امروز : پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 September 21
۰۶:۱۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 157812
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۴ - ساعت ۱۵:۲۳
تعداد بازدید: 401
یهودیان قریب به چهارده میلیون تن از هفت میلیارد سکنه جهان را به خود اختصاص داده اند، جمعیتی که با وجود اندک بودن شان می توان کیفی ترین گروه نژادی-مذهبی جهان دانست،

به گزارش پیروان موعود؛ یهودیان قریب به چهارده میلیون تن از هفت میلیارد سکنه جهان را به خود اختصاص داده اند، جمعیتی که با وجود اندک بودن شان می توان کیفی ترین گروه نژادی-مذهبی جهان دانست، میزان اندک یهودیان را می توان به ضوابط سخت حاکم بر این آئین مبنی بر عدم پذیرش غیر یهودیان (مگر به ندرت و با اتخاذ رویه هایی خاص) مرتبط دانست. یهودیان علاوه بر جمعیت اندک، متکثرترین قوم جهان نیز محسوب می شوند که در پنج قاره جهان زیست می نمایند.

بیشترین حضور یهودیان را می توان در دو منطقه سرزمین های اشغالی فلسطین و ایالات متحده آمریکا مشاهده نمود. یهودیان جمعیت کوچکی از ایالات متحده آمریکا را تشکیل می‌دهند. در سال ۲۰۰۱ جمعیت این گروه بالغ بر ۴ میلیون نفر برآورد شده. تحقیقات کنونی اما این رقم را اکنون بیش از ۷ میلیون نفر برآورد می‌کند. شهرهای نیویورک، میامی، لس‌آنجلس و فیلادلفیا به‌ترتیب بیشترین تعداد ساکنین یهودی را دارا هستند.

در سال ۱۹۸۶ یک سوم کل روسای انجمن های دانشجویی دانشگاه هاروارد را یهودیان تشکیل می‌دادند. بر طبق برآوردهای موسسه هیلل امروزه بیش از یک پنجم دانشجویان دانشگاه‌های برتر ایالات متحده آمریکا (مانند موسسات آیوی لیگ) را یهودیان تشکیل می‌دهند. این در حالی است که یهودیان فقط ۲٪ کل جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند. به طور نمونه درصد جمعیت یهودیان در دانشگاه هاروارد و دانشگاه پنسیلوانیا هر کدام ۳۰٪، در دانشگاه جرج واشنگتن ۳۱٪، و در دانشگاه کرنل ۲۵٪ می‌باشد. بسیاری از صاحب نامان علمی، اقتصادی و صنعتی آمریکا را نیز یهودیان تشکیل می‌دهند. یهودیان آمریکا سهم زیادی در پیشرفت علمی ایالات متحده آمریکا داشته و دارند. از ریچارد فاینمن گرفته تا آلبرت اینشتین، این گروه ۳۷٪ برندگان جوایز نوبل در این کشور و نزدیک به ۸٪ کل رؤسای شرکت‌های بزرگ آمریکایی را تشکیل می‌دهند.

نفوذ یهودیان اما محدود به حوزه های علمی نمانده و بسیاری از مراکز مالی، فرهنگی، ورزشی و رسانه ای را نیز عهده دار شده و اکنون بیش از هر زمانی در عرصه ی سیاسی نفوذ نموده اند تا آن جا که عموم سیاستمداران برای ورود به مجلسین آمریکا و یا کسب کرسی ریاست جمهوری، ناگزیر به نزدیکی به این گروه صاحب نفوذ می باشند.

 داین فاینستاین رییس کمیته برگزیده اطلاعات سنا از کالیفرنیا، باربارا باکسر سناتور از کالیفرنیا، سناتور ران وایدن از اورگون، سناتور با نفوذ چاک شومر از نیویورک و رییس کمیته سیاست دمکرات در سنا و رییس کمیته قوانین و مدیریت سنای ایالات متحده، بنجامین کاردین سناتور از مریلند، سناتور برنی سندرز از ورمونت، مایکل بنت، ال فرنکن، ریچارد بلومنتال، برایان شتزاز هاوایی تنها بخشی از سیاستمداران و سناتورهایی هستند که هم اکنون در سنا حضور دارند. اشخاص پر نفوذی مانند اریک کانتور نماینده حوزه انتخابیه هفتم ویرجینیا از حزب جمهوری خواه نیز پیشتر رهبر اکثریت مجلس، نخستین رهبر یهودی اکثریت مجلس را عهده دار بوده است. هم اکنون نیز افرادی چون مایکل بلومبرگ شهردار نیویورک، رام امانوئل شهردار شیکاگو، کرولاین گودمن شهردار لاس وگاس، اریک گارستی شهردار کالیفرنیا که همگی یهودی هستند در شهردار های کلان شهرهای ایالات متحده آمریکا می باشند.

گروه های یهودی موجود در آمریکا در قبال برنامه هسته ای ایران به دو دسته ی موافقین و مخالفین اوباما تقسیم شده بودند.

نفوذ فوق العاده یهودیان در جامعه آمریکا در حالی است که سایر اقلیت های این کشور هم چون مسلمانان که جمعیت شان بسیار بیشتر از یهودیان این کشور می باشد فاقد چنین جایگاه هایی در سطح کشور می باشند.

کمیته روابط عمومی آمریکا-اسرائیل مشهور به آی‌پک، یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین گروه‌های لابی‌گری در ایالات متحده آمریکا است. این گروه لابی با ۶۰٬۰۰۰ عضو، هر ساله میلیون‌ها دلار خرج سرمایه‌گذاری در نفوذ بر سیاست‌های دولتی و قانون گذاری آمریکا می‌کند. این گروه در سال ۱۹۵۱ به رهبری آی‌ال کنن (یک آمریکایی که در دهه چهل در مذاکرات مربوط به نزاع اعراب و اسرائیل به عنوان یک لابی‌گر بسیار فعال برای کشور اسرائیل عمل کرده بود) شکل گرفت. علت سازماندهی یک لابی نیاز اسراییل به کمک‌های اقتصادی برای جذب شمار گسترده یهودیان مهاجر و نیز بی میلی وزارت امور خارجه آمریکا نسبت به اعطای کمک‌ها بود.

در خلال فرآیند گفتگوهای دولت مردان اوباما بر سر وضع توافق هسته ای با ایران، گروه های لابی وابسته با یهودیان نقش بسزایی در مخالفت و یا موافقت با آن، در این فرآیند ایفا نمودند. در این میان گروه آیپک «کمیته روابط عمومی آمریکا اسرائیل» به عنوان سلطان کنگره در واشنگتن، موسسه ای با امکانات مالی فراوان که قدرتمندترین لابی طرفدار مسائل امنیت آمریکا و اسرائیل شناخته می شود قویا با توافق هسته ای ایران مخالفت کرده و خواهان توافق بهتری است. با این حال یک دیدگاه مخالف هم وجود داشت. «جی استریت» که می کوشید در این مباحثه نقش بازی کند؛ موسسه ای لیبرال که سال ۲۰۰۸ تاسیس شد تا از راه حل تشکیل دو کشور اسرائیلی و فلسطینی حمایت کند. جی استریت در یک کارزار سخت تلاش نمود دموکرات های مردد را متقاعد کند از توافقی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، آن را «اشتباهی با ابعاد تاریخی» خواند حمایت کنند.

با این حال و با وجود نفوذ بسیار بالای یهودیان در تمامی ارکان ایالات متحده، گویا لابی های نفوذ هم چنان در پی ارتقای جایگاه این اقلیت ذی نفوذ گام بر می دارند تا آن جا که بی میل نیستند حتی بر کرسی ریاست جمهوری این کشور 300 میلیونی تکیه بزنند.

اکنون و در اوج مناظره های نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از سوی هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه تلاش هایی برای جلب نظر مساعد یهودیان صورت پذیرفته است، منتها بر خلاف دفعات پیشین که یهودیان نقش پشت پرده را برای نامزدها  بازی می نمودند، این بار و آشکارتر از پیش در صحنه حضور داشته و در خانواده نامزدهای هر دو حزب حضور دارند.

برآورد تحولات انتخاباتی آمریکا تا کنون و با وجود گذشت انتخابات ها در برخی ایالات حکایت از پیشتازی هیلاری کلینتون و برنی سندرز از حزب دموکرات و دونالد ترامپ از حزب جمهوری خواه است. بعید است شخص دیگری در حزب جمهوری خواه توان رقابت داخلی با ترامپ را داشته باشد.

اولین رئیس جمهور یهودی آمریکا؟

بخش عمده ای از جامعه ی آمریکا را می توان گروه ها و شخصیت های مذهبی دانست. اهمیت مذهب در جامعه آمریکا تا بدان حد است که برای اولین بار جامعه عمدتا پروتستان آمریکا، یک رئیس جمهور کاتولیک (جان اف کندی) را در دهه شصت قرن پیش به ریاست جمهوری برگزید. با این حال و در چنین جامعه ای یهودیان در حال رشد روزافزون هستند.

جو لیبرمن که یک یهودی ارتدوکس است در سال 2000 و در خلال رقابت میان جرج بوش و الگور به عنوان معاون الگور انتخاب شده بود. پیروزی بوش پسر مانع از معاونت اول ریاست جمهوری یک یهودی در ایالات متحده آمریکا شد.

در انتخابات 2016 برای اولین بار یک یهودی به نام برنی سندرز که هم اکنون سناتور ایالت ورمونت می باشد خود را نامزد انتخابات نموده، کاندیدایی که با عدم سرشناس بودنش توانسته به عنوان پدیده ی انتخابات مطرح شده و رقیبی سرسخت برای هیلاری کلینتون به حساب آید.

سندرز در ماه مه‌ ۲۰۱۵ به عنوان نامزدی که شانس زیادی برای پیروزی او دیده نمی‌شد، وارد رقابت انتخاباتی ریاست‌جمهوری شد. او از سیاست مداران مستقل و کمتر شناخته‌شده‌ است و به توصیف وب‌سایت پلیتیکو، از آن سیاست مدارهایی است که می‌توان آنان را "از نظر فنی قابل قبول اما بسیار نامتعارف" خواند.

برخی‌ می‌گویند دلیل درخشش او در برخی مناظرات دموکرات‌ها فراخوانی بود که برای یک "انقلاب سیاسی" و پایان دادن به سرکشی‌های طبقه میلیاردر آمریکا صادر کرد.

او در خانواده‌ای یهودی در محله بروکلین شهر نیویورک متولد شد و می‌گوید عاملی که باعث بروز آگاهی طبقاتی در او شد سپری کردن دوران کودکی‌اش در آپارتمانی کوچک و محقر بود.

او در دانشگاه شیکاگو درس خوانده است و طی‌ دهه‌ها‌ی ۶۰ و ۷۰ میلادی در ضدیت با جنگ و حمایت از حقوق مدنی سیاه‌پوستان فعال بود و در تظاهرات سال ۱۹۶۳ واشنگتن شرکت داشت.

پدرش از یهودیان مهاجر لهستانی و مادرش اهل نیویورک بود و بسیاری از بستگان شان را در جریان هولوکاست از دست داده بودند. سندرز به مدرسه عبری نیویورک رفت و حتی در مراسم جشن تکلیف یهودی شرکت کرد،

سندرز در سال ۱۹۶۳ به اسراییل رفت و در مزارع اشتراکی (کیبوتص) که باشیوه‌های سوسیالیستی اداره می‌شد کار و زندگی کرد تا یک زندگی ساده و بی‌پیرایه را تجربه کند. بعدتر برای تکمیل تحصیلاتش به دانشگاه شیکاگو بازگشت و در سال ۱۹۶۴ با همسر اولش ازدواج کرد و دوباره به اسراییل و مزارع اشتراکی بازگشت.

سندرز در سال ۱۹۸۸ با همسر فعلی‌اش یعنی جین اوماریا دریسکل، رئیس پیشین کالج برلینگتون، ازدواج کرد. از دریسکول به عنوان "مشاور اصلی‌" سندرز در زندگی سیاسی‌اش یاد می‌کنند.

سندرز سرانجام در سال ۱۹۹۰ به مجلس نمایندگان آمریکا راه یافت. او اولین "نماینده مستقل" در ۴۰ سال گذشته بود و تا سال ۲۰۰۷ که موفق به کسب کرسی در سنا شد، عضو مجلس نمایندگان باقی ماند.

برنی سندرز در خلال سخنرانی‌های انتخاباتیِ خود، معمولاً ضمن قدردانی از باراک اوباما و جو بایدن، رییس جمهور آمریکا و معاونش، در خصوص نجات آمریکا از شرایط بسیار بد اقتصادی که در اواخر دوران ریاست جمهوریِ جرج دبلیو بوش، رییس جمهور پیشین آمریکا، گریبانگیر این کشور شده بود، همواره تأکید دارد که شرایط کنونیِ جامعه، سیاست و اقتصاد آمریکا بسیار بد است و با شرایط مطلوب، فاصله‌ی زیادی دارد. وی معتقد است که تشکیلات کنونیِ سیاسی و اقتصادی آمریکا یارای مواجهه با بحران‌های عظیم پیشِ روی این کشور را ندارند و لذا نیاز به اصلاحات اساسی در ساختارهای یاد شده در آمریکا احساس می‌شود.  

برنی سندرز معتقد است: اختلاف فاحش کنونی که میان طبقات بسیار ثروتمند و اقشار متوسط و سطح پایین در جامعه آمریکا بروز کرده است، از سال 1928 میلادی به این طرف، هرگز این قدر شدید و گسترده نبوده است. شایان ذکر است که شرایط ناعادلانه‌ اقتصادی آمریکا در اواخر دهه بیست میلادی سرانجام منجر به سقوط بازار بورس وال‌استریت در سال 1929 میلادی شد و شرایط رکود بی‌سابقه اقتصادی را بر این کشور و بسیاری از کشورهای جهان تا اواخر دهه‌ سی میلادی حاکم ساخت. 

برنی سندرز بر این باور است که آمریکا بار دیگر در شرایط مشابهِ آن دوران قرار گرفته است، به‌نحوی که اگر مردم آمریکا فوراً به مقابله با نابرابری‌های اقتصادی در این کشور برنخیزند، بزودی آمریکا بار دیگر با مشکلات وصف‌ناپذیر اقتصادی روبرو خواهد شد که ممکن است سایر کشورهای جهان را نیز تحت تأثیر  قرار دهد.  سندرز می‌گوید: ناعادلانه بودن توزیع ثروت‌ها و درآمدها در آمریکا بیداد می‌کند و از هر کشور بزرگِ دیگر در سراسر جهان بیشتر است.

در رابطه با سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران، برنی سندرز تنها کاندیدای ریاست جمهوری است که اعلام کرده پس از رئیس جمهور شدن، هر چه سریعتر روابط آمریکا با ایران را از سر خواهد گرفت. به گفته وی، «ایران حامی تروریسم در سراسر جهان است» که آمریکا باید این مسئله را حل کند و اتفاقا گفت‌وگو با دشمنان، کاری‌ است که واشینگتن باید انجام بدهد.

برنی سندرز، سیاستمدار چپ‌گرایی که در تلاش است نامزدی حزب دموکرات را در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به دست بیاورد، در  یکی از آخرین مناظره‌ هایش در برابر هیلاری کلینتون، در میان مجادله، استدلال‌هایش را به روایت سرنوشت محمد مصدق در آمیخت و به هیجانی کم سابقه در میان گروهی از ایرانی‌ها که مناظره را دنبال می کردند دامن زد.

وقتی بحث دو نامزد بالاگرفت، سندرز در تشریح دیدگاهش مساله «مداخله در امور دیگر کشورها» را مطرح کرد و به سرنگونی صدام حسین در عراق و معمر قذافی در لیبی اشاره کرد. او گفت که معتقد است سرنگونی این دو نفر به خلاء قدرت در کشورهای عراق و لیبی و قدرت گرفتن گروههایی مانند داعش منجر شده است. و در اینجا بود که سندرز روایتی را نقل کرد که برای برخی از ایرانی‌ها از اهمیت تاریخی فوق‌العاده‌ای برخوردار است: «کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲». سندرز گفت که در آن زمان، آمریکا در سرنگونی «نخست وزیری که به شکل دموکراتیک انتخاب شده بود» مشارکت کرد و محمدرضا شاه را به ایران برگرداند و چندین سال بعد، به دلیل همین وقایع در ایران انقلاب شد و وضعیت شد به شکلی که امروز هست.

البته او در این نگاه انتقادی به «مداخله آمریکا در سرنگونی محمد مصدق در سال ۳۲» در آمریکا تنها نیست و پیشتر موضعی مشابه هم از سوی کاخ سفید و هم از وزارت خارجه این کشور نیز بیان شده است.

اولین رئیس جمهور زن با دامادی یهودی

از خانواده کلینتون به عنوان یکی از قدرتمندترین خانواده های آمریکا نام برده می شود. بیل کلینتون سابقه رئیس جمهوری آمریکا در سال 1992 تا 2000 را در کارنامه خود داشته و هم اکنون همسرش که هشت سال بانوی اول آمریکا بوده و چهار سال وزیر خارجه باراک اوباما محسوب می شده، اکنون به بخت اول دموکرات ها برای عهده داری ریاست جمهوری آمریکا تبدیل شده است.

چلسی ویکتوریا کلینتون تنها فرزند رئیس جمهور سابق آمریکا بیل کلینتون و وزیر امورخارجه پیشین آمریکا هیلاری رودهام کلینتون است. او فارغ‌التحصیل دانشگاه استانفورد است. به نوشته بی‌بی‌سی داماد خانواده کلینتون که مدت ها دوست چلسی بود، مارک مزوینسکی نام دارد که یک یهودی است که در یک بانک سرمایه گذاری در واشنگتن دی سی کار می کند.

روزنامه صهیونیستی "یدیعوت آحارنوت" در گزارش در همین باره آورده است که چلسی کلینتون دختر یکی از سرشناس‌ترین خانواده‌های سیاسی در آمریکا یک یهودی را به عنوان همسر خود برگزید."مارک مزوینسکی" همسر وی عضو یک خانواده اقتصادی و سیاسی یهودی است و اینکه بیل کلینتون و هیلاری کلینتون والدین همسر یک فرد یهودی هستند نشان از این دارد که یهودیان در مرکز ساختار ایالات متحده قرار دارند.

این روزنامه در ادامه آورده است: در این موضوع که بیل و هیلاری کلینتون از دوستان اسراییل و مردم یهود به شمار می‌روند شکی نیست. وقتی هیلاری کلینتون به عنوان بانوی اول آمریکا در مراسم یادبود "اسحاق رابین" قصد سخنرانی داشت، سخنان خود را با خواندن قسمتی از تورات آغاز کرد و این اقدامی بود که از تعداد کمی از سیاستمداران اسراییلی سر می‌زند.

کلینتون ها در کنار دختر، داماد یهودی و نوه شان.

"هیلاری رودهام کلینتون" متولد ۲۶ اکتبر ۱۹۴۷ ایالت "ایلینوی" آمریکاست. نام کامل وی "هیلاری دایان رودهام" است وی پس از پایان تحصیلات در کالج "ولزلی" در رشته علوم سیاسی در سال ۱۹۶۹ وارد مدرسه حقوق دانشگاه "ییل" شد و در این جا بود که نخستین بار با "بیل کلینتون" آشنا شد. او در سال ۱۹۷۳ دکترای حقوق را از همین دانشگاه دریافت کرد.

هیلاری و بیل در سال 1975 رسما با یکدیگر ازدواج کرده و زندگی مشترک را آغاز نمودند. طرفین از همان ابتدای ازدواج و متناسب با تحصیلات شان وارد عرصه سیاسی آمریکا شدند. هیلاری کلینتون در طول تمامی سال های سپری شده همواره به عنوان یک عضو میانه روی حزب دموکرات آمریکا محسوب می شده است.

با انتخاب بیل کلینتون به عنوان رئیس جمهور آمریکا در سال های 1994 تا 2000، هیلاری بسان بانوی اول کاخ سفید به ایفای نقشی پر رنگ تر در حوزه سیاست داخلی و خارجی ایالات متحده آمریکا پرداخت.

نگاهی گذرا به تاریخ ایالات متحده در سال 1998 حاکی از آن است که افشای خبر ارتباط خارج از ازدواج بیل کلینتون رئیس جمهور وقت آمریکا با مونیکا لوینسکی از کارآموزان کاخ سفید در صدر تحولات و اخبار آن روزهای آمریکا و حتی جهان قرار دارد. رسوایی بزرگی که تا مرز ایجاد اختلاف های عمیق میان بیل و هیلاری پیش رفته و پیامدهای گسترده ای را از آن هر دو شخصیت سیاسی کلان آمریکا در بر داشت.

کلینتون پس از نقل مکان به نیویورک، در سال ۲۰۰۰ به عنوان نخستین سناتور زن از نیویورک، و نخستین بانوی اولی که برای منصب انتخابی رقابت کرده به سنای ایالات متحده برگزیده شد. در پی حملات ۱۱ سپتامبر، او به جنگ افغانستان و قطعنامه عراق رای داد و از آن حمایت کرد، ولی متعاقباً با نحوه ی اجرای جنگ عراق از سوی دولت جرج بوش و نیز بیشتر سیاست‌های داخلی دولت بوش مخالفت کرد. کلینتون در سال ۲۰۰۶ بار دیگر به سنا برگزیده شد. او در رقابت برای کسب نامزدی حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۰۸، از هر نامزد زن دیگری در طول تاریخ انتخابات مقدماتی و نماینده‌های گزیننده ی بیشتری برنده شد ولی در نهایت نامزدی را به اوباما باخت.

باراک اوباما رئیس جمهور کنونی آمریکا نیز در این باره اظهار خرسندی کرده است. اوباما گفته است که هیلاری کلینتون رئیس جمهوری عالی با نگاهی روشن برای آینده آمریکا، خواهد بود. او در اظهاراتی با تحسین از خانم کلینتون افزود که وی وزیر خارجه ای برجسته برای آمریکا بوده و اضافه کرد که خانم کلینتون در رقابتهای سال ۲۰۰۸ میلادی رقیبی سرسخت و جدی برای وی بوده است.

علی رغم آن که قاطبه کارشناسان سیاسی جامعه آمریکا از نامزدی هیلاری کلینتون در این انتخابات آگاه بودند، اما نامزدی وی به مذاق شماری از شهروندان آمریکایی خوش نیامده است. جامعه آمریکا بر خلاف ادعاهای مکرر مسئولینش مبنی بر رفع تضاد ها و تبعیض های جنسی همچنان نگاهی حقارت آمیز به زنان به عنوان بخش اعظمی از جامعه این کشور دارند. این نگاه زمانی که قرار است زنی در جایگاه بالایی از جامعه قرار گیرد شدت می یابد.

با اعلام کاندیداتوری هیلاری کلینتون شمار زیادی از انگلیسی زبانان در شبکه های اجتماعی به تحقیر جنسیت وی پرداختند. عباراتی نظیر «حراج ۳۰ درصدی کت و شلوار زنانه»، «او زمین خورد و نتوانست بلند شود»، «امیدوارم روز یکشنبه تودل برو باشه»، «برو پیراهن شوهرتو اتو کن»، «او می‌گوید: به من رای بدهید! من بیش از هر نامزد دیگری هورمون مردانه دارم» تنها بخشی از عبارات ناشایستی است که شهروندان آمریکایی و انگلیسی زبان در روزهای اخیر به هیلاری کلینتون الصاق نموده اند.

انتشار خبر روزنامه نیویورک تایمز مبنی بر استفاده هیلاری کلینتون از ایمیل شخصی به جای ایمیل دولتی در طول سال های 2009 تا 2013 که وی متصدی وزارت امور خارجه آمریکا بوده زمینه ایجاد دردسرهای فراوانی را برای هیلاری کلینتون در پی داشته است تا آن جا که برخی خواهان ارسال پرونده وی به دادگاهی صالح جهت نقض قوانین آمریکا شده اند. قوانین و مقررات فدرال آمریکا، حفظ و نگه‌داری ایمیل‌های رسمی را ضروری می‌داند. این در حالی است که تا هم اکنون قریب به 55 هزار صفحه از ایمیل های هیلاری در معرض دسترس عموم قرار گرفته است، ایمیل هایی که عمدتا شخصی نبوده و در بر گیرنده امور اداری و کاری بوده اند.

کلینتون هم چنین در کتابش درباره ایران و تحریم های وضع شده بر این کشور می نویسد برای اعمال فشار کشورهای همسایه بر نفت ایران تلاش کرده و درجریان سفرش به هند در سال ۲۰۱۲ سعی کرده با قانع کردن مقامات دهلی نو باعث کاهش وابستگی آنها به نفت ایران شود که با وجود بی تمایلی هند، در پایان وی موفق به این امر می شود تا هند را در قبال ایران با آمریکا همصدا کند، «من در بحثم تاکید کردم که داشتن یک جبهه بین المللی متحد بهترین راه برای قانع کردن ایران برای بازگشت به میز مذاکره و دستیابی به بن بست و جلوگیری از حمله نظامی بود. من درباره امتیازات یک منبع انرژی متنوع و منابع جایگزین ایران در بازار برای تامین انرژی هند صحبت کردم.»

وی در لابه لای کتاب به تحولات ایران در بحبوحه فتنه 88 نیز اشاره کرده و بر تمایل کاخ سفید جهت پیروزی آشوب گران در آن وقایع صحه گذارده است. بنا به گفته کلینتون سیاست آمریکا در این باره با احتیاط هایی همراه بوده است. کلینتون پیشتر در این باره اظهار داشته بود که «از درون جنبش اعتراضی (فتنه) این صدا شنیده می‌ شد که آمریکا باید مواظب باشد که طوری عمل نکند که عامل و حامی اصلی این جنبش جلوه کند چون اعتبار جنبش و امنیت هواداران آن به خطر می‌افتد. مثلاً در لیبی، مخالفان قذافی اعلام کردند که از هرگونه حمایت خارجی استقبال می‌کنند و ما هم حمایت کردیم، اما رهبران اعتراضات ایران چنین استقبالی نمی‌کردند.».

