امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۱۰:۳۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 156655
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۴ - ساعت ۱۳:۴۰
تعداد بازدید: 274
پیمودن جاده انتظار بدون شناخت امام منتظَر، ممکن نیست.و شناخت امام، تنها به اسم و نسب نیست، بلکه لازم است جایگاه امام و رتبه و مقام او نیز دانسته شود.

به گزارش پیروان مــوعــود؛در این مقاله سعی برآن شده است که ذرّه ای از عالم گهربار و نورانی انتظار و مفاهیم آن سخن به میان بیاید تا کمی از معارف آن را درک کنیم ،که محتوای آن بر2بخش استواراست: 1-انتظار 2- منتظر در بخش اول سعی شده که معانی لغوی انتظار، مفاهیم آن در ادیان (دین مبین اسلام، دین یهود و دین مسیحیت) و مصادیق آن، انواع آن، فلسفه و فضیلت آن، دشواری امر در عصر انتظار و آثار و پیامدهای آن آورده شود تا شاید شمـّه ای از معارف امام عصر(عج) را استشمام کنیم انشاالله.

اما در بخش منتظر سخن از معانی مختلف و لغوی آن ،منتظر از دید اهل البیت(علیهم السلام)، منتظران حقیقی و مصادیق آنان ،و در آخر وظایف و تکالیفی که اهل البیت (ع) برای منتظران تعیین کردند، آمده است تا بلکه چشم ما باز شود و تکالیف را درست عمل کنیم!!!

کلیدواژه:انتظار ، موعود ادیان ، منجی عالم بشریّت ، مصلح جهانی ، منتظر

مقدمه:

امام خمینی((ره)):(( انتظار فرج ،انتظار قدرت اسلام است، باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیداکند و مقدمات ظهور فراهم شود.)) وقتی ابرهای تیره ،چهره خورشید را پوشانده و دشت و چمن از دست بوسی آفتاب محروم گشته، و سبزه و گل از دوری مهر عالم تاب آفتاب پژمرده شده، چاره چیست؟زمانی که عصاره آفرینش و خلاصه خوبی ها و آئینه زیبایی ها، رخ در نقاب غیبت کشیده و جهانیان از فیض حضور او بی نصیب مانده اند، چه می توان کرد؟ امّا سخن از ((مهدی)) ،سخن از((هدایت)) است. سخن از ((انتظار))، روایت((حرکت و پویایی)) است.

انتظار و منتظر بودن ،امری است مسلّم ،که در تمامی ادیان آسمانی و سایر فرق و مذاهب الهی از آن صحبت به میان آمده و موازین مختلف آن مورد تأمّل قرار گرفته است و از آن به زبان های گوناگون سخن به میان آمده است. انتظارفرج، انتظاری است منحصر به فرد، که ویژگی های شاخص خود را دارا می باشد ،پس لازم است این ویژگی ها دانسته شود تا رمز و راز آن همه فضیلت و آثار که برای آن بر خواهیم شمرد، آشکارگردد.

انتظار

مفهوم انتظار

بعضی ازکتب موعود شناسی و مهدویت ،انتظار را به معنی چشم براه بودن و چشم داشت و نوعی امید به آینده داشتن درنظر گرفتند. نتیجه ای که از این معنا گرفته می شود این است که اگر کسی عملی زشت یا نیک انجام داده ،منتظر کیفر و یا پاداش کارخود است ،و اگر کسی بذری بر روی زمین پاشیده است منتظر آن است که محصولش سر از زمین بیرون بیاورد و سر سبز شود.(1) اما بعضی دیگر از کتب موعود شناسی، انتظار را کیفیتی نفسانی معنا کردندکه حالت آمادگی و تهیه ابزار برای شخص منتظر را حاصل می گرداند که ضدّ آن یأس و ناامیدی می باشد. پس هر اندازه حالت انتظار در فرد افزون شود، آمادگی وی نیز زیادتر می شود(2).

این معنا نیز در انتظار نهفته است که فراموش نکنیم ،حقی هست و حقیقتی. چیرگی چند روزه باطل، ما را مأیوس و ناامید نکند. حق را از یاد نبریم ،فضیلت ها را فراموش نکنیم، انسانیت را به دست فراموشی نسپاریم؛ زیرا که اینها همه حقایقی هست مسلّم که به ظهور خواهد رسید و پیروزی بدست خواهد آمد.(3)

البته ماهیت زندگی انسان با انتظار و امید به آینده عجین شده است به گونه ای که بدون انتظار، زندگی مفهومی ندارد، و شور و شوق لازم برای تداوم آن، در کار نیست.

از این رو است که پدیده انتظار با ماهیت زندگی، پیوندی ناگسستنی پیدا می کند زیرا که پدیده انتظار، انسان را به حرکت در جهت مناسب با خود بر می انگیزد و از هر حرکت و گرایشی به جهات مختلف و متضاد با انتظار، باز می دارد. انتظار یک امر کاملا و جدانی است و اگر کسی واقعیت آن را وجدان نکرده باشد، هرگز با توصیفات ذهنی، حقیقت و معنای اصلی آن را نمی فهمد. انتظار یک معنای پایه و بسیط است؛ پایه است چون قابل تحویل به مفاهیم دیگر نیست و بسیط است چون قابل تجزیه و تحلیل نیست.(4)

در پایان این فصل باید بگوییم که اگر انتظار- همانگونه که گفته شد و به معنای حقیقی- باشد، مشکلات زندگی کنونی را آسان می سازد و آینده را نیز بهتر تأمین میکند. در زمانی که تحمل مشکلات زندگی برای بشر سخت میشود، این انتظار است که میگوید: هر چه زودتر این اوضاع بر می افتد و نظام صحیحی جایگزین آن میشود.

فصل دوم-انتظار درادیان

انتظار در اصلِ ادیان و مذاهب مختلف، معنا و مفهوم خاصّی دارد اما آن معنای اصیل و الهی خود را دارا می باشد. ولی با تحریفات پیش آمده در ادیان ،این انتظار جور دیگری برای مردم ترسیم شده است به گونه ای که بعضی ادیان، انتظار را از مسیر اصلی خود خارج و بسوی مقاصد و امیال خود سوق داده اند. در ابتدا می خواهیم انتظار را در اسلام و سپس در دین مسیح و دین یهود تبیین و تفسیر کنیم:

الف)انتظار دراسلام:

انتظار در اسلام و بویژه در مذهب گران سنگ تشیّع ،از جایگاه ویژه ای برخوردار است و در مباحث مهدویت همچون درّی ناب می درخشد. انتظار فرج در اسلام، در واقع نوعی آمادگی است، آمادگی برای پاک شدن و پاک زیستن. آمادگی برای حرکتی مستمر و مداوم، توأم با خودسازی و دگر سازی و زمینه سازی، و سرانجام آمادگی برای تهیه قوا و شرکت در نهضت عظیم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که آغاز آن ظهور حضرت و پایان آن شکست تاریکی ها و ظلمت ها می باشد.(5)

به همین علت است که به ما دستور داده اند هر لحظه منتظر فرج باشید؛ یعنی هر لحظه به فکر خود سازی باشید و پاک و پاکیزه زندگی کنید و زمینه های ظهور را نزدیک بگردانید. و پیداست که اصل انتظار و اعتقاد به مهدی(عجل لله تعالی فرجه الشریف) اسلامی است نه مذهبی. و پیروان دیگر مذاهب اسلامی در این اعتقاد و انتظار باشیعه هم آوایند. و البته باید این چنین باشد، زیرا که احادیثِ وارده در کتب اسلامی احادیث نبوی است که در مقیاسی بزرگ و در حدّ تواتر روایت شده است. و حتی دیده شده که بزرگان و عالمان اهل سنت نیز، کتابهایی در مورد مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نوشته اند. (6)

ب) انتظار در مسیح

ابتدا باید دید که انتظاری که مسیحیان از آن دم میزنند، چه انتظاری است؟ آن ها منتظر چه شخصیتی هستند؟آیا آن ها منتظر همان موعود اسلام هستند؟ یا برای خود موعودی دیگر ساختند؟پس از اینکه حضرت عیسی(علیه السلام) از میان مردم رفت، فرقه های متعددی پدید آمد که بعضی فرقه ها گفتند: درست است که مسیح کشته شد و به خاک سپرده شد، امّا در روز سوم از قبر خود برخاست و به آسمان رفت و دوباره برای پادشاهی بر روی زمین، باز خواهد گشت.

این گفتار باعث آن شد که اکثریت مردم از آن همه بشارت های روشنی که خداوند در مورد موعود آخرالزّمان در کتب آنان آورده و او را از نسل احمد دانسته، غافل شوند. و البته آنها می خواستند که حق را کتمان کنند و به همین علت دست به تحریف کتب خود زدند و کتاب انجیلِ برنابا که بیشترین بشارت را در مورد موعود داراست را نادیده گرفتند.(7) و نیز بر اساس همین نظریات، آنان دچار توهّمات و خیالاتی شدند که اساساً باطل و پوچ می باشد و باعث تشکیل فرقه ها و تشکّل های بی هدف شد.

مثلاً: فردی بنام ویلیام میلر، ادعا کرد که مسیح در سال 1844-1843 ظهور می کند، ولی ادعای او غلط از آب درآمد. بر اساس همین پیشگویی فرقه ((ادوِنیست های روز هفتم)) که تاکنون نیز باقی است تأسیس شد. فرقه ((آناپِتیست ها)) نیز برای آماده کردن زمینه ظهور مسیح، دست به شورش عجیبی زدند ولی شورش آن ها بی رحمانه سرکوب شد(8).و... ولی به هر حال ، باکمی تأمّل و درنگ بر کتب مسیحیان می توان دریافت که بشارتهای داده شده در مورد موعود آخرالزّمان، در حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صدق می کند، و گفته های آنان فقط برای پیشبرد اهداف خود و زیر پا گذاشتن حقیقت می باشد.

ج)انتظار در یهود

یهودیان که خود را پیروان حضرت موسی کلیم می دانند، نیز منتظر موعودند و بر این عقیده هستند که موعود خواهد آمد و دین آنها را بر سایر ادیان، مسلّط می گرداند اما اگر به کتب اصیل آنها مراجعه کنیم ، در خواهیم یافت که اشاراتی بیّن در مورد آمدن پیامبر اسلام (صلّ الله علیه وآله)، علائم آخرالزّمان و ظهور شخصیت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نسل پیامبر اکرم وارد شده که بیانگر این است که منجی از دین اسلام برمی خیزد، نه از دین یهود.

اگر در آنچه که در کتب یهودیان آمده کمی تأمّل کرد، می توان دریافت که چهره ی سه موعود، در اذهان و افکار آنان نقش بسته است:1-حضرت مسیح2-حضرت محمد(صلّ الله علیه وآله)3-حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف). و چون آنان نه به مسیح و نه به پیامبر اسلام نگرویدند، در مورد مسأله موعود و منجی ،بسیار حساس و نگران اند و می خواهند بشارتهای خداوند را درک کنند.(9)

ولی باز هم با این همه اشارات و بشارتها، این قوم در مسئله موعود، حق را نپذیرفتند و به دنبال امیال و مقاصد شوم خود هستند و مسئله موعود را وسیله ای برای رسیدن به این مقاصد قرار داده اند. در این راستا،حدود صد سال پیش، متفکران و اندیشمندان ظالم یهودی گفتند که دیگر انتظار ما به سر آمد، تا به کی باید خواری ها را تحمل کنیم؟ باید خود به فکر نجات خود باشیم. آنان مکتب صهیونیسم را تأسیس کردند و گفتند باید فلسطین، دیار اجدادمان، را باز پس بگیریم و زمینه را برای ظهور منجی فراهم سازیم.

آنان مهاجرانی را به فلسطین اعزام کردند و در حدود پنجاه سال پیش دولت غاصب اسرائیل را در فلسطین بنا کردند و سواد اعظم یهودیّت، صهیونیسم را از جان و دل پذیرفتند و آن را رهگشای عصر منجی قلمداد کردند.(10) یهودیان حق را نه از زبان مسیح فهمیدند نه از زبان پیامبر اسلام، ولی سرانجام حق را از زبان شمشیر مهدی(عج) می فهمند و کیفر این همه قتل و خونریزی مسلمانان فلسطینی را می بینند. اما در کل و در جمع بندی این فصل می گوئیم که به دلیل همین حضور در سایر ادیان و فرهنگ هاست. که در یکی از زیارت ها عرضه میداریم: ((السّلامُ علی مَهدیِّ الأُمَم وَجامِعَ الکِلَم))((سلام بر مهدی که امتها از او سخن گفتند، همان که همه اقوام و افکار را متحّد می کند و زیر یک پرچم (اسلام) گرد می آورد.))

فصل سوم- انواع انتظار

در مبانی و مباحث مهدویت، هر وقت سخن از انتظار به میان آید، دو نوع انتظار پیش رو قرار میگیرد: 1- انتظار ویرانگر(منفی)2- انتظار سازنده(مثبت).که جا دارد هریک را توضیح داده و فکر و عقیده معتقدان به هر کدام را تبیین کنیم:

الف)انتظار ویرانگر:

این نوع انتظار حاصل برداشت قشری و سطحی مردم از مهدویت و اصول انتظار میباشد و در واقع نوعی اباحی گری به حساب می آید که نه تنها مدح نشده بلکه همواره مذمّت شده است. معتقدین به این نوع انتظار می گویند: زمانی که صلاح به نقطه صفر برسد و حق و حقیقت طرفداری نداشته باشند و باطل یکه تاز میدان شود، و جز نیروی باطل، نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، آن وقت است که دست غیب از آستین بیرون می آید.(11)

متفکر شهید، مرتضی مطهری(ره) می فرمایند: در این نوع از انتظار هر اصلاحی محکوم است، زیرا هراصلاحی، یک نقطه روشن است و تا در اجتماع نقطه روشنی هست، دست غیب از آستین بیرون نمی آید.(12) امام خمینی (ره) نیز (در سخنرانی نیمه شعبان 1408) در پاسخ به این افراد فرمودند: شما می گوئید که ما بر خلاف آیات قرآن دست از نهی از منکر برداریم؟ دست از امر به معروف برداریم تا حضرت بیایند؟ حضرت بیایند ظلم و جوری که ما تأسیس کردیم را از بین ببرند؟ ما بر خلاف شما میگوئیم که اگر دستمان می رسید، می رفتیم در تمام عالم، ظلم وجور را بر می داشتیم ،چون تکلیف شرعی ماست؛ منتهی قدرت آنرا نداریم.(13)

این گروه معتقدند که بهترین عامل تسریع در ظهور حضرت،کمک به رواج گناه و اشاعه فساد می باشد. آنان با بغض و عداوت به مصلحان و نیکوکارانی همچون امام خمینی(ره) و بزرگان دین و رهبرانقلاب – که همواره به فکر اصلاح جامعه هستند_ نگاه می کنند، چون آن ها را از به تأخیر اندازان ظهور می دانند. البته این نوع برداشت از انتظار، به تعطیلی احکام اسلامی و موازین شرعی منجرمی شود که با دستورات قرآنی و اسلامی نمی سازد.

ب)انتظار سازنده:

این انتظار، نقطه ای مقابل انتظار منفی می باشد. این گروه معتقدند: ظهور حضرت مهدی(عج)، حلقه ای از حلقه های مبارزه اهل حق و اهل باطل است که به پیروزی نهایی اهل حق می انجامد و سهیم بودن یک فرد در این سعادت، موقوف به این است که این فرد عملاً در گروه اهل حق است.(14) این انتظار است که در روایت و احادیث از آن به عنوان افضل اعمال و عبادات یاد شده است نه آن انتظار منفی و ویرانگر شهید مطهری این انتظار را امید دادن به مستضعفان میداند؛ به این معنا که آن هاروزی خلافت را بر روی زمین بدست می گیرند

دکتر علی شریعتی می فرماید: در این اعتقاد به انتظار، کسانی که زیر بار ستم و ظلم له می شوند، و آن ها که می بینند حقیقتشان، بازیچه دست ستمکاران، و دینشان ابزار دست ضد دین گشته، مأیوس نمی شوند و مطمئنند که اراده خداوند آن است که آن ها را بر ظالمان و ستمکاران مسلّط کند.(15) چون انتظار، به آینده ای پر از عدل و داد، نوید می دهد، هم اکنون باید به پیشواز آن شتافت و شرایط آن را بوجود آورد، زیرا که شیعه از پیشتازان کاروان فرداست و باید هم اینچنین باشد. پس لازمه انتظار راستین و حقیقی ،توجه دادن نیروهای مادی و معنوی به سوی آنچه مورد انتظار است، می باشد.(16)

پس انتظار مثبت، انتظاری است که در آن هر فرد نسبت به خود و جامعه مسئول است؛ زیرا این انتظار، تعهّد آفرین و تحرّک بخش می باشد. در بین معتقدان به این نوع انتظار، بزرگانی همچون امام خمینی(ره) و شهید مطهّری و رهبر انقلاب و دیگر بزرگان،که خود را نسبت به جامعه مسئول دانسته و ساکت ننشستند، به چشم می خورند. و آنانکه امام (ره) را به جرم علم بلند کردن (تأسیس حکومت اسلامی) متهّم کردند، درست در مقابل منتظران واقعی و مثبت گرا می باشند. پس در هر حال و شکلی، انتظار نه تنها از انسان سلب مسئولیّت نمی کند بلکه او را در سرنوشت خود و سرنوشت حقیقت و سرنوشت انسان ، سنگین، فوری، منطقی و حیاتی می کند.

فصل چهارم- فلسفه انتظار

می دانیم انتظار فرج ،پاره ای از فرج، بلکه افضل اعمال است. بنابراین انتظار فرج، باید مثل خود فرج امری مهم و بسیار بزرگ باشد. یقین است انتظاری که به اندازه خود فرج اهمیّت دارد و خود پاره ای از فرج الهی خوانده شده است نمی تواند امری ساده و حالتی بی تفاوت باشد. اینجاست که باید بر شناخت مسئله و فلسفه انتظار تأکید شود. فلسفه انتظار، دمیدن روح امیدواری و پایداری است. انتظار و عقیده به مصلح جهانی، شیعه را درجریان زمان، برای مقاومت پرورش داده و جامعه تشیّع را از خطر زوال، مصون داشته و تا امروز این عقیده، عامل بقای شیعه و پایداری او بوده است (17).

البته امیدواری به تنهایی، معنا و مفهومی دارد. همراه با این امیدواری، پایداری و مقاومت هم لازم است که آن را معنا و مفهوم تازه ای دهد. انسان منتظر نمی تواند به امید ظهور امام زمان(عج)، دست روی دست بگذارد و سکوت کند. بلکه باید با ظلم و جور زمانه خویش، تا آن جایی که می تواند مبارزه کند، همانند امام خمینی(ره)که علی رغم مخالفتها، با ظلم و جور زمانه جنگید امّا سکوت نکرد. نفی حکومت ظالم، مقدمه ای است برای استقرار حکومت الله، که یکی از ارکان عمده توحید عملی می باشد. آیت الله طالقانی(ره) می فرمایند: توجه دادن مردم به آینده درخشان و دولت حق، نوید دادن به اجرای کامل عدالت اجتماعی، و تأسیس حکومت اسلام و ظهور یک شخصیت خدا ساخته و بارزی که مؤسس آن حکومت و دولت است، از فلسفه انتظار می باشد.(18)

اگر ملّت های مسلمان جهان، به خود بیایند و در برابر این همه ظلم و جور به پاخیزند و به حرکت منتظران بپیوندند ،دیگر چه کسی میتواند برای آنها تعیین تکلیف کند؟ باید بقیه ی ملت هایی که که هنوز بیدار نشدند، بیدار شوند و حرکت خود را آغاز کنند و با دست نشاندگان دولت های غربی مبارزه کنند. و اگر این کشورهای بیدار شده، جهت و آرمان خود را، آرمان جمهوری اسلامی و تفکر امام (ره)که همان در انتظار ظهور حضرت می باشد، قرار دهند، قطعا این حرکت و بیداری آن ها ثمره میدهد، و آن را بیداری اسلامی و بلکه بیداری مهدوی خواهد کرد. انشاألله.

فصل پنجم- فضیلت انتظار

در روایات و احادیثِ رسیده، ارزش و فضیلت فراوانی، برای انتظار شمرده شده، و منتظر را مدح کرده که می خواهیم فضیلت انتظار را ابتدا از نظرعملی و پاداش بررسی کنیم سپس این فضیلت را در زندگی پیاده کنیم و ببینیم چه نقشی در زندگی دارد؟ پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند: با فضیلت ترین عبادت، انتظار فرج از سوی خداوند است.(19) امیر مؤمنان،حضرت علی(ع) می فرمایند: منتظر فرج باشید و از رحمت خداوند ناامید نشوید، به درستی که خوشایندترین اعمال نزد خداوند، انتظار فرج است.(20)

امام صادق(ع) می فرمایند: خوشا به حال پیروان قائم ما، کسانی که در عصر غیبتش منتظر ظهور اویند و در زمان ظهورش مطیع او. آنها اولیاء خدایند که نه از گذشته خوفی دارند و نه از آینده حزنی.(21) ولی نقش این انتظار در زندگی منتظر؛ انتظار مهدی(عج) در منتظرانش، شوق یاری و همراهی او را، ایجاد می کند و به انسان هویّت و حیات می بخشد و او را از پوچی و بی هدفی نجات میدهد. انتظار مهدی(عج) در همه ابعاد زندگی منتظر تأثیر می گذارد؛ در بعد فکری و نظری که زیر بنای اعمال و رفتار انسان است، سبب می شود که باورهای اساسی حیات آدمی در حصارخود حفظ شود.

به بیان دیگر، انتظار صحیح می طلبد که منتظر، بنیان های اعتقادی و فکری خود را تقویت کند تا در دام مکتب های انحرافی گرفتار نشود و یا به خاطر طولانی شدن دوره غیبت امام عصر(عج)، به چاه یأس و ناامیدی سقوط نکند.(22) پس در کل، انتظار آدمی را متعهّد می سازدکه برای تحقق اهداف اسلامی و آرمان های انسانی، بدون هیچ گونه یأس و نا امیدی تلاش کند و به سوی مقاصد اسلام، قدم بر دارد.

فصل ششم- دشواری عصر انتظار

این انتظاری که در طول تاریخ، از نظر سرسبزی و فرّخی مثالی نداشته و جهان چنین دوران زیبایی را تجربه نکرده، علی رغم فضیلت ها و تأثیر بسزایی که در زندگی دارد، دشواری ها و سختی های مخصوص خود را نیز دارد. عصر انتظار و خصوصاً عصر حاضر که عصر قبل از ظهور و رواج فساد و ظلم است، عصربی تقوایی است که فقط منتظر واقعی می تواند خود را از بند شیاطین زمانه رهایی بخشد و در دام نیافتد. این زمانه، زمانه ای است که فقط منتظران واقعی می توانند بر ولایت اهل البیت(ع) و ولایت فقیه ثابت قدم باشند.

امام باقر(ع) می فرمایند: روزگاری بر مردم خواهد آمدکه امام ایشان غایب خواهد شد، پس خوشا بحال آنانی که در آن زمان، بر ولایت ما ثابت و استوار بمانند.(23)یعنی در دوره غیبت که دشمنان با انواع شبهه ها می کوشند تا اعتقادات شیعیان را از بین ببرند، فقط به برکت حضور در سنگر انتظار، می توان از مرزهای عقیدتی خود دفاع کرد.

علل دشواری انتظار را می توان در چهار محور خلاصه کرد:1-آراستگی به عدالت و تقوا 2-آراستگی به بردباری و پایداری 3-بهره مندی از دین شناسی بنیادین 4-لزوم اصلاح طلبی وظلم ستیزی.(24) رسیدن به این مراحل کاری است بس دشوار امّا شدنی! هرکس توانست این مراحل را برای خود هموار کند در زمره ی منتظران واقعی حضرت قرار می گیرند. امام صادق(ع) می فرماید:کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد، پس منتظر باشد و در حال انتظار پرهیزگاری کند و به اخلاق نیکو، آراسته گردد.(25)

فصل هفتم- آثار انتظار

همان گونه که پیش تر گفته شد، بعضی گمان بر آن برده اند که انتظار مصلح جهانی، افراد را در حالت سکون و بی تفاوتی قرار می دهد و کسانی که در انتظار اصلاحگر جهان هستند، خود در مقابل بدیها و فساد واکنش نشان نمی دهند. ولی در واقع انتظار در فرد، غوغایی مبارک و حرکتی هدف دار پدید می آورد، و هر چه منتظر به حقیقت انتظار، نزدیکتر شود سرعت حرکت او بسوی مقصد، افزایش می یابد.(26) منتظران به برکت حس وجودی انتظار، نه اینکه در محیط فساد و گناه حل نمی شوند، بلکه هویّت دینی و مرزهای اعتقادی خود را حفظ می کنند.

این انتظار در زندگی فردی و مخصوصاً در زندگی اجتماعی تأثیری بسزا می گذارد. انتظار نوعی امید است، امید به آینده؛ امید از نظر روانی در جوانب زندگی، مایه ایجاد دلگرمی و تشویق به کارهاست.اگر لحظه ای چراغ امید در دلها خاموش شود و جای آن را یأس و ناامیدی بگیرد، تنبلی، بیکاری و دلسردی جانشین آن می شود.

همانگونه که در حدیثی از پیامبر(ص) آمده که فرمودند: ((امید رحمتی برای امّت من است، اگر امید نبود هیچ مادری حاضر نبود فرزندش را شیر دهد و هیچ کشاورزی، درختی رابکارد.))(27) اصولاً انتظار، آثاری در زندگی فرد می آفریند که اگر این آثار، در شخص نباشند، آن شخص منتظر واقعی محسوب نمی شود.لازم است شمّه ای از این آثار بیان گردد:

1-خودسازی فردی: منتظر همیشه باید خود ساخته و آماده باشد. برای تحقق بخشیدن به چنین انقلاب عظیمی، مردانی بزرگ ،مصمّم ، نیرومند و خود ساخته و دارای بینشی عمیق، لازم است.

2-خود سازی اجتماعی: منتظر علاوه بر خودسازی خویش، باید مراقب حال دیگران نیز باشد و علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران و جامعه نیز بکوشد.

3-عدم تسلیم در برابر فساد:هنگامی که فساد فراگیر شد و بیشتر مردم را در دام خود گرفتار کرد، و شخص منتظر در یک بن بست روانی قرار گرفت و از اصلاح مأیوس شد، نباید در برابر فساد سر تسلیم فرود بیاورد ،و یقین داشته باشد که اصلاح گر جهان می آید و فساد را ریشه کن می کند.

4- پایداری در برابر رهبری های فاسد ومبارزه با فساد:هر کس سر گذشت دوره های قبل و دستگاه های جباری که به اسم اسلام برمسلمانان حکومت کردند را مطالعه کند، در می یابد که چه وضع ناامید کننده ای پیش آمد که اهداف واقعی و اصولی اسلام را، از مسیر اصلی خود منحرف کرد، و حتّی به کل مطرح نشد.

ولی تنها چیزی که آنان را امیدوار می ساخت این بود که اسلام از بین نمیرود و آینده برای اسلام است. و همین وعده ها بودکه مردم را در برابر حاکمان جبّار، پایدار نگه داشت و به جهاد و پیکار برانگیخت. بنابراین مسلمانان تسلیم ظلم و فساد نمی شوند و با ستمگران نمی سازند و با مفسدان هم آوا نمی شوند.(28)

با آن چیز هایی که گفته شدکه همگی قطره ای از آثار انتظار بود، روشن می شود که شخص منتظر باید با تقوا باشد و در خوبی و نیکی مثالی نداشته باشد.

امام صادق(ع) می فرمایند: از مانیست و کرامتی ندارد کسی که در شهری با صد هزار نفر جمعیّت یا بیشتر،زندگی کند و در آن شهر کسی باورع تر از او نیز باشد.(29) زیرا که امام باقر(ع)در ذیل آیه((یاأیُهَا الَّذین ءَامَنُوا إِصبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللهَ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ))(30) ،فرمودند: بر گزاردن احکام شریعت صبر کنید و در برابر دشمن شکیبایی ورزید و برای امام زمان خود آماده یراق باشید و در این حال تقوای خدا را بکنید.(31)

بخش دوم

منتظر

فصل اوّل- مفاهیم منتظر

منتظر از نظر لغوی به این معناست که)):اسم فاعل است و به کسی می گویند که در انتظار یا چشم براه کسی یا چیزی باشد.)) این معنا صحیح است و در مورد منتظران صدق می کند اما اگر بخواهیم به این معنا بسنده کنیم از مفاهیم باطنی آن در می مانیم. شخص منتظر ظهور امام زمان (عج)، در انتظار ظهور فرجی است که جامعه و جهان را متحوّل می کند و این عالم که از ظلم و فساد پر شده است را از عدل و داد الهی مملوّ می کند.

اما در بعضی از روایات و ادعیه امام زمان(عج) را، منتظَر و یا منتظِر نیز می نامند. در دعای ندبه منتظران آن حضرت ندا می دهند که)):أینَ المُنتَظَرُ لِإِقَامَةِ العَدلِ وَ العِوَج)) و در زیارت حضرت صاحب الأمر می گوییم )): السَّلامُ عَلَی القَائِمِ المُنتَظَر وَالعَدلِ المُشتَهَر)) اما معنای لغوی منتظَر این است که: ((اسم مفعول است و به کسی یا چیزی می گویند که مورد انتظار واقع شده باشد.))

امام را چون مانند مردم، خود نیز در انتظار صدور إذن الهی است تا قیام نماید، و جهانِ گرفتار ِدر بند ظلم و جور را از وضع نابسامانی که دارد، رهایی بخشد و اهداف الهی را تحقق بخشد، منتظِر می نامند.(32)اما در کل ، از دید روایات و احادیث، هم امام و هم امّت را منتظر می نامند. امت در انتظار آن است که امام، از پس پرده غیبت برون آید و جامعه او را از وضع حاضر، نجات بخشد. و امام، منتظر آن است که اجازه ظهورش فرا رسد و انقلاب حیات بخش خود را آغاز کند و بر آرمان های انبیاء و اولیاء، جامه عمل بپوشاند. (33)

فصل دوم- منتظران راستین

در بیشتر روایات و احادیثی که سخن از منتظران به میان آمده، این مطلب کاملاً نمایان است که استقامت در دین، پارسایی ، تخلق به مکارم اخلاق و... از ویژگی منتظران می باشد. امام صادق(ع) می فرمایند: هرکس بخواهد در شمار منتظران واقعی آن عدل منتظر باشد، پارسایی پیشه کند و متخلّق به مکارم اخلاق شود.(34) از دیگر ویژگی منتظران راستین، این است که همواره در تلاشند که ابتدا خود و سپس جامعه خود را به سوی آنچه که مورد رضایت حضرت است، سوق دهند.

و در این راه تمام همّ و غمّ خود را می گذارند تا شاید به وظیفه خود عمل کرده باشند. در تمام این ویژگی ها، بزرگانی همچون امام خمینی(ره) شهید مطهری و رهبر عظیم الشأن انقلاب که واقعاً با تمام وجود در اصلاح جامعه می کوشند تارضایت امام زمان را جلب کنند، اسوه منتظران راستین آن حضرت می باشند.

فصل سوم- وظایف منتظران

اما در فصل آخر، که مهم ترین فصل هم می باشد، سخن از وظایف و تکالیف حساس منتظران، می آوریم که حداقل کمی از وظایف و تکالیف را اجرا کنیم و از رضایت حضرت صاحب الأمر بی نصیب نمانیم. در اینجا چهارده وظیفه را از وظایف حساس منتظران به نیت چهارده معصوم بیان میکنیم.1.شناخت امام: برای بیان اهمیت شناخت امام از حدیث نبوی کمک می گیریم که فرمودند: ((هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.))

پیمودن جاده انتظار بدون شناخت امام منتظَر، ممکن نیست.و شناخت امام، تنها به اسم و نسب نیست، بلکه لازم است جایگاه امام و رتبه و مقام او نیز دانسته شود. اگر معرفت امام برای منتظر حاصل شود، او از هم اکنون خود را در جبهه امام می بیند و احساس می کند که در خیمه امام و در کنار او قرار گرفته است.

بنابر این لحظه ای در تلاشِ برای تقویت جبهه امام خویش کوتاهی نمی کند. امام باقر (ع) فرمودند: کسی که بمیرد در حالی که امام خود را شناخته باشد، جلو افتادن یا تأخیر در امر(ظهور) به او زیان نمی رسد، زیرا کسی که امام خود را شناخته است مانند کسی است که در خیمه امام و همراه او بوده است. این شناخت آن چنان مهم است که در کلام معصومین آمده که در این راه از خدا طلب یاری کنید. امام صادق(ع) می فرمایند که در عصر غیبت این دعا را بخوانید: اَللّهُمَ عَرِّفنی نَفسَکَ فَإِنَّکَ إِن لَم تُعَرِّفنی نَفسَکَ لَم أَعرِف نَبِیِّک.اللَّهُمَّ عَرِّفنی رَسُولَکَ فَإِنِّکَ إِن لَم تُعَرِّفنی رَسُولَکَ لَم أَعرِف حُجَّتَک.اللّهُمَ عَرِّفنی حُجَّتَک فَإِنَّکَ إِن لَم تُعَرِّفنی حُجَّتَک ضَلَلتُ عَن دینی.(35)

باید برای کسب این شناخت، علاوه بر طلب، خود بدنبال آن برویم و در کسب آن کوشش کنیم.(36) دومین وظیفه ای که برخواهیم شمرد، دوستی و محبت با آن حضرت می باشد. دوستی با آن حضرت لازم است زیرا که او از معصومین است. همانانی که دوستیایشان مزد رسالت، جزئی از ایمان، شرطی برای قبول اعمال و... است. بر هر انسانی واجب است که ولی نعمتش را دوست بدارد، و ولی نعمت ما شیعیان حضرت صاحب الأمر است و یقیناً آنچه که به ما از نعمت و خیر و برکت و نعمت های الهی و لذائذ مختلف و... می رسد به برکت وجود او و به واسطه و سبب او و از دست او می باشد.

بنابر این عقل بر دوستی با آن حضرت حکم می کند زیرا در حقیقت فطرت انسان ها بر این امر بنا شده است. یعنی خلق طبایع بر این بوده که نعمت دهنده و نیکوکار را دوست داشته باشند.در حدیثی قدسی در مورد دوستی با حضرت وارد شده که : ((ای محمد! او را دوست بدار زیرا که من او را دوست دارم و کسانی که او را دوست دارند نیز دوست می دارم.)) و از آن جایی که خود خدا مبتدی این کار بوده و حبیبش را به این امر سفارش کرده، شدت و اهمیت این دوستی و مودّت برای ما روشن می گردد.(37)

1.یکی دیگر از تکالیف منتظران، همه جا به یاد امام بودن است همانند کسی که به شخصی دیگر علاقه ای دارد هر قدر این علاقه بیشتر باشد یاد آن شخص بیشتر در خاطرش تجلّی می کند. آنچه منتظران را در کسب معرفت امام و پیروی از آن بزرگوار یاری می دهد و پایداری در راه انتظار را به دنبال دارد؛ پیوستگی و ارتباط مداوم با آن طبیب جان ها است.به راستی وقتی آن امام مهربان امت، همیشه و همه جا به حال شیعیان خود نظر دارند و لحظه ای آنها را از یاد نمی برد ، آیا رواست که دلدادگان او به دنیا و تعلّقات آن سرگرم شوند و از آن عزیز غافل و بی خبر بمانند.

منتظر حقیقی در هنگام صدقه دادن ابتدا سلامتی وجود شریف امام خود را در نظر می گیرد. و به هر بهانه دست توسل به دامن پر مهر او می زند و به اشتیاق ظهور مبارک او و دیدن جمال بی مثالش ناله سر می دهد رهروی راه انتظار در مجالسی که به نام آن محبوب دلها تشکیل می شود، حضور می یابد تا ریشه های محبت او را در دل خود محکم تر کند و به مکانهایی مانند مسجد سهله و مسجد جمکران و سرداب مقدّس که منسوب به امام عصر است رفت وآمد می کند(38).

2.تکلیف بعدی که بر منتظران واجب است، تجدید بیعت با ساحت منوّر آن حضرت است که سفارش شده بعد از هر نماز یا در هر روز و یا حداقل در هفته یک بار ترک نشود. معنای بیعت آن است که مؤمن هر روز برخود واجب و یا تأکید کند که در راه یاری امام زمان، از جان و مال و فرزند و...کم نگذارد و آن ها را فدایی حضرت بگمارند. که پیامبر در خطبه غدیر امت را به بیعت با ائمه امر می کند و آن را لازمه ایمان می داند. در بیعت، دو شرط اساسی لازم است:

1.عزم قلبی و راسخ در بیعت امام مبنی بر اطاعت تام از او و یاری او در همه جا و همه حال.

2.اظهار بیعت وقصد و عزم منتظر از آن به زبان. در اینجا ذکر این مورد الزامی است که در زمان حضور ائمه بیعت کردن از طریق مصافحه و دست دادن بود ولی اکنون که امام ما در پس پرده غیبت به سر می برد چه کار باید کرد؟ برداشتی که از احادیث و روایات می توان کرد اینست که ائمه اطهار ما یک سری ادعیه ای در اختیار ما گذارده اند که از طریق آن بتوان بیعت قلبی خود را اظهار کنیم. مثلا امام صادق(ع) بر دعای عهد تأکید بسیار می کردند و فرمودند:((هر کس آن را چه

آخرین اخبار