امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 5
۱۸:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 152961
تاریخ انتشار: ۱۹ آبان ۱۳۹۴ - ساعت ۱۶:۰۹
تعداد بازدید: 277
به گزارش گروه بین الملل پیروان مــوعــود، تحولات پیرامون مناقشه فلسطینی-صهیونیستی این روزها در صدر اخبار منطقه قرار گرفته تا آن جا که شماری از رسانه ...

به گزارش گروه بین الملل پیروان مــوعــود، تحولات پیرامون مناقشه فلسطینی-صهیونیستی این روزها در صدر اخبار منطقه قرار گرفته تا آن جا که شماری از رسانه ها از آغاز انتفاضه ی سوم فلسطینی ها به ویژه در منطقه قدس اشغالی خبر می دهند.

شدت و حدت تحولات در مناطق اشغالی و نگرانی از پیامدهای پیش روی آن  زمینه حضور هیات های بلندپایه اروپایی، آمریکایی و عربی را در منطقه در بر داشته است. جامعه فلسطینی نگران است که صهیونیست ها علاوه بر ایجاد شهرک های متعدد در حوالی قدس اشغالی که منجر به جدا شدن این منطقه از سرزمین های کرانه باختری خواهد شد با ایجاد تغییرات در ضوابط حاکم بر مسجد الاقصی زمینه تغییر قواعد حاکم بر این منطقه مقدس را به نفع یهودی ها تغییر دهد، از همین روست که شاهد بالا گرفتن ضد خوردها در شهر تاریخی بیت المقدس هستیم.

نکته حائز اهمیت در مناسبات دیپلماتیک وضع شده جهت کاهش تنش را می توان نقش بسزای اردن ایفا کرد، تا آن جا که مقامات کاخ سفید و رژیم صهیونیستی عموما جهت حل مشکلات به امان سفر کرده و در پی چاره جویی برآمده اند. در همین راستا اخیرا جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا اعلام نمود که اردن و اسرائیل درباره وضعیت حرم شریف در بیت‌المقدس به توافقی رسیده‌اند که راه را برای کاهش تنش میان فلسطینیان و اسرائیلی‌ها هموار می‌کند.

به طور رسمی اردن متولی حرم شریف است. هم‌اکنون تنها مسلمانان اجازه دارند که در این مکان عبادت کنند و دیگران تنها می‌توانند که از آن بازدید کنند. به غیر از مسلمانان، یهودیان هم این محل را مقدس می‌دانند و به آن کوه معبد می‌گویند. نکته حائز اهمیت در این باره را می توان نقش گسترده اردن در مناقشه عربی-اسرائیلی دانست. نقشی که در طول دهه های اخیر به ویژه پس از 1967 در پی آن است با اولویت بخشیدن به اردن هاشمی و کاستن از نقش حاکمان فلسطینی ، عملا پادشاه این کشور را در جایگاه اداره کننده امور فلسطینی ها قرار داده و در راستای پروژه حذف تشکیل کشوری مستقل فلسطینی گام بر دارد.

طرح مباحث پیرامون تشکیل کنفدراسیونی متشکل اردن و فلسطین با پایتختی امان (پایتخت اردن) در طول دهه های اخیر و به ویژه پس از صلح اردن با اسرائیل مکررا مطرح شده است، طرحی که هدف اصلی اش ممانعت از ایجاد کشوری مستقل به نام فلسطین (حتی بر مبنای قطعنامه های شورای امنیت که خواستار ایجاد دو دولت فلسطینی و اسرائیلی در کنار یک دیگر است) در منطقه است. از همین روست که مقامات اسرائیلی و آمریکایی دائما بر نقش اردن در این فرآیند تاکید نموده اند. در آخرین مورد از مداخلات اردن در این باره می توان به پیشنهاد ایجاد دوربین هایی در مسجد الاقصی اشاره کرد، دوربین هایی که مسئولیت نظارت بر آن ها را دولت اردن بر عهده گرفته است. جان کری وزیر امور خارجه آمریکا با تایید این امر گفته بود اسرائیل و اردن بر سر برداشتن گام‌هایی در جهت کاهش تنش‌ها میان اسرائیل و فلسطینی ها توافق کرده اند. او گفته بود توافق کلی بر سر طرح نصب دوربین‌های مداربسته و نظارت دائم بر مسجدالاقصی حاصل شده است. طرح فوق مورد استقبال بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز قرار گرفته است، با این حال شیخ عکرم صبری، مفتی الاقصی در مصاحبه با «قدس پرس» گفته بود، نصب دوربین‌های نظارتی بر الاقصی مانند شریک کردن اسرائیل در اداره الاقصی است. سلام فیاض، نخست وزیر پیشین فلسطینی، نیز روز یکشنبه گفت او و بسیاری از فلسطینی‌ها از پیشنهاد نصب دوربین‌های نظارتی نگران هستند زیرا خروجی دوربین‌های نظارتی در دست اسرائیل خواهد بود.  گفتنی است که سازمان اوقاف اردن مسئولیت کنترل این مسجد الاقصی را بر عهده دارد.

براورد مناقشه عربی-اسرائیلی در طول دهه های سپری شده نشان می دهد که حکام اردن هاشمی به عنوان کشوری که دارای بیشترین مرز با سرزمین های اشغالی و کرانه باختری بوده به دلیل وابستگی مفرط به دولت ایالات متحده و در راستای مقاصد شخصی خویش (انضمام کرانه باختری و قدس شریف به این کشور) بیشترین خیانت را به آرمان فلسطینی ها و مسلمانان نموده است. خیانتی که مختص به دو دهه اخیر (پس از گفتگوهای مادرید و اسلو) نبوده و به پیش از آن (عدم مشارکت جدی در کنار ارتش های عربی در تقابل با اسرائیل) باز می گردد. لذا بر آن شدیم که در گزارشی تصویری توام با توضیحات لازم به نقش غیر سازنده دولت اردن هاشمی در طول سال های غصب سرزمین های فلسطینی و حرکت امان در راستای مقاصد رژیم صهیونیستی و ایالات متحده پرداخته و از طرح های مد نظر این رژیم مانند ایجاد کنفدراسیون اردنی-فلسطینی و خیانت های مرتکب شده در حق فلسطینی ها و جایگاه اردن در جهت تحقق طرح های آمریکایی در منطقه پرده برداری نماییم، سیاستی که مختص به ملک حسین بن طلال (پادشاه پیشین اردن) نبوده و اکنون نیز با همان جدیت از سوی پسرش ( عبدالله دوم) پیگیری می شود.


اردن هاشمی کشوری با قریب به 6.5 میلیون جمعیت در منطقه خاوری رود اردن و در خاورمیانه واقع شده است.کشور اردن در سال ۱۹۲۱ بنیان گزاری شد و در سال ۱۹۲۲ به عنوان یک تحت الحمایه بریتانیا به رسمیت شناخته شد و در ۱۹۴۶ به استقلال رسید. نیمی از کشور اردن را صحرای عرب پوشانده ولی بخش باختری کشور دارای منطقه نسبتا حاصل خیزی می باشد. اردن یک کشور پادشاهی مشروطه‌است که قانون اساسی آن در ۸ ژانویه ۱۹۵۲ به تصویب رسیده‌است. قوه مجریه در اختیار پادشاه اردن و هیئت وزیران وی است. شاه کلیه قانونها را امضاء و تصویب می‌کند. استقلال اردن یک سال پس از اتمام جنگ جهانی دوم و دو سال پیش از غصب رسمی سرزمین های فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی صورت می پذیرد. بخش عمده ای از جمعیت کنونی اردن را عرب های فلسطینی تبار تشکیل می دهند که در سال های اشغال و آوارگی به اردن سرازیر شده اند.

پس از ترور شاه عبدالله اول در سال 1951 در بیت المقدس پسرش طلال بن عبدالله جایگزین وی شد. طلال به دلیل ابتلا به بیماری اسکیزوفرنی تنها یک سال بر اردن حکمرانی نمود و در سال 1952 و در اوج تنش های اعراب با رژیم تازه تاسیس صهیونیستی نوجوانی 17 سال به نام حسین بن طلال به عنوان پادشاه تعیین شد. ملک حسین رسما از سال 1953 (رسیدن به سن قانونی) تا 1999 بر اردن حکمرانی نمود و نقش بسزایی در تحقق اهداف مد نظر ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی ایفا نمود. تصویر فوق جوانی ملک حسین بن طلال را به عنوان یکی از سکان داران کلیدی خاورمیانه نشان می دهد.

سال های اولیه استقلال رسمی اردن و برخی کشورهای دیگر عربی مصادف با دگرگونی گسترده در خاورمیانه است. سرانجام و پس از کش و قوس های فراوان در حدفاصل 1919 تا 1948 و مهاجرت گسترده یهودیان به سرزمین های فلسطینی توام با تسهیل شرایط برای آن ها از سوی بریتانیا که در آن زمان بر سرزمین های فلسطینی قیومیت داشت، دولت صهیونیستی توسط شماری از رهبران یهودی بنیان نهاده شد. تصویر فوق دیوید بن گورین موسس رژیم صهیونیستی را در کنار رهبران یهودی نشان می دهد. بن گوریون در این روز ( 14 می 1948) رسما تولد رژیم صهیونیستی را اعلام می کند. شخصی که تابلوی او پشت سر بن گورین نصب شده تئودور هرتزل مبتکر ایجاد دولت صهیونیستی برای یهودیان می باشد. اولین بار هرتزل بود که ضرورت وجود دولتی برای یهودیان را با توجه به ادله خود مطرح نمود.

دولت اردن به دلیل داشتن بیشترین مرز با رژیم صهیونیستی و آن چه کرانه باختری نامیده می شود از اهمیت بسزایی هم برای جهان عرب و هم برای حامیان رژیم صهیونیستی محسوب می شده است. درگیری های فزاینده از نوامبر 1947 تا می 1948 میان فلسطینی ها و صهیونیست هاادامه یافت، اما برتری تسلیحاتی یهودیان در کنار نیروهای کارآزموده آن ها که تجربه حضور در لشکرهای دول متفق در جنگ دوم جهانی را داشتند سرانجام نتیجه جنگ را به نفع آن ها تغییر داد و همین امر زمینه اولین پیروزی اسرائیل را فراهم آورد. اعراب بدوی با کمترین امکانات به مقابله با یهودیان می رفتند که حمایت انگلیس را پشت سر خویش داشتند. اعلام منشور استقلال در سال 1948 موجب درگیری مجدد میان کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی شد. قدرت بالای جوخه های نظامی اسرائیل و در اختیار داشتن سلاح های مدرن شکست سختی را به اعراب تحمیل نمود. نابسامانی حاکم بر اردن و وابستگی آن به بریتانیا موجب عدم مداخله چشم گیر اردن در تحولات ضد صهیونیستی وقت شده بود. تصویر فوق مرزهای اردن و رژیم صهیونیستی را نشان می دهد، دو منطقه کوچک واقع در تصویر کرانه باختری (دست راست) و باریکه غزه می باشند.

نفوذ بالای افکار ضد صهیونیستی در جهان عرب به ویژه از سوی ناصریست ها و تلاش برای حمایت از آرمان فلسطین، ملک حسین جوان را بر آن داشت تا در مقاطعی به همراهی با رهبران عربی برای مقابله با اسرائیل بپردازد. حضور گسترده نیروهای وابسته به اخوان المسلمین، فلسطینی های آواره و حامیان گسترده جمال عبدالناصر در اردن در ترغیب ملک حسین نقش بسزایی ایفا نمود. تصویر فوق شماری از رهبران عرب به ترتیب از راست: ملک حسین، جمال عبدالناصر، یاسر عرفات و معمر قذافی را نشان می دهد.

رژیم اردن پیش از روی کار آمدن ملک حسین و در اقدامی که مورد تایید بریتانیا نیز واقع شد در سال 1950 و در خلال آتش بس نصفه و نیمه اعراب با صهیونیست ها عملا کنترل کرانه باختری اردن و شرق بیت المقدس (منطقه قدیمی این شهر که مسجدالاقصی نیز در آن واقع است) را در اختیار گرفت. سال های دهه ی پنجاه و ابتدای شصت نشان می دهد که ملک حسین با بی اعتنایی نسبت به اشغال فلسطین ( به نسبت سایر رهبران عرب) در پی تثبیت موقعیت خویش و کسب امتیازهای گسترده مالی از جهان غرب برآمده است. پس از تشکیل جمهوری متحده عربی توسط مصر و سوریه و نیز وقوع انقلاب عراق در سال ۱۹۵۸، مسیرهای بازرگانی اردن و عرضه نفت عراق قطع شدند. در پی آن، اردن ناچار شد از ایالات متحده و بریتانیا که از گسترش درگیری‌ها بین اردن و جمهوری متحده عربی جلوگیری می‌کردند، درخواست کمک کند. تصویر فوق جوانی ملک حسین در کنار همسرش را نشان می دهد. تصویر فوق دینا بنت عبدالحمید همسر اول و مصری تبار ملک حسین را نشان می دهد. وی اولین همسر ملک حسین و مادر بزرگ‌ترین فرزند او یعنی علیه بنت الحسین است. او و ملک حسین در سال 1955 با هم ازدواج کردند. این ازدواج دو سال بعد در سال 1957 میلادی به جدایی انجامید.

ملک حسین بن طلال در طول زندگی چهار بار از دواج نمود. ازدواج دوم او با یک دختر انگلیسی و در سال 1961 صورت گرفت. براساس مدارک و شواهد موجود مادر ملک عبد الله، شاهزاده مَني الحسين يا آنتونيت گاردنر انگليسی الاصل و يهودی بود که در 25 آوريل 1941 ديده به جهان گشود. وی مادر پادشاه کنونی اردن عبد الله دوم بن حسين است. پس از ازدواج ملک حسين پادشاه پيشين اردن با آنتونيت بر وی نام شاهزاده " مُني الحسين" را گذاشت.آنتوانيت گاردنر در 21 دسامبر 1971 از پادشاه سابق اردن جدا اما به وی اجازه داده شد، که عنوان و لقب سلطنتی خود را حفظ کند.

با این حال و با وجود خصومت های صورت گرفته در خلال دو دهه پس از شکل گیری رژیم صهیونیستی میان اعراب و اسرائیل، هم چنان شهر استراتژیک بیت المقدس دوپاره بوده و بخش شرقی آن تحت اختیار نیروهای فلسطینی ( که تحت قیومیت دولت اردن بودند) و بخش غربی آن در اختیار صهیونیست ها بود. بیت المقدس شهری در دامنه جبال الخلیل و یکی از قدیمی ترین شهرهای جهان می باشد. هر دو طرف ادعای مالکیت بر تمامی شهر را داشته و می گویند این شهر پایتخت آتی دولت های شان خواهد بود. بیت المقدس اهمیت بی نظیری نزد مسلمانان دارد، این شهر به عنوان قبله اول مسلمین محسوب شده و مسلمانان معتقدند رسول مکرم اسلام از این شهر به معراج رفته اند. در وسط قبة الصخره، تخته سنگ بزرگی واقع است، صخره ای که به باور مسلمانان، پیامبر اسلام از روی آن به معراج رفت. مناطق وسیع کرانه باختری متشکل از رام الله، الخلیل، بیت لحم و... نیز چون بیت المقدس تحت اختیار نیروهای اردنی قرار داشت. تصویر فوق این مکان مقدس را نشان می دهد.

در ماه مه سال ۱۹۶۷، اردن با سوریه یک پیمان دفاعی مشترک امضا نمود. در همین سال و جنگ موسوم به جنگ شش روزه، صهیونیست ها تحت عنوان پیش دستی بر حمله ی احتمالی عبدالناصر مبادرت به حمله ی هم زمان بر علیه مصر، سوریه، اردن و لبنان نموده و در کمتر از شش روز مناطقی وسیع از این چهار کشور را تصرف کرده و شکست سنگینی را بر ارتش های عربی تحمیل نمودند. در خلال جنگ فوق بیت المقدس شرقی و کرانه باختری که تحت کنترل اردنی ها و فلسطینیان بود به طور کامل به تصرف رژیم اسرائیل درآمده و تا امروز اشغال این مناطق ادامه داشته است. تصویر فوق حسین بن طلال را در میان نیروهای مسلح اردن نشان می دهد.

سپتامبر سیاه را می توان از اقدامات شنیع دوره حکمرانی ملک حسین بن طلال به شمار آورد. مقطعی که از سپتامبر 1970 تا ژوئیه 1971 ادامه یافته و به مرگ ده ها هزار فلسطینی و صدها اردنی منجر گردید. شماری از تاریخ نویسان نوشته اند که جنگ فوق میان دو گروه عمده جمعیت اردن یعنی فلسطینیان تحت عنوان سازمان آزادی بخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات و نیروهای مسلح اردن به رهبری ملک حسین صورت گرفت. دلیل اصلی جنگ تلاش برای به دست گرفتن رهبری اردن عنوان شده است. نبرد مسلحانه در ژوئیه ۱۹۷۱ که رهبری سازمان آزادی بخش فلسطین و بخش عمده نیروهای شبه‌نظامی آن به لبنان نقل مکان کردند، پایان یافت.

جمال عبدالناصر در ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۰ پس از پایان نشست اضطراری سران اتحادیه عرب و چند ساعت پس از آن‌که شیخ صباح سوم امیر کویت آخرین مهمان اجلاس را تا فرودگاه بدرقه کرد دچار سکته قلبی شد و پس از انتقال به منزل شخصیش درگذشت. در هنگام مرگ همسر ایرانیش تحیه، معاون اولش محمد انور سادات و دوست شخصیش محمدحسنین هیکل بر بالینش حاضر بودند. این اجلاس برای پایان بخشیدن به جنگ خونین میان فدائیان فلسطینی و ارتش اردن معروف به سپتامبر سیاه در هتل نیل هیلتون قاهره برگزار شده و پس از عقد پیمان صلح میان یاسر عرفات رهبر فلسطینیان و ملک حسین پادشاه اردن پایان یافته بود. مرگ ناگهانی ناصر، مصر و جهان عرب را شوکه کرد. مراسم تشییع جنازه او با حضور دست‌کم پنج میلیون عزادار و حضور تمامی رهبران کشورهای عربی برگزار شد. ملک حسین و یاسر عرفات در مقابل مردم گریه کردند و معمر قذافی بنا بر گزارش‌ها دو بار غش کرد. جسد عبدالناصر در مسجد نصر که به مسجد عبدالناصر تغییر نام داده شد منتقل و در آن‌جا به خاک سپرده شد. بر اثر شورش‌های پس از مرگ ناصر در بیروت چندین نفر کشته شدند و در شهر قدیم بیت المقدس حدود ۷۵ هزار عرب راهپیمایی کردند. با مرگ جمال عبدالناصر، محمد انور سادات معاون وی عهده دار قدرت در قاهره شد. تصویر فوق رهبران جهان عرب در حال عزاداری و قامت نماز بر پیکر جمال عبدالناصر را نشان می دهد. رهبران عرب از راست به ترتیب: یاسر عرفات ( رهبر فلسطینی ها)، هواری بومدین (رئیس جمهور الجزایر)، جعفر النمیری (رئیس جمهور سودان)، انور سادات (رئیس جمهوری مصر)، معمر قذافی (رهبر لیبی) و حسین الشافعی (از مقامات بلند پایه مصری) را نشان می دهد.

مرگ جمال عبدالناصر شکاف ها در جامعه عربی را بیش از پیش نمایان کرد. شکست های پی در پی اعراب از اسرائیل شماری از رهبران عربی و در صدر آنان ملک حسین بن طلال را نسبت به تداوم رویارویی با اسرائیل دچار تردید نمود. به واقع می توان مرگ ناصر را نقطه افول اندیشه مبارزه با اسرائیل بر مبنای اصول پان عربیسم دانست. تصویر فوق به ترتیب از راست: ملک حسن (پادشاه مراکش)، حبیب بورقیبه (رئیس جمهور تونس)، عبدالسلام عارف (رئیس جمهور عراق)، جمال عبدالناصر و ملک حسین بن طلال را نشان می دهد.

در ششم اکتبر  1973 رهبران دو کشور مصر و سوریه در اقدامی پیش دستانه و جهت جبران شکست های وارده به اسرائیل حمله نمودند. سرعت برق آسای اعراب به حدی بود که به گفته ی آگاهان مسائل نظامی فاصله اندکی تا ریخته شدن صهیونیست ها به دریا وجود داشت، با این حال و در آخرین دقایق آمریکایی ها مستقیما به حمایت از ارتش صهیونیستی پرداخته و مانع از شکست آن شدند. ارتش اسرائیل توانست در مدت اندکی شکست های وارده را جبران نموده و نیروهای عربی را به عقب براند. سرانجام طرفین تن به آتش بس مجدد دادند. جنگ فوق بدلیل آغاز در روز یوم کیپور ( مقدس ترین روز یهودی ها) به جنگ یوم کیپور مشهور شد. در حالی رهبران مصر، سوریه، عراق و عموم اعراب از این حمله حمایت نموده بودند که اردن هاشمی با اعلام بی طرفی و ممانعت از رویارویی با اسرائیل شاهد کشیده شدن نبردها به خاک این کشور و کرانه باختری نبود. احمد جبرئیل معتقد است که حتی در سال های مبارزه فلسطینی ها و با دولت اردن در ابتدای دهه هفتاد میلادی و احتمال ورود نظامیان سوریه به اردن در حمایت از نیروهای فلسطینی، ملک حسین از اسرائیل درخواست یاری نمود. تصویر فوق نمایی از جنگ یوم کیپور است.


در خلال دهه شصت و هفتاد میلادی اگرچه رهبران ناسیونایست عرب به مقابله جدی با اسرائیل پرداخته  و حمایت های مالی شیخ نشین های خلیج فارس را پشت سر خویش احساس می نمودند، با این حال شیوخ محافظه کار عرب با بی رغبتی به مبارزه با اسرائیل پرداخته و به واسطه نگرانی از خطر  نفوذ رهبران کاریزمای جهان عرب هم چون ناصر در کشورهای شان و نفوذ کمونیست ها بیش از پیش به جرگه هم پیمانان آمریکا نزدیک شدند، در این میان ملک حسین پادشاه اردن نیز به مرور خط خود را از رهبران ناسیونالیست عرب جدا نموده و به مواضع شیوخ مرتجع خلیج فارس به رهبری عربستان سعودی نزدیک می شود. تصویر فوق به ترتیب از راست: کمیل شمعون (رئیس جمهور لبنان)، ملک سعود (پادشاه سعودی)، شکری قوتلی (اولین رئیس جمهور سوریه)، ملک حسین (پادشاه اردن) و ملک فیصل ثانی ( آخرین پادشاه عراق) را نشان می دهد.

با وجود اتحاد نسبی جهان عرب در مقابله با اسرائیل، اعراب در طول دهه های سپری شده ضربات مهلکی را از اسرائیل پذیرفته بودند تا آن جا که در پایان جنگ 1973 موسوم به جنگ یوم کیپور، صحرای پهناور سینای مصر، بلندی های جولان سوریه، کرانه باختری و نوار غزه فلسطین، مناطقی از اردن و بخش هایی از جنوب لبنان به تصرف اسرائیل در آمده بود، همین امر زمینه دلسردی بیش از پیش شماری از رهبران عربی را فراهم نمود. سرانجام و پس از گفتگوهای پیدا و پنهان و با واسطه گری آمریکا و ایران، رژیم انور سادات در اقدامی غیر قابل تصور خط خود را از سایر جهان عرب جدا نموده و با وضع پیمانی با اسرائیل از در صلح در می آید، پیمانی که در 17 سپتامبر 1978 و با نام صلح کمپ دیوید شهرتی جهانی پیدا می کند. در این پیمان دو طرف مصری و صهیونیستی با وساطت طرف آمریکایی تعهداتی را در قبال یکدیگر پذیرا می شوند. تصویر فوق به ترتیب از راست: مناخیم بگین ( نخست وزیر اسرائیل)، جیمی کارتر (رئیس جمهور آمریکا) و انور سادات را نشان می دهد.

براورد تحولات حاکم بر اردن در دهه هفتاد میلادی حکایت از افزایش سطح روابط میان این کشور با رژیم شاهنشاهی ایران دارد تا آن جا که از ملک حسین به عنوان مهمان همیشگی تفریح های شاه در خارج از کشور نام برده می شود. تصویر فوق ملک حسین را در کنار جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا و محمد رضا پهلوی متشار کلیدی آمریکا در منطقه نشان می دهد.

علياء بهاء الدين طوقان با شهرت علياء ملكة الأردن در سال 1971 به عنوان سومین همسر ملک حسین به امان آمد. ملک حسین به مانند عمده شیوخ عرب به عیاشی و خوش گذارانی های مفرط شهره بود. فقدان منابع مالی مناسب در این کشور عملا او را به همسویی با کشورهای ثروتمند منطقه نظیر رژیم شاه در ایران و رژیم صدام حسین پس از وقوع انقلاب اسلامی جهت اخذ منابع مالی متمایل ساخت.

یک سال پس از وضع کمپ دیوید، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران روحیه مضاعفی را برای انقلابیون فلسطینی در پی داشت. ایران تا پیش از انقلاب به عنوان یکی از بزرگترین متحدین اسرائیل در منطقه محسوب می شد، با این حال و پس از پیروزی انقلاب، رهبران انقلابی مستقر در تهران حمایت از فلسطین و مقابله با اسرائیل را بخشی از آرمان های خود خواندد. وقوع انقلاب در ایران و سقوط شاه زمینه نارضایتی برخی رهبران عرب نزدیک به او هم چون سادات و ملک حسین را در پی داشت. از همین روست که شاهدیم ملک حسین جهت کسب حمایت مالی از رژیم ثروتمند صدام حسین و آن چه احیای حیثیت اعراب نامیده می شد (پس از شکست های گسترده از اسرائیل) به حمایت از حزب بعث در حمله به ایران پرداخت.

با گذشت بیش از سه دهه از حکمرانی ملک حسین در اردن وی با سرکوب شدید مخالفین به ویژه گروه اسلام گرای اخوان المسلمین و مقابله با گروه های فلسطینی و عدم درگیری با رژیم اسرائیل بیش از پیش بر قدرت داخلی خود افزود.

وضع کمپ دیوید از سوی مصر، حمله صدام حسین به کویت در آغاز دهه نود میلادی، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و اشتباهات مکرر رهبری فلسطینی ها گویا زمینه چند پارگی بیش از پیش جهان عرب را در پی داشت، امری که دست آمریکا جهت تحمیل اسرائیل به ملت ها و دولت های منطقه را بیش از پیش باز گذارد، فرایندی که نهایتا منجر به صلح برخی دول عربی نظیر اردن با اسرائیل گردید.  بن گوریون موسس رژیم صهیونیستی همواره از زمان اشغال سرزمین های فلسطینی بر ایجاد شکاف میان اعراب بویژه نزدیکی با مصر جهت حیات و بقای اسرائیل تاکید می نمود، امری که با میانجی گری شاه ایران و حمایت آمریکا نهایتا به سرانجام خویش دست یافت. از سوی روابط حسنه ساف با تهران دیری نپایید و با حمله صدام حسین به ایران دگرگون گشت. عرفات جهت جلب نظر مساعد صدام و تاکید بر اندیشه هایی با محوریت عرب گرایی، ناگزیر با شروع جنگ به حمایت از صدام حسین پرداخت. نزدیکی هرچه بیشتر جنبش ساف به بغداد، شکاف ها میان تهران و رام الله را افزود. شکاف هایی که با وجود گذشت چهار دهه همچنان پابرجا مانده است. حمله سال 1982  اسرائیل به جنوب لبنان موجب رودررویی فلسطینی ها با صهیونیست ها شد. اسرائیل با حمایت مسیحی های وابسته به خود مبادرت به اشغال بیروت می نماید. این رخداد موجب اخراج ناخواسته فلسطینی ها از لبنان می گردد. فقدان مکان ، حضور صهیونیست ها در لبنان، عدم پذیرش فلسطینی ها از سوی اردن، سوریه و مصر موجب بی مکانی فلسطینی ها می شود. رایزنی های گسترده ساف نهایتا به انتقال دفاتر این جنبش به تونس می گردد. حمله سال 1990 میلادی عراق به کویت را می توان آخرین اشتباه راهبردی عرفات دانست. یاسر عرفات که تا کنون با حمایت دولت های عربی توانسته بود به حیات سیاسی خویش ادامه دهد ناگزیر بود تا از میان صدام و سایر دولت های عربی یکی را انتخاب کند، چرا که اشغال کویت با مخالفت و واکنش صریح تمام دولت های عرب مواجه شده بود. عرفات با محاسبه اشتباه تحولات و فریب قدرت نظامی صدام، از اشغال کویت توسط عراق حمایت نمود، این استراتژی موجب طرد سازمان آزادی بخش فلسطین از سوی اعراب گردید. حمله ناتو به عراق و ایزوله صدام، موقعیت ساف را در سطح منطقه بشدت متزلزل ساخت و دیگر هیچ دولتی حاضر به حمایت از این سازمان نبود. تصویر فوق عرفات را در میان شبه نظامیان وابسته به سازمان آزادی بخش فلسطین نشان می دهد.

در سال ۱۹۹۱، اردن توافق کرد تا به همراه سوریه، لبنان، و نمایندگان فداییان فلسطین به رهبری عرفات، در مذاکرات مستقیم با اسرائیل در کنفرانس مادرید که روسیه و آمریکا حمایت مالی آن را بر عهده داشتند شرکت کند. در این مذاکرات در مورد پایان مخاصمات با اسرائیل بحث شد و در ۲۵ ژوئیه۱۹۹۴ بیانیه‌ای در این مورد صادر گردید (رجوع کنید به بیانیه واشنگتن). در نتیجه در ۲۶ اکتبر ۱۹۹۴، پیمان صلح اسرائیل-اردن به امضا رسید و به ملک به آرزوی دیرینه خویش دست یافت. تصویر فوق او را در حین دست دادن با اسحاق رابین نخست وزیر رژیم صهیونیستی در کنار بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا نشان می دهد.

جناح فلسطینی به رهبری عرفات در طول سال های پس از اخراج از لبنان، به دلیل عدم حضور فیزیکی نزدیک رهبران ساف با فلسطینی ها، میزان نفوذ رهبران سازمان بر جامعه فلسطینی کاسته شد. در این فرآیند صهیونیست ها بر آن بودند با آغاز گفتگو با برخی فلسطینی های ساکن در غزه و کرانه باختری قبح آغاز گفتگوها را میان طرفین بشکنند، این امر ضمن تضمین منافع اسرائیل در راستای پذیرش موقعیت سیاسی اش در میان جامعه فلسطینی موجب خارج شدن بیش از پیش رهبری فلسطینی ها از دست عرفات خواهد شد. وقوع این فرآیند و عواملی که پیشتر بدان ها پرداخته شد فضایی را مهیا ساخت که عرفات این گونه بیاندیشد که در صورت عدم آغاز گفتگوهای مستقیم با طرف اسرائیلی عملا سهمی در آینده فلسطین نخواهد داشت، لذا با پیش دستی از آغاز این گفتگو ها استقبال نمود. قرار داد موسم به پیمان اسلو میان دو طرف فلسطینی را می توان نخستین موافقتنامه رودروی حکومت اسرائیل و سازمان آزادیب خش فلسطین (ساف) دانست که در سال ۱۹۹۳ به امضای دو طرف رسید (پیش از صلح مستقیم اردن با اسرائیل) . پیمان اسلو تلاشی برای تعیین یک چارچوب مشخص بود که به حل‌وفصل کامل منازعه اسرائیل و فلسطین بینجامد، مذاکراتی که منجر به امضای این پیمان شد به طور مخفیانه در اسلو  پایتخت نروژ انجام شده و در ۲۰ اوت ۱۹۹۳ به پایان رسید و این پیمان به طور رسمی در ۱۳ سپتامبر ۹۳ در واشینگتن دی‌سی با حضور یاسر عرفات، اسحاق رابین و بیل کلینتون به امضا رسید. این پیمان تشکیل حکومت خودگردان فلسطین را به عنوان یک نهاد اداری موقت مقرر کرد. قرار بر این بود که پیمان اسلو فقط برای یک دوره پنج سالله اعتبار داشته باشد و سپس جای خود را به یک توافق دائمی بدهد. مسائلی چون وضعیت بیت‌المقدس، آوارگان فلسطینی، شهرک‌های اسرائیلی، مسائل امنیتی و تعیین مرزها بایستی در توافق دائمی حل‌وفصل می‌ شدند، اموری که اکنون و با وجود گذشت بیش از دو دهه هم چنان تحقق نیافته اند. ساف در پیمان اسلو دولت اسرائیل را به رسمیت شناخته و کاربرد خشونت را محکوم کرد. اسرائیل نیز ساف را به عنوان نماینده قانونی مردم فلسطینی به رسمیت شناخت و یاسر عرفات اجازه یافت تا به فلسطین بازگردد.گفتنی است که بنابر اسناد موجود ملک حسین نقش بسزایی در تحقق فرایند سازش میان عرفات و رابین ایفا نموده امری که در صورت تحقق می توانست دست اردن را ایجاد روابط با اسرائیل و آن چه رفع خصومت های چندین ساله می نامد باز گذارد!

رژیم ملک حسین در طول سال های پیش و پس از وضع صلح جهت ارتقای منافعش به گونه ای پیدا و پنهان از طرح ادغام سرزمین های فلسطینی واقع در کرانه باختری و بیت المقدس شرقی به اردن موسوم به ایجاد کنفدراسیونی اردنی –فلسطینی حمایت نموده است. رژیم اردن تا پیش از جنگ 1967 عملا کنترل مناطق فوق را عهده دار بوده و اکنون بر آن است ضمن افزایش و جایگاه خود در منطقه از طریق افزایش سرزمینی به مهار فلسطینی ها بپردازد، امری که به شدت از سوی آمریکا و اسرائیل نیز در طول چند دهه اخیر (به دلیل مخالفت با تاسیس کشوری به نام فلسطین) به گونه ای مخفی دنبال می شود. تصویر فوق ملک حسین را در کنار اسحاق رابین نشان می دهد.

کنفدراسیون اتحادیه‌ای مرکب از چند ایالت خودمختار یا کشور است که با حفظ حاکمیت خود برای نیل به اهداف مشترک، امور سیاست خارجی و دفاعی را در یکی از ایالت‌ها یا کشورها متمرکز می‌کنند. بر مبنای طرح م نظر اردن که حمایت اسرائیل را نیز پشت سر خویش داشت، کرانه باختری به خاک اردن انضمام شده و بدون دارا بودن ارتش و آن چه که امنیت احتمالی اسرائیلی ها را تهدید نماید، زیر نظر پلیس اردن اداره شود. بر این اساس دیگر طرحی به نام ایجاد کشور مستقل فلسطینی مطرح نبوده است. در آن مقطع صهیونیست ها تلاش داشتند همین پروژه را در باریکه ی غزه اجرا نموده و اداره آن را هم چون پیش از سال 67 در اختیار حکومت مصر قرار دهند.

ملکه نور الحسین با نام شناسنامه ای الیزابت نجیب الحلبی‌ همسر چهارم ملک حسین پادشاه اردن بود. نور الحسین در واشنگتن در ایالات متحده آمریکا از پدری سوری و مادری آمریکایی به‌دنیا آمد. پدر او کارمند دولت بود و در یک شرکت هواپیمایی نیز کار می‌کرد. این ازدواج در سال 1978 به وقوع پیوسته و تا مرگ ملک حسین تداوم یافت.

ملک حسین با وجود زندگی اندک با سه تن از زنانش مجموعا از تمامی همسرانش ده ها بچه بر جای گذارده است، با این وجود این عبدالله دوم بود که برای بر عهده گرفتن منصب حکومت پس از مرگ ملک حسین انتخاب شد.

 از ملک حسین از زمان آغاز گفتگوهای رسمی میان فلسطینی ها و صهیونیست ها تا زمان مرگش به عنوان کلیدی ترین متحد آمریکا در فرآیند صلح نام برده می شود. ملک حسین در طول سال های فوق ضمن مبارزه با جنبش های جهادی مستقر در فلسطین در راستای تثبیت موقعیت اسرائیل در منطقه و تداوم آن چه گفتگوهای صلح نامیده می شود بسیار کوشید و مزد این تلاش ها را در تداوم حکمرانی اش بر اردن و هم چنین کمک های هنگفت مالی آمریکا و رژیم صهیونیستی دریافت نمود. وی درباره نقض مکرر حقوق فلسطینی ها از طریق ساخت شهرک ها ، ممانعت از ورود آوارگان فلسطینی، یهودیسازی قدس و... عموما سکوت نمود. تصویر فوق نمونه ای از مذاکرات سازش را نشان می دهد که در آن روسای جمهور آمریکا (کلینتون)، مصر (حسنی مبارک)، نخست وزیر اسرائیل (رابین)، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی ( عرفات) و ملک حسین حضور دارند.

گفته می‌شود که در سال 1987 دیداری محرمانه میان شاه حسین و شیمون پرز وزیر خارجه وقت اسرائیل در انگلیس برگزار شد، در آن ‌دیدار دو طرف توافقنامه‌ای را امضا کردند که به توافق لندن موسوم شد، در این توافق تاکید شده بود که بخش بیشتر کرانه باختری به جزئی از ایالت‌های فدرالی اردن و فلسطین تبدیل شود، بر اساس این مفهوم اسرائیل از برخی مناطق فلسطین اشغالی دست بر می‌دارد و بنا به ادعای اسرائیلی‌ها، فلسطینی‌ها از اشغال اسرائیل خلاص می‌شوند و استقلال محدود به دست می‌آورند. در این زمان اردن تنها کشوری خواهد بود که حضور نیروهای نظامی آن در منطقه مجوز می‌گیرد، این طرح اما از سوی اسحاق شامیر نخست‌وزیر وقت اسرائیل به طور کلی رد شد، بعد از مدت کوتاهی ملک حسین نیز ظاهرا اعلام کرد که اردن از ایفای نقش فلسطینی در کرانه باختری کنار می‌رود، برآورد مواضع آتی اردن هاشمی اما خلاف این را نشان می دهد.

فضای عمومی حاکم بر اردن به گونه ای بود که عامه انتظار جایگزینی شاهزاده حسن به جای پدر را منتظر بودند با این حال انتخاب عبدالله دوم به عنوان جانشین ملک حسین از با چراغ سبز بریتانیا و آمریکا روبرو شد.عبدالله دوم از آغاز نوجوانی برای ادامه تحصیل رهسپار بریتانیا و سپس ایالات متحده آمریکا گردید. وی در سال ۱۹۸۰، به عنوان دانشجوی دانشکده افسری سلطنتی سندهرست بریتانیا وارد این دانشکده شد. عبدالله در سال بعد در نتیجه یک ماموریت با درجه ستوان دوم وارد سواره‌نظام سلطنتی سیزدهم/هجدهم (ملکه مری) شد. ملک عبدالله از روابط نزدیکی با ارتش انگلیس برخوردار است و در سواره‌نظام سبک، که یک هنگ زرهی است دارای درجه سرهنگی و جانشین فرمانده سواره‌نظام سلطنتی است.

عبدالله دوم در ژانویه 1993 با دختری فلسطینی تبار (زاده کویت) به نام رانیا یاسین که بعدها به ملکه رانیا شهره شده ازدواج نمود.

سرانجام ملک حسین بن طلال پس 47 سال حکومت بر اردن هاشمی و خدمات بی دلیل به بریتانیا، ایالات متحده و رژیم اشغالگر صهیونیستی و خیانت به آرمان امت عربی و اسلامی در سن 64 سالگی در سال 1999 گذشت. مقامات وقت کشورهای غربی در مراسم وی حضور پیدا کرده و بن طلال را دوستی کم نظیر برای خود توصیف نمودند.

عبدالله پس از مرگ پدرش ملک حسین در تاریخ ۷ فوریه ۱۹۹۹ به پادشاهی رسید. حسین در تاریخ ۲۴ ژانویه وی را ولیعهد خواند و وی را جایگزین برادرش شاهزاده حسن کرد که سال‌های زیادی این منصب را در اختیار داشت. این تصمیم وی چندان مطلوب عموم واقع نشد چرا که مادر عبدالله، شاهزاده مونا الحسین آنتونیت آوریل گاردینر (که عموماً از وی تحت عنوان تونی آوریل گاردینر نام برده می‌شد) در اصل، زاده انگلیس بود. امری که بحث بسیاری را به راه انداخت، این مساله‌است که وی تنها پادشاه اردن است که از دودمان انگلیسی و عربی است با این حال شماری از مورخین مادر عبدالله را یهودی دانسته اند. مادر ملک عبدالله در تصویر فوق و در مراسم ازدواج شاهزاده عبدالله قابل مشاهده است.

عبدالله ثانی هم چون پدرش از ابتدای آغاز حکمرانی ضمن تعهد نسبت به معاهدات پیشین به در راستای ارتقای روابط میان امان-تل آویو گام برداشت. اگرچه گفته می شود که او در  ایجاد اقتصادی سالم و کارا در اردن تلاش نموده با این حال از عبدالله انتقاد می‌شود که وی دارای حکومتی مستبد است و آزادی‌های اولیه همچون آزادی بیان، آزادی مطبوعات، و حق اعتراض را محدود کرده‌است. دیدبان حقوق بشر در نشریات گوناگون خود سیاست داخلی ملک عبدالله به‌ویژه در مورد دیدگاه وی در ارتباط با شکنجه و آزار واذیت انسان را محکوم کرده‌است. تصویر فوق دیدار او با شیمون پرز رئیس جمهور وقت اسرائیل را نشان می دهد.

یاسر عرفات رهبر ساف و جنبش فتح که قریب به چهار دهه رهبری فلسطینی ها را در مبارزه با اسرائیل بر عهده داشت در سال 2004 در بیمارستانی نظامی در پاریس در گذشت. ده سال پایانی منتهی به مرگ وی با پذیرش موجودیت رژیم صهیونیستی از جانب سازمان تحت رهبری اش همراه بود. با این حال موقعیت وی بدلیل افزایش پایگاه جنبش اسلام گرای حماس و عدم تحقق وعده های اسرائیل بیش از گذشته رو به زوال رفت، به گونه ای که اواخر عمرش را در خانه ای محصور توسط صهیونیست ها در رام الله سپری کرد. تحولات فوق در حالی پیش رفته است که عبدالله ثانی به عنوان طرف اصلی مذاکرات موسوم به صلح با عقب نشینی و عدم حمایت از حقوق فلسطینی نقش بسزایی در تضعیف طرف فلسطینی ایفا نمود.

بواقع تضعیف موج مبارزه با اسرائیل با محوریت اندیشه های چپ، عدم نتیجه گیری در گفتگوهای موسوم به صلح و تلاش صهیونیست ها برای تصرف اندک سرزمین های در اختیار فلسطینی ها از طریق شهرک سازی، عدم حل معضل آورگان و ...  فضایی را در طول دو دهه گذشته ایجاد کرده که موجب رشد سریع سازمان های اسلامگرا در سطح جامعه فلسطینی و سایر نقاط منطقه شده است، امری که بی شک عمدتا متاثر از آرمان های اسلامی انقلاب ایران و حمایت های این کشور از اندیشه آزادسازی تمامی سرزمین های اشغالی می باشد.

ضعف مفرط محمود عباس جایگزین جدید یاسر عرفات، در کنار حمایت یک سویه آمریکا از رژیم صهیونیستی در مذاکرات سازش و چشم پوشی بر اقدامات خراب کارانه این رژیم توامان با بی تفاوتی رهبران عربی و در راس آن ها اردن و مصر زمینه رشد روز افزون جنبش حماس در سرزمین های فلسطینی را فراهم نمود تا آن جا که در انتخابات 2006 فلسطین این جنبش اسلام گرا با ربودن گوی سبقت از رقیب خود توانست دولت تشکیل دهد. تصویر فوق تداوم مذاکرات بی سرانجام سازش را نشان می دهد.

عدم پایبندی به جامعه بین المللی بر پذیرش پیروزی حماس و درگیری های داخلی میان فلسطینیان سرانجام به استیلای حماس بر باریکه ی غزه و فتح (به رهبری عباس) بر باریکه ی غزه شده، امری که منجر به دوپارگی فلسطینیان شد. عدم ارتباط میان دو منطقه فوق و رهبران حاکم بر آن ها، رژیم صهیونیستی و طرف اردنی را بیش از پیش به در پیش گرفتن طرح کنفدراسیون ادرنی-فلسطینی مشتاق ساخت. عبدالله ثانی نگران است که در صورت تشکیل هر دولت آینده در کرانه باختری، ‌این دولت تحت سیطره حماس درآید، درست همان گونه که در مورد نوار غزه این موضوع اجرا شد، در طرف مقابل نیز نفوذ اخوان المسلمین در اردن رو به افزایش است و این دو می‌تواند فروپاشی رژیم کنونی در اردن را به دنبال داشته باشد، لذا تاسیس کنفدراسیونی که کرانه باختری را تحت اختیار طرف اردنی قرار دهد توامان منافع امان و تل آویو را تامین خواهد نمود. به باور صهیونیست ها این توافق ( ایالت فدرالی میان کرانه باختری و ارد

برچسب ها:
آخرین اخبار