کلینتون در کتابش صریحا به این مساله اشاره کرده و آورده است: « ارتباط‌های ما در ایران اصرار داشتند که تا جایی که ممکن است در این‌باره سکوت کنیم. آنها نگران بودند که اگر آمریکا در حمایت از تظاهرکنندگان صحبت کند، یا آشکارا سعی نماید خود را وارد مسئله کند، رژیم فرصت پیدا کند تا با اعتراضات به عنوان یک توطئه خارجی، برخورد کند. بسیاری از تحلیلگران اطلاعاتی و کارشناسان حوزه ایران ما هم با این نظریه موافق بودند. با این حال، هنوز هم به شدت وسوسه می‌شدیم تا بایستیم و حمایت خود از مردم ایران و انزجارمان از تاکتیک‌های سرکوب‌گرانه رژیم را اعلام کنیم. به نظرمان می‌رسید نقشی که آمریکا باید در راستای ارزش‌های دموکراتیک‌مان بازی کند، اعلام این مواضع بود.»

وزیر امور خارجه سابق آمریکا ضمن اعلام حمایت از توافق هسته‌ای با ایران مدعی شد که اگر رئیس جمهور شود، از زرادخانه‌های آمریکا برای ملزم کردن تهران به رعایت تعهدات هسته‌ای آن استفاده خواهد کرد.

کلینتون با صدور بیانیه ای مدعی شد: به عنوان رئیس جمهور از همه ابزار زرادخانه هایمان استفاده می کنم تا ایران را مجبور کنم توافق را به دقت رعایت کند؛ پیام به ایران باید بلند و صریح باشد: ما نه تنها در طول اجرای این قرارداد، بلکه هیچ گاه به شما اجازه نخواهیم داد تا به سلاح هسته ای دست یابید.

رئیس جمهوری که فرزند یهودی دارد

بی گمان دونالد را می توان جنجالی ترین نامزد انتخابات ریاست جمهوری تاریخ آمریکا دانست که در میان حیرت همگان به رشد باورنکردنی ای توانسته از تمامی رقبای هم حزبی اش پیشی گرفته و خود را به عنوان نامزد اول جمهوری خواهان در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبدیل نماید.

نگرانی از قدرت گیری احتمالی ترامپ تا بدان حد است که قاطبه رهبران جمهوری خواهان دست در دست یکدیگر نهاده و از هر اقدامی جهت ممانعت از پیروی او در انتخابات های ایالتی اجتناب نورزیده اند.

دونالد جان ترامپ ابرتاجر، نویسنده، سرمایه‌گذار و مجری تلویزیون آمریکایی و از نامزدهای کسب کاندیداتوری حزب جمهوریخواه برای ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا است. ترامپ رئیس هیئت مدیره و رئیس سازمان ترامپ و مؤسس تفریگاه‌های ترامپ است. عملکرد ترامپ، تلاش‌های او در زمینه ی برندسازی و مسلک صریح الهجه ی او به وی کمک کرده تبدیل به یک ابر ستاره شود، جایگاهی که با موفقیت ریلتی شوی کارآموز او در ان بی سی تقویت شده است.

دونالد ترامپ بیش از دو دهه است که به کارزارهای انتخاباتی کمک مالی می‌کند. هم به دموکرات‌ها و هم به جمهوری‌خواهان. و حالا تصمیم گرفته که پولش را برای کارزار انتخاباتی خود خرج کند.او در تلویزیون برنامه اجرا کرده و از آن ثروتمندانی است که در چشم عموم بوده و هست. بخشی از این شهرت را هم مدیون اظهار نظرهایش است.

ترامپ در سال ۱۹۷۷، با مانکن اهل جمهوری چک ایوانا ترامپ، در نیویورک ازدواج کرد. این دو با هم سه فرزند دارند: دانلد، جونیر، ایوانکا ترامپ و اریک. ایوانا در سال ۱۹۸۸ تابعیت آمریکا را در حالی که ترامپ در کنارش بود، کسب کرد. این زوج در سال ۱۹۹۱ طلاق گرفتند. ترامپ در سال ۱۹۹۳ دو ماه پس از تولد دخترش به نام تیفانی با هنرپیشه‌ای به نام مارلا میپل، با او ازدواج کرد. آنها در سال ۱۹۹۹ طلاق گرفتند.

ترامپ در سال ۱۹۹۸، با ملانیا کناوس مانکن مد اهل اسلوونی ملاقات کرد. آنها در سال ۲۰۰۵ در پالم بیچ، فلوریدا، ازدواج کردند. ملانیا در سال ۲۰۰۶ تابعیت آمریکا را دریافت کرد. در همان سال او بارون پنجمین فرزند ترامپ را به دنیا آورد.

ایوانکا ترامپ دختر دونالد ترامپ هم اکنون یک بیزنس وومن، نویسنده و مانکن سابق آمریکایی است. او به عنوان معاون رئیس اجرایی در امور توسعه و اکتساب ها در سازمان ترامپ، درگیر همه ی جنبه‌های امور مستغلات و مدیرت هتل این شرکت است. او رئیس جواهرات ایوانکا ترامپ است. او دختر غول املاک و مستغلات دونالد ترامپ و مانکن سابق ایوانا ترامپ است.

ایوانکا ترامپ در سال ۲۰۰۹، پس از تحصیل نزد خاخام الی وینستاک از مکتب راماز ارتدکس مدرن، ترامپ به یهودیت به طور ارتدکس گروید و نام یائل را اختیار کرد. او متعاقباً رژیم غذایی کاشر را رعایت کرده و شبات را به جا می‌آورد، در سال ۲۰۱۵ گفت: «من بسیار مراعات کننده [احکام دینی] هستم... این تصمیم بسیار عالی در زندگی برای من بوده است... من واقعاً می‌فهمم که با یهودیت، برای ارتباط خانوادگی برنامه‌ای عالی ایجاد می‌شود. از جمعه تا شنبه ما هیچ کاری جز ارتباط با همدیگر نمی‌کنیم. تماس تلفنی برقرار نمی‌کنیم.»

دونالد ترامپ، میلیاردر آمریکایی، از شش ماه پیش وارد رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شده تا نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات شود. او به دلیل اظهارنظرهای جنجالی اش مدام در صدر اخبار بوده است. کشیدن یک دیوار بزرگ بین آمریکا و مکزیک، اخراج یازده میلیون مهاجر غیرقانونی در آمریکا و تحت نظر گرفتن مسجدهای آمریکا از جمله پیشنهادهای خبرساز دونالد ترامپ بوده است. آخرین اظهار نظر جنجالی آقای ترامپ که حتی واکنش محافظه‌کارترین سیاستمداران آمریکا را نیز به دنبال داشت، پیشنهاد جلوگیری از ورود مسلمانان به آمریکا بود.

روزنامه صهیونیستی هاآرتص در پایگاه اینترنتی خود در مقاله ای به قلم اورلی آژولای نوشت، ایوانکا ترامپ، دختر دونالد ترامپ، نامزد جمهوری خواه در انتخابات آمریکا شش سال پیش یهودی شد، نام خود را نیز به یائل تغییر داد و اکنون سبک زندگی سنتی یهودیان را در پیش گرفته است. دونالد ترامپ در این زمینه گفت خوشحال است که این اتفاق روی داده است. 

اظهارات و رفتارهای دونالد ترامپ به قدری عجیب و تعجب برانگیز بوده که به واکنش بسیار گسترده شخصیت های معروف جهان منجر شده است. باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا، پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان، قاطبه رهبران جمهوری خواه آمریکا، دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا،  بسیاری از رهبران مسلمان و... تنها بخشی از معترضین به رفتارهای ترامپ بوده اند.

ترامپ مگرراً بیانات جسورانه و مجادله برانگیزی با دیدگاه منفی در خصوص مهاجران در خصوص مسایلی ابراز کرده که مورد علاقهٔ رای‌دهندگان طبقه کارگر محروم است. سیاست مهاجرتی ترامپ خواهان اخراج ۱۱ میلیون مهاجر غیرقانونی در آمریکا و ساختن یک دیوار بزرگ در مرز آمریکا با مکزیک است. ترامپ خواهان بمباران شدید گروه داعش در خاور میانه شده، از نظارت بر مساجد در آمریکا حمایت کرده است.

ترامپ در یکی از مصاحبه های خود گفت: «من دوستان یهودی زیادی دارم که از اوباما حمایت می کنند و من می پرسم چرا. آنها به وی پول و مشاوره می دهند و در مبارزات انتخاباتی به او کمک کرده اند. من نمی توانم این مسئله را درک کنم. اوباما بزرگترین دشمن اسرائیل است.»

وی در جای دیگری گفت اوباما و جان کری، وزیر امور خارجه اش، اسرائیل را به توافق هسته ای ایران فروختند. ترامپ افزود اگر رئیس جمهور آمریکا شود از هرگونه اقدام یک جانبه اسرائیل بر ضد ایران حمایت خواهد کرد.

منبع:فرهنگ

 

آخرین اخبار
پربازدید ها