امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۰۵:۵۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 152264
تاریخ انتشار: ۱۴ شهریور ۱۳۹۴ - ساعت ۰۲:۵۳
تعداد بازدید: 455
گروه بین الملل پیروان مــوعــود، حملات هوایی، محاصره زمینی و دریایی کشور یمن در حالی در طول ماه های اخیر با سکوت نهادهای بین المللی و در حمایت نسبی ...

گروه بین الملل پیروان مــوعــود، حملات هوایی، محاصره زمینی و دریایی کشور یمن در حالی در طول ماه های اخیر با سکوت نهادهای بین المللی و در حمایت نسبی قدرت های بین المللی در حالی تداوم یافته است که بر مبنای گزارش های نهادهای انسان دوستانه، قریب به بیست میلیون تن (هشتاد درصد جمعیت یمن) در وضعیت اسفناک مواجه بوده و با فقدان کمترین اغذیه ای مواجه اند.

پیشروی میدانی نیروهای وفادار به منصور هادی رئیس جمهور مستعفی این کشور در کنار ائتلاف زمینی همراهش در طول یک ماه اخیر و پس از استیلا بر شهر استراتژیک عدن، بر سکوت جامع بین المللی افزوده و آن ها را نسبت به موفقیت عملیاتی در یمن و شکست های احتمالی و پیش روی جنبش انصارالله امیدوار ساخته است.

به واقع محاصره زمینی، هوایی و دریایی یمن در کنار آموزش مدام نظامی نیروهای مخالف انصارالله تحت رهبری هادی در عربستان سعودی و ایجاد ائتلافی میان شماری از گروه های موثر و صاحب نفوذ یمنی همراه با پشتیبانی جنگنده های ائتلاف به رهبری ریاض زمینه عقب نشینی هایی را برای نیروهای انصارالله در پی داشته است، شکست هایی که موجب از دست رفتن شهرها و استان های مهمی هم چون عدن، ضالع، زنجبار و لحج شده است.

نقش فوق اوج استیلای نیروهای انصارالله را در یمن نشان داده که با رنگ زرد مشخص شده است. مناطق صورتی متعلق به وفاداران به هادی و هاشور زده در دست القاعده بود.

نقشه فوق درگیری های اخیر و عقب نشینی های انصارالله در طول یک ماه گذشته را نشان داده است. مناطق هاشور زده سیاه و سفید در دست انصارالله بوده و شماری از نقاط درگیر را نشان می دهد.

میزان تسلط نیروهای انصارالله در حوالی شهر عدن و بخش هایی از آن در نقشه فوق به تصویر کشیده شده است، شهر عملا در آستانه سقوط بوده و با مقاومت گسترده ای از سوی نیروهای وفادار به هادی مواجه شده بود.

نقشه فوق خروج کامل نیروهای انصارالله از عدن و حوالی آن را نشان می دهد. منطقه زرد رنگ تنها نقطه ای است که در اختیار نیروهای وفادار به انصارالله است.

ریاض یاسین وزیر خارجه یمن در روزهای اخیر از آمادگی نیروهای تحت امرش جهت تصرف پایتخت (صنعا) خبر داده است. تصرفی که به نوشته ی العربیه در کمتر دو ماه آینده قابل تحقق خواهد بود. ریاض یاسین وزیر امور خارجه یمن در این باره اظهار داشته است که نیروهای دولتی این کشور قصد دارند طی هشت هفته آینده عملیات خود را برای بازپس‌گیری صنعا از شبه‌نظامیان حوثی و متحدانشان یعنی نیروهای وفادار به علی عبدالله صالح رئیس‌جمهوری مخلوع یمن آغاز کنند. یاسین در مصاحبه با خبرگزاری رویترز صراحتا گفت: «نبرد صنعا انشاءالله طی هشت هفته دیگر آغاز خواهد شد. این نبرد به طور عملی اکنون آغاز شده است. مقاومت ملی در درون صنعا حضور دارد که اقدام‌های خود را آغاز کرده است. تحولات بسیاری روی خواهد داد که به بازپس گیری صنعا خواهد انجامید.»

نیروهای وفادار به هادی از آمادگی خود برای حمله به صنعا پایتخت یمن خبر داده اند.

نیروهای انصارالله از سپتامبر 2014 پایتخت یمن را به تصرف خود در آورده اند و پس از پیشروی های گسترده جهت استیلا بر تمامی یمن، این روزها با عقب نشینی هایی روبرو بوده اند، حال سوال اساسی که پیش آمده آن است که آیا روند پیشروی گسترده نیروهای وفادار به هادی موجب سقوط پایتخت یمن خواهد شد؟ لذا بر آن شدیم در این نوشتار به بررسی شرایط  و موقعیت میدانی صنعا، طرفین درگیر و احتمالات پیرامون سقوط پایتخت بپردازیم. جهت بررسی مواضع میدانی طرفین به زمانی پیشتر بازگشته و با تحلیل فرآیند سپری شده به موقعیت کنونی و پیش بینی آینده می پردازیم.

بهاری ناکام و استیلای انصارالله

یمن کشوری مهم و استراتژیک در جنوب غربی آسیا، چند سالی است که درگیر تحولات سیاسی و اجتماعی گوناگون شده است.به دنبال وقوع بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا، یمن نیز از این واقعه به دور نماند و اعتراضات مردمی منجر به کناره گیری علی عبدالله صالح، دیکتاتور 30 ساله این کشور شد.

درگیری ها هم اکنون به تعز سومین شهر بزرگ یمن کشیده شده است.

جامعه یمن بافتی سنتی همراه با یک فرهنگ قوی قبیله ای-عشیره ای دارد و همین قبیله گرایی و تعصبات قومی شرایط را برای وحدت کامل مردم مشکل نموده است. در واقع شکاف ها در جامعه یمن را می توانیم از دو بعد بررسی کنیم، بعد داخلی: وجود دو قدرت بالقوه و متفاوت در شمال و جنوب یمن، قبیله گرایی و وجود پایگاه های گروه القاعده. بعد خارجی: دخالت های ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی در فضای داخلی این کشور.

معضلات درونی یمن در کنار فقدان کارآمدی منصور هادی رئیس جمهور جدید زمینه اعتراض های مجدد یمنی ها را فراهم آورد. اعتراضاتی که بر خلاف رویه های پیشین این بار این گروه انصارالله بود که در صدر آن قرار گرفته بود. جمعیت بالا، انسجام سازمانی و ارائه شعارهای عامه پسند موجب شد به مرور بر میزان قدرت و نفوذ این جنبش افزوده شود، امری که نهایتا و با ورود آن ها به پایتخت زمینه سقوط دولت منصور هادی را فراهم آورد.

صنعا پایتخت زیبا و باستانی یمن هم اکنون در اختیار و تسلط انصارالله است.

حوثی ها در خلال روند اسقاط دیکتاتوری صالح یکی از مهمترین نیروهای فعال و مخالف دولت او بودند و اکنون نیز نقش اصلی را در صحنه سیاسی یمن ایفا می کنند. حوثی ها ساکن شمال یمن و شیعه زیدی هستند. رفتار تبعیض آمیز علی عبدالله صالح در طول سالیان در قبال آن ها و سیاست های نادرست در زمینه های بهداشت، خدمات، اشتغال، امنیت و....همواره زمینه ناراحتی این اقلیت بزرگ را در یمن فراهم آورده بود.

سقوط منصور هادی از قدرت اما به مذاق سعودی همسایه شمالی و قدرتمندترین کشور شبه جزیره خوش نیامد و با محکومیت آن زمینه سنگ اندازی در مسیر انقلابیون را فراهم آوردند. تشدید تنش های داخلی و تلاش انصارالله برای مقابله هم زمان با القاعده و استیلا بر سایر مناطق نهایتا زمینه ظهور مستقیم عربستان سعودی را در عرصع نظامی در پی داشت. به واقع در آستانه غلبه نیروهای انصارالله بر شهر عدن و فرار هادی از این شهر به سوی اریتره، کادر رهبری جدید سعودی اقدام به حملاتی نظامی بر علیه انصارالله بسان آخرین حربه اش نمود.

انصارالله هم اکنون قدرتمندترین و سازمان یافته ترین سازمان درونی یمن است.

چرایی موفقیت نسبی نیروهای مخالف انصارالله

در رابطه با چرایی موفقیت میدانی نیروهای انصارالله دلایل متعددی را می توان ذکر نمود.:

الف) محاصره انقلابیون و تجدید قوای وفاداران به صالح: از زمان آغاز حملات هوایی بر علیه انقلابیون، تمامی مسیرهای منتهی به این کشور چه از طریق و هوا و از چه طریق زمین بسته شده است. همسایگی سعودی با یمن و مشارکت مستقیم شماری از کشورهای عرب هم چون مصر و قطر، عملا راه دستیابی انقلابیون به هرگونه کمکی حتی حمایت های امدادی را بسته است، این در حالی است که نیروهای وفادار به هادی ضمن بهره مندی از پوشش هوایی جنگنده های ائتلاف، مدام از سوی عربستان سعودی و امارات آموزش نظامی دیده و مدرن ترین سلاح ها در اختیارشان قرار گرفته است.

عمده یمن تحت سیطره سه جناح انصارالله، جبهه به رهبری هادی و القاعده قرار دارد که میزان تسلط هر یک در مقطع کنونی در نقشه فوق ترسیم شده است. انصارالله با رنگ سبز، القاعده خاکستری و وفاداران به رئیس جمهور مستعفی با رنگ قرمز.

فقر حاکم بر یمن و محاصره همه جانبه آن عملا دست انصارالله را نه تنها در حوزه عملیاتی بر علیه وفاداران به منصور هادی بسته است، بلکه مانع از اجرای طرح های اصلاحی و عمدتا اقتصادی آن ها در سطح جامعه جهت رضایت حال شهروندان شده است.

سعودی و متحدینش حملاتی سهمگین در طول ماه های اخیر بر علیه انصارالله به کار بسته و تمامی مسیرهای آبی، خاکی و هوایی منتهی به یمن را مسدود نموده است.

ب) تشدید فرقه گرایی و ایران هراسی: مقابله با زیاده خواهی های ایران در طول سال های اخیر همواره از سوی رهبران عرب در پاسخ به ناکارآمدی های داخلی مطرح شده است. با وقوع انقلاب در یمن و نقش پر رنگ حوثی ها به عنوان بخش عمده ای از انقلابیون که به مذهب شیعه زیدیه تعلق دارند، عملا این امر دستاویزی از سوی سعودی ها جهت اتهاماتی گسترده به انقلابیون مورد بهره برداری قرار گرفت. وابستگی حوثی ها به ایران نه تنها از سوی رهبران مرتجع عرب مطرح شده، بلکه براورد سخنان رهبران مستعفی یمن نیز حاکی از آن است که آن ها بیش از آن که در پی نقد عمل کرد انصارالله باشند، تلاش دارند با الصاق وصله هایی بدان از خطرات آینده پیش روی یمن سخن گویند، چنان چه منصور هادی در آخرین اظهاراتش و طی دیدار خود از خارطوم پایتخت سودان اعلام کرد که هدف از جنگ با حوثی‌ها و رویارویی با آن ها متوقف کردن توسعه‌طلبی ایران در منطقه است. وی مدعی شده است که شبه‌نظامیان حوثی تلاش نومیدانه‌ای را برای پیاده کردن الگوی ایرانی دنبال می‌کنند.

بافت قبیلگی و عشیره ای هم چنان بر عمده یمن حاکم است. تصویر نه متعلق به یک روستا بلکه در صنعا گرفته شده است.

تشدید اظهاراتی مبنی بر رویکرد فرقه گرایانه احتمالی از سوی انصارالله موجب ایجاد وحدت عملی میان بسیاری از گروه ها و شعب این کشور قبیله ای بر علیه انصارالله شده است، این در حالی است که گروه های فوق بر خلاف اشتراک نظر در این باره، در رابطه با سایر مسائل نظیر آینده پیش روی یمن اختلاف نظری عمیق دارند.

ج) ائتلافی منطقه ای-بین المللی علیه انصارالله

فقدان مشروعیت انقلابیون یمنی در جامعه بین المللی و دست برتر دشمنان آن ها در معادلات منطقه ای و جهانی یکی از عوامل زوال انصارالله در طول ماه های اخیر بوده است. به واقع اگرچه نیروهای حوثی در ابتدا شکست های سنگینی را به وفاداران به هادی تحمیل می نمودند، اما در عرصه بین المللی و به ویژه در شورای امنیت با قطعنامه هایی مبنی بر عدم رسمیت شان مواجه بوده اند، قطعنامه هایی که حتی در آن ها روسیه و چین نیز از دولت هادی حمایت نموده اند. در عرصه منطقه ای نیز دولت سعودی تلاش نموده ضمن جلب نظر عمده رهبران عرب (حتی کشورهایی چون سودان)، از تمامی ابزارهای مالی خویش جهت اقناع سایر قدرت ها و کشورهای موثر جهت مقابله با حوثی ها بهره گیری نماید.

تصویر فوق نظامیان وابسته به جدایی طلبان جنوب را در شهر عدن نشان می دهد. گروهی که در اتحادی تاکتیکی با هادی بر علیه انصارالله متحد شده است. بی شک و با گذر زمان و سرباز نمودن اختلافات، زمینه شکست این ائتلاف متزلزل مهیا خواهد شد. پرچم جدایی طلبان جنوب بر روی تانک افراشته شده است.

تصرف پایتخت تا چه حد جدی است؟

برآورد نقشه های میدانی حاکم بر یمن حکایت از کشیده شدن درگیری ها میان طرفین به شهرهای استراتژیک تعز،  اِب، جوف و مارب دارد، شهرهایی که بیش از یک صد و یا دویست کیلومتر با پایتخت فاصله دارند و تا کنون با مقاومت گسترده نیروهای انصارالله روبرو بوده اند، امری که حتی رسانه های وابسته به سعودی نیز بدان معترفند، به واقع در حالی که نیروهای وفادار به هادی توانسته اند مناطق عظیمی از جنوب این کشور را از دست انصارالله خارج سازند، اما پیشروی شان به سوی شمال بسیار کندتر از آن چه است که پیش بینی می شود و احتمال گسترش و سرایت آن به سایر مناطق دور از ذهن به نظر می آید، از همین رو طرح موضوع سقوط پایتخت و حتی نزدیک شدن به آن بیش از آن که در عرصه واقع قابل تصور باشد، صرفا می توان آن را از جنبه روانی مورد بررسی قرار داد.

عموم سکنه صنعا و مناطق شمالی یمن یا زیدی مسلک اند و یا از قبائل وفادار به صالح اند که در هر حال شانسی برای موفقیت وفاداران به هادی نمی توان تصور نمود.

در رابطه با چرایی عدم سقوط پایتخت و ناکامی مخالفین انصارالله در دستیابی بدان دلایل متعددی قابل ذکر است که زیر بدان اشاره می نمائیم.

الف) حمایت مطلق قبائل شمالی از انصارالله

یمن فقیرترین کشور عربی است که آن را آفریقای عرب نیز می نامند. این کشور تولید نفت بسیار کمی دارد که درآمد حاصل از فروش آن مهمترین منبع درآمدی شان محسوب می شود که البته به هیچ عنوان برای رتق و فتق امور کفایت نمی کند. در کنار نفت، کاشت و برداشت مواد مخدر نیز بسیار شایع است. یمن بدلیل توسعه نیافتگی کاملا یک جامعه قبیله ای محسوب می شود و بیش از 78% مردم در روستاها زندگی می کنند. گفتنی است که از زمان آغاز جنگ توسط سعودی ها، همان میزان نفت اندک نیز به فروش نرفته و اوضاع اقتصادی بیش از پیش نامساعد شده است.

بافت سنتی در شهر صنعا کاملا نمایان است. جمعیت صنعا حدود یک و هفتصد هزار تن برآورد می شود

در بخش های شمالی بیشتر مردم با نژاد عرب ساکن هستند و در بخش جنوبی آن افرادی از كشورهاي هندوستان، پاكستان، سومالی، اريتره و اتيوپی زندگی می کنند. در یمن اقلیت های مختلفی زندگی می کنند که مهمترین و بیشترین اقلیت را شیعیان با 42% تشکیل می دهند. 30% از شیعیان زیدی مذهب و بقیه را سایر فرق شیعی تشکیل می دهند. زیدی ها اکثرا در شمال کشور زندگی می کنند و چهار امام اول شیعیان(تا امام سجاد) را قبول دارند. زیدی ها معتقدند امام یاسد قائم بالسیف باشد، به همین دلیل وقتی امامت به امام محمد باقر می رسد به دلیل مشی غیر جنگ طلبانه ایشان از او جدا می شوند.

نقشه فوق به وضوح نشان می دهد که عموم مناطق شمالی یمن محل سکونت شیعیان می باشد. سبز پر رنگ و نسبتا پر رنگ زیست گاه شیعیان و سبز بسیار کم رنگ سنی های شافعی اند. قرمز رنگ متعلق به سنی های مالکی بوده و قهوه ای شیعیان اسماعیلی اند.

حال و نکته مهم در تحلیل موقعیت میدانی طرفین آن که تا کنون نیروهای انصارالله در پی پیشروی در مناطقی بوده اند ( بویژه جنوب و شهرهایی استراتژیک مانند عدن) که اساسا و با توجه فضای قومی و قبیله ای حاکم بر یمن فاقد پایگاه و نفوذ چندانی در آن بوده اند و این انسجام این گروه بوده است که توانست در مقاطعی بر عمده یمن اشراف یابد. نکته حائز اهمیت آن که پیشروی نیروهای وفادار به هادی به سوی صنعا عملا ناممکن است چرا که هر چه بیشتر به پایتخت نزدیک شوند بر میزان حضور و نفوذ عشیره ها و قبائل زیدی، اسماعیلی، اثتی عشری و متحدین انصارالله افزوده می شود و عملا به جنگی خونین و شهری بدل خواهد شد، نبردی که با شکست نیروهای وفادار به هادی به پایان خواهد رسید.

نیروهای وفادار به علی عبدالله صالح دوشادوش حوثی ها به نبرد می پردازند.

براورد جمعیتی مناطق شمالی و شمال غربی یمن نشان از حضور پر رنگ و غالب قبائل متحد انصارالله است، امری که مانع از برآورده شده خواست سعودی ها خواهد شد.

ب) پشتیبانی صالح از انصارالله

بی گمان علی عبدالله صالح را می توان قدرتمندترین و با نفوذ ترین شخصیت یمن دانست. چهره ای که سه دهه بر یمن حکمرانی نموده و عمده نیروهای امنیتی و نظامی این کشور به او وفادارند. به واقع چرایی دو پاره شدن ارتش یمن و وفاداری غالب آن ها به انصارالله و عدم تعهدشان در قبال منصور هادی را بیش از تبعیت آن ها به اندیشه های انصارالله بایستی در ائتلاف صالح با حوثی ها جستجو نمود.

جدول فوق جمعیت شهر های مهم یمن را نشان می دهد. گفتنی است آمارها متعلق به سرشماری سال 2004 می باشد.

قدرت و نفوذ صالح در تحولات یمن به حدی است که سعودی ها تلاش نموده اند در طول ماه های اخیر با رایزنی های گسترده زمینه جلب نظر او را به سوی خویش فراهم آورند، امری که تا کنون در دستیابی بدان موفق نشده اند. به باور ناظرین منطقه ای، ائتلاف پیدا و پنهان میان صالح و انصارالله موجب وفاداری او به حوثی ها شده است. نقش و وزن پر رنگ صالح در معادلات یمن و  حمایت بسیاری از عناصر ارتش و قبائل یمنی از او، وزنه قدرت را در تقابل با نیروهای هادی به سوی انصارالله گسیل داده است.

صالح با وجود کناره گیری اش از قدرت به دلیل ثروت بالا و نفوذ بی بدیلش در میان نظامیان، پر نفوذترین شخص یمن محسوب می شود.

ج) اعمال فشار بر سعودی

اگرچه به لحاظ امکانات نظامی نمی توان مقایسه ای میان توانمندی های سعودی و انصارالله انجام داد. اما همسایگی طرفین موجب شده تا انصارالله از امتیاز اعمال فشار بر پایگاه های مرزی عربستان بهره مند باشد. برآورد تحولات ماه های اخیر نشان می دهد که تا کنون و آن چنان که باید و شاید انصارالله از این برگه استفاده ننموده چرا که به توقف حملات از سوی ریاض دل بسته است. به واقع حرکت به سوی صنعا، منطقه ای استراتزیک و حیاتی دیگر چیزی برای از دست دادن برای انصارالله نخواهد گذاشت و موجب حملات گسترده موشکی به سوی عربستان خواهد شد، امری که موجب توازن طرفین خواهد شد.

عبدالملک الحوثی رهبر جوان جنبش انصارالله.

تاکید بر همسایگی با سعودی و احتمال واکنش از سوی انصارالله از آن جهت حائز اهمیت است که حتی تصرف صنعا موجب واکنش نظامی ریاض نگشت و حرکت بر قبضه کل یمن به ویژه استیلا بر تنگه باب المندب موجب ورود مستقیم نظامی عربستان شد. پیش بینی ها بر آن است که سعودی با آگاهی از قدرت حوثی ها در مناطق هم مرز با این کشور به ویژه کوهستانی بودن مناطق فوق، از تمایل چندانی برای تصرف پایتخت برخوردار نبوده و مایلند ضمن حفظ جنوب یمنف جهت حل بحران به گفتگوهای منطقه ای روی آورند.

تصویر فوق میزان تراکم جمعیت در یمن را نشان می دهد. هر آن چه شرق یمن فاقد سکنه است، غرب بیشترین جمعیت را در خود جای داده است.

 رژیم سعودی به این امر واقف است که عمده سکنه و قبائل موجود شهر استراتژیک صنعا (پایتخت یمن) یا از طوائف زیدی مسلک و اسماعیلی اند و یا نیروهای وفادار به صالح و قبیله او شهر را در قرق خویش دارند، لذا موقعیت این شهر با منطقه ی عدن که در آن علاوه بر نیروهای وفادار به هادی، جدایی طلبان جنوب نیز با جان و دل علیه حوثی ها می جنگیدن کاملا متفاوت است.

نیروهای وفادار به هادی در آینده ای نه چندان دور با معضلی به نام خواسته های القاعده و تلاش های جنوبی ها جهت جدایی از یمن مواجه خواهند شد.

نتیجه گیری

برآورد تحولات حاکم بر یمن و تکثر خواست گروه های متعدد موجود در این کشور و مواضع و منافع گاها متعارض قدرت های منطقه ای در قبال آینده ی این کشور حاکی از آن است که بر میزان پیشروی های نیروهای هادی تا چندین کیلومتر افزوده شده و حتی امکان تصرف شهرهایی هم چون تعز، مارب و اِب نیز قابل تصور است، اما معادله جنگ در چند ده کیلومتری صنعا متوقف شده و به بن بست خواهد رسید.

نقشه استان های یمن.

نگاهی به گروه های مسلح ضد حوثی اعم از جریان های اخوانی، جدایی طلبان جنوبی، وفاداران به منصور هادی، سلفی ها، چپی ها و القاعده نشان می دهد که تنها وجه اشتراک میان شان مقابله با انصارالله است. بی شک غلبه بر جنوب از سوی هادی موجب باز شدن شکاف ها میان طرفین متحد خواهد شد. بر خلاف خواست هادی مبنی بر حکومت بر تمامی یمن، جدایی طلبان جنوب نه تنها میلی برای مداخله در حمله به صنعا نخواهند داشت، بلکه در پی اعمال نفوذ جهت ایجاد منطقه ای خودمختار در عدن برخواهند آمد، امری که زمینه شکاف میان متحدین را فراهم خواهد آورد. نگاهی تاریخی به این مسئله گواه آن است که زمانی که نیروهای انصارالله در شرف تصرف عدن قرار داشتند، جنوبی ها نه تنها به حمایت از هادی نپرداختند بلکه با خیال حکمرانی آتی خودشان بر شهر زمینه خروج وی از عدن را فراهم نمودند.

استان حضرموت به عنوان بزرگترین استان یمن، مامن امن نیروهای القاعده محسوب می شوند. القاعده یمن قدرتمندترین القاعده جهان محسوب می شود.

نکته مهم دیگر در رابطه با آینده یمن را می توان در فعالیت های القاعده جستجو نمود. از القاعده یمن به عنوان قدرتمندترین شاخه خارجی این گروه نام برده می شود، گروهی که اگرچه به عناد با انصارالله شهره است اما روابط حسنه ای نیز با منصور هادی و دولت تحت امرش نخواهد داشت.

 تجربه تاریخی نشان می دهد که القاعده عموما در مناطق سنی نشین و فقیر زمینه بروز و ظهور می یابد. عدم حضور پر رنگ حمایت از این گروه در صنعا و مناطق شمالی یمن، رغبت چندانی برای مشارکت القاعده در نبرد صنعا ایجاد نکرده و این گروه را در پی تثبیت مواضعش در شرق و مرکز یمن سوق خواهد داد. بی گمان در آینده ای نه چندان دور شاهد افزایش تنش ها و رقابت میان القاعده و دولت وفادار به هادی خواهیم.

سازمان ملل متحد نسبت به حملات هوایی سعودی و درگیری های داخلی یمن شدیدا ابراز نگرانی کرده و اوضاع انسانی این کشور به ویژه در عدم تامین مایحتاج غذایی شان را اسفناک توصیف کرده است.

برآورد و شواهد حاکم و هم چنین و وزن هر یک از قدرت های حاکم بر منطقه حکایت از رضایت نسبی طرفین از وضعیت موجود خواهد بود، وضعیتی که دولت هادی در جنوب یمن در آن استقرار یافته و بر تنگه استراتژیک باب المندب مسلط بوده و از سویی انصارالله را به خواست 5 دهه گذشته خود مبنی بر داشتن دولتی در شمال یمن سوق داده است. به واقع اکنون انصارالله پس از گذشت بیش از 50 سال (سقوط سلطنت امام بدر در شمال یمن) توانسته اند زمینه قدرت گیری مجددشان را فراهم آورند، حکومتی که یادآور هزار سال حکومت امامت زیدیه در شمال یمن است.

در حالی که وفاداران به هادی در تسلط بر تعز ناکام مانده اند، وعده تصرف صنعا را می دهند که با توجه به تحولات میدانی دور از ذهن به نظر می آید. به نظر می رسد که با افزایش نفوذ وفاداران به هادی در نبرد و نگرشی واقع بینانه نسبت به عدم تصرف مناطق شیعه نشین، نوعی تعادل در یمن ایجاد شده و طرفین نسبت به آن چه در دست گرفته اند راضی به نظر رسند، امری که احتمالا به دو و یا چند پارگی این کشور در آینده منجر خواهد شد.

منبع:فرهنگ

برچسب ها:
آخرین اخبار