امروز : یکشنبه ۲ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 24
۰۹:۵۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 154750
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۴ - ساعت ۱۵:۵۸
تعداد بازدید: 287
به گزارش پیروان مــوعــود، در صرف و نحو عربی قاعده ای وجود دارد که دانستن آن خالی از لطف نیست؛ اسم ناشناس با اضافه شدن به اسم شناس، شناس می شود و به ...

به گزارش پیروان مــوعــود، در صرف و نحو عربی قاعده ای وجود دارد که دانستن آن خالی از لطف نیست؛ اسم ناشناس با اضافه شدن به اسم شناس، شناس می شود و به عبارت دیگر معرفه شدن اسم نکره به قرار گرفتن آن در کنار اسم معرفه بستگی دارد. در این حالت اسم نکره ای که به واسطه ی مضاف الیه معرفه ی خود معرفه شده را معرفه به اضافه می خوانند.

نام خانوادگی در شرق کره خاکی در مقایسه با جهان غرب از اهمیت و حساسیت فزون تری برخوردار است. با آن که در قرن بیست و یکم میلادی به سر می بریم و از عصر امپراتوری ها و سلطنت های موروثی فاصله ای معنی دار گرفته ایم اما در جوامع شرقی کشورهایی را می یابیم که نسب و خویشاوندی هم چنان عنصری تأثیر گذار و رشک برانگیز شمرده می شود. نمونه ی ملموس آن چرخش گوی قدرت در حاشیه ی جنوبی خلیج فارس است که افراد صرفاً به جهت وراثت بر سریر حکومت تکیه می زنند و مثال افراطی آن عربستان سعودی است که فرزندان ملک عبدالعزیز هویت ملی را در حجاز مصادره به مطلوب کرده و حتی عنوان کشور را به نام خانوادگی خود تغییر داده اند.

هر چند در اروپا و آمریکا نیز در برخی موارد پاره ای ملاحظات خانوادگی در معادلات سیاسی مؤثر بوده اما این چارچوب عموماً در کشورهای در حال توسعه آسیایی قابل مشاهده است؛ از جمله در شبه قاره هند که"ایندیرا گاندی" و "بی نظیر بوتو" دختران "ماهاتما گاندی" و "ذوالفقار علی بوتو" به جهت انتساب به پدران خود که پایگاه اجتماعی وسیعی داشتند به صدارت رسیدند. از این رو دور از منطق نیست اگر گفته شود در فرهنگ شرقی نام پدر از نام خود فرد مهم تر است و شخصیت های بی شماری با بهره برداری هوشمندانه از همین مزیت دست نایافتنی به نقش آفرینی سیاسی اجتماعی پرداخته اند.

اقلیت تاریخ ساز

غالب انسان ها مدنی بالطبع بودن خود را در گرو پذیرش شرایط موجود در جامعه می دانند و با جبر تاریخ و اجتماع هم آهنگی پیشه می کنند. اما در این میان افرادی نیز به چشم می خورند که نه تنها در زمین از پیش طراحی شده بازی نمی کنند بلکه به چهره هایی تاریخ ساز بدل می شوند که مهره چینی در زمین را خود بر دوش می گیرند.

این اقلیت تاریخ ساز تمام محیط پیرامونی خود را تحت شعاع قرار می دهند، در رویدادها نقش محوری بر عهده دارند و در تحولات مهم بشری به کلید واژه ای مستقل تبدیل می شوند به طوری که برای معرفی وقایعی مانند یک انقلاب ممکن نیست رهبران اصلی آن از دیده پنهان بماند.

انقلاب امام(ره)

بدون تردید امام خمینی(ره) برجسته ترین شخصیت تاریخ معاصر ایران است که در فاصله خرداد 1342 تا خرداد 1368 همه جوانب سیاسی، اجتماعی ایرانیان را تحت تأثیر قرار داد و سبک زندگی این ملت را دچار تغییر و تحول نمود. آثار و تبعات حرکت عظیم امام(ره) نه به همین بازه ی زمانی بیست و شش ساله محدود شد و نه به مرزهای جغرافیایی جمهوری اسلامی ایران، بلکه پس از رحلت وی و در بسیاری از کشورهای غرب آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین راه امام(ره) و خوی استکبار ستیز او پی گرفته شد. انقلاب امام(ره) تنها به سرنگونی طاغوت و نظام سازی مبتنی بر شریعت خلاصه نشد چه آنکه وی در بسیاری جهات به عکس پیشینیان خود حرکت کرد و قید و بند ها را از سر راه برداشت.

