امروز : چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 18
۲۲:۳۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 156555
تاریخ انتشار: ۲۶ بهمن ۱۳۹۴ - ساعت ۲۳:۳۸
تعداد بازدید: 435
مصاحبه ای با نویسنده رمان ادموند؛
این کتاب اولین کار رسمی ایشان در قالب نویسندگی است که حال و هوای خاصی دارد و با نام مبارک حضرت ولی عصر (عج) پیوند خورده است که شاید آشنایی با انگیزه ها و علت خلق چنین اثری برای خوانندگان جالب باشد.

مصاحبه ای با نویسنده رمان ادموند؛

 گروه مهدویت و آخرالزمان پیروان مـوعـود؛خانم آمنه پازکی نویسنده رمان ادموند با محوریت موضوعی عاشقانه مهدوی متولد بهمن 1359 و متولد تهران هستند. رشته تحصیلی ایشان علوم آزمایشگاهی در مقطع کارشناسی از دانشگاه شهید بهشتی است.این کتاب اولین کار رسمی ایشان در قالب نویسندگی است که حال و هوای خاصی دارد و با نام مبارک حضرت ولی عصر (عج) پیوند خورده است که شاید آشنایی با انگیزه ها و علت خلق چنین اثری برای خوانندگان جالب باشد.

 

با سلام خدمت شما، علت و انگيزه شما برای پرداختن به موضوع منجی گرایی در قالب رمان چه بوده است؟

خب هر کدام از ما به عنوان یک مسلمان شیعه وظیفه داریم در حد توان و آگاهیمان برای معرفی امام زمان (عج) و ترویج و تبلیغ فرهنگ مهدوی در جامعه کاری انجام بدهیم، این خیلی خوب است که بتوانیم راهی پیدا کنیم تا این مطالب و معارف رو در قالب داستان و به گونه ای دلچسب و جذابتر برای حتی افراد غیر مذهبی بیان کنیم و نظر دیگران را به سوی پدر آسمانی و حقیقی همه انسانها جلب کنیم.

 

     جرقه اولیه کار برای شما در کجا زده شد و چطور شروع کردید؟

اولین بار زمانیکه در یک همایش و کارگاه آموزشی یک روزه فعالان مجازی مهدویت حضور داشتم، ایده انجام چنین کاری شکل گرفت. در آن همایش استادی که صحبت می کردند گفتند که ما هیچ کتابی نه تنها در مورد امام زمانمان نداریم بلکه درباره هیچ کدام از ائمه اطهار (ع) تاکنون هیچ داستان و رمانی نوشته نشده است. اینکه هالیوود و غرب توسط کمپانیهای تماما صهیونیست سعی در تصاحب منجی آخرالزمان به نام خود دارند و امام زمان ما را مسیح دجال معرفی می کنند و ما هیچ کاری نمی کنیم و فقط نظاره گر هستیم خیلی جای تاسف دارد، همه ما می دانیم که مطالب و آموخته هایی که از طریق غیر مستقیم و در قالب داستان و فیلم و تصویر به انسان ارائه می شود بسیار تاثیرگذارتر از گفتن همان مطالب در قالب درس و کلاسهای خشک و خسته کننده است پس ما چگونه می توانیم از حقیقت باور خود دفاع کنیم در حالیکه غرب سالهاست تلاش می کند منجی آخرالزمان را مانند یک سوپر من و یک موجود با نیروهای مافوق انسانی برخاسته از غرب و امریکا به کل دنیا معرفی کند؟!اینکه ما باید به دنبال ایده های نو و جذاب برای معرفی و تبلیغ رحمت و مهربانی مهدی موعود (عج) باشیم و حتی در داخل کشور خودمان به خیلی از آدمها که امام زمانشان را نمی شناسند، ایشان را معرفی کنیم.

ü      چرا نام کتاب را «ادموند» انتخاب کردید؟

من وقتی کتاب را شروع به نوشتن کردم چون اصلا ذهنیتی نداشتم که چقدر می توانم کار را جلو ببرم و به کجا می رسد، هیچ ایده ای در مورد انتخاب نامش هم نداشتم. زمانی که باید اسمی انتخاب می کردم شاید از خود داستان بیشتر فکر کردم!چون به نظرم خیلی مهم بود که اسم کتاب هم جذاب و جالب باشد برای خواننده و از اسمهای کلیشه ای دور باشد و هم از محتوای کتاب نشانه ای داشته باشد، در نهایت به این نتیجه رسیدم که اسم شخصیت اصلی کتاب بهترین انتخاب می تواند باشد چون ادموند به معنی مدافع توانگر است و این اسم از همه نظر به خوبی محتوا را پوشش می داد.

     چرا عنوان را عاشقانه مهدوی گذاشتید؟ شاید بعضی ها با این عنوان مشکل داشته باشند و کلمه عاشقانه را نوعی بد آموزی بدانند!

خب این داستان واقعا عاشقانه است! مگر عشق چیز بدی است که بدآموزی داشته باشد! عشق حقیقی و پاک قطعا سر منشا رشد و تعالی انسان خواهد شد، خداوند خودش سر منشا عشق است و هر کسی که منکر چنین چیزی شود قطعا انسان مفلوکی خواهد بود که نمی تواند به عشق را درک کند. اما اینکه گفتیم عاشقانه مهدوی به این دلیل است که حتی شخصیت اصلی داستان، ادموند، در جایی از کتاب عنوان می کند که برای آن منجی آسمانی و گم شده ام هیچ نامی بالاتر از عشق پیدا نمی کنم! و من به شخصه معتقدم مهدی موعود (عج) خود عشق است و کلمه ای بالاتر از آن نمی یابم که برای وصف این شخصیت آسمانی و این پدر مهربان از آن استفاده کنم.

   فکر مي کنيد تاچه حدودي اين کار در جامعه ما می تواند جاي خود را باز کند؟

من نمی توانم حدس بزنم که میزان استقبال از این کتاب چقدر خواهد بود! به نظر من این کتاب صاحبی دارد که خود ایشان در موردش تصمیم می گیرند. من واقعا خودم رو در حدی نمی بینم که بخواهم ادعایی کنم !

     آيا شخصي یا اشخاصی در نوشتن چنين داستانی مشوق شما بوده است؟

خب بله، قطعا همینطور است، دوستانی بودند و هستند که زمان پیش نویس داستان با من همراه می شدند و کلی انرژی می دادند و تشویق می کردند که حتما ادامه بدم و جا نزنم. من زمانی که تصمیم به نوشتن چنین کتابی گرفتم ، نهایتا فکر می کردم که بتوانم این داستان رو به صورت هفتگی تو سایت پیروان موعود و وبلاگ خودم به اشتراک بگزارم تا دیگران بخوانند، هیچ وقت به ذهنم خطور نمی کرد که تا اینجا پیش برود و دقیقا به همین دلیل در جواب سوال قبل شما گفتم که من نمی توانم در مورد پیشرفت و استقبال از کتاب اظهار نظری کنم.

     نترسیدید از اینکه کتاب را به انتشاراتی سپردید که نسبت به انتشارات بزرگ در زمینه رمان و داستان هیچ نام و نشانی ندارد؟

به واقع من کمترین نقش را در انتخاب افراد برای همکاری در زمینه چاپ و انتشار و حتی پخش کتاب داشتم چون من اصلا نویسنده نبودم که بخواهم با قدرت و اتکا به آثار قبلی تصمیمی در این زمینه بگیرم. علاوه بر این من با چند جا مشاوره کردم و به این نتیجه رسیدم که هر کسی که خود حضرت نظری به ایشان داشته باشد و به عبارتی لایق خدمت به امام زمان (عج) باشد حتما وارد گود خواهد شد و گوشه ای از کار را دست خواهد گرفت. موسسه هنر و اندیشه به طور قطع در موفقیت کتاب سهیم بود چون خالصانه و در نهایت وسواس نسبت به حساسیت موضوع کار را پیش برد، از طراحی جلد گرفته تاچاپ و صحافی. شاید از نگاه دیگران کار عالی به نظر نیاید اما من که خودم در اتفاقات و وقایع حضور داشتم قاطعانه عرض می کنم که این آدمها بهترین و لایق خدمتگزاری به حضرت بودند و هستند.

    در پایان نکته ای اگر باقی مانده بفرمایید.

نکته قابل عرضی نیست، فقط امیدوارم که قبل از هر چیز این کار مورد قبول حضرت حق و نائب بر حقش بر روی زمین حضرت ولی عصر (عج) واقع شده باشد و به همه ما توفیق خدمات بیشتر و کارهای ارزشمندتری را بدهد که لذتی بالاتر از خدمت به امام مهربان و مظلوممان وجود ندارد.

 

 

 

 

 

آخرین اخبار