امروز : پنجشنبه ۳ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 22
۰۳:۳۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 163616
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ - ساعت ۱۱:۱۳
تعداد بازدید: 218
امروزه سرمايه‌ انساني کارآمد نقش بسيار مهمي در جوامع توسعه يافته دارد و به همين جهت دولت‌ها معمولاً درصدد گسترش آموزش‌هاي عمومي و تخصصي هستند. یکي از خصوصيات جامعه‌ مهدوي نیز فراواني علم و دانش مردم در اين زمان است.

بر اساس آنچه از روایات و احادیث مستند و قطعی ما بر می آید دوران ظهور و عصر تشکیل حکومت کریمه مهدوی، درخشان ترین و پر رونق ترین عصر اقتصادی در طول حیات بشر خواهد بود. توصیفاتی که در این رابطه در متن جوامع حدیثی و روایی ما نقل شده، نوید دورانی سرشار از برکت، نعمت، رفاه، عدالت و... را می دهد.

 

خبرگزاری شبستان در همین رابطه گفت و گویی داشته است با حجت الاسلام رحیم کارگر، کارشناس مرکز تخصصی مهدویت حوزه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی که پیش از این بخش نخست این گفتار منتشر شد؛ و حالا ادامه بحث:

 

قبلا اشاره کردید که عمران و آبادانی و حل مشکلات اقتصادی در رأس برنامه های حضرت مهدی (عج) قرار دارد؛ این امر خطیر چگونه عملی می شود و مهمترین اقدامات ایشان در این عرصه چیست؟ 

مهم ترین اقدامات حضرت(ع)، مباح اعلام کردن بهره وری شایسته و عادلانه و سازنده از مواهب و نعمت هایی که خداوند برای انسان پدید آورده است. همچنین، اعطای آزادی های گوناگون در امور اقتصادی و اجتماعی و صنعتی، بر اساس حق و عدالت اسلامی و نیز بهره وری از مواهب و امکانات و نیروهای طبیعت و میدان دادن به مغزها و اندیشه های توانا و سازنده و مبتکر از دیگر اقدامات اقتصادی است.

 

با این تفاسیر آیا می توان گفت ما در عصر ظهور شاهد یک نوع فرهنگ اقتصادی خاص خواهیم بود که مولفه ها و ویژگی های خاص خود را دارد؟ 

بله فرهنگ اقتصادی عصر ظهور را می توان در سه حوزه بینش اقتصادی، منش اقتصادی و کنش اقتصادی بررسی کرد: که در رابطه با هر یک از این حوزه ها باید به چند نکته توجه داشت؛ به عنوان مثال درباره بینش اقتصادی باید چند مطلب را بدانیم  الف: معنويت گرایی و تشکیل جامعه صالح: یعنی بدانیم که گسترش دانش و تأمين بهداشت و امنيت و رفاه جامعه وقتى ارزش‏مند است که در چارچوب فلسفه آفرینش (تقرب به خدا) باشد نه به قيمت فداکردن ارزش ‏هاى معنوى و از ياد بردن هدف اصلى يعنى سعادت أخروى. حضرت مهدي علیه السلام در گام اول به اين مهم اقدام نموده و تربيت انسان‌هايي صالح براي تشکيل نظام جهاني خود را شروع مي‌کنند.

 

البته طبيعي است که فلسفه انتظار زمينه‌ چنين اقداماتي را فراهم کرده و کادرهاي اوليه براي اين کار به وجود آمده‌اند. چرا که  در یک جامعه مهدوي، صفات رذيله از جامعه رخت برمي‌بندد و زمينه گناه و جرايم اجتماعي، اقتصادي و ... از بين مي‌رود.

 

امام صادق علیه السلام در اين باره مى فرمايند: «وَ يُحْسِنَ حَالَ عَامَّةِ النَّاسِ وَ يَجْمَعَ اللَّهُ الْكَلِمَةَ وَ يُؤَلِّفَ بَيْنَ الْقُلُوبِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ لاَ يُعْصَى اللَّهُ فِي أَرْضِهِ...»؛ «در عصر حضرت مهدي(عج) خداوند وحدت کلمه پديد مى آورد و قلوب ناسازگار را با يکديگر الفت مي‌بخشد و معصيت او در روي زمين صورت نپذيرد ...»، (علامه مجلسی، 1404ق، ج52، ‌ص127، ح20).

 

موضوع گسترش علوم و روایاتی که در این رابطه در منابع حدیثی ما وجود دارد، در کجای این پازل اقتصادی قرار می گیرد؟  

نکته دوم در بحث بینش اقتصادی، مسئله دانش محوری و توانمندسازی علمی است. امروزه سرمايه‌ انساني کارآمد نقش بسيار مهمي در جوامع توسعه يافته دارد و به همين جهت دولت‌ها معمولاً در صدد گسترش آموزش‌هاي عمومي و تخصصي به منظور کارآمد نمودن مديريت‌ها و نيروي کار و افزايش بهره‌وري در اقتصاد مي‌باشند. يکي از خصوصيات جامعه‌ مهدوي نيز فراواني علم و دانش مردم در اين زمان است.

 

علم و دانش در زمان ايشان به بلوغ خود مي‌رسد. اين پيشرفت هم در زمينه علوم مادي اتفاق مي‌افتد و هم در ناحيه علوم الهي و معارف ديني. اين ويژگي موجبات رفاه و فراواني نعمت را نيز فراهم مي‌سازد. اين دانش سبب مي‌شود مردم بهتر بتوانند از نعمت‌هاي خدادادي استفاده کنند. از اسراف و اتلاف در منابع و عوامل توليد پرهيز شده و سطوح رفاه بالاتري را براي مردم به ارمغان مي‌آورد.

 

امام صادق(ع) فرمودند: «الْعِلْمُ سَبْعَةٌ وَ عِشْرُونَ حَرْفاً فَجَمِيعُ مَا جَاءَتْ بِهِ الرُّسُلُ حَرْفَانِ فَلَمْ يَعْرِفِ النَّاسُ حَتَّى الْيَوْمِ غَيْرَ الْحَرْفَيْنِ فَإِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرِينَ حَرْفاً فَبَثَّهَا فِي النَّاسِ وَ ضَمَّ إِلَيْهَا الْحَرْفَيْنِ حَتَّى يَبُثَّهَا سَبْعَةً وَ عِشْرِينَ حَرْفاً»، (علامه مجلسی،1404ق، ج52، ص336، ح73)؛ علم بيست و هفت حرف است، پس همه آنچه را كه هر يك از پيامبران آوردند دو حرف است و تا امروز مردم غير از آن دو حرف را نمی ‏شناسند و آنگاه كه قائم ما قيام نمايد، بيست و پنج حرف ديگر را خارج ساخته و در ميان مردم منتشر مى‏ سازد و دو حرف ديگر را به آنها مى ‏افزايد تا تمام بيست و هفت حرفِ علم را در ميان مردم منتشر نمايد.

 

روایت جالب و قابل توجه دیگری هم در این باره وجود دارد مبنی بر تکامل عقول انسان ها در عصر ظهور؛ آیا این روایت نیز همان موضوع رشد علمی و عقلی بشر در این دوران را بیان می کند؟   

خردگرایی و توانمندسازی عقول انساني به خودی خود و جدای از رشد علمی، یکی از شاخصه های دولت مهدوی و بالطبع بینش اقتصادی آن عصر است. عقل، پايه و اساس انسانيت، حجت باطني خداوند، وسيله فهم و دريافت معارف اعتقادي و يكي از منابع استنباط احكام فقهي اسلام است. شكوفاسازي و تربيت اين موهبت ارجمند الهي، رسالت تمامي اديان آسماني، به ويژه دين اسلام بوده است.

 

 در این روايت قابل توجه نیز به اين بُعد از كمال فكري و عقلي بشر ـ كه در عصر ظهور در حد بالايي خواهد بود ـ اشاره شده است. امام باقر علیه السلام مي‌فرمايند: «اِذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ يَدَهُ عَلي رُؤُوسِ العِبادِ فَجَمَعَ بِه عُقُولَهُم وَ كَمُلَت بهِ اَحْلامَهُم»، (محمد بن يعقوب كليني، كافي ، 1365، ج1، ص 25، ج1)؛ «وقتي قائم قيام كند، دست (عنايتش) را بر سر بندگان مي‌نهد و بدين وسيله عقل آنها زياد شده و فهم شان بالا مي‌رود (كامل مي‌گردد) »

 

البته علامه مجلسي در مرآة العقول درباره اين روايت مي‌گويد: «ضمير در «يده» يا به خداوند بر مي‌گردد و يا به قائم و در هر دو حال اين سخن كنايه از بخشندگي و مهرباني، يا قدرت و تسلط مي‌باشد و اين دومي احتمالش بيشتر است.»

 

 به نظر مي‌رسد اين جمله، كنايه از تربيت امت اسلامي توسط امام قائم(عج) است و تعبير از «رؤوس» (سرها)، به آن دليل است كه مردم سر را مركز خرد و انديشه مي‌دانند و دست بر سر نهادن كنايه از اقناع و تربيت است و فرقي نمي‌كند كه خداوند مربي باشد و يا مهدی علیه السلام؛ زيرا قانون مهدوي، همان قانون الهي است و تربيت او، آيت تربيت پروردگار بلندمرتبه مي‌باشد. به اين ترتيب آن نتيجه مطلوب تربيت ـ كه عبارت است از گردآمدن عقل‌ها و تكامل انديشه‌ها ـ به بار مي‌نشيند.

 

به نظر شما منظور از تکامل عقلی انسان در این دوره، رشد علمی و بهره وری از نیروی تفکر در زندگی مادی است؟ یعنی این مولفه هم در وضعیت اقتصادی عصر ظهور تاثیرگذار است؟

آنچه به نظر می رسد منظور از گردهم آمدن عقل‌ها، توافق بر یک عقيده واحد و برنامه قانون واحد است. آن طور كه به سختي مي‌توان، تصور كرد بين دو نفر كه در تفكّر كلّي دولت جهاني مهدوي ذوب شده‌اند، اختلافي درگيرد؛ به ويژه زماني كه امت و بشريت به درجه‌اي از كمال برسند كه افكار عمومي آنها «معصوم» و همنوايي و اتفاق در كارها بسيار آسان شود.

 

به عبارت دیگر مراد از تكامل انديشه‌ها (كَمُلَت به احلامهم)، رشد يافتگي هرچه بيشتر انسان‌ها است. اين تعبير به جنبه خيرخواهانه انسان باز مي‌گردد؛ همان جنبه‌اي كه نخستين مرحلة آن عدالت فردي و بالاترين مرحله‌اش «عصمت» است كه جامعه بشري سرانجام به آن خواهد رسيد.

 

اين نتيجه در هر دو جنبه علمي و رواني، موجب پديد آمدن بينش و بيداري در دولت و جامعه مهدوي مي‌شود؛ همان بينشي كه در ژرفاي آن، جز براي كساني كه در آن عصر زندگي مي‌كنند، ممكن نيست و ما نيز تنها عناوين كلّي آن را مي‌شناسيم. مردم در پرتو این خردورزی و تبعیت از امام خود بر همه مشکلات اقتصادی غلبه می کنند: «وَ اعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمْ طَالِعَ الْمَشْرِقِ سَلَكَ بِكُمْ مَنَاهِجَ الرَّسُولِ ... وَ كُفِيتُمْ مَئُونَةَ الطَّلَبِ وَ التَّعَسُّفِ وَ نَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الْأَعْنَاقِ ...؛ بدانيد اگر شما از منجى شرق (مهدى)، پيروى کنيد، شما را به روش پيامبر(ص) در مى آورد تا از رنج طلب و سختى (براى دستيابى به وسايل زندگى) آسوده باشيد و بار سنگين (زندگى) را از شانه هايتان بر زمين نهید.»

ادامه دارد ...

منبع:خبرگزاری شبستان 

آخرین اخبار