امروز : سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷ - 2018 April 24
۰۸:۱۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 159411
تاریخ انتشار: ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ساعت ۲۰:۰۳
تعداد بازدید: 319
این نکته به شکل آشکاری در گفت و گوی شارون آمده است، آن جا که ضمن اشاره به تحولات جهان معاصر، اظهار می کند:«اگر چه ملاحظات تاریخی مبنای اصلی ...

این نکته به شکل آشکاری در گفت و گوی شارون آمده است، آن جا که ضمن اشاره به تحولات جهان معاصر، اظهار می کند:«اگر چه ملاحظات تاریخی مبنای اصلی استدلال را شکل می دهد، اما به نظر می رسد که امروز ابعاد امنیتی قضیه مهم تر بوده و تنها دستاویز محکم ما برای عمل است».

ملاحظات مذهبی- تاریخی

تاریخ قدیم یهود، چنان که تورات نقل می کند، به طور اساسی یک تاریخ نظامی است. ارتش موسی، یهودا و داود، هرگز از جنگ، حتی میان خودشان دست بر نداشتند. آنان در این امر با دشمنان شکست خورده نیز، ملایمتی به خرج ندادند. یهودا، خدای اسرائیل، یعنی همان خدای ارتش های یهودی کسی است که بر ضد آشوری ها، بابلی ها، مصری ها، فارس ها، یونانی ها و رومی ها همیشه در حال جنگ بود. در این باره بن گوریون چنین می گوید: « بر اساس آنچه کتاب مقدس برای ما نقل می کند، تاریخ قدیم اسرائیل در درجه ی اول، تاریخ نظامی اسرائیل است. یهودا با آشوری ها، بابلی ها، مصری ها، کنعانی ها، آسوری ها، فارس ها، یونانی ها و رومی ها جنگید ... و هنگامی که در نبردی متاثر کننده، به دست سپاهیان تیتوس تن به شکست داد، برای آن که صدق ادعای خویش را ثابت نماید، ترجیح داد که در «مسعدة» خود را به قتل رساند ... و امروز نظامیان اسرائیل، بر فراز قلعه ی مسعدة با اخلاص تمام، قسم یاد کرده و فریاد می زنند: «مسعدة دگر بار سقوط نخواهد کرد».

شیوه و رسوم مورخین نظامی اسرائیل این بوده که بین نبردهای عبرانی ها در گذشته دور و جنگ های دولت اسرائیل در حال حاضر، ارتباط محکمی را برقرار سازند، تا پیش از هر کس این پندار را به خود بقبولانند که دارای رسالت و ماموریتی الهی هستند. به طور مثال موشه دایان وزیر دفاع وقت اسرائیل در مقاله ای در پیرامون روح همبستگی (قصه ی مشهور مبارزه داود و جالوت) به وجود شباهت بین آن داستان و موضع اعراب و اسرائیل را که در تابستان 67 حاکم بود، در به هم خوردن توازن قوا بین طرفین درگیر پرداخت.

در جریان اشغال لبنان تشکیلات مذهبی خاخام ها در ارتش دائما جنگ مقدس و مذهبی را تبلیغ می کرد. موضع اصلی این تبلیغ از سوی خاخام ها این گونه عنوان می شد: «ما نباید منابع توراتی را که این جنگ و حضور ما در این سرزمین را توجیه و تایید می کند، از یاد ببریم. ما با حضور در این جا وظیفه ی مذهبی یهودی خود را انجام می دهیم و بر اساس کتاب مقدس وظیفه ی مذهبی همانا فتح سرزمین دشمن است».

مورخین اسرائیلی و رهبران صهیونیست ها بر آن هستند تا با جمع آوری تجارب نظامی از متن تورات، بذر جنگ و کشتار را در نفوس ارتش یهود بی افشانند؛ و با استفاده به آیات تورات نظیر: «هر محلی را که کف پایتان بر آن قرار گرفت بر اساس آنچه به موسی گفته ام به شما اعطا می کنم» یا «از مردم شهرهایی که پروردگار، خدای تو، ارزانیت داشته، احدی را باقی مگذار»، اقدامات خویش را توجیه نمایند. بن گوریون در این رابطه می گوید: «ارتش بهترین مفسر تورات است و موسی بزرگترین پیامبر ما، نخستین رهبر نظامی در تاریخ ملت ماست. گذشت زمان نشان می دهد که در رابطه ی شمشیر و تورات، ابتدا شمشیر در خدمت تورات بود اما پس از آن هر دو برابر شدند و در نهایت، این شمشیر است که تورات را به خدمت خود گرفته است». در جای دیگر موشه دایان در سال 1969 در مصاحبه با لوموند اعلام داشت: «صرف نظر از اهمیت استراتژیک صحرای سینا و ارتفاعات جولان و کرانه ی باختری رود اردن، از نظر اسرائیل این مناطق در قلب تاریخ قوم یهود جای دارد».

در فرهنگ سیاسی اسرائیل گرایش مشخصی به تلقی جنگ به عنوان پدیده ای تحمیلی بر نظام سیاسی وجود دارد که این موضوع در تفسیر پیشینه و تاریخ یهودیان ریشه دارد. با وجود این، چنین تمایلی به سیاستمداران اجازه می دهد از مسئولیت اغاز جنگ شانه خالی کنند.

 

آخرین اخبار
پربازدید ها