امروز : چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵ - 2017 January 18
۱۵:۵۰
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 159752
تاریخ انتشار: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ - ساعت ۱۸:۳۴
تعداد بازدید: 249
در کشوری با 80 میلیون جمعیت و بخش عمده ای در قشرهای متوسط رو به پایین، آیا می توان به فکر ساخت جامعه ای آرمانی بود.

به گزارش گروه فرهنگی پیروان مــوعــود، نگاه ها و برداشت ها از ثروت و پول متفاوت و گاهی متضاد است. عده ای آن را نتیجه تلاش و کوشش می دانند، برخی آن را ماحصل فرصت طلبی و رانت خواری و پاره ای نیز به بخت و شانس معتقدند. ثروت اکتسابی، ایجابی، سلبی یا هر چیز دیگری، جامعه ایران در حال حاضر نمی تواند به راحتی شکوه و جبروت ثروتمندان را به راحتی هضم کند.
انقلاب اسلامی با شعار عدالت و براساس سخنان امام خمینی ره همت پابرهنگان به پیروزی رسید. مردم دست به انقلابی زدند تا با حاکم کردن دین اسلام بر کشور، عدالت و برابری حکفرما شود و در کنار شعارها و آرمان های جهانی و اسلامی، رفاه و آسایش را نیز به صورت مساوی در میان همه تقسیم کنند. بنیاد مستضعفان، کمیته امداد، بنیاد مسکن و دهها نهاد کلان و خرد دیگر به وجود آمدند تا کارگزار نابودی فقر و توزیع امکانات اساسی باشند. دولت نیز به عنوان کارگزار اصلی، در این مسیر قرار گرفت.
اما با گذشت 37 سال از انقلاب اسلامی، ماحصل شعارها و آرمان های مربوط به عدالت اجتماعی، فاصله زیادی با انتظارات دارد. در حالیکه می بایست دغدغه اصلی جامعه مربوط به فرهنگ و اخلاق و تعالی بخشیدن به ارزش ها باشد، اقتصاد و ثروت اندوزی به اولویت اصلی تبدیل شده و در این مسابقه ناعادلانه، فساد اداری و اقتصادی در رتبه های برتر قرار دارند. پولدار شدن به یک ضد فرهنگ نازیبا تبدیل شده که ممکن است افراد برای رسیدن به این هدف بسیاری از ارزش های اخلاقی و حتی انسانی را نیز زیر پا له کنند. حتی چنین ضدفرهنگی، بسیاری از فعالیت های صحیح اقتصادی و افرادی با سلامت اقتصادی بالا را نیز تحت الشعاع قرار داده است.
آسیب شناسی ثروت اندوزی و به بیان عامیانه تر پولدار شدن در جامعه ایرانی یکی از ملزومات اساسی در عرصه اجتماعی و فرهنگی است. جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام ارزشی، دارای بیشتر راهکارههای اصلی رفع و رجوع بی عدالتی اقتصادی و توزیع مناسب ثروت است و حتی نهادها و ساختارهای لازم را نیز در اختیار دارد. مدیریت نامناسب منابع و نبود الگوی باثبات اقتصادی در توسعه یا پیشرفت کشور، سبب شده تا ثروت به صورت ناعادلانه ای در بخش های از جامعه تلنبار شود و بخش های عمده ای نیز از آن محروم شوند. این محرومیت به مرور زمان و به صورت خودکار، آسیب های اجتماعی و فرهنگی را در نسل ها و بیشتر دهک های جامعه ایجاد می کند و ضد ارزش هایی را به ارزش تبدیل می سازد که برطرف کردن آنها می تواند بخش عمده مدیریت اجرایی کشور را به خود مشغول سازد.
به طور کلی در دین اسلام، پول و ثروت مذموم نیست و حتی به عنوان پاداش اعمال نیک که در دنیا نصیب انسان ها می شود در نظر گرفته می شود اما راه های رسیدن به ثروت به روش های خلاف ارزش های یک جامعه اسلامی و فرهنگی و تعمیم آن در سطح جامعه بر اساس اقتضای شرایط، می تواند ریشه های اخلاقی و فرهنگی جامعه را به مسلخ بکشاند.
در حال حاضر نگاه اکثریت جامعه به ثروتمندان نگاه نسبتا مثبتی نیست، اگر نگویم منفی است. فاصله ای که در درآمدهای مختلف وجود دارد، در جامعه به گونه ای سبک های زندگی متفاوتی را نیز به دنبال داشته است. به هر میزان این فاصله ها بیشتر باشد، به همان میزان نیز ناهنجاری ها افزایش پیدا می کند. سبک زندگی با میزان درآمد ارتباط مستقیمی پیدا کرده است. مسافرت های داخلی یا خارجی، نوع غذاها، نوع پوشش ها، تفریحات، سبک مجالس و مهمانی ها، معاشرت ها و حتی دغدغه ها، با پول بالا و پایین می شوند. در همین نقطه است که در فرهنگ منسوخ شده تفاوت میان شهروندان بر اساس میزان ثروت و دارایی سنجیده می شود و ارزش انسان ها نیز در آن قالب تعریف می شود.
در فرهنگ غالب پولداری، ارزش هایی که زمانی باعث تعالی و حتی پرستیژ اجتماعی افراد می شد، به حاشیه رانده می شوند و ضرب المثل هر که بامش بیش، بهرش بیش تبلور بیشتری پیدا می کند. در این فرهنگ نمی توان پیگیر سیاست های فرهنگی و اجتماعی مبتنی بر ارزش های اسلامی و ایرانی بود. کلیه سیاست ها به خاطر غالب بودن نوعی نگاه مادی گرایانه تر، به بن بست برخورد می کنند.
در سال های گذشته با توجه به گسترش فرهنگ بازاری و لیبرالی بازار آزاد، دولت سعی کرده تا با اصلاح سیاست های توزیعی، گپ های موجود در سبک زندگی جدید را تا حدودی کمتر سازد. به همین منظور سیاستی مانند هدفمندی یارانه ها، پرداخت یارانه نقدی و توزیع سهام عدالت در دستور کار قرار گرفت. طرح های مانند مسکن مهر نیز برای خانه دار شدن اقشار کم درآمد به اجرا گذاشته شد. اما هیچ کدام از این سیاست ها نتوانستند رانت های موجود در اقتصاد دولتی را از بین ببرند و فاصله طبقاتی نیز همچون گذشته روند افزایشی خود را با سرعت بالاتری ادامه داد. بخشی از جامعه که به رانت های مختلف دسترسی داشتند، راه برای درنوردیدن پله های ثروت اندوزی برایشان مهیا بود و بخش عمده جامعه محروم از آن بودند. این روند همواره وجود داشته و به ویژه پس از جنگ تحمیلی و دفاع مقدس، شتاب بیشتری گرفت.
از این رو برای اصلاح روند غالب شدن فرهنگ پولداری می توان به اصلاح توزیع ناعادلانه ثروت در کشور چشم امید داشت که دولت به عنوان بزرگترین کارگزار و پیمانکار در جامعه، کلیه رانت های موجود در عرصه اقتصادی در قالب های مختلف را حذف کند و با اصلاح ساختار اداری و مالی کشور، شفاف سازی را در دستور کار قرار دهد. در این مسیر، بسیاری از راه های کسب ثروت به روش های ساده رانت خواری یا ویژه خواری حذف می شوند و عدالت اقتصادی می تواند نوید بخش بازگشت مجدد جامعه به سمت ارزش های اصیل باشد. کسانی در این جامعه به ثروت دست پیدا می کنند، دارای پشتوانه های قوی فرهنگ اسلامی - ایرانی هستند و گام های آنها در مسیر افزایش ثروت می تواند در مسیر کلی پیشرفت اقتصادی ایران مثمر ثمر باشند. در این نقطه است که پولدار فرهنگی متولد می شود. پولداران فرهنگی که در حال حاضر با غالب شدن فرهنگ پولداری در حاشیه قرار دارند. پولدار فرهنگی کسی است که ثروت و اندوخته خود را به روش های صحیح به دست آورده و به ارزش های واقعی جامعه نیز احترام می گذارد و با ثروت خود به آن آسیبی وارد نمی کند.

منبع:فـــرهنگ

آخرین اخبار