امروز : دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 26
۱۳:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 153064
تاریخ انتشار: ۲۷ آبان ۱۳۹۴ - ساعت ۱۱:۰۹
تعداد بازدید: 329
به گزارش گروه بین الملل پیروان مــوعــود، در حال حاضر بیشتر مقامات و مردم کشورهای مختلف جهان با بازماندگان حملات تروریستی پاریس، ابراز همدردی می کنند ...

به گزارش گروه بین الملل پیروان مــوعــود، در حال حاضر بیشتر مقامات و مردم کشورهای مختلف جهان با بازماندگان حملات تروریستی پاریس، ابراز همدردی می کنند و این حملات محکوم شده است. اما با نگاهی به سال های اصطلاحی با عنوان "مبارزه جهانی با تروریسم"، مشخص می شود که از زمان اعلام این شعار تا کنون، نه تنها آمار حملات تروریستی کاهش نیافته بلکه بر دامنه قربانیان آن افزوده شده و محدود به چند کشور نمانده است.

پیش از پیدایش القاعده و افزایش حجم فعالیت های این گروه در افغانستان، کمتر شاهد ظهور گروه های تروریستی سازمان یافته با آرمان های جهانی بودیم. القاعده در شرایطی به وجود آمد که کشورهای عربستان، پاکستان، امارات و آمریکا سلاح مبارزه با شوروی در افغانستان را به دست مجاهدینی رساندند که از دل آن طالبان و القاعده خارج شد. القاعده با تفکری سلفی، به تکفیر تمامی مسلمانان جهان پرداخت و در مبارزه خود علیه آنچه کفر می نامید، رسالت جهانی تعریف کرد. 

دامنه حملات و فعالیت های القاعده در زمان اوج قدرت لندن، پاریس، مادرید و نیویورک را در نوردید. آن ماری که غرب به کمک عربستان و پاکستان، پرورش داده بودند به افعی تبدیل شد که تنها یک سرش در افغانستان بود. حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 تنها یک جلوه از القاعده را نشان داد. حملاتی که بهانه لازم را به جنگ طلبان نئوکان آمریکایی داد تا افغانستان و عراق را به اشغال نظامی در آورند و به جنگ خود علیه ترور، مشروعیت جهانی ببخشند. 

جنگ علیه ترور به اصطلاح مرسوم مقامات آمریکایی و اروپایی تبدیل شد. اما آنچه بر سر این مبارزه و جنگ گذشت، سرنوشت شومی برای جهان بود. پس از حملات نظامی ائتلاف غرب به عراق و افغانستان، قدرت و گستره نفوذ تروریسم افزایش پیدا کرد و آنها به سبک های جدیدی برای فعالیت های تروریستی دست پیدا کردند. 

می توان عصر پس از 11 سپتامبر را عصر "نئو تروریسم" نامید. تروریست هایی در عراق رشد پیدا کردند که اصول اولیه پدرخوانده های خود را نیز تکفیر کردند و روش های جدیدی را برای آنچه جهاد می نامیدند، بروز دادند. تشکیل حکومت اسلامی در جهان، یکی از آرمان های اصلی گروه های تروریستی تکفیری در عراق، سوریه، لیبی، افغانستان، چچن، مصر، یمن، عربستان، ترکیه و فلسطین است. آنها می خواهند، امپراطوری اسلامی عثمانی را بار دیگر ایجاد کنند. در تنها سخنرانی عمومی ابوبکر البغدادی، رهبر داعش در موصل، وی خود را در قامت امیرالمومنین مسلمانان جهان قرار داد و از همه مسلمانان دعوت کرد به سرزمین های خلافت بیایند و به خلافت اسلامی خدمت کنند. 

نئو تروریست های داعش حتی برای افزایش سرزمین های خود با نیروهای القاعده جبهه النصره در سوریه می جنگند. آنها رسالت خود را در ابعاد محلی محدود نکرده و رسالت جهانی برای خود در نظر گرفته اند. همین رسالت جهانی باعث شده هزاران جنگجوی خارجی از کشورهای مختلف جهان به این گروه بپیوندند. به طوریکه فرانسه، بریتانیا و آمریکا شاهد حضور صدها شهروند خود در سوریه و عراق در صف مجاهدین تروریست هستند. 

در 12 سال گذشته که از جنگ عراق می گذرد، تنها تحول و پدیده ای که در کشورهای غرب آسیا از خود پیشرفت درخوری نشان داده، افزایش تروریسم و آنهم در سبک های جدید است. دولت اسلامی عراق که توسط ابو مصعب الزرقاوی، نماینده القاعده در عراق متولد شد، در نسل جدید تروریست ها به دولت اسلامی عراق و شام به رهبری ابوبکر البغدادی متحول شد. در ابتدای کار بسیاری این پدیده را دست کم گرفتند و قدرت آن را محدود ارزیابی کردند. اما گذشت زمان نشان داد اکثر تحلیل ها اشتباه از آب در آمد و داعش توانست در عرض دو سال، بیش از نیمی از سوریه و یک سوم عراق را به اشغال خود در آورد. 

نئوتروریست ها، محصول کدام کشورها هستند؟

پیش از آنکه ائتلافی از کشورهای غربی و عربی برای سرنگونی بشار اسد در سوریه شکل بگیرد، قدرت مانور تروریست ها تا به این میزانی که امروزه شاهد هستیم نبود. سیل تجهیزات و تسلیحات نظامی به همراه کمک های مالی فراوان، راهی سوریه شد تا بشار اسد را از پا بیاندازد. حمایت هایی که به مرور باعث افزایش قدرت گروه های تکفیری سلفی شد و آنها را به تنها بازیگران قدرتمند عرصه جنگ داخلی سوریه تبدیل کرد. 

زمانی که ایران در سال های ابتدایی بحران سوریه، هشدار داد که حمایت های چشم بسته از مخالفان اسد، نتیجه ای بسیار گزاف برای جهان به دنبال خواهد داشت، گوش هیچ کس بدهکار نبود. سیر حوادث به گونه ای رقم خورد که تمامی پیش بینی های مربوط به قدرت گرفتن تروریسم در منطقه درست از آب در آمد و منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، برای اولین بار در تاریخ، شاهد به وجود آمدن مناطق پراکنده تحت سیطره تروریسم است.

اما تروریست هایی که در منطقه رشد کردند یا از سایر مناطق جهان به منطقه گسیل داده شدند، به دنبال ایجاد آرمان شهری هستند که توسط مبلغان تروریست به آنها وعده داده شده است. بهشت برینی که اگر در روی زمین به آن نرسیدند در آن دنیا حتما نصیبشان خواهد شد. فتواهای مفتی های سلفی در مصر، عربستان، سوریه و اردن، چنان جوانان را جذب گروه های تروریستی کرد که حتی دختران و زنانی از قلب پاریس و لندن حاضر شدند تا برای ادعای جهاد نکاح عازم خلافت اسلامی داعش شوند. نمی توان به سادگی از کنار حجم تبلیغات تروریسم و تکفیریسم در جهان گذشت. 

مجموعه ای از عوامل را می توان دلیل چنین رویش های دانست. محیط کشورهای عرب و خودکامه عربی در منطقه، خود چنین محصولاتی را پرورش می دهد. کشورهایی که با پول نفت جوانان و نوجوانان را در جهل کامل قرار می دهند و فشار را چنان بر آنها مستولی می کنند که به راحتی جذب گروه های تکفیری با شعارهای فریبنده می شوند تا هیجان و انرژی سرکوب شده خود را آنجا به نمایش گذارند. جوانانی که در کشورهای غربی دچار دوگانگی های وحشتناکی می شوند که تنها مکان را برای بروز خود داعش می یابند. دیده شده که  کسانی راهی سرزمین عراق و سوریه شده اند که تمامی اعضاء خانواده را به همراه خود برده اند. 

سیلی تروریسم بر صورت غرب

امواج مهاجرتی از کشورهای سوریه، عراق و لیبی به سمت ترکیه و سپس کشورهای اروپایی، اولین نشانه ها را از گسترش بحران به فرامرزهای غرب آسیا نشان داد. ده ها هزار سوری و عراقی گریزان از جنگ داخلی و شرایط وحشتناک زندگی کوله بار خود را بستند و به سمت کشورهای اروپایی حرکت کردند. در کنار مرزهای اتریش، آلمان، یونان، اسلواکی، مجارستان، فرانسه، ایتالیا و ... هزاران آواره از کشورهای قربانی تروریسم، صف کشیدند و به دنبال پناه بودند. 

موج گسترده ای از پناهجویان که پس از جنگ جهانی دوم تا کنون مشاهده نشده بود. آمار تلفات و قربانی شدن مهاجران در دریاها و در کنار مرزهای اروپایی به حدی بالا رفت که موجی از انزجار جهانی در مقابل کشورهای اروپایی به خاطر مانع تراشی در ورود مهاجران به وجود آمد. این امواج تنها اولین تبعات تروریسم و بحران در منطقه بود که اروپا را نیز تحت تاثیر قرار داد. 

در زمان این مهاجرت ها بود که کشورهای غربی، تلاش خود را برای پیدا کردن راه حلی برای سوریه افزایش دادند و کنفرانس وین با حضور کشورهای مختلف برگزار شد. پیش از این نیز در ژنو تلاش هایی شده بود اما به دلیل فهم غلط بحران و کارشکنی کشورهایی نظیر آمریکا و عربستان، راه حلی حاصل نشد. در نشست های جدید درباره سوریه، برای اولین بار از ایران نیز دعوت شد. 

ایران از شروع بحران سوریه، یکی از کشورهای اصلی در حمایت از نظام سوریه در مبارزه با تروریسم و گروه های تکفیری النصره و داعش بود. در حال حاضر نیز دهها ایرانی به عنوان مستشار نظامی در عراق و سوریه حضور دارند و از میان آنها چندین تن نیز شهید شده اند. تعریفی که ایران از مبارزه با تروریسم ارائه می دهد با کشورهای غربی متفاوت است.

کشورهای غربی در مبارزات خود، تروریست ها را به "خوب" و "بد" تقسیم بندی می کنند و حمایت از تروریست های خوب را برای رسیدن به اهداف خود مدنظر قرار می دهند. در ابتدای بحران سوریه، غرب و کشورهای عربی مانند عربستان،اردن و قطر، به تمامی کسانی که علیه اسد می جنگیدند، کمک های نظامی و مالی ارسال می کردند. مرزهای ترکیه و اردن، به گذرگاه ورود تروریست ها و تجهیزات تیدیل شد و این کمک ها نیز هیچ محدودیتی در برنداشت. 

برخورد دوگانه غرب در مبارزه با پدیده تروریسم و تبلیغات گسترده در نشان دادن گروه هایی مانند حماس و حزب الله به عنوان گروه های تروریستی، راه را برای گسترش تروریسم در ابعاد واقعی آن باز گذاشت. اینکه داعش توانسته همچون یک کشور عمل کند و منابع درآمدی خاص خود را داشته باشد، نه در سایه غفلت غرب بلکه با آگاهی کامل آنها صورت گرفته است. اعتراف به دخیل بودن سرویس های امنیتی و اطلاعاتی غربی و آمریکایی در ظهور داعش، از زبان مقامات غربی خارج می شود. شاید در ارزیابی از گسترش و قدرت گیری داعش، اشتباه کرده باشند که این خود نیز با گنجاندن این بحران در چارچوب نقشه خاورمیانه جدید و آشوب همیشگی در منطقه، قابل پذیرش نیست. 

با آغاز حملات روسیه به تروریست ها در سوریه، بار دیگر پرچم اختلاف افکنی غرب علیه آن بالا رفت و مقامات غربی اعلام کردند که روسیه تروریست های خوب را نیز به همراه داعش و النصره هدف قرار داده است. بیش از سیصد هزار کشته در جنگ داخلی سوریه به نظر مقامات غربی به نظر کم می آید که همچنان بر طبل دوگانه تروریسم می کوبند. حمایت آنها از مخالفان مسلح اسد، سوریه را به ویرانه تبدیل کرده که موج این ویرانی به کشورهای دیگر منطقه از جمله عراق، لیبی، یمن و افغانستان نیز کشیده شده است. 

در یک ماه اخیر، حملات تروریستی تنها به کشورهای درگیر کشیده نشد و تروریست ها موفق شدند، هواپیمای مسافربری روسی را در آسمان هدف قرار دهند، در آنکارا مراسم کردها را به خون بکشند، ضاحیه لبنان را با دهها کشته و زخمی، به عزا بنشانند. 

اما حادثه تروریستی در پاریس، نشان داد، مرزهای هیچ کشوری بر تروریسم بسته نیست و این حادثه، سیلی محکمی بود که داعش بر گوش های کشورهای غربی نواخت. سیلی که شاید برای اولین بار آنها را از خواب غفلت بیدار کند و از دام کشورهای آمریکا و عربی مانند عربستان نجات دهد. زمانی که پرچم برکناری اسد توسط آمریکا، عربستان، ترکیه و قطر بالا رفت، این کشورهای اروپایی بودند که با آن همنوا شدند و به کمک مخالفان مسلح شتافتند. 

زمانیکه داعش در حال نزدیک شدن به دروازه های دمشق و بغداد بود، هیچ کشوری از خود واکنش نشان نداد و برخی تعلل و برخی حمایت کردند. اما در این میان هواپیماهای کمک رسانی از یک پایتخت به سمت بغداد و دمشق در حال تردد بودند و مستشاران نظامی آن، خطر بزرگ را احساس کردند. ایران در برخورد با تروریسم، هیچگاه تعلل نکرد و مرزهای مبارزه خود را به مرزهای ایران محدود نساخت. به اذعان مقامات رسمی و نظامی ایران، اگر کمک های ایران نبود، داعش دمشق و بغداد را نیز تصرف کرده بود. هیچ جای تردیدی در این زمینه وجود ندارد چرا که در زمان حملات کوبنده داعش علیه اقلیم کردستان، این هواپیمای ایرانی بود که بهمراه ژنرال سلیمانی در سلیمانیه به زمین نشست. 

ایران در مبارزه خود علیه تروریسم در سال های اخیر، هزینه های بسیاری داده و توانسته در این مبارزه، امنیت و ثبات خود را حفظ کند. درست چند روز قبل از انفجارهای تروریستی در ضاحیه لبنان و پاریس فرانسه، ایران خبر از دستگیری بیش از 40 تروریست و خرابکار داد. این نشان دهنده آن است که تهران توانسته در مبارزه خود جدی و موفق عمل کند. 

آنچه که ابعاد مبارزات ایران با تروریست ها داعش و تکفیری در عراق و سوریه است، تنها بخشی از جنگ تمام عیاری است که تهران آغاز کرده تا بدین وسیله خطر تروریسم را از مرزهای خود دور کند. مرزهای ایران در سمت عراق، افغانستان و پاکستان، مورد طمع تروریست هایی قرار دارد که تحت حمایت عربستان اند. 

کشورهای غربی، هشدار های تهران را در مبارزه با تروریسم، جدی نگرفتند و تبعات آن در حال حاضر دامن خود آنها را نیز گرفته است. حمایت از کشورهایی مانند عربستان و فروش انواع تجهیزات و تسلیحات نظامی به این کشورها و گسیل شدن همین سلاح ها به سمت سوریه، عراق، لیبی و افغانستان، ابعاد تروریسم را به مرز غیرقابل کنترلی رسانده است. 

در سوی دیگرحضور شهروندان غربی و آمریکایی در میان تروریست ها، آنها را به بمب های ساعتی تبدیل ساخته و محصولات غربی داعش، برای جهاد در سرزمین های غربی، بارها هشدار و اعلام آمادگی کرده اند. نمونه های آن را در سال های اخیر بارها مشاهده شده و 13 نوامبر پاریس، یکی از بزرگترین عملیات های محصولات تروریستی داعش بود. 

بنابراین، غرب تا زمانی که چنین جسورانه تروریسم را به صورت دوگانه تفسیر می کند و سلاح ها و تجهیزات نظامی غرب با واسطه و بدون واسطه به دست تروریست ها در غرب آسیا و شمال آفریقا می رسد، تروریسم همواره به زیست خود ادامه خواهد داد و تبعات آن بیشتر از گذشته، دامن مردم بیگناه را در بیشتر نقاط جهان خواهد گرفت. سوریه و عراق که جان صدها هزار نفر در این دو کشور بر اثر تروریسم از بین رفته است به نمایشگاه های دائمی برای عبرت بشریت تبدیل شده اند. ولی به نظر می رسد جان اینهمه انسان برای حامیان تروریسم ارزشی ندارد و پس از هر حادثه تروریستی در جهان و به ویژه کشورهای غربی، دامنه آن گسترش می یابد.

حادثه 11 سپتامبر، باعث شد تا تروریست ها در منطقه غرب آسیا پخش شوند و هریک نمایندگی بخشی از تروریسم را در کشوری برعهده گیرند به طوریکه هیچ کشوری در منطقه و ورای منطقه بدون آسیب از آن نماند. حادثه پاریس نیز در صورت بروز همان اشتباهات 14 سال قبل، تنها جهان را بیش از پیش نا امن تر خواهد ساخت و کشورهای اروپایی علاوه بر امواج مهاجرتی باید امواج تروریستی را نیز تجربه کنند. 

منبع:فرهنگ

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها