امروز : چهارشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 21
۰۲:۰۱
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 152705
تاریخ انتشار: ۸ مهر ۱۳۹۴ - ساعت ۰۸:۵۷
تعداد بازدید: 314
 سرمشق کارگزاران برای اصلاح طلبان در «صدا»یادداشت اخیر«محمد قوچانی» نایب رییس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی در هفته ...

 سرمشق کارگزاران برای اصلاح طلبان در «صدا»

یادداشت اخیر«محمد قوچانی» نایب رییس کمیته سیاسی حزب کارگزاران سازندگی در هفته نامه صدا در همین راستا قابل ارزیابی است. قوچانی که از چهره های شناخته شده مطبوعات اصلاح طلب در پانزده سال گذشته است و در یک دهه اخیر هم سابقه فعالیت و سردبیری در مطبوعات شناخته شده ای همچون روزنامه شرق، اعتماد ملی، هفته نامه ایراندخت، مهرنامه و صدا را درکارنامه خود دارد در یادداشتی با عنوان «ناطق نوری بیاید یا نیاید؟» بر ضرورت جذب نیروهای معتدل، موثر و باسابقه اصولگرا تاکید کرده است. چهره هایی که نه تنها به  سیاست و شیوه مدیریت دولت قبل انتقادات جدی داشته و دارند بلکه خود نیز بارها مورد هجمه رییس جمهور سابق و حلقه اطرافیانش قرار گرفته اند.

«علی اکبر ناطق نوری» و «علی لاریجانی» که هردو سابقه ریاست مجلس و نامزدی ناکام در انتخابات ریاست جمهوری را داشته و از منتقدان جدی دولت احمدی نژاد محسوب می شوند، در زمره این چهرهای موثر و معتدل قرار دارند. در این بین قرار گرفتن نام علی اکبر ناطق نوری در لیست انتخاباتی اصلاح طلبان (ولو به صورت مشترک) شانس موفقیت و قدرت مانور اصلاح طلبان را افزایش خواهد داد. قوچانی در بخشی از این یادداشت چنین نوشته است:  «اصلاح‌طلبان یک فرصت به ناطق نوری بدهکارند و اکنون که بر سر یک گزینه میانه به نام حسن روحانی با او به تفاهم رسیده‌اند، باید این قرض را ادا و این فرصت را ایجاد کنند، باید این فرصت را ایجاد کرد که آن روی سکه دوم خرداد هم مجال عرضه یابد و روشن شود که آن انتخابات، انتخاب میان بهشت و جهنم نبود.نامزدی و ریاست ناطق نوری در مجلس دهم فاز دوم پروژه اعتدال است و پس از ریاست روحانی بر قوه مجریه، این مسیر تثبیت خواهد شد و به خصوص در دهه آینده بر ظرفیت حرکت اعتدال در حاکمیت خواهد افزود».

نباید این نکته را فراموش کرد که در غیاب حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب به مثابه دو استوانه  اصلی فعالیت سیاسی اصلاح طلبان داخل و خارج از حاکمیت، حزب کارگزاران سازندگی با بدنه ای از مدیران و چهرهای فرهنگی منتسب و متمایل به آیت الله هاشمی رفسنجانی خواسته یا ناخواسته به حزب اصلی اصلاح طلبان تبدیل شده است. بنابراین مواضع این عضو ارشد و چهره رسانه ای حزب کارگزاران سازندگی می تواند بخش عمده ای از مواضع و استراتژی مشترک کارگزاران سازندگی و سایر گروه های اصلاح طلب را نمایندگی کند. قوچانی در ادامه گفته است:«نقشی که ناطق نوری در این مرحله می‌تواند ایفا کند از عهده هیچ فرد دیگری برنمی‌اید و اصلاح‌طلبان می‌توانند در سایه حضور او در مجلس و روحانی در دولت امنیت سیاسی به دست آورند.»

 البته این یادداشت حضور مستقیم و آشکار ناطق نوری با  پرچم اصلاح طلبی را عملی و ممکن ندانسته  و بر مدیریت و سرلیستی محمدرضا عارف تاکید دارد. چرا که  حضور عارف« در هیات مرکزی و رهبر پارلمانی جبهه اصلاحات خواهد بود و به ناطق نوری کمک می‌کند».

 آیا تاریخ تکرار می شود؟

این رویکرد اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس دهم بی شباهت به استراتژی عجولانه  و ناگزیر آنها در مرحله دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 نیست. جایی که آنها تلاش داشتند تا با نادیده گرفتن اختلافات فکری و عملی خود با هاشمی که در دوران اصلاحات و به ویژه در بحبوحه انتخابات مجلس ششم به اوج رسید، مانع انتخاب چهره رادیکالی همچون محمود احمدی نژاد شوند. این استراتژی با شکست مواجه شد. اما آغازگر فصل نوینی از تعامل پیر عرصه سیاست ایران و اصلاح طلبان گردید. تعاملی که در آستانه و پس از انتخابات سال هشتادوهشت به اوج رسید و خصم اصلاح طلبان پیشرو در سال 78 به  چهره شاخص اصلاح طلبی در ابتدای دهه 90 بدل شد. البته به حاشیه رفتن سه چهره شاخص جریان اصلاحات به دلیل وقایع پس از انتخابت سال 88 نیز در  اتخاذ این رویکرد جدید بی تاثیر نبود اما نمی توان تحول فکری رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و فاصله گرفتن از نیروها و تشکل های اصولگرای سنتی را نیز از نظر دور داشت. استغرابی که حتی به تقابل با برخی چهره های شاخص  و اصولگرای حامی دولت قبل(آیت الله مصباح یزدی،آیت الله سید احمد خاتمی،آیت الله محمد یزدی و…) و البته جریانات جوان تر همچون جبهه پایداری انجامید.

   با روی کارآمدن روحانی و با توجه به تثبیت نسبی جایگاه اصلاح طلبان معتدل در سپهر سیاسی کشور به نظر می رسد این بار قرابت به اصولگرایان خوش نام و منتقد دولت قبل، سرمشق اصلی اصلاح طلبان باشد. سرمشقی که اعضای دوراندیش وکارکشته کارگزاران سازندگی آن را دیکته کرده اند.  دوری پانزده ساله ناطق نوری از سمت ها و مناصب سیاسی و اجرایی، سابقه انقلابی و مدیریتی موفق، توانایی تعامل با چهره ها و تفکرات متنوع سیاسی کشور، قدرت چانه زنی با مسئولان ارشد نظام، مقبولیت نزد اغلب گروه های فکری و سیاسی و افکار عمومی در کنار انتقادات تند و تیز و بی پروای او به مدیریت احمدی نژاد می تواند برگ برنده های تعامل اصلاح طلبان و ناطق نوری باشد. البته نباید از وجوه افتراق بین این دو نیز غفلت کرد که بخش عمده آن به روحیه و عملکرد میانه روانه رییس مجلس پنجم و پرهیز همیشگی او از تندروی و ساختار شکنی باز می گردد. دو نکته  ای که کارنامه جریان اصلاح طلبی در دو دهه اخیر بارها از آن ضربه خورده و خطر تکرار آن همواره احساس می شود.

 با این حال ناطق نوری که آخرین بار و در جریان تلاش ناکام برای تمرکز فعالیت نامزدهای اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری سال هشتادوچهار و در قالب شورای هماهنگی نیروهای انقلاب وارد فعالیت انتخاباتی شد، بارها بر بازنشستگی خودخواسته اش از مناصب سیاسی و اجرایی تاکید کرده است. بنابراین گمانه زنی های یک طرفه و رسانه ای در این خصوص هنوز  گره بر باد زدن و آب در هاون کوبیدن است اما نباید فراموش کرد که در ساحت سیاست ایران این ضرب المثل عامیانه بارها صحت خود را ثابت کرده است که: تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها! این «چیزک» به ظاهر بی ارزش شاید احساس دغدغه و اظهار تمایل ریش سفید اصولگرایان معتدل برای نقش آفرینی در انتخابات مجلس دهم پس از چهار دوره غیبت باشد. تمایلی که برای اصلاح طلبان فرصت مناسبی برای حضور مجدد در سنگر مجلس و تداوم قوت یابی در صحنه سیاسی کشور خواهد بود.از این روست که گویا اتاق فکر رسانه ای و سیاسی اصلاح طلبان با نگاهی به تجارب  گذشته دست از کبک و گوزن کشیده و عزم شکار ناب کرده اند! آوردن  مهره های تاثیرگذار  اصولگرا نظیر ناطق نوری و لاریجانی زیر چتر اصلاح طلبی معتدل و حتی دور کردن آنها از طیف های سنتی این جناح خود موفقیتی بزرگ در این رویکرد جدید است.

منبع: رصد

منبع:فرهنگ

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها