، خودم چون احساس می کنم برای زندگی و آینده خودم، می توانم از آنها الگو بگیرم، می توانم راه و روش آنها را در زندگی خودم پیاده کنم، احساس می کنم شاید بقیه هم مایل باشند با این نوع سیره زندگی و با این نوع برخورد با مشکلات و برخورد با دنیا، آشنا شوند برای همین دوست داشتم این لذت را با بقیه مردم و خصوصا سنین پایین تر به اشتراک بگذارم. این بود که طبیعتا به سراغ این داستان رفتم و داستان های دیگری که در سایر کارها به آن می پردازم.

*خودتان چه برداشت و استنباطی از انیمیشن هایی که در هالیوود ساخته شده دارید؟ چون فراگیرتر و در معرض توجه بیشتری هستند.

خب آنها یک سینمای بین المللی با یک پخش فراگیر در سطح کره زمین دارند. طبیعتا از لحاظ تکنیکی، فنی و مدیریتی اصلا قابل مقایسه نیستند با صنعت انیمیشن یا سینمایی که در جامعه خودمان وجود دارد که هنوز خیلی هم تبدیل به صنعت نشده است. اما شاید تفاوت ما با آنها ، مثلا همین الان که این انیمیشن در حال پخش شدن است، حداقل در دو سال گذشته ، دو اثر سینمایی مهم در مورد پیامبران پخش شده است. یک مورد، نوح از دارن آرنوفسکی و یک مورد هم جریان هجرت (ریدلی اسکات).اما نکته ای که می تواند تفاوت ما با آنها باشد جزئیاتی داستانی در مورد زندگی پیامبران است.
*یک مقدار این بحث را باز کنیم تا این ضرورت ساخت هم باز شود. نگاه آنها به داستان زندگی پیامبران، نگاهی کاملا الحادی است یعنی نمودی که خداوند غضب، خداوند خشم در فیلم نوح دارد یا کودک خشمگینی که در فیلم ریدلی اسکات تمثیلی از خداست. به نظر من بستر این که به سراغ انیمیشن رفتید تا حدی نمود پیدا می کند. شما به عنوان فیلمنامه نویس برای فهم کودکان و نوجوانان در محتوا دست پرتری دارید؟
آنچه ما در مورد جزئیات زندگی پیامبران داریم خیلی بیشتر از مایه های داستانی است که در متون مسیحی یا یهودی در مورد زندگی پیامبران آمده است. این بخش اول بحث بود و بخش دیگر در مورد رویکرد به بحث پیامبران است. رویکرد به پیامبران در اسلام یا امامیه یک سبک و سیاقی دارد که مختص خودش است. خصوصا در دوران معاصر در مورد پیامبران، رویکردهای متفاوتی در دنیای مسیحی – یهودی اتفاق افتاده است. یعنی اگر شما مثلا ساخته موسی (ع) که چارلتون هستون بازی می کرد را الان با کریستین بیل که نقش حضرت مسیح را بازی می کند، مقایسه کنیم، متوجه این تغییر دیدگاه درمورد پیامبران در دنیای مسیحیت و یهودیت می شویم.

*چه تغییری؟

ببینید نوحی که در فیلم دارن آرنوفسکی وجود دارد، نوحی است که به محیط زیست و به زندگی کبوترها علاقه بیشتری نشان می دهد یا نوع برخورد کریستین بیل که در فیلم موسی وجود دارد در مسئله معجزه، تفاوت های زیادی با ده فرمان (سیسیل ب دومیل دارد) در ساخته قبلی دارد، یعنی در 40 سال قبل اگر معجزه به وقوع می پیوست و این معجزه از طرف خدا بود، الان معجزه از طریق یک اتفاق طبیعی مثل سونامی دارد اتفاق می افتد و دریا باز می شود. این نوع دیدگاه تغییر در مورد تجربه نبوی یعنی تجربه پیامبری، در دنیای مسیحی – یهودی متناسب با دیدگاهها فلسفی است که در غرب وجود دارد در مورد مسئله پیامبری. مدام در حال تغییر کردن است ، مدام از حالت الهی در حال تغییر و تبدیل به حالت انسانی تر است.  فیلم به فیلم گرایشات انسانی بیشتری می توان دید. یعنی یک نوع تجربه بشری و یک نوع تجربه انسانی است و قابل تکرار و قابل انتقال حتی به اشخاص دیگر است اما در دنیای اسلامی یا امامیه برگزیده شدن و پیامبری تجربه منحصر به فردی است که فقط در مورد افرادی اتفاق می افتد که خود خدا آنها را تعیین می کند. این تفاوت مهم ، باعث به وجود آمدن دو دیدگاه متفاوت یا دو جهان بسیار متفاوت می شود. طبیعتا خروجی مفهومی آنها هم با هم متفاوت است، به همین خاطر موسی یا نوحی که ما بسازیم، خیلی از لحاظ مفهومی و داستانی با آنچه که آنها می سازند ، متفاوت می شود.

* اگر یادتان باشد در گذشته که ما بچه بودیم انیمیشن های خمیری در مورد داستان پیامبران ساخته می شد که بعد از یک دوره ای منسوخ شد. در این سالها  تلویزیون در مورد داستان زندگی پیامبران کارهای موثری انجام داده اما  وجود فیلمهایی مثل نوح و هجرت موج خروش مدیریت فرهنگی منفعل شده که در حوزه روایتگری پیامبران اتفاق تازه ای بیفتد.ساخت انیمشین که با سلیقه  نسل امروز همخوانی داشته باشد بسیار دشوار است.

ساخت انیمیشن با توجه به امکاناتی که در داخل است،کار بسیار مشکلی است. یعنی هم وجود نیروهای متخصص این کار، خیلی سخت به دست می آید و هم رسیدن به یک متنی که بشود روی آن خیلی دقیق کار کرد و تحقیق ها و پژوهش های آن را انجام داد خیلی مشکل است. یعنی هم متخصصی باشد که بتواند از لحاظ پژوهشی و تحقیقی به آن متون اصلی دست پیدا کند و هم اینکه بتواند آنها را اقتباس کند و به فیلمنامه تبدیل کند آن هم برای انیمیشن، هم از لحاظ هزینه ای و مدیریتی، کار مشکلی است، تجربه ای که خیلی کم در تلویزیون جامعه ما اتفاق می افتد. همانطور که اشاره کردید شاید در دهه های 60 و 70 تجربه هایی در این زمینه اتفاق افتاده بود، تجربه های دو بعدی یا خمیری، اما با سلیقه نسل امروز سازگار نیست.

البته آثاری هم مثل سریال فرمانروایان مقدس بود که آن هم به نوعی به زندگی پیامبران اشاره می کرد ولی مربوط به یک دهه قبل است یعنی تکنولوژی یک دهه قبل را توانسته بود استفاده کند که البته در زمان خودش، کار بسیار خوبی بود. واقعا زمان برد تا متخصصان فنی بتوانند در چنین مجموعه ای جمع شوند، هم تهیه کننده ای پیدا شود که مشتاق به برند سازی اسلامی باشد. یعنی یک اثر بین المللی که بتواند حداقل در منطقه، در کشورهای عرب زبان و اسلامی بتواند استاندارد  های فنی منطقه را بالاتر ببرد. به خاطر همین رویکرد، کارگردانی که متناسب با این نوع سطح کاری بود انتخاب شد، نویسنده ای که می توانست این استانداردها را بالاتر ببرد انتخاب شد. تهیه کننده آقای صادق کریمیان بود که این دیدگاه را داشتند کارگردان آقای وحید هماتاش بودند و سرپرست فنی آقای کیوان شادان فر بودند که تجربه تهران 1500 را هم داشت، فکر می کنم سیمرغ بلورین هم به این خاطر از جشنواره فجر دریافت کرد. ناظر کیفی آقای سلمان خورشیدی بود که سالها در انیمیشن سه بعدی ایران صاحب سبک و تجربه است. در کپچر، آقای مسعود قاضی به کار گرفته شدند که یکی از بهترین افراد فنی کپچر در ایران هستند، تجارب سینمایی مختلفی دارند. طراحانی که استفاده شدند آقای روح الأمین که طراح بسیار شناخته شده و معروفی در این زمینه است با گروه ما همکاری کردند و همینطور افرادی که در رندر یا کامپوزیت مورد استفاده قرار گرفتند، این پروژه را که از سال 91 استارت خورد، یعنی من سال 91 فیلمنامه را تحویل دادم تا 94 که 200 دقیقه اول یعنی فصل اول آن در حال پخش است، به مدت سه سال، تیم ما 24 ساعته کار می کردند یعنی بچه ها تا صبح در شرکت، در دفتر  در محل رندر در محل تصویرسازی در کپچرسازی می ماندند و کارها را انجام می دادند. تفاوت دیگری  که این کار با سایر کارها داشت که سخت تر کرده بود این بود که این کار به صورت فول تری دی (full 3D ) ساخته شده است. هم زمانبر است و هم هزینه بسیار زیادی دارد و هم یک تکنولوژی به روزتری را می طلبد. کل کار به صورت موشن کپچر فیلمبرداری شده است. خب استودیوی فورست مدیا یکی از معدود استودیوهایی در ایران است که این تکنولوژی را دارد با بیش از 30 دوربین، این موشن کپچر را اجرا می کند. بازیگرهایی می آیند که بازیگرهای خوبی هم به کار گرفته شدند که آمدند و کار را اجرا کردند و کل کار را بازی کردند. کارگردان روی کار آنها نظارت می کرد، مثل یک فیلم سینمایی بازی می کردند و بعد توسط موشن کپچر ، انیماتورها آنها را به کاراکترهایی که ساخته شده بود، وصل می کردند. مهمتر از همه، تکنولوژی های جدیدی است که در این کار استفاده شده است  که تا به حال نبوده ، شبیه سازی لباس است.

شما اگر در انیمیشن ها ببینید، خصوصا در انیمیشن های هالیوودی می بینید که حرکت لباس و حرکت مو یا ریش در آنجا خیلی طبیعی است. مثلا در انیمیشن شجاع(braves) که قهرمانش همان دختر مو قرمز است، طراحی خاصی برای موها انجام شده بود که وقتی حرکت می کرد، موهایش حالت طبیعی داشت. طبیعی به همان معنایی که آنها قصد و نیتش را داشتند. بله حتی حرکت لباس کاملا حالت طبیعی داشت. آنها شبیه سازی لباس و مو را هم می توانند انجام دهند، حتی الان به کپچر چشم هم توانسته اند برسند، یعنی لرزش چشم و آن حرکاتی که در قرنیه چشم وجود دارد را می توانند شبیه سازی کنند. ما الان توانسته ایم حرکت لباس را انجام دهیم. یعنی تیم فنی که این کار را انجام می دهد به لطف خدا با تلاشی که داشتند و با تکنولوژی که توانستند به دست بیاورند و برنامه ریزی هایی که کردند، حرکت لباس تا جایی که در توانشان بوده و توانسته اند به آن برسند، حرکت لباس را طبیعی انجام داده اند. الان شما کاراکترهایی را می بینید که با حالت طبیعی تری نسبت به قبل، راه می روند، می نشینند، بلند می شوند و با هم صحبت می کنند و همینطور موقع حرکت، لباسشان هم حرکت می کند. یعنی لباسشان با حالت طبیعی تری حرکت می کند، وقتی می نشینند و بلند می شوند. در مورد مو و ریش از نظر فنی نتوانسته ایم به آن دست پیدا کنیم ولی این هم نسبت به آن حالت ثابتی که شما در انیمیشن هایی دیگر ساخته می شد بهبود پیدا کرده است ولی هنوز کار دارد تا برسد به مراحلی که حالت طبیعی تری پیدا کند. اینها جزو مواردی بوده که پرداختن به این مسائل را دشوار می کرد حالا خدا را شکر این مجموعه توانستند کنار هم جمع شوند و این کار را انجام دهند و انشاله خدا کمک کند تا بتوانند در ادامه ، بهتر عمل کنند.

چون در فصل اول داستان حضرت داوود روایت نشد دارم عرض می کنم آیا در مورد حضرت داوود هم کاری انجام شده است؟ 

ببینید الان 200 دقیقه در حال پخش است و 250 دقیقه در حال ساخت است، برخی از قسمتها در بخش رندر است و برخی در حال خروجی گرفتن است و برخی در حال ساخت کاراکتر است. در مورد حضرت داوود، در حال حاضر مذاکرات اولیه برای نوشتن ادامه این مجموعه در حال جریان است که احتمال می دهم حضرت داوود مربوط در فصل دوم پخش شود.

*چون فیلم هایی که در مورد حضرت داود(ع) ساخته شده مثل داود و بتسابه (هنری کینگ محصول 1951) یا فیلم پادشاه داود( بروس بسفورد محصول 1985) نعوذبالله حضرت داوود را یک گناهکار نشان می دهند که با زنی شوهر دارد رابطه دارد و حضرت داود شوهرش را  طی یک توطئه می کشد  به همین جهت خیلی برای من اهمیت داشت بدانم آیا در مورد حضرت داوود (ع) کاری انجام شده است؟تا ذهن کودکان این سرزمین قرآنی شکل بگیرد نه منطبق بر آنچه در کتب عهد قدیم و جدید در محصولات هالیوودی متجلی می شود. 

در خلال صحبتهایی که با تهیه کننده داشتیم، در این مورد خیلی صحبت کردیم و این یکی از مواردی است که اگر انشاءاله پروژه ادامه داشته باشد (که ظاهرا دارد) به همین مسئله بپردازیم. حضرت داوود دو ماجرای مهم دارد که در قرآن اشاره شده است ، یکی ماجرای طالوت و جالوت است که حضرت داوود وارد آن جنگ می شود و یک مورد هم جریان همسر ایشان است. آنچه که در افسانه های یهودی مسیحی آمده و متأسفانه روایات عامه هم از آن پشتیبانی می کند همین چیزی است که شما بدان اشاره کردید.این ماجرا به صورت مفصل در مناظره امام رضا (ع) با بزرگان اهل کتاب آمده است. آن زمان که امام رضا (ع) بحث عصمت پیامبران را در آن مناظره ای که مأمون ترتیب داده بود، مطرح می کند، وقتی امام رضا به بزرگان یهود می گوید اعتقاد شما در مورد گناه پیامبران چیست، آنها می گویند حضرت داوود در حالت نماز بود که ابلیس به صورت پرنده ای ظاهر می شود و حواس او را پرت می کند، حضرت داوود اعوذبالله نماز را رها می کند و به دنبال آن پرنده می رود و در پشت بام منزلش، همسر فرمانده سپاه خودش را می بیند که مشغول کاری بوده و حضرت عاشق او می شود و بخاطر اینکه بتواند با او ازدواج کند، فرمانده اش را به جنگ می فرستد تا کشته شود و بتواند با همسر او ازدواج کند. این دیدگاه روایات عامه است. افسانه های مسیحی هم یک مقدار از این داستان جلوتر می روند و نسبت های نارواتری را به حضرت می دهند.

در آن روایت امام رضا (ع) آن قدر از شنیدن این حرف متأثر می شود که دست مبارک را بر پیشانی می گذارد و می گوید انا لله و انا الیه راجعون. شما به پیامبر خدا نسبت تغافل یا سهل انگاری در نماز می دهید و بعد فعل حرام را به او نسبت می دهید؟ بعد حضرت آنچه را که اتفاق افتاده است مطرح می کند که طبق روایات امامیه ، در آن زمان مرسوم بوده که وقتی کسی در جنگ کشته می شد، همسر او تا آخر عمر بدون شوهر باقی می ماند و رسم نبود که دوباره ازدواج کند و چون سنت خدا این نیست، اگر قرار است سنتی تغییر کند اول پیامبر خدا باید این کار را انجام دهد، در مورد همسر آن فرمانده هم همین اتفاق افتاد. یعنی چون فرمانده سپاه حضرت داوود در جنگ کشته شده بود و قرار بود که همسر او دیگر ازدواج نکند، خدا به داوود فرمان داد که تو اول با همسر او ازدواج کن تا این سنت در قوم تو اتفاق بیفتد که لازم نیست وقتی زنان شوهرشان را از دست می دهند تا پایان عمر، ازدواج نکنند. این یکی از همان مواردی است که انشاله در این انیمیشن ها از طریق روایات امامیه استخراج کنم و روی آن کار خواهیم کرد.

* مثلا در فیلم نوح آرنوفسکی نشان داده می شود که این پیامبر، گلادیاتوری است که خداوند به او فرمان داده نسل بشر را از روی کرده زمین نابود کن.

بله. در مورد حضرت آدم هم همینطور است. در قسمت اول که در مورد زندگی در زمین بود، یکی از نکات مهمی که به قول شما در گفتگوهای محاوره ای  هم شنیده می شود این است که، بالاخره نسل آدم از چه کسی است؟ از هابیل و قابیل؟ مگر آنها با چه کسانی ازدواج کردند که توانستند بچه دار شوند؟ روایات عامه می گوید که این ها با خواهران دوقلوی خودشان ازدواج کردند (البته برخی از روایات عامه ). خب اگر اینطور باشد یعنی خداوند فرمان داده که برادر و خواهری با هم ازدواج کنند خب این حرف یک مقدار با آنچه که خداوند در اسلام گفته و با آنچه در روایات امامیه گفته شده همخوانی ندارد. ولی وقتی شما به روایات امامیه مراجعه می کنید می بینید خیلی زیباتر ،واضح تر و عالی تر توضیح داده شده است . همانطور که در قسمت اول آمده است، خداوند دو حوریه را به صورت انسان برای هابیل و قابیل می فرستند تا با آنها ازدواج کنند. همانطور که معصوم فرمود، دست خداوند بسته نیست که بخواهد نسلی به وجود بیاورد و آن نسل را بخواهد از راه حرام به وجود بیاورد همانطور که برای اولین بار آدم را خلق کرد بدون اینکه پدر و مادری داشته باشد یا مثلی که خداوند در قرآن در مورد حضرت عیس (ع) می زند که بدون اینکه پدری داشته باشد او را خلق می کند ، بنابراین دست خدا بسته نیست که بخواهد برای ادامه نسل انسان در زمین بدون اینکه به حرام بیفتد، از طریق حلال راهی را قرار دهد.

*به نظرتان این مواردی که دغدغه مشترک من و شماست در قالب همین مجموعه،در مقام فیلمنامه نویس توانسته اید به مخاطب  کودک و نوجوان انتقال دهید؟

اولا انیمیشن حوزه انحصاری نیست. به نظرم برای اینکه این مسئله بهتر اتفاق بیفتد  دو فاکتور مهم نیاز است که هم من سعی کرده ام در نوشته هایم به آن برسم (درحد توانی که خدا بهم داده). هم تیم فنی و تهیه کنندگی و کارگردانی که حضور داشتن ، مایل بودند که به آن برسند، آن هم عامل جذابیت و سرگرمی است. یعنی اگر بتوان در اثری ، به این دو عامل رسید که مخاطب،  نوجوان، کودک یا بزرگسال، پای کار بنشیند و بتواند با آن ارتباط برقرار کند، کاراکترها را دنبال کند و با فضا و جهانی که دارد ارائه می دهد، انس بگیرد، بعدا این انتقال معانی و مفاهیم را می توان خیلی راحت تر و بهتر انجام داد یا حداقل زمینه سازی برای انتقال آن را فراهم کرد. خیلی از مواقع، یک اثر و یک کار نمی تواند همه مفاهیم رادرست انتقال دهد. یک فضایی وجود دارد که این اثر می تواند قطعه ای از پازل آن باشد، در کنار کارهای دیگری که باید موازی این کار انجام شود این هم می تواند قرار بگیرد و در نهایت می تواند به یک نسلی ، به یک سنی و به یک سری از آدمهایی که علاقمند هستند بتواند این مفاهیم را آرام آرام منتقل کند. یک کار زمانبری است اما انشاءاله این کار هم یکی از پازل های مجموعه ای باشد که بتواند مفاهیم خوبی را انتقال دهد.


*ما خیلی به انیمیشن امیدوار شدیم مثلا همین «شاهزاده روم » که اخیرا ساخته شده، این امیدواری ها را بیشتر می کند که انتقام مفاهیم دینی که در حوزه بزرگسال نتوانستیم انجام دهیم ، امروز در حوزه انیمیشن داریم انجام می دهیم.

بله. در جامعه خودمان جوانان بسیار توانایی هستند که متأسفانه یا خوشبختانه با شرکت های خارجی دارند فعالیت بین المللی انجام می دهند (یعنی از کشور خارج شده اند)، در حوزه طراحی، گریم، در قسمت های فنی بسیار آدم های فعال و سطح بالایی هستند که دارند با کشورهای خارجی در این زمینه ها همکاری می کنند. این نیروها در داخل هم هستند، سالهاست دارند تلاش می کنند و تقریبا 10 سال است که به این صورت حرفه ای، مشغول کار هستند. یعنی نیرویی که بتواند از لحاظ فنی این کار را انجام دهد، وجود دارد. تکنولوژی این کار هم با همان درصدی که اختصاصی برخی از شرکت های بزرگ است، وجود دارد، خب بهرحال همان آی پدی که آنجا دستشان است، اینجا هم وجود دارد، فرقی از لحاظ نرم افزاری نمی کند. حتی می خواهم یک مرحله بالاتر بروم، دوستانی که در همین پروژه هم با ما همکاری می کردند، در برخی از این برنامه های تخصصی، حتی برای خودشان، برنامه اختصاصی می نوشتند که فقط در اختیار خودشان و آن مجموعه بود. یعنی خودشان این برنامه را می نوشتند و به صورت یک پلاگین اضافه می کردند به برنامه اصلی  یعنی حتی تا این حد از لحاظ علمی و فنی جلو بودند و می توانستند کار تولید کنند. این فضای خوب، این نوید را می دهد که انشاءاله اگر یک همت جمعی در مورد این مسئله اتفاق بیفتد این مجموعه در اینده شاهد کارهای بسیار بسیار بهتری خواهد بود که مبتنی بر تولید داخلی باشد ، مبتنی بر کار داخلی خود این جوانان باشد البته با تعامل با دنیای بیرون. چون کاری است که کاملا به صورت تعاملی به دست می آید . آدم از تجارب دیگران استفاده می کند و تجارب خودش را هم افزایش می دهد و تجارب خودش را بعدا در اختیار سایرین قرار می دهد . این امید وجود دارد که بتوانیم خیلی بهتر در آینده ، آثار بهتری را تولید کنیم
برچسب ها:
آخرین اخبار