امروز : شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 21
۱۰:۴۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 160103
تاریخ انتشار: ۵ خرداد ۱۳۹۵ - ساعت ۱۲:۱۶
تعداد بازدید: 340
سیاست عدم مداخله درسال ٢٠١٣ اين رقم به ٥٢ درصد رسيد که باز يک رکورد بود. بنابر يک نظرسنجي در ماه مارس ٢٠١٤، تنها ٣٠ درصد آمريکاييان خواهان اين بودند ...

سیاست عدم مداخله

درسال ٢٠١٣ اين رقم به ٥٢ درصد رسيد که باز يک رکورد بود. بنابر يک نظرسنجي در ماه مارس ٢٠١٤، تنها ٣٠ درصد آمريکاييان خواهان اين بودند که درصورت حمله روسيه، کشورشان از لهستان دفاع کند. اين رقم براي لتوني ٢١ درصد بود وحتي درمورد انگلستان به زحمت به ٥٦ درصد مي رسيد. درنظرسنجي هاي پي درپي، تنها حملات توسط پهبادها و بمباران عليه داعش، که پس از تصرف موصل و گردن زدن جيمز فولي روزنامه نگار آمريکايي درمورد آن تصميم گرفته شد، از حمايت گسترده اي برخوردار بود. بي گمان «براي ساخت افکار عمومي بايد کار کرد» و اين امکان وجود دارد که جنگي که هوادار نداشته محبوبيت يابد. اوباما حاضر به انجام اين کار نيست، کروز و ترامپ هم همين طور و حتي ترامپ پيشنهاد کرده که کشورش از پيمان «ناتو» خارج شود زيرا اين سازمان «منسوخ» شده و بسيار پرهزينه است. چنان که تاريخ دان انگليسي پري آندرسون نشان داده، مداخله گري و انزواجويي دو وجه يک ملي گرايي را تشکيل مي دهد. يکي از اين دو وجه به سلطه جويي آمريکا مشروعيت مي دهد و جهاني گرايي آن را ارزش مي شمارد (اين وجه فعاليت منجي وار واشنگتن در رهنموني دنيا به راه راست را توجيه مي کند)، وجه ديگر استثناگرايي (که حفظ ويژگي منحصر به فرد جامعه اي که در جهان تافته جدابافته است را ترغيب مي کند) را مشروعيت مي بخشد. انزواجويي که پيش از جنگ جهاني دوم چيرگي داشت، در دوران جنگ سرد تقريبا به کلي از اردوگاه محافظه کار محو شد، اما درپي فروپاشي اتحاد شوروي از نو سربرآورد. در آن زمان اين جريان دو شکل به خود گرفت: يکي در خود فرو رفتن کامل، که توسط يک آزادي خواه به نام ران پل و يک ضد مداخله گري محافظه کار به نام پاتريک بوکانان، که پيشتر همکار نيکسون و ريگان بود نمايندگي و ترويج مي شد. بوکانان درسال ٢٠٠٦ مي گفت: «اگر ما رفتار مشابه امپراتوري بريتانيا را متوقف نکنيم، به همان سرنوشت دچار خواهيم شد ». اين جريان که در سال هاي دهه هاي ١٩٩٠ و ٢٠٠٠ خيلي در اقليت بود، در دوران رياست جمهوري اوباما نيرويي تازه يافت. اين گروه با جمع شدن گرد محور «انستيتو کاتو» و نشريه «آمريکن کنسرواتيو» (که درسال ٢٠٠٢ توسط آقاي بوکانان براي مخالفت با جنگ عراق بنيانگذاري شد)، به پيش بيني فاجعه هاي افغانستان و عراق، و نيز زمينه بحران اقتصادي و اجتماعي پرداخت. درواقع، بدهي عمومي برخي از جمهوري خواهان را به گزينش کاهش هزينه ها و بودجه نظامي واداشت. در ماه اوت ٢٠١١، کنگره به يک برنامه رياضت اقتصادي (موسوم به « در بند نگهداشتن ») راي داد که کاهشي هزار ميليارد دلاري در بودجه ارتش درمدت ١٠ سال را پيش بيني مي کرد. به اين ترتيب «بازهاي بودجه اي» بر «بازهاي نظامي» غلبه يافتند. موفقيت نامزدي ترامپ و کروز تائيدي بر اين گرايش جديد است و شکاف فزاينده بين سياست خارجي رسمي و راي دهندگان خواهان عدم مداخله را نشان مي دهد. کروز، ترامپ و اوباما در اين ايده سهيم اند که متحدان واشنگتن – از عربستان سعودي گرفته تا فرانسه و کشورهاي حاشيه خليج [فارس]، آلمان و ژاپن – مي بايد از گذاشتن بار سنگين نظام امنيت بين المللي بردوش آمريکا دست بردارند.

لوموند در پایان می نویسد: آيا ايالات متحده مي تواند از امروز به فردا تصميم بگيرد که ديگر نمي خواهد رهبري اي که در مدت ٦٠ سال به نيروي اسلحه به دست آورده را به عهده داشته باشد؟ آيا ايالات متحده مي تواند بدون هيچ گونه ناراحتي روحي و بازپرداخت و جبران (مالي، حمايت ديپلماتيک برمبناي همکاري دوجانبه وعادلانه و غيره) خود را از منطقه اي که مدت ها آن را بي ثبات کرده کنار بکشد؟ جِرِمي شاپيرو، پژوهشگر «بنياد بروکينگز» و مشاور وزارت خارجه موضوع را به شکلي خلاف عرف چنين خلاصه مي کند: « آن چه اهميت دارد دستيابي به صلح [درخاورنزديک] نيست، بلکه اين است که ايالات متحده تا چه حد در بوجود نيامدن صلح مسئوليت دارد ». اما تاريخ را نمي توان محو کرد: حتي زماني که ايالات متحده ديگر سربازي در منطقه نداشته باشد، مسئول هرج و مرجي است که ايجاد کرده است.

منبع:فرهنگ

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها