امروز : شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 21
۰۷:۳۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 159659
تاریخ انتشار: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ساعت ۱۲:۳۴
تعداد بازدید: 229
گروه بین الملل پیروان مــوعــود، به لحاظ لغوی، اصل هر چیزی، در آن چیزی است که وجود آن چیز بسته به آن باشد. اصل، مفهومی است که تمام یا قسمتی از یک ...

گروه بین الملل پیروان مــوعــود، به لحاظ لغوی، اصل هر چیزی، در آن چیزی است که وجود آن چیز بسته به آن باشد. اصل، مفهومی است که تمام یا قسمتی از یک نظریه، ایدئولوژی و ... بر آن ابتنا یافته باشد، به نحوی که اگر اصل نقض گردد و یا از بین برود، موجودیت آن نظریه یا ایدئولوژی با خطر مواجه می شود. افزون بر این تعریف، در برخی دیگر از منابع، تعاریف دیگری از این مفهوم ارائه شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود. اصل عبارت است از چیزی که به عنوان حقیقت، پذیرفته شده و می تواند به عنوان پایه ای برای استدلال یا رفتار قرار گیرد. در برخی دیگر از منابع نیز اصل به عنوان راهنمای عمل و یا مبنایی برای استدلال، معرفی شده است.

در این بخش به بررسی اصول سنتی سیاست دفاعی اسرائیل می پردازیم:

اصل تقدم امنیت

مفهوم «امنیت» در اسرائیل بسیار گسترده تر و جامع تر از واژه ی «نظامی» در نظر گرفته می شود. مرزهای امنیت خیلی به دقت مشخص نشده اند و تقریبا در هر زمینه و مسئله ای (مانند اقتصاد، صنعت، شهرک سازی، ساختارهای  آموزشی و پرورش) می توان رابطه ای با « امنیت ملی» برقرار کرد.

اولین پشتیبان و حامی این اصل، دیوید بن گوریون بود که اعتقاد داشت جذب مهاجران جدید و ایجاد شهرک ها، موضوعاتی امنیتی اند. به عقیده وی اسرائیل ورای ارزش اخلاقی اش به عنوان راهنمای دیگر کشورها، وظیفه امنیتی مهمی بر عهده دارد که عامل جلب حمایت بیرونی برای تضمین موجودیتش ضروری است.

بن گوریون که به خوبی وقوف داشت که ارزش های اجتماعی، اقتصادی و اخلاقی در تضمین و بقای موجودیت اسرائیل موثر است، به طور خودکار، ارزش امنیت فیزیکی را بر سایر ابعاد امنیت ترجیح می داد.

توجه بیش از حد به امنیت، احساس اکثر اسرائیلی ها است که همیشه خود را به اصطلاح در محاصره دشمن می بینند و این باعث شده ملاحظات نظامی از اصول زیر بنایی مهم جامعه بوده، و در واقع ملاحظات غیر نظامی در رتبه دوم اهمیت قرار می گیرند. توجه به این مسئله به حدی است که تا سال 1978 حدودا 11 درصد از کل جمعیت این کشور، عضو ارتش بودند که نتیجه تهدیداتی است که آن ها برای خود متصورند. 

مهاجرت یهودیان به اسرائیل یک عامل مهم تامین کننده ی امنیت این رژیم به شمار می آید. زیرا جمعیت یهودی را در برابر غیر یهودیان افزایش می دهد و از طرف دیگر وجود امنیت پایدار در داخل اسرائیل، هم یهودیان جهان را تشویق به مهاجرت می کند و هم زمینه را برای سرمایه گذاری خارجی فراهم خواهم کرد. زیرا در پذیرش مهاجران، جوانب اقتصادی و مالی عامل تعیین کننده ای نبوده و اسرائیل همواره توانسته است منابع مالی مورد نیاز خود را فراهم کند.

آب یکی دیگر از مسائلی است که با دیدی امنیتی به آن نگریسته می شود. آینده این رژیم با این موضوع که بتواند آب بیشتری بدست آورد ارتباطی حیاتی دارد. یکی از دلایل عمده ی حمله ی اسرائیل به لبنان در سال 1982 تسلط بر رودخانه ی لیتانی بود.

رودخانه ها و آب مصرفی اسرائیل از همسایه های دیگر سرچشمه گرفته است و اسرائیل تهدید کرده است که در صورت هرگونه اقدام یک جانبه به طور مثال از جانب سوریه در ساختن سدی که باعث کاهش یا قطع جریان آب در دریای جلیله شود، دست به حمله ی نظامی می زند.

دشمنی بنیادی اعراب از دید صهیونیست ها باعث گردیده که آن ها سیاست نظامی ویژه ای را در پیش بگیرند. به گونه ای که پس از روی کار آمدن مجدد بن گوریون به عنوان وزیر دفاع وی در برابر شعار اتحاد عربی ناصر یک سیاست فعال و تلافی جویانه را برای مهار او در پیش گرفت که منجر به حمله ی نظامی بر علیه مصر گردید. گلدا مایر نخست وزیر سابق اسرائیل درباره ی این عدم امنیت چنین می گوید: «ما خواهان تضمین امنیت خویش از جانب دیگران نیستیم؛ بلکه بر آنیم تا شرایط مادی و مرزهای امنی را به دست آوریم که به شدت، عدم شروع یک جنگ دیگر را تضمین کند».

پایان نظام دو قطبی در تقویت جایگاه منطقه ای اسرائیل موثر بود و علی رغم تحولاتی که طی دهه های اخیر رخ داده، نظر سنجی های انجام پذیرفته نشان می دهد که اکثریت جامعه اسرائیل و تعداد کثیری از نخبگان سیاسی هنوز قائل به تقدم امنیت هستند؛ و نوع نگاه آن ها به صلح ابزاری است، بدین معنا که به دنبال برقراری صلح عادلانه ای که بر اساس آن حقوق فلسطینی ها و اعراب حداقل در چارچوب قطعنامه های سازمان ملل متحد محقق شود نیست، بلکه به دنبال صلحی است که صرفا امنیت خود را تامین کند.

شیمون پرز در کتاب خود تحت عنوان خاورمیانه جدید (که در آن نظام منطقه ای جدید را ترسیم می کند) هنگامی که احساس می کند برتری نظامی اسرائیل با تهدید مواجه می شود، به سرعت عقب نشینی می کند.

اصل یک ملت مسلح

یکی از نخستین اصول سیاست دفاعی اسرائیل اصل «یک ملت مسلح» می باشد. در پی اعلام استقلال، دولت تل آویو اقدام به تشکیل نیروهای نظامی بر پایه ی خدمت نظام وظیفه ی اجباری با پشتیبانی نیروهای بسیار گسترده، ذخیره ی با تجربه و قابل بسیج در ظرف مدتی کوتاه نمود.

نیروهای دفاعی اسرائیل ارتشی از شهروندان اسرائیلی هستند که در واقع باید سربازانی تلقی شوند که سالی یازده ماه در مرخصی به سر می برند.  منابع دولتی اسرائیل ادعا می کنند که این کشور یهودی نشین قادر به تشکیل و نگهداری ارتش بزرگی با کادر ثابت و حرفه ای نیست و باید به نیروهای ذخیره و آمادگی سطح بالای 24 ساعته ی نیروی هوایی خود متکی باشد.

خدمت نظام اجباری برای افسران مرد 48 ماه، برای سربازان مرد 36 ماه و برای زنان 21 ماه می باشد و آموزش سالانه برای نیروهای ذخیره تا سن 42 سالگی ( و برای برخی از کارشناسان و اهل فن تا 54 سالگی) برای مردان و تا سن 24 سالگی یا زمان ازدواج برای زنان اجباری است. در حالی که حدود 2/1 درصد از جمعیت جهان در نیروهای نظامی (فعال یا ذخیره) خدمت می کنند، این درصد در اسرائیل 10/4درصد است.

درست است که این رژیم همواره به طور مستمر در جنگ نبوده، اما حقیقت زندگی در آن جا به گونه ای ترسیم شده  است که هر لحظه باید منتظر رخداد جنگی بود. بنابراین رژیم مزبور می بایست همواره میزان آمادگی دفاعی خویش را در حد اعلا نگه دارد. به طور مثال، در دسامبر 1948، اسرائیل می توانست ارتشی با استعداد 40/000 نفر تجهیز نماید. این تعداد نیرو هنگامی چشمگیر است که با جمعیت کشورهای عربی شرکت کننده در اولین جنگ با اسرائیل مقایسه گردد. آمار مهمترین نیروهای اعراب که برای مقابله با اسرائیل در سال 1948 در دسترس بود بالغ بر 30/000 نفر می باشد. 

در سال 1983، نیروی زمینی اسرائیل شامل 450/000 نفر می گردد. میزان رشد پرسنل نظامی اسرائیل در حد فاصل 1973 تا 1974، 40 درصد می باشد و نیروهای ذخیره نیز از 180/000 نفر به 240/000 نفر بالغ می گردد.

رسوخ ارزش های نظامی در عرصه ی سیاست این کشور به حدی است که اسرائیل به جای سیاست خارجی، دارای سیاست نظامی با هدف تحقق امنیت ملی است. نظامیان از زمانی که در 1948 بن گوریون وزیر دفاع شد، نفوذ زیادی در امورخارجه و سیاست های امنیتی ایفا کرده اند. به طور سنتی وجه بارز درگیری اعراب و اسرائیل، نابرابری منابع نظامی مخصوصا در حوزه های جنگ متعارف است. اسرائیل در مقایسه با جهان عرب، نیرو و تجهیزات کمتری دارد. نیروهای دفاعی اسرائیل برای جبران ضعف کمی خود، همواره در پی دست یابی به برتری کیفی در نیروهای انسانی و تجهیزات جنگی بوده اند. امروزه دگرگونی در ایستارهای اجتماعی باعث تغییر در میزان تمایل نسل جوان تر برای خدمت در ارتش اسرائیل شده است.  

 

برچسب ها: اسرائیل,فلسطین
آخرین اخبار
پربازدید ها