امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۰:۱۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 153317
تاریخ انتشار: ۲۰ آذر ۱۳۹۴ - ساعت ۲۱:۵۰
تعداد بازدید: 292
گروه بین الملل پیروان مــوعــود، دوازده سال از سقوط رژیم بعثی صدام حسین می گذرد، رژیمی که در طول دهه ها حکمرانی اش شدیدترین جنایات و خشونت ها را نسبت ...

گروه بین الملل پیروان مــوعــود، دوازده سال از سقوط رژیم بعثی صدام حسین می گذرد، رژیمی که در طول دهه ها حکمرانی اش شدیدترین جنایات و خشونت ها را نسبت به شهروندانش مرتکب شده و با استقرار یک رژیم دیکتاتوری محض و قائم به شخص صدام حسین، مردمان عراق اعم شیعیان، کردها، سنی ها، مسیحیان، ایزدی ها و آشوریان را در تنگنا قرار داد. از صدام حسین به عنوان یکی از خون خوارترین و جنایت کارترین رهبران جهان در قرن بیستم نام برده می شود. قتل گسترده رهبران شیعه و کرد، کاربرد مشت آهنین در قبال اعتراض و قیام های مردمی هم چون انتفاضه شعبانیه، کاربرد سلاح های کشتار جمعی علیه شهروندان عراقی نظیر حملات شیمیایی به فاو و حلبچه، کشتار ده ها هزار غیر نظامی ایرانی و کویتی در خلال جنگ های اول و دوم خلیج فارس و... تنها بخشی از سیاست های رژیم بعثی حاکم بر عراق بوده است.

اکنون و با گذشت 12 سال از سقوط رژیم بعثی، اگرچه شماری از شهروندان عراقی نسبت به تداوم ناامنی ها و عدم توسعه کشور به سیاست های اعمال شده به دیده ی تردید می نگرند، با این حال نسبت به فضای باز مذهبی ایجاد شده در سال های پس از حکومت صدام حسین خرسندند. اربعین حسینی را می توان بزرگترین مصداق تجمع مذهبی شیعیان عراق در سال های پس از سقوط رژیم بعثی دانست. شیعیان عراق با دارا بودن 65 درصد جمعیت ( قریب به بیست میلیون نفر) تا پیش از سقوط دیکتاتور مخلوع عراق از برگزاری مناسبت های مذهبی منع شده و جماعات دینی و رهبران شان از سوی مقامات بعثی به شدت سرکوب می شدند.

مشت آهنین دیکتاتور عراق محدود به عموم شیعیان نمانده و رهبران مذهبی و حتی مراجع عراق را در بر گرفته تا آن جا که علمای بزرگ عراق نظیر آیات عظام خویی، صدر و سیستانی در دوران حکومت صدام حسین بارها مورد هتک و بی احترامی او و عناصرش قرار گرفته اند. با این حال و با وجود محدودیت های فزاینده، مرجعیت و علمای عراق با شجاعت هر چه تمام تر در طول بیش از سه دهه حکمرانی حزب بعث (حاکمیت حسن البکر و صدام حسین) در راستای زنده نگه داشتن شعائر دینی و مناسک مذهبی گام برداشته اند. احترام علما و شخصیت های مذهبی عراق نزد عموم شهروندان این کشور به حدی است که زمان سقوط رژیم ارتجاعی صدام حسین تا به امروز عموم شخصیت های سیاسی جهت کسب مناصب و ارتقای فعالیت های خویش در راستای جلب نظر رهبران دینی جامعه کوشیده اند.

برآورد تجمع میلیون ها عراقی در مراسم مذهبی اربعین به وضوح نشان از میزان نفوذ علما و مرجعیت شیعه نزد آنان است تا آن جا که در طول مسیرهای منتهی به کربلا و در روز اربعین هزاران عکس و شمایل مرتبط با رهبران مذهبی عراق را می توان مشاهده نمود. امسال و به مناسبت این مراسم معنوی مجموعه پیروان مــوعــود بر آن است که به معرفی شماری از شخصیت های پر نفوذ شیعه و رهبران عشیره های سرشناس عراق که نقش فعالی در برگزاری این مراسم معنوی در طول ادوار تاریخی دارند بپردازد، در اولین این شماره به معرفی خاندان پرنفوذ و مذهبی صدر می پردازیم.

ریشه های خاندان صدر یا صدر عاملی را در منطقه جبل عامل واقع در جنوب لبنان جستجو نمود. منطقه جبل عامل لبنان، به خصوص روستاهای «شد غیث» و «معرکه» که اکنون خرابه‌ای از آن ها باقی است، خاستگاه خاندان صدر می‌باشد. جد اعلای این خاندان سید صالح موسوی عاملی از بزرگان شیعه لبنان بود که به دلیل آزار و اذیت حکومت وقت عثمانی در ابتدای قرن سیزدهم هجری مبادرت به هجرت به عراق می نماید. سید صدرالدین موسوی عاملی و سید محمد علی دو تن از فرزندان سید صالح پس از رحلت پدر و در دوره فتحعلی شاه به ایران آمده و در اصفهان سکنی می گزینند. بسیاری از بزرگان شیعه در طول دو قرن اخیر از فرزندان این دو فرد می باشد. دهه ها بعد خاندان صدر که شاخه ای از سادات بوده که به امام موسی کاظم (ع) باز می گردند در سه منطقه اصفهان، جبل عامل لبنان و کاظمین عراق تقسیم می شوند. تصویر فوق سید حسن صدر جد سید محمد باقر صدر، امام موسی صدر، محمد صادق صدر، مقتدا صدر، محمد صدر، بنت الهدی صدر، سید حسن خمینی، صادق طباطبایی و... را نشان می دهد که در کاظمین رحلت نمود. وی و دامادش سید اسماعیل صدر از هم دوری ها و شاگردان میرزای شیرازی بوده اند تا آن جا که سید اسماعیل صدر رهبری جهان تشیع را پس از رحلت میرزای شیرازی بر عهده می گیرد.

سید صدر الدین صدر (پدر امام موسی صدر) از دیگر بزرگان معاصر خاندان صدر می باشد. ایشان در کاظمین متولد شده و در قم می زیستند.این مرجع شیعه در فقه، اصول، تفسیر، رجال و شعر تخصص داشتند.آیت الله صدر در دوران استبداد رضاخانی به همراه شماری دیگر از مراجع سرپرستی حوزه علمیه قم را بر عهده داشتند.

 

نمایی به شجره خاندان صدر. در این شجره نامه صرفا عناصر سرشناس و شناخته شده آورده شده اند.نسب سادات صدر به امام موسی کاظم می رسد. جهت مشاهده جدول فوق در ابعاد بزرگ تر اینجا کلیک نمایید.

سید موسی صدر معروف به امام موسی صدر در سال 1307 در یک خانواده مذهبی در محله چهارمردان قم به دنیا آمد. او یکی از نامدارترین افراد در خاندان صدر می باشد. وی دروس دینی خود را نزد اساتید بزرگ حوزه در قم تکمیل نمود. از آیات عظام مکارم شیرازی، محمد حسین بهشتی، موسوی اردبیلی و... به عنوان دوستان حوزوی وی نام برده می شود. سید موسی صدر سال 1338 و بنابر وصیت سید عبدالحسین شرف الدین رهبر متوفی شیعیان لبنان ( که او نیز از خاندان صدر می باشد) و به توصیه شماری از مراجع هم چون سید محسن حکیم، وطن خویش را ترک نموده و عازم لبنان می شود. اصلاح امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه شیعیان لبنان از یک سو، و استفاده از ظرفیت های منحصر به‌ فرد لبنان جهت نمایاندن چهره واقعی شیعیان به جهانیان از سوی دیگر، اهداف اصلی این سفر را تشکیل می‌داد. امام صدر برای نیل به این اهداف، و با توجه به جغرافیای اجتماعی و سیاسی لبنان در منطقه و جهان، از همان بدو ورود فعالیت های خود را در سه حوزه موازی سازماندهی نمود.

امام موسی صدر در تلاش برای احیای موقعیت شیعیان در لبنان خدمات متعددی از قبیل تاسیس موسسه صنعتی جبل عامل، جمعیت خیریه احسان و نیکوکاری، ایجاد مراکز درمانی و آموزشی، مجلس اعلای شیعیان لبنان و در نهایت جنبش محرومین ( امل ) را در لبنان بنیان نهادند. ایشان به تشکیل کار سازمانی جهت ارتقای وضعیت شیعیان لبنان ایمان داشته و چنین می فرمایند: « در این‌ دنیای‌ سازمانی، اگر ما بخواهیم‌ تک‌ روی‌ کنیم‌ به‌ نظر من‌ نهایت‌ سادگی‌ است. ما اگر امروز عمل‌ دسته‌ جمعی‌ نداشته‌ باشیم‌ کلاهمان‌ پس‌ معرکه‌ است‌ که‌ هست. برای‌ اینکه‌ همه‌ چیز منظم‌ و تشکیلاتی‌ و سازمانی‌ است». نقل است که امام خمینی در نجف فرموده اند که در صورت موفقیت انقلاب ایران، امام موسی صدر شایسته حکومت کردن در آن نظام است.

یکی از آرزوها و آرمان های دیرین امام موسی صدر وحدت امت اسلامی در سرتاسر جهان بود. او از آغاز دوران جوانی که در حوزه ی علمیه قم مشغول تحصیل بود به این مهم می اندیشید و در محافل (و حضور استاید) حوزه آن را پیوسته دنبال می کرد، بنابراین وقتی امام موسی صدر در سال 1338 وارد لبنان شد در همان سال و در اولین فرصت شالوده ی روابط دوستی با علمای اهل سنت را در شهر صور پی ریزی کرد از جمله با محی الدین حسن (مفتی اهل سنت) ارتباط مستمر برقرار نمود. این ارتباط بقدری گرم و صمیمی شد که مردم در اکثر مناسبات مانند: عید غدیر، شب های ماه رمضان و ایام عاشورا و تاسوعا و ... آن دو را در کنار هم می دیدند. آن دو در یک مکان مشترک مثل: «مسجد قدیم» یا «نادی امام صادق» به منبر می رفتند و مردم از شیعه و سنی به بیانات آن دو گوش فرا می دادند. به طوری که اگر کسی از شهر دیگری وارد این مجلس می شد و شناخت قبلی از این دو شخصیت مذهبی نداشت نمی توانست تشخیص بدهد کدام یک از اهل تسنن و کدامیک از تشیع است؟ تصویر فوق امام موسی صدر را در کنار شیخ حسن خالد، مفتی اهل تسنن لبنان و شیخ محمد ابوشقرا، شیخ عقل دروزیان لبنان نشان می دهد.

فقدان کارایی ارتش و میلیشای موجود در لبنان و ستم های مکرر به شیعیان امام صدر را به سوی تشکیل ساختاری نظامی در حرکت محرومین سوق داد. ایشان در این باره می گویند: «دفاع‌ از وطن‌ تنها از وظایف‌ و مسئولیت‌های‌ دولت‌ نیست، بلکه‌ همه ی‌ افراد وظیفه‌ دارند از کشور، سرزمین‌ و خانه‌ خویش‌ دفاع‌ کنند و اگر حکومت، مسئولیت‌ دفاع‌ از مملکت‌ را انجام‌ نداد، ضرورت‌ دفاع‌ از گردن‌ ملت‌ ساقط‌ نخواهد شد.»از همین‌ رو آموزش‌ نظامی‌ به‌ جوانان‌ آغاز شد. نخستین‌ گروه، هفتاد نفر از دانش‌ آموختگان‌ مدرسه صنعتی‌ جبل‌ عامل‌ بودند. این‌ آموزش‌ها زیر نظر سازمان‌ فلسطینی‌ فتح و در عین‌ البنیه‌ به‌ صورت‌ پنهانی‌ بود. این‌ آموزش‌ها به‌ مدت‌ هفت‌ ماه‌ مخفیانه‌ ادامه‌ داشت، تا این که‌ در یکی‌ از روزهای‌ به‌ هنگام‌ آموزش‌ ناگهان‌ مینی‌ در دست‌ یکی‌ از مربیان‌ منفجر شد. در این‌ حادثة‌ دلخراش‌ 27 نفر از اعضای‌ سازمان‌ شهید شدند. در پی‌ این‌ انفجار امام‌ صدر در یک‌ کنفرانس‌ مطبوعاتی‌ تولد سازمان‌ نظامی‌ امل‌ را اعلام‌ کرد.

امام صدر اسرائیل را شر مطلق و هرگونه همکاری با آن را حرام می‌دانست و معتقد بود «شرف قدس اجازه نمی‌دهد که به دست غیرمؤمنان آزاد شود.» از این رو او را به درستی پدر مقاومت اسلامی در برابر رژیم غاصب صهیونیستی خوانده‌اند. از نظر امام موسي‏ صدر فلسطين يک مساله ملی ـ قومی ـ اسلامی است. مواضع‏ ثابت او در محافل گوناگون در دفاع از فلسطين، در اسناد جنبش امل، به ثبت رسيده ‏است. وی از هيچ مناسبتی برای ايراد سخنرانی در دفاع از فلسطين و حق فرزندان آن و وظيفه عرب ها و مسلمانان در دفاع و بازپس گرفتن آن، فروگذار نمی‏ كرد. عبارت مشهور وی «ما بيت ‏المقدس را قبل از صور می خواهيم» بازگوكننده منطق اوست. چه بسا همين منطق، او را به حمل اسلحه واداشت. نقطه آغازين جنبش امل هم از همين جا بود.

امام موسی صدر برای دستیابی به وحدت در جهان عرب بارها و بارها مبادرت به سفر به کشورهای مختلف عربی و دیدار با رهبران اعراب می نمود. یاسر عرفات، حافظ اسد، جمال عبدالناصر، ملک حسین و... از جمله رهبرانی بودند که سید موسی با آن ها دیدار می نمود. تاکید بر کوشش های مشترک میان امت مسلمان همواره جزو اولویت های کلان امام صدر محسوب می شده است. ایشان در این نامه تاریخی می نویسد: «هدفهای شرعی مانند یکی کردن اعیاد و شعایر دینی و تشکل پاره ای عبادات چون اذان و نماز جماعت و غیره. مثلاً می توان این پیشنهاد را بررسی کرد که در رویت هلال به طرق نوین علمی و تعیین زاویه ی دید هلال در افق تکیه کنیم و روز عید را با دقت علمی مشخص کنیم تا همه مسلمانان در یک روز عید داشته باشند و در بسیاری دشواری ها صرفه جویی شود و از لحاظ تعطیل و دید و بازدید، دشواری های ناشی از تعدد روزهای عید را نداشته باشیم و نیز می توان شکلی از «اذان» را که برای همگان مورد قبول باشد بررسی نمود.». تصویر فوق ایشان را در کنار ملک فیصل پادشاه وقت عربستان سعودی نشان می دهد.

یکی از عاشقان و ارادتمندان خاص امام موسی صدر، شهید دکتر چمران بود. شدت علاقه ایشان به آیت‌الله صدر چنان بود که‌گاه وقتی درباره ایشان صحبت می‌کرد چشمانش پر از اشک می‌شد. چمران خود از پایه‌گذاران انجمن اسلامی آمریکا بود، اما وقتی به لبنان آمدند و نفس آیت‌الله صدر به ایشان خورد، تحولی در او ایجاد شد که تا آخر این تحول باقی بود.

سیدحسن نصرالله خود را از پیروان امام موسی صدر و هم‌زمان تحت تأثیر شخصیت‌هایی چون امام خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای می‌داند: «باید اعتراف کنم که بسیار تحت تأثیر امام موسی صدر هستم. البته اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم باید بگویم که من تحت تأثیر چهار شخصیت بزرگ هستم: حضرت امام خمینی(س)، حضرت امام موسی صدر، رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای و شهید بزرگوار سیدمحمدباقر صدر. نه تنها من بلکه همه جوانان مجاهد و انقلابی لبنان تحت تأثیر این چهار شخصیت عظیم و بزرگوار هستند... من می‌توانم ادعا کنم که با تفکر و نوع نگاه حضرت امام خمینی(س) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به موضوعات مختلف به‌طور کامل آشنایی دارم و از طرف دیگر یک کار مطالعاتی گسترده روی اندیشه‌ها و آثار امام موسی صدر انجام داده‌ام. به اعتقاد من هیچ تفاوت و اختلاف اساسی میان تفکر و آراء امام خمینی(س) و امام موسی صدر وجود ندارد.»

امام صدر به دعوت معمر قذافی دیکتاتور پیشین لیبی به این کشور سفر نمود، سفری که آخرین دیدار امام محسوب می شود. پس از آن و تا کنون از سرنوشت امام صدر اطلاعی در دست نیست، شماری از ناظران معتقدند ایشان هم چنان زنده می باشد، اما به احتمال فراوان و بر مبنای برخی اسناد کشف شده پس از سقوط حکومت قذافی، امام موسی صدر در همان مقطع به دست دیکتاتور لیبی به شهادت رسیده اند. با این وجود اندیشه ی امام صدر همواره  در لبنان، عراق، ایران و در سراسر جهان اسلام از محبوبیت بالایی برخوردار است. تحولات ناگوار حاکم بر کشورهای اسلامی این روزها بیش از هر زمانی اتکا به اندیشه امام موسی صدر را می طلبد.

سید محمد باقر صدر از دیگر رهبران بزرگ جهان تشیع در قرن بیستم است. وی در اسفند 1313 در خانواده ای مذهبی و متصل به خاندان صدر در شهر مقدس کاظمین دیده به جهان گشود. در سال 1325 شمسی که دوازده ساله بود به همراه برادرش سید اسماعیل به نجف اشرف رفت تا نزد اساتید مشهور حوزه علمیه آن شهر به تحصیلات عالی بپردازد. او بخشی از سطوح را نزد برادرش آموخت. دوره عالی فقه و اصول را نزد آیت الله سید ابوالقاسم خویی و آیت الله محمدرضا آل یاسین گذراند.

سید محمد باقر از بیست سالگی با تدریس کتاب «کفایة الاصول» تدریس خارج اصول و از بیست و هشت سالگی به تدریس دوره خارج فقه بر اساس کتاب «العروة الوثقی» پرداخت. بعدها فلسفه و تفسیر قرآن نیز تدریس می‌کرد. او در طول نزدیک به سی سال تدریس و تعلیم، شاگردانی جوان، محقق، پر شور، متقی، متفکر، آگاه، مجاهد و سیاست مدار تربیت کرد که هر یک از آن ها بعدها پرچمدار نشر علم و فرهنگ و آیین جهاد در راه خدا شدند و بعد از استادشان، راه علمی، فکری و سیاسی ـ اجتماعی او را ادامه دادند. سید محمد باقر حکیم، سید محمود هاشمی شاهرودی، سید عبدالغنی اردبیلی و... از جمله شاگردان مکتب شهید صدر می باشند. شهید صدر كه‌ از حافظه‌ و استعدادى سرشار برخوردار بود، توانست‌ با نوآوری هاى فراوان‌ در فقه‌ و اصول‌ و ديگر علوم‌ اسلامى و به‌ روز ساختن‌ مباحث‌ علوم‌ دینی و نيز نگاشتن‌ كتب‌ درسى در زمينه‌هاى ياد شده‌، گام‌ مهمى برى تعالى اسلام‌ و تشيع‌ بردارد و از اين‌ رهگذر، شاگردان‌ او، هم چون‌ آيت‌الله‌ العظمی سيد محمود هاشمى شاهرودى(مد ظله)، اين‌ خدمات‌ و انديشه‌ها را پى گرفتند. تصویر فوق سید محمود هاشمی شاهرودی را پس از آزادی از زندان رژیم بعثی در کنار استادش آیت الله محمد باقر صدر نشان می دهد.

فضای حاکم شده بر عراق ناشی از اقدامات مخرب حزب بعث، سید محمد باقر صدر و یارانش را به تاسیس حزبی اسلامی وا داشت، از همین رو این حزب با نام الدعوه در سال 1377 قمری بنیان گذاشته شد. عالمان آگاه و روشن انديش هم چون شهيد سيد محمد مهدی حكيم، سيد طالب رفاعی، شيخ مهدی سماوی و ... پس از مطالعه اوضاع سياسی و اجتماعی عراق و تبادل نظر در اين مورد به اين نتيجه رسيدند كه بايد حزبی را با افكار وانديشه‌ها و مبتنی بر ايدئولوژی اسلامی تاسيس كنند. با تمام مشكلات موجود، حزب الدعوه الاسلاميه (حزب دعوت اسلامی) به همت و همكاری علما و رهبری آیت الله صدر  و خود آنان از اولين اعضای حزب بودند. تصویر فوق شماری از علمای نجف من جمله شهید صدر را در کنار امام راحل (ره) نشان می دهد.

آغاز فعالیت های سیاسی سید محمد باقر صدر گاها مورد انتقاد طیف های سنتی حوزه در آن مقطع قرار می گرفت، لذا ایشان در شرایطی و به خواست مرجع اعلم وقت ( آیت الله سید محسن حکیم) به شکل رسمی از حزب الدعوه کنار کشید اما رهبری معنوی آن را هم چنان عهده دار بود. در تاريخ 9 جمادی الثانی 1385 حضرت امام خمينی از تبعيدگاه تركيه به نجف اشرف منتقل شد. ورود امام به حوزه علميه نجف جنب و جوششی تازه در آن حوزه ايجاد كرد. البته علما و روحانيون نجف درباره استقبال از امام ، نظريات مختلف داشتند. آيت الله صدر با اشتياق تمام به همراه علمای ديگر در مراسم استقبال و پيشواز از امام شركت و شاگردان و همفكرانش را نيز به اين مراسم دعوت كرد. در طول چهارده سال اقامت امام در نجف، با او ارتباط نزديكی داشت و به او عشق می ورزيد. تصویر فوق امام را در مسجد شیخ انصاری نجف نشان می دهد.

 دوران مرجعيت آيت الله سيد محمد باقر صدر، پس از وفات آيت الله حکيم (1390 ق) آغاز شد و بسياری از مردم عراق از او تقليد کردند. در سال 1392 ق. رژيم بعث عراق، بيش از پيش از تحرکهاي ضد استبدادی حزب دعوت اسلامی و ديگر گروه های مبارز و مسلمان به وحشت افتاد. بنابراين با يورش به خانه های مبارزان و مجاهدان، عده زيادی را دستگير و زندانی کردند. آيت الله صدر نيز با اين که بيمار بود و در بيمارستان نجف بستری شده بود، تحت نظر ماموران سازمان امنيت رژيم بعث قرار گرفت. تا اين که با اعتراض مردم و علما، سازمان امنيت دست از او برداشت. تصویر فوق شهید محمد باقر صدر را در کنار پسر عمویش امام موسی صدر نشان می دهد.

از حوادث مهم ديگر در دوران مرجعيت آيت الله صدر، حرکت اربعين سال 1397 بود. مردم نجف از قديم هر سال در روز اربعين حسينی، مويه کنان و عزادار، با پای پياده از نجف تا کربلا راهپيمايی می کنند. در آن سال، آيت الله صدر هر چه در توان داشت به هيئت های عزادار مساعدت کرد تا مراسم شورانگيز اربعين را هر چه با شکوهتر برگزار نمايند. آن روز ده ها هزار نفر در قالب عزاداران حسينی، اعتراض خود را عليه سلطه ضد انساني رژيم بعث عراق، اعلام کردند. به دنبال آن قيام تاريخيی، آيت الله صدر را دستگير و به سازمان امنيت بغداد منتقل کردند، در آن جا پس از بازجويی، هشت ساعت تحت شکنجه جسمی و روحی قرار دادند. آثار آن شکنجه ها، تا آخر عمر در بدنش هويدا بود و به سختی می توانست از پله ها بالا برود.

بدنبال پیروزی نهضت اسلامی در ایران در 22 بهمن 1357، رژیم بعث عراق فشارهای خود را بر ایشان بیشتر کرد اما شهید صدر با اعلام تبعیت از امام خمینی (ره) در برابر همه شداید مقاومت کرد. مردم عراق به منظور اعلام همبستگی با ایشان به سوی نجف حرکت کردند اما رژیم بعث که از این قیام به وحشت افتاده بود با حمله به مردم حدود 20 هزار زن و مرد را دستگیر و روانه زندان‌ها کرد. آیت الله صدر روز 16 رجب سال 1399 را اعتصاب عمومی اعلام کرد و به دنبال آن مردم عراق دست از کار کشیده و مغازه‌ها را تعطیل کردند. فردای آن روز عوامل رژیم بعث، آیت الله صدر را دستگیر کرده و در پی این دستگیری، خواهر ایشان شهید بنت الهدی صدر نقش رهبری را بر عهده گرفت.

شهیده بنت الهدی صدر خواهر ایشان به عنوان زنی پارسا، نویسنده و اندیشمند هم چون برادرانش در دوران کودکی به تحصیل فقه پرداخته بود. پرورش دختران از طریق برپایی کلاس‌های درسی و همایش‌ها و پیگیری انجام عبادات از سوی دختران تازه به سن تکلیف رسیده و منتشر کردن حجاب در میان آنان در دو شهر کاظمین و نجف از جمله اقدامات ایشان می باشد. بنت‌الهدی با سلاح علم و قلم برای راهبری زنان عراق و آشنایی آنان با اسلام تلاش جدیدی آغاز نمود و پرچمدار آموزش اسلامی بانوان در عراق گردید. بنت‌الهدی هنگام دستگیری برادرش، تا خیابان اصلی خانه‌شان جلو آمد و تصمیم گرفت تا برادر را همراهی کند، اما گماشتگان بعثی اجازه این کار را ندادند و وی در همان مکان فریاد برآورد و سخنرانی شگفت‌انگیزی ایراد نمود. سپس، رو به برادر کرد و گفت: «من بر نمی‌گردم و می‌خواهم مانند حضرت زینب (س) که برادرش حسین (ع) را همراهی کرد، همراه تو باشم.» پس از انتقال برادر با تکبیرهای بلند، فریاد می‌زد: «شما از چه می‌ترسید، از یک مشت کتاب و مقاله، شما از بیداری مردم مسلمان می‌ترسید، ولی بدانید مردم بیدار شده‌اند.» به دنبال آن، به حرم حضرت علی (ع) رفت و شبانه در آن جا سخنرانی کرد و مردم را به گریه واداشت. فردا و فرداهای دیگر هر روز به آن جا می‌رفت و سخنرانی می‌داشت. سرانجام، حرکت‌های روشنگرانه بنت‌الهدی، برادر را از زندان آزاد کرد.

شهید صدر از همان بدو انقلاب به حمایت از نهضت اسلامی ایران پرداخته و خواستار بیداری مسلمانان عراق شده بود، ایشان در این باره می فرمایند: «برای من تدريس و تاليف و تحقيق، صورت حرفه و هدف در زندگی ندارد، بلکه ادای وظيفه شرعی به هر نحو ممکن برای من از همه چيز مهم تر است. امروز در اين برهه از تاريخ اسلام و مسلمين، که انقلاب اسلامی ايران به رهبری امام خمينی پيروز شده و پوزه قدرت های شيطانی شرق و غرب را به خاک ماليده و امت اسلام را در سرتاسر دنيا بيدار کرده است، من وظيفه خود می دانم که با تفسير قرآن، افکار مردم مسلمان عراق را آگاه و آرمان های انقلابی اسلام را مطرح نمايم و با بيان مفاهيم شورآفرين، حماسی و اجتماعي قرآن کريم، دل ها را برای پيوستن به انقلاب اسلامی ايران آماده کنم...... از طرفی، درس خارج فقه و اصول، بيش از حد لازم در حوزه گفته می شود، اما جای تفسير قرآن سخت خالی است!».

نگرانی حزب بعث و صدام حسین از اقدامات شهید صدر نهایتا منجر به تصمیم گیری برای حذف ایشان شد. سرانجام در بعد از ظهر گرم و سوزان روز شنبه 19 جمادی الاول 1400 (16 فروردین 1359)، « ابو سعيد» رئيس سازمان امنيت نجف، با عده ای از مزدوران امنيتيی، آيت الله صدر را دستگير و به سرعت از نجف به بغداد منتقل کرد. آيت الله صدر اين بار می دانست که ديگر بر نخواهد گشت، چون وقتی ابوسعيد جنايت کار گفت: «آماده باشيد به بغداد برويم!» به آرامی گفت: « من آماده ام». فردای آن روز، حکومت بغداد، اقدام به دستگيری بنت الهدی کرد چون بيم داشت مبادا بنت الهدی بار ديگر مردم را به اعتراض و تظاهرات دعوت کند و رژيم را رسوا نمايد! برزان ابراهيم، برادر ناتنی صدام و رئيس سازمان امنيت کشور، در زندان از آيت الله صدر خواست که فقط چند کلمه بر ضد امام خمينی و انقلاب اسلامی بنويسد، تا آزاد شود، و گرنه کشته خواهد شد! آيت الله صدر اين خواسته را رد کرد و گفت: «من آماده شهادتم، هرگز خواسته های غير انسانی و ضد دينی شما را قبول نخواهم کرد و راه من همان است که انتخاب کردم!....» وقتی که مزدوران بعثی، از منصرف کردن آيت الله صدر و خواهرش مايوس شدند، آن دو علوی پاک نژاد مظلوم را در روز سه شنبه 23 جمادی الاول 1400 ( 19 فروردین 1359) زير شکنجه به شهادت رساندند. جنازه آن دو شهيد در جوار مرقد امام علی (ع)، در آرامگاه خانوادگی «شرف الدين» به خاک سپرده شد.

امام خمینی در پیامی که به مناسبت شهادت مظلومانه آن دو شهید داد، سوگمندانه نوشت: «....مرحوم آیت الله شهید سید محمد باقر صدر و همشیره مکرمه مظلومه او که معلمین دانش و اخلاق و مفاخر علم و ادب بود، به دست رژیم منحط بعث عراق با وضع دلخراشی به درجه رفیعه شهادت رسیده اند. شهادت ارثی است که امثال این شخصیت های عزیز از موالیان خود برده اند....»  امام راحل در جایی دیگر می فرمایند: «...سيد محمد باقر صدر كه مغز متفكر اسلامی بود ....اميد بود كه اسلام از او بهره‌برداری زيادتری بكند و من اميدوارم كه كتاب های اين مرد بزرگ مورد مطالعه مسلمين قرار بگيرد.»

اکنون و با گذشت بیش از سه دهه از شهادت سید محمد باقر صدر و سقوط رژیم بعثی صدام حسین، مردم عراق بیش از هر زمانی در راستای اهداف این شهید عالی مقام گام بر می دارند. مراسم مذهبی اربعین در سال های اخیر فعال تر و پر شورتر از گذشته برگزار شده و یاد شهدای و علمای خاندان صدر گرامی داشته می شود. تصویر فوق به پیاده روی مردم در روز اربعین در یکی از جاده های منتهی به کربلای معلی مربوط می شود که در آن به ترتیب از راست: امام راحل، شهید سید محمد باقر حکیم، آیت الله سیستانی، مقام معظم رهبری، شهید آیت الله سید محمد صدر (پسر، پسرعمومی امام موسی صدر و شهید صدر و پدر مقتدی صدر) و شهید سید محمد باقر صدر را به تصویر کشیده است.

سید مقتدی صدر را می توان پر نفوذترین شخص خاندان صدر به ویژه پس از سقوط رژیم بعثی صدام حسین دانست. وی چهارمین فرزند سید محمد صدر، مجتهد با نفوذ عراقی است که در دوران حکومت صدام به قتل رسید پدر مقتدی و پسر عموی پدرش، (سید محمدباقر صدر (از مراجع پیشین تقلید شیعیان عراق به همراه دو برادر دیگرش در دوران رژیم بعثی صدام حسین به خاطر نقش محوری که در مبارزه مردم این کشور علیه صدام داشتند کشته شدند.

سید محمد صدر از مرجع وقت عراق و رئیس حوزه علمیه نجف بود که توانست در احیای نماز جمعه در عراق نقش بسزایی ایفا نماید. مواضع سیاسی او بر ضد حکومت بعث عراق و هدایت جبهه ی تشیع برای اهداف اسلامی و زمینه‌سازی برای تشکیل حکومتی اسلامی در عراق مشکلاتی را برای وی پدید آورد، تا این که در تاریخ 29 بهمن 1377 در جریان یک سوء قصد همراه با دو تن از پسرانش جان باخت. سید مقتدی نیز همسو با پدر بر علیه رژیم بعثی فعالیت می نماید، وی حتی پس از سقوط رژیم بعثی به مقابله با آمریکایی ها پرداخته و خواستار خروج آن ها از عراق می شود.

پس از سقوط صدام، مقتدی صدر با برخی اقدامات گسترده، موسسات خیریه و دفاتر پدرش در شهرهای مختلف عراق را دوباره فعال ساخت و اشخاص مهم و تاثیرگذاری همچون شیخ محمد یعقوبی را که مقلد صدر پدر بود، سازماندهی کرد و اطراف خود جمع نمود. سپس با تدوین مرامنامه‌ای که در آن به لزوم تشکیل حکومتی بر اساس احکام اسلامی و اقامه حدود شرعی برای آینده عراق تاکید شده وارد صحنه سیاسی و اجتماعی این کشور شد.

جیش المهدی گروهی شبه‌نظامی شیعه و شاخه نظامی حزب جریان صدر که در تابستان 2003 میلادی به رهبری مقتدی صدر تشکیل شد. این جنبش به سرعت محبوبیت زیادی یافت بطوری که اعضای آن در سال ۲۰۰۶ به شصت هزار نفر رسید. این گروه در زمان اشغال عراق توسط آمریکا رویارویی‌های بسیاری با نیروهای اشغال گر داشت که به مرگ هزاران نظامی آمریکایی و وفاداران به جیش المهدی منجر شد. مقتدا صدر در پاسخ به چرایی مقابله گروهش با نیروهای آمریکایی می گوید: « ما تهاجم را شروع نكرده ايم بلكه آن ها هستند كه هر روز زنان و مردان عراقي را زندانی و شكنجه می كنند و بسياری از مردم بيگناه را كشته اند. رفتار امروز ما در حقيقت عكس العمل چنين وقايع دردناكی است . من متعجبم كه می بينم مردمی كه از تمدن حرف مي زنند خودشان بدون هيچ خجالت و شرمی, ملت ما را كه خواهان آزادی و رفع اشغالگری هستند  می كشند.اين رفتار آنان برای ملت ما گران تمام شده و نفرت شديدی را در ما بوجود آورده است.»

مقتدا در اوایل سال  2004 در پی سقوط رژیم دیکتاتوری صدام، به عنوان حاکم غیر رسمی منطقه ای به نام «شهرک صدر» بغداد که در دوره دیکتاتوری به شهرک صدام معروف بود، فعالیت می کرد. ورود صدر به صحنه درگیری نظامی با آمریکایی ها پس از توقیف هفته نامه «الحوزه» در شهرک صدر صورت گرفت، پس از توقیف این هفته نامه که در آن مواضع اسلامی و ضدآمریکایی مقتدا منتشر می شد، طرفداران او درگیری های نظامی را آغاز کردند. اما در نهایت رهبر جوان جریان صدر، فعالیت جیش المهدی را به حالت تعلیق درآورد و وارد فاز سیاسی شد و در سال 2005 اجازه یافت تا در انتخابات حضور یابد. اما در آگوست همین سال نیروهای آمریکایی با هدف ترور مقتدا، به خانه او حمله کردند که در این عملیات نیز شکست خوردند. در اکتبر 2006 وی در کنار «جلال طالبانی» رئیس جمهور عراق حاضر شد تا میزان نفوذ خود در دولت جدید این کشور را نشان دهد. جریان او در پارلمان عراق 20 کرسی را در آن دوره از آن خود کرده بود.

مقام معظم رهبری در بحبوحه درگیری های نجف میان نیروهای مقتدا صدر و ارتش آمریکا از آیت الله سیستانی می خواهد مانع از ضربه زدن به مقتدا صدر گردند.

در طی سال های پس از سقوط رژیم بعثی، مقتدی صدر با مشارکت در امور سیاسی به ایجاد ائتلاف با گروه های مختلف شیعه، سنی و کرد پرداخته است. مواضع اصلی مقتدا حول محور مشروعیت قدرت، مخالفت حضور نیروهای اشغالگر آمریکایی در عراق و خدمات رسانی به مردم این کشور می‌چرخد. وی در خطبه‌های نماز جمعه خود در شهر کوفه بارها اعلام کرده بود که خواستار اسلامی شدن جامعه و ممنوعیت فروش مشروبات الکلی است. با تمام اینها برخی کارشناسان انتقاداتی به این رهبر جوان جریان صدر و تاکتیک‌های مبارزاتی و عملکردش در عرضه سیاسی عراق وارد می‌کنند، هرچند که وی همواره در نهایت تصمیمی که در راستای منافع ملی عراق بوده، اتخاذ کرده است. تصویر فوق مقتدا صدر را در کنار عمار حکیم از شخصیت های متنفد شیعه در عراق نشان می دهد.

دی ماه سال 90، فراکسیون پارلمانی «الاحرار» وابسته به جریان صدر اعلام کرد: آمریکا بارها سعی داشته است تا مقتدا صدر را ترور کند اما تاکنون ناکام مانده است و به همین دلیل رهبر جریان صدر حوزه نجف اشرف را ترک کرده و به کشوری دیگر برای ادامه تحصیل رفته است. «امیر الکنانی» یکی از نمایندگان جریان صدر اظهار داشت: مقتدا صدر به دلیل اوضاع کنونی نمی توانست در نجف رفت و آمد داشته باشد و منطقی نیست که مدرسان به منزل او بیایند و بروند یا او به مسجد برود، این قید و بندها در اوضاع بحرانی امنیتی مشکل ساز شده است. به همین دلیل مقتدا صدر برای ادامه تحصیلات حوزوی به شهر قم در ایران آمد و هر از چند گاهی به دلیل حضورش در عرصه سیاسی عراق، به این کشور سفر می کند. تصویر فوق حضور مقتدا صدر در مراسم ترحیم مرحوم صادق طباطبایی را نشان می دهد.

مقتدا صدر مقطعی با اعلام کناره گیری از سیاست کنج عزلت برگزید با این حال و به ویژه پس از حملات جریان های تکفیری به عراق (ژوئن 2014) حضور خود و جریان های نظامی وابسته اش در امر سیاست را شدت بخشی. بخش عمده ای شبه نظامیان داوطلب مبارزه با تروریست های داعش در عراق و سوریه را نیروهای وابسته به مقتدا صدر تشکیل می دهند. مقتدا صدر در همان آغاز حملات داعش به عراق و احتمال حمله ی آن ها به اماکن مقدس عراق اظهار داشت: « برخی کربلا و سایر مناطق مقدس در بغداد و دیگر مناطق را تهدید کرده اند هر کس این سخنان را گفته است باید بداند جایگاهش در آخرت در آتش است و در قبرش در دنیا نیز در آتش خواهد بود و اگر دستانشان به سوی هر یک از مقدسات یا وجبی از خاک این سرزمین مقدس دراز شود سرزمین عراق را از اجساد بدبوی آنان پر خواهیم کرد. ما در عین حال این سخنان را باید جدی بگیریم و برای حمایت از مقدسات با هر آنچه که داریم بکوشیم و مجاهدان مخلص را در اطراف این مکانهای مقدس مستقر کنیم.» وی بارها و صراحتا اظهار داشته است که داعش زاییده آمریکا و صهیونیست است و به همین علت داعش کاری با اشغالگران اسرائیلی و آمریکایی ندارد.

 

مقتدا صدر به داشتن ارتباط نزدیک با جمهوری اسلامی ایران، مرجعیت شیعه نجف و حزب الله لبنان شهره بوده و دائما مخالفت خود را با حضور آمریکا در منطقه و مقابله با رژیم صهیونیستی و جریان های تکفیری بیان نموده است.

از جریان صدر به عنوان یکی از پرنفوذ ترین جریان های عراقی نام برده می شود. مقتدا صدر نیز هم چون نیاکانش بر اجرای شریعت و گرامی داشت مناسبت های مذهبی به ویژه اربعین حسینی تاکید دارد. وی خود چندین بار با حضور در جمع مردم پیاده به سوی حرم شریف ابا عبدالله حرکت نموده اند. تصویر فوق نیز مربوط به یکی از این مراسم ها می باشد.

منبع:فرهنگ

برچسب ها:
آخرین اخبار