معرفه به اضافه

حضرت امام(ره) به چنان منزلت و شأن اجتماعی در بین ملت ایران و سایر ملل مستضعف جهان دست یافت که به هر چه که منتسب به خود بود ارزش و هویت داد. او مصداق راستین شرف المکان بالمکین بود؛ خمین، نوفل لوشاتو، جماران و بهشت زهرا(س) تا پیش از امام(ره) جز برای عده ای قلیل شناخته شده نبود و این نفس مسیحایی روح الله بود که به این مکان ها شرافت بخشید. از این رو سیره ی امام(ره) به خوبی نشان می دهد که آن پیر فرزانه تا چه اندازه نسبت به استفاده از نام خود برای مقاصد سیاسی و خطی حساس بوده و از هیچ تلاشی برای ممانعت از بهره برداری های سودجویانه از نام خمینی فروگذار نکرده است.

در ماه های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی که امام(ره) در فرانسه به سر می برد دست هایی در کار بود تا بعضی از اطرافیان وی را به عنوان سخنگو یا دستیار رهبری انقلاب معرفی نمایند که "صادق قطب زاده" و"ابراهیم یزدی" از برجسته ترین این اشخاص بودند و یا در آستانه ی برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران در سال1358 "ابوالحسن بنی صدر" بلافاصله پس از دیدار با امام(ره) طی یک نشست مطبوعاتی نامزدی خود در انتخابات را اعلان رسانه ای کرد تا به گونه ای وانمود شود که گویا او از سوی امام(ره) به کاندیداتوری مأموریت یافته است. اما این درایت امام امت بود که این نقشه های شوم را زیرکانه زیر نظر داشت و در مواقع متعدد از اعتمادی که ملت به رهبری خود داشت پاسداری می کرد. در سال های آغازین استقرار جمهوری اسلامی نیز که اولین رییس جمهور ایران -بنی صدر- برای جلب حمایت انقلابیون در پی تعیین مرحوم "سید احمد خمینی" به نخست وزیری بود امام(ره) این بار هم با قاطعیت در برابر خواسته ی بنی صدر ایستاد و منسوبان به خود را از حضور در مناصب اجرایی بر حذر داشت.

امام هوشیار ملت که به گواه دوست و دشمن به آینده نگری و عاقبت اندیشی زبانزد بود از اینکه عده ای در آینده از مدح و ثناگویی امام(ره) در مورد خود استفاده ی ابزاری نمایند ابراز نگرانی می کرد و حتی در تذکرات نهایی وصیت نامه ی سیاسی-الهی خود اذعان داشت که «آن تمجیدها در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می نمایاندند و نباید از آن مسایل سوء استفاده شود.» (1)

مرجعیت موروثی در میان خاندان های مجتهدپرور شیعه رویه ای معمول بوده و با وفات فقهای نامدار، مرجعیت و جایگاه علمی آنان به یکی از نزدیکان نسبی تفویض می شده اما امام(ره) از این جهت نیز به نوعی سنت شکنی دست زد و مرجعیت را برای هیچ یک از اعضای خانواده ی خویش به ارث نگذاشت. همچنین پس از ارتحال امام(ره) کلیه ی دفاتر ایشان به کار خود پایان داد در حالی که با وفات برخی از مراجع، دفاتر و تشکیلات تحت نظر ایشان به فعالیت خود ادامه می دهند.

پر واضح است که حضرت امام(ره) و بیت شریف ایشان در نگاه مردمان حقیقت جو شایسته احترام و واجب التکریم هستند اما نگرانی آن یار سفر کرده در حفظ حرمت نام خمینی هم چنان برای علاقمندان به امام(ره) و انقلاب قابل اعتناست و امید است آبرو و قداست نام امام(ره) که حاصل سال ها مجاهدت آن رهبر بی بدیل است دست مایه رقابت های سیاسی قرار نگیرد و نام امام(ره) توأم با مرام امام(ره) سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر به ودیعه سپرده شود.

ارجاعات:

1. صحیفه نور، جلد21 صفحه 206

 

منبع: دیدبان

منبع:فرهنگ

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها